سازنده گرایی
الف) تبیین دیدگاه فلسفی سازندهگرایی:
به زبان خیلی ساده، سازندهگرایی یک مکتب فلسفی است که معتقد است دانش و شناخت ما از جهان، یک چیز از پیش ساخته شده نیست که مستقیماً به ذهن ما منتقل شود. بلکه، ما خودمان به طور فعال دانش را در ذهنمان میسازیم و میسازانیم.
یعنی ما مثل یک ظرف خالی نیستیم که اطلاعات فقط داخل آن ریخته شود. در عوض، ما مثل یک بنّای فکری هستیم که با استفاده از مصالح (تجربهها، اطلاعات حسی و تعاملاتمان) شروع به ساختن یک ساختمان دانش در ذهن خود میکنیم.
چند نکته کلیدی در این دیدگاه:
1. دانش ساخته میشود، نه کشف میشود: حقیقت مطلق و عینی "آن بیرون" وجود ندارد که ما فقط آن را پیدا کنیم. بلکه حقیقت برای هر فرد، بر اساس تجربیات و تفسیرهای خودش ساخته میشود. مثلاً مفهوم "عدالت" برای یک کودک، یک فرد بزرگسال و یک قاضی، میتواند متفاوت باشد چون هر کدام بر اساس تجربیات زندگیشان آن را ساختهاند.
2. یادگیری فرآیندی فعال است: شما وقتی واقعاً یاد میگیرید که با یک مسئله درگیر شوید، درباره آن فکر کنید، سؤال بپرسید و آن را با چیزهایی که قبلاً میدانستید ارتباط دهید. یادگیری یک عمل غیرفعال مثل گوش دادن محض نیست.
3. اهمیت زمینه و تجربه: دانش ما کاملاً به موقعیت و تجربیات قبلی ما گره خورده است. چیزی که در یک موقعیت یاد میگیریم، ممکن است در موقعیت دیگر برایمان معنای کاملاً متفاوتی داشته باشد.
4. دو شاخه اصلی: سازندهگرایی دو شاخه معروف دارد:
· سازندهگرایی فردی (سایکولوژیک): بیشتر به کار ژان پیاژه، روانشناس سوئیسی، مربوط میشود. او بر نقش فرد در ساختن دانش تأکید داشت و گفت کودکان از طریق تعامل با محیط، طرحوارههای ذهنی خود را میسازند و اصلاح میکنند.
· سازندهگرایی اجتماعی: بیشتر به کار لِو ویگوتسکی، روانشناس روسی، مربوط است. او تأکید کرد که ساختن دانش، بیشتر یک فرآیند اجتماعی است. ما از طریق صحبت کردن، همکاری و تعامل با دیگران (مثل معلمان، همکلاسیها و خانواده) است که دانش را میسازیم. فرهنگ و جامعه نقش بسیار مهمی در این نوع یادگیری دارند.
منابع برای مطالعه بیشتر (رفرنس های بخش الف):
· سایت موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان:
آدرس: koodak.org
· سایت رشد (پایگاه رسمی وزارت آموزش و پرورش ایران):
آدرس: roshd.ir
· سایت مرکز اطلاعات علمی (SID):
آدرس: sid.ir
...
ب) مهمترین دیدگاههای تربیتی سازندهگرایی:
اگر این فلسفه را وارد کلاس درس کنیم، روش تدریس و یادگیری به کلی تغییر میکند. مهمترین ایدههای تربیتی این مکتب اینها هستند:
1. تغییر نقش معلم: معلم از "منبع تمام دانش" و سخنران، به یک راهنما، تسهیلگر و همیار تبدیل میشود. کار معلم این نیست که فقط اطلاعات را بگوید، بلکه باید محیطی غنی و پر از موقعیتهای یادگیری فراهم کند تا دانشآموزان خودشان به کشف و ساختن دانش بپردازند.
2. تغییر نقش دانشآموز: دانشآموز از یک شنونده منفعل، به یک یادگیرنده فعال، پژوهشگر و کاوشگر تبدیل میشود. او باید سؤال بپرسد، تحقیق کند، با دیگران بحث کند و نظر بدهد.
