12 دوستدار 0 امتیاز منفی
2.2k بازدید
سوال شده در گروه 88 دانشجویان باهنر توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 100 کلمه و حداکثر 150 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود و در همه فرازها با ادبیات شخص اول ( من) استفاده کنید

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

موفق و پایدار باشید

عین اله عابدی

خرداد ماه 1403

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (144 امتیاز)
نمایش از نو توسط

سوال دو: 

جهان هستی و انسان ها تجلی های آفرینش هستند و قطره ای از دریای بی کران قدرت و بزرگی خداوند را به ما نشان می‌دهند.

انسان نیز از وجود خداوند نیز در خود برخوردار است.

و ما به هرکجا بنگریم ردپای خداوند را در آن پیدا میکنیم.

ارتباط انسان با خداوند و جهان خلقت نیز مسئله ایست که در امر آموزش و پرورش باید به آن پرداخته شود.

باید همواره سعی کنیم که تجلی بخش توحید در وجود دانش آموزان باشیم و آن هارا به عمل کردن به دستورات خداوند دعوت کنیم. 

سعی کنیم آن ها را به داشتن باور و اعتقاد راسخ و عمیق به خداوند دعوت کنیم و نتایج و ثمره عمل کردن و انس گرفتن با خداوند را برای آنها شرح دهیم.

سوال سه: 

دوست دارم که حس کنجکاوی و علم جویی را در آنها بیدار کنم.

دانش آموزان نباید افرادی منفعل باشند که صرفا هرچیزی را به آنها گفتند باور و قبول کنند.

آن ها باید از خود استقلال نظر داشته باشند و برای هر مطلبی که به آنها یاد داده میشود دنبال دلیل و جواب باشند.

انسان هایی خلاق و با ابتکار عمل باشند.

و در هر کاری که انجام میدهند در تلاش برای بهترین بودن در آن حوزه باشند.

انسان هایی شکرگزار باشند ولی به کم قانع نشوند.

باید بلندپروازی کنند و برای رسیدن به اهدافشان کوشش کنند.

بحث ارزش های اخلاقی نیز مانند احترام به دیگران, خوشرویی، کمک کردن به نیازمندان نیز یکی از بناهای مهم آموزش هست که حتما در مدت زمان تدریسم آن را مد نظر قرار خواهم داد.

سوال چهار: 

از آنجا که معلم مستقیما با فکر و اندیشه و روح و روان شاگردان سر و کار دارد، من به عنوان معلم باید مشکلات شاگرد را بشناسم و در جلب اعتماد و اطمینان آنها نسبت به خویش بکوشم و علت مشکلات آنها را بفهمم و بتوانم در حل آن مشکلات به آنها کمک کنم.

در کلاس درس وجود نظم و انضباط، سکوت و آرامش در کلاس باعث می شود که اولا سلامت روحی و روانی من و دانش آموزان حفظ شود و ثانیا تدریس به نحو بسیار مؤثرتری انجام پذیرد.

جو کلاس هم باید به گونه ای باشد که توانمندی، اطمینان، اعتماد به نفس وحضور فعال دانش آموزان را افزایش دهد.

کلاسی که دانش آموزان آن حق انتخاب داشته باشند، رهنمود و راهبردهای معلم دقیق و مشخص باشد و شاگردان بتوانند مهارت های زندگی را به خوبی فراگیرند، امکان بروز رفتارهای مخل بسیار کاهش یافته و زمینه ی بی انضباطی در کلاس به حداقل خواهد رسید.

خلاصه اینکه من باید بتوانم ضمن تدریس، مدیریت مناسبی در کلاس خود داشته باشم، با دانش آموزان خود به راحتی ارتباط برقرار کنم و با ارائه تجربیات بسیار جذاب، آموزنده و مفید آنها را پیوسته خشنود، سرحال و آماده برای یادگیری نگه دارم.

خارج از کلاس درس نیز معلم باید در تلاش برای ارتقا خود و روش تدریس خویش باشد.

یادگیری مخصوص به دوران مدرسه و دانشگاه نیست و انسان همواره باید در حال به روز رسانی اطلاعات خویش باشد. برای همین زمان خارج از کلاس را سعی میکنم مهارت های مدیریت کردن کلاس و فعالیت های جالب و مطالب 

جالب را برای کلاس آماده کنم.

دارای دیدگاه توسط (144 امتیاز)

سوال پنج: 

در ارتباط با تقویت خردورزی و رشد تفکر انتقادی در متربیان تلاش میکنم از فعالیت های مفید آموزنده و سرگرم کننده استفاده کنم و آنهارا به مطالعه و تحقیق و بررسی تشو

بحث هایی در موارد و موضوعات مختلف که در هر کدوم از آنها هر شاگرد باید نظر شخصی و متفاوت خود را ارائه دهد.

علاوه بر آن درخواست ارائه تحقیق و پژوهش نیز هم در تقویت اعتماد به نفس و هم خردورزی متربی تاثیرگذار می‌باشد.

سوال شش: 

ساحت تربیت دینی:

در خصوص ساحت تربیت دینی تلاشم را می‌کنم که ایمانم را تقویت کنم و بتوانم با صبر و بردباری با دانش آموزانم رفتار کنم و پاسخگوی نیازهایشان باشم.

ساحت تربیت اخلاقی:

تلاش میکنم فضیلت های اخلاقی موردپسند خداوند و افراد جامعه را داشته باشم مثل: امانت داری،صداقت،احترام،مهربانی.

ساحت تربیت اجتماعی:

در ابتدا تلاش میکنم رفتار و گفتارم در جایگاه یک معلم باشد.

اطلاعات خویش را در زمینه های مختلف بالا میبرم و تلاش میکنم که بتوانم سخنرانی شیوا و بانفوذ باشم که دانش آموزان به شنیدن سخنانم علاقه نشان دهند و از آن تاثیر بپذیرند.

ساحت تربیت حرفه ای و اقتصادی:

در ابتدا باید اصول اقتصادی و شرعی اسلام را فرابگیرم.

و باید در باره مسائل اقتصادی و حرفه ای و کاری جامعه امروزی اطلاعات داشته باشم.

ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری:

به پوشش و آراسته بودن خود توجه زیادی داشته باشم، قطعا شاگردان از شخصی نامنظم و نامرتب و ناآراسته حس مثبت نمی گیرند و برایش احترامی قائل نمی‌شوند.

ساحت تربیت علمی و فناوری:

باید نحوه استفاده درست از فضای مجازی و امکاناتی که امروزه در اختیار ما قرار دارد را یاد بگیرم.

و کاربرد آن را بدانم و بتوانم به بهترین نحو از آن برای آموزش استفاده کنم.

سوال هفت: 

۱- احترام: از قدیم شنیدیم که "هرچه کنی به خود کنی"

در هر موقعیتی که باشیم زمانی که با احترام رفتار میکنیم شخصیت و جایگاه والای خود را نشان میدهیم.

همیشه و همه جا احترام گذاشتن واجب است مخصوصا در ارتباط با بزرگترها.

۲-صداقت: در دین و آیین و حتی فرهنگ پارسی کهن راستگویی همیشه توصیه شده.

و ما نیز به عنوان معلم باید ارزش آن را نشان دهیم.

مثلا اگر دانش آموزی درس نخوانده و با صراحت میگوید و مشکلش را توضیح میدهد نباید دعوایش کنیم و باید از او بخواهیم دیگر تکرار نشود. نباید جوری باشد که از گفتن حقیقت بترسد و دست به کارهای ناشایست مثل تقلب بزند.

