7 دوستدار 0 امتیاز منفی
642 بازدید
سوال شده در گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت توسط (1.4k امتیاز)
بسته شده توسط

1-خلاصه یادگیری شما از جلسه  درس این هفته  ( 10 سطر)

2-مهمترین ابهام و پرسش حل نشده شما از مباحث این هفته (2 سطر)

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (223 امتیاز)
استاد یه سوال داشتم ما وقتی در مورد ابعاد انسان حرف زدیم این انسان شناسی میشه درسته ؟

این یکم برای من مبهم بود چون بالاخره انسان هم جزئی از هستی هست

و اینکه بچه ها این رو در زمره ی هستی شناسی آورده بودن
دارای دیدگاه توسط (218 امتیاز)
این هفته کلاس در کلاس درباره مبانی هستی شناسی و مبانی انسان شناسی صحبت کردیم مه بسیار برای من پر محتوا و آموزنده بود و روش تدریس از نظرم عالی بود.

گروه ما درباره فنا پذیری جهان آخرت و گذرا بودن آن صحبت کرد برای مثال ویژگی ذاتی جهان آخر می شود به این نکته اشاره کرد که تمام پدیده های عالم طبیعت محدود و گذرا هستن و روزی به زوال و فنا میروند و این دنیا گذرا و فانی هست و زمینه ساز رستاخیز عظیم و حیات ابدی است و ماهیت و حقیقت برای آخرت است و عمر و کیفیت زندگی ما در مقایسه با آخرت کم و قابل درک نیست.

ابهام و سوالی ندارم ممنونم

مائده مشهدی رمضانی

گروه 16 آموزش ابتدایی
دارای دیدگاه توسط (162 امتیاز)
ویرایش شده توسط
در رابطه با مبانی هستی شناسی به خوبی در کلاس صحبت شد

و حقیقتا من هم به فکر فرو رفتم

نکته ای که به نظرم رسید تئوری های مطرح شده در کلاس در رابطه با یگانگی هستی نبود

بلکه این بود که ما تا چه اندازه توان این را داریم

تا با این دید به مسائل زندگی نگاه کنیم

حس میکنم زمانی که ما انسان ها درگیر زندگی و مسائل روزمره میشویم

این دیدگاه را نسبت به زندگی از دست میدهیم

این دیدگاه میتواند حس ما را نسبت به خیلی مسائل عوض کرده و مسائل را در نظر ما از مسائل سخت و دشوار به مسائل اسان تر تغییر دهد

حتی درونا انسان متوجه میشود که مسائلی که ظاهرا ضد دین به نظر می آید هم در عمق خود نشان دهنده خداست زیرا که عالم در وحدت است

امیدوارم که این مسائل از مباحث فلسفی به مباحث روزمره تغییر ماهیت بدهد

منظورم این است که انسان ها بتوانند از این دیدگاه در زندگی روزمره خود استفاده کنند

ابهامی نیست تنها سوالم این است که چطور میشود مباحث فلسفی را با زندگی عموم مردم پیوند داد ؟

که قطعا خود ما بخشی از این تلاش هستیم

مریم جنگی

30 پاسخ

7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (232 امتیاز)
ویرایش شده توسط

 ۱. خلاصه یادگیری از جلسه درس این هفته 

در این جلسه با مبانی «هستی‌شناسی» از نگاه الهی آشنا شدم. هستی دارای نظامی هدفمند و حکیمانه است که بر پایه اراده و علم الهی شکل گرفته است. تمام موجودات در مسیر حرکت جوهری خود به سوی کمال مطلق یعنی خداوند در حرکت‌اند. وجود، خیر محض است و شر، عدم وجود کمال. جهان دارای نظام علت و معلولی منسجم است و هر پدیده‌ای در پی علت تامه‌ی خود تحقق می‌یابد. اراده انسان در کنار مشیت الهی معنا می‌گیرد و محدود اما واقعی است. وحدت در کثرت و هماهنگی اجزای هستی نشان‌دهنده‌ی توحید و نظم کامل آفرینش است. هر ذره از هستی، نشانه‌ای از علم و حکمت خداوند است. حرکت، تغییر و صیرورت دائم موجودات نشانه‌ی حیات پیوسته نظام آفرینش است. هدف نهایی خلقت، رساندن همه مراتب هستی به قرب و کمال الهی است.

نظام هستی جلوه‌ای از حکمت، علم و تدبیر الهی است که هر جزء آن در خدمت غایت واحدی قرار دارد. حرکت عمومی موجودات در مسیر تکامل، نشانه‌ای از هدایت جهانی خداوند است. شناخت این نظام، انسان را به تأمل در معنا و هدف زندگی و نزدیکی به خالق خویش دعوت م‌کند.

۲. مهم‌ترین ابهام و پرسش از مباحث این هفته 

 اگر همه چیز مطابق قضا و قدر الهی رخ می‌دهد، نقش مسئولیت انسان چگونه تعریف می‌شود؟

الهه احسان دوست-گروه 16 آموزش ابتدایی

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
دقیقا الهه حرف‌هات به‌خوبی نشان می‌دهد که جهان از نگاه الهی یه مسیر حساب‌شده‌است.هر موجودی تو جای خودش معنا داره و به سمت یه مقصد بالاتر هدایت می‌شود.در کل، این نوع هستی‌شناسی آدم رو به آرامش و هدف‌مندی بیشتری می‌رساند
دارای دیدگاه توسط (235 امتیاز)
الهه جان باتوجه به سوالی که پرسیدی من فکر میکنم قضا و قدر یعنی خداوند یک قانون کلی و یک مسیر درست برای جهان گذاشته اما اینکه من چه‌ طور رفتار کنم انتخاب خودمه.

درواقع قضا و قدر مثل اینکه خدا به من عقل، اختیار، شرایط زندگی و امکان انتخاب داده. و عمل انسان مثل اینکه من می‌ تونم خوب انتخاب کنم یا بد.

مثل معلمی که کلاس و کتاب و فرصت یادگیری رو فراهم میکنه ولی اینکه من درس بخونم یا نخونم پای خودمه.

زهرا محمدبیگی

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت
دارای دیدگاه توسط (214 امتیاز)
با توجه به مبانی هستی‌شناسی الهی، جهان دارای نظامی هدفمند و حکیمانه است و همه موجودات در مسیر حرکت به سوی کمال مطلق یعنی خداوند قرار دارند. این دیدگاه گاهی این سؤال را ایجاد می‌کند که اگر همه چیز تحت اراده و مشیت الهی رخ می‌دهد، نقش و مسئولیت انسان چه جایگاهی دارد؟ یکی از پاسخ‌های ممکن این است که اراده انسان، هرچند محدود و در چارچوب مشیت الهی است، همچنان واقعی و مؤثر است. یعنی خداوند نظامی خلق کرده که در آن حرکت انسان معنا دارد و انتخاب‌ها و اعمال او می‌تواند مسیر حرکت به کمال را هموار یا دشوار کند. به عبارت دیگر، قضا و قدر الهی، قانونمند و کلی است، اما جایگاه انسان در تصمیم‌گیری و تلاش برای تحقق کمال، نقشی فعال و مسئولانه دارد. بنابراین، مسئولیت انسان نه در تضاد با اراده الهی است و نه بی‌معنی، بلکه یکی از ابزارهایی است که نظام هستی برای هدایت موجودات به سوی کمال مطلق پیش‌بینی کرده است.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (227 امتیاز)

سارا کوشکستانی 

خلاصه یادگیری از درس این هفته

به نام خدا.  این هفته یاد گرفتم که جهان هستی یک نظام یکپارچه و هماهنگ دارد و این هماهنگی نشانه قدرت و حکمت خداوند است. همه موجودات برای من مثل نشانه‌هایی از خداوند هستند و هستی مثل آیینه‌ای از صفات او عمل می‌کند. اصل علیت را یاد گرفتم و فهمیدم که هر موجود ممکن‌الوجود برای تحقق، نیازمند علت است. به نظرم کل جهان مجموعه‌ای از علت‌ها و معلول‌های مرتبط و پیوسته است و این ارتباط باعث می‌شود اجزا بتوانند با هم تعامل و ارتباط دوسویه داشته باشند. همچنین فهمیدم که جهان همیشه در حال تغییر است و هیچ موجود مادی حالت ثابت و دائمی ندارد. حرکت موجودات تدریجی و وابسته به زمان است، یعنی همه چیز در جریان و صیرورت است. نظریه حرکت جوهری را یاد گرفتم که تغییر فقط در ظاهر نیست و در ذات موجودات هم رخ می‌دهد. فهمیدم که همه اجزای عالم در مسیر تکامل‌اند و این حرکت به سوی کمال مطلق که خداوند است هدایت می‌شود. 

