3 دوستدار 1 امتیاز منفی
1.1k بازدید
سوال شده در گروه کار و فناوری دانشجویان شرافت توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من 

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 100 کلمه و حداکثر 150 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود و در همه فرازها با ادبیات شخص اول ( من) استفاده کنید

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

 

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید؟

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید. 

موفق و پایدار باشید

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط
نمایش از نو توسط
بسم الله الرحمن الرحیم

نام و نام خانوادگی: زهرا جوان

جواب سوالات امتحان فلسفه تربیتی اسلام

### مقدمه:

من زهرا جوان هستم، دانشجوی معلمِ درس کار و فناوری و قرار است در شهر تهران به عنوان معلم خدمت کنم. من فردی هستم با شور و اشتیاق فراوان به یادگیری و باور دارم که هر روز باید چیز جدیدی یاد بگیرم. علاقه‌ی زیادی به ایجاد فضایی خلاق و پویا در کلاس دارم و معتقدم که معلمی فقط انتقال دانش نیست، بلکه راهنمایی برای کشف و رشد است. من تلاش می‌کنم تا همیشه با صبر و همدلی به دانش‌آموزانم نگاه کنم و آن‌ها را به بهترین نسخه از خودشان تبدیل کنم.

### سوال یک:

داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی برای من حکم قطب‌نما را دارد. این بیانیه به من کمک می‌کند تا در هر لحظه، چه در کلاس درس و چه خارج از آن، هدفمند و آگاهانه عمل کنم. بدون این چارچوب فکری، ممکن است در دریای بی‌کران روش‌ها و اطلاعات سردرگم شوم و نتوانم مسیر درست را از نادرست تشخیص دهم. مثلاً، وقتی با یک دانش‌آموز سرکش روبرو می‌شوم، فلسفه‌ی تربیتی‌ام به من یادآوری می‌کند که به جای عصبانیت، باید به دنبال ریشه‌ی رفتار او بگردم و با همدلی و صبر، او را درک کنم. این بیانیه باعث می‌شود که من یک معلمِ صرف نباشم، بلکه یک مربیِ متفکر و هدفمند باشم که می‌داند چرا، چگونه و به چه سمتی گام برمی‌دارد و رسالت خود را با شور و اشتیاق دنبال می‌کند.

### سوال دو:

از دیدگاه من، ارتباط میان خداوند، جهان و انسان یک پیوند عمیق و سه‌گانه است. خداوند خالق این جهان و انسان است و جهان، بستر تجلی صفات الهی و میدانی برای رشد انسان است. انسان نیز به عنوان خلیفه‌الله، مسئولیت کشف و درک این ارتباط را بر عهده دارد تا بتواند به کمال برسد. من این ارتباط را در تربیت دانش‌آموزانم به کار می‌گیرم. به عنوان مثال، در درس علوم، وقتی در مورد نظم و شگفتی‌های طبیعت صحبت می‌کنم، دانش‌آموزان را به تأمل در عظمت خالق و ارتباطشان با جهان آفرینش تشویق می‌کنم. من تلاش می‌کنم به آن‌ها بفهمانم که هر جزء از این جهان، هدفمند و هوشمندانه خلق شده و وظیفه آن‌ها، نه تنها بهره‌برداری از آن، بلکه حفاظت و مراقبت از این امانت الهی است. این دیدگاه به آن‌ها کمک می‌کند تا خود را جزئی از یک کل بزرگتر ببینند و با مسئولیت‌پذیری و تواضع در برابر جهان و خالق آن رفتار کنند.

### سوال سه:

مهمترین هدف من به عنوان یک معلم، تربیت انسان‌هایی است که صرفاً انباشته از اطلاعات نباشند، بلکه بتوانند از آموخته‌هایشان در زندگی واقعی استفاده کنند. من می‌خواهم دانش‌آموزانم به تفکر انتقادی دست پیدا کنند. یعنی به جای پذیرش کورکورانه هرآنچه که می‌شنوند یا می‌بینند، با دیدی تحلیلی به مسائل نگاه کنند. به عنوان مثال، در کلاس درس، به جای اینکه فقط فرمول‌ها را آموزش دهم، تلاش می‌کنم آن‌ها را به چالش بکشم که "چرا این فرمول کار می‌کند؟" یا "این مفهوم چه کاربردی در دنیای واقعی دارد؟".

هدف دوم من، پرورش مهارت‌های حل مسئله است. در دنیای امروز، توانایی حل مشکلات از هر چیز دیگری ارزشمندتر است. من سعی می‌کنم با طرح مسائل واقعی و چالش‌برانگیز، دانش‌آموزان را به فکر وادار کنم. مثلاً، از آن‌ها می‌خواهم یک مسئله محیط‌زیستی در محله خود را شناسایی کرده و راه‌حلی برای آن ارائه دهند. هدف نهایی من این است که آن‌ها فارغ‌التحصیلانی شایسته، مسئولیت‌پذیر و مستقل باشند که در زندگی شخصی و اجتماعی خود موفق عمل کنند و به جامعه‌شان نیز خدمت کنند.

### سوال چهار:

به عنوان یک معلم اثر بخش، نقش من در داخل کلاس درس فراتر از انتقال صرف دانش است. من خودم را یک تسهیل‌گر می‌دانم که محیطی امن، پویا و چالش‌برانگیز برای یادگیری فراهم می‌کنم. من دانش‌آموزانم را به جای اینکه فقط شنونده باشند، به مشارکت فعال تشویق می‌کنم. مثلاً، در یک درس تاریخ، به جای سخنرانی، یک Debate یا بحث گروهی ترتیب می‌دهم تا آن‌ها خودشان به تحلیل رویدادها بپردازند و مهارت‌های کلامی‌شان تقویت شود.

خارج از کلاس درس، نقش من به یک مربی و راهنما تبدیل می‌شود. من تلاش می‌کنم با دانش‌آموزانم ارتباطی عمیق و دوستانه برقرار کنم تا بتوانم در چالش‌های شخصی و اجتماعی‌شان به آن‌ها کمک کنم. برای مثال، اگر دانش‌آموزی با مسئله‌ای خانوادگی یا درسی روبرو شود، من تلاش می‌کنم با گوش دادن فعال و همدلی، به او مشاوره بدهم. من معتقدم که یک معلم اثر بخش، باید زندگی دانش‌آموزانش را خارج از چهارچوب مدرسه نیز ببیند تا بتواند تأثیری ماندگار بر زندگی آن‌ها بگذارد و آن‌ها را برای آینده‌ای روشن‌تر آماده سازد.

### سوال پنج:

برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزانم، من از روش‌های عملی و مبتنی بر پرسشگری استفاده می‌کنم. به جای ارائه پاسخ‌های آماده، آن‌ها را به چالش می‌کشم که خودشان به دنبال راه‌حل بگردند. مثلاً، در کلاس درس، به جای اینکه صرفاً علت یک رویداد تاریخی را بگویم، از آن‌ها می‌پرسم: "اگر شما جای آن شخصیت تاریخی بودید، چه تصمیمی می‌گرفتید و چرا؟" این کار باعث می‌شود آن‌ها به جای حفظ کردن، به تحلیل و ارزیابی عمیق‌تر بپردازند.

در خارج از کلاس، آن‌ها را تشویق می‌کنم که به اخبار و اطلاعاتی که دریافت می‌کنند با دیدی شکاک و پرسشگر نگاه کنند. به عنوان مثال، از آن‌ها می‌خواهم که یک خبر را از دو منبع متفاوت بررسی کرده و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را تحلیل کنند. این رویکرد به آن‌ها یاد می‌دهد که هیچ اطلاعاتی را بدون تحقیق و بررسی نپذیرند و همیشه به دنبال "چرا" و "چگونه" باشند. من معتقدم که این نوع آموزش، آن‌ها را برای زندگی در دنیای پیچیده و پر از اطلاعات آماده می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند تا مستقل فکر کنند.

### سوال شش:

برای تربیت دانش‌آموز چند ساحتی، من خودم را متعهد به کسب مهارت‌های زیر می‌دانم که به آن‌ها علاقه دارم:

1. ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

    * مهارت اول: مهارت قصه‌گویی اخلاقی و دینی. برایم جذاب است که داستان‌های آموزنده از بزرگان و متون دینی را با زبانی ساده و جذاب به دانش‌آموزانم منتقل کنم.

    * مهارت دوم: مهارت ایجاد گفت‌وگوهای اخلاقی در کلاس. با طرح پرسش‌های اخلاقی مثل "اگر جای دوستت بودی، چه کار می‌کردی؟" آن‌ها را به تفکر در مورد ارزش‌ها و نتایج تصمیماتشان وادار می‌کنم.

2. ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:

    * مهارت اول: مهارت تسهیلگری در پروژه‌های گروهی. به دانش‌آموزان کمک می‌کنم تا با همفکری، پروژه‌هایی مثل یک کمپین محیط‌زیستی کوچک را انجام دهند و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را تجربه کنند.

    * مهارت دوم: مهارت برقراری ارتباط با نهادهای اجتماعی. برایم مهم است که بتوانم بازدیدهای میدانی و جلسات آموزشی با مسئولین شهری یا سازمان‌های مردم‌نهاد ترتیب دهم.

3. ساحت تربیت زیستی و بدنی:

    * مهارت اول: مهارت کمک‌های اولیه پایه. معتقدم هر معلمی باید اصول اولیه کمک‌های اولیه را بداند تا در مواقع ضروری به کمک دانش‌آموزان بشتابد.

    * مهارت دوم: مهارت برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های ورزشی متنوع. تلاش می‌کنم فعالیت‌های ورزشی و نرمش‌های کوتاه را در برنامه روزانه کلاسی بگنجانم.

4. ساحت تربیت هنری و زیبایی‌شناختی:

    * مهارت اول: مهارت درک و تحلیل آثار هنری. به دانش‌آموزان یاد می‌دهم که چطور یک نقاشی یا موسیقی را فراتر از ظاهر آن ببینند و به معنای درونی‌اش پی ببرند.

    * مهارت دوم: مهارت ایجاد کاردستی و پروژه‌های خلاقانه. با استفاده از ابزار ساده و بازیافتی، آن‌ها را به خلق آثار هنری تشویق می‌کنم.

5. ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای:

    * مهارت اول: مهارت آموزش سواد مالی پایه. به دانش‌آموزانم می‌آموزم که چگونه پول خود را مدیریت کنند و با مفهوم پس‌انداز آشنا شوند.

    * مهارت دوم: مهارت معرفی مشاغل مختلف. با دعوت از متخصصان رشته‌های گوناگون، افق دید دانش‌آموزان را نسبت به آینده شغلی‌شان گسترش می‌دهم.

6. ساحت تربیت علمی و فناورانه:

    * مهارت اول: مهارت برنامه‌نویسی و کدنویسی مقدماتی. با آموزش زبان‌های برنامه‌نویسی ساده، آن‌ها را به دنیای فناوری علاقه‌مند می‌کنم.

    * مهارت دوم: مهارت استفاده صحیح و اخلاقی از فناوری. به آن‌ها یاد می‌دهم که چگونه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به شکل مسئولانه استفاده کنند و در برابر اطلاعات نادرست هوشیار باشند.

### سوال هفت:

من تلاش می‌کنم پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی زیر را در دانش‌آموزانم پرورش دهم:

1. مسئولیت‌پذیری: من به آن‌ها یاد می‌دهم که در قبال کارهایشان مسئول باشند، چه در مورد تکالیف درسی و چه در مورد رفتارشان در جامعه. مثال: اگر دانش‌آموزی وظیفه‌ای در گروه خود را به خوبی انجام نداد، به جای سرزنش، از او می‌خواهم دلایل را بررسی کرده و مسئولیت کوتاهی‌اش را بپذیرد و راهی برای جبران پیدا کند.

2. همدلی: من تلاش می‌کنم آن‌ها را تشویق کنم که خود را جای دیگران بگذارند. مثال: وقتی دانش‌آموزی با همکلاسی‌اش مشکلی پیدا می‌کند، از او می‌پرسم: "اگر تو در جای او بودی، چه احساسی داشتی؟" این کار باعث می‌شود به درک عمیق‌تری از شرایط دیگران برسند.

3. احترام به تفاوت‌ها: من می‌خواهم آن‌ها درک کنند که همه انسان‌ها با هم متفاوتند و باید به این تفاوت‌ها احترام گذاشت. مثال: در کلاس، فعالیت‌هایی طراحی می‌کنم که دانش‌آموزان با فرهنگ‌ها و دیدگاه‌های مختلف آشنا شوند و بفهمند که تنوع، باعث غنای جامعه است.

4. همکاری و مشارکت: من معتقدم توانایی کار گروهی یک مهارت حیاتی در دنیای امروز است. مثال: پروژه‌های کلاسی را به صورت گروهی تعریف می‌کنم تا آن‌ها یاد بگیرند که چگونه به ایده‌های یکدیگر گوش دهند، وظایف را تقسیم کنند و به هدفی مشترک برسند.

5. صداقت و راستگویی: من تلاش می‌کنم با ایجاد فضایی امن، به آن‌ها بیاموزم که گفتن حقیقت، حتی اگر سخت باشد، بهترین راه است. مثال: اگر دانش‌آموزی اشتباهی مرتکب شود، او را تشویق می‌کنم که به اشتباهش اعتراف کند و به جای تنبیه، او را تحسین می‌کنم که شجاعت گفتن حقیقت را داشته است.

### سوال هشت:

در نگاه من به اصول تربیت اسلامی، هر یک از این مبانی، چراغ راه من در کلاس درس هستند.

1. مبنای هستی‌شناسی: اصل یکپارچگی جهان هستی. از نظر من، کل عالم خلقت، از یک نظم واحد و هدفمند پیروی می‌کند که توسط خداوند آفریده شده است. این اصل به من کمک می‌کند که درسی را که تدریس می‌کنم، از حالت تک‌بعدی خارج کرده و آن را با سایر علوم و حتی با زندگی روزمره دانش‌آموزان مرتبط سازم. مثال: در درس علوم، وقتی در مورد چرخه آب صحبت می‌کنم، آن را صرفاً یک فرآیند فیزیکی نمی‌بینم، بلکه به عنوان بخشی از نظم شگفت‌انگیز خلقت و نمادی از رزق و رحمت الهی به آن اشاره می‌کنم.

2. مبنای انسان‌شناسی: اصل فطرت الهی. من معتقدم انسان فطرتاً گرایش به خیر، زیبایی و حقیقت دارد. بنابراین، وظیفه من این نیست که مطلبی را به زور به دانش‌آموزانم القاء کنم، بلکه باید شرایطی فراهم آورم تا این فطرت شکوفا شود. مثال: به جای اینکه فقط بگویم دروغ بد است، با طرح داستان‌ها و مثال‌هایی از نتایج مخرب دروغ، وجدان و فطرت دانش‌آموز را بیدار می‌کنم تا خودش به نادرست بودن این عمل پی ببرد.

3. مبنای معرفت‌شناسی: اصل جامعیت معرفت. از نظر من، دانش و شناخت محدود به عقل و تجربه نیست و شامل الهام و وحی نیز می‌شود. من سعی می‌کنم به دانش‌آموزانم بفهمانم که منابع شناخت متعددند. مثال: در کنار آموزش فرمول‌های ریاضی و قوانین فیزیک، آن‌ها را به تأمل در آیات قرآن و احادیث دعوت می‌کنم تا به این نتیجه برسند که دانش الهی، کامل‌ترین نوع شناخت است.

4. مبنای ارزش‌شناسی: اصل کمال‌گرایی. هدف غایی تربیت، رساندن انسان به کمال و قرب الهی است. همه فعالیت‌های من در کلاس باید در راستای این هدف نهایی باشد. مثال: نمرات و موفقیت‌های درسی برایم مهم است، اما بیشتر از آن، رشد اخلاقی و معنوی دانش‌آموزانم اهمیت دارد. من تلاش می‌کنم با تشویق به نیکی، آن‌ها را به سمت ارزش‌های والای انسانی سوق دهم.

### سوال نه:

مهم‌ترین تکنیک و روش تأثیرگذار من در حوزه تدریس، روش یادگیری مبتنی بر پروژه (Project-Based Learning) است. من به جای آموزش صرفاً نظری، دانش‌آموزان را درگیر پروژه‌های عملی می‌کنم که نیاز به تحقیق، همکاری و حل مسئله دارند. به عنوان مثال، به جای اینکه فقط در مورد آلودگی هوا صحبت کنیم، از آن‌ها می‌خواهم پروژه‌ای برای اندازه‌گیری و ارائه راه‌حل‌های ساده برای کاهش آلودگی در اطراف مدرسه طراحی کنند. این رویکرد باعث می‌شود دانش‌آموزان به جای حفظ کردن، خودشان به کشف و درک عمیق‌تر مفاهیم بپردازند و یادگیری برایشان معنای عینی پیدا کند.

از نگاه من، محیط مدرسه باید یک محیط یادگیری همه جانبه باشد که محدود به کلاس درس و زمان مشخص نباشد. این به معنی آن است که هر گوشه از مدرسه، از راهروها و حیاط گرفته تا کتابخانه و آزمایشگاه، فرصتی برای یادگیری فراهم کند. من تلاش می‌کنم با ایجاد فضاهای آموزشی غیررسمی، مثل برگزاری نمایشگاه‌های علمی در حیاط مدرسه یا طراحی دیوارنوشته‌های آموزشی در راهروها، محیط را به یک "کلاس درس بزرگ" تبدیل کنم. در این فضا، دانش‌آموزان با مشاهده، تجربه و تعامل با محیط پیرامونشان، به طور ناخودآگاه در حال یادگیری هستند و این فرآیند، برایشان جذاب‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

### سوال ده در دیدگاه ها نوشته شده است.
دارای دیدگاه توسط
### سوال ده:

من با نگاهی تحول‌گرا به معلمی، تلاش می‌کنم برخی از رویکردهای سنتی و ناکارآمد را کنار بگذارم تا فضایی نوین برای یادگیری ایجاد کنم. پنج موردی که من ترک می‌کنم عبارتند از:

1. روش تدریس صرفاً سخنرانی: من به شدت از این روش دوری می‌کنم، زیرا دانش‌آموزان را به گیرنده‌های منفعل اطلاعات تبدیل می‌کند. به جای آن، از روش‌های تعاملی و گروهی استفاده می‌کنم تا خودشان فعالانه در فرآیند یادگیری مشارکت کنند.

2. تمرکز بیش از حد بر حفظیات و نمرات: من باور دارم که ارزیابی واقعی باید فراتر از نمره باشد. به جای سنجش میزان حفظ کردن مطالب، مهارت‌های کاربردی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان را می‌سنجم. حفظ کردن موقت، ارزشی در درازمدت ندارد.

3. تنبیه کلامی و فیزیکی: من هرگونه تنبیه را به طور کامل کنار می‌گذارم. تنبیه، به خصوص از نوع فیزیکی یا کلامی، اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان را از بین می‌برد و رابطه معلم و متربی را تخریب می‌کند. به جای آن، از روش‌های حل مسئله و گفت‌وگو برای اصلاح رفتار استفاده می‌کنم.

4. کلاس‌های خشک و بی‌روح: من معتقدم یادگیری باید لذت‌بخش و پر از شور و نشاط باشد. فضاهای خشک و بی‌انگیزه، خلاقیت را از بین می‌برد. من با استفاده از ابزارهای کمک‌آموزشی، موسیقی و فعالیت‌های هنری، کلاس درس را به مکانی جذاب تبدیل می‌کنم.

5. نادیده گرفتن هویت و فرهنگ ملی: برخی رویکردهای آموزشی، به دلیل تمرکز بر روش‌های غربی، از هویت ملی و ارزش‌های دینی غافل می‌شوند. من تلاش می‌کنم با تلفیق روش‌های نوین با ارزش‌های فرهنگی و دینی، دانش‌آموزان را به افرادی ریشه‌دار و در عین حال مدرن تبدیل کنم.
دارای دیدگاه توسط
ویرایش شده
بسم الله الرحمن الرحیم

فائزه مویدی

دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید؟

من فائزه مویدی هستم، دانشجومعلم رشته آموزش کاروفناوری در دانشگاه فرهنگیان. از کودکی به کارهای فنی، خلاقانه و کاربردی علاقه داشتم و حالا خوشحالم که می‌توانم این علاقه را در مسیر معلمی دنبال کنم. ان‌شاءالله در شهر تهران در منطقه دو مشغول به کار میشوم .

در آینده معلم درسی خواهم بود که فقط مهارت‌های فنی را آموزش نمی‌دهد، بلکه تلاش می‌کنم به دانش‌آموزان یاد بدهم چگونه مسائل واقعی زندگی را با فکر و خلاقیت حل کنند. من فردی آرام، صبور و اهل گفت‌وگوی سازنده‌ام. به رشد فردی خودم اهمیت می‌دهم و سعی می‌کنم همیشه در حال یادگیری باشم.

علاقه‌مند به ورزش، موسیقی و هنر هستم و تلاش می‌کنم از این علاقه‌ها در کلاس برای ایجاد فضایی پرانرژی و مؤثر استفاده کنم. امیدوارم معلمی باشم که نه‌تنها درس می‌دهد، بلکه الهام‌بخش باشد.

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من فکر می‌کنم داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی، برای هر معلم مثل داشتن یک قطب‌نماست؛ چیزی که جهت حرکت را مشخص می‌کند و باعث می‌شود در مسیر تعلیم و تربیت سردرگم نشوم. وقتی به این فکر می‌کنم که چرا می‌خواهم معلم باشم و چه ارزش‌هایی برایم مهم است، بهتر می‌توانم برای آینده‌ام تصمیم بگیرم. این بیانیه کمک می‌کند در شرایط سخت یا وقتی دچار تردید شدم، به باورها و هدف‌های اصیلم برگردم و یادم بیاید که چرا این راه را انتخاب کرده‌ام.

مثلاً همان‌طور که در ورزش، اگر ندانی برای چه تمرین می‌کنی، خیلی زود خسته می‌شوی، در تدریس هم اگر فلسفه روشنی نداشته باشم، ممکن است علاقه‌ام را از دست بدهم. این بیانیه به من یادآوری می‌کند که معلمی فقط انتقال دانش نیست، بلکه ساختن انسان است. من باید هم یاد بدهم و هم یاد بگیرم. برای همین، این نوشته نوعی تعهد درونی است که کمک می‌کند همیشه هدفمند و مسئول باقی بمانم، حتی وقتی کار سخت می‌شود یا شرایط تغییر می‌کند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

من ارتباط بین خداوند، جهان و انسان را یک پیوند عمیق و سه‌لایه می‌دانم که هر کدام بدون دیگری معنا ندارد. خداوند خالق هستی است و جهان را با نظم و حکمت آفریده. انسان هم به عنوان خلیفه خدا در زمین، وظیفه دارد هم خود را بشناسد و هم در جهت رشد و آبادانی جهان تلاش کند. وقتی این ارتباط را درک می‌کنم، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به خودم و دیگران پیدا می‌کنم. من این نگاه را در تربیت متربیانم به‌کار می‌برم؛ یعنی سعی می‌کنم آن‌ها را فقط برای موفقیت تحصیلی آماده نکنم، بلکه کمکشان کنم تا معنای زندگی، اخلاق، و مسئولیت را بفهمند.

مثلاً اگر دربارهٔ فناوری تدریس می‌کنم، فقط آموزش ابزار نیست؛ به این فکر می‌کنم که آیا این ابزار به انسان و طبیعت آسیب می‌زند یا خیر؟ متربی باید بداند که علم و مهارت بدون اخلاق، ناقص است. برای من، تربیت یعنی بیدار کردن روح آگاه انسان، نه فقط پر کردن ذهن او.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من دوست دارم دانش‌آموزانم فقط در حد کتاب و نمره رشد نکنند، بلکه تبدیل به انسان‌هایی متفکر، مسئول و خلاق شوند. یکی از مهم‌ترین اهداف من این است که آن‌ها یاد بگیرند چگونه فکر کنند، نه فقط چه چیزی را حفظ کنند. در دنیای امروز، مهارت حل مسئله، همکاری، و تصمیم‌گیری آگاهانه از هر چیز مهم‌تر است.

مثلاً وقتی یک پروژه فنی یا هنری به آن‌ها می‌دهم، فقط نتیجه برایم مهم نیست، بلکه مسیر کار، تلاش، گفت‌وگو، و احترام به نظر دیگران هم اهمیت دارد. می‌خواهم دانش‌آموزم بداند که شکست، بخشی از یادگیری است و با صبر و تلاش می‌تواند خودش را بسازد.

در نهایت، هدفم این است که آن‌ها با شجاعت، اخلاق و شناخت خودشان وارد جامعه شوند. اگر بتوانم حتی در یکی از آن‌ها انگیزه‌ی رشد فردی و جمعی ایجاد کنم، احساس می‌کنم رسالت معلمی‌ام را درست انجام داده‌ام.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به‌عنوان یک معلم اثربخش، نقش خودم را فقط به تدریس در کلاس محدود نمی‌دانم. در کلاس درس، وظیفه‌ام این است که فضایی امن، منظم و فعال ایجاد کنم تا دانش‌آموزان با انگیزه و اعتمادبه‌نفس یاد بگیرند. سعی می‌کنم شیوه‌ها را متنوع کنم تا همه احساس مشارکت داشته باشند. مثلاً اگر یک دانش‌آموز خجالتی باشد، به او فرصت می‌دهم با پروژه‌های فردی یا فعالیت‌های آرام‌تر خودش را نشان دهد.

اما بیرون از کلاس، نقش من تازه پررنگ‌تر می‌شود. من باید الگوی رفتاری باشم؛ کسی که با مهربانی، صداقت و پیگیری، به دانش‌آموزان یاد می‌دهد زندگی فقط درسی نیست که در کتاب آمده. در راهرو مدرسه، در فضای مجازی، یا حتی در گفت‌وگوهای غیررسمی، رفتارم باید پیام تربیتی داشته باشد. چون گاهی یک جمله یا نگاه، اثربخش‌تر از ساعت‌ها تدریس است. معلم واقعی کسی‌ست که هم در دل درس و هم در دل زندگی حضور دارد.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

برای من، خردورزی و تفکر انتقادی یعنی این‌که دانش‌آموز فقط چیزی را که می‌شنود یا می‌خواند، بدون فکر نپذیرد؛ بلکه بتواند سؤال بپرسد، تحلیل کند و نتیجه بگیرد. برای ارتقای این مهارت در متربیان، سعی می‌کنم فضا را باز و گفت‌وگومحور نگه دارم. مثلاً به جای این‌که همیشه خودم پاسخ درست را بگویم، از آن‌ها می‌پرسم: «به‌نظرتون راه دیگه‌ای هم هست؟» یا «اگر این اطلاعات اشتباه باشه، چه نتیجه‌ای داره؟»

در پروژه‌ها، از آن‌ها می‌خواهم فقط یک کار را انجام ندهند، بلکه دربارهٔ چرا و چگونه انجام دادنش فکر کنند. حتی اشتباه‌ها را هم فرصتی برای بحث می‌دانم. مثلاً وقتی یکی از دانش‌آموزان نظری می‌دهد که دقیق نیست، به‌جای رد کردنش، بحث را باز می‌کنم تا بقیه هم نظر بدهند. به این شکل، آن‌ها یاد می‌گیرند از تفکر سطحی عبور کنند و جرئت پرسیدن و تحلیل کردن داشته باشند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

برای ساحت عبادی و اعتقادی، تلاش میکنم مهارت تدبر در قرآن و همچنین پایبندی به اخلاق دینی را در خودم تقویت کنم؛ مثلاًروزانه چند آیه قرآن میخوانم و سعی میکنم در رفتارم به آن عمل کنم .

در ساحت اجتماعی و سیاسی، مهارت گفتوگو و کار گروهی را تمرین میکنم، چون تجربه کار گروهی در دانشگاه به من یاد داد که همفکری نتایج بهتری دارد .

در ساحت زیباشناختی و هنری، با ادامه کلاس نقاشی و گیتار، هم ذوق هنریام را پرورش میدهم و هم میتوانم به دانش آموزان یاد بدهم زیبایی را در زندگی ببینند .

در ساحت علمی و فناورانه، به یادگیری پژوهش و استفاده از ابزارهای دیجیتال علاقه دارم، چون آموزش امروز بدون فناوری کامل نیست .

در ساحت اقتصادی و حرفهای، مدیریت مالی شخصی و تجربه کارهای کوچک اقتصادی برایم مهم است و میتواند الگوی خوبی برای دانشآموزان باشد .

در ساحت زیستی و بدنی، با ورزش بدنسازی و رعایت تغذیه سالم، سلامت خودم را حفظ میکنم و به شاگردانم نشان میدهم نشاط و درس با هم جمع می شوند.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

من تلاش می‌کنم پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی مهم را در متربیانم تقویت کنم. اول، صداقت؛ به آن‌ها یاد می‌دهم که همیشه راستگو باشند، حتی وقتی اشتباه کرده‌اند، چون صداقت پایه اعتماد است. مثلاً در کلاس اگر اشتباهی رخ داد، به جای پنهان‌کاری، تشویق به پذیرفتن می‌کنم.

دوم، احترام؛ به نظرات و تفاوت‌های دیگران اهمیت دادن را یاد می‌دهم، مثل احترام به عقاید مختلف در بحث‌های کلاسی.

سوم، مسئولیت‌پذیری؛ آن‌ها را تشویق می‌کنم که کارهایشان را به موقع و با دقت انجام دهند، مثلاً تحویل به‌موقع پروژه‌ها.

چهارم، همکاری؛ یاد می‌دهم که موفقیت گروهی از تلاش فردی مهم‌تر است، پس در فعالیت‌های گروهی مشارکت فعال داشته باشند.

پنجم، همدلی؛ به آن‌ها کمک می‌کنم احساسات دیگران را درک کنند و در شرایط سخت به همدیگر کمک کنند، مثلاً وقتی دوستی ناراحت است، به او توجه کنند.

این ارزش‌ها را در رفتار روزمره و فعالیت‌های کلاسی به‌صورت عملی به آن‌ها نشان می‌دهم.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

برای من، اصل هستی‌شناسی که در اولویت است، «توحید» است؛ یعنی باور به یکتایی خداوند که همه چیز را آفریده و در نظم جهان حضور دارد. این باور باعث می‌شود من به دانش‌آموزان بیاموزم همه موجودات و پدیده‌ها هدفمند و مرتبط هستند، نه تصادفی. مثلاً وقتی دربارهٔ طبیعت صحبت می‌کنیم، به جای دیدن فقط ظاهر، به حکمت و نظم پشت آن توجه می‌کنیم.

در انسان‌شناسی، اصل «کمال‌یابی» مهم است؛ اینکه انسان موجودی بالقوه برای رشد و تعالی است. این باعث می‌شود من همیشه به توانایی‌های نهفته هر دانش‌آموز ایمان داشته باشم و به آن‌ها فرصت رشد بدهم.

در معرفت‌شناسی، اصل «تعقل و تجربه» را سرلوحه قرار می‌دهم؛ یعنی دانش باید با فکر و تجربه ترکیب شود. مثلاً در درس‌ها، فقط حفظ نمی‌کنیم، بلکه آزمایش و تحلیل هم می‌کنیم.

در ارزش‌شناسی، اصل «عدالت» برایم اهمیت دارد؛ اینکه در رفتار و تصمیماتم به همه دانش‌آموزان به طور برابر احترام بگذارم و فرصت‌های برابر فراهم کنم.

این اصول هر کدام راهنمای روش‌های تدریسم و ارتباطم با دانش‌آموزان هستند.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهم‌ترین تکنیک من در تربیت و تدریس، ایجاد یادگیری فعال و مشارکتی است. یعنی به جای این‌که فقط من صحبت کنم و دانش‌آموزان گوش دهند، سعی می‌کنم آن‌ها را در فرآیند یادگیری دخیل کنم. مثلاً از روش‌های پرسش و پاسخ، کار گروهی و پروژه‌های عملی استفاده می‌کنم تا هر دانش‌آموز خودش تجربه کند و بیاموزد. این باعث می‌شود دانش‌آموزان نه فقط اطلاعات حفظ کنند، بلکه مهارت فکر کردن و حل مسئله را یاد بگیرند.

محیط مدرسه برای من جایی است که همه ابعاد رشد دانش‌آموزان در نظر گرفته شود؛ یعنی محیطی امن و حمایت‌کننده که در آن هم یادگیری علمی و هم رشد اخلاقی، اجتماعی و هنری اتفاق بیفتد. مثلاً مدرسه باید فضایی باشد که دانش‌آموزان بتوانند در آن اعتماد به نفس پیدا کنند، با هم همکاری کنند و خلاقیت‌شان شکوفا شود.

من تلاش می‌کنم با احترام، انگیزه‌دهی و ایجاد فرصت‌های متنوع، مدرسه را به محیطی تبدیل کنم که یادگیری فقط محدود به کلاس درس نباشد.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

وقتی من به عنوان معلمی اثر بخش و تحول‌گرا شروع به کار کنم، تلاش می‌کنم پنج رویکرد یا اقدام تربیتی که به نظرم کارآمد نیست یا به رشد دانش‌آموزان آسیب می‌زند را ترک کنم. اول، روش‌های حفظی و خشک را کنار می‌گذارم، چون یادگیری باید عمیق و فهمیده باشد، نه صرفاً حفظ کردن اطلاعات بدون کاربرد. دوم، تنبیه‌های سخت و ترس‌آور را حذف می‌کنم؛ زیرا ترس مانع رشد و خلاقیت می‌شود و باعث ایجاد اضطراب می‌گردد.

سوم، جداسازی دانش‌آموزان بر اساس نمره را کنار می‌گذارم؛ چون همه باید فرصت رشد برابر داشته باشند و احساس ارزشمندی کنند. چهارم، تمرکز صرف بر روی کتاب‌های درسی را کم می‌کنم و به یادگیری مهارت‌ها و تفکر انتقادی بیشتر توجه می‌کنم. پنجم، نبود توجه به تفاوت‌های فردی را اصلاح می‌کنم؛ هر دانش‌آموز ویژگی‌های خاص خود را دارد و آموزش باید به این تفاوت‌ها احترام بگذارد.

این تغییرات به باور من به رشد همه‌جانبه و متعادل دانش‌آموزان کمک می‌کند و مدرسه را به محیطی شاد و پویا تبدیل می‌کند.
دارای دیدگاه توسط
من فاطمه احمدی هستم

دانشجوی اموزش کاروفناوری

 و در آینده در مقطع راهنمایی در استان تهران مشغول به کار میشوم

ویژگی های که من دارم از نظر خود فردی صبور و شنونده خوبی هستم.

۱_ ما به عنوان معلم باید یک بیانیه  ارزشمند فلسفی برای خود داشته باشیم که مانند نقشه راه برای ما عمل کند و راهنمای ما در تصمیم گیری هایمان باشد و به عبارتی هویت حرفه ای ما را شکل بدهد. برای مثال اگر معلمی بیانیه فلسفی خود را مبنا بر ایجاد شرایط امن برای دانش امزان خود بداند در هر موقعیتی سعی میکند که دانش اموز احساس امنیت را در کلاس داشته باشد.

۲_ ارتباط میان خدا و جهان و انسان ها را رابطه خالق و مخلوق میدانم ، که خداوند خالق تمام جهان و انسان است و حضور خداوند را میتوان در جهان و طبیعت اطراف مان حس کرد که انسان از طریق جهان و پدیده های اطرافش به حضور خدا پی ببرد و این میتواند به عنوان یک تمرین عملی به دانش آموزان داده شود که با دیدن پدیده ها و جهان هستی در عظمت خداوند تفکر کنند.

۳_ من دوست دارم که دانش اموزانم در اینده به علاقه و استعداد خود پی ببرند و در راستای آن مسیر اینده خود را پیش گیرند و به هر حرفه ای که علاقمند هستند بدون توجه به قضاوت های دیگران وارد شوند.

۴_من میخواهم معلمی باشم که بتواند مسیر زندگی دانش اموزانش را تغییر بدهد به سمتی که انها دوست دارند و موفق تر خواهند بود که حتی خارج از کلاس و سالها بعد هم انها را تحت تاثیر قرار داده و در این راستا سعی میکنم که انها را با استعداد های شخصی خودشان اشنا کنم.