۳-مسئولیت پذیری: همه ما فارغ از نقشی که داریم در قبال کاری که انجام میدهیم مسئولیم و باید به شاگردان هم مسئولیت پذیر بودن را آموزش بدهیم.

مثلا زمانی که دانش آموز کار اشتباهی می‌کند، مثلا از سر عصبانیت با همکلاسی خود دعوا میکند. بعد از فروکش کردن عصبانیت باید به او یاد بدهیم که مسئولیت کاری که کرده را بپذیرد و تعهد بدهد که بار آخر بوده و عذرخواهی کند.

۴-شکیبایی: صبر و شکیبایی نیز در اسلام بسیار سفارش شده است.

صبر و حوصله در برابر مشکلات زندگی و توکل کردن به خدا همیشه نتیجه خوبی خواهند داشت.

در مقابله با سختی ها باید صبر داشته باشیم و ایمان خود را تقویت کنیم چون خداوند قادر هست و هر مشکلی را می‌تواند برطرف کنید فقط صبر لازم است.

۵-از خودگذشتگی: از خودگذشتگی به معنای این نیست که با خودت خوب نباشی و خود را در الویت قرار ندهی.

بلکه به این معناست که در مواقعی که با کوتاه آمدن میتوانی یک تاثیر بزرگ در زندگی یک فرد دیگر بگذاری تصمیم به انجام آن کار بگیری.

یکی از کوچکترین مصداق های آن در محیط مدرسه میتوان به زمانی اشاره کرد که همکلاسی ای هست که تغذیه با خود نیاورده و پولی هم همراهش نیست و تا بعد از ظهر که خانه برود گشنه میماند. آنجا میبینی که به اندازه کافی تغذیه داری که هم خودت گشنه نمانی هم دوستت و تصمیم به نصف کردن خوراکی میگیری.

این یک از مصادیق ازخودگذشت

گی هست که قطعا هم خداوند و هم بنده خدا را خوشحال می‌کند.

دارای دیدگاه توسط (144 امتیاز)

سوال هشت: 

انسان شناسی 

از نظر من انسان شناسی یا خودشناسی یکی از مهم ترین مسائل زندگی ماست که باید در تلاش باشیم که به بینش بیشتری در این حوزه دست پیدا کنیم.

در این زمینه مثال هایی مثل رفتار های درست و برقراری ارتباط های درست اهمیت بسیار دارد که در حوزه تدریس و آموزش نیز بسیار تاثیرگذارند.

زمانی که مربی و متربی نتوانند رفتار مناسب و ارتباط درست و انسانی با یکدیگر داشته باشند، مقوله تدریس و آموزش بسیار دچار چالش و مشکل می‌شوند.

پس باید اول از همه به عنوان انسان نقش خود را در جهان هستی و در جامعه بیابیم و بعد تلاش کنیم که با بقیه افراد جامعه نیز خود را هماهنگ کنیم.

سوال نه : 

از نظر من در سالهای گذشته نقش تربیت در سیستم آموزشی ما کمرنگ تر شده است و با توجه به جو رقابتی مدارس و امتحانات و آزمون های مدارس خاص و کنکور بیشتر به جنبه آموزشی پرداخته شده است. که حتی آموزش دروس هم به صورت صرفا تئوری بودند و در خیلی از شرایط برای دانش آموزان ملموس نبوده است.

تکنیکی که بنده تلاش خواهم کرد که پیش ببرم استفاده از ابزار ها و روش های نوین در انتقال مفاهیم به دانش آموزان خواهد بود.

تلاش خود را میکنم که مطالب را با استفاده از متریال و مثال های متنوع برای دانش آموزان ملموس جلوه کنم.

و در زمینه های تربیتی نیز تلاش میکنم نشان بدهم که دانش آموزان می‌توانند به من اعتماد و تکیه کنند.

بتوانند مشکلات خود را با من به اشتراک بگذارند تا بتوانم کمک کننده باشم.

گاهی اوقات صندوق پیشنهادات یا سوالات در کلاس اجرا میکنم و از دانش آموزان میخواهم که هرچیزی که هست به صورت ناشناس با من به اشتراک بگذارند.

و زمانی که خودم جوابی به انها نداشتم هم سعی میکنم از همکارانم کمک بگیرم.

سوال ده : 

مواردی از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که علاقه ای به ادامه دادن آنها ندارم:

۱- متکلم وحده بودن:

متاسفانه در کلاس های درس معلم تنها کسی هست که صحبت می‌کنه و هیچ جایی برای سخن گفتن شاگردان نمی‌مونه.

نظر خواستن و سوال پرسیدن و گفت و گو و پرسش و پاسخ نه تنها در افزایش اعتماد به نفس و استقلال نظر شاگرد کمک می‌کنه 

بلکه فضای کلاس هم از خشکی و حوصله سر بر بودن درمیاد.

۲-فرق گذاشتن بین دانش آموزان:

برخی از معلمان تنها به دانش آموزان زرنگ و درسخوان بها می‌دهند و شاگرد های به اصطلاح تنبل را رها می‌کنند به حال خودشان.

در حالی که واقعا باید تلاش کنیم که به شاگردان ضعیف تر کمک کنیم و توجه بیشتری به آنها بکنیم و عدالت محور باشیم و تلاش کنیم حق هیچ کسی ضایع نشود.

۳- تنبیه و تحقیر:

متاسفانه خیلی جاها متوجه رفتار بد معلمان با دانش آموزان شده ایم. گوشزد کرد نکات با لحن جدی که دانش آموز را متوجه اعمال اشتباهش کند کار اشتباهی نیست.

ولی این امر نیز نباید از دایره ادب و احترام خارج شود.

نباید با گفتن حرف هایی با لحن تند و با صدمه زدن به احساسات و عواطف و غرور شاگرد صورت بگیرد.

تنبیه در مواردی صحیح است ولی جوری که شاگرد متوجه کار بد خودش شود. نه اینکه موجب ناراحتی و دشمنی و کینه شود.

۴-عدم استفاده از فناوری:

سیستم آموزشی دنیای امروزی که عصر تکنولوژی هست باید تفاوتی با تدریس سنتی دهه های قبل داشته باشه حتما.

پس تلاشم رو میکنم از فناوری و تکنولوژی بهره کافی رو ببرم.

۵- برگزاری امتحان برای مچ گیری: 

با کمال تأسف هستند همچین مواردی که امتحانات به شدت سخت برگزار میشن و طبق محتوای کلاس نیستند.

قطعا امتحاناتی رو برگزار میکنم که م

حتواش رو به طور کامل درس دادم و ازش تمرین حل کردم.

27 پاسخ

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)
ویرایش شده توسط

بسم تعالی

بنده عسل محمدی معلم زبان انگلیسی در منطقه ملارد هستم و چند نکته ای که راجب بودن تو این راه و ویژگی هایی که دارم و باید بگویم این هست که، یادگیری زبان انگلیسی از نظر من یکی از مهم ترین باید های عصر امروز هست و به خاطر جهانی بودن این زبان بلد بودن ان واقعا دذ زندگی هر فردی تغییرات زیادی ایجاد می کند و دایره اطلاعاتی هر فردی رو بیشتر می کند و مهم تر از همه باعث می شود با وجود مسائل جهانی امروزه ما درک بیشتری از اتفاقاتی که در اطراف ما می گذرد داشته باشیم. دونستن هر زبانی باعث می شود که ما هر اطلاعات غلط که هر طریق رسانه به ما گفته می شود را باور نکنیم و فرصت این را داشته باشیم که عقلانی و با عقل و منطق خودمون هر موضوع رو بررسی کنیم. یکی از مهم ترین دلایلی که بنده به دنبال زبان انگلیسی رفتم علاوه بر موارد بالا و علاقه ای که داشتم این بوده که مقاله ها و منابع فراوانی راجب هر موضوعی به این زبان ببشتر در دسترس است و خیلی دسترسی بیشتر و گسترده‌ تری می توانیم داشته باشیم. 