 مهم‌ترین ابهام و پرسش از مباحث این هفته

اما  برایم سؤال است که چگونه دقیقاً می‌توان مرز میان «تغییر عرضی» و «تغییر جوهری» را در موجودات تشخیص داد؟

گروه 16 آموزش ابتدایی دانشگاه شهید شرافت تهران 

سارا کوشکستانی 

دارای دیدگاه توسط (235 امتیاز)
ساراجان من فکرمیکنم تغییر عرضی یعنی فقط ظاهر چیزی و ویژگی های بیرونیش عوض بشود مثلا کسی وزنش کم یا زیاد بشه اما در تغییر جوهری خود وجود فرد عوض میشه مثل رشد انسان که از کودکی تا بزرگسالی میرود که فقط تغییر ظاهر نیست و وجودش هم رشد میکنه.

زهرا محمدبیگی

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت
7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (222 امتیاز)

در رابطه با این صحبت شد  که انسان موجودی دو بُعدی است؛ ترکیبی از جسم و روح که روح او دارای فطرتی الهی است. این فطرت هم شناخت خدا را در خود دارد و هم میل به پرستش، حقیقت‌جویی، اخلاق و زیبایی. اگر انسان این فطرت را پرورش دهد شکوفا می‌شود و اگر رها کند دچار فراموشی می‌گردد. در بخش هستی‌شناسی نیز گفته می‌شود که جهان بر اساس قانون علت و معلول اداره می‌شود؛ همهٔ پدیده‌ها به یکدیگر وابسته‌اند و در نهایت علت نهایی و سامان‌دهندهٔ جهان خداوند است. در کل، انسان در دل جهانی هماهنگ و علت‌مند زندگی می‌کند و با داشتن روح، فطرت و میل به کمال، باید مسیر رشد و تعالی خود را آگاهانه دنبال کند.

دارای دیدگاه توسط (236 امتیاز)
خیلی عالی و روان توضیح دادی نوشته‌ات کاملاً نشون می‌ده که مفهوم دو‌بُعدی بودن انسان و نقش فطرت رو خوب درک کردی. اینکه ارتباط بین فطرت، میل به کمال و مسئولیت آگاهانه انسان رو کنار قوانین علت و معلول جهان آوردی، متن رو خیلی منسجم و فهم‌پذیر کرده.این‌که تونستی بین هستی‌شناسی و انسان‌شناسی یک خط ارتباطی ایجاد کنی واقعاً نقطه قوت نوشته‌اته خلاصه‌ات دقیق، مرتب و بدون حاشیه‌ رفتن بود؛ خواننده راحت می‌تونه باهاش ارتباط بگیره.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)

وقتی از «دو بُعدی بودن انسان» سخن می‌گوییم، نباید فقط به جدایی جسم و روح فکر کنیم؛ بلکه باید به تعامل روزمره‌ی این دو بُعد در زندگی روزمره هم توجه داشته باشیم. جسم ما در کلاس با خستگی یا هیجان واکنش نشان می‌دهد، در حالی که روح همان لحظه درگیر پرسش‌های عمیق‌تر درباره معنا و هدف یادگیری است. هماهنگی این دو بُعد باعث می‌شود یادگیری فقط یک فعالیت ذهنی نباشد، بلکه تجربه‌ای کامل انسانی و بخشی از حرکت جهان به سوی کمال باشد.

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
درسته هستی جان به نظر من انسان فقط یه موجود مادی نیست و یه ریشه‌ٔ الهی در درونش داره و در جهانی زندگی می‌کند که همه‌چیزش بر پایهٔ علت و نظم پیش می‌رود و خودش هم بخشی از همین مسیر تکامل است و اگر به فطرتش توجه کند، راه رشد و کمالش را بهتر پیدا می‌کندو به آن هدف الهی نزدیک‌تر می‌شود
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
سلام

به نظرم این دو بعدی بودن انسان میتونه موهبت الهی باشه چون واقعا اینکه ما بتونیم از هر موضوع دو برداشت متفاوت و مربوط به دو بعد متفاوت تشکیل دهنده مون داشته باشیم .

نازنین زهرا شاهوردی گروه 16 آموزش ابتدایی شرافت
8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (236 امتیاز)

۱. خلاصه یادگیری‌های این هفته

 ما در این هفته خوندیم که تربیت هم خودش هستی هستش  جهان هستی بر اساس حق و عدل آفریده شده است و هدف هستی رسیدن به خدا هست و خداوند غایت هستی هست و همه موجودات هدایت تکوینی می‌شوند و به سوی کمال حرکت می‌کنند هرجا کمال باشد نشانه‌ای از خداست و در این دنیا یک زنجیره به هم پیوسته علت و معلول در نظام آفرینش وجود دارد و جهان آفرینش به علت توحید در خالق دارای نظام یکپارچه و هماهنگ است و این جهان نشانه‌های حقیقی و واقعی و عینی از پروردگار است. همه موجودات محدودیت دارند اما خداوند نامحدود است . عمر دنیا در مقابل عمر آخرت مثل چند روز یا چند ساعتی بیش نیست و کیفیت این دنیا با آن دنیا قابل قیاس نیست. انسان شناسی هم بخشی از هستی شناسی است که یعنی مطالعه خودمان و منابع اصلی شناخت: (۱.انسان تعالیم و معارف اصیل انسانی. ۲.مباحث فلسفه اسلامی.) است که انسان رو به عنوان یکی از عناصر سه گانه مورد مطالعه قرار می‌دهد.انسان دو بعد داره روح و جسم که در هم تنیده شدند اما روح به جسم نیازمند نیست ولی جسم به روح نیازمند هستش و روح باطن جسم هست و جسم ظاهر روح و هر جدایی ناپذیرند و وحدت دارند حقیقت انسان روح اوست و کمال واقعی بشر کامل جنبه‌های روحانی اوست که در مسیر تعالی و جاودانگی قرار دارد.

۲. سوال مبهم این هفته

 درس این هفته بسیار روان بود و با این روش به خوبی من متوجه مطالب شدم و سوالی نیست خیلی ممنون از توضیحات خوب شما.

ساغر مرادی آموزش ابتدایی شهید شرافت 

دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)

به نظرم جهان هستی با هدف، نظم و بر اساس حق و عدالت الهی آفریده شده است و تمامی موجودات در مسیر کمال و به‌سوی خداوند در حرکت‌اند. نشانه‌های الهی در سراسر آفرینش قابل مشاهده‌اند و عمر دنیا در مقایسه با آخرت بسیار کوتاه و ناچیز است.

در حوزه انسان‌شناسی نیز تصریح می‌شود که انسان دارای دو بُعد جسم و روح است؛ با این تفاوت که حقیقت اصلی انسان روح اوست. جسم وابسته به روح است، اما روح وابستگی وجودی به جسم ندارد. ازاین‌رو کمال حقیقی انسان در پرورش و تعالی ابعاد روحانی او معنا پیدا می‌کند و رشد واقعی بشر در مسیر تقویت جنبه‌های درونی و معنوی شکل می‌گیرد.

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به‌نظرم حرف‌هایی که نوشتی ساغر  یه چارچوب منسجم از نگاه دینی به جهان و انسان می‌دهد که همه‌چی رو به سمت یه هدف واحد، یعنی خدا، معنا می‌کنه.اینکه روح رو اصل بدونیم باعث می‌شه ارزش واقعی انسان رو توی بُعد درونی و معنویش ببینیم، نه فقط ظاهر.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)

نکته‌ای که در نوشته‌ات خیلی جالب بود، تأکید بر وحدت جسم و روح و حرکت همه موجودات به سمت کمال الهی است. چیزی که می‌تونم به‌عنوان نگاه جدید اضافه کنم اینه که وقتی تربیت رو بخشی از هستی می‌دونیم، در واقع هر تجربه‌ی آموزشی و هر تلاش فردی ما هم جزئی از حرکت کلی جهان محسوب می‌شه. این یعنی حتی کوچک‌ترین تغییر در رفتار یا یادگیری یک دانشجو، فقط یک اتفاق شخصی نیست؛ بلکه حلقه‌ای از همان زنجیره علت و معلول در نظام آفرینش است. این نگاه باعث می‌شه ارزش یادگیری‌های روزمره‌مون خیلی بیشتر بشه، چون می‌فهمیم که درس خواندن و رشد فردی ما هم سهمی در هماهنگی و عدالت جهانی دارد.  

