6 دوستدار 0 امتیاز منفی
697 بازدید
سوال شده در گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت توسط (1.4k امتیاز)
بسته شده توسط

1-خلاصه یادگیری شما از جلسه  درس این هفته  ( 8 سطر)

2-مهمترین ابهام و پرسش حل نشده شما از مباحث این هفته (2 سطر)

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (218 امتیاز)
1-خلاصه یادگیری شما از جلسه درس این هفته :

خداوند پدید آورنده هستی و آسمان ها و زمین است ، خداوند نور است نوری که روشن کننده انسان هاست و منبع نور نیازی به ندارد بلکه دیگران برای روشن شدن به او نیاز دارند.

وحدت در کثرت یعنی در دل همه‌ی تفاوت‌ها، یه حقیقتِ یگانه وجود داره و همه حقیقتی یگانه داریم و فقط ظاهر ما متفاوت هست.

جهان فقط همون چیزی نیست که با حواس ظاهری درک می‌کنیم بلکه بعد مادی و معنوی دارد و هر آنچه در جهان است نمایشی حقیقت از وجود خدا و آیه‌ای از قدرت علم و جهان اوست.

2-مهمترین ابهام و پرسش حل نشده شما از مباحث این هفته

همه چیز عالی توضیح داده شد سوالی ندارم.

مائده مشهدی رمضانی

آموزش ابتدایی گروه ۱۶
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
خلاصه‌ی یادگیری این هفته:  

در این جلسه با مبانی هستی‌شناسی آشنا شدیم و فهمیدیم که جهان تنها به عالم ماده محدود نیست، بلکه مراتب و عوالمی چون مثال، ملکوت و جبروت را نیز دربرمی‌گیرد. جهان دارای دو ساحت اصلی است: عالم شهادت که محسوس و قابل تجربه است و عالم غیب که فراتر از ادراک حسی ما قرار دارد. خداوند واجب‌الوجود است و وجودش وابسته به هیچ چیز نیست، در حالی که انسان و سایر موجودات ممکن‌الوجودند و هستی‌شان را از خدا می‌گیرند. همه‌ی موجودات جلوه‌ای از حقیقت واحد الهی هستند و در نهایت به سوی او بازمی‌گردند. همچنین در کلاس درباره‌ی مکاتب فلسفی مختلف بحث شد و ارائه‌های دانشجویان باعث شد موضوع از زوایای گوناگون بررسی شود.  

ابهام:  

برای من این پرسش پیش آمد که اگر جهان مراتب و عوالم مختلف دارد، ارتباط این عوالم با تربیت انسان چگونه توضیح داده می‌شود؟ آیا شناخت هر مرتبه می‌تواند شیوه‌ی تربیت و نگاه ما به آموزش را تغییر دهد؟
دارای دیدگاه توسط (162 امتیاز)
در رابطه با مبانی هستی شناسی به خوبی در کلاس صحبت شد

و حقیقتا من هم به فکر فرو رفتم

نکته ای که به نظرم رسید تئوری های مطرح شده در کلاس در رابطه با یگانگی هستی نبود

بلکه این بود که ما تا چه اندازه توان این را داریم

تا با این دید به مسائل زندگی نگاه کنیم

حس میکنم زمانی که ما انسان ها درگیر زندگی و مسائل روزمره میشویم

این دیدگاه را نسبت به زندگی از دست میدهیم

این دیدگاه میتواند حس ما را نسبت به خیلی مسائل عوض کرده و مسائل را در نظر ما از مسائل سخت و دشوار به مسائل اسان تر تغییر دهد

حتی درونا انسان متوجه میشود که مسائلی که ظاهرا ضد دین به نظر می آید هم در عمق خود نشان دهنده خداست زیرا که عالم در وحدت است

امیدوارم که این مسائل از مباحث فلسفی به مباحث روزمره تغییر ماهیت بدهد

منظورم این است که انسان ها بتوانند از این دیدگاه در زندگی روزمره خود استفاده کنند

ابهامی نیست تنها سوالم این است که چطور میشود مباحث فلسفی را با زندگی عموم مردم پیوند داد ؟

که قطعا خود ما بخشی از این تلاش هستیم

29 پاسخ

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (227 امتیاز)

سارا کوشکستانی

خلاصه یادگیری از درس این هفته

 به نام خدا . این هفته یاد گرفتم «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» یعنی چی. فهمیدم همه‌ی موجودات در اصل از یه حقیقت واحد هستن، فقط ظاهرشون فرق داره و اینکه همه‌ی دنیا نشونه‌ی خداست و در نهایت همه چیز به خدا برمی‌گرده.  و برای درک این موضوع باید با نگاه توحیدی به دنیا نگاه کنم و خدا رو در همه چیز ببینم.شناخت واقعی خدا بیشتر با دل و تجربه‌ی درونی ممکنه تا با فکر و منطق.همچنین با معنی «تجلی» آشنا شدم، یعنی اینکه صفات خدا توی عالم خودش رو نشون می‌ده.

سوال و ابهامی هم نبود استاد با تشکر . 

گروه 16 آموزش ابتدایی ، دانشگاه شهید شرافت تهران 

سارا کوشکستانی 

دارای دیدگاه توسط (269 امتیاز)
سلام،

لایک شد!

خلاصه‌ات خیلی قوی و پر محتواس! به نظر من تو به جای اینکه فقط مطالب رو تکرار کنی، واقعاً مفهوم اصلی «وحدت در کثرت» رو فهمیدی و تونستی ارتباطش رو با نگاه توحیدی به جهان واضح بیان کنی. نکته‌ی خیلی خوبی که گفتی این بود که شناخت خدا رو با دل مرتبط دونستی و مفهوم «تجلی» رو هم درست توضیح دادی. این نشون میده مباحث کلاس رو به خوبی درک کردی و تونستی یه دیدگاه شخصی و عمیق ازش بسازی. آفرین!"

ستایش ایمانی

گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت
دارای دیدگاه توسط (241 امتیاز)
بیان «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» به‌خوبی با مثال نگاه توحیدی به جهان پیوند خورده و ارتباط عالم با خدا را روشن می‌کند. تأکید بر شناخت قلبی و تجربه‌ی درونی در کنار عقل، متن را متعادل و پخته کرده است. همچنین اشاره به مفهوم «تجلی» باعث شده نوشته از حالت کلی‌گویی خارج شود و عمق مفهومی بیشتری پیدا کند. در مجموع، متن  معناگرا و تأمل‌برانگیز است و نشان‌دهنده‌ی درک صحیح شما از مباحث عرفانی و الهیاتی است.

مبینا جعفری زاده آموزش ابتدایی گروه ۱۶ شرافت
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (216 امتیاز)
اینکه همه‌ی هستی در اصل از سرچشمه‌ای یگانه پدید اومده، ولی در جلوه‌های گوناگون دیده می‌شه. فهمیدم دنیا پر از نشونه‌هایی از حضور خداست و هیچ چیزی بیرون از دایره‌ی وجود او نیست وحدت در کثرت  یعنی در دل همه‌ی تفاوت‌ها، یه حقیقتِ یگانه وجود داره. یعنی هرچقدر هم که موجودات و پدیده‌ها مختلف باشن  کوه و دریا، انسان و حیوان، گل و سنگ همه از یک سرچشمه اومدن و جلوه‌ای از خدای یکتان.