۵_برای افزایش خردورزی و تفکر انتقادی در دانش اموزان میتوان برخی تمرین های عملی را در کلاس پیاده کرد برای مثال کسی که یک کنفرانس و یا کار عملی را در کلاس انجام میدهد را بقیه دانش اموزان نقد کنند تا هم سعی کنند که نقاد بهتری باشند و توجه بیشتری روی کار همکلاسی های خود داشته باشند و هم فرد نقد شده انتقادپذیر تر شود.

۶_برای شش ساحت تربیت من این مهارت ها را فرا میگیرم که هم خود به آنها علاقمند هستم و هم بتوانم آن را به دانش اموزان یاد بدهم

ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی: مهارت توانایی عمل به اصول اخلاقی و دینی و مهارت مشارکت اجتماعی که توانایی شرکت در فعالیت های اجتماعی و مذهبی را داشته باشند.

ساحت زیبا شناختی و هنری: مهارت سفالگری و مهارت نقاشی و طراحی چهره

ساحت زیستی و بدنی: مهارت کاهش استرس در مواقع ضروری و مهارت ورزشی مانند والبیال

ساحت علمی و فناورانه: مهارت پژوهش و تحقیق و مهارت استفاده از فناوری اطلاعات و دنیای مدرن امروز

ساحت اجتماعی و سیاسی: مهارت حل اختلافات خود با دیگران با گفتگو و مهارت درک و همدلی متقابل

ساحت اقتصادی و حرفه ای: مهارت کارآفرینی و مهارت مدیریت مالی.

هرکدام از مهارت های بالا را میتوان به صورت عملی و شرکت در کلاس های خصوص به دست اورد و یا خود را در موقعیتی قرار بدهیم که سعی در انجام ان داشته باشیم مثل مهارت کنتزل استرس

سوال ۷_

۱. احترام به دیگران

   - مثال: متربی باید یاد بگیرد که به نظرات و احساسات دیگران احترام بگذارد. به عنوان مثال، در یک بحث گروهی، او باید به نوبت صحبت کند و به نظرات دیگران گوش دهد، حتی اگر با آنها موافق نباشد.

۲. مسئولیت‌پذیری

   - مثال: متربی باید مسئولیت کارهای خود را بپذیرد. به عنوان مثال، اگر او در یک پروژه گروهی وظیفه‌ای را بر عهده دارد، باید به موقع آن را انجام دهد و در صورت بروز مشکل، به جای انداختن تقصیر بر دوش دیگران، مسئولیت آن را بپذیرد.

۳. همدلی

   - مثال: متربی باید توانایی درک دیگران را داشته باشد. به عنوان مثال، اگر یکی از همکلاسی‌های او در شرایط سختی قرار دارد، او باید بتواند احساسات او را درک کند و به او کمک کند.

۴. عدالت

   - مثال: متربی باید یاد بگیرد که با دیگران به طور عادلانه رفتار کند. به عنوان مثال، در یک بازی گروهی، او باید قوانین را رعایت کند و از تقلب کردن خودداری کند تا همه اعضای گروه احساس برابری کنند.

۵. همکاری

   - مثال: متربی باید توانایی کار کردن در گروه و همکاری با دیگران را داشته باشد. به عنوان مثال، در یک پروژه علمی، او باید بتواند با همکلاسی‌های خود به خوبی همکاری کند، وظایف را تقسیم کند.

۸_اصل انسان شناسی اولویت فکری من است چون در اسلام انسان موجودی با کرامت و ارزشمند شناخته شده که با شناخت خود به شناخت از دیگران، خداوند، هستی و دیگر مخلوقات میرسد. در کلاس میتوان تمریناتی انجام داد که هر یک از دانش اموزان به خود شناسی بیشتری رسند برای مثال بررسی نقاط قوت خود .

۹_من میخواهم که تکنیک من در حوزه تربیت فعالیت و مشارکت دانش آموزان باشد که انها هم خود در مسیر اموختن فعال باشند و با یکدیگر بیاموزیم و تجربه کنیم و لمس کنیم، و محیط کلاس محیطی پویا و همه جانبه باشد برای مثال انجام یک ازمایش درسی به صورت جمعی در حیاط مدرسه

۱٠ _من سعی میکنم این روش که همه دانش اموزان یک درس را به صورت حفظی بخوانند و امتحان بدهند را ترک کنم زیرا اولویت من یادگیری فعال دانش آموزان است

_من این ملاک نمره دهی که صرفا وابسته به شب امتحان است را ترک میکنم و فعالیت مستمر و استعداد بچه ها را در نمرات دخیل میدانم زیرا یادگیری مهم تر از نمره است

_من روش یکسان برای آموزش به همگان را ترک میکنم زیرا معتقدم که هر یک از انها به شیوه منحصر به فردی یادگیری بهتری دارند.

_من میتوانم درک کنم که بعضی دانش اموزان ممکن است صرفا درس مورد تدریس من را دوست نداشته باشند و این به معنای خنگ یا تنبل بودن آنها نیست

_من این روش را که تنها معلم تدریس میکند را نمی پسندم زیرا دانش اموز خسته میشود و سعی میکنم که انها را در تدریس دخیل کنم

35 پاسخ

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (141 امتیاز)
⭕️مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید؟

ریحانه قربانلو هستم، دانشجومعلم رشته‌ی آموزش کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان. ان‌شاءالله بعد از فراغت از تحصیل در شهر تهران، منطقه ۱۳ خدمت خواهم کرد.

از ویژگی‌های شخصی خودم می‌تونم به علاقه‌مندی به یادگیری و یاددادن، صبر و حوصله در کار با دانش‌آموزان، روحیه‌ی مسئولیت‌پذیری و علاقه به کار گروهی اشاره کنم. امیدوارم بتونم معلمی باشم که علاوه بر آموزش درسی، به رشد اخلاقی و شخصیتی دانش‌آموزان هم کمک کنه.))

⭕️سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

بیانیه فلسفه معلمی من، مانند نقشه راه و چراغ راه من است. این بیانیه به من کمک می‌کند تا همواره بر اصول و ارزش‌های بنیادینم متمرکز بمانم و اجازه ندهم چالش‌های روزمره، مرا از اهداف اصلی تربیت دور کند. برای مثال، وقتی با دانش‌آموزی که در درس ضعیف است روبه‌رو می‌شوم، این فلسفه به من یادآوری می‌کند که هدف من تنها انتقال محتوا نیست، بلکه پرورش اعتمادبه‌نفس و کشف استعدادهایش است. این بیانیه انگیزه و جهت من را در طول مسیر شغلی‌ام مشخص می‌کند و مبنایی برای تصمیم‌گیری‌ها و ارزیابی عملکردم فراهم می‌آورد.

⭕️سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

به باور من، خداوند خالق جهان و انسان است و این سه، در یک رابطه هدفمند و معنادار به هم پیوند خورده‌اند. جهان، کتاب بزرگ و نشانه‌ای از قدرت و حکمت خداوند است و انسان، به عنوان اشرف مخلوقات، مسئول شناخت این جهان و پرستش خالق آن است. این نگاه، عمیقاً بر فلسفه تربیتی من تأثیر می‌گذارد. من در فرآیند تربیت، متربی را تنها یک موجود زیستی نمی‌بینم، بلکه او را موجودی معنوی می‌دانم که باید نسبت به خود، جهان اطراف و خالقش شناخت پیدا کند. برای مثال، وقتی درس علوم تدریس می‌کنم، تنها به قوانین فیزیک بسنده نمی‌کنم، بلکه دانش‌آموزان را به شگفتی‌های خلقت و نظم حاکم بر جهان توجه می‌دهم تا کنجکاوی و حس تقدیس در آنان برانگیخته شود. هدف من کمک به شکوفایی همه‌جانبه متربی، هم در بعد مادی و هم در بعد معنوی است.

⭕️سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من به عنوان یک معلم، آرزو دارم دانش‌آموزانم به جای انبار کردن اطلاعات، یادگیرندگان مادام‌العمر، پرسشگر و متفکری بار بیایند که بتوانند از دانش خود برای حل مسائل واقعی زندگی استفاده کنند. هدف اصلی من پرورش اخلاق‌مداری و مسئولیت‌پذیری در قبال خود، جامعه و محیط زیست است. برای مثال، به جای اینکه فقط فرمول ریاضی را حفظ کنند، دوست دارم در یک پروژه گروهی، از آن برای طراحی یک باغچه مدرسه و محاسبه مساحت و هزینه‌ها استفاده کنند تا همکاری و کاربرد عملی علم را بیاموزند. همچنین، می‌خواهم آن‌ها عزت نفس و شهامتِ اشتباه کردن را داشته باشند، زیرا معتقدم رشد واقعی از دل چالش‌ها و یادگیری از شکست‌ها به دست می‌آید.

 

⭕️سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید

در کلاس درس، نقش من یک تسهیل‌گر و هدایت‌گر است. من یک محیط یادگیری امن و پویا ایجاد می‌کنم که در آن کنجکاوی برانگیخته شود و هر دانش‌آموز احساس ارزشمندی کند. کلاس من یک کارگاه مشارکتی است، نه یک سالن سخنرانی یک‌طرفه. برای مثال، به جای ارائه یک‌طرفه تاریخ، نقشه‌ای را به گروه‌ها می‌دهم و از آن‌ها می‌خواهم با بحث و استدلال، مسیرهای تجاری را کشف کنند.

در خارج از کلاس، نقش من به یک مربی و الگو تغییر می‌کند. من مشوق دانش‌آموزانم برای پیوند دادن یادگیری به زندگی واقعی هستم. در حیاط مدرسه، با دقت به درگیری‌های آن‌ها گوش می‌دهم و مهارت‌های اجتماعی مانند گفت‌وگوی مؤثر و حل تعارض را به آن‌ها آموزش می‌دهم. من برای جامعه‌ای که در آن درس می‌دهم نیز احساس مسئولیت می‌کنم و سعی می‌کنم پیوندی بین مدرسه و خانه برقرار سازم.

⭕️سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

من برای پرورش خردورزی و تفکر انتقادی، کلاس درس را به یک فضای پرسشگری و کاوش تبدیل می‌کنم. به جای تأکید بر حفظ کردن طوطی‌وار، دانش‌آموزان را با موقعیت‌های واقعی و مبهم مواجه می‌کنم و از آن‌ها می‌خواهم با استدلال، راه‌حل ارائه دهند. برای مثال، در درس علوم، به جای گفتن نتیجه یک آزمایش، تنها مواد اولیه را در اختیارشان می‌گذارم و می‌پرسم: «به نظر شما اگر این دو را ترکیب کنیم چه می‌شود؟ چرا این فکر را می‌کنی؟» این کار آن‌ها را وادار به فرضیه‌سازی و آزمایش می‌کند. همچنین، از تکنیک بحث‌های ساختاریافته استفاده می‌کنم؛ مثلاً درباره یک موضوع اجتماعی مانند «آیا شبکه‌های اجتماعی برای نوجوانان مفید هستند؟» از آن‌ها می‌خواهم با ارائه شواهد قانع‌کننده از هر دو جنبه، استدلال کنند. من اشتباهات را به عنوان فرصتی برای یادگیری می دانم و همیشه تأکید می‌کنم: «این که چطور فکر می‌کنی، مهم‌تر از پاسخی است که می‌دهی.»

 

⭕️سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من معتقدم برای تربیت دانش‌آموز چندساحتی، باید خودم نیز در هر ساحت مهارتی بیاموزم.

۱. در ساحت اعتقادی و عبادی، مطالعه متون دینی و تمرین خودشناسی معنوی را دنبال می‌کنم؛ مثلاً با حضور در جلسات قرآن می‌توانم الگوی ساده‌ای برای دانش‌آموزان باشم.

۲.در ساحت علمی و فناوری، علاقه‌ام به پژوهش و کار با ابزارهای دیجیتال کمک می‌کند تا مهارت جستجوی علمی و خلاقیت در استفاده از فناوری را تقویت کنم.

۳. در ساحت اقتصادی و حرفه‌ای، یادگیری مدیریت مالی شخصی و روحیه کارآفرینی برایم مهم است؛ برای نمونه می‌توانم در فعالیت‌های مدرسه بودجه‌بندی را آموزش دهم.

۴. در ساحت اجتماعی و سیاسی، مهارت گفت‌وگو و مشارکت گروهی را تمرین می‌کنم.

۵. در ساحت زیستی و بدنی، ورزش منظم و توجه به تغذیه سالم را جدی می‌گیرم.

۶.در ساحت زیبایی‌شناختی و هنری، علاقه‌ام به داستان‌نویسی و طراحی باعث می‌شود خلاقیتم را پرورش دهم.

⭕️سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

من باور دارم که تربیت اخلاقی و اجتماعی دانش‌آموزان بخش مهمی از رسالت من به‌عنوان معلم است. نخستین مفهومی که بر آن تأکید می‌کنم احترام است؛ مثلاً وقتی دانش‌آموزی نظر متفاوتی دارد، یاد می‌گیرند با احترام به حرف او گوش دهند. دوم، مسئولیت‌پذیری را تقویت می‌کنم؛ برای نمونه وقتی وظیفه‌ی گروهی انجام می‌دهند، هر فرد باید سهم خود را درست انجام دهد. سومین مفهوم، صداقت است؛ اگر کسی در امتحان به اشتباه تقلب کند، من با گفت‌وگو نشان می‌دهم که راستگویی ارزشمندتر از نمره است. چهارم، همکاری را پرورش می‌دهم؛ مثلاً در یک پروژه علمی همه باید برای موفقیت گروه تلاش کنند. و در نهایت، کمک به دیگران برایم مهم است؛ وقتی دانش‌آموزی در یادگیری درسی مشکل دارد، از همکلاسی‌هایش می‌خواهم داوطلبانه او را یاری دهند. این مفاهیم به نظرم پایه‌های یک جامعه سالم و انسانی‌اند.

⭕️سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

من معتقدم اصول تربیت اسلامی باید در همه ابعاد آموزش من تأثیرگذار باشد. در هستی‌شناسی، اصل توحید برایم اولویت دارد؛ یعنی همه‌ی پدیده‌ها و دانش‌ها را به عنوان نشانه‌های خداوند می‌بینم، مثلاً در درس علوم وقتی به طبیعت و ساختار موجودات اشاره می‌کنم، دانش‌آموزان را به تفکر درباره خلقت هدایت می‌کنم. در انسان‌شناسی، کرامت انسانی برایم مهم است؛ همه دانش‌آموزان را با احترام و فرصت برابر می‌بینم. در معرفت‌شناسی، جستجوی حقیقت اصل اساسی است؛ هنگام تحقیق، به آنها یاد می‌دهم که منابع معتبر را بررسی کنند و نتیجه‌گیری منطقی داشته باشند. در ارزش‌شناسی، عدالت برایم حیاتی است؛ در تقسیم وظایف گروهی و ارزیابی فعالیت‌ها، تلاش می‌کنم همواره عادلانه عمل کنم و الگوی عملی برای دانش‌آموزان باشم.

⭕️سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

 مهم‌ترین تکنیک من در تدریس، یادگیری فعال و مشارکتی است. من باور دارم وقتی دانش‌آموزان خودشان کشف و تجربه کنند، یادگیری عمیق‌تر می‌شود؛ برای مثال در درس علوم، به جای توضیح صرف، فعالیت آزمایشی می‌گذارم تا خودشان نتایج را مشاهده کنند و نتیجه‌گیری کنند. برای ایجاد محیط یادگیری همه‌جانبه، تلاش می‌کنم کلاس فضایی امن، الهام‌بخش و متنوع باشد؛ جایی که دانش‌آموزان علاوه بر درس، مهارت‌های اجتماعی، اخلاقی و خلاقانه خود را نیز تمرین کنند. استفاده از گروه‌های کوچک، بحث و گفت‌وگو، ابزارهای دیجیتال و فعالیت‌های هنری، باعث می‌شود هر فرد با سبک یادگیری خود، رشد کند و مسئولیت یادگیری‌اش را برعهده بگیرد. به این شکل، مدرسه برای همه یک محیط فعال، پویا و فراگیر می‌شود.

⭕️سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

اگر من معلم اثر بخش، روشنفکر و تحول‌گرا باشم، برخی از رویکردها و اقدامات فعلی مدرسه را تغییر می‌دهم. اول، روش تدریس کاملاً حفظی و بدون تحلیل را کنار می‌گذارم، چون دانش‌آموزان نمی‌توانند تفکر انتقادی را تمرین کنند. دوم، تکالیف بدون بازخورد مفید را حذف می‌کنم؛ بازخورد سازنده باعث یادگیری واقعی می‌شود. سوم، جداسازی شدید دانش‌آموزان بر اساس سطح تحصیلی را کاهش می‌دهم تا همکاری و تعامل میان همه ایجاد شود. چهارم، تمرکز صرف بر نمره و امتحان را کم می‌کنم؛ هدف یادگیری عمیق و مهارت‌آموزی است. پنجم، فعالیت‌های خلاقانه و هنری محدود را گسترش می‌دهم، چون پرورش خلاقیت بخش مهمی از تربیت چندساحتی است. این تغییرات کمک می‌کند مدرسه محیطی پویا، انسانی و انگیزشی باشد.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (167 امتیاز)
به نام خدا

مقدمه: رضوان یوسف زمانیان هستم ، دبیر کار و فناوری میشم. در شهر تهران منطقه ۱۴ شروع به فعالیت خواهم کرد.یکی از ویژگی هام اینه ک خیلی اهمیت میدم به حرف بچه ها و سعی میکنم هم سو و هم نظر با اونها باشم.

 ۱ _به نظرم داشتن یه بیانیه فلسفی معلمی مثل یه نقشه راه برای تدریس ماست. کمک می‌کنه بفهمیم چرا آموزش می‌دیم، چه ارزش‌هایی داریم و چطور می‌خوایم روی دانش‌آموزا تاثیر بذاریم. این بیانیه بهمون نشون می‌ده روش تدریسمون با ارزش‌هامون هم‌خونی داره یا نه و راه‌هایی برای پیشرفت خودمون پیدا کنیم. وقتی فلسفه و روش تدریسمون رو با دانش‌آموزا به اشتراک می‌ذاریم، حس مهم بودن بهشون می‌دیم و محیط یادگیری مثبت‌تر و امن‌تری ایجاد می‌کنیم. همچنین اهدافمون مشخص می‌شه و می‌تونیم درس‌هامون رو با تمرکز بیشتری طراحی کنیم. در نهایت، باعث می‌شه تو حرفه‌مون متفاوت و منحصر به فرد باشیم.

۲ _ از دید من، ارتباط خداوند، جهان و انسان مثل یک باغ و درخت است. خداوند سرچشمه‌ی حیات و معناست، جهان بستری برای تجربه و رشد، و انسان هم شبیه درختی است که باید استعدادهایش را کشف کند و به سمت نور حرکت کند. یک بار در حیاط مدرسه دیدم درختی شاخه‌هایش را به سوی آفتاب کشیده بود. باغبان مدرسه گفت: «اگر خاک، آب و نور درست باشد، خودش راهش را پیدا می‌کند.» این صحنه برایم نماد همین ارتباط بود؛ خداوند مثل نور است، جهان مثل خاک و آب، و انسان همان درختی است که باید انتخاب کند چگونه رشد کند. در تربیت، مربی سعی می‌کنم متربی را مثل همین درخت ببیند؛ کسی که باید در مسیر زندگی، معنا، مسئولیت و خداشناسی را تجربه کند تا به شکوفایی واقعی برسد.

۳ _ برای من هدف اصلی تربیت این است که دانش‌آموز فقط مطالب درسی را یاد نگیرد، بلکه بتواند زندگی خود را آگاهانه انتخاب کند. دوست دارم شاگردانم اعتمادبه‌نفس داشته باشند، خودباوری پیدا کنند و مسئولیت‌پذیری و احترام به دیگران را جدی بگیرند، چون فکر میکنم انسان در کنار دیگران معنا پیدا می‌کند. همین‌طور مهم است که مهارت پرسیدن و جست‌وجوی حقیقت را یاد بگیرند و کشف کنند و تنها پاسخ آماده حفظ نکنند. همچنین دوست دارم توانایی تفکر انتقادی و تصمیم‌گیری درست را پیدا کنند تا بتوانند چالش‌های زندگی را با آرامش و آگاهی مدیریت کنند.

۴_ به نظر من نقش یک معلم اثرگذار فقط در کلاس درس خلاصه نمی‌شه . معلم خوب باید بتونه علاوه بر انتقال دانش، الگوی اخلاقی و انسانی هم باشد. یادمه در دوران مدرسه معلمی داشتم که فقط به فکر درس دادن نبود. بیرون از کلاس وقتی می‌دید کسی مشکلی داره ، با صبر و مهربونی گوش می‌داد و راهنمایی می‌کرد. همین برخورد باعث شد ما احساس کنیم ارزشمندیم . معلم بودن فقط به تخته و کتاب محدود نیست.امروز وقتی به نقش معلم فکر می‌کنم، می‌بینم مهم‌ترین وظیفه او ایجاد فضایی امن در کلاس برای یادگیری و در بیرون از کلاس، پشتیبانی و همدلی با شاگردان هستش تا دانش‌آموزان اعتمادبه‌نفس پیدا کنند و مسیر رشد خود را بهتر بشناسند

۵ _ به نظر من خردورزی و تفکر انتقادی وقتی در متربیان شکل می‌گیرد که به جای نصیحت مستقیم، آن‌ها فرصت تجربه و فکر کردن پیدا کنند. همانطور که استاد در کانال تلگرام اشاره کرده بودن که بچه‌ها به نصیحت گوش نمی‌دهند، اما از دل داستان می‌توانند درس بگیرند. من هم سعی می‌کنم در کلاس موقعیت‌ها یا مثال‌های واقعی مطرح کنم و از بچه‌ها بخواهم نظر خودشان را بیان کنند و دلیل بیاورند. وقتی دانش‌آموزان می‌بینند برای هر تصمیم چند راه حل ممکن وجود دارد و باید استدلال کنند، کم‌کم مهارت تفکر انتقادی در آن‌ها تقویت می‌شود. همچنین احترام به نظرات متفاوت باعث می‌شود یاد بگیرند که نقد کردن، فرصتی برای یادگیری است نه صرفا مخالفت.

۶ _ من برای تربیت دانش‌آموز چند ساحتی، ابتدا شش ساحت تربیتی را در نظر می‌گیرم: جسمانی، ذهنی، اخلاقی، اجتماعی، زیباشناختی و دینی.

در ساحت جسمانی، دوست دارم مهارت‌های ورزش‌های گروهی و یوگا را یاد بگیرم تا توانایی بدنی و تعادل شاگردان را تقویت کنم. در ساحت ذهنی، به تفکر انتقادی و حل مسئله علاقه دارم و با تمرین این مهارت‌ها، آن‌ها را به پرسشگری و تحلیل تشویق می‌کنم. در ساحت اخلاقی، مهارت همدلی و تصمیم‌گیری درست را تمرین می‌کنم و در ساحت اجتماعی، همکاری گروهی و مدیریت روابط را یاد می‌گیرم. در ساحت زیباشناختی، طراحی هنری و موسیقی را دنبال می‌کنم و در ساحت دینی، فهم متون و تفکر در آموزه‌ها را تمرین می‌کنم تا دانش‌آموزی متعادل و چندساحتی پرورش دهم.

۷ _ من پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که می‌خواهم در دانش‌اموزانم پرورش دهم، احترام، مسئولیت‌پذیری، همکاری، صداقت و همدلی هستش. برای احترام، خودم سعی می‌کنم همیشه مودب و محترمانه با همه برخورد کنم تا بچه‌ها یاد بگیرند در تعامل با دیگران همین رفتار را داشته باشند. مسئولیت‌پذیری را با دادن وظایف کوچک و پیگیری نتیجه آن تمرین می‌کنیم، مثل مراقبت از وسایل کلاس یا کمک به همکلاسی‌ها. همکاری را از طریق فعالیت‌های گروهی و پروژه‌های مشترک تمرین می‌کنیم. صداقت را با تشویق بیان حقیقت و پذیرش اشتباهات آموزش می‌دهم و همدلی را با تمرین شنیدن و درک احساسات دیگران پرورش می‌دهم، مثلاً وقتی دوستی ناراحت است، به او کمک کند و حمایت شوند. این پنج مفهوم پایه‌ای برای رشد اخلاقی و اجتماعی دانش‌اموزانم هستند.

۸ _ با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی، من تلاش می‌کنم اصولی را رعایت کنم که بر روش‌های آموزشی‌ام تأثیرگذار باشند. در هستی‌شناسی، معتقدم نظم و حکمت خداوند در جهان آشکار است، بنابراین دانش‌آموزان را به مشاهده و درک این نظم تشویق می‌کنم. در انسان‌شناسی، کرامت انسانی برایم اولویت دارد و با احترام و اعتماد به توانایی‌های هر فرد، رشد شخصیتی آن‌ها را حمایت می‌کنم. در معرفت‌شناسی، جست‌وجوی حقیقت و پرسشگری را مهم می‌دانم تا یاد بگیرند صرفاً حفظ نکنند و تفکر کنند. در ارزش‌شناسی، انصاف و عدالت را تمرین می‌کنم و با فعالیت‌های گروهی و تصمیم‌گیری‌های عادلانه، این ارزش را در زندگی روزمره آن‌ها پرورش می‌دهم.

۹ _ به نظرم مهم‌ترین روش توی تدریس اینه که اول یه فضای صمیمی و امن بسازم. وقتی بچه‌ها حس کنن ارزش دارن و می‌تونن بدون ترس سؤال بپرسن یا حتی اشتباه کنن، خیلی راحت‌تر یاد می‌گیرن. من دوست دارم همیشه درس رو یه‌طرفه نگم، بلکه با گفت‌وگو و مشارکت جلو ببرم تا خودشون هم درگیر بشن.

از نگاه من مدرسه فقط جای خوندن کتاب نیست؛ باید جایی باشه برای رشد همه‌جانبه. یعنی بچه‌ها علاوه بر علم، همکاری، مسئولیت‌پذیری و اخلاق رو هم یاد بگیرن. واسه همین از کار گروهی و حتی بازی‌های آموزشی کمک میگیرم در اینده تا کلاس شبیه یه محیط واقعی برای زندگی بشه.

۱۰ _ وقتی در آینده معلم شدم ، چندتا کار تو مدرسه هست که دیگه انجامشون نمی‌دم.

اول اینکه فقط به حفظ کردن درس اکتفا نمی‌کنم، چون یاد گرفتن واقعی یعنی فکر کردن.

دوم، دانش‌آموزها رو با هم مقایسه نمی‌کنم، چون این کار اعتماد به نفسشونو می‌گیره.

سوم، بی‌توجهی به علاقه و استعداد بچه‌ها رو کنار می‌ذارم، هر کسی یه مسیر یادگیری مخصوص خودش داره.

چهارم، نمی‌ذارم همه‌چی فقط به نمره خلاصه بشه، چون ارزش یادگیری خیلی بیشتر از یه عدد روی کارنامه‌ست.

و پنجم، غفلت از هنر و ورزش رو قبول نمی‌کنم، چون اینا هم بخشی از رشد و تربیت بچه‌هاست.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (160 امتیاز)
مقدمه:

به نام خدا فاطمه رحیمی هستم و قراره در استان تهران شهرستان اسلامشهر به عنوان یه معلم کاروفناوری خدمت کنم. من اصولا آدم کمال‌گرایی هستم و انتظار دارم هرچیزی به بهترین شکل پیش بره و انجام بشه پس در معلمی هم میخام بهترین چیزهارو به بهترین نحو به بچه ها آموزش بدم. به هنر و خلاقیت خیلی علاقه دارم و چون مرتبط با رشتم هست سعی میکنم درکنار دانشگاه توی زمینه های هنری دیگه هم رشد کنم. من عموما روی نظم حساس هستم و به نظرم منظم بودن باعث آرامش میشه و دوست دارم محیط و آدمای اطرافم هم نظم رو رعایت کنن. وقتی چیزهای جدیدی میبینم کنجکاو میشم و دوست دارم که ازشون سر در بیارم و یادشون بگیرم، همچنین دوست دارم این ها رو به بقیه هم یاد بدم. من آدم مسئولیت پذیری هستم و از نظر من این ویژگی ای هست که همه ی مردم باید داشته باشن.

سوال یک:

اصولا هرکاری که میخایم انجام بدیم میدونیم که برای چی قراره انجام بشه مثلا وقتی من میخام غذا بپزم میدونم که این غذا برای رفع گرسنگیم لازمه یا وقتی درس میخونم برای تضمین آینده و رسیدن به موفقیته، اگر من ندونم که برای چی میخام یه کاری رو انجام بدم به احتمال زیاد توی اون کار موفق نمیشم. بعد اینکه فهمیدم چرا دارم این کارو انجام میدم باید برنامه ریزی کنم که چطوری قراره این کار انجام بشه که راه اشتباه رو نرم و سریعتر به هدفم برسم و تو طول مسیر دچار سردرگمی نشم. نباید بی گدار به آب بزنم و بگم حالا شروع میکنم تو طول مسیر تجربه میکنم و میفهمم راه درست چیه، این کار خطرناکه مخصوصا توی حرفه معلمی میتونه باعث آسیب زدن به زندگی و آینده چندتا دانش آموز بشه. داشتن یه بیانیه فلسفی باعث میشه که من بتونم روش تدریسمو بر اساس عقاید و سلایق و اصول مدنظر خودم انتخاب کنم که همین هم باعث میشه با شوق و انگیزه بیشتری به تدریس بپردازم.

سوال دو:

یک مفهومه که به رابطه بین این سه تا عنصر یعنی خدا و جهان و انسان اشاره می‌کنه. مثلا خداوند با جهان رابطهٔ خالقیت و مالکیت و.. داره. همه موجودات جهان به خدا نیاز دارند هم در آفرینش هم در بقا. انسان خواهان همهٔ مراتب کمال یا همون غایت هستی(خدا) هست. خدا هم همهٔ انسانها رو به همین سمت هدایت و راهنمایی میکنه(البته خدا در عین هدایت و راهنمایی انسانها، به اونها آزادی و اختیار داده)به همین منظور خدا چند نفرو برگزیده که از طریق اونها انسانها رو هدایت کنه. من هم به عنوان یه معلم وظیفه دارم آموزه های اونها رو که در واقع همون هدایت خداوند هستن رو به بقیه یادآوری و منتقل کنم که به غایت هستی که همون خدا هست برسن.

امروزه که اکثر بچه ها نسبت به دین و خدا مقاومت دارن، صحبت راجبشون کار سختیه.مثلا ممکنه باعث بشه بچه ها بگن معلوم نیست معلم کاروفناوریه یا دینی! و باعث دور شدنشون بشه.پس باید یاد بگیرم که چطوری غیرمستقیم اونهارو به خدا نزدیک کنم.

سوال سه:

به نظر من مهم ترین هدفی که یک نفر میتونه بهش برسه نزدیک شدن به خداست، وقتی به خدا نزدیک بشی خیلی چیزا رو به دست میاری و میشه گفت نصف راه خوشبختی رو رفتی.

دومین هدفی که تقریبا همهٔ معلما برای دانش اموزانشون میخوان موفقیت تحصیلیه، یکی از مهمترین معیارایی که نشون میده من یه معلم خوب هستم اینه که چند تا از دانش آموزانم به همین موفقیت تحصیلی رسیدن یا وارد دانشگاه های معتبر شدن.

هدف بعدی برای من اینه که دانش آموزانم وارد مسیر و رشته ای بشن که توش استعداد دارن و بهش علاقه دارن. مثلا من خودم توی دبیرستان میدیدم که خیلی از همکلاسی‌هام رشتشونو دوست ندارن و اکثرا به اصرار خانواده یا بخاطر اینکه استعداد واقعیشونو کشف نکردن، وارد این رشته شده بودن. البته من چون قراره معلم کاروفناوری بشم، استعدادیابی دانش آموزا یکی از وظایفم به حساب میاد.

سوال چهار:

اکثر آدمای تاثیرگذاری که دیدم راه متفاوتی رو پیش گرفتن.در واقع همیشه رفتن راه قدیمی و تکراری، رمز موفقیت نیست. مثلا من به عنوان یه معلم اول از همه باید با بچه ها دوست باشم، تبعیض قائل نشم، به همه فرصت حرف زدن بدم، توی جمع کسیو تخریب نکنم، روش‌های نوین و خلاقانه بکار بگیرم.

منِ معلم فعالیتم فقط به ساعت کلاس محدود نمیشه، مثلا برای جلسه بعد یه ایده تدریس جدید پیدا یا داستان طراحی کنم، اطلاعات و مهارت جدید و کارآمدی براشون جمع آوری کنم(مثلا کلاس های AI رو شرکت کنم تا بتونم هوش مصنوعی رو به صورت مفید و حرفه‌ای تر به بچه ها یاد بدم)، توی فضای خارج از کلاس هم ادب و شخصیتمو حفظ کنم تا حرفام تاثیرگذار باشن.

سوال پنج:

مثلا میتونم ماهی یکبار زمان کلاس رو به بحث گروهی یا کلاسی اختصاص بدم به شرط همکاری همهٔ دانش آموزان، و در طول صحبتمون سعی میکنم حرفهای اشتباهی بزنم تا بچه ها رو وادار کنم منو نقد کنن. تشخیص اخبار درست از غلط چیزیه که امروزه خیلی نیازه، میتونم یک جلسه روش تشخیص خبر صحیح رو بهشون یاد بدم تا قدرت تحلیل و نقدشون بالا بره.

نکته مهم دیگه ای که به ذهنم میرسه اینه که کاری کنم بچه ها بدون استرس یا خجالت سوالات خودشون رو بپرسن و من هم گاهی سوالاتی چالشی از اون‌ها بپرسم و تا وقتی که به یه جواب درست برسیم بحث باهاش رو ادامه بدم.

نقد کردن دوستانه هم مهارتیه که باید به دانش آموزان آموزش بدم مثلا بگم انشا یا پروژه یا کاردستی دوستتون رو با نهایت احترام و دوستانه نقد کنید.

البته باید اول از همه بچه ها این نکته ها رو در رفتار خودِ من ببینن و خودم بهشون عمل کنم.

سوال شش:

من این مهارت ها را انتخاب میکنم:

1_مهارت خودشناسی چون لازمهٔ خداشناسی و بهبود زندگیه.

پیشرفت در دین و احکام تا بتونم با دانش بیشتری دیگران رو دعوت به دین کنم.

2_مهارت تحلیل کردن موضوعات سیاسی و اجتماعی به زبون ساده برای دانش آموزان.

مهارت طراحی فعالیت گروهی برای تقویت روحیه مسئولیت پذیری و همکاری.

3_مهارت تلفیق دروس با فعالیت بدنی.

مهارت کمکهای اولیه برای موقعیت‌های اورژانسی.

4_مهارت هنری مثل گلدوزی یا خیاطی (مربوط به کتاب کاروفناوری).

مهارت تزئین کلاس و مدرسه با آثار هنری دانش‌آموزان.

5_مهارت توسعه و به ثمر رساندن ایده‌های کارآفرینی دانش‌آموزان.

مهارت مشاوره برای انتخاب شغل مناسب.

6_مهارت سواد رسانه‌ای و آموزش آن (مثلا مهارت تشخیص اخبار درست و معتبر)

مهارت استفاده از جدیدترین فناوری‌ها و تکنولوژی‌ها برای تدریس.

سوال هفت:

1_مسئولیت پذیری: مثلا یک دانش آموز رو انتخاب می‌کنم که جلسه بعد هنرش رو به بقیه آموزش بده، یا برای هرنفر یک مسئولیت تعیین میکنم (مثلا یکی پاک کردن تخته، یکی روشن کردن سیستم و...)

2_همکاری و کارتیمی: مثلا بچه‌هارو گروه‌بندی میکنم و میگم برای کاردستی جلسه بعد هرکس یه وسیله بیاره (مثلا یکی کاغذ یکی قیچی و...)

3_احترام: مثلا یک جریمه برای بی‌احترامی تعیین میکنم حتی اگه خودم هم ناخواسته بی‌احترامی کردم باید اون جریمه رو انجام بدم.