9 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (232 امتیاز)
ویرایش شده توسط

1)خلاصه مطالب این هفته :

جهان آفرینش بر اساس حق و عدل،و هدفمند است وبی‌هدف آفریده نشده است هدف نهایی تمام مراتب وجود رسیدن به خداوند است و همه موجودات در جهان از خداوند هستند و به سوی خداوند نیز حرکت می‌کنند.جهان آفرینش نشانه‌ای واقعی ،حقیقی و عینی از خداوند است و قراردادی و فصلی نیست و همیشه وجود دارد همچنین این جهان پیوسته در حال تغییر و دگرگونی است.اشاره به نظریه حرکت جوهری که تغییرات در جهان فقط در ظاهر آن نیست بلکه جهان در باطن و ذات خود نیز در حرکت و تغییر است .همه موجودات جهان محدودیت دارند و مزاحم همدیگر هستند ولی خداوند هیچ محدودیتی ندارد .به بحث عدالت اشاره شد که متوجه شدیم عدالت یعنی هرچیزی باید در جای خودش قرار گیرد در ادامه به تفاوت دنیا و آخرت پرداختیم که در نتیجه این جهان گذرا است و زمینه ساز رستاخیز و حیات ابدی می‌باشد.

با منابع اصلی شناخت آشناشدیم که شامل تعالیم و معارف اصیل اسلامی و مباحث فلسفه اسلامی است. همچنین به ساختار انسان پرداختیم که  دو بعد دارد بعد جسم و روح، که بعد جسم مادی و روح مجرد است و این دو بعد در ارتباط با یکدیگر هستند و در نهایت حقیقت انسان روح آن است که امری غیر مادی و فناناپذیر است

2)مهم ترین ابهام من از مباحث این هفته :من تمامی مطالب این هفته را با توضیحات خوب استاد محترم و کنفرانس های مفید بچه ها به خوبی متوجه شدم و ابهامی برای من وجود ندارد باتشکر .

دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
دقیقا. غایت نهایی همه مراتب وجود، رسیدن به خداوند است و همه موجودات از جانب او پدید آمده و در مسیر بازگشت به سوی او حرکت می‌کنند. جهان هستی نشانه‌ای واقعی، حقیقی و دائمی از پروردگار است و نه امری قراردادی یا موقّت. افزون بر این، عالم همواره در حال دگرگونی است و بر اساس نظریه «حرکت جوهری»، این تغییر و تحول تنها در ظاهر نیست، بلکه باطن و حقیقت جهان نیز پیوسته در حرکت و تبدل قرار دارد. همه موجودات عالم دارای محدودیت‌اند و گاه مانع یکدیگر می‌شوند، در حالی که خداوند متعال هیچ‌گونه محدودیتی ندارد. همچنین در بحث عدالت روشن شد که عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای شایسته و مناسب خود است. در ادامه، تفاوت دنیا و آخرت مورد توجه قرار گرفت و بیان شد که دنیا مرحله‌ای گذرا و مقدمه‌ای برای رستاخیز و حیات جاودانه است.
دارای دیدگاه توسط (236 امتیاز)
خیلی عالی خلاصه کردی مطالبت کاملاً منسجم و قابل فهم بود، مخصوصاً بخش توضیح حرکت جوهری و تفاوت دنیا و آخرت که خیلی روان بیان شده بود. این‌که به ساختار انسان هم پرداختی و ارتباط جسم و روح رو کنار مباحث هستی‌شناسی آوردی، نشون می‌ده کاملاً به بحث مسلطی.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)

یک نگاه تازه به این متن می‌تواند این باشد که جهان آفرینش را نه فقط یک نظام بزرگ و کلی، بلکه همچون «کلاس درس دائمی» ببینیم. همان‌طور که در کلاس هر موضوع جایگاه خودش را دارد و اگر چیزی در جای درست قرار نگیرد یادگیری ناقص می‌شود، در جهان هم عدالت یعنی هر پدیده در جای مناسب خودش باشد. وقتی می‌فهمیم عدالت فقط یک مفهوم فلسفی نیست، بلکه در زندگی روزمره‌ی ما هم معنا دارد مثلاً وقتی تلاش، پرسشگری و اخلاق در جای درست خود قرار بگیرند، مسیر یادگیری و رشدمان هماهنگ با همان حرکت جوهری جهان خواهد شد.

دارای دیدگاه توسط (214 امتیاز)
مطالب این هفته نشان می‌دهد که جهان آفرینش نظام‌مند، هدفمند و مبتنی بر حق و عدل است و همه موجودات در مسیر حرکت به سوی خداوند قرار دارند. حرکت جوهری موجودات بیانگر تغییر و تحول دائمی در ذات و باطن جهان است و محدودیت‌های موجودات در برابر بی‌کرانی و کمال مطلق خداوند، جایگاه ویژه انسان و مسئولیت او را پررنگ می‌کند. انسان با داشتن بعد جسمانی و روحی، موجودی مرکب و پیوسته در تعامل با جهان است، اما حقیقت او روح فناناپذیر اوست که قابلیت دست‌یابی به کمال ابدی را دارد. عدالت، به معنای قرار گرفتن هر چیز در جایگاه خود، نشان‌دهنده نظم و حکمت جهان است و گذرایی دنیا و وجود آخرت، این نظم را در سطح گسترده‌تر و معنوی نشان می‌دهد. شناخت منابع اصیل اسلامی و فلسفه، به ما کمک می‌کند تا این نظام هدفمند و رابطه میان جسم و روح انسان را بهتر درک کنیم و به تأمل درباره معنا و جهت حرکت زندگی خود بپردازیم.
8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (219 امتیاز)

بسم الله الرحمن الرحیم 

فاطمه بختیاری آموزش ابتدایی گروه ۱۶ 

خلاصه يادگيری جلسه اين هفته

اين جلسه بيشتر درباره نظام علی و معلولی عالم هستی بود و اينكه هر چيزی در جهان به علتی وابسته است و هيچ چيزی بی دليل به وجود نمی آيد فهميدم كه هدايت در عالم دو نوع است هدايت عمومی كه در وجود همه موجودات قرار داده شده و باعث می شود هر موجودی به سمت كمال مخصوص خودش برود و هدايت اختصاصی كه مخصوص انسان است و از طريق عقل اختيار و پيامبران در اختيار او قرار می گيرد گفته شد كه عالم بر اساس حق و رحمت اداره می شود و مسير رشد هر موجود مشخص است و اگر موجودی از مسير خودش خارج شود نتيجه طبيعی آن محروم شدن از كمال است نه مجازات مستقيم ياد گرفتم كه بعضی حقايق عالم مادی و قابل مشاهده هستند و بعضی ديگر غايب و ماورايی و تربيت بايد هر دو جنبه را در نظر بگيرد در نهايت فهميدم كه شناخت نظام علت و غايت در عالم باعث می شود تربيت با طبيعت انسان هماهنگ شود

مهم ترين پرسش باقی مانده

هنوز برايم مبهم است كه نقش اختيار انسان در اين نظام علی و معلولی دقيقا كجاست؟

آيا اختيار خودش يك علت بالاتر است يا در محدوده قانون عليت عمل می كند؟

دارای دیدگاه توسط (236 امتیاز)
ویرایش شده توسط
خیلی خوب و روان توضیح دادی واقعاً متن تو باعث شد نکات مهم درباره نظام علی و هدایت انسان بهتر برام روشن بشه. خوشم اومد که هم به جنبه‌های عمومی و هم به جنبه‌های اختصاصی توجه کردی و سعی کردی تعادل رو نگه داری. سوال‌هایی که آخر گذاشتی هم فکر آدمو فعال می‌کنه و باعث میشه بیشتر به موضوع فکر کنه. فقط یه نکته کوچیک اینکه بعضی جملات طولانی شدن؛ اگه کمی کوتاه‌تر بیان بشن، خوندنشون راحت‌تر می‌شه.
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
گفتیم که جهان بر اساس علت و معلول اداره می‌شود و هیچ چیز بی‌دلیل به وجود نمی‌آید. هدایت موجودات دو نوع است: هدایت عمومی که در ذات همه موجودات گذاشته شده و آن‌ها را به سمت کمال مخصوص خودشان می‌برد، و هدایت اختصاصی که مخصوص انسان است و از راه عقل، اختیار و پیامبران به او داده می‌شود. گفته شد که عالم با حق و رحمت پیش می‌رود و اگر موجودی از مسیر طبیعی رشدش خارج شود، نتیجه‌اش خودبه‌خود محروم شدن از کمال است، نه یک مجازات بیرونی. همچنین فهمیدی که بخشی از واقعیت عالم آشکار و مادی است و بخشی هم غیبی و ناپیدا، و تربیت باید هر دوی این جنبه‌ها را در نظر بگیرد. در پایان هم این نتیجه به دست آمد که شناخت این نظام هدفمند، باعث می‌شود تربیت هماهنگ‌تر با طبیعت انسان انجام شود.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)

بنظرم اینکه اختیار را نه به‌عنوان «علتی بیرون از قانون علیت»، بلکه باید به‌عنوان بخشی از همان شبکه‌ی علت و معلول ببینیم؛ مثل یک گره فعال در این شبکه. اختیار انسان باعث می‌شود او بتواند مسیرهای مختلف را انتخاب کند، اما هر انتخاب خودش یک علت است که پیامد طبیعی و معلول خاصی را به دنبال دارد. به زبان ساده، اختیار مثل چراغی است که مسیرهای ممکن را روشن می‌کند، اما وقتی راهی را انتخاب کردی، قانون علیت همان راه را ادامه می‌دهد و نتیجه‌اش را شکل می‌دهد.  

دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
سلام

این سوالی هست که برای منم به وجود اومد که با توجه به این همه ابعاد و نوع نگاه به مسئله حالا در نهایت باید چوری تقسیم بندی کنیم مسائل رو ؟

نازنین زهرا شاهوردی گروه 16 آموزش ابتدایی شرافت
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (216 امتیاز)
زهرا سلیمانی

این جلسه آموختیم ک

حقیقت انسان فراتر از کالبد مادی است؛ هویت اصلی ما روح جاودان است که مبنای کمال ماست. بر اساس دیدگاه ارائه شده، همانند هر هستی دیگر، انسان نیز بی هدف آفریده نشده است و کمال نهایی او رسیدن به تعالی روحانی است.

 تأکید شد که روح و جسم جدای از هم نیستند، بلکه وحدتی ذاتی دارند؛ جسم تنها نمود بیرونی حقیقت درونی روح ماست.در بخش هستی‌شناسی، آموختیم که نظام جهان بر اساس علیت پیوسته و محکم بنا شده است و تمام جهان هستی معلول و در حال حرکت به سوی خداوند است.این ب  این معناست که جهان آفرینش یک نشانه حقیقی و عینی از مبدأ هستی است و صرفاً یک پدیده قراردادی یا فصلی نیست.همچنین، اشاره شد که این جهان پیوسته در حال تغییر است و این دگرگونی صرفاً در ظاهر نیست، بلکه شامل حرکت جوهری در ذات موجودات نیز می‌شود.

در حالی که تمام موجودات محدود و مزاحم یکدیگرند، خداوند نامحدود است و این محدودیت‌ها زمینه‌ساز عدالت به معنای «قرار گرفتن هر چیز در جایگاه شایسته خود» می‌گردد.در نهایت، با درک گذارای این جهان و تمایز آن با آخرت، فهمیدیم که این دنیا صرفاً بستر و زمینه ساز رستاخیز و حیات ابدی است
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
ویرایش شده توسط

خلاصه خوبی است و توانسته نکات کلیدی جلسه را به‌خوبی منتقل کند. توضیح درباره‌ی وحدت روح و جسم و تأکید بر هدفمندی انسان و حرکت جهان به سوی کمال  بخش‌های مهم هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی را به خوبی پوشش داده است. همچنین، اشاره به گذرا بودن دنیا و تمایز آن با آخرت، نکته‌ای ارزشمند برای درک معنای واقعی زندگی و عدالت الهی است

یک نکته تکمیلی این است که می‌توانستید مثال یا تمثیلی کوتاه برای مفهوم «حرکت جوهری در ذات موجودات» بیاورید تا فهم آن برای خواننده ملموس‌تر شود.

گروه 16 آموزش ابتدایی دانشگاه شهید شرافت تهران

سارا کوشکستانی

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به‌طور کلی خیلی خوب توصیح دادی و مشخصه که خیلی خوب مفاهیم رو درک کردی و فقط مطالب رو حفظ نکردی و اینکه گفتی روح اصل انسانه و دنیا یه مسیر برای رشدشه، کاملاً نکته مهم و ارزشمندی هست که همه ما باید به آن توجه کنیم و مدنظر داشته باشیم همچنین برداشتت از هدف‌دار بودن جهان و حرکتش به سمت خدا هم دقیق بود در کل خلاصه خوبی نوشتی .
دارای دیدگاه توسط (190 امتیاز)
این موضوع که همه‌ی موجودات محدودن و خدا نامحدوده، انگار آدم بهتر می‌فهمه عدالت واقعی یعنی چی؛ یعنی هر چیز دقیقاً در جایی که باید باشه قرار بگیره. این نگاه باعث می‌شه یه نظم عمیق‌تر پشت اتفاقات دنیا ببینیم.

نگین ده نمکی
5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (235 امتیاز)
ویرایش شده توسط

خلاصه کلاس

مبانی هستی شناسی کلی مثل پزشک عمومی است. خود تربیت یک هستی است. مخاطب این هستی یک هستی دیگری به نام انسان است.

همه مثل هم فکر نمی کنند، نوع نگاه ها متفاوت است. ابتدا از طریق حس های پنج گانه در ذهنشان یادگیری نفوذ می کند.

عدل یعنی هر چیزی سرجای خودش قرار گرفتن. اینکه می گویند حقوق همه باید مثل هم بگیرند تفکر فمینیسمی است و عدالت نیست.

هیچ چیز بدون دلیل به وجود نمی آید و علت اصلی و نهایی همه چیز اراده و کار خدا است. در جهان، تمام پدیده ها و اجزای طبیعت به هم وصل هستند.

همه چیز درحال تغییر است و دارند یک جایی می روند و آن هدف غایی خداوند است. هدایت عمومی یعنی خداوند همه ی اشیا را یک شعوری در وجودشان قرار داده که آنها می دانند باید چیکار کنند. ما هر کدام برای خودمان یک هستی هستیم و همه مثلا در یک کلاس باهم باز یک هستی است.

جایی در عالم نیست که محدودیت نداشته باشد و ما مثلا در کلاس محدودیت داریم. گاهی وقت ها مزاحم همدیگر هم هستیم. ما در این دنیا هم چیزی به دست می آوریم هم از دست می دهیم. چون ما محدود هستیم لذتمان هم محدود است.

آیه یعنی انسان وجودش با جسم شروع شده اما بقاش با روح است. الان می گویند انسان سه بعدی است: روح_ جسم_ روان.

ابوعلی سینا می گوید: هرچی به گوشت خورد آن را در دایره امکان قرار بده قضاوت نکن.

ابهام و پرسش

اگر همه ی جهان پر از نشانه های خدا است، چرا بعضی آدم ها این نشانه ها را نمی بینند و برعکسش رفتار می کنند؟

زهرا محمدبیگی

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
از نظر من زهرا دنیا یه نظم و علت داره و همه‌چیز به هم وصل هستند و همه ما وابسته به خداوند هستیم همچنین  با اون قسمت از حرفت که گفتی آدما متفاوت فکر میکنن هم موافقم آدما هرکدوم با تجربه ها و حس هاشون متفاوت فکر می‌کنند. راجب سخنی که از ابن سینا گذاشتی هم لازمه بگم  من هم همین نظر رو دارم  نباید زود قضاوت کنیم و بهتره اول بشنویم بعد نظر بدیم.
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)

سلام زهرا جان خلاصت خیلی خوب بود اما در رابطه با سوالی که پرسیدی من فکر می کنم بعضی انسان ها دل و ذهنشان آن‌قدر درگیر دنیا یا پیش‌داوری‌هاست که معنای پشت پدیده‌ها را نمی‌بینند. دیدن نشانه‌ها بیش از آن‌که به حضور آن‌ها وابسته باشد، به آمادگی و جهت‌گیری درونی انسان بستگی دارد و همان‌طور که در متن خودت اشاره کردی، انسان‌ها از طریق حواس پنج‌گانه و سپس با «نوع نگاه» خود جهان را تفسیر می‌کنند.دو نفر ممکن است یک پدیده را ببینند، اما یکی آن را نشانه‌ی نظم و حکمت بداند و دیگری فقط یک پدیده‌ی عادی و تکراری. ابن‌سینا می‌گوید ذهن انسان اگر پیش‌داوری‌ها را کنار نگذارد، توان دیدن حقیقت را ندارد و گاهی «جهل مرکب» باعث می‌شود فرد نداند که نمی‌داند.