اما کثرت در وحدت یعنی همین حقیقت واحد، خودش رو در شکل‌ها و صورت‌های گوناگون نشون داده. مثل نوری که یکیه

در نگاه عارفانه، جهان مثل آینه‌ایه که خدا در اون خودشو به هزاران چهره نشون داده. پس هرچه در عالم هست، هم متفاوته کثرت و هم از یک اصل بیرون زده وحدت

آدم وقتی این معنا رو درک کنه، دیگه دنیا رو پراکنده و بی‌ارتباط نمی‌بینه؛ می‌فهمه که همه‌چیز با هم پیوسته‌ست و در نهایت، همه به خدا می‌پیوندن

زهرا سلیمانی
دارای دیدگاه توسط (269 امتیاز)
سلام،

لایک شد!

"چه خلاصهٔ عمیق و روانی! واقعاً احساس میکنم تو مفاهیم "وحدت در کثرت" و "کثرت در وحدت" رو درست مثل یه آینهٔ شفاف درک کردی. استفادهات از مثال نور و آینه برام خیلی گویا بود. به نظرم تو تونستی هم جنبهٔ فلسفی قضیه رو بگیری، هم نتیجهٔ عملیش رو.. اینکه با این نگاه، دنیا دیگه پر از اجزای جدا از هم نیست، بلکه همهٔ هستی رو یهپارچه و به هم پیوسته میبینی.

ستایش ایمانی

گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (215 امتیاز)
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

امروز راجع به مبانی هستی شناسی صحبت کردیم

که بخش اول آن این است که جهان هستی واقعیت دارد ، ولی هستی منحصر به طبیعت نیست

از نظر دیدگاه اسلامی هستی یکپارچه هستش و دارای ابعاد گوناگونی است و انسان وظیفه دارد که آن را با تمام ابعاد و منافع و سود که دارد بشناسد و از آن شناخت داشته باشد

طبیعت از محسوس و مادی آغاز می‌شود و تا مجرد و الهی امتداد دارد بنابراین واقعیت محدود به طبیعت نیست بلکه طبیعت تنها یکی از جلوه های هستی است نه همه ی آن

هستی یکی همه ی آنچه که وجود دارد و هست و جهان مادی تنها بخشی از این کل بیکران است
دارای دیدگاه توسط (269 امتیاز)
سلام،

لایک شد!

خلاصه‌ات رو خوندم! خیلی خوب تونستی نکات اصلی جلسه رو منتقل کنی. درست فهمیدی که هستی فقط به دنیای مادی محدود نمیشه و ما با یه واقعیت چندبعدی و یکپارچه طرفیم. این نگاه که طبیعت رو تنها یه "جلوه" از هستی دونستی، نکته‌ی خیلی مهمیه که اساس جهان‌بینی اسلامی رو تشکیل میده. فقط یه نکته‌ی کوچیک: فکر کنم توی جمله‌ات "منافع و سود" اشتباه تایپی شده و منظور "ابعاد و پیوندها" بوده که استاد تأکید کرد.

ستایش ایمانی

گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت
8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (232 امتیاز)
ویرایش شده توسط

1_خلاصه مطالب این هفته 

در این جلسه با مبانی هستی شناسی آشنا شدیم و متوجه شدیم که جهان هستی دارای مراتبی است که شامل عالم طبیعت، عالم مثال(عقل و ملکوت و جبروت) و موجودات غیر مادی مانند روح می‌باشد همچنین یاد گرفتیم که جهان دو ساحت اصلی دارد که بسیار حائز اهمیت است که شامل عالم شهادت و عالم غیب میشود. عالم شهادت همان جهان مادی ما است که ما می‌توانیم آن را احساس کنیم اما عالم غیب عالمی است که ماورایی می‌باشد و نامحسوس است.در مسئله هستی‌شناسی، به دو سوال اساسی جواب می‌دهد که بسیار مهم است که این دو پرسش چیستی و چرایی است و درباره واجب الوجود صحبت کردیم و گفتیم که خداوند واجب الوجود به ذات است یعنی وجودش را از کسی نمی‌گیرد اماانسان ممکن الوجود است یعنی وجودش را از خداوند می‌گیرد همچنین دریافتیم که خداوند بی نیاز است و ما بندگان همیشه محتاج او هستیم در ادامه با مکاتب مختلف آشنا شدیم که دوستان درباره مکاتب خود مباحثی را ارائه کردند

2_در خصوص مطلبی که برای من ابهام داشته باشد : لازم است بگویم که ابهامی وجود ندارد و من مطالب را از آنجا که در دوره دبیرستان در رشته علوم انسانی تحصیل کرده ام و با درس فلسفه تا حدودی آشنایی دارم و به دلیل پیش زمینه ای که دارم‌ با توضیحات خوب استاد محترم به خوبی متوجه شدم

باتشکر

دارای دیدگاه توسط (236 امتیاز)
بسیار خوب خلاصه رو گذاشته بودی و با خوندن خلاصه کلاس کامل کلاس برای من یادآوری شد
دارای دیدگاه توسط (219 امتیاز)
دقیقا بیشتر مطالب رو در دبیرستان خوندیم و درکشون الان راحت تره
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
این جلسه خیلی خوب بود چون فهمیدم جهان هستی مراتب مختلف دارد و دنیا فقط همین عالم مادی نیست. فهمیدن عالم شهادت و عالم غیب کمک می‌کند درک بهتری از وجود خدا و جایگاه انسان داشته باشم. یاد گرفتن تفاوت واجب و ممکن الوجود هم جالب بود و ارائه دوستان درباره مکاتب مختلف هم مفید بود.

و وقتی تو خلاصه رو نوشتی این مطالب تو ذهنم ثبت شد .
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم نکته‌ی جالب این جلسه این بود که فهمیدیم هستی فقط محدود به عالم مادی نیست و مراتب بالاتری هم دارد. این نگاه کمک می‌کند دنیا را یکپارچه و هدف‌دار ببینیم، نه مجموعه‌ای پراکنده.
دارای دیدگاه توسط (269 امتیاز)
سلام،

لایک شد!

عالی بود، نکته‌ی قوی کارت اینه که به سوالات محوری هستی‌شناسی (چیستی و چرایی) هم اشاره کردی و حتی به ارائه‌ی دوستان درباره‌ی مکاتب مختلف هم پرداختی. این نشون میده دید کلی و دقیقی از جلسه داری. فقط یه نکته‌ی کوچیک: درسته که عالم مثال و ملکوت گاهی در متون با هم ترکیب میشن، ولی بهتره دقت کنیم که "عالم مثال" (برزخ) معمولاً به عنوان عالمی مستقل بین طبیعت و عقل مطرح میشه.

ستایش ایمانی

گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
سلام

ممنون از دقت و توضیح کاملت . نوشته ات یاداور کامل جلسه ی بارگزار شده بود.