4_وفای به عهد: مثلا هرکس موظف میشه تا هفته بعد یک کار خوب رو به انتخاب خودش انجام بده، اگه انجام داده بود یه تشویقی بهش میدم ولی اگه انجام نداده بود باید دوتا کار خوب رو انجام بده.

5_مهارت گفت و گو کردن: مثلا بحث کلاسی، یا دو نفر داوطلبانه با هم گفت‌وگو و بحث میکنن و بعدش با بچه‌ها اون‌ها رو نقد میکنیم.

سوال هشت:

هستی شناسی: اصل 9: اگر من هرچیزی رو نشونه‌ای از خدا بدونم باعث میشه که هرلحظه به یاد خدا باشم و با دیدن پدیده‌ها شکرگزاری کنم.مثلا میتونم ابتدای هرجلسه همراه با بچه ها خدا رو بابت یه نعمتش که زیاد به چشممون نمیاد شکر کنم.

انسان شناسی: اصل 7: اگر بتونم هرسال یه ویژگی مثبت به دانش آموزانم اضافه و یه ویژگی منفی ازشون کم کنم، بعد از دوره راهنمایی اون‌ها شش قدم به مقام خلیفة الله نزدیک شدن.

معرفت شناسی: اصل 5: پویایی علم یعنی یک مسئولیت برای من، یعنی همواره باید علم خودم رو به‌روزرسانی کنم. مثلا اگه هوش مصنوعی جدیدی اومد یادش بگیرم ،سواد رسانه‌ایم رو بالاتر ببرم ،هنرهای کارآمد جدید رو برای آموزش به بچه‌ها یاد بگیرم.

ارزش شناسی: اصل 4: مثلا اگه معیار یادگیری رو نمره در نظر بگیرم، کسی که با تقلب 20 میشه ارزشش از کسی که با تلاش 18 میشه بیشتره و این ناعدالتیه.

سوال نه:

چیزی که من بهش اعتقاد دارم اینه که کلاس برای همه دانش آموزاست یعنی به همه باید فرصت حرف زدن بدم و همه بتونن بدون ترس و خجالت سوالات خودشونو مطرح کنن، همه حق دارن نظرشونو راجب کلاس بدن و من باید جوری درس بدم که همه متوجه بشن حتی شده بارها و بارها تکرارش کنم و در آخر همه ما وقتی از کلاس خارج میشیم باید چیزی یاد گرفته باشیم./

بنظرم مدرسه‌ای مطلوبه که بچه‌ها رو برای زندگی واقعی آماده میکنه و بخش زیادی از درس‌ها به مهارتهای زندگی مربوط میشن. دانش‌آموزا بخشی از زندگیشونو توی مدرسه میگذرونن پس مدرسه باید یه محیط پراز دوستی و آرامش و شادی باشه. توی مدرسه باید روی رشد همه جانبه کودکان کار بشه نه فقط بخش ذهنی و حفظیات. مدرسه‌ای که معلم محور نباشه و همه بتونن از هم یادبگیرن مثلا خود دانش‌آموزا از همدیگه یا حتی معلم از شاگردا.

سوال ده:

1_من سعی میکنم تفاوت‌های فردی که بین افراد هست رو بپذیرم و انتظار نداشته باشم همهٔ بچه‌ها همهٔ درسهاشونو 20 بشن. چون همونطور که گفتم افراد متفاوتن مثلا یکی توی ریاضی خوبه یکی توی فارسی یکی توی هنر و....

2_کلاس های معلم محور، چون اگه فقط من صحبت کنم و بقیه گوش بدن به اندازه کافی دقت نمیکنن. باید خود شاگردام توی تدریس مشارکت داشته باشن تا یادگیری بیشتری اتفاق بیفته.

3_تشویق همه برای رفتن به یک رشته خاص، چون به علاقه و استعداد افراد توجه نمیشه و توی مسیر اشتباهی قرار میگیرن.

4_حفظ کردن طوطی وار دروس، اکثرا در این روش یادگیری اتفاق نمیفته و توی حافظه کوتاه مدت ثبت میشه، مثلا الان تقریبا هیچکدوم از ما درس‌هایی که توی دبیرستان حفظ بودیمو یادمون نمیاد.

5_توجه نکردن به آموزش مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی که تو زندگی آینده خیلی بیشتر از انتگرال و... بکار میاد و برای ورود به جامعه لازمه.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (177 امتیاز)
به نام خدا

کوثر پارسایی طاهر هستم معلم درس کار و فناوری از تهران بنده فردی مسئولیت پذیر هستم و سعی میکنم در تدریس خود از روش های خلاقانه استفاده کنم و همواره متربیان را به تفکر عمیق دعوت میکنم

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

داشتن بیانیه فلسفه معلمی به من کمک می‌کند هدفمند و آگاه در مسیر آموزش حرکت کنم. این بیانیه ارزش‌ها و نقش خود را مشخص می‌کند و انگیزه‌ای قوی برای تلاش در مسیر تربیت دانش‌آموزان است. همچنین، من با شناخت بهتر باورها و اهدافم، توانایی ماندن در مسیر انسان‌سازی را پیدا می‌کنم و می‌دانم چه نوع معلمی می‌خواهم باشم. برای مثال، اگر باور دارم تربیت اخلاقی اهمیت دارد، در برنامه‌ریزی‌های آموزشی خود بیشتر بر توسعه صفات اخلاقی تأکید می‌نمایم. همچنین با داشتن یک ذهن فلسفی معلمی جنبه های مختلف رفتار دانش آموزان خود به چشمم میخورد و آنها را بهتر میشناسم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

اعتقاد دارم که خداوند منشأ و منبع همه چیز است و جهان مظهر لطف و حکمت او است. انسان، به عنوان مخلوقی که ربوبیت الهی بر او جاری است، باید ارزش‌ها و اخلاق الهی را در وجود خود پرورش دهد. در تربیت، این ارتباط را با ترویج باورهای دینی و اهمیت دادن به ارزش‌های معنوی در نظر می‌گیرم. مثلا، با فعالیت‌هایی که احترام، صداقت و پرهیزکاری را ترویج می‌دهند، متربیان را به شناخت عمیق‌تر خداوند و ارتباط معنوی با او تشویق می‌کنم. نکته مهم در اینجا آن است که خود مربی باید به صحبت های خود عمل کند تا در دانش آموزان خود ایجاد تغییر کند.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من این هدف را دارم که دانش‌آموزانم علاوه بر کسب مهارت‌های درسی، شخصیتی متعهد، مسئول و اخلاق‌مدار باشند. آن‌ها باید توانایی تفکر انتقادی، حل مسئله و ارتباط مؤثر را بیاموزند و در کنار آن، ویژگی‌هایی چون احترام به دیگران، صداقت و ساده‌زیستی را در خود پرورش دهند و به خودآگاهی و سپس خودسازی برسند به عنوان مثال، در فعالیت‌های گروهی، مهم است که دانش‌آموزان به نظرات دیگران احترام بگذارند و با همکاری، حل مسایل را یاد بگیرند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

در کلاس، نقش من راهنمایی و مشوق بودن است و سعی می‌کنم در کلاس فضایی امن و پرانرژی را برای یادگیری آنها فراهم کنم. در خارج از کلاس، نقش الگویی در زندگی روزمره آنها را دارم، جایی که ارزش‌های انسانی و دینی را ترویج می‌دهم. مثلا، با برگزاری کارگاه‌های فرهنگی عملی و جلسات مشاوره، به دانش‌آموزان کمک می‌کنم تا چالش‌های زندگی‌شان را بهتر مدیریت کنند و در مسیر رشد فردی قرار گیرند.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

با طرح سوالات چالشی و بحث‌های گروهی، به دانش‌آموزان فرصت می‌دهم تا نظرات خود را بیابند و آنها را منطق‌مند بیان کنند. همچنین، از آنها می‌خواهم در مورد موضوعات مختلف تحقیق کنند و نتایج مطالعاتشان را ارائه دهند. مثلا، در موضوع تاریخ، دانش‌آموزان باید مزایا و معایب یک واقعه تاریخی را نقد کنند و استدلال‌های مشخصی ارائه دهند تا تفکر انتقادی در آنها تقویت شود. علاوه بر آن انجام بازی هایی که درست فکر کردن را به بچها آموزش میدهد راه گشا است.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

۱)ساحت اعتقادی،عبادی،خلاقی:

سعی میکنم با پذیرش آگاهانه دین اسلام هویت دینی خود را پیدا کنم و برای ارتقا تمام ابعاد وجودی خود تلاش کنم علاوه بر آن با خودشناسی و دیگر شناسی آنها را نیز به دین و اخلاق دعوت کنم فضائل اخلاقی مثل خویشتن داری و عزت نفس را در خود پرورش دهم و از رذائل اخلاقی دوری کنم.

۲)ساحت اجتماعی و سیاسی:موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را درک کنم و با تحولات اجتماعی به صورت خردمندانه برخورد کنم و خانواده صالحی تشکیل دهم.

۳)ساحت زیستی و بدنی: به نیازهای جسمی و روانی خود و دیگران توجه کنم و سبک زندگی مناسبی انتخاب کنم و در جهت حفظ و ارتقا سلامت بهداشت جامعه با آموزش درست کوشا باشم.

۴)ساحت زیباشناختی و هنر:به درک معنای پدیده ها و رویدادهای طبیعت پرداخته و قدرت تخیل خود را پرورش دهم.

۵)ساحت اقتصادی و حرفه ای:مسائل اقتصادی جامعه خود را درک کنم و شغلی متناسب با علاقه و مهارت خدد انتخاب کنم‌.

۶)ساحت علمی و فناوری:کسب مهارت دانش افزایی و مطالعه کتاب های مختلف و افزایش خلاقیت خود در تولید فناوری های نوین

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

1. صداقت: همیشه راستگوی هستم، مثلاً در کلاس نظر واقعی خود را بیان میکنم

2. احترام: به نظرات دیگران احترام می‌گذارم، در بحث‌های کلاسی و اجازه میدهم همه نظر خود را بیان کنند.

3. مسئولیت‌پذیری: پروژه‌ها را به موقع تحویل می‌دهم، نظارت بر کارهای خود.  

4. همدلی: در کمک به همکلاسی‌ها فعال‌ام، در مشکلاتشان شریک می‌شوم.  

5. عدالت: در قضاوت‌هایم بی‌طرفم، در برخورد با هم‌کلاسی‌ها عدالت را رعایت می‌کنم و با توجه به نیازهای هر فرد رفتار میکنم.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

- هستی‌شناسی:اعتقاد دارم که عالم وجود، نشأت یافته از اراده و حکمت الهی است؛ بنابراین، نقش من تربیت فردی است که ریشه در حقانیت و ارزش‌های خداوند دارد.

- انسان‌شناسی:باور دارم انسان موجودی مختار و مسئول است، پس وظیفه من تربیت انسانی خودآگاه و مسئول است. همچنین به ذات کمال طلب انسان باید توجه کرد و از آنجایی که انسان پیوسته در حال حرکت و دگرگونی است باید او را برای رسیدن به کمال یاری کرد.

- معرفت‌شناسی: می‌گویم شناخت باید بر اساس ایمان و تجربه باشد، بنابراین، سعی می‌کنم به دانش‌آموزان اهمیت تجربه عملی و تقویت ایمان را آموزش دهم. و آنها را پیوسته به تعقل دعوت کنم.

- ارزش‌شناسی: بر این باورم که ارزش‌های اخلاقی و دینی باید در رفتار و گفتار فرد نشان داده شود. تا اثرگذار باشد. مانند ترویج احترام و صداقت

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

من از روش‌های مشارکتی و فعال مانند آموزش مشارکتی و کار گروهی استفاده می‌کنم. محیط مدرسه را با بهره‌گیری از فعالیت‌های تعاملی، مسابقات و کارگاه‌ها، تبدیل به فضایی می‌کنم که دانش‌آموزان در آن علاقه‌مند و فعال باشند. همچنین، با استفاده از تکنولوژی آموزشی و فضای یادگیری دیجیتال، تنوع و جذابیت در فرآیند یادگیری ایجاد می‌کنم تا هر دانش‌آموز بتواند بر اساس نیازهای خودش یاد بگیرد و به رشد فردی برسد.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱. تدریس صرفاً تمرکز بر حفظ مطالب بدون تفکر انتقادی، چون این روش موجب کاهش مهارت‌های تفکر عمیق می‌شود.  

۲. استفاده صرف از روش‌های کلاسیک و حفظ‌محور، چون نیاز است با روش‌های نوین و فعال، انگیزه و خلاقیت دانش‌آموزان تقویت شود.  

۳. نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان، چون هر فرد نیازهای خاص خودش را دارد.  

۴. تأکید بر نتیجه‌مداری صرف، چون باید فرآیند یادگیری و رشد شخصیت هم مورد توجه قرار گیرد.  

۵. کم‌توجهی به ابعاد تربیتی و اخلاقی در آموزش، چون تربیت انسان کامل تنها در بعد علمی نیست بلکه باید در اخلاق و شخصیت نیز به او توجه داشت.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (139 امتیاز)
به نام خدا

الهام فغانی

مدرس آموزش کار و فناوری

ورودی۱۴۰۳

محل خدمت:شهرقدس

پاسخ سوال یک:

به نظر من با داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی ما نشان میدهیم که در تلاشیم بفهمیم که چرا داریم تدریس میکنیم، یعنی در ابتدا خودمان را بشناسیم، حیطه کاری خود را بشناسیم و در نظر بگیریم که با چه کسانی در این حیطه در ارتباط هستیم. با در نظر گرفتن این عوامل ما میتوانیم نقشه راه خودمان را واضح تر و دقیق تر بچینیم ، به عنوان یک معلم وظیفه من نباید صرفا انتقال اطلاعات و آموزش برخی مطالب محدود در بازه ی زمانی محدود باشد بلکه باید به گونه ای باشد که دانش آموز را به سمت درست سوق دهم . داشتن بیانیه این را به من نشان میدهد که وظیفه ی من دقیقا به عنوان یک معلم چیست، خیلی وقت ها در مسیر کار با برخورد در شرایط و با دانش آموزان متفاوت ممکن است از بیانیه و یا هدف خود کمی خارج شویم ولی با به یاد آوری بیانیه و این موضوع که هر دانش آموز منحصر به فرد است میتوانیم تفاوت های فردیش را تقویت کنیم و رسالت معلمی خود را بجا آوریم .

پاسخ سوال دو:

بین خداوند و جهان و انسان میتوان این ارتباط را تعریف کرد که خداوند منشأ حیات است و تمام جهان و حتی انسان از او سرچشمه گرفته شده است. تمام هستی از او و برای اوست و به او هم بازمیگردد،پس خداوند هم آغاز است و هم مقصد. جهان گویی واسطه ای بین خدا و انسان است، مسیری ست که بسته به نحوه ی پیموندن آن میتوان به مقصد که همان خداست برسد. و انسان هم مخلوقی ست که از خدا سرچشمه گرفته و با طی کردن مسیری به نام جهان دوباره به خدا بازمیگردد.

حال سوال پیش می‌آید که این ارتباط چه نقشی در معلمی دارد؟

پاسخی که به ذهنم می‌رسد این است که اگر معلم که خود انسان است ، معلمی را که همان مسیری از جهان است را به خوبی و درستی ایفا کند و صرفا به عنوان شغل به آن نگاه نکند و این را رسالت و مسیری بداند برای بهتر کردن جهان هستی که خود یک منبع و فرصت آموزشی بزرگی هست در نظر بگیرد ، در نهایت قدمی برداشته است در مسیر خودشناسی ، هستی شناسی و خداشناسی.

پاسخ سوال سه:

بنظرم اول باید مشخص کنیم که اصلا هدف من برای تدریس کردن چیست؟ مهم ترین هدف و انگیزه ای که دارم این هست که شبیه بیشتر معلمانی که خودم داشته ام نشوم، دوست دارم پتانسیل و توانایی هر دانش آموز را در نظر بگیرم و به سمتی که خودش دوست دارم راهنماییش کنم نه رشته و حرفه ای که خانواده و یا آموزش و پرورش برایش در نظر گرفته است. در قدم اول میخواهم دانش آموزام را در مسیر خودشناسی هدایت کنم و کمک کنم تا بهتر توانایی های خود را بشناسد و سپس با نشان دادن معایب و مزایای راه در پیش او را در مسیر درست و کمال یاری دهم . دلم نمیخواهد معلمی باشم که صرفا درسش را میدهد و می رود و هیچ اطلاعی از زندگی و علاقه دانش آموز خود نمی‌داند، میخواهم کنارشان باشم تا باهم رشد کنیم‌. نه صرفا من کسی باشم که مطالبی را منتقل میکند و می‌رود. کلاس درس صحنه ی یادگیری ست، یادگیری از هم.

پاسخ سوال چهار:

همانطور که در سوال قبل هم مطرح کردم برخلاف بیشتر معلمانی که خودم طی دوازده سال درسی داشته ام نمیخواهم صرفا همان یک ساعت کلاس با دانش آموزان معاشرت داشته باشم آن هم فقط مطالب درسی، دلم میخواهد آنقدر خودم را از لحاظ علم و اطلاعات غنی سازم که بتوانم مشوق و انگیزه بخش کسی باشم و البته خودم هم از آنها مطلبی را یادبگیرم، یادگیری مختص دانش آموزان نیست و معلم باید مهارت برقراری ارتباط با دانش آموز خود را داشته باشد تا بتواند به او کمک کند. معلمی صرفا شغلی ساده نیست بلکه شغل انبیاست، مسئولیتی که باید برای آن آماده باشی و در انجام آن کم نگذاری .

پاسخ سوال پنجم:

طی این چند ترم دانشگاه فهمیدم که نوشتن بازاندیشی در رابطه با مطالب گفته شده در کلاس این کمک را میکند که از دید دیگری به کلاس و حرف های گفته شده نگاه کنیم و سعی کنیم آنرا نقد کنیم نه صرفا هرچه را که گفته شده را صحیح بدانیم. داشتن فضای کلاسی فعال و مشارکت دادن دانش آموزان این کمک را میکند که دانش آموز سوالات خود را بپرسد، جواب ها را بررسی کند و توسط مهارت حل مسئله صحبت ها را نقد کند. چیزی که در همین کلاس مطرح بود مثال بارزی از این نمونه ست که استاد قبل از گفتن پاسخ درست از دانشجو ها می‌پرسیدند که بنظرشون چه پاسخی درسته، کسی که درست پاسخ می‌داد جوابش یادش میماند و آن کسی هم پاسخ درستی نمی‌داد اصلاح شده ی پاسخش در ذهنش میماند و هر دو پاسخ های خود را با پاسخ درست مقایسه و نقد می‌کردند و سپس به بحث در رابطه با آن می‌پرداختند.
دارای دیدگاه توسط (139 امتیاز)
ادامه سوالات الهام فغانی:

پاسخ پرسش ششم:

به نظر من فلسفه ساحت های شش گانه تربیت نباید به کلاس و مدرسه محدود شوند بلکه باید مهارت هابی را آموخت و منتقل کرد که در موقعیت های مختلف زندگی روزمره بکار می‌آیند.

به عنوان مثال برای ساحت اعتقادی عبادی به نظر من بهترین کار این است که فرد ابتدا سعی بر خودشناسی و خود کنترلی بکند .

با خودشناسی میتوان هدف مسیر را راحتتر فهمید و با خودکنترلی در برابر خشم میتوان تمرین نموند تا در موقعیت های مختلف واکنش آنی ندهیم .

در رابطه با سیاحت اجتماعی سیاسی داشتن مهارت برقراری ارتباط کمک میکند تا با انواع دانش آموزان ارتباط برقرار کنیم و آنها را به انجام کار گروهی سوق دهیم. همچنین به عنوان شهروند جمهوری اسلامی ایران این وظیفه را داریم که از اخبار روز کشور مطلع باشیم و به عنوان یک معلم وظیفه داریم که دانش آموزان را از دام خبر های اشتباه نجات دهیم .

ساخت علمی و فناورانه در رشته ی ما میشه گفت پرکاربرد ترینه، از مهارت های موجود ،امروزه روش استفاده درست از فضای مجازی مهارتی ست که باید در مدارس آموخته شود، و یا با ایجاد بستر مدرسه با وسایل فنی، یک حرفه و فن را تا حدودی به دانش آموزان آموزش دهیم مثل جوشکاری ، قلاب بافی و....

سیاحت هنری در ایجاد انگیزه و شوق دانش آموز بسیار مفید است ، مهارت هابی همچون خطاطی، نقاشی،شعر خوانی به دانش آموز این کمک را میکند تا ذهن خود را با روشی آزاد کند.

برای سیاحت بدنی آموزش ورزش های ابتدایی جهت تحرک و ثابت نمودن دانش آموز و البته آموزش اهمیت رعایت بهداشت فردی کمک میکند تا دانش آموز به دانش آموزی سالم تر تبدیل شود .

برای سیاحت اقتصادی میتوان از مهارت های موجود در سیاحت های قبلی جهت کارآفرینی و کسب درآمد استفاده کرد.

پاسخ سوال هفتم:

یکی از اهدافی که میخواهم در کلاس درس آن را دنبال کنم این است که به دانش آموزان جدای از درس کتاب ، درس اخلاق هم بدهم، البته برای اینکار لازم است ابتدا خودم به اخلاق هوایی نظیر روابط اجتماعی مناسب، صبر و حوصله ، نظم و خوش اخلاقی دست یابم تا بتوانم آنها را به دیگران انتقال دهم. محیط کلاس باید به گونه ای باشد تا دانش آموز آزادانه نظرات خود را بیان کند و به نظرات دیگر دانش آموزان گوش دهد تا بتواند از این طریق هم مهارت اجتماعی خود را بالا ببرد و هم قدرت انتقاد کردن را پیدا کند  

پاسخ سوال هشتم:

در اولویت فکری من ، اصل انسان شناسی بر بقیه مقدم از است، در واقع بنظرم توسط این اصل هستش که انسان به ارزش شناسی و هستی شناسی و معرفت شناسی گرایش پیدا میکند.

کسی که در انسان شناسی ضعف داشته باشد نمی‌تواند از چارچوب خود خارج شود و به سمت معرفت شناسی برود ، و به عنوان معلمان آینده وظیفه ماست که در کلاس درس دانش آموزان را به سمت خودشناسی و انسان شناسی ببریم تا بتوانیم در نهایت در رابطه با موضوعات هستی شناسی و معرفت شناسی به بحث و گفت و گو بپردازیم . کشف استعداد ها و توانایی ها به غیر از کانون خانواده وظیفه مدارس هست و این امر با توجه و ریزبینی معلم صورت میگیرد.

پاسخ سوال نهم:

مهم ترین روش تأثیر گذار من ایجاد فضایی جهت برقراری ارتباط راحتتر و مشارکت دادن دانش آموزان در جهت بیان نظرات خود و انتقاد کردن هست.فضایی که طی دوازده سال تحصیلی خودم کمتر معلمی آن را فراهم کرد و یا به آن پرداخت ، فضایی که معلمان مدرسه صرفا می‌آیند و دانش خود را انتقال می‌دهند و میروند و دیگر اهمیت نمی‌دهند که این موضوع بیان شده چه چالشی را در ذهن دانش آموز ایجاد کرده است . دوست دارم دانش آموز با عقل سلیم خود قبل از پذیرفتن کامل موضوع آن را بررسی کند و ببیند آیا درست هست یا خیر .

اینکه به دانش آموزان این فضا را بدیم تا افکارشان را مطرح کنند میتواند نقطه ای باشد حتی برای یادگیری ما.

پاسخ سوال دهم:

متاسفانه به نظر من آموزش و پرورش کشور ما هنوز که هنوزه درگیر یک سری از مسائل و مشکلات پیش پا افتاده ای است که علی رغم کوچک بودن آنها باعث بروز مشکلات بزرگی شده است. به عنوان مثال من دلم نمیخواهد در کلاس درس من که درس کار و فناوری ست دانش آموزان به صورت تکی مشغول کاری شوند، میخواهم که آنها به صورت گروهی و با معاشرت با یکدیگر چیزی را خلق کنند، دانش آموزان کلاس من جای مشخص و صندلی های ردیفی ندارند بلکه صندلی ها به صورت دایره ای چیده شده تا همه ی افراد کلاس دیدی کلی داشته باشند. دلم میخواهد دانش آموزان را از باب اهمیت دادن به صرفا دروس نظری خارج سازم و به آنها یاد بدهم که علم با عمل چقدر دلنشین است.در مدارس ما شاهد این هستیم که حقوق کودک رعایت نمی‌شود پس به عنوان نیروهای تازه کار ما موظف هستیم تا در پی اصلاح این امر دانش آموزان را از آسیب های گذشتگان حفظ کنیم.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)
به نام خدا

مطهره رضایی شورکی هستم دانشجوی رشته دبیری کار و فناوری استان تهران منطقه نه

از ویژگی های خودم به سخت کوشی و تلاش روز افزون برای پیشرفت همه جانبه خودم میتونم اشاره کنم. همیشه سعی می کنم خودم رو در موقعیت های مختلف به چالش بکشم تا با توانمندی ها و نقاط قوت و ضعفم بیشتر و بهتر اشنا بشم . سعی می کنم خودم رو همراه با پیشرفت تکنولوژی توسعه بدم و شیوه های جدید تر رو بکار بگیرم در حوزه تربیت هم در سعی می کنم همواره با دید باز و پرسشگر به مسائل نگاه کنم و با آنها روبه رو بشم.

سؤال یک: من به عنوان یک دانشجومعلم باور دارم که بیانیه فلسفه معلمی صرفاً یک متن تشریفاتی نیست، بلکه هویت حرفه‌ای و فکری من را بازتاب می‌دهد. این بیانیه به من امکان می‌دهد چیستی و چرایی حضورم در جایگاه معلمی را بازشناسی کنم و مسیر تربیتی خود را هدفمند و روشمند بسازم. اگر معلم بدون فلسفه روشن در کلاس حاضر شود، نه تنها در طراحی آموزشی دچار سردرگمی می‌گردد بلکه نمی‌تواند آینده مطلوبی برای شاگردان خویش ترسیم کند. به تعبیر دیگر، بیانیه فلسفه معلمی همچون قطب‌نمایی است که مرا در میان چالش‌های تربیتی هدایت می‌کند. برای مثال، وقتی به غایت تربیت اسلامی یعنی تحقق حیات طیبه باور دارم، می‌کوشم هر فعالیت آموزشی ساده در کلاس کار و فناوری را در پیوند با رشد اخلاقی، اجتماعی و معنوی دانش‌آموزان طراحی کنم.

سؤال دو: از نگاه من ، رابطه خداوند، جهان و انسان یک ارتباط توحیدی و هدفمند است. خداوند خالق و ربّ مطلق است که جهان را به عنوان صحنه رشد و آزمایش انسان آفرید، و انسان موجودی مختار است که باید با بهره‌گیری از عقل، فطرت و هدایت الهی؛ مسیر حیات طیبه را طی کند. جهان نیز تنها مجموعه‌ای از اشیای مادی نیست، بلکه عرصه‌ای است که در آن ارزش‌ها و کمالات انسانی مجال تحقق می‌یابند. این سه‌گانه اساس فلسفه تربیت اسلامی است. در عمل، من می‌کوشم این معنا را در آموزش به شاگردانم منتقل کنم؛ برای مثال، زمانی که در درس کار و فناوری موضوع طراحی ابزار ساده را مطرح می‌کنم، تأکید دارم که خلاقیت و توان انسان تنها وقتی ارزشمند است که در جهت خدمت به دیگران و آبادانی جهان در مسیر رضای الهی قرار گیرد. بدین ترتیب آموزش مهارت به تربیت اخلاقی و ایمانی پیوند می‌خورد.

سؤال سه: من اهداف تربیتی را تنها در انتقال مهارت‌های فنی خلاصه نمی‌کنم، بلکه آن را فرآیندی چندساحتی می‌دانم که باید به شکل متوازن پیش برود. نخستین هدف من این است که دانش‌آموزان به خودآگاهی برسند و استعدادهای خویش را بشناسند؛ چرا که بدون شناخت خویشتن، مسیر رشد روشن نخواهد شد. دوم، می‌خواهم آنان روحیه تفکر نقادانه و پرسشگری داشته باشند تا در برابر مسائل علمی و اجتماعی منفعل نباشند. همچنین، پرورش اخلاق و تعهد اجتماعی برایم اهمیت ویژه دارد؛ برای نمونه، وقتی دانش‌آموزان پروژه‌ای گروهی انجام می‌دهند، تأکید می‌کنم که موفقیت فردی تنها در سایه همکاری و رعایت حقوق یکدیگر معنا می‌یابد. در نهایت، غایت تمام این اهداف هدایت آنان به سوی تبدیل شدن به انسانی متعادل، مسئول و خلاق که بتواند جامعه‌ای صالح بسازد.

سؤال چهار: من به عنوان معلم نقش خود را صرفاً محدود به انتقال محتوا نمی‌دانم، بلکه خویش را هدایت‌گر، تسهیل‌گر و الگو برای شاگردان می‌بینم. در کلاس درس، وظیفه دارم فضایی پویا و خلاقانه ایجاد کنم تا دانش‌آموزان نه تنها مهارت‌های فنی بیاموزند بلکه شجاعت پرسشگری، روحیه کار گروهی و مسئولیت‌پذیری را تجربه کنند. به عنوان مثال، وقتی دانش‌آموزان در قالب یک پروژه کارگاهی وسیله‌ای می‌سازند، من بیشتر از یک ناظر فنی، نقش هدایت‌گر اخلاقی را دارم؛ یادآور می‌شوم که کیفیت کار، صداقت در گزارش‌دهی و احترام به هم‌گروهی‌ها بخش مهمی از یادگیری است. خارج از کلاس نیز خود را همراه دانش‌آموزان می‌دانم؛ با مشاوره، گفت‌وگو و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، تلاش می‌کنم الگویی از پیوند علم و اخلاق ارائه دهم. معلمی برای من به معنای حضور مستمر در زندگی متربیان است.

سؤال پنج: از دیدگاه من، پرورش تفکر انتقادی تنها با سخنرانی ممکن نیست، بلکه باید در بطن فعالیت‌های آموزشی تمرین شود. در کلاس کار و فناوری، گاهی مسئله‌ای واقعی را طرح می‌کنم تا دانش‌آموزان درباره آن گفت‌وگو و داوری کنند. برای مثال، پروژه‌ای با عنوان طراحی یک وسیله یا راهکار برای صرفه‌جویی در مصرف آب به آنان می‌دهم. هر گروه باید ایده‌ای ارائه دهد، منابع را بررسی کند و پیامدهای زیست‌محیطی و اقتصادی طرح خود را بسنجد. سپس گروه‌ها نقد و نظر خود را درباره ایده‌های دیگر بیان می‌کنند. این فرایند نشان می‌دهد که انتخاب درست تنها در گرو تقلید از معلم نیست، بلکه حاصل اندیشیدن، مشورت و مقایسه است. من می‌خواهم دانش‌آموزان بیاموزند که در زندگی نیز با نگاه پرسشگر و تحلیلی تصمیم بگیرند، حتی اگر نظرشان با اکثریت متفاوت باشد.

سؤال شش: من به عنوان معلم کار و فناوری باید خود را در هر ساحت توانمند کنم تا بتوانم دانش‌آموز چندساحتی تربیت نمایم. در ساحت اعتقادی و اخلاقی، مهارت خودشناسی و اخلاق عملی را تقویت می‌کنم و با رفتار خود در کلاس، الگوی صداقت و مسئولیت‌پذیری می‌شوم. در ساحت اجتماعی و سیاسی، با پرورش گفت‌وگوی سازنده و پذیرش مسئولیت جمعی به دانش‌آموزان یاد می‌دهم اختلاف نظر را در کارهای گروهی با احترام حل کنند. در ساحت زیستی و بدنی، مهارت سبک زندگی سالم و مدیریت استرس را با برنامه‌های ورزشی و آموزش تغذیه سالم منتقل می‌کنم. در ساحت زیباشناختی و هنری، درک زیبایی و زیباسازی محیط را با پروژه‌های خلاق مثل طراحی صنایع‌دستی هنرمندانه آموزش می‌دهم. در ساحت اقتصادی و حرفه‌ای، برنامه‌ریزی مالی و انضباط کاری را با تمرین‌های کوچک اقتصادی در کلاس پیاده می‌کنم. در ساحت علمی و فناورانه، تفکرانتقادی وکار با فناوری را از طریق حل مسئله و پروژه‌های تحقیقاتی تقویت می‌کنم.

سؤال هفت: به نظر من، تربیت اسلامی زمانی به ثمر می‌رسد که شاگردان علاوه بر دانش، مفاهیم اخلاقی و اجتماعی را در زندگی خویش جاری سازند. نخستین مفهوم، صداقت است؛ در هر فعالیت کلاسی، به‌ویژه هنگام ارائه گزارش کار، تأکید دارم حقیقت‌گویی ارزشمندتر از نتیجه ظاهری است. دوم، مسئولیت‌پذیری است؛ در پروژه‌های گروهی، هر دانش‌آموز باید سهم خود را درست انجام دهد. سوم، احترام به دیگران است؛ حتی در اختلاف نظر، رعایت ادب و گوش دادن به دیدگاه همکلاسی‌ها را آموزش می‌دهم. چهارم، همکاری و همدلی است؛ برای نمونه، در کارگاه وقتی وسیله‌ای خراب می‌شود، شاگردان را تشویق می‌کنم به جای سرزنش، با هم آن را اصلاح کنند. پنجم، عدالت‌خواهی است؛ با طرح مباحث اجتماعی ساده، نشان می‌دهم که عدالت تنها در جامعه بزرگ نیست، بلکه از تقسیم منصفانه امکانات در کلاس آغاز می‌شود.

سوال هشت: من اصل کرامت انسانی را در اولویت تربیتی خود قرار می‌دهم، زیرا باور دارم اساس تعلیم و تربیت اسلامی احترام به مقام انسان است. در هستی‌شناسی، این اصل ریشه در آیه «و لقد کرمنا بنی آدم» دارد؛ یعنی خداوند انسان را موجودی شریف آفریده است. در انسان‌شناسی، کرامت نشان می‌دهد که شاگردان صرفاً گیرنده دانش نیستند، بلکه دارای استعداد، اختیار و شایستگی پرورش هستند. در معرفت‌شناسی، این اصل اقتضا می‌کند که روش‌های آموزشی بر عقلانیت و گفت‌وگو استوار باشد، نه بر اجبار و تحقیر. در ارزش‌شناسی، کرامت ملاک سنجش رفتار است؛ یعنی احترام به شاگرد، ارزشمندتر از صرفاً نتیجه امتحان اوست. برای مثال، وقتی دانش‌آموزی در انجام پروژه شکست می‌خورد، با او گفت‌وگو می‌کنم تا بفهمد خطا بخشی از مسیر یادگیری است. این کار باعث می‌شود احساس ارزشمندی و عزت‌نفس کند و با انگیزه بیشتری ادامه دهد.

سؤال نه: به نظر من، مهم‌ترین تکنیک در تدریس، آموزش مبتنی بر پروژه است؛ روشی که دانش‌آموزان را از حالت شنونده منفعل خارج کرده و درگیر فرایند یادگیری می‌کند. در این روش، شاگردان علاوه بر دانش علمی، مهارت‌های زندگی را تجربه می‌کنند. برای نمونه، زمانی که پروژه «طراحی و اجرای یک غرفه نمایشگاهی در مدرسه» را مطرح می‌کنم، دانش‌آموزان باید درباره تقسیم وظایف، طراحی پوستر، محاسبه هزینه‌ها و نحوه ارائه و نمایش فکر کنند. این تجربه به آن‌ها می‌آموزد که یادگیری فقط دانستن اطلاعات نیست، بلکه ترکیب عقل، همکاری و خلاقیت است. مدرسه جایی‌ست که حیاط مدرسه می‌تواند کلاس مدیریت همکاری باشد و مراسم‌های فرهنگی می‌توانند زمینه‌ای برای پرورش هویت و ارزش‌ها باشند. بدین ترتیب، آموزش تنها در کتاب خلاصه نمی‌شود، بلکه در همه لحظات زندگی مدرسه جریان پیدا می‌کند.