گروه 16 آموزش ابتدایی دانشگاه شهید شرافت تهران 

سارا کوشکستانی 

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)

می‌توان گفت تربیت مثل یک موجود زنده است که در تعامل با انسان شکل می‌گیرد و رشد می‌کند. همان‌طور که هر دانشجو با تجربه‌ها، حس‌ها و نگاه‌های متفاوت وارد کلاس می‌شود، تربیت هم در برخورد با این تفاوت‌ها چهره تازه‌ای پیدا می‌کند. این یعنی یادگیری فقط انتقال اطلاعات نیست، بلکه رابطه‌ای زنده میان دو هستی است: انسان و تربیت.  

تفاوت‌ها و حتی محدودیت‌های کلاس بخشی از واقعیت هستی‌اند؛ هر پرسش، هر تعامل و حتی هر مزاحمت کوچک، جزئی از همان حرکت کلی جهان به سوی کمال است.

7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (218 امتیاز)

بسم الله الرحمن الرحیم 

معصومه اسماعیل زاده 

کلاس هفته گذشته به تاریخ 1404/08/26 

 کلاس جلسه گذشته با همان روندی که دلخواه دانشجویان بود و نظر به انجام ان داشتند برگزار شد جدای از نقد ریزی که بر ان وارد است  و ان هم نبود هماهنگی لازم برای اجرای کلاس است که خب از ان جایی که مرتبه اول بود ه که چنین روشی در کلاس انجام میشده میتوان گفت که روند کلاس مثبت ارزیابی میشود 

شروع مباحث با مبحث هستی شناسی و هدفمند بودن افرینش شروع شد که در حالت کلی به این موضوع اشاره داشت که افرینش هستی هدفمند است و به ئنبال ان میتوان گفت که خداوند است که مالک و مبدا حقیقی و غایت این جهان که خود مخلوق دست اللهی است ، است  حال این انسان است که به عنوان چیزی که وجود خود را از واجب الوجودی چون خداوند که غایت این جهان است و کمال مطلق است و سرچشمه ی  نا متناهی تمام زیبایی ها  است ، گرفته است و سعی دارد که به این کمال برسد در جهانی که، جهان افرینش است و هدفمند افریده شده است  پس چیزی جز مشیت الهی و عدالت حق  و خواست خدای عادل در ان برقرار نیست البته که باید به این موضوع اشاره کرد که در همین جهانی که ذکر شد  رابطه ی علی و معلولی نیز برقرار است  زیرا این جهان به هم پیوسته است  پس تمام اجزای ان در تعامل با یکدیگر هستند .

گفتیم که جهان و اجزای ان در تعامل با یکدیگر هستند اما بدانیم که جز به جز این جهان اینه ی تمام قد  ی است که نشان دهنده ی شکوه و جلال خالق و عظمت اوست  پس میتوان گفت که در عین کثرتی که بین اجزای جهان است وحدتی مثال زدنی وجود دارد 

  تا به الان ویژگی های جهان ی که خالق خلق کرده را گفتیم اما این نکته نیز  مهم است که  همین جهان در حال حرکت است که در سطور بالاتر ذکر شد  حرکت به سمت کمال مطلق و نامتناهی  پس ادمی از این جهان که اتفاقا فنا پذیر نیز هست حرکت میکند و تلاش میکند که به سمت اخرت و دنیای ابدی قدم بردارد شاید بهتر است برای فهم ادامه ای  موضوع کمی از ویژگی های  این انسان در حال حرکت را نیز بدانیم که در کلاس پس از  اتمام  مبحث هستی شناسی مباحث انسان شناسی نیز مطرح و ادامه دار شد  که در ان اشاره به دو بعد بودن انسان داشتیم انسان موجودی دو بعدی  تر کیب شده  از جسم و روح که هر کدام به تنهایی ویژگی های مختص به خود را دارند  و ان چه که در این بین اهمیت دارد روح انسان است که البت ه امری است که نمیتوان  ان را از جسم جدا دانست  بلکه با هم وحدت دارند  و این گونه است که برا یرسیدن به کمال تلاش میکنند و ..... 

  از جمله ابهاماتی که برای بنده در جلسه گذشته  پیش امده  و احتمالا در جلسه جدید و جاری برطرف شود این است که این انسان دو بعدی مرکبه از جسم و روح که در دنیای فانی برای رسیدن به اخرت نیکو تلاش میکند چه ویژگی در بنیان او وجود دارد که حتی با وجود علم و اگاهی که از جهات محتلف نسبت به جهان ابدی و حالق یکتا دارد باز هم نمیتواند جلوی نفس موجود را بگیر د و این غریزه وی است که این چنین او را به پیش میکشد و الوده میکند یا نفسش اصلا غریزه همان نفس است ؟ یا عاملی بیرونی است که جلودار رسیدن انسان به ان هدف غایی و والا است .

دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
صحبت‌ها بر این نکته تمرکز دارد که جهان با نظم و بر اساس علت و معلول اداره می‌شود و همه موجودات به‌طور طبیعی به سمت کمال مخصوص خود حرکت می‌کنند. انسان به دلیل داشتن جسم و روح، مسیر ویژه‌ای برای رسیدن به کمال دارد و هدایت او هم عمومی (در ذات انسان) و هم اختصاصی (از طریق عقل، اختیار و پیامبران) است. نکته مهم دیگر این است که هرچند انسان از مسیر هدفمند عالم آگاه است، اما نفس و غریزه او گاهی مانع رسیدن به کمال می‌شود و این موضوع یکی از پرسش‌های اصلی در بحث تربیت و انسان‌شناسی است.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)

نکته دیگر این است که «نفس» را نه صرفاً به‌عنوان یک غریزه یا عامل بیرونی، بلکه به‌عنوان میدان تمرین و رشد انسان ببینیم. همان‌طور که جسم برای قوی شدن نیاز به ورزش دارد، روح هم برای رسیدن به کمال نیازمند مبارزه با نفس است. این مبارزه خودش بخشی از مسیر تکامل است، نه مانعی مطلق.  

 ضعف‌ها و لغزش‌ها فقط شکست نیستند، بلکه فرصتی‌اند تا انسان آگاهانه انتخاب کند و دوباره به مسیر برگردد. در واقع، نفس همان جایی است که اختیار معنا پیدا می‌کند؛ اگر همه‌چیز فقط علم و آگاهی بود، رشد حقیقی شکل نمی‌گرفت. پس نفس را می‌توان به‌عنوان «کلاس تمرین آزادی(اختیار انتخاب )و مسئولیت» دید؛ جایی که هر تصمیم کوچک، بخشی از حرکت بزرگ انسان به سوی هدف غایی و والا می‌شو

د.

6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (222 امتیاز)
خلاصه یادگیری

در کلاس درباره ی مبانی هستی شناسی و مبانی انسان شناسی که تابع همان مبانی هستی شناسی است صحبت کردیم.

فهمیدیم که مبانی انسان شناسی زیرمجموعه ای از مبانی هستی شناسی است زیرا انسان نیز یکی از موجودات هستی است پس شناخت انسان وابسته به شناخت هستی است.

همچنین فهمیدیم که جهان آیینه حقیقی خداوند است و اینکه دیدن جهان مانند دیدن انعکاسی از ویژگی های خداوند است و نیز درمورد وحدت در کثرت صحبت کردیم که نشان می‌دهد که هرچیزی در جهان آیه ای از خداوند است و ما با دیدن ارتباط و هماهنگی میان اجزای جهان به توحید و یگانگی خدا میرسیم و اینکه تنها خالق و رب جهان اوست و همه ی موجودات به سوی او حرکت می‌کنند و باز خواهند گشت.

در مورد یک سری موضوعات دیگر مرتبط با هستی شناسی نیز صحبت شد.