نازنین زهرا شاهوردی گروه 16 آموزش ابتدایی شرافت
6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (222 امتیاز)

در جلسه این هفته مطالب مربوط به هستی‌شناسی صحبت شد . با توضیحات استاد بهتر متوجه شدم که جهان هستی از مراتب مختلفی تشکیل شده و علاوه بر عالم محسوس، عوالم غیبی مانند مثال، ملکوت و جبروت هم وجود دارند. و همچنین گفته شد خداوند عقل کل هست. همچنین بحث درباره «عالم شهادت و عالم غیب» برایم بسیار جالب بود.موضوع «واجب‌الوجود» و «ممکن‌الوجود» هم مطرح شد . اینکه وجود خداوند وابسته به هیچ چیز نیست، اما موجوداتی مثل انسان وجودشان را از او می‌گیرند. ارائه‌های دوستان درباره مکاتب مختلف هم فضای کلاس را پویا‌تر کرد و باعث شد موضوع از زوایای مختلف بررسی شود.ما در کلاس یازدهم و دوازدهم در رابطه با مباحث ممکن الوجود و واجب الوجود به ذات و بالغیر مطالبی رو یاد گرفتیم می‌توان گفت آموخته‌های قبلی در یادگیریم در کلاس تاثیر چشمگیری داشت.اینکه ما وجود مادی اشیای اطراف خود را می‌توانیم ببینیم ولی بعضی از مسائل هست که نمی‌توان با چشم دید. مثل عقل که در کلاس به آن اشاره شد. ما هیچ نه زمان می‌توانیم عقل را به عینه بیاوریم و ببینیم چون مفاهیمی انتزاعی هستند و در نهایت دوستان در رابطه با مکاتب خود که مکاتب فلسفی بودند ارائه‌هایی دادند.

هستی آینه کار _ابتدایی ۱۶ شرافت 

دارای دیدگاه توسط (236 امتیاز)
خیلی کامل و واضح بود و همه مطالب کلاس رو شامل می‌شد با خوندن خلاصه‌ها کاملاً کلاس دوره می‌شه
دارای دیدگاه توسط (219 امتیاز)
سلام بسیار عالی مطالب کلاس به خوبی مرور شدند.کلاس به طور دقیقی برایم دوره شد .
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
خیلی خوب گفتی هستی منم همین نظر رو دارم چون به دلیل پیش زمینه ای که در این درس داشتیم باعث شد مطالب جدید  رو خوب یاد بگیریم باهات موافقم همچنین مطالبی که استاد گفتند برای من بسیار کلیدی بود و به اطلاعات من اضافه کرد
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم نکته‌ی تازه‌ای که می‌شه به این جلسه اضافه کرد اینه که مباحث هستی‌شناسی فقط برای فهم فلسفه نیست، بلکه برای ما که در رشته آموزش ابتدایی هستیم هم کاربرد داره. وقتی یاد می‌گیریم جهان فقط محدود به محسوسات نیست و عوالم غیبی هم وجود دارند، می‌تونیم این نگاه رو در کلاس به کار ببریم؛ یعنی به بچه‌ها نشون بدیم که همیشه پشت ظاهر ساده‌ی چیزها، معنا و حقیقتی عمیق‌تر وجود داره. این باعث می‌شه آموزش ما فقط انتقال اطلاعات نباشه، بلکه پرورش نگاه عمیق و کنجکاوی در دانش‌آموزان هم باشه.
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
سلام

تشکر از توضیحاتت باعث شد مطالبی که فراموش کرده بودم رو به اطلاعات و یادداشت هام اضافه کنم.

نازنین زهرا شاهوردی گروه 16 آموزش ابتدایی شرافت
7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (219 امتیاز)
با سلام

فاطمه بختیاری گروه ۱۶

این جلسه درباره درک کلی از هستی و مراتب وجود بود. از دیدگاه فلسفه اسلامی جهان فقط همون چیزی نیست که با حواس ظاهری درک می‌کنیم بلکه مراتبی داره که از مادی تا معنوی امتداد پیدا می‌کنن. عالم ماده پایین‌ترین مرتبه وجوده و در ورای آن عوالمی هست که در آن‌ها حقیقت اشیا کامل‌تر و روشن‌تر جلوه می‌کنه.

در ادامه گفته شد خداوند سرچشمه همه هستی است. وجودی که از خودش قائم است و به چیزی وابسته نیست. در مقابل هر موجود دیگری وجودش وابسته به خداست و بدون او نمی‌تونه باقی بمونه. این همون تفاوتیه که در فلسفه دبیرستان بین واجب‌الوجود و ممکن‌الوجود مطرح می‌شد.

برای من جالب بود که در نگاه اسلامی جهان یکپارچه و پیوسته در نظر گرفته می‌شه نه پراکنده و جدا. هر بخش از هستی نشانه‌ای از حقیقت الهی است و در نهایت همه چیز به سوی او برمی‌گردد. این نگاه باعث می‌شه انسان خودش و جهان اطرافش رو بخشی از یک کل زنده و معنادار بدونه.

در کل این مباحث ادامه همون مفاهیمی بود که در فلسفه یازدهم و دوازدهم درباره علیت وجود و ماهیت و مراتب هستی خوندیم فقط حالا عمیق‌تر و با نگاه عرفانی‌تر بررسی شد.
دارای دیدگاه توسط (236 امتیاز)
خیلی کامل و خوب بود و تمامی مطالب را شامل می‌شد و این باعث دوره مطالب هم می‌شود
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)

به نظرم هستی فقط محدود به دنیای مادی نیست، بلکه مراتب بالاتری هم دارد که هرچه بالاتر می‌رویم، وجود کامل‌تر و روشن‌تر می‌شود. خداوند سرچشمه و پایه‌ی همه‌ی این مراتب است؛ تنها وجودی که از خودش قائم است و همه‌چیز به او وابسته است. در نتیجه، جهان و انسان هر دو جلوه‌هایی از حقیقت الهی‌اند و هیچ چیز جدا از او معنا ندارد. این نگاه باعث می‌شود هستی را به‌صورت یک کل هماهنگ و هدف‌دار ببینیم، نه مجموعه‌ای از پدیده‌های پراکنده.

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم نکته‌ی تازه‌ای که می‌شه به این متن اضافه کرد اینه که فهم مراتب هستی فقط یک بحث فلسفی نیست، بلکه می‌تونه نگاه ما به آموزش و زندگی روزمره رو هم تغییر بده. وقتی جهان رو یک کل پیوسته و زنده ببینیم، دیگه هر پدیده‌ی کوچک حتی رفتار ساده‌ی یک کودک در کلاس بی‌معنا و جدا از حقیقت کلی نیست، بلکه بخشی از همون جریان بزرگ هستی محسوب می‌شه. این نگاه برای ما دانشجوهای آموزش ابتدایی خیلی ارزشمنده، چون کمک می‌کنه تربیت رو فقط انتقال دانش نبینیم، بلکه پرورش روح و معنا در کنار جسم و ظاهر هم در نظر بگیریم.
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
سلام

فکر میکنم مباحث جلسه برای ما که رشته ی انسانی بودیم قابل درک تر و ملموس تر بوده چون تکرار دانسته ها بوده و باعث مرور و تفکر مجدد برای ما شد .