سؤال ده: من برخی رویه‌های رایج در مدارس را نیازمند بازنگری می‌دانم. اول، روش تدریس کاملاً حافظه‌محور را کنار می‌گذارم، زیرا یادگیری پایدار تنها از راه فهم و تجربه حاصل می‌شود. دوم، بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی را ترک می‌کنم؛ هر دانش‌آموز استعداد خاصی دارد که باید شناخته و پرورش یابد. سوم، نادیده گرفتن مهارت‌های عملی و کاربردی را نمی‌پذیرم؛ چراکه آموزش صرفاً نظری، آنهارابرای ورود به جامعه آماده نمی‌کند. چهارم، محدود کردن یادگیری به فضای کلاس را کنار می‌گذارم؛ مدرسه باید به محیطی پویا و متصل به زندگی واقعی تبدیل شود. پنجم، بی‌اعتنایی به پرورش مهارت‌های اجتماعی و اخلاقی را ترک می‌کنم، چون تربیت اسلامی تنها به علم‌آموزی خلاصه نمی‌شود. باور دارم اگر این تغییرات عملی شود، مدرسه به مکانی برای پرورش همه‌جانبه انسان‌ها تبدیل خواهد شد.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (176 امتیاز)
• مقدمه :

من، مهدیه سعیدی ، معلم آینده ی درس کار و فناوری، در شهر تهران هستم. من از مدت ها پیش به شغل شریف معلمی علاقه مند بوده و با توکل بر خدا و عزم و اراده ی بسیار در این راه قدم گذاشته ام. من خود را فردی منطقی،متفکر، مسئولیت پذیر و پر تلاش می دانم. من همواره تلاش میکنم که آگاهی، دانش، اطلاعات و مهارت های خود را ارتقا دهم، تا بتوانم بهترین عملکرد را در مسیر حرفه ای خود داشته باشم. من دوست دارم که به عنوان یک معلم تاثیرگذار در جامعه و مدرسه حضور داشته باشم و بتوانم دانش آموزان را آن طور که شایسته است، ناظر بر ساحت های شش‌گانه تربیتی ، رشد دهم تا بتوانند برای جامعه و زندگی خود، افراد مفید و موثری باشند.

• سوال ۱ :

بیانیه‌ فلسفه معلمی به من کمک می‌کند تا در هر زمان و موقعیتی به وضوح بدانم که چه کسی هستم، چه اهداف و ارزش‌هایی را دنبال می‌کنم و در پی تحقق آنها هستم. این بیانیه همانند یک کتابچه راهنما، مسیر حرفه‌ای و شخصی مرا مشخص می‌سازد و باعث می‌شود تصمیم‌ها و رفتارهایم در چارچوب اصول و ارزش‌های تعریف شده باشد. داشتن بیانیه‌ به من این امکان را می‌دهد که با اطمینان و تمرکز بیشتری در مسیر رشد و پیشرفت قدم بردارم و در مواجهه با چالش‌ها، به درستی عمل کرده و با موفقیت از موانع عبور کنم. همچنین، این بیانیه به من کمک می‌کند تا عملکردم همواره منسجم و هدفمند باشد، در مسیر حرفه ای خود بهترین عملکرد را داشته باشم و نقش معلمی خود را به شکل مؤثر و شایسته ایفا کنم.

• سوال ۲ :

من به این آگاهم که خداوند خالق و هدایت‌گر جهان و انسان است. جهان، بی‌هدف و بی‌نظم نیست؛ بلکه بستری‌ست برای رشد و تجربه انسان. انسان موجودی مسئول است که باید خود، خدا و جهان اطرافش را بشناسد و در مسیر درستی قدم بردارد. این ارتباط میان خدا، جهان و انسان به زندگی معنا می‌دهد. من سعی می‌کنم این معنا را در تربیت به دانش‌آموزانم منتقل کنم. آنها باید بدانند که تنها برای درس خواندن یا کسب موفقیت‌های مادی به مدرسه نیامدند، بلکه مسئول رشد خود و بهبود جهانی هستند که در آن زندگی می‌کنند. مثلا به دانش‌آموزان تاکید می‌کنم، از هر مهارت یا دانشی که در درس کار‌و‌فناوری می‌آموزند، ساده عبور نکنند، بلکه در مواردی که هماهنگ با علاقه و استعداد‌های آنهاست، توانایی‌های خود را افزایش دهند، تا در زندگی هم به‌جهت رشد فردی و حرفه‌ای به کار ببندند و هم به تعالی جامعه و جهان کمک کنند.

• سوال ۳ :

یکی از مهم‌ترین اهداف من این است که دانش‌آموزانم یادگیری عمیق و ماندگار داشته باشند؛ دانشی که تنها حفظی نباشد، بلکه درک شود و در موقعیت‌های مختلف زندگی کاربردی باشد؛ چون‌که درس کار‌وفناوری چنین ظرفیتی را داراست. از دیگر اهداف من، دست یابی به مهارت‌های حل مسئله، مسئولیت‌پذیری و تفکر خلاق است، که به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا در مواجهه با چالش‌ها، گزینه‌های مختلف را بررسی کرده و با تفکر و دید باز، بهترین راه‌حل را انتخاب کنند. همچنین، تلاش می‌کنم ارزش‌های اخلاقی مانند احترام، ادب و صداقت را در رفتار و گفتار آن‌ها تقویت کنم تا بتوانند روابط سالم و مثبت با دیگران برقرار کنند. برای مثال، اگر در تعامل با همکلاسی‌ها دچار اختلاف نظر شدند، به جای برخوردهای ناپسند، با احترام و گفتگو، در آرامش مسئله را حل کنند. این توانایی‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا در آینده، افرادی ماهر، متعهد و مستقل باشند.

• سوال ۴ :

من در کلاس درس کار و فناوری، نقش یک راهنما و حامی را در مسیر رشد همه جانبه‌ی دانش‌آموزان خواهم داشت. من تلاش میکنم با برقراری رابطه‌ای دوستانه اما با چارچوب‌های مشخص، فضایی امن، گرم و صمیمی ایجاد کنم؛ که در آن دانش‌آموزان احساس آرامش و امنیت داشته باشند و بتوانند بدون ترس از قضاوت یا اشتباه، دست به تجربه و عمل بزنند و مهارت‌ها را بیاموزند. همچنین من آموزشم را به نحوی تنظیم می‌کنم که هماهنگ با نیاز‌ها، استعداد‌ها و توانایی‌های دانش‌آموزان باشد؛ مثلا دانش‌آموزی که در انجام فعالیتی ناتوان است را مجبور به انجام آن نمیکنم تا از کلاس دل‌زده نشود. در خارج از کلاس نیز با دانش آموزان در ارتباط هستم و تلاش می‌کنم فردی دغدغه‌مند و قابل‌اعتماد باشم؛ مثلا نسبت به دانش‌آموزی که علاقه‌مند است و میخواهد در مورد خاصی بیشتر یاد بگیرد بی تفاوت نخواهم بود و به او کمک خواهم کرد.

• سوال ۵ :

من تلاش می‌کنم فضایی باز و گفتگومحور در کلاس ایجاد کنم؛ جایی که دانش‌آموزان تشویق شوند نظر خود را بیان کنند، دیدگاه‌های مختلف را بررسی کنند و سوال بپرسند. به جای حفظ کردن مطالب، آن‌ها را به درک،تحلیل و نقد محتوا ترغیب می‌کنم. برای مثال، با استفاده از روش‌هایی مانند بحث گروهی درباره یک موضوع یا تحلیل موقعیت‌های واقعی و ملموس، از دانش‌آموزان می‌خواهم دیدگاه‌های خود را مطرح کرده و دلایل موافقت یا مخالفت خود را توضیح دهند. همچنین، من خود ناظر بر فعالیت‌های دانش‌آموزان هستم، تا اگر در عمل مفاهیم خردورزی و تفکر انتقادی به درستی اجرا نشد، روش صحیح را به آن‌ها نشان دهم و تبیین کنم. این فعالیت ها باعث میشود دانش آموزان خود را نسبت به آنچه می‌گویند،می‌بینند، می‌شنوند و انجام می‌دهند، مسئول بدانند و در ذهن و وجود آنها مفاهیم خردورزی و تفکر انتقادی نهادینه شود.

• سوال ۶ :

۱- اعتقادی،عبادی و اخلاقی :

۱) تشخیص درست و نادرست : معرفی و تاکید بر منابع معتبر.

۲) داشتن الگوی صحیح : آشنایی با ارزش های حقیقی.

۲- اجتماعی و سیاسی :

۱) گفتگوی مؤثر : مباحثه‌های مفید برای یادگیری تعامل اجتماعی سازنده.

۲) احترام : شناسایی فرهنگ‌ها و پذیرش تفاوت‌ها.

۳- زیستی و بدنی :

۱) توجه به تغذیه سالم : ارائه‌ی نکات سلامتی و بهداشتی.

۲) انجام تمرینات ساده : آموزش و تاکید بر وضعیت صحیح بدن.

۴- زیباشناختی و هنری :

۱) تفکر خلاق : استفاده از نظرات و ایده‌های دانش‌آموزان.

۲) توجه به هنر : انجام فعالیت‌های هنری.

۵- اقتصادی و حرفه‌ای :

۱) مدیریت مالی : آموزش پس‌انداز و کنترل هزینه‌ها.

۲) برنامه‌ریزی : آموزش مهارت مدیریت زمان.

۶- علمی و فناوری :

۱) حل‌مسئله : قرار دادن دانش‌آموزان در موقعیت‌های چالش‌برانگیز.

۲) فناوری‌های دیجیتال : آموزش فناوری‌های نوین برای تسهیل زندگی و کار.

• سوال ۷ :

۱) ادب و احترام : این مفهوم اجتماعی بسیار مهم است، مثلا هنگام بحث در کلاس، اجازه می‌دهم نظرات مختلف مطرح شود و تأکید می‌کنم به همدیگر اجازه صحبت بدهند و تفاوت ها را بپذیرند.

۲) مسئولیت‌پذیری : مثلا با واگذاری وظایف مشخص، مانند مدیریت بخشی از پروژه‌های کلاسی، به آن‌ها یاد می‌دهم مسئولانه عمل کنند.

۳) صبر : دانش‌آموزان باید بتوانند احساسات خود را کنترل کنند. مثلا وقتی نتیجه ی کاری دلخواهشان نیست، تاکید میکنم صبور باشند، ناامید نشوند و دوباره تلاش کنند.

۴) همکاری : لازمه ی فعالیت های اجتماعی است. بنابراین مثلا با فعالیت‌های گروهی مشخص و متفاوت، اهمیت همکاری، تقسیم وظایف و احترام به نقش دیگران را به آن‌ها آموزش می‌دهم.

۵) خودشناسی : آن‌ها را تشویق می‌کنم احساسات، انگیزه‌ها و نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند؛ مثلا از آنها میخواهم بازتاب‌های فردی خود را بعد از هر فعالیت بنویسند.

• سوال ۸ :

اصل اعتدال، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین اصول تربیت اسلامی، در اولویت فکری من است. وجود تعادل در تمامی جنبه ها و ابعاد زندگی انسان ضروری است.

در هستی‌شناسی، اعتدال به معنای نظم دقیق و حکیمانه خداوند در خلقت است که نشان‌دهنده حکمت و تعادل در نظام هستی است.

در انسان‌شناسی، انسان ترکیبی متعادل از جسم و روح است که هر دو بعد باید به صورت هماهنگ پرورش یابند تا فرد سالم و متعادل شکل بگیرد.

در معرفت‌شناسی، اعتدال بر استفاده همزمان و متعادل از عقل و وحی به عنوان ابزار‌های شناخت تأکید دارد تا رشد فکری دچار انحراف نشود.

در ارزش‌شناسی، رعایت میانه‌روی در اخلاق و رفتارهای فردی و اجتماعی از افراط و تفریط جلوگیری می‌کند و موجب زندگی متعادل و آرامش‌بخش می‌شود.

مثلا ساحت‌های شش‌گانه‌ی تربیت باید همزمان جدی گرفته شوند تا موجب رشد و تعالی متربی شوند، که این نمونه‌ای از اصل اعتدال است.

• سوال ۹ :

من به عنوان یک معلم کار و فناوری تلاش می‌کنم فضای یادگیری فعالی برای دانش‌آموزان فراهم کنم که با انجام فعالیت‌های عملی، مهارت‌ها را تجربه کنند و یاد بگیرند؛ زیرا درس کار و فناوری، به‌عنوان یک درس عملی و کاربردی، نیازمند آموزش مهارت‌ها به‌صورت تجربی است. برای این منظور، مثلا تا حد امکان وسایل و مواد لازم را با صرف حداقل هزینه تهیه می‌کنم تا شرایط مناسبی برای تمرین و تجربه دانش‌آموزان فراهم شود.همچنین من به استعداد و علاقه ی دانش آموزان هم در آموزش مهارت ها توجه میکنم.

من معتقدم محیط مدرسه زمانی یک محیط یادگیری همه‌جانبه خواهد بود که شش ساحت تعلیم و تربیت به‌صورت هماهنگ و هم‌زمان در عمل به کار گرفته شود؛ برای مثال، مدرسه باید محیطی باشد که علاوه بر آموزش دروس، فعالیت های ورزشی و فرهنگی و اجتماعی هم که باعث پرورش ابعاد مختلف شخصیتی دانش‌آموزان میشود، جدی گرفته شود.

• سوال ۱۰ :

۱) نمره گرایی : یادگیری واقعی را محدود می‌کند. باید فعالیت‌های عملی و پروژه‌ای جایگزین شود تا تاکید بر یادگیری باشد.

۲) روش تدریس خشک و یک‌طرفه : مشارکت و فعالیت دانش‌آموزان را کم میکند و بازده یادگیری را کاهش میدهد. بحث‌های گروهی و روش های مبتنی بر فعالیت اثربخش‌تر هستند.

۳) نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی : هر دانش‌آموز استعداد و نیاز‌های خاصی دارد. باید تلاش شود تا برنامه آموزشی متناسب با علایق، نیاز‌ها و توانایی‌های دانش‌آموزان تنظیم شده تا بهترین نتیجه حاصل گردد.

۴) کم‌توجهی به اخلاق و ارزش‌ها : در شخصیت متربی و ارتباط اجتماعی وی اثر سوء میگذارد. باید بر احترام و صداقت تأکید و رفتار های مثبت را تشویق و نهادینه کرد.

۵) کم‌توجهی به هنر و مهارت : خلاقیت و انگیزه ی دانش‌آموزان کاهش یافته و باعث اختلال در رشد همه‌جانبه و متعادل آنها میشود. باید هنر را به‌طور جدی در امر آموزش گنجاند.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (176 امتیاز)
به نام خدا

مقدمه: مائده عزت پناه هستم علاقمند به کار های هنری مانند خوشنویسی و... دبیر درس کاروفناوری سهمیه ی ناحیه ی ۳ شهر مقدس قم  

1- به نظر من ما به عنوان معلم وظیفه‌ی سنگینی بر دوش داریم و باید برای حضور در کلاس آمادگی پیدا کنیم که یکی از این موارد آمادگی داشتن فلسفه تربیتی است که رویکرد تربیتی و رفتاری ما را در کلاس نشان می دهد، از آنجایی که اشرف مخلوقات در دست ما هستند،پس باید این فلسفه تربیتی، ارزشمند هم باشد ، طبق مبانی ارزش شناسی و انسان شناسی باید بهگونه‌ای باشد که در حد اشرف مخلوقات باشد و ارزش آنان را زیر سوال نبرد. از طرفی معلم، شیوه‌ی تربیتی و طرز فکر خود را به دانش آموزان تزریق می کند. مثلا اگر معلمی تفکرات آتئیستی داشته باشد آن را در دانش آموزان پایه گذاری می کند و از آنجایی که ذهن دانش آموزان نرم است و مقاومتی ندارد پذیرای اینگونه عقاید می شود .

2- آنچه واضح است خداوند خالق هستی،جهان وانسانهاست و از آن جهت بر مخلوقات خود سیطره دارد. طبق مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی ،خداوند این هستی را برای ما خلق کرده است و این جهان واسطه‌ی ارتباط ما و خدا است ما با استفاده از نعمت هایی مانند پدر و مادر و... رشد می کنیم و با دیدن این نعمت ها بیشتر به یاد خدا میافتیم . مانند سخن حضرت علی (ع) :هیچ چیزی را مشاهده نکردم، مگر اینکه خدا را قبل از آن، بعد از آن و با آن دیدم .حال کار ما فعال کردن این روحیه‌ی توجه فعال است اینکه به دانش آموزان بیاموزیم که به سادگی از کنار اتفاقات زندگیشان نگذرند و به حکمت آن توجه کنند.مثلا با طرح سوالاتی در این زمینه و تبیین آن برای آنها ،این روحیه را در آنان فعال کند.

3- مهمترین هدف من یادگیری بچه هاست که باید به بهترین نحو اجرا شود.اینکه آنها متوجه شوند که کلاس و مدرسه و معلمان همه برای او در کنار هم آمده اند تا او یادبگیرد مثلا در برخی کلاسها،دانش آموز مفاهیم زیادی یادنمیگیرد چون همیشه استرس نمره دارند(ارزش‌شناسی). هدف دیگرم تقویت مهارت های مختلف در آنها است مثلا با دادن کار های گروهی منجر به تقویت مهارت روابط اجتماعی ،همفکری و... شود .هدف دیگر من در کنار تمام اینها توجه به دین و آموزه های آن است آموزش های معلم باید دل های آنان را با خدا پیوند دهد باتوجه به اینکه نسل امروز کمی از این راه دور شده شاید نسبت به اینگونه مفاهیم مقاومت کنند ،معلم باید تدریجی این مفاهیم را به ذهن آنها وارد کند مثلاً در حین تایم استراحت بچه ها یا اگر مسئله‌ای توسط بچه‌ها بیان شد این آموزه ها را بیان کند .(دین‌شناختی)

4- معلم باید بسیار تعادل را رعایت کند و مراقب رفتار و کردار خویش باشد، سبک زندگی معلم الهام بخش دانش آموزان است . در داخل کلاس مثلا معلم با سروقت آمدن سر کلاس و وقت کشی نکردن در کلاس و... نان حلال خوردن را به دانش آموز یاد میدهد باید توجه به آموزه های اسلام و گفته های ائمه در رفتار معلم دیده شود. در خارج کلاس هم مثلاً وقتی معلمی در مدرسه همیشه با حجاب رفت و آمد کرده و دانشآموز او را اینگونه می شناسد حالا اگر این دانش آموز معلمش را خارج مدرسه با تیپ دیگری ببیند مثلا بی حجاب آنگاه تصور دانش آموز بهم می ریزد و اینجا دورویی را می آموزد! گفتار و رفتار معلم باید یکسان باشد و باهم تضادی نداشته باشد .

5- برای برانگیختن تفکر انتقادی دانش آموزان می توان از فیلم استفاده کرد مثلاً معلم با گذاشتن فیلم های کوتاه به دانش آموزان نقد فیلم را می آموزد و این نوع تفکر را در دانش آموزان ایجاد می کند و باعث می شود تا دانش آموزان به سادگی به فیلم ها نگاه نکنند بلکه با دید منتقدانه به همه چیز بنگرند یا مثلا به وقایع روز جهان نگاه منتقدانه داشته باشند. مثلاً فیلم هایی که در کشور های غربی تهیه و تولید می شود اهداف ضد اسلامی دارد ولی کمتر کسی نسبت به این اهداف آگاه می شود و توجه می کند همچنین دانش آموزان اگر تفکر نقادانه داشته باشند کمتر در معرض آسیب های این فیلم ها قرار می گیرند و به نوعی در برابر این آلودگی ها واکسینه می شوند. البته نقد به معنی نگاه منفی نیست بلکه توجه به نکات مثبت و منفی است.

6- 1-1 کسب آگاهی کامل در زمینه شبهات دینی با شرکت در کلاس و دوره
 1-2 پرورش فضائل اخلاقی در خود از طریق مطالعه سیره ائمه
2-1 مهارت تحلیل اخبار سیاسی با توجه به نظرات تحلیلگران معتبر سیاسی
2-2 افزایش اطلاعات در زمینه آداب و رسوم مناطق مختلف با سفر به مناطق مختلف
3-1 مهارت شناخت اصول تغذیه سالم با مراجعه به مقالات معتبر و منابع اسلامی
3-2 افزایش اطلاعات روانشناسی با مطالعه کتب روانشناسی معتبر
4-1تقویت حواس پنجگانه با افزایش تمرکز به محیط
4-2 مهارت تحلیل آثار هنری با مراجعه به نمایشگاه های هنری
5-1آگاهی از قوانین معاملات اقتصادی با مطالعه کتاب در این زمینه
5-2 افزایش اطلاعات در مورد افراد موفق کارآفرین با مراجعه به مجلات کارآفرینی
6-1افزایش خلاقیت در زمینه ابداع با الهام از طبیعت و کسب ایده از اختراعات
6-2 افزایش اطلاعات در زمینه روش های پژوهش با تحقیق در اینترنت

1-7کسب روزی حلال در آینده : اگر روزی حلال نباشد صفت های اخلاقی بد در وجود انسان نمایان می شود مثلاً دانش آموز اگر در آینده معلم شد ،به موقع سر کلاس برود یا درسش را آنطور که باید تدریس نماید 2-رضایت به قضای الهی: اگر این ویژگی در او نهادینه شود طوفان سخت مصائب هم او را تکان نمی دهد مثلا اگر سرمایه‌اش به باد رفت به رضای الهی راضی باشد و از خداوند برای ادامه کمک بخواهد3- احترام به قوانین و مقررات : یک مثال جزئی آن رد نشدن از چراغ قرمز است 4- احترام به حقوق دیگران و مرتکب حق الناس نشدن:با کارهایش به دیگران آسیبی نرساند. مثلا اگر کارمند بانک شد با ارباب رجوع به خوبی رفتار کند5-بلند همتی: از تلاش دست نکشد و تسلیم نشود،مثلا اگر یکسال در کنکور رتبه خوبی کسب نکرد دوباره تلاش کند.

8-اصل اول هستی شناسی: مثلا دانش آموزان را با مفاهیم معاد و قیامت و رسیدگی به گناهان آشنا کنم مخصوصا در دوره ابتدایی که موثرتر است.اصل ششم انسان شناسی: مثلا با توضیح هر کدام از این سنت های الهی، دانش آموز اعتقاد قوی تری بر وجود و حاکمیت خدا پیدا می کند مثلاً با توضیح سنت ابتلا متوجه می شود که امتحان های الهی برای شناخت بهتر انسان توسط خودش است ،اصل هشتم معرفت شناسی: مثلا بگوییم که ما می توانیم با تحقیق در هر زمینه ای به علت و حقیقت آن برسیم به جز ذات خداوند ،اصل چهارم ارزش شناسی: مثلا فردی که روزه میگیرد اگر با هدف لاغری باشد حسن فاعلی ندارد

9- به نظر من آموزش باید به گونه‌ی غیر مستقیم باشد و آموزش مستقیم ذهن دانش آموز را از حالت فعال و کنجکاو در می آورد و ذهن را تنبل می کند البته منظور کشف کل محتوای درسی نیست بلکه بخشی که دانش آموز باتوجه به سرنخ هایی که دارد می تواند به کشف آن بپردازد که در این صورت بیشتر هم در ذهنش باقی می ماند،البته باید در کنار آموزش مفاهیم درسی مفاهیم تربیتی و نکات و مهارت های که در زندگی به کارش می آید را هم یاد بگیرد مانند مهارت ورود به باز کار و...،که دیگر آموزش در مدارس را بیهوده نمیبیند و فکر نمی کند که با آمدن به مدرسه وقتش بیهوده تلف می شود. آنوقت مدرسه تبدیل به محیط یادگیری همه جانبه می شود نه صرفا آمدن به مدرسه برای بچه ها فقط رفع تکلیف باشد.

10- 1)خواندن بلند نمرات بچه ها سر کلاس: بچه ها به نمرات دوستان خود توجه می کنند و نمره ی هم را میفهمند.

2) اهدا جوایز به دانش آموزان برتر: دانش آموزانی که جایزه نمیگیرند برایشان سخت است مخصوصا اگر ابتدایی باشند

3)تحقیر و ضایع کردن دانش آموزان در کلاس با هدف ایجاد انگیزه برای جبران :ممکن است نتیجه عکس شود و دانش آموز درس و پیشرفت را کنار بگذارد.

4)پرسش حین تدریس با هدف تمرکز بیشتر دانش آموز در کلاس :این کار استرس بالایی به دانش آموز وارد می کند.

5)برگزاری امتحان به طور مکرر و بدون اطلاع قبلی: شاید مکرر امتحان گرفتن به ظاهر باعث تثبیت دانش شود ولی در واقعیت خسته کننده و استرس زا است.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (165 امتیاز)
مقدمه : حدیثه پهلوان نیا هستم، در دوران راهنمایی بعد از گذراندن کلاس‌های فرهنگ و هنر شغل هنری در من زنده شد و شروع به انجام کارهای هنری چون طراحی کار روی بوم نقاشی و خبرنگاری کردم و دوست داشتم که دوره دوم دبیرستانم را صرف رشته گرافیک کنم که با جمله تجربی بخون کنارش هنر رو هم ادامه بده مواجه شدم ولی در نهایت با یک تیر دو نشان زدم و از کنکور تجربی وارد شاخه معلمی در رشته کار و فناوری که هم هنری بود هم عملی شدم و خوشبختانه محل خدمتم هم همان شهری انتخاب شد که در آنجا زندگی می‌کنم یعنی یکی از شهرستان‌های استان تهران (پاکدشت)

سوال 1. من به عنوان یک معلم برای شروع کلاس و تدریس کردن نیازمند این هستم که بدونم دارم چیکار می‌کنم و چرا و به چه علت اون کار را انجام میدم به طوری نیازمند یک نقشه هستم بهم نشون بده تا راه درست رو برم و به بیراهه کشیده نشم مثلاً برای اینکه بتونم به بودجه‌بندی کتاب درسی برسم علاوه بر توجه به سرفصل‌ها باید به توانایی بچه‌ها نیز پی ببرم و یک طرح درس برای خودم بر حسب دانش و سطح تفکر دانش آموزانم بنویسم بدونم چی می‌خوام درس بدم و به چه روشی آموزش بدم و مطالب رو به اونها ارائه بدم به طوری این طرح نقشه راه من است و اینکه ما به عنوان یک معلم چه روشی را برای اداره کلاسمون در نظر بگیریم و اون رو اجرا کنیم نوعی فلسفه است برای مثال ارائه کلاس همراه با قوانین سفت و سخت یا یک کلاس صمیمی و انعطاف پذیر.

سوال 2. از نظر من ما می‌تونیم به خدا به عنوان کارگردان یک فیلم نگاه کنیم که یک فیلم رو با دقت تمام ساخته و دنیا همان فیلم است و زیبایی جزئیات و اتفاقات اون بیانگر یک کارگردان با مهارت که همون خداست و ما به عنوان انسان بازیگرهای اون فیلم محسوب میشیم که یک سری مسئولیت به ما سپرده شده ما باید به عنوان یک معلم فهم را در دانش آموزانمون ایجاد کنیم تا به این درک برسند که آنها صرفاً یک آدم معمولی نیستند مثلاً اگر فقط بهشون یاد بدیم که درس بخونن بدون درک و فهم هدف خاصی تبدیل به یک آدم معمولی میشن ولی اگر بهشون یاد بدیم چه مسئولیتی دارند به آدمی تبدیل میشن که می‌خواد دنیا رو بهتر کنه به جای اینکه بهشون بگیم دروغ نگو بهشون بگیم خدا دروغ گفتن و دروغگو رو دوست نداره و دروغ دنیا را تاریک و تیره می‌کنه و تبدیلش می‌کنه به یک جای بد

سوال 3. یکی از اهداف اصلی و کلیدی من اینه که دانش آموزان صرفاً به دنبال حفظ کردن مطالب نباشند که با گذر زمان به فراموشی سپرده بشه هدف اصلی اینه که دانش‌آموزان به یادگیری عمیق دست پیدا کنند و بتوانند از آن اطلاعات در زندگی‌شان بهره بگیرند یعنی بفهمند چی پشت اون کلمات هست مثلاً وقتی سرفصل‌های کتاب کار و فناوریشون مفاهیم کامپیوتر را دارند به جای آموزش تئوری به صورت عملی کار با کامپیوتر را به آنها آموزش دهم در وهله دوم هدفم اینه که تفکر انتقادی داشته باشند و نظراتشون رو بیان کنند یعنی بعد از گفتن نظراتشون بتوانند خوب گوش کنند و به نقد و تحلیل برسند مثلاً در ارتباط با مفاهیم درسی سوال‌های چالش برانگیز بپرسند و راه‌های خلاقانه پیدا کنند هدف من اینه که دانش آموزانم فکر کنند ,حرف بزنند و مسئولیت پذیر باشند تا به مهارت‌های زندگیشون افزوده بشه.

سوال 4. هدف من به عنوان یک معلم اثربخش اینه که در مجموع چه در کلاس و چه در خارج از کلاس براشون یک فضای یادگیری مثبت و پویا ایجاد شه که بتونن یاد بگیرند و رشد کنند مثلاً در کلاس سعی می‌کنم که با استفاده از روش‌های جدید و خلاقانه انگیزه یادگیری و بعد خلاق آنها را پرورش دهم و آنها به تمرکز بر انتقال مطالب به فکر کردن حل مسئله و ارائه راه حل‌های خلاقانه تشویق شوند و در خارج از کلاس هم در دسترس دانش آموزانم باشم به عنوان یک حامی تا در زمانی که با چالش‌ها و مشکلات تحصیلی مواجه شدند در حد امکان آنها را راهنمایی کنم و تجربیاتم را در اختیارشان قرار دهم

سوال 5. باید به عنوان یک معلم به دانش آموزان یاد بدم که دنبال جواب حاضر و آماده نباشند و خودشون فکر کنند و دنبال جواب بگردند یا جواب را خلق کنند و با ایجاد پرسش‌های عمیق و چالش برانگیز جایگزین پرسش‌های ساده اون‌ها را به تفکر عمیق وادارم اگر حین فعالیت‌های گروهی و عملی یکی از ابزارها خراب شد به جای انتخاب راه حل تعویض کردن اون بهشون بگم علت خراب شدنش چی بوده ممکنه استفاده نادرست ما بوده باشه یا اینکه خودمون می‌تونیم مشکلش رو برطرف کنیم یا نه اگر نه باید برای رفع اختلالش از چه کسی کمک بگیریم به جای فکر کردن به تعویض ممکنه اون مشکل رو بتونیم خودمون برطرف کنیم یا با تفکر بیشتر از یک وسیله دیگه‌ای استفاده کنیم یا وسیله دیگری رو بسازیم که بتونه کار اون ابزار رو برامون انجام بده.

سوال 6. ساحت جسمانی و بدنی : به دانش‌آموزان در مورد اهمیت داشتن تغذیه سالم در سلامتی خواب کافی و ورزش منظم آموزش میدم در نتیجه عادت‌های سالم را ترویج می‌کنم.

ساحت اجتماعی و سیاسی : با ایجاد فعالیت‌های گروهی کار گروهی را ترویج بدم و بهشون آموزش بدم که به هم کمک کنند و با یکدیگر تعامل داشته باشند یعنی همان همکاری و قدرت حل مسئله به آنها آموزش بدم که در مواجهه و رویارویی با مشکلات اجتماعی به دنبال راه حل برای حل آنها باشند و با مشکلات سیاسی ابتدایی آنها را آشنا سازم.

ساحت پژوهشی و هنری : اختصاص دادن چند جلسه برای فعالیت‌های هنری مثل نقاشی و مجسمه سازی به بچه‌ها آموزش تحسین کردن کار هنری دیگران و ارزش گذاری روی آنها.

ساحت عبادی، اعتقادی و اخلاقی : تعریف قصه‌های اخلاقی و یاد دادن برقراری ارتباط دادن آن با جامعه و آموزه‌های دینی برای داشتن زندگی بهتر با توجه به ارزش‌های الهی

ساحت علمی و فناوری : آموزش و ارائه یک برنامه درسی مطابق با چارت مطالعاتی کتابشان برای یادگیری برنامه‌ریزی برای درس خواندن , و انجام چندین آزمایش علوم تجربی عینی در کلاس برای از نزدیک دیدن و لمس کردن نتایج آنها

با طرح سوالات چالشی ذهن آنها را به ایده های نو و خلاقانه دعوت میکنم

ساحت اقتصادی و حرفه‌ای :

آنها آموزش دهم که با به کارگیری از توانمندی‌های مختلفشان می‌توانند برای خودشان در آینده کسب و کاری‌هایی راه بیندازند و در جهت استقلال و رفاه خود و جامعه قدم بردارند

و همچنین به آنها آموزش می‌دهم تا بتوانند عوامل فقر و فساد را شناسایی و در برابر آنها ایستادگی کنند .

سوال 7. حل مسئله : دنبال جواب حاضر و آماده بودن در مواجهه با مشکلات به دنبال یافتن راه حل باشیم و سعی کنیم به جواب و راه حل برسیم و چه بهتر که این راه حل‌ها جدید و خلاقانه باشند.

اعتماد به نفس : مشکلات را به عنوان یک فرصت نگاه کنیم و با به وجود آمدن آنها به جای سرزنش کردن خودمان با تلاش و پشت کار و رسیدن به هدف‌هامون اعتماد به نفسمان را تقویت کنیم.

مسئولیت پذیری : برای مثال اگر در یک امتحان نمره کمی گرفتیم سعی کنیم دلیل اون را پیدا کنیم که آن را برطرف کنیم و اگر در انجام کاری کوتاهی کردیم مسئولیتش را بپذیریم

همکاری : گروهی و فعالیت‌های کلاسی با هم همکاری کنیم و به یکدیگر کمک کنیم برای مثال اگر یکی از همکلاسی‌هایمان در انجام کار گروهیش ضعیف بود می‌توانیم ضعف آن را برطرف کنیم.

احترام : با دقت به صحبت‌های دیگران گوش دهیم و نظراتمون را با احترام بیان کنیم برای مثال هنگام صحبت کردن معلم یا دیگر دانش آموزان وسط صحبت‌های آنها نپریم.

سوال 8. برای مثال دانش آموز در یک مسابقه علمی نتوانسته نتیجه خوبی به دست بیارد به جای اینکه اعتماد به نفسش را از دست بدهد و ناامید شود با پیدا کردن مشکلاتی که مانع موفقیتش شده دنبال راه حل‌های درست برای رفع آن مشکل بگردد و با معلمانش مشورت کند و یا منبع درسی‌اش را عوض کند که برمی‌گردد به ارزش شناسی یعنی تلاش برای پیشرفت و رسیدن به که بیانگر یک ارزش مثبته در این زمینه به دانش آموزانم یاد می‌دهم که در همه کارهایشان عدالت را رعایت کنند از ظلم و بدی دوری کنند و همچنین به نیازمندها کمک کنند و از بخشش و گذشت دریغ نکنند در واقع به ارزش‌هایی چون ارزش‌های الهی که جزو ارزش‌های برتر هستند پایبند باشند و در وهله بعدی معرفت شناسی که اشاره دارد به روحیه پرسشگری یعنی در موضوعات مختلف جستجوگر و پرسشگر باشند و چرایی آنها را به دست آورند و همچنین در انسان شناسی به کمالگرایی اشاره دارد به آنها آموزش می‌دهم که اگر می‌خواهند به کمال اخروی و حیات ابدی دست پیدا کنند نیازمند داشتن ایمان هستند که در گرو آن مصلحت دنیوی را هم برای آنها مهیا می‌کند و نیز در بخش هستی شناسی که اشاره به یگانگی خداوند دارد و از آنها می‌خواهم که به سمت و سوی آن قدم بردارند و شبهاتشان را با کسانی که غیر الهی هستند برطرف نکنند بلکه الگوی خود را سفیران الهی که به دور از خطا هستند قرار دهند .