داشتن این بیانیه های فسلفی به من کمک می کند که : بتوانم راهنمایی کنم : فلسفه معلمی به معلم کمک می‌کند تا ارزش‌ها، باورها و اصول خود را به دقت شناسایی کند و راهنمایی کننده‌ای برای انجام وظایف و تصمیم‌گیری‌هایش باشد./انگیزه تدریس داشته باشم و این انگیزه رو به دانش آموزانم انتقال بدهم : داشتن یک فلسفه معلمی موجب افزایش انگیزه و علاقه معلم به تدریس می‌شود و باعث می‌شود که بهترین تلاش‌ها را در ارائه آموزش به دانش‌آموزان بکند./ هدفگذاری کنم برای همه کار ها و تدریسم : فلسفه معلمی به معلم کمک می‌کند تا اهداف و ماموریت خود را برای تدریس مشخص کند و به جهت‌گیری و انتخاب درست برای پیشرفت آموزش و پرورش کمک کند. / کیفیت تدریس خودم رو کنترل کنم و بهترش کنم : یک فلسفه معلمی موجب بهبود کیفیت درس‌ها، روش‌های آموزشی و تعامل با دانش‌آموزان می‌شود و باعث ایجاد یک محیط آموزشی موثر و پویا می‌شوده/ هماهنگی داشته باشم با عوامل مختلف اموزشی و دانش آموزان: داشتن یک فلسفه معلمی کمک می‌کند تا معلم با همکاران، دانش‌آموزان و والدین بهتر هماهنگ شود و به وضوح و انطباق با اهداف و مقوله‌های مشترک برای پیشبرد روند آموزش کمک کند 

این ویژگی هایی که گفته شد را از طریق بیانیه فلسفی به دست اورده ام طی تجربه های تدریسی که تا به الان داشته ام و به قطع برای به دست اوردن هر یک از این مهارت ها خیلی تلاش کرده ام 


1. برای من، معلم مانند چراغی است که راهنمایی می‌کند و نوری است که روشنایی به دیدگان دانش‌آموزان می‌آورد. او فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی را به نسل جوانان انتقال می‌دهد. معلم با ایجاد فضای آموزشی مناسب، ذهنیت مثبت و انگیزه برای یادگیری را در دانش‌آموزان ایجاد می‌کند. جایگاه معلمی نه تنها نقش تربیتی دارد بلکه نقش روانشناختی و روان‌شناختی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. معلم با توانایی شناخت نیازها و توانایی‌های هر دانش‌آموز، می‌تواند به بهترین شکل ممکن از آن‌ها حمایت کرده و رشد و پیشرفت آن‌ها را تضمین کند. از دیدگاه من، معلم به عنوان راهنما و مربی باعث شکوفایی استعدادهای هر فرد می‌شود. او با ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس، دانش‌آموزان را به رسیدن به بالاترین اهداف تربیتی و تحصیلی تشویق می‌کند. معلم با داشتن دیدگاهی متفاوت، قادر است به تحول و ارتقاء جامعه کمک کند و نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی به افراد و جامعه ایفا می‌کند. نهایتا، معلم به عنوان پیشوایی در مسیر تعلیم و تربیت، نقش اساسی و جهاد اسلامی اجتماعی را برعهده دارد و به مسیر صحیح هدایت افراد جامعه کمک می‌کند.

2. خداوند، جهان و انسان همگی به طور اساسی به یکدیگر مرتبط هستند.خداوند برای خلق جهان و انسان، ارتباطی عمیق و معنوی برقرار کرده است. این ارتباط نشان از همبستگی، آفرینش و اهداف مشترک بین این سه مفهوم دارد. در تربیت متربی، این ارتباط می‌تواند به عنوان راهنمایی اخلاقی و روحانی برای تربیت شخصیت استفاده شود. آشکار ساختن این ارتباط در مربی‌گری، به متربی کمک می‌کند تا از اهمیت ارزش‌های انسانی و دستاوردهای الهی آگاه شود. از طریق بهبود این ارتباط، متربی می‌تواند توانایی‌های فرهنگی، اخلاقی و روحی خود را تقویت کند. برقراری این ارتباط به معنای ادراک و تقدیر از بزرگی و پیچیدگی‌های خداوند، جهان و انسان است. این ارتباط به عنوان منبع الهام و نیروی داخلی برای تربیت متربی مؤثر است. با درک صحیح این ارتباط، می‌توان به نیازها و آرزوهای انسانی پاسخ داد و رشد و تکامل روحی را تسهیل کرد.در کل، ارتباط معنوی بین خداوند، جهان و انسان، به عنوان یک سرمایه‌ی انسانی برجسته، در تربیت متربی نقش مهمی دارد.

3. مهارت تفکر بدون اینکه عقاید فرد دیگه ای رو به خودشون تحمیل کنن ، تقویت اعتماد به نفس، ترویج همدلی و احترام متقابل، ارتقاء دانش و مهارت‌های ارتباطی، و ترویج عشق به یادگیری و دانش است. چون در جهان امروز با وجود اطلاعات فراوان که از هر طرفی به ما تحمیل می شه دانش اموز باید یاد بگیره که چطوری مستقل فکر کنه و درست و غلط و دلیل و چرایی اون فکر رو به تنهایی پیدا کنه و نه صرفا یک رفتار رو قبول کنه. و عشق به درس و یادگیری هم در اینده او تاثیر خواهد گذاشت چون که با کسب مراتب مختلف دانش می تونه ارزش انسانی خود رو هم بالا ببره و درک بهتری از اطراف خود داشته باشه و تجربه زندگی کسب کنه.

4. در نقش اثربخش معلم در کلاس درس و خارج از کلاس درس، سعی می‌کنم با بهره‌گیری از روش‌های جذاب، انگیزش‌دهنده، و محتوای آموزشی تنوع‌بخش، دانش‌آموزان را به یادگیری و پیشرفت تشویق کنم. چون که میزان علاقه شاگرد به درس بر اساس نوع تدریس من شکل می گیره پس باید روش های نوین و چالش بر انگیز و جذاب رو در کلاس به کار بگیرم.

5. برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان، از سوالات باز، تحلیل مسائل، تشویق به تفکر ، ارائه فضای آموزشی چالش برانگیز، و استفاده از تکنیک های مختلف اموزشی جدید ، تشویق انها به پرسش و تحقیق استفاده می‌کنم.

6. . با تربیت هر ساحت شش گانه، می‌توانم مهارت‌های خلاقیت خودم را تقویت کنم و قادر به پرورش ایده‌های نوین برای حل مسائل مختلف خواهم بود. با توجه به اهمیت ارتباطات در جوامع امروزی، مهارت‌های ارتباطی و همدلی نیز به دست خواهم آورد تا بتوانم با دیگران به بهترین شکل ممکن ارتباط برقرار کنم و این مهارت را در کلاس درس به دانش‌آموزان انتقا دهم و به آنها آموزش دهم نحوه استفاده از ان را. عشق و محبت افرینی نیز به من کمک خواهد کرد تا همدلی و احترام را در ارتباطاتتان ترویج دهم. با تربیت هر ساحت شش گانه، می توانم مهارت‌های حل مسائل خود را بهبود بخشیده و بتوانم به بهترین شکل ممکن مشکلات را حل کنم. مهارت‌های برنامه‌ریزی نیز به من کمک خواهد کرد تا بتوانم برای آینده خود بهترین برنامه‌ها و استراتژی‌ها را داشته باشم . از طرفی، مهارت با نظم بودن هم برای تعهد و پیوستگی در اهدافم بسیار مهم است و می‌تواند به من کمک کند تا به دقت و مرتب عمل کنم و همیشه برنامه ریزی دقیق داشته باشم.