نازنین زهرا شاهوردی گروه 16 آموزش ابتدایی شرافت
6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (236 امتیاز)

خلاصه یادگیری درس این هفته 

مبانی هستی‌شناسی تربیت در اسلام بر باور به خداوند به‌عنوان مبدأ و غایت نهایی هستی استوار است. هستی در نگاه اسلامی تنها به جهان مادی محدود نیست و دارای مراتب و عوالمی چون طبیعت، مثال، ملکوت و جبروت است. جهان از دو ساحت اصلی، عالم شهادت (محسوس) و عالم غیب (ماورایی) تشکیل شده است. خداوند خالق، رب و مالک حقیقی همه موجودات است و وجودی مستقل و واجب دارد. رابطه خدا با جهان شامل خالقیت، ربوبیت، رحمت و احاطه دائمی بر همه موجودات است. موجودات در ذات خود فقیر و وابسته به خداوند هستند و بدون او بقایی ندارند. هستی موجودات پرتوی از وجود خدا و نشانه‌ای از قدرت و جمال اوست. اصل توحید بیانگر یگانگی خدا در مالکیت و تدبیر همه امور هستی است.و در پایان کلاس با برخی از مکاتب فلاسفه آشنا شدیم

سؤال و ابهام 

اگر همه موجودات جلوه‌ای از خدا و وابسته مطلق به او هستند، اختیار و مسئولیت انسان در نظام تربیتی چگونه توجیه می‌شود؟

ساغر مرادی گروه 16 آموزش ابتدایی

دارای دیدگاه توسط (219 امتیاز)
خیلی کامل و جامع بود تمامی مطالب را شامل بود در رابطه با سوالت باید بگم که باید درباره رابطه طولی و عرضی بین اراده الهی و اراده انسان اطلاعات کسب کنید و یا در کلاس از استاد بخواید توضیح بده  و آن زمان بهتر مطلب من را متوجه خواهی شد اگه همه‌ی موجودات جلوه‌ای از خدا و وابسته‌ی مطلق به اون باشن، اختیار انسان در طول اراده‌ی خدا معنا پیدا می‌کنه، نه در عرضش. یعنی خدا به آدم قدرت و اراده داده تا تو محدوده‌ای که خودش تعیین کرده، آزادانه انتخاب کنه. این اختیار در واقع جلوه‌ای از همون اراده‌ی الهیه، و مسئولیت انسانم از همین‌جا میاد؛ چون آدم در عین اینکه وابسته به خداست، تو تصمیم‌گیری و جهت دادن به کارهاش مختاره و باید پاسخ‌گوی انتخاب‌های اخلاقی و تربیتیش باشه.
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
به نظرم همه‌چیز از خدا شروع می‌شه و به او برمی‌گرده. خدا خالق و نگهدارنده‌ی همه‌ی موجوداته و ما بدون او هیچ استقلالی نداریم. جهان فقط همین دنیای مادی نیست، بلکه لایه‌ها و عوالم بالاتری هم داره که نشونه‌ی قدرت و بزرگی خدا هستن. پس انسان وقتی این رابطه رو درک کنه، می‌فهمه که هدف اصلی زندگی باید رسیدن به خدا و رشد در مسیر الهی باشه.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
خیلی خوب خلاصه کردی ساغر به نظر من هم همه ما انسان ها در همه حال به خداوند نیاز داریم و هرآنچه که داریم از وجود خداوند سرچشمه میگیرد ولی خداوند به هیچ کس نیازمند نیست و بی نیاز مطلق است چون نیاز محدودیت و نقص ایجاد می‌کند که این نقص شامل خداوند نمی شود و مخصوص انسان است زیرا خداوند واجب الوجود است و وجودش را از کسی نمی‌گیرد ولی ما انسان ها ممکن الوجود هستیم و در همه چیز خود به خداوند بزرگ وابسته ایم و وجود خود را از خداوند می‌گیریم
دارای دیدگاه توسط (223 امتیاز)
ما توی فلسفه یه چیزی خوندن به نام مفهوم تسلسل علل که به این مهناست هر معلولی، علت دارد  و هر علتی معلول دارد و این علت و معلول به صورت ذنجیر به هم متصل هستند و توی فلسفه این رو توضیح میداد که در به وجود آمدن جهان باید یه علت نخستین وجود داشته باشه که وجودش به علت بستگی نداشته باشه چون هر علتی وابسته به معلول است ‌.

و علت ها محال است بدون علت نخستین خود به خود به وجود آمده باشند .پس یک علت علل وجود دارد که خداوند است

وجود خداوند قطعی و حتمی است و وجود ما وابسته به اوست.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم اختیار انسان در کنار وابستگی به خدا، خودش بخشی از جلوه الهی است؛ یعنی ما آزادیم انتخاب کنیم و همین انتخاب‌ها مسئولیت و ارزش تربیت ما را معنا می‌دهد.
دارای دیدگاه توسط (227 امتیاز)
سلام

سوالت رو دوست داشتم نرگس باعث شد برای من هم ایجاد سوال بشه و بخوام راجبش دوباره مطالب کلاس رو دوره کنم و بخوام اطلاعات بیشتری راجبش به دست بیارم .

نازنین زهرا شاهوردی گروه 16 آموزش ابتدایی شرافت
8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (222 امتیاز)

خلاصه یادگیری از مطالب این جلسه

در جلسه درس این هفته متوجه شدم که ما انسانها و‌تمام‌ موجودات دیگر وجودمان را از خدا می‌گیریم و به واسطه ی آن معنا پیدا می‌کنیم پس ما به خدا نیازمند هستیم و‌اگر خدا نبود ما هم‌ نمیتوانستیم باشیم یعنی ما ممکن الوجود هستیم اما خدا خودش خالق و مبنا است پس وجودش وابسته به وجود کسی نیست و به کسی نیاز ندارد پس واجب الوجود است و علت و منشأ هستی ما و تمام موجودات ، خدا است.

همچنین این عالم محسوس که ما در آن قرار داریم محدود و موقتی است اما عالم غیب مستقل و بی پایان و‌ نامحدود است و‌ ما به دلیل اینکه در عالم محسوس قرار داریم نمی‌توانیم چیزهایی فراتر از درک‌ خود را با چشم‌ ببینیم.

سوال و ابهام من

ذهن ما همیشه با آغاز و پایان کار می‌کند ‌و تجربه‌مان محدود به زمان است. چگونه می‌توان با همین درک محدود،فهمید که وجود خدا مستقل از زمان و بدون آغاز است؟

دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
به نظرم ما آدم‌ها چون توی زمان زندگی می‌کنیم، همه‌چیز رو با آغاز و پایان می‌فهمیم، برای همین تصور یه وجود بی‌آغاز برامون سخته. ولی اگه خدا هم مثل ما زمان‌مند بود، دیگه نمی‌تونست خالق زمان و همه‌چیز باشه. پس عقل می‌گه که باید یه وجودی باشه که خودش وابسته به هیچ‌چیز نباشه و همیشه بوده باشه. به‌نظرم این نشون می‌ده که خدا واقعاً بالاتر از درک محدود ماست و همین باعث می‌شه عظمتش رو بیشتر حس کنیم.
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم نکته‌ی تازه‌ای که می‌شه به متن شما اضافه کرد اینه که محدودیت ذهن ما در درک آغاز و پایان، خودش بخشی از مسیر تربیتی ماست. یعنی قرار نیست با عقل محدود همه‌چیز رو بفهمیم؛ بلکه همین ناتوانی ما باعث می‌شه به ایمان و تجربه‌ی درونی تکیه کنیم. در واقع، فهم بی‌آغاز بودن خدا بیشتر از راه دل و باور حاصل می‌شه تا از راه محاسبه‌ی ذهنی. این نگاه برای ما دانشجوها ارزشمنده، چون یاد می‌گیریم همیشه فراتر از ظاهر و محدودیت‌های فکری، به عمق معناها توجه کنیم.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (214 امتیاز)

زهرا عالی بگی 

به نام خدا

در اوایل جلسه درباره مبانی هستی شناسی صحبت شد: خداوند مالک و رب حقیقی جهان است، خدا فراتر از زمان و مکان دانای مطلق و توانای مطلق است.

 جهان هستی واقعیت دارد ولی هستی به طبیعت منحصر نیست. در نگاه اسلامی هستی یکپارچه واقعی و دارای ابعاد گوناگون است، 

هستی دارای مراتب و عوامل متعدد است: از جمله عالم طبیعت، عقل ، ملکوت (واسطه عالم ماده و ارواح است). از موجودات غیر مادی مانند روح و ملائکه و جن تشکیل شده . 