سوال 9. مهمترین شیوه من برای آموزش این است که معلم رهبر کلاس نباشد و یک قدم به عقب‌تر برگردد تا دانش آموزانش بتوانند تلاشگر باشند و به فرد کنشگری تبدیل شوند به جای اینکه جواب سوالات را برایشان حاضر و آماده قرار دهم اجازه دهم فکر کنند و خودشان به جواب برسند در این صورت هم مغزشان ورزیده و فعال می‌شود هم یادگیری عمیق‌تری در انتظارشان هست به نظرم مدرسه‌ای خوب است که همه ابعاد زندگی دانش آموزان در آنجا رشد کند فقط درس خواندن بلکه هر گوشه‌ای از مدرسه باید جایی برای یادگیری باشد و در کنار درس به عواطف و احساسات آنها هم اهمیت داده شود و سبک زندگی سالم به آنها آموزش داده شود تا بتوانند خوب زندگی کنند و در زندگی‌شان عادت‌های سالمی داشته باشند. مثال با ایجاد گروه‌هایی برای انجام کارهای عملی و گروهی در کنار مفاهیم درسی به آنها آموزش دهیم که باید در زندگی‌شان مسئولیت کاری را که بر عهده می‌گیرند قبول کنند و فرد مسئولیت پذیری باشند و نیز همکاری را به آنها آموزش دهیم تا بتوانیم جهانپذیری را در آنها به رشد برسانیم.

سوال 10.ترک حفظیات و مقدم دانستن یادگیری بر آموزش : از نظر من در اولویت اول هر معلم یادگیری باید جایگزین حفظیات یعنی ارجحیت دادن یادگیری به آموزش نه اینکه صرفاً طوطی‌وار مطالب را حفظ کنند و با گذر زمان به فراموشی بسپارند به طوری ترک حفظیات برای یادگیری عمیق‌تر

شرطی نکردن دانش آموزان :نباید کودکان و دانش آموزان را شرطی کنیم برای مثال با تشویق بیش از حد و انتظارات بالا به حقوق کودک تجاوز کنیم و باعث شرطی شدن آنها شویم. و همچنین را تحت فشار روانی قرار دهیم و در کنار آن با تهدید و سرزنش دانش آموزانی که از لحاظ درسی ضعیف هستند امید آنها را نکشیم.

معلم محور نبودن کلاس :رهبر کلاس بودن و اجازه ندادن کنشگری به دانش آموز و صرفاً شنونده بودن آنها را کنار بگذاریم و اجازه دهیم آنها هم نظرات و تفکراتشان را بیان کنند در واقع معلم محور نبودن کلاس هنگامی که یک معلم محور کلاس و رهبر آن است و شیوه تدریسش به شکل سخنرانیست تنها چیزی که از کلاس برای دانش آموزان باقی می‌ماند خستگی و کسالت است نه شوق یادگیری.

بی توجهی به عواطف و مهارت های زندگی دانش آموز :ملاک اصلی فقط درس و مطالب و چارت مطالعاتی کتاب‌ها نباشند و روی سبک زندگی عواطف و احساسات آنها هم کار کنیم بهشون خوب زندگی کردن رو آموزش بدیم و بگوییم خوب زندگی کردن مهم‌تر از نمره خوب گرفتنه.

تلفیق کردن دروس و امتناع از تفکیک آنها : ایجاد ارتباط بین دروس مختلف و تاثیر آنها در زندگی‌شان برای مثال ما می‌توانیم برای لذت بخش کردن دروس دروسی مثل ورزش و کار و فناوری را با هم تلفیق کنیم و تلفیقی از آنها را به دانش آموزانمان ارائه دهیم.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (117 امتیاز)

مقدمه : دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید؟

بسم الله الرحمن الرحیم  بنده ریحانه رعنایی هستم معلم رشته کار و فناوری قرار است در شهر مشهد معلم شوم بهترین ویژگی من مطالبه‌گری و تفکر نقادانه است .

سوال یک: چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

در طول این ترم با بررسی و شناخت ابعاد مختلف مسائل زندگی انسان به این نتیجه رسیدم که برای رعایت عدالت آموزشی و سعی حداکثری در انتقال مطالب به دانش‌آموزان فهمیدن فلسفه معلمی یا بهتر بگم درک ارزش حقیقی ماهیت وجود تعلیم و تربیت تو چه اندازه می‌تواند روی ابعاد شخصیتی فرد و تلاش برای آموزش به دانش آموزان تاثیرگذار باشد . زیرا با درک هدف خلقت و فلسفه ارزش خود می‌توانیم بفهمیم ما برای چه و از کجا آمده‌ایم و قرار است با تعلیم به دانش آموز به چه هدفی برسیم . بنده این تصمیم را اتخاذ کرده تا با ایجاد یک بیانیه ارزشمند فلسفی نقش و اهمیت این شغل را به دیگران گوشزد کرده و با ایجاد راه درست ، درک عمیقی از چرایی ،چگونگی و چیستی انسان و ماهیت شغل معلمی را در ذهن همگان بگنجانم .

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟ 

خداوند خالق جهان هستی و همه ما انسان ها است . جهان آینه‌ای از تجلی قدرت علم و زیبایی خداوند است . انسان‌ها به عنوان مخلوقاتی که خداوند آفریده می‌توانیم با عقل و اختیار خود در این جهان عمل کنیم . در حقیقت ما وارثان روی زمین هستیم و می‌توانیم در این جهان تصرف کنیم و از آن بهره ببریم برای رسیدن به هدف خلقت که برای رشد معنوی رسیدن به کمال می‌توانیم از این جهان بهره ببریم و با برپایی داد و قسط در این جهان و عبادت خداوند به هدف خلقت برسیم. یک معلم برای اینکه بتواند بستری برای رشد و تکامل متربی فراهم کند نیاز دارد تا یه دیدگاه جامعی نسبت به این روابط ابعاد وجودی او ایجاد کند .

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

با توجه به صحبت‌هایی که در کلاس درس شد به این نتیجه رسیدیم که دانش آموز باید ماهیت و علت درس خواندن خود را بداند تا بهتر برای آن تلاش کند. دوست دارم دانش آموزانم هدف از خلقت خود چیستی ، چرایی و چگونگی خلقت خلفت خود را درک کرده و بدان آگاه باشند . فرد با شناخت فلسفه وجودی خود می‌تواند دلیل زندگی کردن خود را دریابد و احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس داشته باشد . همچنین دلم می‌خواهد دانش آموزانم فلسفه تربیتی شخصی برای خودشان داشته باشند تا فردی متفکر و مستقل شوند و بتوانند در موقعیت‌های مختلف تربیتی تصمیمات آگاهانه و مسئولانه بگیرند .

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به عنوان یک معلم باید ذهن فلسفی داشته باشم. ذهنی که طرز تفکر و نحوه برخورد با مسائل را می‌داند . این از ابتدای مسائلی‌ست که یک معلم باید به آن آگاه باشد . چنین ذهنیتی مرا فردی جامعه نگر می‌سازد که به همه ابعاد تربیتی یعنی اخلاقی و اجتماعی توجه دارد . همچنین من به عنوان یک معلم باید متعمق فکر کنم یعنی عمیقاً به مسائل تربیتی نگاه کنم چرا که با این کار می‌توانم مشکلات دانش‌آموزانم در خارج از کلاس درس و در داخل پیدا و برای آنها راه حل‌های قابل اجرا پیدا کنم . یک معلم با تعلیماتش مثل من می‌تواند نقش عمیقی را حتی خارج از کلاس درسی داشته باشد اگر بخواهم یک معلم اثربخش باشم باید انعطاف پذیر باشم تا دانش آموزانم به هدفی که برای تدریس آنها دارم برسند . 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

به عنوان یک معلم باید ابتدا کنجکاوی فلسفی را به عنوان ابزار بنیادین برای اندیشیدن و تفکر در محتوای پاسخ‌ها در متربیان بیدار کنم. کشو مفاهیم و معانی و گسترش جهان‌بینی سالم از اهداف فلسفه هستند که ارتباط مستقیمی با خردورزی و تفکر انتقادی دارند . به جای ارائه پاسخ‌های آماده باید آنها را به چالش کشیدن درباره ایده‌ها ترغیب کنم . همچنین در مسائل اخلاقی آنها را به تفکر درباره ارزش‌ها و پدیده‌ها و اشیا سوق دهم . معلمی که خودش دارای ذهنی خلاق و انعطاف پذیر است بهترین الگو برای پرورش اینگونه خصوصیات در متربیان است . ایجاد فضایی برای تفکر عمیق و مستقل دانش آموزان از وظایف هر متعلمی من جمله خود من می‌باشد تا بتوانم خرد ورزی را در آنها تقویت کنم . 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

از بعد اعتقادی و عبادی و اخلاقی می‌توانم با مباحث معرفت شناسی و ارزش شناسی عملی متربیان را به درک عمیق مبانی اعتقاد و عمل به ارزش‌های اخلاقی مثلاً بحث در مورد ارزش‌ها و خواندن کتاب برای ارتقای اخلاقی سوق دهم . از بعد اجتماعی و سیاسی با فهم ماهیت جامعه و پرورش روحیه عدالت طلبی آنها را به مسئولیت پذیری اجتماعی و مشارکت آگاهانه تشویق می‌کنم مثل کار گروهی و گوش کردن به سخنان رهبری . از بعد زیستی و بدنی با ترویج نگاه جامع به انسان و توجه به رشد و تکامل همه جانبه انسان امنیت سلامت جسم و روان را تبیین می‌کنم مثلاً شرکت در ورزش‌های گروهی یا آموزش سبک تغذیه صحیح . از بعد علمی و فناوری با پرورش ذهن فلسفی و ترویج کاربرد معرفت‌ها آنها را به تفکر عمیق و حل مسئله با علم وا می‌دارم . مانند نقد فرضیها و شرکت در المپیادهای علمی . از بعد هنری و زیبایی شناختی با کشف زیبایی‌های هستی و برای خلاقیت و تخیل حس زیبایی شناسی مانند داستان نویسی را در آنها بیدار می‌کنم و از بعد اقتصادی و حرفه‌ای با درک ارزش کار و پرورش مهارت‌های حل مسئله آنها را برای زندگی پویا و کارآمد مثلاً شبیه‌سازی کسب و کار آماده می‌سازم. 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

من مسئولیت پذیری همدلی و مشارکت اجتماعی احترام به تفاوت‌ها تفکر انتقادی از پرسشگری و خودشناسی و تعالی معنوی را انتخاب کردم تا دانش آموزانم با کسب آنها به معارف بالا دست پیدا کنند . در مسئولیت پذیری به دانش‌آموزم یاد می‌دهم که بفهمد اعمال فردی او بر جامعه اثر دارد مثلاً بدون اینکه کسی اونو ببینه زباله‌های خودش را به طور درستی در سطل زباله میاندازد . همدلی و مشارکت اجتماعی یعنی توانایی درک کردن و همراهی با دیگران و همراهی مثلاً به دانش آموزم یاد می‌دهم که با همکلاسی‌هایشان مشارکت کنند و در درس‌هایشان کمک کنند. باید پذیرش و ارج نهادن به عقاید و فرهنگ‌های مختلف را به عنوان یک اصل مهم به دانش‌آموزان یادآوری کنم زیر این کار باعث احترام به تفاوت‌ها می‌شود. مثلاً به دانش آموزم یاد می‌دهم با همکلاسی‌هایش با احترام برخورد کند هرچند فرهنگشان متفاوت باشد . از نظر تفکر انتقادی به پرسشگری باید به عنوان یک معلم توانایی تحلیل دقیق اطلاعات به شکل دهی نظرات را به دانش‌آموزان گوشزد کرد مثلاً دانش آموزانم یاد می‌دهم به جای پذیرش کورکورانه اطلاعات درباره صحت آن تحقیق کنند . از نظر خودشناسی و تعالی معنوی شناخت نقاط قوت و ضعف خود و تلاش برای بهبود مستمر آن امری است که هر فردی باید انجام دهد به عنوان نمونه من به عنوان یک معلم دانش آموزم را به مطالعه برای رشد اخلاقی و بازنگری در اعمالش تشویق می‌کنم . این‌ها مفاهیمی هستند که در مسیر جهان‌بینی اسلام و زندگی انسان سالم قرار دارند . 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

من معرفت شناسی را انتخاب می‌کنم زیرا انسان باید نسبت به هستی و درک موقعیت خود در هستی شناخت پیدا کند . همچنین از نظر من علم انسان دارای اقسام حقیقی و اعتباری است به این در عین حال که باید از نظر ما انسان‌ها به اثبات برسد از نظر عالم دارای ویژگی‌های پویایی است . از نظر هستی‌شناسی باید به دانش آموزانم بفهمانم که زمین از چه درست شده و جهان تجلی از چه هست . از نظر انسان شناسی باید به آنها بیاموزم که انسان برای چه و از کجا آمده است و قرار است به کجا برسد . از نظر ارزش شناسی باید برای آنها تبیین کنم هر عمل آنها حسن فعل و حسن فاعلی دارد و حواسشان باشد هر عمل آنها ارزش آنها را مشخص می‌کند . 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار من در حوزه تربیت و تدریس تکیه بر یادگیری مفهومی دانش آموز و دوری از حفظ کردن و فهم سطحی است . من محیط مدرسه را برای اینکه به یک محیط یادگیری همه جانبه تبدیل کنم باید ابعاد مختلف تربیتی آن را تحت تاثیر قرار بدم و سعی کنم ساحت ششگانه تربیتی را در محیط مدرسه ایجاد کنم تا به هدف نهایی برسیم . من دوست دارم که در آموزشم از رابطه پاداش و جزا دور شده و دانش آموزانم را به فهم عمیق دعوت کنم . 

 

دارای دیدگاه توسط (117 امتیاز)

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید. 

اولین موردی که آن را ترک می‌کنم امتحان‌های حفظی است که صرفاً دانش آموز را یک فرد سطحی نگر تلقی می‌کند . دومین موردی که آن را ترک می‌کنم دخالت‌های بی‌جای والدین را در آموزش کاهش داده و سعی می‌کنم با تمرکز ساحت‌های ششگانه آموزش‌های خوبی به دانش آموز بدهم تا خانواده او هم تحت تاثیر قرار بگیرند .سومین موردی که آن را ترک می‌کنم محیط‌های تکراری مدرسه است در واقع نمی‌گذارم دانش‌آموزانم همیشه در یک کلاس درس آموزش ببینند و سعی می‌کنم گاهی اوقات جبر را تغییر دهم به کلاس را به جای دیگری منتقل کنم. چهارمین موردی که آن را ترک می‌کنم کلاس را خشک و خالی برگزار نمی‌کنم و سعی می‌کنم که یک سوم از تایم کلاس را به خوردن خوراکی و گفتگوی دوستانه اختصاص دهم زیرا این کار موجب می‌شود دانش آموز دغدغه ذهنی نداشته باشد و افت قند او هم جبران شود. پنجمین مورد هم که آن را ترک می‌کنم به جای اینکه همه درس‌ها را برایشان توضیح بدهم سعی می‌کنم درس‌هایی را که مهم‌تر و حیاتی هستند به صورت عمقی به آنها آموزش دهم این کار باعث می‌شود مسائل مهمتر پایه ریزی شوند و سوال‌های بدتر بتوانند مسائل ساده‌تر را بیان کنند .

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (170 امتیاز)
ویرایش شده توسط
به نام خدا

زهرا محمدپور نامنی هستم معلم درس کار و فناوری و انشاالله در شهر تهران منطقه ۴ خدمت خواهم کرد.صداقت و مسئولیت پذیری از ویژگی های اخلاقی اینجانب است .

پاسخ سوال۱: بیانیه فلسفی مشخص می کند که چگونه باید با چالش‌ها و موقعیت های مختلف در کلاس درس برخورد کرد این بیانیه به معلم کمک می کند تا در تصمیم گیری های آموزشی خود بیشتر با اصول و ارزش های خود همخوانی داشته باشد. این بیانیه به شفاف سازی اهداف آموزشی کمک می کند و همین موضوع می تواند مدارس و کلاس ها را به سوی فرآیند یادگیری موثرتر و منسجم تر هدایت کند . وقتی معلمان بیانیه‌ای با ارزش داشته باشند می توانند با اشتیاق بیشتری به دانش آموزان خود آموزش دهند و این اشتیاق می تواند به دانش آموزان نیز منتقل شود.در نهایت یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی به معلم کمک می کند تا نقش خود را بهتر شناسایی کند و محیطی مثبت و موثر برای یادگیری ایجاد نماید.

پاسخ سوال ۲: ارتباط معنادار خداوند ،جهان و انسان به عنوان یک رابطه عمیق و معنوی توصیف می شود. ارتباط با خداوند می تواند مبنای اخلاقی و معنوی برای انسان ها را فراهم کند که به آن ها کمک می کند که رفتار های درست و نادرست را تشخیص دهند. ایمان به خدا حس آرامش و امید را دل انسان ایجاد می کند به ویژه در زمان های دشوار. با آموزش ارزش هایی مانند مهربانی،صداقت و احترام به دیگران به متربی کمک می کنیم تا ارتباطی عمیق با خدا و دیگران برقرار کند. پرورش مهارت تفکر انتقادی و تشویق به سوالات معنوی به متربی کمک می کند تا درک بهتری از جایگاه خود در جهان و ارتباطش با خداوند پیدا کند.

پاسخ سوال ۳: ۱_تفکر انتقادی: پرورش مهارت تفکر انتقادی به دانش آموزان کمک می کند تا اطلاعات را تحلیل کنند،قضاوت منطقی انجام دهند و تصمیم‌های آگاهانه بگیرند.

۲_مهارت های اجتماعی و ارتباطی: تقویت مهارت های اجتماعی و ارتباطی به دانش‌آموزان کمک می کند تا با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کنند و در محیط های اجتماعی موفق باشند.

۳_خلاقیت و نوآوری: تشویق به خلاقیت و نوآوری به دانش‌آموزان این امکان را می دهد که ایده های جدیدی را پرورش دهند و به حل مشکلات به شیوه های متفاوت و کارآمد فکرکنند.

۴_ احساس مسئولیت و ارزش های اخلاقی: آموزش ارزش ها اخلاقی و حس مسئولیت پذیری به دانش آموزان کمک می کند تا به عنوان شهروندان مسئول و آگاه در جامعه عمل کنند.

پاسخ سوال ۴: در کلاس درس: تلاش می کنم با ایجاد یک محیط یادگیری تعاملی و جذاب فرصت های یادگیری فعال را برای دانش آموزان فراهم کنم مانند بحث های گروهی و پروژه های مشترک.

من به هر دانش‌آموز به عنوان یک فرد با نیاز ها و سبک های یادگیری خاص او نگاه می کنم تا منابع و فعالیت ها را براساس این نیاز ها تنظیم کنم.

خارج از کلاس درس: ارتباط مستمر با خانواده ها را حفظ می کنم تا به آن ها درباره پیشرفت دانش آموزان و زمینه های مورد نیاز در یادگیری اطلاع دهم. من اهمیت رفتار خودم به عنوان یک الگو را در نظر دارم و سعی می کنم ارزش ها و رفتارهایی را که از دانش آموزان انتظار دارم خود نیز رعایت کنم.

به طور کلی نقش من به عنوان معلم نه تنها محدود به زمان کلاس است بلکه شامل کلیه تعاملات و ارتباطات با دانش آموزان و خانواده های آن ها نیز می شود.

پاسخ سوال۵: ۱_پرسشگری فعال: تشویق متربیان به پرسش گری در مورد موضوعات مختلف. معلم می‌تواند سوالات باز مطرح کند که نیاز به تفکر و تحلیل عمیق داشته باشند به عنوان مثال چگونه می توانیم این مشکل را حل کنیم؟ ۲_بحث های گروهی: برگزاری بحث های گروهی و کار در تیم به متربیان کمک می کند تا نظرات مختلف را بشنوند و به تحلیل نظرات دیگران بپردازند این فعالیت ها باعث می شود تا آن ها درک عمیق تری از دیدگاه های مختلف پیدا کنند. ۳_ فرصت های یادگیری مبتنی بر پروژه: طراحی پروژه های عملی که شامل تحقیق تجزیه و تحلیل و ارائه نتایج باشند. این پروژه ها دانش آموزان را به چالش کشیده و آن ها را به تفکر عمیق تر وادار می کند.

پاسخ سوال۶: ۱_تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی: مهارت همدلی: توانایی درک و احساس وضعیت دیگران و ایجاد ارتباط مثبت با آن ها

مهارت تصمیم گیری اخلاقی: توانایی تحلیل موقعیت های اخلاقی و اتخاذ تصمیمات صحیح بر اساس ارزش ها و اصول اخلاقی

۲_ ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی: توانایی برقراری ارتباط موثر با دیگران ، شناخت و حفظ ارزش و آداب و رسوم

۳_ اهداف تربیت زیستی و بدنی: توانایی کنترل استرس و فشارهای روانی، توانایی شناخت اصول زندگی سالم

۴_ تربیت زیبا شناختی و هنری: توانایی ایجاد ایده ها و آثار جدید در زمینه های هنری، توانایی تحلیل و ارزیابی آثار هنری

۵_ تربیت اقتصادی و حرفه ای: رعایت عدالت و انصاف در روابط اقتصادی با دیگران، انتخاب آگاهانه شغل متناسب با توانایی ها

۶_ تربیت علمی و فناوری: شناسایی مسائل و یافتن راه حل خلاقانه برای آن ها،توانایی تحلیل اطلاعات

پاسخ سوال۷: ۱_عدالت و رعایت حقوق دیگران: خداوند در قرآن کریم می فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید پیوسته به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید گرچه به زیان خود پدر و مادر و خویشانتان باشد.

۲_ظلم ستیزی: از دیدگاه عقل و شرع ظلم ستیزی یکی از اصول خدشه ناپذیر اخلاقی است که قرآن کریم با صراحت ظلم کردن و ظلم پذیری را برای جامعه ی اسلامی نفی می کند.

۳_حیا و عفاف: حیا مانند تقوا و عدالت شاخصی بازدارنده است به طوری که انسان را از ارتکاب امور زشت و ناپسند باز می دارد.

۴_ احسان: در احسان و نیکوکاری انسان مومن نه تنها سعی می کند که حقوق دیگران را رعایت کند بلکه پا را فراتر می نهد و انسان دوستی و مهرورزی را به نمایش می گذارد.

۵_ صداقت

پاسخ سوال ۱۰: ۱_ روش های تدریس سنتی: ترک روش ها و شیوه های تدریس متکی بر سخنرانی و انتقال یک طرفه اطلاعات به دانش‌آموزان و جایگزینی آن با روش های فعال و تعاملی.

۲_ ترک رویکردهایی که به دانش آموزان اجازه می دهد تا به صورت انفرادی کار کنند و جایگزینی آن با فعالیت های گروهی و کار تیمی.

۳_ عدم توجه به نیاز های فردی دانش‌آموزان: ترک روند های آموزشی که به نیاز ها و سبک های یادگیری مختلف دانش آموزان توجه نمی کنند و به جای آن استفاده از روش های آموزشی متناسب با هر دانش‌آموز.

۴_ عدم استفاده از فناوری های نوین: ترک روش های آموزشی که در آن ها به فناوری های جدید و ابزار های دیجیتال به طور موثر اعمال نمی شود و پیشرفت های روز دنیا را نادیده می گیرد.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)
بسم الله الرحمان الرحیم

من سارا ضیایی هستم، دانشجومعلم رشته کاروفناوری و قرار است در شهر قم تدریس کنم. این درس برای من بسیار جذاب است زیرا مهارت‌های کاربردی زندگی را به دانش‌آموزان آموزش می‌دهد و آن‌ها را برای آینده آماده می‌کند. باور من این است که معلم فقط کسی نیست که اطلاعات بدهد؛ بلکه راهنما، الگو و همراه دانش‌آموزان در مسیر یادگیری است. ویژگی مهم من صبر، خلاقیت و علاقه به کارهای عملی است. دوست دارم کلاس من محیطی شاد، پویا و کاربردی باشد و اصلا از کلاس یک طرفه خوشم نمیاد و دوست دارم علاوه بر مطالب درسی ارزش های اخلاقی هم به بچه ها یاد بدهم

سوال اول :

بیانیه فلسفه معلمی برای من مانند یک نقشه راه کامل و روشن در تدریس است که کمک می‌کند هر اقدام و تصمیم آموزشی هدفمند باشد. وقتی اهداف، باورها و ارزش‌های خود را مشخص می‌کنم، می‌دانم چرا درس کاروفناوری را انتخاب کرده‌ام و چه انتظاراتی از دانش‌آموزان دارم. این بیانیه به من کمک می‌کند روش‌ها و فعالیت‌های مناسب برای آموزش مهارت‌های عملی را انتخاب کنم و خلاقیت دانش‌آموزان را تقویت کنم. برای مثال، وقتی باور دارم آموزش باید مهارت‌محور و تجربه‌گرا باشد، از دانش‌آموزان می‌خواهم پروژه‌های عملی بسازند یا یک وسیله کاربردی طراحی کنند. در طول فعالیت، آن‌ها یاد می‌گیرند که چگونه مسائل را تحلیل کنند و روش‌های مختلف را ارزیابی نمایند. علاوه بر این، داشتن بیانیه فلسفی باعث می‌شود در مواجهه با چالش‌ها و تغییرات آموزشی سردرگم نشوم و بتوانم تصمیم‌های درست و منطقی بگیرم. همچنین این بیانیه به من یادآوری می‌کند که نقش من فراتر از آموزش دانش فنی است و باید همراه، راهنما و الگو برای رشد اخلاقی و اجتماعی دانش‌آموزان نیز باشم. با این رویکرد، یادگیری دانش‌آموزان نه تنها کاربردی و عملی خواهد بود بلکه خلاقیت، تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله آن‌ها نیز تقویت می‌شود و آن‌ها برای زندگی واقعی آماده می‌شوند.

سوال دوم:

به باور من، خداوند خالق جهان و انسان است و انسان امانتدار نعمات الهی است. این ارتباط عمیق، پایه اخلاق، مسئولیت‌پذیری و هدفمندی در زندگی را برای من و دانش‌آموزانم ایجاد می‌کند. در کلاس کاروفناوری، این اصل را به صورت عملی به کار می‌برم. برای مثال، وقتی درس بازیافت، صرفه‌جویی یا استفاده بهینه از منابع طبیعی را آموزش می‌دهم، توضیح می‌دهم که این کار نه تنها یک مهارت عملی است، بلکه انجام آن یک مسئولیت اخلاقی و الهی نیز محسوب می‌شود. همچنین در پروژه‌های عملی دانش‌آموزان، آن‌ها یاد می‌گیرند که مهارت‌ها و دانششان باید برای کمک به دیگران، حل مسائل واقعی جامعه و ساختن آینده‌ای بهتر به کار گرفته شود. با این روش، یادگیری خشک و تئوری صرف تبدیل به تجربه عملی، معنادار و هدفمند می‌شود. دانش‌آموزان تشویق می‌شوند قبل از اقدام به هر پروژه‌ای، تفکر کنند، مزایا و معایب روش‌های مختلف را بسنجند و انتخابی آگاهانه داشته باشند. این روند باعث می‌شود آن‌ها نه تنها مهارت‌های فنی را یاد بگیرند، بلکه رشد اخلاقی، اجتماعی و فکری نیز تجربه کنند و آماده مواجهه با چالش‌های واقعی زندگی باشند. این روش، ترکیبی از آموزش مهارت، خردورزی و مسئولیت‌پذیری است که همگی از ارتباط معنا دار انسان با خداوند و جهان الهام می‌گیرند.

سوال سوم:

هدف اصلی من این است که دانش‌آموزان در سه حوزه مهم رشد کنند: مهارت‌های عملی و فنی، تفکر خلاق برای حل مشکلات و اخلاق کاری و همکاری گروهی. برای مثال، در کلاس کاروفناوری، می‌خواهم دانش‌آموزان با ابزار ساده وسایل کاربردی بسازند تا مهارت عملی و خلاقیتشان تقویت شود و بتوانند راه حل‌های نوآورانه ارائه دهند. علاوه بر این، یادگیری مسئولیت‌پذیری بسیار اهمیت دارد؛ وقتی پروژه گروهی انجام می‌دهند، هر فرد باید وظیفه خود را به درستی انجام دهد و هماهنگی با سایر اعضا داشته باشد. همچنین آموزش می‌دهم که چگونه منابع و مواد را بهینه استفاده کنند و از هدررفت جلوگیری کنند تا مهارت مدیریت منابع در عمل تقویت شود. هدف دیگر، رشد اخلاقی و اجتماعی است؛ دانش‌آموزان باید یاد بگیرند در گروه احترام متقابل داشته باشند، نظرات دیگران را بشنوند و با صداقت کار کنند. با این اهداف، یادگیری تنها به کسب مهارت محدود نمی‌شود، بلکه شامل رشد فکری، اخلاقی و اجتماعی نیز می‌شود. این رویکرد باعث می‌شود دانش‌آموزان نه تنها در کلاس موفق باشند، بلکه آماده مواجهه با چالش‌های واقعی زندگی و حل مسائل کاربردی در جامعه شوند، خلاقیت و اعتمادبه‌نفس خود را تقویت کنند و تبدیل به افرادی مفید و مستقل شوند.

 سؤال چهارم:

 نقش من در کلاس درس، نقش راهنما، تسهیل‌گر یادگیری و الگویی برای دانش‌آموزان است. به جای سخنرانی طولانی، دانش‌آموزان را وارد فعالیت‌های عملی می‌کنم تا خودشان تجربه کنند و بیاموزند. برای مثال، در درس برق یا کار با ابزار، هر دانش‌آموز باید یک پروژه عملی بسازد و من فقط راهنمایی می‌کنم و نکات ایمنی را یادآوری می‌کنم. خارج از کلاس نیز سعی می‌کنم به عنوان همراه و مشاور عمل کنم؛ اگر دانش‌آموزی در انجام پروژه‌ای مشکل داشت، با او صحبت می‌کنم و انگیزه و اعتمادبه‌نفس او را افزایش می‌دهم. همچنین ارتباط مداوم با والدین برقرار می‌کنم تا پیشرفت دانش‌آموزان و حمایت خانواده‌ها تقویت شود. این روش باعث می‌شود دانش‌آموزان من معلم را صرفاً یک آموزگار ندانند، بلکه یک همراه قابل اعتماد ببینند که رشد علمی، اخلاقی و مهارت‌های عملی آن‌ها را هدایت می‌کند. همچنین تلاش می‌کنم محیط کلاس به فضایی پویا و انگیزه‌بخش تبدیل شود که دانش‌آموزان در آن خلاقیت، همکاری گروهی و حل مسئله را تمرین کنند و علاقه‌مند به یادگیری شوند.

 سؤال پنجم:

برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان، از روش‌های متنوع و عملی استفاده می‌کنم تا آن‌ها نه تنها بیاموزند بلکه خودشان تحلیل و ارزیابی کنند. یکی از روش‌ها، ایجاد محیطی است که دانش‌آموزان تشویق شوند سؤال بپرسند و با دیدگاه‌های مختلف مواجه شوند. به عنوان مثال، وقتی مبحثی عملی مانند ساخت یک وسیله یا کار با ابزار را تدریس می‌کنم، از دانش‌آموزان می‌خواهم نظرات خود را درباره روش‌های مختلف بیان کنند و سپس دلایل انتخاب خود را تحلیل کنند و مزایا و معایب هر روش را بررسی کنند. فعالیت‌های گروهی منظم ترتیب می‌دهم تا دانش‌آموزان با همکاری هم پروژه‌ای عملی انجام دهند؛ این فعالیت‌ها باعث می‌شود آن‌ها دیدگاه‌های مختلف را بشنوند، مقایسه کنند و تصمیم منطقی بگیرند. همچنین آموزش می‌دهم چگونه اطلاعات از منابع مختلف جمع‌آوری و ارزیابی شود تا تصمیمات آگاهانه و مسئولانه بگیرند. تمرین‌های عملی، بحث‌های کوتاه و حل مسائل واقعی کمک می‌کند تا خردورزی و تفکر انتقادی نه تنها در نظریه بلکه در عمل تجربه شود. این روش‌ها باعث می‌شود توانایی حل مسئله، تصمیم‌گیری و ارزیابی نتایج در دانش‌آموزان تقویت شود و برای مواجهه با چالش‌های آینده آماده باشند.

سوال شیشم:

به عنوان معلم کاروفناوری، سعی می‌کنم فعالیت‌هایم تمام ساحت‌های تربیتی را پوشش دهد، اما در عمل تمرکزم بیشتر بر چند ساحت مشخص است.

اول ساحت تربیت علمی و فناوری که اصلی‌ترین بخش درس من است. وقتی دانش‌آموزان با ابزارها، نرم‌افزارها و کارهای عملی آشنا می‌شوند، در واقع مهارت حل مسئله، خلاقیت و تفکر فناورانه را یاد می‌گیرند. مثلاً در کارگاه، وقتی پروژه ساخت وسایل ساده یا طراحی یک محصول را اجرا می‌کنیم، آن‌ها یاد می‌گیرند چگونه دانش علمی را به عمل تبدیل کنند.

دوم ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای است. این ساحت در کاروفناوری نقش پررنگی دارد، چون دانش‌آموزان با مفاهیم صرفه‌جویی، مدیریت منابع، کارآفرینی و مهارت‌های شغلی آشنا می‌شوند. من همیشه مثال‌هایی از مشاغل واقعی و کاربردی ارائه می‌دهم تا دانش‌آموزان بدانند آموخته‌هایشان چگونه می‌تواند درآمدزا باشد.

در کنار این دو، ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی را هم جدی می‌گیرم. هنگام آموزش، بر ارزش‌هایی مثل صداقت، امانت‌داری و رعایت اصول ایمنی تأکید دارم، چون این رفتارها بخشی از اخلاق حرفه‌ای است. همچنین در کارهای گروهی به رعایت ادب و انصاف یادآوری می‌کنم.

ساحت اجتماعی و سیاسی نیز با فعالیت‌های گروهی و پروژه‌های مشترک تقویت می‌شود، چون دانش‌آموزان یاد می‌گیرند در کار جمعی مسئولانه رفتار کنند و برای رسیدن به هدف مشترک همکاری داشته باشند.

به صورت تکمیلی، در ساحت تربیت بدنی و زیستی به ایمنی کارگاه، سلامت بدن هنگام کار با ابزار و اهمیت استراحت توجه می‌کنم. حتی ساحت زیباشناختی و هنری را با تشویق به طراحی زیبا در پروژه‌ها در نظر می‌گیرم.

سوال هفتم :

پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که برای من اهمیت زیادی دارد عبارتند از: احترام، صداقت، همکاری، مسئولیت‌پذیری و صرفه‌جویی. در کلاس کاروفناوری، احترام به دانش‌آموزان یاد می‌دهد نظرات یکدیگر را بشنوند و در کار گروهی با ادب رفتار کنند. مثلاً وقتی یک گروه پروژه عملی انجام می‌دهد، همه اعضا باید نظرات همدیگر را بررسی کنند و تصمیم‌گیری جمعی داشته باشند. صداقت به آن‌ها می‌آموزد در ارائه پروژه‌ها حقیقت را بیان کنند و از کپی‌کاری یا تقلب خودداری کنند. این ارزش اخلاقی باعث اعتماد معلم و گروه به هم می‌شود. همکاری یکی از مهم‌ترین مهارت‌هاست؛ در پروژه‌های عملی مثل ساخت وسایل ساده، هر دانش‌آموز مسئول یک بخش است و برای موفقیت پروژه باید با دیگران هماهنگ باشد. مسئولیت‌پذیری باعث می‌شود دانش‌آموزان ابزار و وسایل کارگاه را درست استفاده و نگهداری کنند و آسیب به تجهیزات کم شود. در نهایت صرفه‌جویی اهمیت دارد؛ آن‌ها یاد می‌گیرند مواد و منابع را بهینه مصرف کنند تا پروژه‌هایشان کم‌هزینه و مؤثر باشد. من از تمرین‌های عملی، پروژه‌های گروهی و حل مسائل واقعی استفاده می‌کنم تا این مفاهیم همزمان در ذهن و رفتار دانش‌آموزان نهادینه شوند. با این روش، دانش‌آموزان نه تنها مهارت‌های عملی را یاد می‌گیرند، بلکه رشد اخلاقی، اجتماعی و همکاری گروهی آن‌ها تقویت می‌شود و برای زندگی واقعی و کار در جامعه آماده می‌شوند.