برای مثال فعالیت های که در کلاسب با استفاده از این مهارت ها انجام داده ام این است که :

۱. من معلم با برگزاری کلاس‌های تعاملی و جذاب، مهارت‌های حل مسائل و برنامه‌ریزی را تقویت می‌کنم و ایده‌های نوین در زبان انگلیسی را ترویج می‌دهم. تا دانش‌آموز با مشارکت فعال در بازی‌ها و فعالیت‌های گروهی، مهارت‌های ارتباطی و همدلی را تقویت کرده و خلاقیت خود را بهبود می‌بخشم.

۲. من در کلاس با ارائه تمرین‌های تفکر خلاق و تشویق به ارائه ایده‌های خارق‌العاده، خلاقیت دانش‌آموزان را تقویت می‌کنم.تا دانش‌آموز با تفکر خارق‌العاده و ارائه ایده‌های نوین، به پرورش خلاقیت خود می‌پردازم و در حل مسائل برتری می‌جویم.

7. از جمله مفاهیم اخلاقی و اجتماعی برای دانش آموزانم تأکید دارم شامل احترام به دیگران، تواضع و فروتنی و تکیه یر توانایی ها خود ، عدالت و یکسان بودن ، همکاری، و مسئولیت‌پذیری و با نظم بودن است. به عنوان مثال، پرورش همکاری می‌تواند از طریق پروژه‌های گروهی مشاهده شود. و نظم دهی با تاکید من معلم بر تایم کلاس تکالیف به موقع و مشخص بودن موارد درسی هر جلسه و مسئولیت پذیرفتن در برار درسی که تدریس ان بر عهده من از، ممکن می شود . 

8.در حیطه اصول تربیت اسلامی، اولویت برای من ابتدا انسان‌شناسی و همدلی است. به عنوان مثال، از طریق آموزش مفاهیم انسان‌شناسی و ارائه مدل‌های اخلاقی اسلامی، تلاش می‌کنم ارزش‌های انسانی را به دانش‌آموزان منتقل کنم. تا اعتماد به نفس انها رو خرد نکنم و اینده دانش آموزان را خراب نکنم . به انها امید بدهم با اوصول انسان شناسی و اخلاق گرایی که سرنوشت اینده شان بر اساش تلاش هایی که الان می کنند و سختی های الان ، مشخص می شود .

9. در حوزه تربیت و تدریس، من از روش‌های تعاملی مانند گفتگوهای گروهی و فعالیت‌های همکاری‌ای استفاده می‌کنم.پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان برای حل مسائل به روش‌های نوآورانه توجیه جدی اهمیت دارد.تفکر انتقادی را به دانش‌آموزان یاد می‌دهم تا بتوانند به طور منطقی و تجزیه و تحلیلی به مسائل نگاه کنند.فضای آموزشی من را بر اساس احترام متقابل، اعتماد و ایجاد ارتباطات مثبت تعریف می‌کنم.همچنین، از توانمندی دانش‌آموزان در تفکر خلاق و خارج از جعبه حمایت می‌کنم. برای من، محیط مدرسه باید یک مکان برای یادگیری همه جانبه باشد که ترکیبی از علم، هنر، و تجربه باشد.من تلاش می‌کنم با ایجاد پروژه‌ها و فعالیت‌های گوناگون، هر دانش‌آموز را در حوزه‌های مختلف یادگیری مشارکتی قرار دهم.هدفم این است که دانش‌آموزان به صورت جامع و آزاد به دنیای دانش و یادگیری نگاه کنند و خود را در آن توسعه دهند.با توجه به نیازها و توانایی‌های هر دانش‌آموز، محیط مدرسه را به گونه‌ای طراحی می‌کنم که همگان می‌توانند در آن بهترین نتایج آموزشی را کسب کنند.تلاش می‌کنم از تنوع فکری و فرهنگی در کلاس درس بهره بگیرم تا همه دانش‌آموزان احساس ارزشمندی و تشویق شوند.با روند تدریسم، سعی می‌کنم فرصت‌های یادگیری فراوانی را فراهم کنم و به همه دانش‌آموزان اجازه دهم تا به سوالات خود پاسخ پیدا کنند.از نظر من،محیط مدرسه باید یک فضای محوری باشد که هر کس در آن به دنبال یادگیری، تکامل، و رشد باشد.با ترکیب عناصر مختلف از جمله همکاری، رقابت سالم، و حمایت متقابل، می‌توانم محیط مدرسه را یک فضای یادگیری تمام‌عیار تعریف کنم. اعتقاد دارم که ارتقاء تعاملات اجتماعی و تحقیقاتی دانش‌آموزان می‌تواند به بهبود عملکرد تحصیلی و پیشرفت آنان منجر شود.همچنین، ترکیب تعلیم و تربیت در محیط مدرسه، منجر به توسعه شخصیت و ارزش‌های فردی و اجتماعی در دانش‌آموزان می‌شود. با ایجاد فضای آموزشی پویا و جذاب، می‌خواهم دانش‌آموزان را به یادگیری مستمر و خودآموزش تحر‌یک کنم.

10.در مدرسه، محیطی که یادگیری را یک‌طرفه نمی‌دانم، بلکه محیطی فعال‌کننده برای دانش‌آموزان خلق می‌کنم. از طریق فعالیت‌های گروهی، پروژه‌ها عملی، و استفاده از فناوری در تدریس، محیطی چند بعدی و جذاب را فراهم می‌کنم. مثلا تکنیک های مختلف رو استفاده می کنم و بیشتر از دانش اموزان می خواهم که تحقیق انجام بدهند و به دنبال پیدا کردن جواب های مختلف باشند . سخت گیری پیش از حد نمی کنم بلکه سعی می کنم فضا را طوری جلوه دهم که دانش اموزان بیشتر علاقه مند شوند و خودشان دنبال کلاس باشند.

نتبجه گیری : معلمان نقش بسیار حیاتی و حیاتی در جامعه دارند و نه تنها به آموزش دانش‌آموزان می‌پردازند بلکه مسئولیت تربیت و پرورش آن‌ها را نیز بر عهده دارند.ارتباط موثر معلم با دانش‌آموزان، توانایی ایجاد تغییرات و تحولات عمیق در جامعه را فراهم می‌کند. تربیت مبتنی بر ارتباط میان خدا، جهان و انسان می‌تواند به ارتقای معنویت، اراده قوی، و رونق رفتارهای اخلاقی مثبت در افراد منجر شود.اهداف تدریس من شامل ارتقاء دانش، استعدادهای شریف، تقویت تفکر خلاق، ارتقاء ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی، تشویق به همکاری و تعامل اجتماعی سالم و تقویت مهارت‌های زندگی موفق است.من تلاش می‌کنم در کلاس درس انگیزه و انرژی مثبت را به دانش‌آموزان منتقل کنم و آن‌ها را به یادگیری خودآگاه تشویق کنم. برای تقویت خردورزی و تفکر انتقادی، از روش‌های گروهی، حل مسائل واقعی، تشویق به پرسش و تحقیق و تمرین‌‌های تفکر انتقادی استفاده می‌کنم. در تربیت متربی‌ها، به مفاهیم اخلاقی مانند احترام، صداقت، همدلی، مسئولیت‌پذیری و همکاری تأکید می‌کنم.اصول تربیت اسلامی بر محور احترام و محبت به انسان، شناخت دقیق انسان و ارزش‌های دینی مبتنی است.تأمین محیط مناسب و پرورش‌دهنده برای یادگیری و استفاده از روش‌های تدریس متنوع می‌تواند محیط آموزشی را به یک محیط یادگیری همگانی تبدیل کند.به عنوان یک معلم، توانایی تفکر خودآگاه و خلاقیت دانش‌آموزان را بر توجه دارم و از رویکردهای نوین و ارتباط با جامعه پشتیبانی می‌کنم.از تمرکز بر تحلیل، تفکر و تجربه واقعی به جای روش‌های سنتی و ادبیاتی حفظ‌گرایانه استفاده می‌کنم.