جهان از دو ساحت اصلی تشکیل شده است :عالم شهادتو عالم غیب.

هر آنچه در جهان است نمایشی حقیقت از وجود خدا و آیه‌ای از قدرت علم و جهان اوست.

در اواخر جلسه هم چند نفر درباره مکاتب انتخابی شان توضیح ساده ای دادند که مفید بود.

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نظرم مباحث هستی‌شناسی فقط شناخت مراتب وجود نیست، بلکه نوعی تمرین برای دیدن ارتباط پنهان بین همه چیزه. وقتی یاد می‌گیریم عالم شهود و عالم غیب دو ساحت یک حقیقت‌اند، نگاه‌مون به زندگی روزمره هم تغییر می‌کنه؛ حتی چیزهای ساده مثل رفتار یک کودک یا اتفاق‌های کوچک کلاس، دیگه جدا و بی‌ارتباط دیده نمی‌شن، بلکه بخشی از همون جریان بزرگ هستی محسوب می‌شن. این نگاه برای ما دانشجوها خیلی ارزشمنده، چون کمک می‌کنه آموزش رو فقط انتقال دانش نبینیم، بلکه پرورش معنا و پیوند درونی هم در نظر بگیریم.

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (190 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا 

(محدثه مجیدی فرد)خلاصه از مطالب این جلسه 

در جلسه این هفته با مفاهیم بنیادی هستی‌شناسی و رابطه انسان با جهان هستی آشنا شدم. فهمیدم که همه موجودات در اصل از یک سرچشمه واحد هستند و تفاوت‌های ظاهری آنها، جلوه‌های متنوع همان حقیقت واحد است. به عبارت دیگر، هرچیزی که در عالم می‌بینیم نشانه‌ای از حضور خداست و همه چیز در نهایت به او بازمی‌گردد. این نگاه باعث می‌شود بتوانم جهان را به صورت یک کل منسجم ببینم و ارتباط میان موجودات را درک کنم.

همچنین با مراتب مختلف هستی آشنا شدیم. جهان محدود به طبیعت و محسوسات نیست، بلکه دارای عوالمی فراتر از مادی است، از جمله عالم عقل، عالم مثل که افلاطون مثال زده و توضیح داده است و موجودات غیرمادی مانند روح. 

علاوه بر این چیزی که به یاد دارم از پاور پوینت استاد هستی دارای دو ساحت اصلی است: عالم محسوس یا شهادت و عالم غیب یا ماورایی که برای ما محسوس و قابل دیدن و درک نیست.

یکی از نکات کلیدی این جلسه، تفاوت میان «واجب‌الوجود» و «ممکن‌الوجود» بود. خداوند به خودی خود وجود دارد و وابسته به هیچ چیزی نیست، در حالی که موجودات دیگر برای بودن خود به خدا نیاز دارند. این موضوع نشان می‌دهد که تمام هستی از وجود خدا سرچشمه می‌گیرد و بدون او هیچ موجودی نمی‌تواند حیات و بقا داشته باشد 

همچنین در این جلسه به این نکته توجه شد که شناخت خدا و درک حقیقت هستی بیشتر با تجربه‌ی درونی و فهم قلبی حاصل می‌شود تا صرفاً با تحلیل عقلانی و منطقی.

در پایان کلاس بحث و گفتگویی راجع به ادامه فرآیند کلاس در طول ترم شکل گرفت ، و برخی از دانشجویان به صورت داوطلبی ارائه ای را درباره مکاتب مختلف فلسفی خود دادند 

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم نکته‌ی تازه‌ای که می‌شه به متن شما اضافه کرد اینه که نگاه به «واجب‌الوجود» و «ممکن‌الوجود» فقط یک بحث فلسفی نیست، بلکه می‌تونه به ما یاد بده جایگاه واقعی خودمون رو در زندگی بهتر بفهمیم. وقتی می‌دونیم همه‌ی موجودات وابسته به خدا هستن، مسئولیت‌هامون هم معنا پیدا می‌کنه؛ یعنی هر انتخاب و رفتاری که داریم، در حقیقت بازتابی از همون سرچشمه واحده. این نگاه ارزشمنده، چون کمک می‌کنه جهان رو نه فقط مجموعه‌ای از درس‌ها و اطلاعات، بلکه یک جریان زنده ببینیم که ما هم بخشی از اون هستیم و باید سهم خودمون رو آگاهانه ایفا کنیم.
5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (235 امتیاز)
ویرایش شده توسط

خلاصه کلاس

در ابتدا راجب هستی شناسی و درباره ی چرایی، چگونگی و چیستی جهان و هستی گفته شد.

بعد گفتیم که انسان اول باید خدا را بشناسد بعد هستی و خودش را.

بعد گفته شد که انسان ها و هر چیز دیگری به چیزهایی وابسته و نیازمند هستند مثلا کلاس به اجزای سازنده آن ولی خدا به هیچ چیز وابسته نیست و به هیچ چیز احتیاجی ندارد.

بعد گفتید اکثر انسان ها فکر می کنند اعمالی که در این دنیا انجام می دهند بعد در آخرت اعمالشان لیست شده و می گویند تو فلان کار بد را کردی حالا برو عذابش را بکش درصورتی که این طور نیست و ما در همین دنیا و همان لحظه کار بدی می کنیم درواقع جزاش را هم می کشیم اما نمی توانیم آن را ببینیم، مثلا وقتی در گوش کسی می زنیم همان لحظه دستمان در آتش سوخته می شود ولی ما نمی بینیم.

همچنین گفته شد که تاریکی وجود نداره و نبود نور سبب تاریکی میشه و بدی هم وجود نداره و نبود خوبی سبب آن می شود.

درباره کائنات و وجود آنها و اینکه آیا واقعا تاثیر دارند یا خیر هم صحبت شد.

بعد عالم ماده، مثال، ملکوت و جبروت را گفتید که عالم ماده همین جهانی است که ما در آن زندگی می کنیم و می توانیم ببینیم.

بعد راجب کمالات خدا و اینکه خدا کمال مطلقه گفته شد و انسان ها همه جلوه ای از کمال و زیبایی خدا هستند.

آخر کلاس هم تعدادی از بچه ها راجب مکتب هایشان مثل روان کاوی و... توضیح دادند.

ابهام و پرسش

من راجب عالم ها کامل متوجه نشدم که هر کدام چیست.