سوال هشتم:

در تربیت اسلامی چهار حوزه اصلی وجود دارد که هر کدام بر روش‌های تدریس و تربیت من تأثیر مستقیم دارند. در هستی‌شناسی، اصل توحید برای من راهنماست؛ به دانش‌آموزان یادآوری می‌کنم که مهارت‌ها و دانشی که کسب می‌کنند باید در مسیر رضایت خداوند و خدمت به جامعه باشد. مثلاً هنگام آموزش ساخت پروژه‌های عملی یا کار با ابزار، رعایت ایمنی و استفاده بهینه از منابع را به عنوان وظیفه اخلاقی و الهی مطرح می‌کنم. در انسان‌شناسی، اصل کرامت انسان اهمیت دارد؛ همه دانش‌آموزان با توانایی‌های مختلف را می‌پذیرم و حتی کسانی که در مهارت‌های عملی ضعیف‌تر هستند را تشویق می‌کنم تا اعتمادبه‌نفس پیدا کنند و رشد کنند. در معرفت‌شناسی، اصل عقلانیت را در اولویت قرار می‌دهم؛ دانش‌آموزان یاد می‌گیرند تصمیم‌های خود را بر اساس دلیل و شواهد بگیرند و تحلیل کنند که هر روش ساخت یک وسیله چه مزایا و معایبی دارد. در ارزش‌شناسی، اصل عدالت را رعایت می‌کنم؛ هنگام ارزیابی پروژه‌های عملی، تمام دانش‌آموزان به صورت منصفانه و برابر ارزیابی می‌شوند. ترکیب این اصول باعث می‌شود یادگیری کاروفناوری فقط فنی نباشد بلکه رشد اخلاقی، اجتماعی و فکری دانش‌آموزان نیز تقویت شود و تجربه یادگیری معنادار و کاربردی باشد.

 سؤال نهم:

مهم‌ترین روش من در تدریس، آموزش فعال و پروژه‌محور است که دانش‌آموزان را در مرکز یادگیری قرار می‌دهد. به جای سخنرانی طولانی، دانش‌آموزان خودشان عمل می‌کنند و تجربه می‌آموزند. برای مثال، در درس برق یا کار با ابزار، هر دانش‌آموز باید یک مدار یا وسیله عملی بسازد و من نکات فنی و ایمنی را راهنمایی می‌کنم. همچنین از روش حل مسئله استفاده می‌کنم؛ از دانش‌آموزان می‌پرسم چگونه می‌توان یک وسیله کاربردی، کم‌هزینه و خلاقانه ساخت و سپس روش‌های مختلف را تحلیل می‌کنند و بهترین گزینه را انتخاب می‌کنند. محیط کلاس را با نمایش پروژه‌ها، بحث‌های کوتاه و فعالیت‌های گروهی تبدیل به محیط یادگیری همه‌جانبه می‌کنم، جایی که مهارت عملی، تفکر انتقادی، خلاقیت و همکاری اجتماعی تقویت می‌شود. علاوه بر این، دانش‌آموزان را تشویق می‌کنم مشکلات واقعی زندگی را در پروژه‌های عملی شبیه‌سازی و راه حل ارائه دهند. این تکنیک باعث می‌شود یادگیری همزمان عملی، اخلاقی و فکری باشد و دانش‌آموزان مهارت‌های کاربردی و اعتمادبه‌نفس لازم برای مواجهه با چالش‌های واقعی را کسب کنند.

 سؤال دهم:

وقتی معلم اثر بخش، روشنفکر و تحول‌گرا شدم، برخی رویکردها و اقدامات سنتی را ترک می‌کنم تا یادگیری واقعی و کاربردی اتفاق بیفتد.

۱. حفظ‌محوری: درس کاروفناوری به تجربه عملی نیاز دارد؛ صرفاً حفظ مطالب باعث یادگیری سطحی می‌شود.

۲. تنبیه بدنی یا کلامی: این روش ترس ایجاد می‌کند و انگیزه یادگیری را کاهش می‌دهد.

۳. مقایسه دانش‌آموزان با یکدیگر: رقابت ناسالم ایجاد می‌کند و اعتمادبه‌نفس برخی کاهش می‌یابد.

۴. تدریس یک‌طرفه: یادگیری باید مشارکتی باشد و دانش‌آموزان خودشان فکر کنند و عمل کنند.

۵. بی‌توجهی به علاقه دانش‌آموزان: علاقه باعث انگیزه و یادگیری عمیق می‌شود.

به جای این روش‌ها، از تشویق، فعالیت‌های گروهی، پروژه‌های عملی و حل مسائل واقعی استفاده می‌کنم. به عنوان مثال، هنگام آموزش ساخت یک وسیله کاربردی، دانش‌آموزان خودشان طراحی و اجرا می‌کنند و من فقط راهنمایی می‌کنم. این روش باعث می‌شود مهارت‌های عملی، تفکر انتقادی، خلاقیت و اخلاق کاری همزمان تقویت شود و دانش‌آموزان برای زندگی واقعی آماده شوند.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (176 امتیاز)
به نام خدا

رکسانا سقا هستم دبیر درس کارو فناوری سهمیه شهر بروجرد . روحیه تحقیق و پژوهش در من بسیار فعال است و تلاش میکنم روز به روز مهارت هایم را افزایش بدهم تا هم به خود و هم به دیگران کمک کنم.

سوال ۱

بیانیه فلسفه معلمی باعث افزایش اثر بخشی تدریس و آموزش دانش آموزان میشود زیرا این بیانی روشن از باورها ، اهداف و روش های آموزشی من ارائه میکند و در رشد شخصی و حرفه ای من اثر دارد . با مرور مداوم این بیانیه درباره باورها و ارزش های خود در آموزش تأمل میکنم و باعث توسعه مهارت های تدریس من میشود همچنین به من انگیزه می‌دهد تا به طور مستمر در دوره های آموزشی شرکت کنم، مطالعه کنم و با همکارانم تبادل نظر داشته باشم و باعث افزایش خودآگاهی و شناخت عمیق تر از نقاط قوت و ضعف من میشود.مسئولیت پذیری من نسبت به جامعه و دانش آموزانم تقویت می‌شود و در برابر چالش های شغلی تاب آوری و تحمل پذیری بیشتری پیدا میکنم . این باورها احترام به افراد و استعداد های آنان را در ارتباط با آنها شکل میدهد برای مثال این باور من در پرورش قوه استدلال در دانش آموزان باعث می‌شود بیشتر به فعالیت های تفکر انتقادی و بحث های گروهی تاکید کنم .

سوال ۲

ارتباط معنا دار خداوند و جهان به این صورت این که خداوند خالق جهان و مخلوقات است و این ارتباط نشان دهنده پیوندی میان خداوند و انسان است. انسان در جهان

 نقش ویژه ای دارد و باید با شناخت این ارتباط مسئولیت های خود را در برابر خدا و جهان بشناسد . در تربیت متربی این ارتباط را با آموزش ارزش های اخلاقی ، احترام به طبیعت و تقویت ایمان به خدا به کار میبرم تا او را به انسانی متعهد تبدیل کنم که هم به خود و هم به جهان اطرافش احترام می‌گذارد و در مسیر رشد معنوی قرار میگیرد . در آموزش انتخاب شغل آینده به دانش آموزان میگویم که فقط به فکر جنبه مادی و کسب در آمد نباشند بلکه آن را وسیله ای برای تقرب به خدا و افزایش

 ایمان قرار دهند همچنین به آنها میگویم که درس خواندن را صرفا برای نمره انجام ندهند بلکه آن را عبادت و زمینه خدمت به جامعه و خود بدانند و ارتباط را با خدا تقویت کنند .

 سوال ۳

رشد اخلاقی ،اعتقادی ، علمی و اجتماعی را برای دانش آموزان مهم است . آنها باید صداقت ، مسئولیت پذیری و احترام به دیگران را یاد بگیرند ، ایمان و اعتقاد به خدا را تقویت کنند . روحیه پرسشگری، تحقیق و پژوهش را در خود تقویت کنند و استعداد های خود را شکوفا کنند و به مسئولیت پذیری در جامعه اهمیت بدهند . در بحث صداقت و مسئولیت پذیری وقتی دانش آموزی تکالیفش را کامل انجام نمی‌دهد صادق باشد و پنهان کاری نکند و راهنمایی بخواهد و رفتارش را اصلاح کند و من نیز او را سرزنش نمیکنم و با صبر و مهربانی با او رفتار میکنم . باید احترام به دیگران را در پروژه های گروهی رعایت بکند و همکاری لازم را انجام بدهد و سوء استفاده نکنند و به قول خود عمل کند.

برای تقویت ایمان به خدا باید کارها را با نیت خدا و خدمت به خدا و دیگران انجام دهد در کمک به همکلاسی ها و اطرافیان خدا را در نظر داشته باشد .

سوال ۴

در کلاس درس با کمک کارگروهی ، پرسشگری ، بیان الگو های مناسب برای دانش آموزان ذهن آنان را فعال میکنم .

موضوع درس را مطرح می‌کنم سپس توضیح می‌دهم و از آنها می‌خواهم درباره موضوع بحث بکنند و راه حل پیدا بکنند. خارج از کلاس هم نقش راهنمایی و حمایت را دارم اگر مشکل درسی یا شخصی برای دانش آموز پیش بیاید با او صحبت می‌کنم و راه حل پیشنهاد می‌دهم و در حد توانم به او کمک می‌کنم و اگر نتوانم او را به افرادی که بتوانند مشکل او را حل کنند مثل مشاور مدرسه ارجاع می‌دهم.

 در فعالیت‌های فوق برنامه مثل اردو یا مسابقات علمی آنها را همراهی می‌کنم تا یاد بگیرند چگونه در موقعیت‌های مختلف همکاری و مسئولیت پذیری را تجربه کنند.

 سوال ۵

می‌توانم در ابتدای درس سوالات چالشی مربوط به درس را مطرح کنم و آنها را به فکر وادارم و جواب را به مرور در تدریس اشاره کنم که و در آخر پاسخ را از دانش آموزان بپرسم همچنین آنها را تشویق میکنم که به موضوع به گونه‌ای فکر کنند که چرا این موضوع مهم است ؟

یا اگر این اتفاق نمی‌افتاد چه چیزی رخ می‌داد؟ در بحث‌های گروهی نظرات مختلف را بررسی میکنم و نقش شناساگر را دارم و به آنها میگویم به جای قبول کردن هر حرفی دلیل بخواهند و تحلیل کنند و نظرات خود را بیان کنند. داستان هایی از زندگی واقعی می‌گویم و از آنها می‌خواهم بقیه ماجرا را حدس بزنند و یا آن را تغییر بدهند .بازی‌های فکری مثل شطرنج، سودوکو و لگو در بازی های گروهی موثر است.

 سوال ۶

ساحت اعتقادی عبادی اخلاقی : افزایش ارتباط با خدا ،راز و نیاز و انجام کارهای نیک ، افزایش مهارت خودشناسی با مطالعه و سبک زندگی سالم آموزش آن را یاد میدهم.

ساحت سیاسی و اجتماعی: به مهارت آموزش حقوق افراد در طبیعت و جهان و آموختن و تمرین مسئولیت‌های اجتماعی می‌پردازم.

ساحت اقتصادی و حرفه‌ای: در کلاس های راه‌اندازی کسب و کارو ابزار های کسب درآمد شرکت میکنم.

 ساحت علمی و فناوری: به آموختن فناوری‌های نوین و نرم‌افزارهای کاربردی و شرکت در کارگاه هاو مطالعه مقالات علمی معتبر می‌پردازم.

ساحت زیستی و بدنی: ‌ در کلاس‌های ورزشی و فعالیت بدنی کلاس های آموزش تغذیه و باید ها و نباید های آن برای تناسب و آمادگی بدنی می‌پردازم.

 ساحت زیبایی شناختی: به شرکت در کلاس‌های هنری نقاشی و خیاطی و بازدید از آثار هنری و شرکت در کلاس های تحلیل آثارهنری می‌پردازم .

 سوال ۷

  صداقت و درستکاری: اشتباهاتش را قبول و اصلاح کند، دروغ نگوید و پنهان کاری نکند.

 احترام به دیگران : برای دیگران ارزش قائل شود در بحث به حرف گوش کند و با ادب نظر خود را بیان کند و یا اگر عقیده متفاوت داشت به جای مخالفت تند دلیلش رو بگوید و با احترام گفتگو کند.

  مسئولیت پذیری: وظایفش را در گروه قبول کند و کارها را به موقع انجام بدهد و سوءاستفاده نکند و به قول خود عمل بکند.

  همدلی و همکاری: احساسات دیگران را درک و با آنها همدردی کند ، به صحبت‌های آنها گوش بدهد و همکاری لازم را انجام بدهد و کمک کند .

 خود کنترلی و مهار نفس: احساسات و رفتارش را به ویژه در موقعیت‌های سخت و عصبانیت و ناراحتی کنترل و با روش‌های آرامسازی مثل تنفس عمیق و گفتگو با احترام با دیگران مشکل را حل کند.

 سوال ۸

هستی شناسی : توحیدو خدامحوری و اینکه هستی تحت مشیت خداوند است و هدف نهایی ما تربیت انسان در ارتباط با خداست .در تدریسم خداشناسی و معنویت و انگیزه رضایت الهی را قرار می‌دهم و به مفاهیم آفرینش و نظم جهان اشاره وتقویت میکنم.

 انسان شناسی :کرامت و مسئولیت فردی را مورد توجه قرار می‌دهم که افراد با توجه به مسئولیت‌های خود و پذیرش آن عمل می‌کنند

 معرفت شناسی : عقلانیت اصل تعبد و پیروی از وحی دنبال و معرفت را با توجه به منابع دینی آموزش می‌دهم و آموزه‌ها را تقویت می‌کنم

 ارزشناسی: اخلاق مداری و عملگرایی افراد با رعایت اخلاقیات در اعمال خود ودانستن نکات اخلاقی و عمل به آن مهم می دانم

 سوال ۹

ابتدا با روش آگاهی بخشی با زبان ساده و مناسب سن دانش آموزان با تکرار مطالب مفاهیم را در ذهنشان نهادینه سپس در فرصت‌های مختلف این مفاهیم را یادآوری می‌کنم تا تبدیل به رفتار شود محیط یادگیری را همه جانبه می‌دانم که در آن آموزش علمی اخلاقی اجتماعی هنری و سایر مهارت های به دانش آموزان یاد داده می‌شود.

کلاس را محیطی امن و پر محبت و فعال را میدانم که در آن با همکاری و تجربه و تمرین به رشد و کمال برسد و یادگیری صرفاً محدود به کتاب درسی نباشد یادگیری در گروه‌ها به واسطه همکاری ، فعال‌تر و با بازدهی بیشتری انجام می‌شود . بر کارهای گروهی نظارت می‌کنم و آن را گسترش می‌دهم.

 سوال ۱۰

تمرکز روی نمره و آزمون کتبی که در آن مهارت‌های اخلاقی و عملی نادیده گرفته شود نادرست است.

عدم توجه به تفاوت‌های فردی و اینکه روش‌های یادگیری افراد ممکن است متفاوت باشد . تفاوت‌ها را در نظر میگیرم و بهترین تدریس را انجام میدهم .

کمرنگ بودن آموزش مهارت‌های اجتماعی و اخلاقی و فقط علمی را درست نمی‌دانم و نکات اجتماعی و اخلاقی را در کلاس بیان میکنم.

فضای خشک کلاس که پرسشگری را محدود کند محیط کلاس باید محیطی فعال باشد که در آن آزادانه سوال بپرسند و نظرشان را بیان کنند و بهترین پاسخ را به دست بیاورند.

به کار نگرفتن فعالیت های گروهی در تدریس را انجام نمیدهم زیرا فعالیت و یادگیری کم میشود.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (163 امتیاز)
ویرایش شده توسط
"به نام خدا"   

✓مقدمه: ریحانه صالح پور هستم. دانشجومعلم رشته ی اموزش کاروفناوری.

انشاا... بعد از فارغ التحصیلی در شهرستان قرچک خدمت می کنم

من آدمی پرانرژی، کنجکاو و خلاقم که به هنر و کارهای جدید علاقه دارم. معمولاً سعی می‌کنم با روحیه مثبت و شاد جلو برم و همین باعث می‌شه ارتباط خوبی با اطرافیانم داشته باشم. مسئولیت‌پذیری و تاب اوری برام مهمه و همیشه تلاش می‌کنم کارهام رو درست و به موقع انجام بدم.

با توجه به درس کاروفناوری ، همیشه دنبال یاد گرفتن چیزهای تازه‌ام تا اون‌ها رو به شاگردانم منتقل کنم. نسل جدید خیلی باهوشه و دوست داره مطالب جدید یاد بگیره، برای همین خودم رو موظف می‌دونم که هم یاد بگیرم و هم به‌روز بمونم تا بتونم آموزش مفیدتری داشته باشم.

✓سوال 1:
[۱] هدایت من و همچنین کمک به تمرکز در اهداف مورد نظرم: در واقع هر معلمی برای اینکه دچار سردرگمی نشود و همچنین جو کلاس را فعال نگه دارد لازم است فلسفه معلمی داشته باشد تا در مواقع حساس با مراجعه به فلسفه معلمی انگیزه ی اولیه رو به ما یادآوری کنه

[۲] مشخص کردن مسیر اموزشی مورد نظرم با مطالعه ی بسیار برای هماهنگی بیشتر :  

فلسفه معلمی در واقع یک بیانیه ی مختص به خودمون است که بر اساس باور و هدف آموزشی که ما برنامه‌ریزی کردیم نوشته شده است و این بیانیه دربردارنده جواب سه سوال کلیدی است اول من به عنوان معلم به چه چیزی باور دارم دوم چگونه بر اساس این باورها عمل کنم سوم چرا این روش‌ها را انتخاب کردم در واقع با این سوالات هدف خود مشخص می‌کنم و با اگاهی کامل وارد کلاس میشوم

✓سوال2 : خداوند جهان را آگاهانه آفرید و جهان پر از آیات الهی است رابطه انسان با خداوند عبودیت است یعنی توکل شکر . رابطه انسان با جهان شناخت و بهره‌برداری آگاهانه از آن است که انسان باید به خوبی جهان اطراف خود را ببیند و در اون بیندیشد و امانت دار خوبی برای این نعمت الهی باشد

• کاربرد در تربیت:  

من تلاش می‌کنم با توجه بر ارتباط معنادار خدا، جهان و انسان، نگاه دقیق‌تری به آموزش داشته باشم.

با نشان دادن نظم موجود در طبیعت و کارهای فنی، دانش‌آموز را به درک نظم و هدفمندی خلقت سوق می‌دهم.

در آموزش کار و فناوری، او می‌آموزد که انسان موجودی مسئول است و باید با نیت درست، از توانایی‌ها و منابع در جهت ساختن، خدمت و رشد استفاده کند.

✓ سوال 3: دوست دارم دانش اموزانم افرادی مسئولیت پذیر و خدا شناسی باشند چون اگر خدا را بین همه چیز اولویت قرار بدهند خداوند مهربان هم به آنها توجه می‌کند و آنها را از قدم برداشتن در راه نادرست نجات می‌دهد و همچنین افرادی با مهارت زندگی و حل مسئله، چون زندگی دارای فراز و نشیب است که اگر به تدریج مهارت خود را تقویت نکنند در دام مشکلات و امتحانات الهی می افتند

و وظیفه من هم این است که در کنار آموزش خلاق، مهارت زندگی هم به آنها یاد بدهم.

هدفم این است که به آنها مشارکت کردن با دیگران، احترام به نظرهای متفاوت و اخلاق مداری را اموزش دهم تا در وجود انها نهادینه شود. برای تحقق اهدافم لازم است با برنامه پیش برم.

✓سوال 4: دوست دارم که یک معلم هدایتگر باشم و یک رابطه صمیمی برقرار کنم اما این رو هم درنظر می گیرم که هرگز در این رابطه زیاده روی نشود و احترام و ارتباط معلم شاگردی همیشه حفظ شود. وقتی معلم با دانش آموزان خودش ارتباط خوبی برقرار می‌کنه باعث میشه که بچه‌ها علاقمند به گوش دادن و یادگیری باشند. من هم سعی می‌کنم از روش‌هایی استفاده کنم که برای بچه‌ها تکراری نباشه مثل بازی‌های آموزشی مشارکت‌های گروهی و...

البته این هم در نظر میگیرم که نقش من فقط تدریس نیست بلکه راهنمایی و تشویق هم از مسئولیت‌های من هست

در بیرون از کلاس هم می‌خواهم ارتباطم را با دانش آموزانم حفظ کنم و در مسائل مختلف تا حد توانم کمک کننده باشم

از اونجایی که رفتار معلم تاثیر بسزایی در روحیه و روان بچه‌ها داره سعی می‌کنم طوری رفتار کنم که الگوی مناسبی برای آنها باشم

✓ سوال 5: برای تقویت تفکر انتقادی من به عنوان معلم موظف هستم فضای کلاسی را طوری طراحی کنم که بچه‌ها آزادانه نظرشون رو اعلام کنند و حس پرسشگری خود را تقویت کنند.

حال من به عنوان معلم مسئولم که زمینه‌های لازم را فراهم کنم مثلاً از انها بپرسم که نظرتون درباره این موضوع یا این اتفاق چیه؟ یا با استفاده از یک فیلم اخبار یا داستان از آنها بخواهم ابتدا فکر کنند و بعد نظرشون رو بگن اینطوری باعث میشه انها عمیق تر بیندیشند.  

و از اونجایی که هر فردی نظر خودش را دارد با احترام به طرف مقابل خود، وارد بحث شوند. در این فعالیت هاست که متوجه می شوند که چیزی را بدون دلیل نپذیرند بلکه بعد از اینکه خوب فکر کردن نظری بدهند

✓سوال6 :

1) ساحت اعتقادی - عبادی و اخلاقی :

مهارت من: الگوی خوبی بودن و مطالعه ی بیشتر کتاب های دینی برای افزایش اگاهی

شیوه ی اموزش: بیان داستانهای دینی از پیامبران

نشان دادن نتیجه ی اعمال خوب

2) ساحت علمی و فناوری:

مهارت من: توانایی تولید محتوا و استفاده از نرم‌افزارها.

شیوه آموزش: تحقیق و ارائه با پاورپوینت، پوستر پس از آموزش ابزارها.

3) ساحت زیبایی‌شناختی و هنری

مهارت من: داشتن خلاقیت و نگاه هنری.

شیوه آموزش: ساخت کاردستی‌های کاربردی و نقاشی های زیبا

4)ساحت اجتماعی و سیاسی

مهارت من: گفت‌وگوی مؤثر و همکاری.

شیوه آموزش: سپردن مسئولیت در کار گروهی و برگزاری بازارچه‌های کارآفرینی.

5)ساحت زیستی و بدنی

مهارت من: توجه به تغذیه سالم ، داشتن انرژی و رعایت بهداشت

شیوه آموزش: رعایت ایمنی هنگام کار ـ انجام ورزش صبحگاه. اموزش نکات بهداشتی

6)ساحت اقتصادی و حرفه‌ای

مهارت من: مهارت پس‌اندازکردن و مدیریت هزینه.

شیوه آموزش: تشویق به کسب‌وکار ساده با وسایل دست‌ساز.

✓سوال 7:

۱.مسئولیت پذیری:

برای اجرای یک پروژه یا درست کردن یک کاردستی هر کسی رو مسئول یک کاری می کنیم.  

۲. رعایت ایمنی، مراقبت از وسایل کار:

قبل شروع به بچه‌ها نکات ایمنی رو آموزش میدیم و به آنها یادآور می‌شویم این ابزارآلات برای همه بچه‌ها هستش

۳. مهارت حل مسئله:

اگر در طی انجام کار به مشکلی برخوردند یا وسیله‌ای رو فراموش کردند به دنبال راه حل باشند و دست از تلاش برندارند

۴. احترام به دیگران:

از اونجایی که فعالیت گروهی است باید به اعضای گروه احترام بذارند و به نظرات همه ی بچه ها توجه کنند

۵ . تاب اوری و داشتن روحیه شکست ناپذیری: اگر در حین کار، کاردستی خراب بشه و در آخر چیزی که مد نظرشون بود، نشده باشه، نباید ناامید بشن بلکه دوباره با همکاری همدیگر کار را شروع کنند و البته از شکست شان تجربه بگیرند تا دوباره تکرار نشود

✓سوال ۸:

اینده نگری یکی از ویژگی هایی است که هر کسی باید داشته باشد و با هدف جلو برود

الف)هستی شناسی: جهان هدفمند و دارای نظم و قانونی است بنابراین باید در درس کار و فناوری کارهایی هدفمند و کاربردی انجام شود

ب) انسان شناسی: من معتقدم هر کسی استعداد خاصی داره و من به عنوان معلم مسئولم بر اساس استعدادهای متفاوت دانش آموزانم تدریس کنم و در کارهای گروهی به هر کسی بر اساس توانایی‌هایش مسئولیتی می‌دهم

پ) معرفت شناسی: سعی می‌کنم سه اصل تجربه کردن انجام کارهای مشارکتی و همچنین انجام آموخته‌های نظری به صورت عملی در فرایند تدریسم داشته باشم

ج) ارزش شناسی: من به رعایت اخلاق و ارزش‌ها بسیار اهمیت می‌دهم و در حین کارهای گروهی و انفرادی سعی دارم ارزش‌های اخلاقی را آموزش بدهم که علاوه بر مهارت‌های درسی ارزش‌های خوب رو یاد بگیرند و در زندگی عمل کنند

✓ سوال9: از اونجایی که درس کار و فناوری یک درس عملی و مهارتی هستش، من به عنوان معلم مسئول هستم روشی رو به کار بگیرم که بیشترین تاثیر را بگذارد. به همین دلیل از یادگیری مبتنی بر فعالیت استفاده می‌کنم

برای مثال میگم که هر گروه با استفاده از وسایل دور ریختنی یک وسیله کاربردی رو درست کنند در این فعالیت، هر کسی مسئول کاری میشود تا در نهایت وسیله مورد نظر درست بشه و به قول معروف با یه تیر دو نشون زدم چون که علاوه بر آموزش سرفصل کتاب مهارت زندگی مثل همکاری مسئولیت پذیر و خیلی چیزهای دیگر را اموزش دادم

به نظرم می‌تونیم علاوه بر کلاس در کارگاه‌ها، کلاس‌های دارای سیستم و حیاط مدرسه هم آموزش بدم و از تمام فضای مدرسه به نحو احسن استفاده کنم برای مثال می‌تونیم توی حیاط مدرسه بازارچه ایجاد کنیم تا بچه‌ها وسایلی که درست کردن رو به فروش بذارند

✓سوال10:

۱. پافشاری معلم برحفظ به جای درک مطالب

از اونجایی که کار و فناوری درسی مهارتی هست اگر تمرکزم بر حفظ مطالب باشد بچه‌ها هیچ مهارتی یاد نمی‌گیرند

معلمان برای راحتی این کار را میکنند

۲. بی توجهی به استعداد بچه ها

 ازاونجایی که بچه‌ها شبیه هم نیستند اگر تدریسم با توجه به استعداد آنها نباشد باعث کاهش انگیزه و خلاقیت می‌شود

معلمان فقط به فکر تموم کردن درس هستند

۳. برخورد نادرست دربرار خطای دانش اموزان

از اونجایی که اشتباه بخشی از فرایند آموزشی است و اگر برخورد مناسب نداشته باشم باعث ترس و کاهش خلاقیت میشود

معلمان فکر میکنند سختگیری باعث پیشرفت میشه

۴. استفاده از روش های قدیمی تدریس

روش‌های قدیمی دیگر جواب گوی این نسل نیست و بچه ها نمی توانند به خوبی ارتباط بگیرندتا یادگیری صورت بگیره

به دلیل راحتی و نااگاهی معلمان از این روش استفاده میکنند

۵.یکنواختی تدریس:

معلم برای راحتی خود فرایند قدیمی یعنی درس دادن و امتحان دادن را پیش میگرند و از بچه ها در فرایند اموزشی استفاده نمی کنند

به دلیل فشارکاری و راحتی خود یکنواخت هستند
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
ویرایش شده توسط
به نام خدا من مبینا رضایی هستم دانشجوی رشته آموزش کار و فناوری قصد دارم در منطقه ۱۵ تهران به تدریج بپردازم ویژگی من شامل اشتیاق به یادگیری خلاقیت و توانایی برقراری ارتباط با دیگران هست ن این را باور دارم که هر دانش‌آموزی قابلیت یادگیری و رشد را دارد و تمام تلاشم را می‌کنم که این قابلیت‌ها را شناسایی و آنها را پرورش دهم

سوال یک:  داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی به من کمک می‌کند تا اهداف و ارزش‌های خود را در تدریس مشخص کنم. این بیانیه به من اجازه می‌دهد تا در هر لحظه از تدریس، به اصول و باورهای خود پایبند باشم و تصمیماتم را بر اساس آن‌ها بگیرم. به عنوان مثال، اگر من به اهمیت یادگیری فعال اعتقاد داشته باشم، در کلاس‌های خود از روش‌های تعاملی استفاده می‌کنم تا دانش‌آموزان را در فرآیند یادگیری مشارکت دهم. این بیانیه همچنین به من کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌ها، به یادآوری اهداف و ارزش‌هایم بپردازم و از آن‌ها به عنوان راهنما استفاده کنم.

سوال دو:  ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان به من یادآوری می‌کند که هر فردی در این دنیا هدف و معنایی دارد. من به عنوان یک معلم، این ارتباط را در تربیت دانش‌آموزان به کار می‌بندم تا آن‌ها را به تفکر درباره ارزش‌های انسانی و معنوی تشویق کنم. به عنوان مثال، من می‌توانم در کلاس درس درباره احترام به دیگران و اهمیت همدلی صحبت کنم و دانش‌آموزان را به انجام فعالیت‌های گروهی و همکاری دعوت کنم. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از خود و دیگران پیدا کنند.

سوال سه:  اهدافی که دوست دارم دانش‌آموزانم به آن‌ها دست پیدا کنند شامل تقویت مهارت‌های ارتباطی، تفکر انتقادی و توانایی حل مسئله است. من می‌خواهم آن‌ها یاد بگیرند که چگونه به صورت مستقل فکر کنند و نظرات خود را با اعتماد به نفس بیان کنند. به عنوان مثال، من می‌توانم از بحث‌های گروهی و پروژه‌های تحقیقاتی استفاده کنم تا دانش‌آموزان را به چالش بکشم و آن‌ها را در فرآیند یادگیری فعال‌تر کنم. همچنین من به دانش آموزان حس مسئولیت پذیری خودآگاهی و خود شناسی رو می آموزم تا به ارزش ها ی خود باور داشته باشند .

سوال چهار:  نقش من به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس، ایجاد یک محیط یادگیری مثبت و حمایتی است. من باید به دانش‌آموزان انگیزه بدهم و آن‌ها را تشویق کنم تا در یادگیری خود فعال باشند. همچنین، در خارج از کلاس درس، من می‌توانم با برگزاری کارگاه‌ها و فعالیت‌های فوق‌برنامه، به توسعه مهارت‌های اجتماعی و عاطفی دانش‌آموزان کمک کنم. همچنین با کلاس های مهارتی مهارت دانش‌آموزان رو بالا میبرم .

سوال پنج:  برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، من از روش‌های تدریس فعال مانند بحث‌های گروهی، حل مسئله و پروژه‌های تحقیقاتی استفاده می‌کنم. به عنوان مثال، من می‌توانم از دانش‌آموزان بخواهم تا در گروه‌های کوچک به بررسی یک موضوع بپردازند و نظرات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. همچنلن در کلاس به بازی های فکری می‌پردازم تا ذهن دانش آموزان رو به چالش در بیاورم .

سوال ششم  :ساحت اعتقادی اخلاقی: مثلاً مهارت مسئولیت پذیری و همدلی که من اینا را از متون اسلامی و ش دادن فعال به دانش‌آموزان می‌آموزم

ساحت اجتماعی سیاسی ثلاً همکاری و کار تیمی با پروژه‌های گروهی آنها را به همکاری دعوت می‌کنم

ساحت زیستی بدنی ثل مهارت ورزش کردن و استفاده از تغذیه مناسب که با سبک زندگی سالم به آنها سلامتی را می‌آموزند

ساحت زیبا شناسی هنری، خلاقیت و نقد هنری با پروژه‌های خلاق لاقیت را به آنها می‌آموزند

ساحت علمی فناوری نوآوری حل مسئله با آزمایش‌های علمی وآوری را به آنها می‌آموزند

ساحت اقتصادی حرفه‌ای مثل مدیریت منابع و کارآفرینی،با پروژه‌های شبیه پروژه‌های اقتصادی کارآفرینی را ه آنها می‌آموزم .

سوال هفتم : مسئولیت‌پذیری مثلاوقتی دانش اموز وظایف خودش رو به موقع انجام می‌ده، مثل انجام تکالیف مدرسه یا کمک به کارهای خانواده با با سپردن کلاس به دانش آموز حس مسئولیت پذیری او را بررسی میکنم

 همدلی مثلا به دانش آموزم می آموزم که وقتی می‌بیند دوستش ناراحت هست و سعی می‌کنه احساساتش رو درک کنه و بهش کمک کنه.

احترام گذاشتن مثلا  دانش آموزم یاد بگیره که همه افراد با فرهنگ‌ها و عقاید مختلف حق احترام دارند و باید با هم مدارا کنند.

 صداقت مثلا  به دانش آموزان یادم میدم که در همه وضعیت‌ها راستگو باشه، حتی وقتی که گفتن حقیقت سخت هست.

 همکاری مثال در یک پروژه گروهی، متربی یاد می‌گیره که چطور با دیگران کار کنه و نظرات دیگران رو هم در نظر بگیره.

روش های مهارت ارتباطی مثلا دانش آموزان با هم صحبت کنند تا مهارت های آنها افزایش یابد .

سوال هشتم : هستی شناسی نظم خلقت اصل جهان دارای یک نظم هدفم بوده که دلالت بر طراح هوشمند و خالقی دارد مثلاً با ساخت مدل چرخه آب اونو به بچه‌ها آموزش میدهم

 انسان شناسی: کرامت ،اصل: هر انسانی به خاطر کرامت از مقام ویژه برخوردار است مثلاً با احترام گذاشتن به تفاوت دانش آموزان عزت نفس اون‌ها رو تقویت می‌کنم

معرفت شناسی: عقل ورزی،اصل به معنای پرورش و به کارگیری قوه تخیل خرد در زندگی فردی و جمعی ا پرسشگری و تجزیه و تحلیل عقل ورزی آنها را می‌سنجم

ارزش شناسی: عدالت, اصل عدالت یک ارزش اساسی در تعاملات اجتماعی انواع بازی‌ها و رعایت نوبت دیگران عدالت را به آنها می‌آموزد

سوال  نهم :سعی میکنم کلاس رو به کلاس فعال تبدیل کنم با گروه‌های بحث که با تشکیل گروه‌های کوچک برای بحث و تحلیل موضوع پروژه‌های عملی: اجرای پروژه‌های عملی که دانش‌آموزان بتونند آموخته‌های خودشون رو در عمل به کار ببرند،بازی‌های آموزشی: استفاده از بازی‌ها برای یادگیری مفاهیم مختلف

تنوع روش‌های آموزشی: استفاده از روش‌های مختلف برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت دانش‌آموزان.

 محیط مشارکتی: ایجاد فضایی که دانش‌آموزان بتونند نظرات و ایده‌های خودشون رو به راحتی به اشتراک بذارند. همچنین ایجاد فضایی که دانش آموزان بتوانند بدون ترس سوال کنند

گرد نشستن در کلاس که باعث میشه کلاس درست تنوع داشته باشه و یکنواختی را تجربه نکنند

استفاده از خلاصه و بازاندیشی در آخر کلاس که باعث بشه مطالبی که اون روز یاد گرفتن رو نویسن که این مروری بر مطالب آموخته شده می‌شود

سوال دهم : آموزش حفظی ، این روش فقط به یادگیری مفاهیم به صورت سطحی کمک می‌کنه و خلاقیت و تفکر انتقادی دانش‌آموزان رو تضعیف می‌کنه.