دارای دیدگاه توسط (1.4k امتیاز)
با سلام عجله نکنید و سوالات را عمیق جواب دهید و هر باید هر پاسخ بین 100 تا 150 کلمه باشد و همه پاسخ ها باید از ادبیات متکلم من استفاده کنید مفاهیم را با ذکر مثال تبیین کنید نه فقط عناوین ها ذکر شود
دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
ویرایش شده توسط
استاد گرامی بنده یک هفته راجب هر سوالی فکر کردم و تغییر دادم جواب سوالات رو ، مورد اولی که باید بگم این هست که لطفاً باگ های سایت رو برطرف کنید چون بنده زحمات یک هفته ام‌ رو اومدم رو سایت اپلود کنم و به گفته شما جلوه های زیبایی بدم بهشون که متاسفانه سایت کاملا هنگ کرد و من چهار ساعت تمام پشت سر هم داشتم روی سایت کار می کردم و همه نتبجه ها پرید و دوباره مجبور شدم از اول همه چی رو مرتب کنم و باور کنید با توجه به کمبود تایمی که داشتم و کل زحماتی که کشیده بودم و سایت همه رو از بین برد بهتر از این نمی تونستم دکور اضافه کنم . و دومین مورد این بود که خیلی از سوالات غیر قابل فهم بود مخصوصاً سوال ۲ و ۴ و ۶  و من خودم ساعت ها روش تایم گذاشتم و کلی تحقیق کردم تا تونستم چند جلمه ای بنویسم . امید وارم موارد بالا رو در نظر گرفته باشین . پایدار باشید
11 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)

مقدمه: من, هانیه وهابی, معلم زبان انگلیسی هستم و در شهر تهران تدریس این درس را آغاز خواهم کرد. از ویژگی های خود می توانم به مسئولیت پذیری, صداقت, خلاقیت, سخت کوشی, درک عواطف عمیق, مهربانی, امانت داری, صبر و بردباری اشاره کنم که در حال گسترش ورشد ویژگی های دیگر در این مسیر پر فراز و نشیب هستم. گمان می کنم بتوانم در حد توانم به انسان ها شادی ببخشم و در تلاش هستم قادر به یاری آنها در جهت کشف توانایی هایشان باشم؛هر چند که کاری بس دشوار است.

 1. در نظر من معلم جایگاهی ویژه و نسبتا مقدس در جامعه دارد؛البته که شرطی بسیار مهم در این امر وجود دارد و آن هم این است که بتواند به طرز شایسته ای کاری که به او محول شده انجام دهد و بتواند مقداری هر چند اندک به علم و آگاهی دانش آموزان بیفزاید.

 یک معلم می تواند جایگاه خودش را در یادها و قلب های بسیاری حفظ کند اگر که با عشق و تمام وجود با دانش آموزان ارتباط برقرار کند وبا روش های نوین و با دیدی باز مطالب را به آنها تدریس کند.

 2. در این جهان یک خالق وجود دارد که واجب الوجود بالذات است به این معنی که همواره وجود داشته وهیچگاه از بین نمیرود و کسی او را به وجود نیاورده است و در واقع خداوند ذاتا موجود می باشد. از طرفی, باقی جهان ممکن الوجود بالذات هستند که با حضور یافتن در این جهان واجب الوجود بالغیر می شوند به این معنی که یک واجب الوجود بالذات باید آنهارا وارد عرصه ی هستی کند. به عبارتی دیگر, رابطه ی خداوند و جهان رابطه ی علی و معلولی است که خداوند علت و جهان و انسان معلول می باشد. بنابراین, اگر علتی وجود نداشته باشد; معلولی نیز وجود نخواهد داشت. 

من به عنوان یک معلم این مفاهیم را برای آنها توضیح می دهم و با آوردن استدلالات فلسفی به زبان ساده شده این مطلب را که حضور انسان وابسته به یک خالق استبرای آنان روشن می کنم و با صبوری به سوالات آنان در این رابطه توضیح می دهم. این گونه هر چیزی که دلایل و برهانی روشن داشته باشد برای دانش آموزان و نوجوانان قابل درک می شود.

 3. تلاش می کنم دانش آموزانم را به درک عمیقی از زندگی برسانم. به دانش آموزان فضای کافی و لازم برای یادگیری و شناخت خود و جهان اطراف خود را فراهم خواهم کرد و به آنها این مفهوم را القا می کنم که در رقابت با دوستانشان خودشان را فراموش نکنند و تنها برای پیشرفت خود و با خودشان رقابت کنند و دوستی های عمیقی میانشان شکل دهند چرا که بدین ترتیب اتحاد و همدلی را می آموزند و در مشکلات از یکدیگر یاری می جویند. همچنین سعی می کنم به نحو احسن اطلاعاتی مفید به آنها منتقل کنم که در آینده ای نزدیک از دانش خود بهره ببرند. 

4. من به عنوان یک معلم سعی می کنم دانشی کارآمد به آنها منتقل کنم و تغییراتی مثبت در دانش آموزان ایجاد کنم. به آنها آموزش می دهم چگونه به شیوه ای سازنده تفکر انتقادی و خلاقانه نسبت به درس و مسایل مهم زندگیشان داشته باشند. سعی می کنم به آنها دیدی واقع بینانه و منطقی به آینده بدهم و کمک کنم مسیر واقعی زندگی خود را یافته و به مسیر های درستی قدم بگذارند و از اشتباهات خود هر چند که کوچک باشد عبرت بگیرند و با فراق بال به سوی رشد دادن شخصیت و روحیات خود رهنمود شوند.

 5. در کلاس درس حین تدریس و ارتقای مهارت گفتاری دانش آموزان با آنها درباره ی انواع موضوعاتی گفت و گو می کنم که پاسخی واحد ندارند و بدین ترتیب, هریک از دانش آموزان قادر به دادن پاسخ خلاقانه و متناسب با طرز تفکرشان می باشند. مانند روش تدریس

 (debating, devil's advocate) 

همچنین در مسیر تدریس بخش هایی از درس سعی در انجام بازی های کلاسی ای دارم که در کنار مفرح بودن مسبب رشد خردورزی وتفکر خلاقانه باشند. (gamification, game based learning) 

گاها از آنها میخواهم تحقیقاتی متناسب با درس انجام دهند به گونه ای که باعث کسب اطلاعات بیشتر و درک عمیق تر از جهان اطراف خود شود.

 6. ساحت دینی : با پرداختن به مسایل عمیق دینی و فلسفی همچنین تقویت تقوا و پرهیزگار خود سعی در تقویت مهارت دینی خود می کنم.

ساحت اخلاقی : ابتدا کتاب های مرتبط با این ساحت مطالعه می کنم و اطلاعاتی کسب میکنم تا در موقعیت های مناسب آنها را به دانش آموزان منتقل کنم. همچنین روش های تدریس مرتبط با یاددهی این مهارت مانند (role modelling, coaching, negative/pisitive reinforcement)را یادمی گیرم

ساحت اجتماعی : با شرکت در کلاس های فن بیان مطالعه کتب مرتبط و... به حد مناسبی از توانایی در برقراری ارتباطات و مکالمات اجتماعی دست می یابم. همچنین با انجام درست مسولیت های اجتماعی سعی در ارتقای این مهارت دارم.