زهرا محمدبیگی

گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شهید شرافت

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم نکته‌ی جالبی که می‌شه به متن شما اضافه کرد اینه که بحث «عالم‌ها» فقط یک تقسیم‌بندی فلسفی نیست، بلکه می‌تونه به ما کمک کنه نگاه‌مون به زندگی روزمره عمیق‌تر بشه. وقتی می‌فهمیم عالم ماده، مثال، ملکوت و جبروت هرکدوم مرتبه‌ای از حقیقت هستن، یاد می‌گیریم که پشت هر چیز ساده‌ای که در کلاس یا زندگی می‌بینیم، لایه‌های پنهان‌تری از معنا وجود داره. این نگاه مهمه چون کمک می‌کنه به بچه‌ها نشون بدیم که جهان فقط همین ظاهر نیست و همیشه می‌شه فراتر از سطح دید، دنبال معنا و حقیقت بود.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (193 امتیاز)
به نام خدا

خلاصه برداشت از جلسه گذشته

جلسه گذشته صحبت شد راجب مبانی هستی شناسی :

هستی‌شناسی  و مبانی در اسلام به مطالعه و تبیین وجود و ماهیت هستی می‌پردازد و بر اساس قرآن و سنت نبوی بررسی می‌شود. این مبانی عمدتاً شامل اصول زیر است:

 1. وجود خداوند

وجود خداوند به عنوان هستی بخش نخست و اساس‌گذار هستی در اسلام، کلیدی‌ترین مبنای هستی‌شناسی است. خداوند به عنوان خالق و مدبّر جهان، تمام موجودات را از عدم به وجود آورده‌است. در قرآن آمده است: "الله خالق کل شيء"(سوره زمر، آیه 62)

2. ذات و صفات الهی

از منظر اسلامی، خداوند دارای صفات کمال و بی‌نظیری است که باید درک و شناخته شوند. این صفات شامل علم، قدرت، حیات، اراده، و حکمت است. این صفات به تبیین مفهوم وجود و هستی کمک می‌کنند.

 3. موجودات و تقسیم‌بندی آن‌ها

موجودات در هستی‌شناسی اسلامی به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند: "موجودات مادی و موجودات غیرمادی"  موجودات مادی شامل جهان طبیعی و اشیای فیزیکی هستند، در حالی که موجودات غیرمادی به روح و فرشتگان مرتبط می‌شوند.

 4. هدف و غایت وجود

در اسلام، هر موجودی هدف و غایتی دارد که باید به آن برسد. این هدف معمولاً به رشد روحانی و نزدیک شدن به خداوند مرتبط است. انسان به عنوان اشرف مخلوقات، مسئولیت ویژه‌ای در تحقق این هدف دارد.

5. رابطه بین خالق و مخلوق

رابطه بین خداوند و مخلوقات، بنیادی‌ترین اصل در هستی‌شناسی اسلامی است. این رابطه برخاسته از محبت و رحمت خداوند است. انسان‌ها به عنوان بندگان خدا، باید با او ارتباط برقرار کنند و در مسیر تقرب به او گام بردارند

6. حیات پس از مرگ

باور به حیات پس از مرگ و عوالم پس از دنیا، بخشی جدایی‌ناپذیر از هستی‌شناسی اسلامی است. این اعتقاد به نوعی برای توجیه رفتارهای دنیوی و تأکید بر مسئولیت انسان در قبال اعمالش در دنیای دیگر مهم است.

این مبانی به وضوح نقش مهمی در تبیین و درک وجود و هستی در تفکر اسلامی ایفا می‌کند و به انسان کمک می‌کند تا جایگاه خود را در نظام هستی درک کند.

تجلی هم گفتیم میشه جلوه گر صفات خداوند متعال

ارائه ۴ مکتب توسط دوستانمان

سوالی برای من به وجود نیامد چرا که همه چیز واضح بود

هدیه بهمنی گروه ۱۶ رشته آموزش ابتدایی شهید شرافت
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (223 امتیاز)
در مورد هستی شناسی صحبت شد ،هستی همان وجود است

وجود چند لایه دارد

یک لایه، همین دنیای مادی و قابل لمس است، و بالاتر ا آن دنیایی قرار دارد که دیده نمی‌شود؛ مثل عالم مثال، ملکوت و جبروت. در آن لایه‌های بالاتر، حقیقت چیزها روشن‌تر و کامل‌تره.

بعد درباره‌ی خداوند صحبت شد. گفته شد خدا تنها موجودی است که خودش به خودش وجود می‌دهد و به هیچ‌چیز وابسته نیست. به همین دلیل به او می‌گویند واجب‌الوجود

ما توی فلسفه ی دبیرستان خوندیم که خداوند علت علل هست و به علت نیازمند نیست این همون مصداق وابسته نبودن خداوند است.

اما ما انسان‌ها و تمام موجودات دیگر وجود خود را هر لحظه از خدا می‌گیریم یعنی اگر او نخواهد، ما حتی لحظه‌ای هم نمی‌توانیم وجود داشته باشیم. به همین دلیل ما ممکن‌الوجود هستیم.

یکی از نکات جالب این بود که دنیا از نگاه اسلام یک مجموعه‌ی به‌هم‌پیوسته است؛ یعنی همه‌چیز با هم ارتباط دارد و در نهایت همه‌ی هستی به خدا برمی‌گردد. این نگاه باعث می‌شود احساس کنیم جهان فقط یک مجموعه‌ی تصادفی نیست، بلکه هدف‌دار و معنادار است.

در آخر، بچه‌ها درباره‌ی چند مکتب فلسفی مختلف ارائه دادند

یکی پراگماتیسم بود, ساختار گرایی و پسا ساختار گرایی .
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
از یک‌سو نگاه فلسفهٔ اسلامی که هستی را لایه‌لایه، هدف‌مند و وابسته به واجب‌الوجود می‌بیند؛ و از سوی دیگر، مکاتب جدیدی مثل پراگماتیسم و ساختارگرایی که هرکدام با رویکردی متفاوت می‌کوشند معنای انسان و جهان را توضیح دهند.
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (218 امتیاز)
سم الله الرحمن الرحیم خلاصه یادگیری :

هستی شناسی شاخه ای از فلسفه است که دو سوال مهم چیستی و چرایی را پاسخ میدهد که میتوان گفت چیستی اشاره به ماهیت هر چیز دارد و لازم است که ما  بتوانیم ای دو سوال را راجع به کل نظام هستی پاسخ دهیم   در این مبحث  از مهم ترین سوال هایی که مطرح میشود هستی و وجود ذات اقدس خداوند و هستی جهان است .

در این بین بحث واجب الوجود بودن خداوند مطرح میشود که خداوند واجب الوجود بالذات است زیرا وجودش از خودش نشات میگیرد و الزام وجود او در خود او است و نمیتوان گفت که او وجود خود را از جای دیگر میگیرد زیرا او کمال و سرچشمه ی نامتناهی  است . میتوان گفت که قواعد ی که در مورد جهان است در غالب معرفت شناسی بررسی میشود از جمله مبانی این معرفت شناسی این است که جهان هستی واقعیت دارد اما فقط به جهان طبیعت مختصر نیست .

در ادامه این موضوع مطرح است که جهان هستی مراتبی دارد که مرتبه ی اول ان عالم طبیعت یا عالم ماده است ، عالم دوم عالم مثال است و عالم سوم عالم موجودات غیر مادی مانند روح و ملائکه

در ادامه این موضوع اشاره به این داریم که عالم دو بعد ظاهری و باطنی دارد عالم ظاهری عالمی است که با چشم سر قابل مشاهده است و عالم باطن عالمی است که پوشیده است و با چشم سر جز در مواردی خاص دیده نمیشود . که این عالم باطن و ظاهر شامل همه چیز حتی اشیا نیز میشود

حالا همین جهان دو ساحت نیز  دارد :  عالم شهادت که همان عالم محسوس است و عالم غیب که همان عالم نامحسوس است در درس به این موضوع اشاره شده است که خداوند مبدا و مالک حقیقی جهان است  او بی نیاز از هر چیزی است نقص نیز زمانی است که کمال نباشد حال ما میگوییم که خداوند کمال مطلق و مالک مطلق است و واجب الوجود است کسی که یا چیزی که خود واجب الوجود است چگونه میتواند نقص و عیب داشته باشد زیرا نقص و عیب نبود وجود است در جالی که خداوند خود وجود است و چیز های دیگر از ان وجود میگیرند و تبدیل به واجب الوجود  بالغیر میشوند