تکیه بر کتاب‌های درسی فقط ، کتاب‌های درسی تنها منبع آموزش نیستند. باید از منابع متنوع و فناوری‌های جدید استفاده کرد تا یادگیری عمیق‌تر و جذاب‌تر باشه. همچنین برای یاد دادن مهارت‌ها کتاب‌های درسی اصلاً درد یاد دادن مهارت‌ها نمی‌خورد.

 عدم توجه به نیازهای فردی هر دانش‌آموز نیازها و سبک‌های یادگیری خاص خودش رو داره. عدم توجه به این موضوع می‌تونه باعث افت تحصیلی و بشه.‌ استفاده از یک روش آموزشی برای همه دانش‌آموزان غلطه. باید روش‌های متنوعی برای پاسخگویی به نیازهای مختلف دانش‌آموزان به کار برد.

عدم تشویق به تفکر انتقادی چون یادگیری فقط به معنی حفظ اطلاعات نیست. باید دانش‌آموزان رو تشویق کرد تا سوال بپرسند و به تحلیل و انتقاد بپردازند.

توجه به نمرات این کار باعث می‌شود که دانش آموزان نگیزه درونی نداشته باشند بهتر است و پروژه‌های عملی استفاده کنیم
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (165 امتیاز)
مقدمه: زینب اسمعیلی هستم دانشجوی رشته آموزش کاروفناوری دانشگاه فرهنگیان و انشاءالله در آینده دبیر کاروفناوری خواهم شد و در منطقه ۱۹ تهران خدمت خواهم کرد. ویژگی های من توانایی کار گروهی و امانتداری داری است.

سوال یک: زیرا یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی به ما کمک می کند که اهداف آموزشی، ارزش ها و روش های تدریس خود را مشخص کنیم، با داشتن بیانیه فلسفه معلمی می توانیم نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنیم زیرا این بیانیه مانند یک الگو عمل می کند و با استفاده از آن می توانیم روش تدریس خود را بهبود ببخشیم و همینطور با داشتن این بیانیه مدیر، والدین، دانش آموزان و دیگر همکاران روش آموزشی و تدریس ما را بهتر درک می کنند و این باعث اعتماد والدین و دانش آموزان به ما می شود، همچنین با بیانیه فلسفه معلمی می توانیم روش تدریس خود را ارزیابی کنیم و این بیانیه باعث انگیزه ما برای ادامه این شغل شریف می شود.

سوال دو: با توجه به دین مبین اسلام و از نظر من ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان ارتباط توحیدی و هدفمند است یعنی خداوند این جهان را طوری آفریده است که انسان با دیدن هر پدیده ای در این جهان به فکر فرو رود و تفکر توحیدی را در خود پرورش دهد که در سوره آل عمران به این مهم اشاره شده است و همینطور خداوند این جهان را برای این آفریده است که انسان را در این دنیا بیازماید و انسان با پرورش خود، مسئولیت و صبر و تلاش را بیاموزد و به کمال برسد، تا از آزمایش های الهی سربلند بیرون بیاید و باعث سعادت خود و خشنودی خداوند شود. من دانش آموزانم را به طبیعت خواهم برد و از آنها می خواهم با مشاهده هر پدیده درباره ارتباط خود و جهان و خداوند تعقل کند.

سوال سه: من در نقش معلمی که دغدغه تربیت انسان ها را دارم و هدف غایی من تربیت افرادی است که برای کشور خود مفید و انسان های مؤمن و متعهدی باشند، اهدافی را در نظر دارم که دانش آموزان به آن دست پیدا کنند. هدف اولم، بندگی خداوند است زیرا دانش آموزانی که همه ابعاد زندگی خود را در مسیر بندگی و رضای الهی تنظیم می کنند به احتمال زیاد انسان های وارسته ای خواهند شد. هدف دومم، توسعه اخلاقی دانش آموزان است، آنها با یادگیری فضائل اخلاقی همچون صداقت، امانتداری، حیا و... و مقابله با رذائل اخلاقی مانند دروغ و غرور به افرادی مفید و مؤمن تبدیل خواهند شد. هدف سومم، شناخت هویت ایرانی اسلامی، دانش آموزان با شناختن هویت و ویژگی دین و کشور خود می توانند سبک زندگی خود را به آن نزدیک کنند. هدف چهارمم، مسئولیت پذیری است، وقتی که دانش آموزان نسبت به جامعه و مردم کشور خود احساس مسئولیت کنند، جامعه بهبود می یابد.

سوال چهارم: من عقیده دارم از منظر فلسفه تربیتی اسلام معلمی اثربخش است که تنها انتقال دهنده علم نباشد بلکه با ترکیب علم، اخلاق و ایمان دانش آموزان خود را در مسیر کمال هدایت کند البته که معلمی اثرگذار است که خود پا در مسیر کمال گذاشته باشد. من به عنوان معلم اثرگذار در کلاس، معرف ارزش ها و باورهای الهی هستم و با رفتار و گفتار خود این اثر را روی بچه ها می گذارم، همینطور من الگوی عملی اخلاق نیز باید باشم تا فضائلی مانند صبر، عدالت، مهربانی و.‌.. را در دانش آموزانم تقویت کنم. در خارج کلاس نیز باید مانند مشاوری دلسوز در دانش آموزان خود این اعتماد را ایجاد کنم که در حل مشکلات شخصی شان می توانند روی من حساب باز کنند. برای اینکه هر چه بیشتر بتوانم روی دانش آموزانم اثربخش باشم باید در مسائل تربیتی و دینی مطالعه گر و جستجوگر باشم.

سوال پنجم: خردورزی و تفکر انتقادی یکی از روش های مهم پرورش روح و روان آدمی است و انسان می تواند به سبب خرد خود مراحل کمال را طی کند به همین سبب آموختن خردورزی و تفکر انتقادی به دانش آموزان برای من اولویت دارد و این یکی از کارهای حساس من به عنوان معلم است. از نظر من اولین روش برای آموزش این مهم آموزش پرسشگری است، من دانش آموزانم را به پرسشگری تشویق می کنم و از آنها می خواهم سوال خود را حتما بپرسند. یکی دیگر از راه های آموزش تفکر انتقادی این است که می توانم داستان هایی از قرآن درباره اقوام قدیم برای شاگردانم تعریف کنم و از آنها بخواهم که تحلیل کنند چرا این اتفاق برای آنها افتاد و یا می توانم مشکلات جامعه را مطرح کنم و از آنها بخواهم برای این مشکلات راه حل پیدا کنند.

سوال ششم: من معتقدم معلمی می تواند دانش آموز چند ساحتی را تربیت کند که خود نیز اینگونه باشد. در ساحت اعتقدای، عبادی و اخلاقی مهارت تفسیر قرآن و روایت شناسی را می آموزم تا با احادیث و قرآن بیشتر آشنا شوم و این مهارت ها را با شرکت در کارگاه های تفسیر قرآن و حدیث می آموزم. در ساحت اجتماعی و سیاسی ۲ مهارت مسئولیت پذیری و سواد رسانه و این مهارت ها را با شرکت در اردوهای جهادی و کلاس های سواد رسانه می آموزم.در ساحت زیستی و بدنی مهارت کمک های اولیه و تغذیه را با گذراندن دوره های هلال احمر و طب سنتی در دانشگاه می آموزم. در ساحت زیبا شناختی و هنری، مهارت خوشنویسی و معماری اسلامی را انتخاب می کنم و با شرکت در کارگاه های هنری و بازدید از موزه های اسلامی این مهارت ها را یاد می گیرم. در ساحت اقتصادی و حرفه ای مهارت های کارآفرینی و مدیریت مالی را با خواندن احادیث و شرکت در دوره های مربوطه خواهم آموخت. در ساحت علمی و فناوری مهارت های انیمیشن و پژوهش را با شرکت در دوره های دانشگاه و مطالعه کتب استاد مطهری خواهم آموخت.

سوال هفتم: به عقیده من معلمی می تواند مفاهیم اخلاقی و اجتماعی را به دانش آموزان خود آموزش دهد که خود دارای این مفاهیم اخلاقی و اجتماعی باشد. من به عنوان معلم تلاش خواهم کرد که مفاهیم اخلاقی همچون صداقت، مسئولیت پذیری، احترام، بخشش و نظم را آموزش دهم برای مثال وقتی دانش آموزی وسیله ای را شکست با صداقت اشتباهاتش را بیان کند و مسئولیت آن را قبول کرده و درصدد جبران آن برآید یا وقتی بزرگتری می بیند به احترام او بلند شود و تکالیف مدرسه را به طور منظم انجام دهد. و مفاهیم اجتماعی مانند کارتیمی، دفاع از مظلوم و عدالت طلبی را به آنها خواهم آموخت برای مثال به آنها خواهم گفت که اگر دیدند در مکانی به فردی ظلم شود حتما اعتراض کنند و از مظلوم دفاع کنند.

سوال هشتم:من به عنوان معلم، اصل عقل‌ورزی را اولویت فکری و روش تدریس خود برگزیدم. در هستی‌شناسی، جهان را نمایشگاه حکمت خداوند می‌بینم که هر پدیده‌ای با حکمتی پدید آمده؛ مثلاً در آموزش زیست، قلب و حفره‌هایش را توضیح داده و از دانش‌آموزان می‌خواهم درباره‌اش فکر کنند. در انسان‌شناسی، عقل را جوهره انسان می‌دانم که با آن می‌تواند به شناخت خدا برسد. برای مثال، داستانی تعریف کرده و از آنها می‌خواهم تأمل کنند. در معرفت‌شناسی، عقل را منبع شناخت می‌دانم برای رسیدن به خدا و ارزش‌ها. مثلاً واقعه عاشورا را روایت کرده و از بچه‌ها می‌خواهم ارزش‌ها را استخراج کنند. در ارزش‌شناسی، عقل را تشخیص‌دهنده خوب و بد می‌دانم و با تعریف داستان، از شاگردانم می‌خواهم آنها را فهرست کنند.

سوال نهم: از نظر من به عنوان معلمی که دغدغه پرورش انسان ها را دارم مهم ترین تکنیک و روش من الگوسازی عملی بر اساس قرآن و سیره معصومین است. من به جای حرف زدن و دادن شعار های بی فایده، با رفتارم نشان خواهم داد که می توان تدریس دروس را با مفاهیم توحیدی پیوند داد مثلا هنگام آموزش زیست مخصوصا دستگاه های بدن می توان عظمت خداوند را یادآور شد و همینطور از نظر من زمانی محیط مدرسه، محیط یادگیری همه جانبه می شود که در آن هم به مسائل توحیدی مانند نماز جماعت و دعای گروهی و هم مسائل علمی و پژوهشی مانند مسابقات علمی و مقاله نویسی و هم به فعالیت های هنری مانند نقاشی، خوشنویسی و... توجه شود.

سوال دهم: من به عنوان یک معلم اثربخش و روشن فکر، تحول گرا و آشنا با روش های نوین وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدم یک سری از مواردی که که اکنون در مدارس انجام می شوند را ترک خواهم کرد. مورد ۱: مطالب حفظی بدون درک فهم مطالب درسی زیرا صرف حفظ کردن مطالب باعث نابودی مهارت حل مسئله و خلاقیت بچه ها می شود. مورد ۲: تاکید زیاد بر نمره و فضای رقابتی شدید مدارس است زیرا این کار باعث استرس و اضطراب در دانش آموزان شده و در موارد شدید باعث اختلال روانی می شود. مورد ۳: نادیده گرفتن الگوهای یادگیری شخصی دانش آموزان است زیرا این رویکرد باعث می شواد استعداد های آنان نابود شود. مورد ۴: تنبیه و تحقیر دانش آموزان زیرا این روش عزت نفس دانش آموزان را نابود می کند و باعث تخریب رابطه معلم و دانش آموز می شود. مورد ۵: عدم مشارکت دانش آموز در فرایند یادگیری زیرا یادگیری دانش آموزان منفعل بوده و اثر آن به شدت کاهش می یابد.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (163 امتیاز)
به نام خدا

آیدا عزیزی هستم ساکن تهران. من دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان نسیبه تهران مرکز شرافت در رشته آموزش کار و فناوری تحصیل می‌کنم. من بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی خود قرار است در یکی از مناطق ۲۲گانه شهر تهران به شغل شریف معلمی مشغول شوم.شهید مطهری می‌فرماید معلمی شغل نیست معلمی عشق است در نتیجه بر اینکه به معنای واقعی کلمه معلم باشم باید تلاش کنم در واقع یکی از ویژگی‌های مشهود من اهل تلاش بودن است که اگر بخواهم کاری را انجام دهم باید انجام دهم از دیگر ویژگی‌های من پایبندی به قوانین و متعهد بودن است، به نظرم تعهد به کار و وظیفه یکی از مهم‌ترین صفاتی است که حداقل همه معلم‌ها آن را باید داشته باشند چون در معلمی تعهد به شغل وظیفه و قانون‌ها حرف اول را میزند.

سوال ۱) به نظر من فلسفه محصول تفکر و اندیشیدن است. بیانیه فلسفه معلمی مانند یک نقشه راه است که می‌تواند در مسیر معلمی و با چالش‌ها و سختی‌هایی که با آن روبرو می‌شویم به ما کمک کند. بیانیه فلسفی به من‌ِ معلم هویت می‌بخشد که چگونه معلمی هستم، به چه مسائلی معتقد هستم و نیستم؟ ارزش آموزش و تربیت برای من چقدره است که در ادامه این باورها و نگرش‌هاست که هویت معلمی من را مشخص می‌کند. داشتن باورهای قوی من به دانش آموزانم منتقل می‌شود و آنها متوجه می‌شوند که من معلمی نیستم که هدفم فقط تمام کردن کتاب درسی باشد بلکه هدف‌های بزرگ‌تری دارم.البته که این اصول و ارزش‌ها می‌تواند در گذر زمان تغییر کند چرا که در کلاس درس با موقعیت‌های مختلفی مواجه خواهم شد که می‌تواند باعث تغییر و پخته تر شدن باورهایم شود. این نشان می‌دهد که با داشتن بیانیه فلسفه معلمی به یک معلم پویا و هدفمند در کلاس تبدیل می‌شویم.

سوال ۲) ما آنچه در آسمان و زمین و میان آنها است بیهوده نیافریدیم (سوره ص) به نظر من جهان مانند کتابی است که هرچه ورق می‌زنیم شاهد نشانه‌های بیشتری از وجود خدا قدرت و حکمت او هستیم یعنی جهان صرفاً مادی نیست و هستی مجموعه‌ای از عالم غیب و شهادت است. در این میان انسان که خلیفه خداوند روی زمین است و دارای نعمت عقل و اندیشه است وظیفه دارد به جهان بنگرد بری آبادیش تلاش کند و برای کمال و هدف غایی یعنی شناخت خدا قدم بردارد.پس جهان بیهوده آفریده نشده و وجود خداوند جهان را هدفمند می‌کند و وجود انسان درک این هدفمندی را ممکن می‌کند.من در تربیت حس مسئولیت پذیری در دانش‌آموزان را نسبت به خود،جامعه و جهان پرورش می‌دهم،مثلاً با کمک به انسان‌ها، کشف علاقه‌مندی‌های خود و حفظ محیط.به نظرم فقط با پرورش حس مسئولیت پذیری کودکان در سنین پایین می‌توان هدفمند بودن زندگی، انگیزه و امید.اندیشیدن و کاهش خطاها را یاد بدهیم.در نتیجه کودکان می‌آموزند هستی را همانطور که هست با خصوصیات واقعیش بشناسند.

سوال ۳) پاسخ دادن به این سوال نشان دهنده نوع نگاه ما به تربیت است. من به عنوان یک معلم اهدافی را دنبال خواهم کرد که کاربردی و قابل اندازه‌گیری باشد. من معتقدم دانش آموزان باید فراتر از اطلاعات داده شده بپرسند پس آنها را تشویق با پرسیدن سوالات چرا و چگونه می‌کنم که خودشان به این تفکر انتقادی نسبت به مسائل برسند. سعی می‌کنم با فعالیت‌های گروهی درباره تفاوت‌های مان و درک و احترام متقابل و حل مسئله در کلاس پیش بروم،به نظرم در مدارس ما از آموزش مهارت‌های زندگی به کودکانمان غافل شدیم که اگر انجام می‌شد حداقل ۸۰ درصد مشکلات زندگی‌های الانمان را نمی‌دیدیم یا کمتر می‌دیدیم، فضایی با یادگیری از اشتباهاتمان بدون ترسیدن از آنها را ایجاد خواهم کرد ترس اشتباهاتمان بر زندگی بسیاری با انسان‌ها سایه انداخته بدون اینکه ریشه این مشکل را بدانیم در صورتی که می‌توانیم این نترسیدن‌ها را در سنین پایین در مدرسه بیاموزیم ،برنامه‌ریزی و کوچک کردن هدف‌ها برای رسیدن به یک هدف بزرگتر را به آنها می‌آموزم.

سوال ۴) به نظر من یک معلم اثربخش محدود به مدرسه و کلاس نمی‌شود و می‌تواند هم در صحنه و هم در پشت صحنه نقش حیاتی داشته باشد.من در کلاس سعی می‌کنم فقط فردی برای انتقال دانش نباشم باید تلاش کنم دانش آموزان با کلاس همراه شوند، سوال بپرسند و تحقیق کنند،در کنار انتقال علم و دانش مهارت‌های کاربردی زندگی مثل تصمیم گیری تفکر انتقادی را با آنها بیاموزم و خودم هم یاد بگیرم. در خارج از کلاس تلاش کنم که هر روز به روزتر از دیروز باشم، زیرا برای یک معلم خوب بودن از یادگیری نباید دست کشید و یادگیری یک فرایند بی انتهاست.من معتقدم همکاری با خانواده بسیار مهم است، باید یک پل ارتباطی بین مدرسه و خانه برقرار کرد که این نقش ارتباطی را معلم با مشورت از خانواده‌ها، بیان پیشرفت‌ها و ضعف‌های دانش آموزان،درخواست همکاری از آنها بیان کند.

سوال ۵) من معتقدم در مدرسه نباید فقط مفاهیم را درس داد بلکه باید دانش آموزان با این مفاهیم زندگی کنند و به صورت عملی انجام بدهند، برای ارتقای خرد ورزی و تفکر انتقادی باید ذهن دانش آموزان را به چالش بکشیم. برای مثال دانش آموزان را تشویق می‌کنم که بپرسند و بپرسند چرا پاسخ اینطور شد،چگونه به این پاسخ رسیدیم و... ، بحث‌هایی را در کلاس راه بیندازم و از آنها بخواهم تا درباره یک مسئله با احترام به عقاید یکدیگر صحبت کنند و خودم هم با آنها همراه می‌شوم،به آن‌ها می‌آموزم که بنویسند تا ذهنشان آماده بیان نظرات و استدلال‌ها شود و درک عمیقی نسبت به مسائل داشته باشند مثلاً نظرشان را در مورد آزادی می‌پرسند در قالب نوشتن.

سوال ۶) تربیت دانش آموزان چند ساحتی نیازمند یک معلمی است که در ابعادهای مختلف مهارت لازم را کسب کرده باشد،من بسیار علاقه دارم مهارت‌هایی را یاد بگیرم تا بتوانم دانش‌آموزانم را در مسیر رشد قرار بدهم. برای ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی مهارت معنوی را کسب می‌کنم زیرا معتقدم اعتقادات با زور شکل نمی‌گیرند با خواندن کتاب‌ها و پرسش، مهارت دوم گفتگو درباره اعتقادات که با کسب این میتوانم فضای امنی برای شنیدن نظرات دانش آموزان ایجاد کنم و جز با تمرین این امر حاصل نخواهد شد، برای ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی مهارت‌های مسئولیت پذیری کارها و بالا بردن اطلاعات سیاسی خود را تقویت میکنم که با تمرین در موقعیت‌های مختلف، تابع قوانین بودن و پیگیری اخبار می‌توان این مهارت را کسب کرد، برای ساحت تربیت زیستی و بدنی مهارت آموزش کمک‌های اولیه و مهارت تقویت بدن را کسب خواهم کرد با کلاس رفتن و ورزش‌ های بدنی انجام می‌شود در ساحت تربیت زیباشناختی و هنری مهارت موسیقی و مهارت ذهن خلاق را با تمرین تصویرسازی ذهنی، کمک گرفتن از یک متخصص ساز تقویت می‌کنم، در ساحت تربیت اقتصادی حرفه‌ای مهارت خود را در سواد مالی و کارآفرینی با یادگیری اخبار اقتصادی و مشاوره گرفتن ارتقا میبخشم،در ساحت تربیت علمی و فناوری مهارت استفاده از ابزار دیجیتال و استفاده درست از آنها را با پایبندی به قوانین هر ابزار می‌آموزم.

سوال ۷) صفات بسیاری هستند که به عنوان یک انسان باید آنها را در شخصیت خود نهادینه کنیم،اما مهمترین آنها مسئولیت پذیری است مثلاً اگر دانش آموز تکالیفش را فراموش کرده مسئولیتش را به عهده بگیرد عذرخواهی کند و فرصت دوباره بخواهد، دومین ویژگی مدارا کردن است مثلا اگر نظراتش با یکی از همکلاسی‌هایش تفاوت دارد صبر و مدارا داشته باشد و فوراً عصبی نشود، سومین ویژگی گفتگو است مثلا اگر دانش آموز مشکلی دارد و می‌داند که با گفتگو با کسی می‌تواند آن را حل کند بیان کند و به هر دلیلی نترسد،چهارمین ویژگی تاب‌آوری است یعنی دانش آموز اگر نمره خوبی در درس کسب نکرده بتواند دوباره از جایش بلند شود و تلاش کند و کم نیاورد،پنجمین ویژگی مدافع حقوقش باشد و نگذارد کسی حق او را زیر پا بگذارد حتی معلمش و من معتقدم بچه‌ها بسیار دقت می‌کنند اگر چند بار در کلاس در یکی از این موقعیت‌ها قرار بگیریم و رفتار مناسبی از خود ما نشان بدهیم دانش آموزان یاد می‌گیرند.

سوال ۸) هستی شناسی بر این پایه استوار است که خالق حقیقی خداوند است یعنی هر هدفی در تربیت به قرب الهی و کسب رضایت او باید ختم شود و در بخش آموزش و تربیت این اصل باعث می‌شود دانش و مهارت‌ها در راستای شناخت خدا باشد،مثلاً در تدریس بدن انسان به جنبه‌های زیستی،آفرینش انسان به عنوان اشرف مخلوقات اشاره می‌کنیم، در انسان شناسی انسان دارای کرامت، نعمت عقل و استعداد فراوان است این اصل باعث می‌شود که ما دانش آموزان را موجودی منفعل نبینیم مثلاً برای دانش آموز برنامه‌های مختلفی برای شناسایی علایقشان طراحی کنیم ،در اصل معرفت شناسی شناخت از منابع مختلف حاصل می‌شود و این اصل باعث می‌شود که روش تدریس ما متنوع‌تر شود مثلاً برای تدریس یک بخش از منابع خلاقانه استفاده کنیم،در بخش ارزش شناسی در اسلام رشد ابعاد مختلفی از انسان از جمله عقل،نفس،بدن و روح را شامل می‌شود در واقع یک جانبه بودن خوب نیست مثلاً در مدارس فقط به فکر انتقال دانش نباشیم بلکه مهارت‌های زندگی از جمله مهارت‌های اخلاقی هنری و اجتماعی را تقویت کنیم.

سوال ۹) مهمترین تکنیک من در کلاس همدلی خواهد بود، من معتقدم ایجاد ارتباط عمیق و درک دانش آموزان می‌تواند مدرسه را به فضایی برای یادگیری خلاقانه و رشد تبدیل کند، یعنی در کلاس درس نه فقط به عنوان یک معلم بلکه به عنوان یک همسفر در مسیر یادگیری باشم با تمام وجود حرف‌هایشان را بشنوم،فضای صمیمی بدون ترس از اشتباهی ایجاد کنم که هر فردی استعدادها و علایق مخصوص به خود را دارد و این تکنیک باعث می‌شود که یادگیری فقط به کلاس و کتاب درسی محدود نشود و محیط یادگیری تبدیل به یک محیط فعال شود.در چنین محیطی دانش آموزان هر گوشه ای از مدرسه را بخشی از زندگی واقعی خود می‌دانند و مدرسه از این قالب خشک و رسمی خارج می‌شود.

سوال ۱۰) اینکه خودم را معلمی روشنفکر و تحول گرا بدانم مسئولیت بزرگیست و همواره سعی در تحققش خواهم داشت. من این ۵ مورد را انتخاب می‌کنم: نگاه یکسان به همه دانش آموزان داشتند،دلیل ترک آن این است که همه ما انسان‌ها دارای ویژگی‌های منحصر به فردی هستیم اینکه همه را با یک چوب برانیم دانش آموزان را خسته و ضعیف می‌کند و باعث نادیده گرفتن استعدادهای شان می‌شود، مورد دوم ارزشیابی‌های پایانی در سال تحصیلی است که تمام تلاش‌های یک دانش آموز در حدود یک ساعت و دو برگه امتحانی خلاصه می‌شود این مورد باعث افزایش فشار بر دانش آموزان،ناعدالتی و از همه مهمتر تمرکز بر نمره نه یادگیری، مورد سوم ارتباط یک طرفه و نه دوسویه در بسیاری از کلاس‌ها ارتباط معلم و دانش آموزان یک طرفه و در قالب ارائه درس است، که این باع ایجاد فاصله می‌شود، به نظرم باید رابطه ای با رعایت قوانین اما صمیمی ایجاد کنیم، مورد چهارم تمرکز فقط بر کتاب درسی نه گسترش یادگیری است،به نظرم یکی از مشکلات آموزش و پرورش ما اهمیت صرف کتاب درسی است و این مورد باعث کاهش پرسشگری ما و یادگیری سطحی می‌شود،مورد پنجم جو رقابتی ناسالم موجود که منجر به حسادت کاهش اعتماد به نفس و نفی ارزش‌های دینی ما می‌شود.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (177 امتیاز)
بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدا فاطمه میرزایی هستم دانشجوی پرذوق آموزش کار و فناوری دانشگاه شهید شرافت تهران. طبق گفته آن عزیز( شهید رجایی) معلمی شغل نیست عشق است و در رشته ما عشق به هنر کارآفرینی و همراهی با نوجوانان طلبیده می‌شود .محل تدریس من اسلامشهر می‌باشد .من به عنوان یک معلم صبور، مهربان ،خلاق ،تلاشگر، جستجوگر، منطقی و عاشق دانش آموزانم هستم. همانطور که خود استادان خود را دوست دارم و ارج می‌نهم می‌دانم که دانش آموزانم در آینده مرا گرامی می‌دارند و دوست خواهند داشت.

سوال۱:داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی باعث می‌شود یک چهارچوب مشخص از اهداف ارزش و اصول صحیح را که مورد قبول اکثریت و خودمان هم هست را در این حرفه مشخص کنیم و هویت معلمی را برای خود ایجاد کنیم،و با داشتن خود اگاهی تدریسی تاثیر گذار تر داشته و رفتاری با اثر مثبت تر بر دیگران به خصوص دانش آموزان داشته باشیم .

برای هر عمل و عکس‌العملی بتوانیم راحت‌تر و با سرعت بیشتری تمرکز کرده و در تصمیمات خود انسجام داشته باشیم و کمتر دچار اشتباه شویم.

 این بیانیه در واقع همانند یک نقشه راه در چالش ها و تصمیمگیری‌ها به ما کمک خواهد کرد و مسیر صحیح را به ما نشان خواهد داد.

 و ما به عنوان یک معلم آگاه می‌توانیم با آمادگی حاصل از این بیانیه کارآمدتر و به روزتر تدریس کنیم و ه طور صحیح با دانش آموزان ارتباط برقرار کنیم چرا که هم ما و هم دانش آموزانمان انتظارات را طبق این بیانیه میدانیم و دانش آموزان میدانند که چگونه باید در امر آموزش و یادگیری مشارکت کنند تا موثر تر باشند .

سوال ۲ : خداوند خالق مالک منشا و مبدا جهان انسان و تمام موجودات است و این‌ها دارای نشانه‌هایی از خداوند اند.ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان به مفهوم وجود یک نظام الهی و معنوی است که انسان را به شناخت و فهم عمیق‌تری از جهان و جایگاه خود در آن هدایت می‌کند.

خداوند جهان و همه موجودات هستی را هدایت می‌کند با این حال انسان آزاد است و صاحب اختیار که آن را از خداوند دریافت کرده است.

 با توجه به ارتباط خدا جهان و انسان یک مربی برای آموزش متربیان و پیشرفت آنها باید سعی کند به متربیان مفاهیم مرتبط را آموزش داده تا در سایه ارزش‌های معنوی بتوانند راحت‌تر و سریعتر یاد گرفته و پیشرفت کنند.مثلا با بحث درباره ارزش‌های انسانی، احترام به طبیعت و مسئولیت اجتماعی، می‌توانیم به دانش‌آموزان کمک کنیم تا ارتباط عمیق‌تری با جهان و خداوند برقرار کنند و جایگاه و مسئولیت خود را نسبت با هریک بشناسند.

سوال۳:

۱. پیشرفت تحصیلی :مثلاً در نمرات و شیوه‌های درس خواندن پیشرفت داشته و راکت نمانند

۲.روابط اجتماعی قوی: مثلاً بتوانند در حال و آینده با دوستان و در محیط‌های اجتماعی به طور صحیح با دیگران ارتباط برقرار کنند

۳ .آرامش و سلامت روانی: آرامش داشته و دچار تنش‌ها یا بیماری‌های روح و روان نشوند و بتوانند خود را مطابق با موقعیت های مختلف وفق دهند .

 ۴ .خلاقیت: بتوانند در موقعیت‌های مختلف نوآورانه و خلاق برخورد کرده و ایده‌های نو داشته باشند که خلاقیت باعث پیشرفت در زمینه‌های مختلف می‌شود

۵. تلاشگری: در هر حالتی دست از تلاش برندارد و همواره امیدوارانه تلاش کنند و تلاش بخش جدا ناپذیری از آنها باشد.

۶.تعهد و وفاداری به دین و میهن:در هر شرایطی با آگاهی کامل از ابعاد مختلف همواره پایبند و به دین و وطن خود باشند و بتواند از آنها حمایت کند.

سوال۴: معلم همواره الگو است چه در محیط مدرسه چه در خارج از محیط مدرسه که این بستگی به برخورد او با اطرافیان به ویژه دانش آموزان دارد .معلم الگوی اخلاق رفتار و مهارت‌های زندگی است، پوشش و حتی سطحی‌ترین امور یک معلم برای دانش آموزانش سندیت و اعتبار دارد و ممکن است از آن دنباله روی شود . معلم باید با آرامش خود یک محیط امن حمایتی و تشویقی ایجاد کند تا زمینه رشد و بالندگی دانش آموزان تسریع شود ما به عنوان معلم باید در کوچک‌ترین کارها با دقت و حساب شده رفتار کنیم چرا که تاثیرپذیری دانش آموزان از ما بسیار زیاد است.معلم نقش راهنما و تسهیلگر دارد و باید پیمودن راه موفقیت را برای دانش آموزان آسان کند . معلم در انگیزه و ساخت آینده ی دانش آموزانش بسیار تاثیر گذار است پس باید در جهت مثبت بودن آن تاثیر آگاه باشد و تلاش کند.

سوال۵: یک معلم می‌تواند با طرح سوال‌های چالشی ،ایجاد یک فرصت برای پرسش و پاسخ دوسویه بین معلم و دانش آموزان ، دادن موضوع‌هایی برای بحث‌های گروهی یا دادن پروژه‌هایی که دانش‌آموزان درباره آنها به جستجو و تحقیق بپردازند فرصتی برای خرد ورزی و تفکر انتقادی در آنها ایجاد کند. همچنین به دانش آموزان بیاموزد که درباره چیستی چرایی و چگونگی هر چیز و موضوعی بیندیشند و به راحتی از کنار چیزی نگذرند تا خردورزی و تفکر انتقادی آنها تقویت شود.

و نیز می‌تواند در فعالیت‌هایی مثل فعالیت های آموزشی یا حتی اوقات فراغت گاهی مواردی را به طور ایراددار بیان کند و از بچه‌ها بخواهد موارد اشتباه آن را بیابند یا به عبارتی قدرت انتقاد انها را به چالش بکشد البته که می‌تواند برخی از این موارد را در قالب بازی ،فیلم‌های آموزشی، داستان و .... عملی کند،مثلا داستان هایی با توجه به سن دانش آموزان درباره داستانی واقعی ازفردی بزرگی با قدرت انتقادی بالا و موفقیت هایش یا درباره ی داستانی تخیلی درباره ی حیوانی در جنگل و کمکی که این ویژگی به او کرد بگوید ،تا بچه ها عمیق تر این ویژگی را درک کرده و سعی در تقویت آن در خود کنند.

سوال۶:

اهداف ساحت تربیتی اعتقادی عبادی اخلاقی:

۱.تسلط بر داستان های دینی و قرآنی

۲.کسب مهارت بیان صحیح و تاثیرگذار

اهداف ساحت تربیتی اجتماعی و سیاسی:

۱. مطالعه درباره آداب و رسوم هنجارها و ارزش‌های جوامع مختلف

۲.مطالعه ی به روز رخ داد های جامعه و صحبت در حد فهم دانش آموزان

اهداف ساحت تربیتی زیستی و بدنی :

۱.کسب مهارت در یک ورزش و داشتن آمادگی جسمانی

۲.احترام به محیط زیست و شرکت در برنانه های حمایت از محیط زیست و طبیعت

اهداف ساحت تربیتی زیبا شناختی و هنری:

۱.کسب مهارت دیدن زیبایی های محیط اطراف و گفت و گو درباره ی آنها در کلاس

۲.جست وجو ،فهم وانتقال مفاهیم و رمز های پدیده های طبیعت

اهداف ساحت تربیتی اقتصادی و حرفه ای:

۱.کسب آگاهی درباره ی کارآفرینی و مشاغل ساده و مختلف برای کسب درآمد

۲.کسب آگاهی و آموزش قوانین رایج و ضروری مربوط به کسب و کار های ساده

اهداف ساحت تربیتی علمی وفناوری:

۱. کسب مهارت‌های فنی و برگزاری کارگاه آموزشی در ارتباط با آن

 ۲ .مطالعه کتاب‌های متفرقه و فراوان و پیشنهاد بهترین‌های آنها به دانش آموزان

سوال۷:

صداقت:مثلا دانش آموز درهنگام عدم انجام تکالیف نباید بترسد و علت واقعی را بگوید میتوان به او فرصت داد تا جبران کند  

صبر: عجول نباشد و مثلا برای پیشرفت در درسی که ضعیف است صبوری پیشه کند تا پیشرفت حاصل شود نه اینکه آن را نیمه راه رها کند .

تلاش: مثلا در هر موضوعی تمام تلاشش را بکند و نا امید نشود چه در موارد درسی و چه غیر درسی تا موفقیت حاصل شود چرا که که سرانجام تلاش درست و اصولی قطعا موفقیت است حال یا به طور واضح یا همینکه کسی تمام تلاشش را در موضوعی بکند خودش نوعی موفقیت و آرامش خیال و حس رضایت از خود است.

مسئولیت پذیری:مثلا در انجام تکالیف و کارهای واگذار شده کوتاهی نکند و خود را متعهد به انجام صحیح و کامل آن موضوع بداند .

خوش اخلاقی: مثلا در برخورد با کادر مدرسه و همکلاس هایش خوش اخلاق باشد،بتواند با اخلاق خوب روابط صحیح برقرار کند.

سوال ۸

 هستی شناسی: باور به این اصل که جهان آفرینش نماد و نشانه ی حکمت الهی است و این در تدریس باعث احترام به طبیعت و مخلوقات(دانش آموزان و حتی همکاران ) می‌شود، و مسیر آموزش را امن و در مسیر درست قرار میدهد.

انسان شناسی: انسان موجودی مختار و مسئول است که این اختیار را خداوند به او عطا کرده است پس باید قدر دان آن باشد که این موضوع در ترغیب به اخلاق و مسئولیت‌پذیری مؤثر است.

معرفت شناسی: معرفت باید از طریق اصل فهم عمیق و توحیدی با تکیه بر عقل کسب شود که در آموزش توحید و اخلاق کاربرد فراوان دارد.