ساحت اقتصادی: با پس انداز به شیوه ی منطقی و مطالعه درباره ی مسایل نوین اقتصادی سعی در تقویت مهارت اقتصادی خود می کنم. 

ساحت زیباشناختی: سعی در زیبا دیدن جهان و آراسته کردن درون خود و جهان اطرافم میکنم همچنین مهارت هایی که منتهی به خلق آثار هنری می شوند را فرا میگیرم ساحت زیستی: پیوستن به گروه های حامی محیط زیست و همچنین دریافت اطلاعاتی درباره ی مشکلات محیط زیستی و نقش محیط زیست در زندگی خود.

 ساحت فناورانه: در کلاس های کامپیوتر ثبت نام کرده و مقالات مرتبط با رشد و پیشرفت فناوری و بهره گیری از آن در زندگی را مطالعه می کنم. 

7. همدلی به شکلی که در کلاس دانش آموزان مراقب یکدیگر باشند و در سختی ها به یکدیگر کمک کنند. 

صداقت دردوستی با همکلاسی هایشان با صداقت رفتار کنند.

 امانت داری اگر از کسی چیزی قرض می گیرند به موقع وسیله را تحویل دهند

 رازداری اگر دوستانشان رازی را به آنها می گویند به نحو احسن راز را حفظ کنند و اعتماد کسی را خدشه دار نکنند.

احترام به یکدیگر به طوری که حرف های نامناسبی به یکدیگر نزنند و ارتباط صمیمانه و محترمانه ای با یکدیگر داشته باشند.

8.

 مبنای ارزش شناختی: انسان برای هر عملی که انجام می دهد باید ابتدا انگیزه ی خود و درستی عمل را بسنجد و سپس اقدام به انجام آن بکند چرا که در نظر من نتیجه ی هر عمل وابسته به این است که ابتدا نیت فرد از انجام آن چه بوده و همچین اگر نیت درستی داشته خود عمل ماهیتی دارد.

 در هنگام تدریس نیز به این اصل پایبند می شوم و آنرا به دانش آموزان نیز القا میکنم که برای مثال در انجام تکالیف درسی خود اگر به قصد یادگیری وبه شیوه ی درست انجامش دهند به همان مراتب نتیجه ی مورد پسند تری نیز کسب خواهند کرد.

 هستی شناسی:از مسائل مهم این مبنا هدفمندی جهان است و اینکه موجودات جهان بیهوده خلق نشدند و هر کدام باید در مسیر هدفمندی قدم بگذارند تا زندگی بهتری داشته باشند و به قولی زمانی که به مشکلی در زندگی برخوردند بدانند که به دلیل هدفی که در اجزای زندگی وجود دارد می توانند با آگاهی بیشتر و پذیرش شرایط ادامه دهند. همچنین از احساس بی ارزشی و بیهودگی به دور باشند.

  از آنجایی که امروزه دانش آموزان و نوجوانان زیادی دچار حس بی ارزش بودن زندگی و وجودشان در جهان هستند؛ با آموزش درست این مسآله می توان به آنها کمک کرد.

 انسان شناختی: برابری همه انسان ها بسیار اصل مهمی است خصوصا در کلاس درس چرا که گاها ممکن است یک معلم با رفتار کردن خلاف این اصل ناخواسته مشکلات بزرگی در زندگی دانش آموزان ایجاد کند و حتی دیدگاهشان را نسبت به خودشان در جهت منفی ای تغییر دهد که تبعات جبران ناپذیری در پی دارد.

 باید در کلاس با همه دانش آموزان صرف نظر از سطوح فرهنگی, اجتماعی و تحصیلیشان به صورت برابری رفتار شود. 

دین شناسی:بهره گیری از عقل و علم بشری برای فهم و اجرای دین بسیار مهم است چرا که انسان با داشتن برهان و دلایل عقلانی روشن می پذیرد که اعمالی را انجام دهد یا ندهد و از اصول و قوانینی تبعت کند و این مسیله برای دانش آموزان نیز صدق می کند.

 همچنین اگر انسان بفهمد که دین متناسب با پیشرفت های بشری از لحاظ عقلانی و فرهنگی و اجتماعی تنظیم شده است می تواند ضرورت دین را در زندگی درک کند.

9. مهم ترین تکنیک برای من درک عواطف دانش آموزان و تدریس متناسب با جو هر کلاس می باشد چرا که یک معلم باید در به کارگیری انواع روش های تدریس منعطف باشد و در هر کلاس به شیوه های مختلف سعی در یاددهی و انتقال مطالب به دانش آموزان داشته باشد. 

همچنین سعی می کنم کلاسی مفرح برای دانش آموزان طراحی کنم که مقداری از یادگیری در کلاسی خشک و سختگیرانه دور باشند. البته که درجای خود سخت گیری هایی نیز وجود دارد اما سعی میکنم این سخت گیری ها نیز سازنده و از روی محبت معلم باشد و نه مچ گیری و اذیت دانش آموز در کلاس درس. 

10. 

1. همانطور که در سوال قبل اشاره کردم سخت گیری از روی مچ گیری و اذیت دانش آموز را ترک می کردم: کارهایی مانند امتحان گرفتن بدون اطلاع قبلی و...

 اینطور به دانش آموز القا می کردم که اگر سخت گیری ای صورت می گیردصرفا در جهت یادگیری حقیقی دانش آموزان است و نه بیشتر چرا که کسی که در آخر سود می کند یا ضرر می بیند دانش آموز است و دلیل دیگری برای این کار وجود ندارد.

 2. تبعیض میان دانش آموزان به بهانه تلاش برای رشد دانش آموز: تشویق بیش از اندازه ی برخی و تندی بیش از حد با برخی دیگر و... 

3. انواع شیوه های تنبیهی غیر منطقی: کم کردن نمره و دادن نمره منفی, بیرون کردن دانش آموز از کلاس

 4. گرفتن امتحانات مکرر و بی اساس از دانش آموزان  به دلیل اینکه این کار ناخودآگاه باعث نفرت دانش آموز از درس و بالا رفتن بی دلیل حجم کاری آنها می شود مخصوصا این که این درس عمومی است.

 5. استفاده از روش های کلاسیک مثل سخنرانی تک نفره معلم در حین تدریس و جایگزین کردن روش هایی که دانش آموزان نیز حضوری فعال در کلاس درس دارند.

 نتیجه گیری: با دیدی بازتر و نگاهی عمیق تر به مسایل زندگی در کلاس درس حضور میابم و با به روز نگه داشتن اطلاعاتم نسبت به جهان اطرافم سعی در به کارگیری روش های نوین در کلاس میکنم و به شیوه ی درست و سازنده چالش ها را می پذیرم و در جهت حل کردن آنها تلاش میکنم.