پرسش و ابهام من

ابهامی درباره ی مباحث این هفته نبود.
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
مبانی هستی‌شناسی به مطالعه حقیقت وجود و رابطه آفریدگان با خالق می‌پردازد و از آن‌جا که انسان نیز بخشی از هستی است، مبانی انسان‌شناسی بر همین اصول استوار می‌شود. در این نگاه، جهان چون آیینه‌ای جلوه‌گر صفات الهی است؛ هر موجود، آیه‌ای از خدا و نشانی از وحدت او در دل کثرت‌هاست. هماهنگی، نظم و پیوستگی میان اجزای عالم انسان را به یگانگی خالق رهنمون می‌کند و نشان می‌دهد که همه موجودات از او آغاز شده و در نهایت به سوی او بازمی‌گردند.
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (190 امتیاز)

1-خلاصه یادگیری  از جلسه  درس این هفته  

در این جلسه ما یادگرفتیم که هیچ چیز در جهان ثابت نیست و همه چیز در حال تغییر است.یک مثال در این زمینه زدیم که نمی توان در یک رودخانه دو بار شنا کرد چون رودخانه دائم در حال تغییر است و با قبلش فرق میکند و گفتیم هرچیزی توی دنیا مرحله به مرحله به وجود میاد و رشد می کنه مثلا یک دانه گندم یک دفعه تبدیل به خوشه نمیشه و در طول زمان رشد میکنه.همچنین صحبت کردیم که کل جهان یه حرکت طبیعی به سمت کمال داره. یعنی خداوند که سرچشمه‌ی خیر و کماله، یه جور هدایت درونی توی همه‌ی موجودات گذاشته که باعث می‌شه هر چیزی به سمت کمال مخصوص خودش حرکت کنه.در واقع هر موجودی یه ظرفیت و کمالی داره که از خدا گرفته، و کل عالم براساس همین هدایت هدفمند پیش می‌ره؛ انگار همه‌ی پدیده‌ها، چه خودشون بدونن چه ندونن، دارن به سمت یه مقصد و غایت مشخص حرکت می‌کنن.هم چنین راجب رابطه علت و معلول صحبت شد ،هر چیزی برای اینکه به وجود بیاد نیاز به یه علت داره، و این زنجیره‌ی علت‌ها در نهایت به خدا ختم می‌شه.بین همه‌ی پدیده‌ها یه ارتباط قطعی و ضروری وجود داره و هیچ چیزی بی‌دلیل اتفاق نمی‌افته.جهان هستی بیهوده افریده نشده و بر حق و عدل استوار است و هدف از افرینش این جهان رسیدن به خداونده.خداوند سرچشمه هر خیر خوبی هست.

2-مهمترین ابهام و پرسش حل نشده  از مباحث این هفته 

با توجه به اینکه جهان از یک سمت تحت هدایت الهی به سمت کمال حرکت می‌کند، و ازسمت دیگر تحت نظم علت و معلوله، چگونه میشه  آزادی و اختیار انسان در این نظام توضیح داد ؟

نگین ده نمکی 

شهید شرافت 16

دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)

سلام نگین جان در رابطه با سوالی که پرسیدی بنظرم در نظامی که از یک طرف خدا جهان رو به سمت کمال هدایت می‌کنه و از طرف دیگه همه‌چیز زیر قانون علت و معلوله، آزادی انسان این‌طور معنا پیدا می‌کنه که خداوند «زمینه و امکان» رو می‌سازه، قانون‌ها رو می‌ذاره، و مسیر رشد رو باز می‌کنه؛ اما انتخاب کردنِ این مسیر یا مسیر مخالف، دست خود آدمه.

یعنی هدایت الهی = فراهم کردن شرایط

و علت‌ومعلول = نظم جهان

ولی ارادهٔ انسان حلقه‌ای داخل همین نظمه که می‌تونه مسیر خودش رو تعیین کنه.

گروه 16 آموزش ابتدایی دانشگاه شهید شرافت تهران 

سارا کوشکستانی

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (215 امتیاز)
به نام خدا

خلاصه مطالب جلسه گذشته

در جلسه گذشته درباره مبانی هستی شناسی صحبت کردیم که خود هستی‌شناسی به بخش هایی تقسیم میشود

<انسان موجودی مرکب از روح وجسم است>

اینکه انسان از دو ساختار به وجود آمده است این دو بعد باهم ارتباط دارند و بر هم تاثیر میگذارند

<حقیقت انسان روح جاودان است >

اینکه حقیقت انسان در واقع روحش است و بخش مجرد و فناناپذیر است و کمال انسان به روحش وابسته است

<هدفمندی آفرینش و خداوند به عنوان غایت نهایی >

اینکه جهان هستی بدون هدف آفریده نشده است

و آفرینش بر عدل الهی استوار است

خداوند هم خاستگاه است و هم مقصد

<هدایت عمومی ، حرکت به سوی کمال >

خداوند ذاتا خیر محض و کمال محض است

هدایت خداوند هنگامی است

<نظام احسن حاکمیت اراده الهی بر جهان >

جهان از کامل ترین و بهترین نظام برخورد دار است

<حاکمیت نظام علی و معلولی بر جهان >

همه چیز در جهان علتی دارد و چیزی بدون علت نیست

همه ی چیز ها در جهان معلول خداوند هستند و وجودشان به خداوند وابسته است

< جهان آیینه ی حقیقی خداوند : وحدت و نظام آفرینش >

جهان آفرینش سراسر نظم و یکپارچگی است

<حرکت جوهری و صیرورت دائمی جهان >

در جهان همه چیز تدریجی و متناسب با زمان است برای مثال یک دانه گندم یکدفعه خوشه گندم نمیشود

در نهایت ممنونم از استاد و دوستانم سوالی ندارم
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)

این متن جمع‌بندی خوبی از مبانی هستی‌شناسی است و مفاهیم اصلی مثل روح، هدفمندی آفرینش، نظام احسن و حرکت جوهری را به‌درستی بیان می‌کند. فقط می‌توانست کمی منسجم‌تر و با ارتباط منطقی‌تر بین بخش‌ها نوشته شود، اما محتوای اصلی دقیق و قابل فهم است.

سارا کوشکستانی 

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (199 امتیاز)
خلاصه:

در کلاس این هفته، درباره‌ی هستی‌شناسی و اینکه جهان چطور ساخته شده و به چه سمتی حرکت می‌کند صحبت کردیم. استاد تأکید کردند که هیچ چیز در جهان ثابت نیست و همه‌چیز در حال تغییر و حرکت به سمت کامل‌تر شدن است؛ مثل رودخانه‌ای که هر لحظه آب تازه در آن جاری می‌شود.

همه‌ی موجودات—بی‌جان و جاندار—طبق هدایت الهی به سمت یک مقصد مشخص در حرکت‌اند. حتی اگر ظاهرشان ایستا به نظر برسد، درونشان یک میل طبیعی به رشد و کمال وجود دارد. استاد مثال "بذر و گیاه" را زدند که چطور بدون اینکه کسی به آن دستور بدهد، خودش راه رشدش را پیدا می‌کند.

در ادامه درباره‌ی علت و معلول صحبت شد؛ اینکه هیچ پدیده‌ای بی‌علت نیست و همه‌چیز در این دنیا برخاسته از یک سلسله علت‌ها و نظم الهی است. پس جهان بی‌هدف و بدون برنامه نیست؛ بلکه بر اساس عدالت و نظم خداوند پیش می‌رود.

بخش بعد درباره‌ی انسان بود؛ اینکه انسان فقط جسم نیست و ترکیبی از جسم، روح و روان است و مسیر تکامل انسان فقط مادی نیست، بلکه روح اوست که به سمت تعالی و جاودانگی حرکت می‌کند. استاد گفتند هویت اصلی انسان “روح” است و جسم فقط ابزار اوست.

آخر کلاس هم درباره‌ی اینکه دنیا محدود است و هیچ چیزی در آن بی‌پایان نیست صحبت کردیم؛ به‌جز مسیر رشد روح که می‌تواند دائماً ادامه داشته باشد.

✦ ابهام یا پرسش من از مباحث این هفته:

اینکه آدمی راه رسیدنش به کمال متفاوت از دیگری هست، خارج از عدالت الهی نیست؟ مثلا اینکه یک نفر با پولداری و ثروت و یه نفر با فقر به هدف خلقتش باید برسه؟
دارای دیدگاه توسط (235 امتیاز)
من فکر میکنم این تفاوت ها خلاف عدالت نیست چون عدالت یعنی هرکسی با امکاناتی که دارد بتواند به کمال خودش برسد و به معنی برابر بودن ظاهر زندگی نیست. خدا از هرکس به اندازه ی داشته ها و توانایی های خودش انتظار دارد نه بیشتر. کسی که پولدار است احتمالا امتحانش هم سخت تر است و کسی که فقیر شاید امتحانش شکل دیگه ای داشته باشه مثلا با صبرش؛ اما هرکس می تواند به کمالش برسد فقط مسیرها فرق می کنند.

زهرا محمدبیگی

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (190 امتیاز)

به نام خدا 

(محدثه مجیدی فرد )  ​​​​​ ۱: خلاصه یادگیری از جلسه ششم

در این جلسه برای من یک تصویر تازه و یکپارچه از «هستی» و به ویژه جایگاه انسان که بخشی را خودم ارائه دادم شکل گرفت. فهمیدم که جهان، مجموعه‌ای تصادفی از پدیده‌ها نیست؛ بلکه نظامی زنده، هدفمند و حکیمانه است که از آغاز تا پایان بر پایه حق، عدل و اراده الهی پیش می‌رود. همه چیز در عالم، از کوچک‌ترین ذره تا بزرگ‌ترین ساختارها، در یک مسیر دائمیِ حرکت و دگرگونی قرار دارد؛ حرکتی که از درون وجود هر موجود سرچشمه می‌گیرد و او را به سمت کمال ویژه‌اش می‌برد. این نگاه، همان حقیقتی است که از آن با عنوان «حرکت جوهری» یاد شد؛ یعنی تغییر فقط در ظاهر نیست، بلکه ریشه در باطن و ذات موجودات دارد.