در کلاس هفته گذشته ابهامی برای شخص بنده نبوده و مطالب روان و قابل فهم بوده است با تشکر .
دارای دیدگاه توسط (222 امتیاز)
از این جهت که جهان هستی را دارای مراتب می‌دانید و میان عالم محسوس و نامحسوس تمایز قائل می‌شوید، کاملاً مطابق با دیدگاه حکماست. همچنین تأکید شما بر واجب‌الوجود بودن خداوند و این‌که وجود او از ذات خودش ناشی می‌شود، استدلالی درست و پذیرفته‌شده در فلسفهٔ الهی است؛ زیرا نقص در جایی معنا دارد که کمبود و محدودیتی در وجود باشد، در حالی که خداوند کمال مطلق و منبع همهٔ وجودات است و چیزی که ذاتاً واجب‌الوجود باشد، محال است دچار نقص شود. بنابراین مجموعهٔ مطالبی که بیان کرده‌اید هم از نظر منطقی منسجم است و هم از نظر فلسفی قابل دفاع و مطابق با آموزه‌های حکمت الهی.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (169 امتیاز)
به نام خدا

فاطمه اسدی مقدم ( خلاصه مطالب این جلسه)

استاد در مورد اینکه همه هستی از یک سرچشمه واحد منشا گرفته است و همه ما در اخر به سوی خدا بازمیگردیم و هرکدام از ما تجلی از وجود خالق خود هستیم و طبیعت جلوه ای از وجود خالق را نمایان میکند این یعنی همان وحدت در کثرت و کثرت در وحدت یعنی در عین تفاوتها همه چیز در نهایت نظم و برابری و تعادل است و کل مباحث به هستی شناسی منتهی شد اینکه هستی فقط جهان مادی نیست بلکه مراتبی نیز دارد مانند عالم عقل ، عالم روح ، عالم طبیعت و... و همچنین عالم دو ساحت اصلی دارد عالم غیب و عالم شهادت و هرکدام را تعریف کردیم که عالم شهادت جهان مادی و محسوس است و ما میتوانیم درک کنیم ولی عالم غیب نامحسوس است و مثال هایی در مورد واجب الوجود و ممکن الوجود زدند و گفتند که واجب الوجود خدا است و همه موجودات ممکن الوجود هستند یعنی در ذات خود به یک افریننده و پدیداوردنده نیاز دارند و خداوند همیشه بی نیاز است و در اخر کلاس هم بچه ها ارائه هایی در مورد مکاتب خود دادند
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (227 امتیاز)
توی جلسه قبل درباره‌ی این صحبت شد که همه‌ی موجودات در نهایت یه حقیقت واحد دارن و وجودشون به خدا وابسته‌ست، در حالی‌که خود خدا وجودش از هیچ چیزی نمی‌آد و وابسته نیست. فهمیدیم که عالم فقط همین چیزهای مادی و قابل دیدن نیست و یه عالم غیب(ماورایی) هم هست که از زمان و مکان جداست و موجودات غیرمادی تو اون مرتبه قرار می‌گیرن.

بحث «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» هم مطرح شد؛ یعنی با این‌که موجودات ظاهراً متفاوتن، اما همه تقسیم‌هایی از یک حقیقت واحد به‌حساب میان. به موضوع «ممکن‌الوجود» و «واجب‌الوجود» هم اشاره شد و درنهایت توضیح داده شد که چرا خدا واجب‌الوجوده و بقیه‌ی هستی بدون او دوام ندارن.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (214 امتیاز)

ساقی سعادتمند  گروه ۱۶ آموزش ابتدایی شرافت

 خلاصه یادگیری این هفته:

_این هفته با تفاوت میان علم دینی و علم عادی آشنا شدیم.

_علم دینی هدف‌دار، جهت‌دار، ارزشی، هنجاری، متعهد، مسئول، انسانی و الهی معرفی شد.

_در مقابل، علم عادی فاقد این ویژگی‌هاست و به نیازهای جامعه، انسان، فطرت و الهی پاسخ نمی‌دهد.

_مفهوم مسئولیت‌پذیری انسان در دنیا بررسی شد؛ انسان باید پاسخگوی اعمال خود باشد.

_مسئولیت‌پذیری یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسانی است و به‌صورت اختیاری قابل انتخاب است.

_مثال‌هایی مانند مسئولیت رانندگی برای درک بهتر مسئولیت‌پذیری مطرح شد.

_همچنین پرسش‌هایی بنیادین درباره هدف خلقت انسان و جهان مطرح گردید.

_تأکید شد که انسان باید هدف خلقت خود را بشناسد، انتخاب کند و در تحقق آن بکوشد.

مهم‌ترین ابهام و پرسش حل‌نشده:

با وجود تأکید بر تحقق هدف خلقت، هنوز روشن نیست که این هدف دقیقاً چیست و چگونه می‌توان آن را در زندگی روزمره تشخیص داد و عملی کرد.

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
به نظرم میشه کنار مطلب شما اینم گفت که وقتی بحث «هدف خلقت» وقتی وارد زندگی روزمره می‌شه، بیشتر از اینکه یک پاسخ قطعی داشته باشه، شبیه یک مسیر کشف و تجربه‌ست. یعنی ما دانشجوها می‌تونیم هدف رو نه فقط در قالب یک تعریف فلسفی، بلکه در انتخاب‌های کوچک روزانه‌مون ببینیم؛ مثل مسئولیت‌پذیری در کلاس، کمک به دیگران یا حتی تلاش برای یادگیری بهتر. این نگاه باعث می‌شه هدف خلقت رو چیزی دور و دست‌نیافتنی نبینیم، بلکه بخشی از جریان زندگی بدونیم که با عمل و انتخاب‌های ما معنا پیدا می‌کنه.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (204 امتیاز)
مکتب اشراقیسم (حکمت اشراق)

بنیان‌گذار: سهروردی

مضمون اصلی: تأکید بر «نور» به‌عنوان حقیقت بنیادین هستی و شناخت شهودی.

روش معرفت: ترکیب عقل فلسفی با شهود و مکاشفه؛ باور به این‌که حقیقت نهایی با استدلال صرف قابل درک نیست.

ویژگی‌ها: مراتب نور، عالم مثال، پیوند فلسفه ایرانی ـ اسلامی با تفکر افلاطونی.

خلاصه کتاب

مکتب روان‌کاوی (Psychoanalysis)

بنیان‌گذار: زیگموند فروید

مضمون اصلی: رفتار انسان تحت تأثیر «ناخودآگاه»، تعارضات درونی و تجربیات کودکی شکل می‌گیرد.

روش: تحلیل رؤیا، تداعی آزاد، بررسی سازوکارهای دفاعی روان.

ویژگی‌ها: تقسیم ذهن به نهاد، خود، فراخود؛ نقش امیال سرکوب‌شده؛ اهمیت روابط اولیه در شکل‌گیری شخصیت.

سوال و ابهامی هم نبود ممنون از توضیحات خوب شما
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (241 امتیاز)
ویرایش شده توسط
در بخش ابتدایی صحبتتون ، مباحث هستی شناسی و درباره‌ی علل، شیوه‌ی پیدایش و ماهیت جهان و وجود سخن به میان آمد.