 ارزش شناسی: اصل عدالت که یکی از محور های مهم حیات طیبه و بر رعایت حقوق دیگران تاکید دارد و بر رفتار صحیح و متوازن من در کلاس بین دانش آموزان تاثیر دارد.

سوال۹

تکنیک تامل و گفت و گو بر محور اخلاق مداری:

به عنوان معلم کار و فناوری که دارای تایم آزاد بیشتری است سعی می‌کنم همواره اخلاق را در تدریس رعایت کرده و درباره موضوعات مختلف اخلاقی چالش ایجاد کرده و دانش آموزان را به بحث و گفتگو راجع به آن مشتاق کنم تا در کنار درس کار و فناوری و فعالیت‌های هنری موضوعات مختلف اخلاقی را یاد گرفته و درباره چالش‌های اخلاقی در زندگی بتوانند به درستی فکر کرده گفت و گو کرده و تصمیم گیری کنند و محیط مدرسه را با فعالیت‌های فرهنگی، پژوهشی، کار گروهی و کارهای عملی مرتبط با چالش های مختلف نیازمند گفت و گو به یک محیط یادگیری همه‌جانبه و پرنشاط تبدیل میکنم.دانش آموزان در تمام سنین از کودکی( دوره ابتدایی) تا بزرگسالی (دبیرستان )بخش زیادی از عمر خود را در مدرسه می‌گذرانند بنابراین مدرسه تاثیر زیادی بر آنها خواهد داشت همچنین در مدارس همواره با دانش آموزان و عوامل و کادر دیگر با عقاید و فرهنگ‌های مختلف در ارتباط هستند و مسیر اصلی یادگیری آنها در مدار تایید شده مدرسه که مملو از تفاوت است شکل می‌گیرد و نیز داشن اموز در مدرسه در تایم های مختلف با چیز های مختلف رو به رو است از ساده ترین چیز ها مثل نحوه صف ایستادن ،نحوه خرید ،نحوه خوردن ،نحوه نوشیدن ،ونحوه رفتار کردن ،نحوه دینداری و...وبه همین دلایل محیط مدرسه یک محیط یادگیری همه جانبه

است که روی دانش آموز تاثیر زیادی دارد.

سوال۱۰:

۱.تدریس خشک و یک طرفه معلم: سعی می‌کنم کلاس را با مشارکت حداکثری دانش آموزان برگزار کنم تا یادگیری موثرتر و لذت بخش‌تر باشد

۲.یادگیری واقعی به جای حفظ سطحی مطالب:چرا که اینگونه یادگیری عمیق تر و ماندگار تر خواهد بود و با گذشت زمان همچنان در حافظه دانش آموزان باقی می ماند .

۳.کاهش فشار بیش از حد بر دانش آموزان: این کارمثلا با کاهش مطالب مازاد و سنگین کتاب های درسی باعث میشودتا لذت یادگیری افزایش و علاقه به ادامه تحصیل، یادگیری و مدرسه بیشتر شود

۴. عدم مشارکت و حضور خانواده‌ها در مدرسه چرا که حضور خانواده ها و آگاهی آنها از روند آموزشی فرزندانشان می‌تواند به شناسایی نقاط ضعف و قوت و پیشرفت سریع‌تر دانش‌آموزان در جهت صحیح کمک کند

۵.عدم توجه به اعتقادات دینی:با برگزاری نماز جماعت در تایم اذان در مدرسه ،تعریف داستان های دینی مرتبط با دروس مختلف باعث آگاهی صحیح دانش آموزان میشوم.
2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)
فاطمه بخشعلی هستم دانشجوی رشته آموزش فیزیک از یکی از شهرستانهای همدان و ویژگی هایی که از خود میبینم اینه که انعطاف پذیری بالایی دارم و با دانش آموزان میتوانم مانند دوستشان رفتار کنم و صبور هستم و بیشتر سعی میکنم تشویق کنم تا سرزنش و انشالله که معلم خوبی برای دانش آموزانم باشم ،سوال 1_بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی برای من برای بیان اصول ،ارزشها و باورهای خودم در مورد آموزش و یادگیری است و به من کمک میکند تا در شرایط مختلف ، تصمیمات آگاهانه تری بگیرم . به عنوان مثال من به عنوان یک معلم این باور را دارم که هر دانش آموز استعداد منحصر به فرد خود را دارد و استعدادهای هرکس بادیگری متفاوت است و همین باور باعث میشود که با شیوه های مختلف به دنبال کشف و آشکار ساختن استعدادهای دانش آموزانم باشم. یکی دیگر از این اهمیت ها برای من عبارت است از : ارتباط با دانش آموزان و والدین که بیانیه باعث شود ارتباط بهتری با دانش آموزان و والدین برقرار کنم .به عنوان مثال من به والدین اطلاع میدهم که هدف من شناخت دانش آموزان از خود و هدف خودشان است واز آنها میخواهم در این مسیر همکاری کنند. اهمیت دیگر بیانیه فلسفه معلمی برایم تحریک تفکر انتقادی است .به عنوان مثال من به طور مرتب باز خورد میگیرم وبه فکر کردن درباره ی روشهای تدریس خود می پردازم تاببینم کجا را میتوانم بهبود دهم و چگونه میتوانم به بهترین نحو به نیازهای دانش آموزان پاسخ دهم.سوال 2_ارتباط میان خداوند،جهان و انسان در فلسفه و تربیت،به شکل های مختلفی تفسیر میشود ازجمله:1_خداوند به عنوان خالق:خداوند به عنوان خالق جهان و همه موجودات در نظر گرفته میشود.این باور به معنای آن است که جهان و انسانها نه تنها وجود دارند ،بلکه وجودشان هدفمنداست وبه اراده و حکمت خداوند وابسته است.مثل:در بسیاری از ادیان،خداوند به عنوان پدر مهربانی معرفی میشود که به انسانها عشق و رحمت میورزد.2_جهان:جهانی که انسان در آن زندگی میکند،مکان تجربه و یادگیری است.مثلا طبیعت به عنوان نشانه ای از قدرت خداوند،میتواند الهام بخش انسانها باشد و آنها را به تفکر درباره آفرینش و زیبایی های آن وادار کند.3_انسان:موجودی که دارای اراده ،اختیار وعقل است و میتواند با خداوندو جهان ارتباط برقرار کند.انسان به دنبال معنا ،هدف و ارتباط با خداوند است .مثال:انسانها از طریق دعا و عبادت سعی در برقراری ارتباط با خداوند دارند و این ارتباط به آنها احساس آرامش و امنیت میدهد.من به عنوان یک معلم میتوانم با استفاده از این ارتباطات در تربیت متربی ها به شیوه های زیر عمل کنم :1. آموزش معنویت: می‌توانم مفاهیم مذهبی و معنوی را به دانش‌آموزان آموزش دهم تا آنها بتوانند به خداوند نزدیک‌تر شوند.  • مثال: برگزاری جلسات دعا یا تفکر گروهی درباره آفرینش و زیبایی‌های طبیعت.2. توسعه تفکر انتقادی: من می‌توانم دانش‌آموزان را تشویق کنم تا درباره ارتباط خود با جهان و خداوند تفکر کنند. این امر می‌تواند منجر به رشد فکری و روحی آنها شود.• مثال: پرسش‌هایی مانند "چگونه می‌توانیم از طبیعت محافظت کنیم تا نشان‌دهنده قدردانی ما از خلقت باشد؟"
3. ایجاد حس مسئولیت: می‌توانم به دانش‌آموزان بیاموزم که آنها مسئولیت‌هایی نسبت به خود، دیگران و جهان دارند.   • مثال: تشویق دانش‌آموزان به مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی یا محیط زیستی که نشان‌دهنده عشق به خداوند و خلق او باشد.
سوال 3_من تمایل دارم دانش آموزانم به اهدافی که در پایین به آنها اشاره میکنم دست یابند:• درک مفاهیم بنیادی: من میخواهم دانش‌آموزان مفاهیم اساسی در موضوعات مربوط به درس ِ من که فیزیک است و علومی که به درس فیزیک مرتبط هستند را درک کنند.
  • مثال: یکی از اهدافم در درس فیزیک،یادگیری عمیق دانش آموزان با مبحث نوسان است وارتباط آن با نمودار توابع در ریاضی را متوجه شوند .• تفکر انتقادی: توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری آگاهانه. • مثال: میخواهم دانش آموزانم در مورد اینکه چرا قطعه سنگ کوچکی در آب فرو میرود اما یک تکه چوپ که مساحت بزرگ تری دارد فرو نمیرود اطلاعاتی را به دست بیاورند.
• حل مسئله: توانایی استفاده از دانش برای حل مسائل واقعی.
  • مثال: با یادگیری مفاهیم انبساط ،متوجه شوند در زندگی روزمره مثلا برای باز کردن درب شیشه ها میتوانند از این مفهوم استفاده کنند واین مسئله را حل کنند.
• توسعه مسئولیت‌پذیری: آموزش اهمیت مسئولیت‌پذیری در کارها و تصمیمات.  • مثال: میتوانم با واگذار کردن وظایف مشخصی به هر دانش‌آموز به آنها کمک کنم تا آن‌ها یاد بگیرند که چگونه باید مسئولیت‌های خود را مدیریت کنند.• احترام به دیگران: آموزش اهمیت احترام به نظرات، فرهنگ‌ها و عقاید مختلف.
  • مثال: بحث‌هایی در مورد تنوع فرهنگی برگزار میکنم تا دانش‌آموزان اهمیت احترام به دیگران را بیاموزند.
سوال 4_من به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس ابتدا باید تسهیل گریادگیری باشم وفضایی را ایجاد کنم که دانش آموزان بتوانند به طور فعال در فرایند یادگیری شرکت کنند.و همچنین من به عنوان یک معلم باید به عنوان یک الگوی مثبت برای دانش آموزان عمل کنم رفتارها ،ارزش ها ونگرش های من میتواند بر نگرش ها و رفتارهای دانش آموزان تاثیر بگذارد و من برای مثال میایم با احترام گذاشتن به دیگران و شنیدن نظرات مختلف ورعایت اعتدال این نوع ارزش را ترویج میدهم.و همچنین کار دیگری که برای اثربخشی میتوانم انجام بدهم این است که به عنوان مشاور وراهنما در انتخاب مسیرهای تحصیلی و شغلی کمک کنم مثلا میتوانم جلسه های مشاوره ای برای دانش آموزان برگزار کنم تا آنها را در انتخاب رشته دانشگاهی راهنمایی کنم.دیگر فعالیتی که میتوانم داشته باشم این است که با خانواده های دانش آموز ارتباط برقرار کنم و آنها را در جریان فرایند یادگیری فرزندانشان مشارکت دهم و این کار را میتوانم با برگزاری جلساتی انجام دهم و از نظرات و پیشنهادات والدین هم آگاه شوم.
سوال5_روش ها و فعالیت های مختلفی برای ارتقا این مهارت ها وجود دارد ومن مایلم با استفاده از روش های زیر این کار را انجام دهم:1_ ایجاد فضایی برای پرسشگری:من باید فضایی را فراهم کنم که دانش‌آموزان احساس راحتی کنند و بتوانند سوالات خود را مطرح کنند. این کار می‌تواند با تشویق به پرسشگری آغاز شود.مثال: می‌توانم در ابتدای یک درس، یک سوال چالش‌برانگیز مطرح کنم و از دانش‌آموزان بخواهم که نظرات خود را بیان کنند. به عنوان مثال، "آیا فکر می‌کنید در مبحث کار _انرژی وقتی جسمی را با دستهایمان نگه داریم کار انجام میشود ؟چرا؟2.. تشویق به کار گروهی
کار گروهی می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا نظرات مختلف را بشنوند و مهارت‌های تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.مثال: می‌توانم دانش‌آموزان را به گروه‌های کوچک تقسیم کنم و از هر گروه بخواهم که یک موضوع خاص را بررسی کرده و نتیجه‌گیری کنند. سپس هر گروه باید یافته‌های خود را با کلاس به اشتراک بگذارد.3. تحلیل متون و منابع مختلف:تحلیل متون مختلف، اعم از مقالات علمی می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا مهارت‌های تحلیل و ارزیابی اطلاعات را تقویت کنند.مثال:میتوانم از دانش آموزان بخواهم که در مورد مبحث فشار انواع مختلف مسائل آن را حل کنند و سوالاتشان باهم متفاوت باشند و سرکلاس بیایند آنها را تجزیه وتحلیل کنند.
4. بازخورد سازنده :معلم باید بازخورد سازنده‌ای ارائه دهد که به دانش‌آموزان کمک کند تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند و در نتیجه، توانایی‌های تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.مثال: پس از ارائه یک پروژه یا تحقیق، می‌توانم با نقد سازنده، نقاط قوت کار دانش‌آموزان را تأکید کنم و زمینه‌های بهبود را مشخص کنم.
سوال 6_ساحت تربیت اعتقادی ،عبادی و اخلاقی:الف)تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش ودیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند ودعوت سایرین به دینداری و اخلاق مداری:و این مهارت را از طریق نماز و دعا و مطالعه متون مقدس وتفکر کسب میکنم.ب)خودشناسی ودیگرشناسی برای پاسخگویی مسئولانه به نیازها ومحدودیتها با درک موقعیت خودو دیگران:این مهارت را از طریق تحلیل خودم مثلا پیدا کردن نقاط قوت و ضعفم و ارزش،ها و باورهایم کسب میکنم .ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:الف)بازشناســی،حفظ و اصلاح آداب، رســوم، هنجارها و ارزشهای جامعه در پرتونظام معیاراسلامی:این مهارت را با شرکت کردن در دوره های آموزشی درباره اصول و ارزشهای اسلامی وتحقیق و پژوهش میخواهم کسب کنم.الف)-آمادگی جهت تشــکیل خانــواده و حفظ وتداوم آن به مثابــة مهمترین نهاد تحقق بخش جامعة صالح:سعی میکنم این مهارت را با مطالعه کتاب ها و مقالات در زمینه روانشناسی خانواده،یادگیری نحوه برقراری ارتباط موثرو تاکید بر ارزشهایی مانند احترام وصداقت و...کسب کنم.
ساحت تربیت زیستی و بدنی:-الف)تلاش پیوســته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران:این مهارت را با انتخاب موادغذایی مغذی و ورزش به صورت منظم و عمل به تکنیک های آرامش بخش،کسب میکنم.ب)کوشــش مــداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیســت و احتــرام به طبیعت:این مهارت را قصد دارم با شرکت در کارگاه ها و سمینارهاکه به افزایش آگاهی ام نسبت به محیط زیست کمک میکند و کاهش مصرف پلاستیک و تفکیک زباله ،کسب کنم.ساحت تربیت زیباشناختی و هنری: الف)درک زیباییهــای جهان آفرینش بــه منزلة مظاهر جمال و کمال الهــی و ارتقای ذائقـة زیباشناسانـة خود:باخواندن متن های فلسفی وادبی وسفر به طبیعت و مدیتیشن در طبیعت و شرکت در فعالیت های هنری و گوش دادن به موسیقی این مهارت را میخواهم کسب کنم.ب)-زیبا ســازی محیط زندگی وپیراســتن آن از انواع زشــتیهای معنوی، اخلاقی و زیســت محیطی:این مهارت را با شرکت در کمپین های پاکسازی و انجام رفتارهای احترام آمیزبا دیگران ومشارکت در فعالیت های خیریه کسب میکنم.ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای:الف)مراعــات قوانیــن و احکام معاملات و التزام به ارزشهای اخلاقــی و رعایت حق، عدالت وانصاف در روابط اقتصادی با دیگران:برای کسب این مهارت آموزشهای لازم در رابطه باحقوق و وظایف افراد در معاملات اقتصادی و عمل به آنان را انجام میدهم.ب)کســب شایســتگیهای لازم جهت هویت حرفه ای و انتخاب آگاهانة شــغلی متناســب با تواناییهاو علائق خود و فعالیت در آن حرفه در جهت رفع نیازهای فردی و اجتماعی وکمک به منافع شخصی و ملی:برای کسب این مهارت نقاط قوت و ضعف و پشیداکردن علاقه های شخصی و حرفه ای به دست می آورم.ساحت تربیت علمی وفناوری:الف)برنامه ریزی و اجرای آگاهانة فعالیتهای علمی پژوهشــی برای دستیابی خود وجامعه به آیندة مطلوب:برای کسب این مهارت ابتدا باید شناسایی نیازها را انجام دهم و سپس هدف های خود را متناسب با نیازها مشخص کنم و با کمک تحلیل نقاط قوت ،ضعف و فرصت ها وتهدیدها در زمینه های علمی پژوهشی به اهداف مشخص،شده دست یابم.ب)درک و کشــف و تفســیر پدیده ها ورویدادهای طبیعی درجهت رمزگشایی و رمزگردانی ازآنها به منزلة مخلوقات و آیات الهی:برای کسب این مهارت با علوم پایه مثل زیست شناسی ،فیزیک و...آشناتر میشوم و مفاهیم را تحلیل میکنم و با مطالعه قرآن کریم که به آفرینش و نشانه های الهی اشاره میکند این مهارت ها را کسب میکنم.
سوال 7_1_احترام به دیگران: متربی را تشویق میکنم تابه نوبت صحبت کنند و به نظرات یکدیگر گوش دهند واینگونه اهمیت احترام به دیگران را آموزش میدهم.همچنین میتوان با احترام به معلمان و کارکنان مدرسه این مفهوم را تقویت کرد.2_همدلی و همدردی :با ایجاد موقعیت های برای متربی که بتواند احساسات دیگران را درک کند،مانند فعالیت های خیریه یا کمک به دوستان در شرایط سخت،به او یاد میدهم که چگونه میتواند احساس همدلی را در خود تقویت کند.3_مسئولیت پذیری:با واگذاری وظایف و مسئولیت های مشخص به متربی،مانند مدیریت یک پروژه گروهی،مسئولیت نگهداری از کتاب ها و مدیریت زمان در فعالیت های گروهی به او یاد میدهم که مسئولیت پذیری چیست و چگونه مسئولیت های خود را به درستی انجام دهد.4_عدالت:بابرگزاری بحث ها و فعالیت هایی که در آنها نیاز به قضاوت وتصمیم گیری درباره مسائل اجتماعی وجود دارد به متربی یاد میدهم که چگونه باید به عدالت و انصاف توجه کند.5_تعاون و کارگروهی:پروژه های گروهی ای طراحی میکنم که دانش آموزان باید در آن بایکدیگر همکاری کنندتا به هدف مشترکی برسند.از طریق این فعالیت ها دانش آموزان یادمیگیرند که چگونه در یک تیم کارکنند و ارزش همکاری را درک میکنند.
دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
سوال8_برای تبیین اصول تربیت اسلامی در چهار حوزه هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی، می‌توان به شرح زیر عمل کرد:1. هستی‌شناسی: اصل توحید: در تربیت اسلامی، اصل توحید به عنوان بنیادی‌ترین مفهوم هستی‌شناختی مطرح است. این اصل بر این باور است که همه چیز از یک منبع واحد (خداوند) نشأت می‌گیرد و تمام موجودات در ارتباط با او هستند. مثال: در فرآیند تربیت، وقتی که من به دانش‌آموزان یاد می‌دهم که همه چیز در عالم تحت اراده و علم خداوند است، این آگاهی می‌تواند به آنها کمک کند تا نسبت به محیط اطراف خود مسئولیت‌پذیرتر باشند و در تصمیم‌گیری‌های خود به خداوند توکل کنند.

2. انسان‌شناسی: اصل کرامت انسانی: در انسان‌شناسی اسلامی، هر انسان دارای کرامت و ارزش ذاتی است. این اصل بر این باور است که انسان‌ها به عنوان اشرف مخلوقات، باید با احترام و عزت رفتار شوند.مثال: در یک کلاس درس، من می‌توانم با احترام به نظرات و احساسات دانش‌آموزان گوش دهم و آنها را تشویق کنم تا خود را بیان کنند. این رویکرد نه تنها به تقویت اعتماد به نفس آنها کمک می‌کند بلکه احساس ارزشمندی را در آنان تقویت می‌نماید.

3. معرفت‌شناسی: اصل جستجوی حقیقت

: در معرفت‌شناسی اسلامی، جستجوی حقیقت و علم آموزی به عنوان یک واجب شناخته می‌شود. این اصل تأکید دارد که انسان باید در پی شناخت واقعیات باشد و از تقلید کورکورانه پرهیز کند.

مثال: من می‌توانم با تشویق دانش‌آموزان به تحقیق و پژوهش درباره موضوعات مختلف و نقد و بررسی اطلاعات، آنها را به سمت تفکر انتقادی و جستجوی حقیقت هدایت کنم. این امر باعث می‌شود که دانش‌آموزان به جای پذیرش اطلاعات بدون بررسی، خود به تحلیل و ارزیابی آنها بپردازند.

4. ارزش‌شناسی: اصل محبت و همدلی: در تربیت اسلامی، محبت و همدلی از ارزش‌های اساسی محسوب می‌شود. این اصل بر اهمیت روابط انسانی سالم و محبت‌آمیز تأکید دارد.

مثال: در فعالیت‌های گروهی، مربی می‌تواند بر روی همکاری و همدلی بین دانش‌آموزان تأکید کند. برای مثال، ایجاد پروژه‌های گروهی که نیاز به همکاری و تعامل مثبت دارند، می‌تواند به تقویت احساس محبت و همدلی در بین دانش‌آموزان کمک کند.

سوال 9_مهم ترین تکنیک و روش تاثیر گذار باید ایجاد فضایی امن و محیطی مناسب برای دانش آموز باشد تا دانش آموز بتواند راحت احساسات و نظرات خود را بیان کند و دانش آموز احساس ارزشمندی بکند و من برای این که همچین فضایی ایجاد شود راهکارم این است که ابتدا باید من به عنوان معلم با دانش آموزان احساسِ راحتی داشته باشم چون تا من با دانش آموزان راحت نباشم دانش آموزان هم متقابلا احساس راحتی نمیکنند و نکته دیگری که وجود دارد این است که با دانش آموزان با ادب و احترام برخورد کنم چون باعث میشود حتی تلنگری باشد برای افرادی که از ادب کافی برخوردار نیستند و توجه به تربیت و پرورش و ارزش های اخلاقی برای من نکته حائز اهمیتی است چون اگر در انسانها تربیت درستی شکل بگیرد خیلی از ظلم ها ،بی عدالتی ها،افسردگی هاو ناامیدی هایی که در خیلی از افراد جامعه میبینیم،کمرنگ میشوند.در محیط مدرسه از نظر من باید تا جایی که امکانش هست در تدریس تنوع به خرج دهم و اگر برای مبحثی میتوان آزمایشی طراحی کرد حتما این کار را انجام دهم و اگر در زمانی مناسب باشد که بچه ها به صورت گروهی فعالیت داشته باشند این کار را انجام دهم و باعث شود تدریس فعالی اتفاق بیفتد و روحیه همکاری و بعد اجتماعی دانش آموزان تقویت شود.

سوال 10_الف)تنبیه بدنی یا تحقیر کلامی:درفلسفه تربیت اسلامی کرامت انسان بسیار مهم است و تحقیر، شخصیت دانش آموزان را خدشه دار میکند و بهتراست به جای تحقیر دانش آموزی که تکالیف و مسئولیت خود را به خوبی انجام نداده است معلم با او گفتگو کند تا دلیل را درک کند وراهکار ارائه دهد.

ب)آموزش حفظیات بدون درک مفهومی:قرآن بارها انسان ها را به تفکر و تعقل و تدبر دعوت کرده است بنابراین بهتراست به جای آموزش دادن اینکه چطور تعاریف علمی را حفظ کنندو چه چیز هایی راحفظ کنند از دانش آموزان بخواهیم که در کلاس گفتگو کنند که این گفتگو میتواند در قالب پروژه یا تحقیق باشد وتفکر و تعقل دانش آموزان پرورش یابد.

ج)بی توجهی به تفاوت های فردی دانش آموزان:تربیت اسلامی هر فردی را با توانایی های منحصربه فردش میشناسدو از آنجایی که در بسیاری ازسیستم های آموزشی سنتی،همه دانش آموزان با یک روش مشابه آموزش میبینند باید به تفاوت های فردی ،سبک های یادگیری و نیازهای خاص هر دانش اموز توجه کنیم.

د)بی توجهی به پیوند خانه و مدرسه:تربیت اسلامی نقش خانواده را کلیدی میبیندومدرسه باید ادامه تربیت خانه باشدبنابراین باید جلساتی تشکیل دهیم تا درباره وضعیت روحی و تربیتی دانش آموزان گفتگو کنیم.و)کاهش تعاملات اجتماعی:روشهای سنتی معمولا بریادگیری انفرادی تاکید دارند وتعاملات اجتماعی را کاهش میدهند از این رو باید فرصت هایی برای همکاری و کارگروهی بین دانش آموزان ایجادکنیم.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (160 امتیاز)
به نام خدا

ثنا طهماسبی هستم دانشجوی رشته کاروفناوری دانشگاه فرهنگیان، منطقه ۸ تهران.

از ویژگی های خودم میتونم به این موارد اشاره کنم که فردی کوشا و مسئولیت پذیر هستم و دوست دارم که راه و روشی جدید برای هرچیزی خلق کنم. اهل مطالعه و تحقیق هستم و دوست دارم این ویژگی رو به نسل های آینده هم انتقال کنم.

⚜️۱. به عنوان یک معلم اگر بدونم که فلسفه و علت تدریس کردنم چیه و هدف از تدریسم چیه، میتونم راحت تر روی دانش آموزان تاثیر بزارم و حتی هدفمندتر تدریس میکنم و نیاز های دانش آموزان را در این کلاس راحت تر پیدا می کنم و برای رفع آنها اقدام نمایم .حتی باعث رشد شخصی خودم میشه و میتونم نقاط ضعف و قوت خودم رو بهتر بشناسم و همانطور که دانش آموزان در این کلاس رشد خواهند کرد، من نیز رشد خواهم کرد و همینطور باعث میشه که از بی انگیزگی و سردرگمی حین تدریس جلوگیری کنم چون هدفم رو از تدریس می دانم و سردرگم نمی‌شوم.برای همین به عنوان یک معلم حتما به یک بیانه فلسفی درمورد شغل و تدریسم نیاز خواهم داشت.

⚜️۲.من به‌عنوان معلم باور دارم که خداوند سرچشمه هستی و کمال انسان است، جهان عرصه‌ای برای تجربه و یادگیری است و تنها یک جهان مادی نیست و انسان موجودی مختار و ارزشمند با استعدادهای الهی است و باید از طریق تقویت این استعدادها به قرب الهی و کمال برسد. بخاطر همین تدریس برای من فقط برای انتقال دانش نیست، بلکه کمک کردن به دانش آموز در شناخت خود، جهان و خداوند است. من تلاش می‌کنم که علم رو به عنوان راهی برای درک بهتر جهان و نزديکي به خداوند معرفی کنم. همچنین مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان را نسبت به خود، دیگران و طبیعت افزایش بدهم. و با آشنایی دانش آموزان با این موارد، امید و انگیزه آنها را بالا ببرم.

⚜️۳.به عنوان معلم، هدفم تنها آموزش دانش نظری نیست، بلکه دوست دارم دانش آموزانم چگونگی حل مسئله و خلاق بودن و تفکر انتقادی رو یادبگیرند. علاوه بر یادگیری علوم و روش های اندیشیدن ، دوست دارم که صداقت و امیدواری و مسئولیت پذیری و دیگر صفات اخلاقی خوب رو به آنها آموزش بدم. می‌خواهم یادبگیرند که زندگی فقط این دنیای مادی نیست و حقیقی فراتر از آن وجود دارد . خداوند رو به عنوان هدف نهایی هر انسان به آنها معرفی کنم. همچنین دوست دارم به آنها مسئولیت پذیری در رابطه با خود، دیگران و طبیعت اطرافشان را یاد دهم.دوست دارم به آنها بیاموزم که دانش آموز خوب بودن به نمره کامل گرفتن نیست و نباید فقط بخاطر نمره درس بخوانند. بلکه دانش آموزی خوب و قابل ستایش است که هدفش این نباشد که بهترین باشد بلکه در هر موردی بهترین تلاش خود را انجام دهد، فارغ از نتیجه.

⚜️۴.به عنوان معلم، میدونم که نقش من فراتر از آموزش مطالب درسی است و شامل راهنمایی و رشد شخصیت دانش‌آموزان نیز می‌شود. در کلاس تلاش می‌کنم فضایی ایجاد کنم که دانش‌آموزان، روحیه پرسشگری یاد بگیرند و مهارت‌های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت خود را تقویت کنند. می‌دانم که اگر میخواهم بر روی دانش آموزان تاثیرگذار باشم ابتدا باید خودم آن ارزش های اخلاقی را داشته باشم. رفتارهایی مثل صداقت، احترام و مسئولیت‌پذیری و فروتنی و همدردی . ارزش‌های اخلاقی را به شکل عملی نشان می‌دهم و سعی میکنم در کلاس آنها را پیاده کنم. خارج از کلاس، به عنوان یک همراه، مهارت‌های زندگی، تصمیم‌گیری و مسئولیت اجتماعی را تمرین می‌کنم. به عنوان مثال اگر دانش آموزی نیاز به مشورت کردن داشت به او کمک خواهم کرد.

⚜️۵.برای پرورش خردورزی و تفکر انتقادی، روش‌های عملی را در کلاس به کار می‌برم. به دانش‌آموزان یاد می‌دهم با پرسش‌های مختلف موضوعات را بررسی کنند و فقط به جواب‌های آماده اکتفا نکنند و برای پیدا کردن جواب ها وقت بگذارند. مثلا یک موضوعی برای تحقیق به آنها می‌دهم ولی ازشون می‌خواهم که از زوایای مختلف به آن نگاه کنند و فقط دنبال این نباشند که یک برگه را پر کنند و نمره ای بگیرند.بلکه به صورت عمیق درمورد آن موضوع فکر کنند و نظرات خودشون رو مثل یک نویسنده و منتقد در رابطه با آن موضوع بنویسند. همچنین دوست دارم کلاس را محیطی امن برای بحث و تبادل نظر کنم تا دیدگاه‌های همدیگر را نقد و تحلیل کنند. یا مثلا به آنها یک پروژه گروهی می‌دهم که مهارت های گروهی شان در کنار مهارت خردورزی، افزایش یابد.

⚜️۶.به عنوان معلم، باور دارم برای پرورش دانش‌آموز چندساحتی، خودم هم باید در هر ساحت مهارت‌های متناسب را یاد بگیرم. در ساحت اعتقادی و اخلاقی با خواندن قرآن همراه ترجمه فارسی آن و پندگرفتن از داستان های قرآنی و تمرین صبوری، الگویی معنوی برای شاگردان می‌شوم. در ساحت علمی و فناورانه با یادگیری روش تحقیق و استفاده از ابزارهای نوین آموزشی، کلاس را جذاب تر می‌کنم. در ساحت هنری و زیباشناختی با تمرین نقاشی و داستان‌گویی، خلاقیت و ذوق هنری را زنده نگه می‌دارم. در ساحت اقتصادی و حرفه‌ای با مهارت مدیریت مالی و برگزاری بازارچه کسب وکار در مدرسه، روحیه تلاش و برنامه‌ریزی را تقویت می‌کنم. در ساحت زیستی و بدنی با ورزش منظم و رعایت تغذیه سالم، الگوی زندگی سالم برای دانش‌آموزان می‌شوم. و در ساحت اجتماعی و سیاسی با تمرین گفت‌وگو، کار گروهی و قانون‌مداری، به آن‌ها می‌آموزم شهروندانی مسئول و فعال باشند.

⚜️۷.صداقت و راستگویی: مثلا اگر دانش آموزی تکالیفش را انجام نداد دلیل واقعی کم کاری خود را بگوید و دروغ نگوید اینطوری اعتماد من به آنها بیش‌تر خواهدشد و در آینده باعث همدردی و یا درک بیشتر می‌شود.

مسئولیت پذیری:برای تربیت شهروندانی مسئول باید از کودکی به آنها آموزش داد. مثلا اگر قرار بر کار گروهی باشد باید مسئولیت ها به صورت عادلانه تقسیم شود و هرکسی وظیفه خودش را به خوبی انجام دهد.

امیدواری: اگر دانش آموزی در امتحانی نمره پایینی گرفت، بجای ناامیدی از شکست خود درس بگیرد و برای امتحان بعدی تلاشش را بیشتر کند.

قانون مداری: مثلا رعایت قانون و نظم در صف و در کلاس حتی اگر معلم حضور نداشته باشد

صبوری و بردباری: اگر در بریک پروژه گروهی نتیجه سریع بدست نیاید، باید صبر کنند و عجول نباشند.مثلا پروژه کاشت یک گیاه

⚜️۸.در تربیت اسلامی، باور دارم که اصول هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی، مسیر و روش‌های تربیتی را هدایت می‌کنند.از نظر هستی‌شناسی، جهان آفریده خداوند و هدفمند است؛ بنابراین در تدریس علوم و مسائل اجتماعی نظم و حکمت طبیعت را نشان می‌دهم. از نظر انسان‌شناسی، هر فرد با کرامت و استعدادهای بالقوه آفریده شده و باید تشویق شود توانایی‌های خود را پرورش دهد. معرفت‌شناسی بر عقل و جستجوی علمی تأکید دارد؛ بنابراین پروژه‌های تحقیقاتی و پرسشگری را در کلاس به کار می‌برم. و ارزش‌شناسی تأکید بر اخلاق و مسئولیت‌پذیری دارد؛ دانش‌آموزان را در فعالیت‌های گروهی به رعایت صداقت، احترام و همکاری تشویق می‌کنم تا رشد همه‌جانبه داشته باشند.

⚜️۹.مهم‌ترین روش من یادگیری مشارکتی است. وقتی دانش‌آموزان در فرایند یادگیری مشارکت داشته باشند مفاهیم و درس رو عمیق و عمقی یاد می‌گیرند. از طرفی معتقدم که باید در حین تدریس شوخی ها و بازی هایی انجام بشه که کلاس درس خشک و کسل کننده نباشد و دانش آموزان مایل به ادامه مطالب شوند.مدرسه برای من فقط جایی برای آموزش کتاب‌های درسی نیست، بلکه باید یک محیط یادگیری همه‌جانبه باشد؛ جایی که هم دانش علمی، هم اخلاق، هم مهارت‌های زندگی و اجتماعی رشد پیدا کند. در چنین محیطی، دانش‌آموزان فرصت دارند استعدادهایشان را شکوفا کنند و باید به همه استعداد های دانش آموزان توجه کرد و نه فقط استعداد های درسی مثلا اگر کسی در ورزش یا نقاشی با استعداد است، باید او را مانند کسی که در درس ریاضی خوب است، تمجید و تشویق کنیم.

⚜️۱۰.مقایسه کردن دانش آموزان:

یکی بدترین کارهایی که میشود در مدرسه انجام داد مقایسه دانش آموزی با دانش آموز دیگر است که باعث سرخوردگی و کاهش اعتماد بنفس دانش آموز میشود و باعث قراردادن آن‌ها در یک محیط رقابتی ناسالم میشود.

تدریس و یادگیری صرفاً حفظی:

تدریس و یادگیری اینطوری فقط باعث کاهش رغبت دانش آموزان به درس میشه و باعث میشه عمیق و مفهومی درس رو یادنگیرند و زود فراموش کنند.

تمرکز صرفا روی نمره:

باعث میشه که یادگیری فقط بخاطر نمره باشه و دانش آموزان انگیزه لازم رو برای یادگیری نداشته باشند. و همینطور استعدادهای دانش آموزان هم کشف نمی شود.

تدریس استادمحور:

اگر تدریس به صورت مشارکتی و با فعالیت دانش آموزان نباشد، باعث کسل کننده شدن تدریس و کاهش انگیزه دانش آموزان میشود‌.

نادیده گرفتن فعالیت های هنری و ورزشی:

متاسفانه در مدارس اصلا به ورزش و هنر اهمیت کافی نمی دهند با اینکه این موارد از فعالیت هایی هستن که دانش آموزان به شدت علاقه مند به فعالیت کردن در آنها هستند.و این مهارت ها باعث شکوفایی استعداد های غیردرسی دانش آموزان میشود.
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...