در این میان، رابطه علت و معلول به‌عنوان مبحث اصلی فهم هستی مطرح شد. هیچ پدیده‌ای بی‌علت نیست و این زنجیره‌ی گسترده‌ی علت‌ها نهایتاً به خدا برمی‌گردد؛ کسی که نظام آفرینش را با علم و حکمت سامان داده است. همین نظام دقیق سبب می‌شود که جهان یکپارچه، هماهنگ و وابسته به یک غایت مشترک باشد. هر نشانه‌ای از نظم، کمال، زیبایی و خیر در حقیقت پرتوی از وجود الهی است.

در بخش انسان‌شناسی، متوجه شدم که انسان موجودی دو ساحتی است؛ جسمانی و روحانی. جسم در بقا و کمال خود به روح نیاز دارد، اما روح از جنس دیگری است؛ مجرد، نامحسوس و فناناپذیر. حقیقت اصلی انسان همین بعد روحانی اوست که فطرتی الهی دارد؛ فطرتی که میل به شناخت خدا، حقیقت‌جویی، خیر، زیبایی و پرستش را در دل انسان قرار داده است. اگر این فطرت پرورش داده شود، انسان به شکوفایی و سعادت و کمال می‌رسد و اگر از آن غافل شویم، انسان از خویشتن حقیقی‌اش فاصله می‌گیرد و به هلاکت می‌رسد 

نکته مهم دیگر، تفاوت هدایت موجودات بود. همه موجودات در سطح تکوینی به سمت کمال خود هدایت می‌شوند؛ اما انسان علاوه بر آن، هدایت اختصاصی دارد که از طریق عقل، اختیار و پیامبران شکل می‌گیرد. همین ویژگی باعث می‌شود که مسیر رشد انسان آگاهانه و مسئولانه باشد. تربیت نیز زمانی اثربخش خواهد بود که مبتنی بر فهم همین ساختار وجودی انسان و هماهنگ با نظام علت و غایت در عالم باشد.

در نهایت دریافتم که دنیا مرحله‌ای گذراست و در برابر آخرت، چیزی شبیه چند روز کوتاه است. اما همین دنیا، عرصهٔ انتخاب، تغییر، رشد و ساختن مسیر ابدیت انسان است. جهان یک حقیقت پویا و نشانه‌ای دائمی از خداوند است، و انسان در دل این جهان باید با تکیه بر روح، عقل و فطرت خود راه خود را به سوی کمال و قرب الهی پیدا کند.

--------------------------------------------

۲: مهمترین ابهام و پرسش: این جلسه به ویژه اینکه هم بچه ها ارائه دادند و هم اینکه استاد خوشان توضیح می‌دادند مطالب خیلی قابل فهم بود ممنون:) 

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (214 امتیاز)

ساقی سعادتمند  گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شرافت

خلاصه درس:

۱. انسان دارای دو بُعد جسم و روح است که روح، حقیقت اصلی اوست.

۲. جسم و روح چنان به هم پیوند خورده‌اند که جدایی‌ناپذیرند.

۳. روح انسان همواره در مسیر تکامل از حالت مادی به سوی معنویت در حرکت است.

۴. فطرت الهی، سرشت انسان را تشکیل می‌دهد و او را به خداوند و ارزش‌های متعالی گرایش می‌دهد.

۵. جهان آفرینش به صورت هدفمند و حکیمانه پدید آمده است.

۶. همه موجودات در نهایت به سوی خداوند در حرکتند.

۷. هدایت الهی، تمامی مخلوقات را به سوی کمال وجودی خود راهنمایی می‌کند.

۸. جهان بر اساس نظام احسن و بر پایه اراده و علم الهی اداره می‌شود.

۹. همه پدیده‌ها در شبکه به هم پیوسته علت و معلولی قرار دارند که منشأ نهایی آن خداوند است.

۱۰. جهان مادی، گذرا و فانی است و مقدمه‌ای برای زندگی جاودانه آخرت محسوب می‌شود.

مهم‌ترین ابهام و پرسش از مباحث این هفته:

اگر جهان بر اساس «قضا و قدر» و اراده الهی اداره می‌شود و همه چیز در محدوده مشخص شده توسط خداوند قرار دارد، جایگاه واقعی اختیار و مسئولیت اخلاقی انسان چگونه مشخص می‌شود؟

دارای دیدگاه توسط (223 امتیاز)
در واقع انسان اختیار واقعی دارد و می‌تواند بین درست و نادرست انتخاب کند، بنابراین مسئول اعمال و اخلاق خود است. هم‌زمان، همه چیز در چارچوب علم و اراده خداوند اتفاق می‌افتد؛ یعنی خداوند از قبل می‌داند ما چه انتخابی خواهیم کرد و جهان را مطابق آن علم اداره می‌کند. اختیار ما محدود به انتخاب است، اما مسئولیت اخلاقی بر عهده خودمان است.در واقع خداوند با توجه به علمی که دارد میتواند پیش بینی کند هر بنده کدام مسیر را میرود
دارای دیدگاه توسط (214 امتیاز)
این دیدگاه درست است و با فلسفه‌ی اسلامی هم سازگار است. انسان اختیار واقعی دارد و می‌تواند بین درست و نادرست انتخاب کند، بنابراین مسئول اعمال خودش است. علم و اراده‌ی خداوند باعث نمی‌شود انسان مجبور باشد؛ بلکه خداوند فقط می‌داند چه انتخابی خواهیم کرد و جهان را مطابق آن علم مدیریت می‌کند. یعنی علم خداوند، آزادی انسان را محدود نمی‌کند، و هر کسی باید با آگاهی از مسئولیتش، تصمیمی اخلاقی و درست بگیرد.
6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (168 امتیاز)

به نام خدا 

۱- خلاصه کلاس این هفته : 

ابتدا درباره قسمت های مختلف در هستی شناسی صحبت کردیم. فهمیدیم همه ی با یک هدفی آفریده شده ایم و این هدف، حرکت به سمت کمال و خداوند است.

فهمیدیم که جهان با نظمی فوق العاده ساخته شده و خداوند، اراده فوق اراده هاست. همچنین در این جهان، بین پدیده ها، رابطه علت و معلولی به طور زنجیروار وجود دارد.

فهمیدیم که این دنیا گذرا است و آخرت دائمی است.

پس از مبانی هستی شناسی، درباره مبانی انسان شناسی حرف زدیم که بر پایه هستی شناسی است و یکی از زیرمجموعه های آن حساب میشود.

در مبانی انسان شناسی، درباره جایگاه استان در نظام هستی حرف زدیم. اینکه انسان، ساختار دو بعدی متشکل از روح و جسم را دارد و هر دو بهم پیوند خورده اند. همچنین متوجه شدیم که روح انسان، جاودان است و هویت حقیقی هر انسانی درون روح او است.

۲- مهمترین ابهام و پرسش این هفته : 

وقتی تمام کمال برای روح است و در آخر ما با روح خود به آخرت می رویم، این جسم ما به چه دردی میخورد ؟ چرا باید برای این دنیا، جسمی داشته باشیم ؟

هلیا سادات احمدی نسب . گروه ۱۶ ابتدایی

دارای دیدگاه توسط (223 امتیاز)
بسیار عالی و کامل بود هلیا جان

در مورد ابهام : من فکر میکنم چون روح تنهایی توانایی تجربه کردن خیلی چیز ها رو نداره در واقع ما با روح نمیتونیم این دنیا رو تجربه کنیم و باید جسم باشه تا روح بتونه بتونه با این دنیا ارتباط بگیره

در واقع دنیای محدود باعث میشه که روح ما فضایل اخلاقی رو کسب کنه

در واقع جسم ابزاری هست برای سفر روح

پس بدون جسم روح به کمال نمیرسه
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
ویرایش شده توسط
آره هلیا خیلی خوب بیان کردی،هم جهان هدفمند است و هم خود انسان بخشی از این مسیر حساب‌شده‌ است .به نظر من فهم این مبانی کمک می‌کنه  آدم بهتر بفهمه چرا اینجاست و باید چه مسیری رو طی کنه.این شناخت کمک می‌کنه انسان بین نیازهای جسمی و روحش تعادل برقرار کنه.می‌فهمه که ارزش‌های اخلاقی و معنوی ریشه در فطرت خود او دارند، نه عوامل بیرونی و همین باعث می‌شود انتخاب‌هایش هدفمند تر باشد
دارای دیدگاه توسط (235 امتیاز)
هلیا جان در جواب سوالت نظر من اینه که چون اینجا جای عمل است نه فقط جای نیت. روح بدون جسم نمی تواند انتخاب و تجربه کند و روح فقط با زندگی در یک بدن می تواند به کمال برسد؛ بدن ابزار است روح هدف و بدون ابزار روح تکامل پیدا نمی کند.