سپس بیان کردید که انسان ابتدا باید شناختی از ذات اقدس الهی پیدا کند و پس از آن به شناخت جهان و خویشتن بپردازد.همچنین مطرح کردید که انسان‌ها و تمام پدیده‌های دیگر، به اموری متکی و محتاج هستند؛ برای نمونه، یک کلاس به اجزای تشکیل‌دهنده‌ی خود وابسته است، اما وجود بی‌نیاز خداوند، به هیچ چیزی قائم و نیازمند نیست و هیچ احتیاجی به چیزی ندارد.سپس اشاره کردید که بیشتر انسان‌ها گمان می‌کنند کردارهایی که در این دنیا انجام می‌دهند، در آخرت فهرست شده و به آنان گفته می‌شود: "تو فلان عمل ناشایست را انجام دادی، اکنون برو کیفر آن را ببین"، در حالی که وضع به این شکل نیست و ما در همین دنیا و در همان لحظه که کار ناپسندی مرتکب می‌شویم، در حقیقت سزای آن را نیز می‌بینیم، اما قادر به ادراک آن نیستیم؛ به عنوان مثال، هنگامی که به گوش کسی سیلی می‌زنیم، در همان لحظه دست ما در آتش می‌سوزد، اما ما آن را مشاهده نمی‌کنیم.

همچنین گفتید که تاریکی به عنوان یک وجود مستقل حضور ندارد و فقدان و غیبت نور موجب پدید آمدن آن می‌شود و شر و بدی نیز به عنوان یک ماهیت مستقل موجود نیست و عدم حضور نیکی و خیر باعث بروز آن می‌گردد.درباره‌ی جهان‌آفرینی و هستی آن‌ها و این موضوع که آیا واقعاً تأثیرگذار هستند یا خیر، نیز گفت‌وگو کردید.سپس عوالم ماده، مُثُل، ملکوت و جبروت بیان کردید که عالم ماده، همین جهان محسوس و فیزیکی است که ما در آن زندگی می‌کنیم و قادر به دیدنش هستیم. درباره‌ی صفات کمالی خداوند و این که خدا کمال نامتناهی و مطلق است، صحبت شد و این که انسان‌ها همگی نمایشی و تجلی‌ای از کمال و زیبایی خدا به شمار می‌روند.

درباره عالم مُثُل ، ملکوت بیشتر صحبت شود و همچنین از مثال های بیشتری برای مفاهیم گفته شده استفاده شود. ممنونم

مبینا جعفری زاده آموزش ابتدایی گروه ۱۶ شرافت
دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
عالم مثل رو می‌شه با جمله‌ی افلاطون توضیح داد: هر چیزی در این دنیا سایه‌ای ناقص از حقیقت کامل‌تر در عالم مُثُل است. عالم ملکوت هم مثل پشت‌صحنه‌ی جهان مادیه که قوانین و نیروهای معنوی در اون جریان دارند. این نگاه کمک می‌کنه بفهمیم پشت ظاهر ساده‌ی پدیده‌ها معناهای عمیق‌تری وجود داره.
4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (269 امتیاز)

سلام استاد؛

این جلسه راجع به این صحبت کردیم که از نظر اسلام، دنیا چطور جوری ساخته شده و این چطوری به تربیت و زندگی ما ربط پیدا می‌کنه. خلاصه‌اش این چندتا نکته بود:

1. دنیا قشنگتر از اون چیزیه که می‌بینیم: دنیا فقط همین چیزایی که با چشم می‌بینیم (مثل درخت و ماشین) نیست. یه عالم دیگه‌ای هم هست که نمی‌بینیم (عالم غیب). هر کاری ما اینجا انجام می‌دیم، یه اثری تو اون عالم بالاتر داره. مثل یه درخت که هم ریشه داره (که نمی‌بینیم) هم شاخ و برگ (که می‌بینیم).

2. همه چیز دور خدا می‌چرخه: خدا مرکز و هدف همه‌ی این داستانه. همه‌چیز از اونه، توسط اون کنترل می‌شه و در نهایت هم همه‌چیز به سمت اون برمی‌گرده.

3. یه مفهوم خیلی مهم این بود که وجود ما "مستقل" نیست. ما مثل یه آینه هستیم که نور از خورشید (خدا) می‌گیره و روشن می‌شه. اگه اون نور نباشه، ما اصلاً نیستیم. وجودمون در هر لحظه وابسته به خداست.

4. همه‌چیز نشونه‌ی خداست: چون چیزی به خودی خود وجود نداره، پس هر چیزی که می‌بینیم — از یه گل گرفته تا یه انسان — در واقع داره یه ویژگی از خدا (مثل زیبایی، قدرت یا علمش) رو به ما نشون می‌ده. کل دنیا مثل یه تابلو نقاشی بزرگه که امضای خداوش پای اون خورده.

5. یگانگی خدا یعنی چی؟ یگانگی خدا فقط این نیست که بگیم خدا یکیه. یعنی قبول کنیم که فقط اونه که مالکه، فقط اونه که مدیره، و همه‌چیز نشونه‌ای برای رسیدن به اونه.

نتیجه برای تربیت: با این نگاه، دیگه ما نمی‌تونیم آدم رو فقط یه موجود مادی بدون روح ببینیم که هدفش خوشگذرونی توی همین دنیاست. بلکه آدم موجودیه که "هستیش" و "معناش" فقط با ارتباطش با خدا مشخص می‌شه. پس هدف از تربیت اینه که بهش کمک کنیم این ارتباط رو بشناسه و مثل یه مسافر، خودش رو به خدا نزدیک کنه.


سوال بزرگ و بی‌جوابی که تو ذهنم موند:

همه‌ی این حرفا قشنگ بود، اما یه سوال اساسی برام پیش اومد که دقیقاً نمی‌ذاره بفهمم من به عنوان یه آدم، توی این ماجرا چه نقشه‌ای دارم:

اگه من "همه‌ی وجودم وابسته به خداست" و هیچ استقلالی ندارم، پس "اختیار" و "مسئولیت" من کجای این قصه قرار می‌گیره؟

یعنی:

· از یه طرف: من فقط یه "رابطه"ی محض با خدا هستم و همه‌ی کارهام با قدرت اون انجام می‌شه.

· از طرف دیگه: اسلام همیشه تو تربیت روی "اختیار آدم"، "تلاش کردن"، "جنگیدن با نفس" و "مسئولیت پذیر بودن" خیلی تأکید داره و می‌گه آدم تو روز قیامت به خاطر کارهاش حساب پس می‌ده.

سوال من اینه: این دوتا رو چطوری با هم جور کنیم؟ وقتی من حتی اراده‌م هم وابسته به خداست، چطور می‌تونم مسئول کارهایی باشم که انجام می‌دم؟ انگار دارم نقش بازی می‌کنم در حالی که کارگردان اصلی خود خداست!

پاسخ به این سوال برام خیلی مهمه تا بفهمم نقش واقعی "من" توی این دنیای بزرگ که مرکزش خداست، دقیقاً چیه؟

ستایش ایمانی

گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت

دارای دیدگاه توسط (232 امتیاز)
خلاصه‌اش اینه: وابستگی ما به خدا به معنای بی‌اختیاری نیست؛ خدا سرچشمه‌ی وجود و همون کسیه که به ما «قدرت انتخاب» داده. مثل برق که از نیروگاه میاد، اما روشن یا خاموش کردن چراغ دست خود ماست. پس ما در دل وابستگی، آزادی داریم و همین انتخاب‌هاست که مسئولیت و ارزش زندگی‌مون رو معنا می‌کنه.
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...