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)
نکته‌ی خیلی خوبی رو در مورد ساخت زیبایی شناختی مطرح کردی. اول از همه آراسته کردن درون خود. این موضوع باعث میشه جهان اطراف هم زیبا ببینیم. ممنون❤️
دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)

*ساحت زیبایی شناختی

°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°

11 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (152 امتیاز)

من پریا زحمت کش هستم . من در شهریار به تدریس زبان انگلیسی خواهم پرداخت . من، برای تربیت دانش‌آموزانم، به فلسفه تربیتی خود اهمیت زیادی می‌دهم. به عقیده من، معلم باید نه تنها دانش را منتقل کند، بلکه باعث رشد کامل شخصیتی دانش‌آموزان بگردد. من فرآیند تربیت را به عنوان یک سفر همراه با هم پیش می‌برم، اعتقاد دارم که انسانیت، ارتباط با معلم و خداوند، اساس تربیت است. در آموزشم، به تقویت خردورزی و تفکر انتقادی تمرکز می‌دهم. اهداف من شامل ایجاد دانش‌آموزانی هستند که دانش خود را به عمل منتقل کنند و ارزش‌های اخلاقی را به شکل عملی در زندگی خود اعمال کنند. از دادن مثال‌های واقعی جهت آموزش اخلاقیات و اجتماعی استفاده می‌کنم. هدف من در آموزش، ترکیب اصول تربیت اسلامی با رویکردهای نوین تدریس است. محیط مدرسه را به‌عنوان یک مکان یادگیری ژنرالی تعریف می‌کنم، جایی که هم تفکرات ریاضی و علومی تقویت شوند و هم ارزش‌های اخلاقی به دانش‌آموزان انتقال یابد. با این فلسفه، در معلمی، به‌دنبال تحول اجتماعی و معنوی دانش‌آموزان هستم. با انزوای اصولی که باور دارم همراه با ادبیات ملی و دینی، این توانایی ها و اصول جدید در آموزش را مطلوب می‌دانم، زیرا برای رشد جامعه و نیکوکاری انسانی، این اصول حائز اهمیت است


1⃣: معلم نقش بسیار ارزشمندی در جامعه دارد، او با انتقال دانش، شکوفایی استعدادها، تربیت اخلاقی و قدرت تأثیرگذاری بر دانش‌آموزان، نقش مهمی در ساختار جامعه ایفا می‌کند. من جایگاه معلم را به عنوان یک راهنما و الگو در جامعه می‌بینم که مسئولیت بزرگی بر عهده دارد و باید با تلاش برای رشد و پیشرفت دانش‌آموزان، آینده روشنی برای جامعه ایجاد کند.

نقش معلم در جامعه بسیار ارزشمند و حیاتی است، چرا که معلمان نه‌تنها دانش و آموزش به دانش‌آموزان ارائه می‌دهند، بلکه نیز به عنوان مربی، راهنما و الگوی اخلاقی برای دانش‌آموزان عمل می‌کنند. آنها به عنوان موجه‌های فرهنگی نقشی بسیار مهم در شکل‌دهی به شخصیت و رفتار اخلاقی دانش‌آموزان دارند. معلمان با تربیت نسل جوان‌تر، آینده‌ای روشن برای جامعه ایجاد می‌کنند و می‌توانند تأثیر گذاری بزرگی بر جامعه داشته باشند. آنها با آموزش و پرورش صحیح به دانش‌آموزان، می‌توانند از آن‌ها شهروندان مسئول و موفقی بسازند که به رشد و تعالی جامعه کمک می‌کنند. به طور کلی، معلمان نه‌تنها آموزش و پرورش فنی و تخصصی را به دانش‌آموزان انتقال می‌دهند، بلکه نیز به عنوان راهنما، دلسوز و پشتیبان آنها در جهت رشد و توسعه شخصیتی و اجتماعی شان عمل می‌کنند.

2⃣. ارتباط خداوند، جهان و انسان برای من بیانگر همبستگی و هماهنگی بین تمامی موجودات است که باید با ایجاد ارزش‌های انسانی برای تربیت متربیانم به کار گرفته شود. رتباط خداوند، جهان و انسان پایه‌ای در فهم زندگی است. در تربیت، این ارتباط می‌تواند به دانش‌آموزان ارزش‌های اخلاقی ارائه دهد و راهنمایی شود که چگونه در مسیر صحیح زندگی کنند. ارتباط با خداوند، جهان و انسان می‌تواند به شکلی فراگیر و کامل در زندگی ما حاضر باشد. خداوند به عنوان خالق و نگهدار همه موجودات، در زندگی‌مان حضور دارد و ارتباط ما با او می‌تواند از طریق عبادت، دعا و ذکر باشد. در زمانی که انسان با خداوند ارتباط خوب داشته باشد و از او کمک و راهنمایی دریافت کند، دستاوردهای بزرگی را در زندگی‌اش خواهد داشت. همچنین، ارتباط ما با جهان و محیط اطراف نیز بسیار مهم است. احترام به محیط زیست، بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی و حل و فصل صلح‌آمیز از مشکلات اجتماعی و محیطی نیز برای تربیت متربی اهمیت دارند. در تربیت متربی، می‌توانیم اصول و ارزش‌هایی که از این ارتباطات بین خداوند، جهان و انسان به دست می‌آوریم را به وی آموزش دهیم. ارزش‌هایی مانند احترام به خداوند، عشق و احترام به محیط زیست و محیط اجتماعی، همدلی و همکاری با دیگران، اخلاق و مسئولیت‌پذیری و پرورش توانمندی‌های فردی و اجتماعی از جمله مواردی هستند که به وسیله تعلیم و تربیت می‌توان به متربی‌ها القا کرد.

3⃣. اهدافی که برای دانش‌آموزان دارم شامل رشد شخصیتی، ارتقاء مهارت‌های اندیشه‌ای، پیشرفت تحصیلی و انگیزه برای یادگیری است. همچنین هدف‌های مهم برای دانش‌آموزان شامل توانایی های فکری، اخلاقی، اجتماعی، خلاقیت و مهارت‌های زندگی است. همچنین به عنوان یک معلم، اهدافی که دوست دارم دانش‌آموزانم به آن دست پیدا کنند می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

1. ارتقای دانش و توانایی‌های تحصیلی آن‌ها در رشته‌های مختلف.

2. توسعه مهارت‌های ارتباطی، همکاری، و حل مسائل.

3. ارتقای قدرت تفکر و انعطاف‌پذیری ذهنی.

4. ارتقای انگیزه و اعتماد به نفس در دانش‌آموزان.

5. تشویق به اندیشیدن خلاقانه و پرورش استعدادهای مختلف.

6. آموزش اخلاقیات و ارزش‌های انسانی برای رشد شخصیتی سالم.

7. آموزش مهارت‌های زندگی مانند مدیریت زمان، حل تعارض و مهارت‌های اجتماعی.

8. ایجاد انگیزه برای یادگیری مداوم و پیوسته.

این اهداف می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند تا در مسیر یادگیری موفق و رشد شخصی بهتری داشته باشند.

4⃣. نقش من به عنوان معلم اثربخش در کلاس درس و خارج از آن شامل ایجاد ارتباط بین دانش‌آموزان، ایجاد محیط یادگیری فعال و تشویق به همکاری و خلاقیت است . به عنوان یک معلم، با ارتباط صمیمی و ارتباط تدریس-یادگیری مؤثر در کلاس درس و ارتباط دوستانه و راهنمایی‌دهی در خارج از کلاس، می‌توانم تأثیرگذاری خود را نشان دهم. خارج از کلاس درس، به عنوان یک معلم، باید به عنوان یک منبع انگیزش و انگیزه برای دانش‌آموزان خود عمل کنیم. با ارائه راهنمایی‌ها، پشتیبانی و تشویق به دانش‌آموزان، می‌توانید آن‌ها را به رسیدن به اهدافشان هدایت کنید و در رشد و پیشرفت آن‌ها نقش اساسی داشته باشیم. چرا که معلمان، به عنوان صاحب تأثیر بر زندگی دانش‌آموزان، مسئولیت بزرگی بر عهده دارند و با تلاش، صبر و انگیزه خود می‌توانند از طریق آموزش و پرورش ارزشمندی به جوامع خدمت کنند و آینده سبزی برای نسل‌های آینده بسازند.