زهرا محمدبیگی

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت
دارای دیدگاه توسط (214 امتیاز)
جسم ما وسیله‌ای برای رشد و تکامل روح است. از طریق جسم، ما تجربه می‌کنیم، یاد می‌گیریم و فضایل اخلاقی و عملی را تمرین می‌کنیم. جسم به روح کمک می‌کند تا در دنیا آماده شود و کمال و جاودانگی خود را در آخرت به دست آورد. به همین دلیل، حتی اگر هویت اصلی ما روح باشد، داشتن جسم ضروری و مفید است.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (227 امتیاز)

خلاصه‌ی یادگیری از جلسه قبل

 

در این جلسه درباره‌ی هستی‌شناسی انسان صحبت کردیم. توضیح داده شد که انسان موجودی است مرکب از جسم و روح و این دو بخش در کنار هم هویت انسانی را می‌سازند. جسم ما محدود و مادی است، اما روح جنبه‌ی الهی و مجرد دارد و همین روح است که باعث می‌شود انسان بتواند رشد کند، انتخاب داشته باشد و در مسیر تکامل قرار بگیرد.

 

به موضوع حرکت نیز پرداخته شد. گفته شد که همه‌ی موجودات جهان در حال حرکت و تغییر هستند، اما حرکت انسان با بقیه فرق دارد؛ چون انسان علاوه بر حرکت طبیعی، یک حرکت اختیاری و آگاهانه هم دارد. یعنی می‌تواند مسیر زندگی خودش را انتخاب کند و با تصمیم‌هایش به‌سمت کمال یا برعکس حرکت کند.

 

در ادامه درباره‌ی هدف آفرینش صحبت شد. این نکته مطرح شد که جهان بی‌هدف نیست و همان‌طور که خداوند جهان را با نظم و هماهنگی آفریده، انسان را هم با توانایی شناخت و انتخاب آفریده تا بتواند راه درست را تشخیص دهد و به کمال برسد.

 

در پایان اشاره شد که شناخت انسان بدون درک رابطه‌ی روح و جسم کامل نمی‌شود و هر دو بخش در کنار هم به ما کمک می‌کنند که خودمان را بهتر بشناسیم و مسیر زندگی را آگاهانه‌تر انتخاب کنیم.

  

زینب طهماسبی_گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (241 امتیاز)
به نام خدا

مبانی هستی شناسی کلی مثل پزشک عمومی است. خود تربیت یک هستی است‌.مخاطب هستی ، هستی دیگری است به نام انسان. هر فرد یک طور خاص فکر می‌کند؛ در خیلی جهات مشترک و در خیلی جهات متفاوت . به اندازه ی آدمها نوع های مختلف سلیقه و فکر داریم‌.کودک هم به طور فطری بلد است که چطور شیر مادر را بخورد هم بعد ها از طریق تجربه یاد می‌گیرد، که از طریق حواس پنجگانه است.امام علی (ع)گفتند : عدل یعنی هر چیزی در سر جای خودش قرار بگیرد. خود ما یک هستی هستیم ، بعد اجزای بدنمان هر کدام یک هستی است‌. هدف غایی خداوند است . هر چیزی نشانه ای از وجود خداوند است. در عالم هر چیزی حقیقت است حتی افکار ، خیال . جهان آیینه ی حقیقی خداوند است.تمام حرکت ها دنبال رشد و کمال است.انسان موجودی مرکب از جسم و روح است. ابو علی سینا : هر چی گوشت خورد او را در بقعه ی امکان قرار بدهد .(یعنی قضاوت نکند)

مبینا جعفری زاده گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شرافت
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)

مبانی هستی‌شناسی، همان‌طور که گفتی، نقش «پزشک عمومی» را دارد؛ یعنی چارچوبی بنیادین فراهم می‌کند تا بتوانیم همه‌ی پدیده‌ها را از منظر کلان بفهمیم. وقتی می‌گوییم «خود تربیت یک هستی است» یعنی تربیت، صرفاً یک رفتار یا مجموعه‌ای از تکنیک‌ها نیست؛ بلکه رویدادی وجودی است که در آن یک «هستی» با «هستی دیگری» ارتباط برقرار می‌کند. مربی و متربی هر دو موجوداتی حقیقی، پویا و دارای ابعاد گوناگون‌اند.از آن‌جا که هر انسان دنیای ذهنی منحصر به فردی دارد .با شباهت‌هایی در سطح مشترک انسانی و تفاوت‌هایی در سطح فردی—نمی‌توان تربیت را یک فرمول یکسان برای همه دانست. همان‌گونه که در هستی‌شناسی گفته می‌شود: «به تعداد انسان‌ها، نحوه‌های بودن وجود دارد».کودک نیز در این نظام هستی، موجودی است با استعدادهای فطری و قوه‌هایی که به‌تدریج از طریق تجربه و حس به فعلیت می‌رسند. مثال خوردن شیر، بهترین نمونه برای ترکیب «فطرت» و «تجربه» در انسان است.

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (209 امتیاز)
خلاصه کلاس: در مورد هستی شناسی در کلاس صحبت کردیم. بچه‌ها به طور گروهی ارائه دادند. هدفمندی آفرینش و اینکه خداوند غایت نهایی است، در کلاس گفته شد. خدا خیر و کمال مطلق است و همه موجودات به سوی نهایت کمال و مقصد نهایی در حرکت هستند. نظام علت و معلولی جهان را توضیح دادند. جهان آیینه حقیقی خدا و آیینه صفات الهی است. جهان در حال تغییر است تا به کمال مطلق برسد. جهان طبیعت فناپذیر است و این، زمینه‌ساز حیات ابدی است. مبانی انسان‌شناسی گفته شد. انسان دارای روح و جسم است و نفس و بدن رابطه اتحادی دارند. حقیقت انسان روح او است و کمال انسان به تکامل جنبه روحانی او برمی‌گردد. روح باطن جسم است و جسم ظاهر روح.

ابهامی نبود. با تشکر

شادی جعفری، گروه ۱۶، رشته آموزش ابتدایی
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)

البته این هم باید در نظر گرفت که حرکت جهان به سوی کمال تنها یک حرکت فیزیکی نیست، بلکه حرکتی وجودی است؛ یعنی هر موجود به اندازه ظرفیت وجودی خود، در مسیر تقرب به خداوند قرار دارد.
همچنین در نظام علت و معلولی تأکید می‌شود که خداوند «علت‌العلل» است و سایر علل، شأنی از اراده و تدبیر او هستند. از این جهت، نظم و هماهنگی جهان بازتاب حکمت الهی دانسته می‌شود.در بخش انسان‌شناسی نیز علاوه بر رابطه اتحادی نفس و بدن، این نکته مهم مطرح است که روح انسان بعد مجرد و فرابعدی او را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین مسیر کمال انسان محدود به حیات مادی نیست. رشد اخلاقی، معرفتی و معنوی، مراتب بالاتری از وجود انسان را فعلیت می‌بخشد.

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (223 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا 

خلاصه ی جلسه ی قبل :

در مورد مبانی هستی شناسی  صحبت کردیم و همین طور کمی انسان شناسی

و البته با همکاری دوستان که کنفرانس آماده کردن .یادگرفتیم که انسان از دو بعد مادی و روحانی تشکیل شده و این دو بعد با وجود اینکه باهم تفاوت دارند اما آنها با هم ارتباط متقابل دارند‌و توی هستی شناسی خوندیم که تمام چیزهایی که توی عالم طبیعت هستند فنا شدنی و محدود هستند .در مورد ذنجیره علت و معلول حرف زدیم اینکه بین تمام اجزای جهان رابطه علی و معلولی وجود دارد اینکه خیر امری مطلق است اما شر نسبی است و شر در واقع نبود خیر است نه اینکه خداوند شر را آفریده باشد

نازنین زهرا کاظمی گروه ۱۶ آموزش ابتدایی 

به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...