3. اهمیت یادگیری مشارکتی: از آنجایی که یادگیری یک فرآیند اجتماعی است، روشهایی مثل کار گروهی، پروژههای جمعی و بحثهای کلاسی بسیار اهمیت پیدا میکنند. دانشآموزان از حرف زدن با هم و تبادل نظر، چیزهای جدیدی میسازند که به تنهایی به آن نمیرسیدند.
4. ارزشیابی اصیل: امتحانهای سنتی با سؤالهای تستی و حفظی، جایگاه کمی دارند. به جای آن، از روشهایی مثل ارزشیابی عملکردی، ارائه پروژه، portfolio (پوشه کار) و خودارزیابی استفاده میشود. هدف این است که ببینند دانشآموز چقدر میتواند از دانشش در موقعیتهای واقعی و پیچیده استفاده کند.
5. توجه به دانش قبلی learners: معلم باید بداند هر دانشآموز چه چیزهایی را از قبل میداند و باور دارد و سپس تدریس خود را بر اساس آن بنا کند. چون دانش جدید بر پایه دانش قدیمی ساخته میشود.
6. یادگیری از طریق حل مسئله: به دانشآموزان مسائل پیچیده و واقعی داده میشود تا با کاوش و تحقیق، خودشان راهحل را بسازند و کشف کنند.
منابع برای مطالعه بیشتر (رفرنس های بخش ب):
· سایت نظام آموزشی فِنلَند (به فارسی)
· سایت معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ایران:
آدرس: ecode.medu.ir
· سایت پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش:
آدرس: rie.ir
...
ج) نقد دیدگاه سازندهگرایی:
با وجود همه محاسن، این مکتب هم مثل هر مکتب دیگری، نقدهایی دارد:
1. ابهام در سنجش و ارزشیابی: وقتی هر دانشآموز درکی منحصر به فرد و ساخته ذهن خودش دارد، چگونه میتوان یک معیار عینی و استاندارد برای سنجش همه تعیین کرد؟ ممکن است این سیستم به "سلیقهای" شدن نمرهدهی منجر شود.
2. اتلاف وقت و کند بودن فرآیند: روشهای سازندهگرایی مثل پروژه و کار گروهی، بسیار زمانبر هستند. ممکن است در یک سیستم آموزشی که حجم کتابهای درسی زیاد است، فرصت کافی برای اجرای عمیق این روشها وجود نداشته باشد.
3. کمتوجهی به دانش پایه: منتقدان میگویند این روش ممکن است باعث شود دانشآموزان روی اصول و مفاهیم پایهای (مثل جدول ضرب، قواعد دستور زبان یا تاریخهای مهم) که نیاز به تمرین و تکرار دارند، مسلط نشوند. گاهی باید چیزهایی را مستقیم یاد گرفت، نه اینکه همیشه خودمان آن را کشف کنیم!
4. افزایش بار کاری معلم: مدیریت یک کلاس سازندهگرا که در آن گروهها فعال هستند و هر دانشآموز نیاز به توجه خاص دارد، برای معلم بسیار سختتر و پرزحمتتر از یک کلاس سنتی است.
5. مشکل در کلاسهای پرجمعیت: اجرای این روش در کلاسهایی با ۳۰ یا ۴۰ دانشآموز، عملاً بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است.
6. نسبیگرایی افراطی: بزرگترین نقد فلسفی به سازندهگرایی این است که ممکن است به یک نسبیگرایی مطلق بینجامد. اگر هر کس حقیقت خودش را میسازد، پس آیا هیچ حقیقت علمی یا اخلاقی ثابتی وجود ندارد؟ آیا میتوان گفت نظریه جاذبه نیوتن فقط یک "ساختار" است و به اندازه "ساختار" شخصی که فکر میکند زمین صفحه است، ارزش دارد؟
منابع برای مطالعه بیشتر (رفرنس های بخش ج):
· سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (پایگاه مجازی تخصصی فلسفه):
آدرس: philosophy.ical.ir
· سایت پایگاه نشریات دانشگاه آزاد اسلامی:
آدرس: journals.iau.ir
· سایت مؤسسه پژوهشی برنامهریزی درسی و نوآوریهای آموزشی:
آدرس: rie.ir (زیرمجموعه پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش)
ستایش ایمانی
گروه 16-دانشجویان ابتدائی شرافت