دارای دیدگاه توسط (152 امتیاز)

5⃣. برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، از روش‌های تشویق به پرسش و تحلیل مسائل، ترویج گسترده مطالعه و تحلیل مواقع روزمره برای پرورش این مهارت‌ها و ترغیب به انعکاس و بررسی عمیق استفاده می‌کنم . همچنین برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان خود، سعی میکنم از روش‌ها و راهکارهای مختلفی استفاده کنم که برخی از این روش‌ها عبارتند از:

1. تشویق به پرسش‌ها و تحقیق‌ها: تشویق کودکان به پرسش کردن و تحقیق در مورد مسائل مختلف می‌تواند تفکر انتقادی آن‌ها را تقویت کند.

2. تشویق به بحث و بررسی دیدگاه‌های مختلف: ترغیب کودکان به مشارکت در بحث‌ها و بررسی دیدگاه‌های مختلف درباره یک موضوع می‌تواند آن‌ها را به تفکر انتقادی تشویق کند.

3. ارائه مسائل پیچیده و چالش‌برانگیز: مطرح کردن مسائلی که نیازمند تفکر عمیق و انتقادی هستند، می‌تواند باعث تقویت توانایی های ذهنی متربیان شود.

 4. استفاده از بازی‌ها و فعالیت‌های تحلیلی: انجام بازی‌ها و تمریناتی که نیازمند تفکر انتقادی و خردورزی هستند، می‌تواند مفید باشد. 

5. ارائه بازخورد سازنده: تشویق و ارائه بازخورد مثبت به دقت، منطق و تفکر انتقادی متربیان می‌تواند آن‌ها را در این مسیر یاری کند. استفاده از این روش‌ها و راهکارها در آموزش و پرورش می‌تواند به ارتقاء تفکر انتقادی و خردورزی در متربیان کمک کند.

6⃣. برای هر ساحت شش گانه تربیت، من دو مهارت را انتخاب می‌کنم که به آن‌ها علاقه دارم تا بتوانم دانش‌آموز را به طور کامل آموزش دهم: 

1. هوش محاسباتی - با دانش در زمینه هوش مصنوعی و یادگیری عمیق، می‌توانم دانش‌آموز را در تفکر محاسباتی و حل مسائل پیچیده همراهی کرده و به او کمک کنم تا نگرشی تحلیلی و منطقی پیدا کند.

2. مدیریت زمان - این مهارت زمان بندی صحیح، برنامه‌ریزی موثر و بهره‌وری در استفاده از وقت را شامل می‌شود. با این مهارت، می‌توانم به دانش‌آموز بیاموزم چگونه وظایف و زمان خود را بهینه‌سازی کند تا بتواند به بهترین شکل ممکن درس بخواند و موفقیت‌های بیشتری کسب کند. با استفاده از این دو مهارت، می‌توانم به طور جامع و کارامد دانش‌آموزان را در مسیری موفقیت آمیز همراهی کرده و آن‌ها را به سوی دستیابی به اهداف و رویایشان هدایت کنم.

 7⃣. مفاهیم اخلاقی و اجتماعی ایمان، اخلاق، همدلی، تعهد و پذیرش تفاوت‌ها را برای دانش‌آموزانم ترویج می‌کنم. به عنوان مثال، ارزش قبولی تفاوت‌ها را از طریق تلاش برای درک دیگران آموزش می‌دهم. و همینطور موارد دیگر شامل :

 1. احترام: آموزش به متربی در مورد اهمیت احترام به دیگران، به ویژه به سالمندان، اقتدار، همکاران و همسالانش. 

مثال: تشویق کودک به ادای سلام به همه افراد در محیط اجتماعی، حتی اگر آنان را نشناسد. 

2. مسئولیت‌پذیری: آموزش به متربی که باعث رشد و بالابردن استقلال افراد شود. این مفهوم به معنای عهده‌داری از اعمال و واکنش‌های خود است. 

مثال: تشویق کودک به انجام وظایف مدرسه و خانه به صورت مستقل و مسئولیت‌پذیر.

 3. صداقت: تربیت متربی به عنوان اصلی‌ترین رفتار واقعی محسوب می‌شود

مثال: تشویق کودک به صادق بودن در بیان احساسات و به اشتراک گذاشتن تجربیاتش. 

4. همدلی و هم‌دلی: آموزش به متربی که برقراری ارتباطات سالم و معنوی با دیگران مهم است.

 مثال: تشویق کودک به کمک به دوستان و هم‌بازی کردن با آنان در زمان‌های دشوار. 

5. توانمندسازی: تربیت متربی به گونه‌ای که او از خود و دیگران استقلال بیشتری داشته باشد و بتواند موانع خود را بشناسد و آن‌ها را برطرف کند. 

مثال: تشویق کودک به مواجهه با چالش‌ها و حل مسائل به صورت مستقل. 

دارای دیدگاه توسط (152 امتیاز)

8⃣. با تاکید بر اصول تربیت اسلامی، به انسان شناسی و ارزش شناسی توجه می‌کنم تا با تربیت بر اساس اصول اخلاقی دینی، دانش‌آموزان را به انسان‌های با ارزش و اخلاقی تربیت کنم. اصول تربیت اسلامی بر انسجام بین مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی تأکید می‌کند که با ترویج اصول اخلاقی اسلامی می‌توان افراد را همواره به راه صحیح هدایت کرد. اصول تربیت اسلامی تأثیر بسیار زیادی بر روش‌های تربیت و تعلیم افراد دارند. این اصول بر مبانی هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی متکی هستند. یکی از اصول اساسی تربیت اسلامی، انسان‌شناسی است. اسلام به انسان نگاهی ویژه دارد و او را به عنوان خلیفه‌ی زمین معرفی می‌کند. انسان در دیدگاه اسلام باید همواره به دنبال پیشرفت در تمامی ابعاد زندگی خود باشد و به دیگران کمک کند تا به تمامیت و رضایت خویش دست یابند.

مثالی از اهمیت انسان‌شناسی در تربیت اسلامی، می‌تواند این باشد که از کودکان و نوجوانان بخواهیم که همواره به دنبال دانش و افزایش علم خود باشند و از این طریق به نیکی و خوبی همواره تلاش کنند. با تأکید بر این اصل انسان‌شناسی، تربیت اسلامی می‌تواند به کودکان و نوجوانان کمک کند تا به شخصیتی قوی‌تر و کامل‌تر دست یابند.

9⃣یکی از مهمترین تکنیک‌ها و روش‌هایی که در حوزه تربیت و تدریس تأثیرگذار است، استفاده از روش‌های تعاملی و عملی است. این روش‌ها بر اساس فعالیت‌های عملی، تعاملی و تجربی برای آموزش و یادگیری تکیه دارند. این شامل استفاده از بازی‌های آموزشی، مطالعه موردی، کارگاه‌ها، گفتگوها و فعالیت‌های گروهی می‌شود. این روش‌ها باعث می‌شود که دانش‌آموزان به طور فعال در فرآیند یادگیری شرکت کنند و از تجربیات شخصی خود استفاده کنند. برای تبدیل محیط مدرسه به یک محیط یادگیری همه جانبه، این موارد را می‌توان در نظر گرفت: 

1. ایجاد فضای آموزشی تعاملی و خلاق: ایجاد فضایی که دانش‌آموزان به آزادی در بیان افکار، تعامل با یکدیگر و انجام فعالیت‌های خلاق و تجربی دسترسی داشته باشند. 

2. توجه به نیازها و توانایی‌های هر دانش‌آموز: شناخت نیازها و توانایی‌های هر دانش‌آموز و ارائه فعالیت‌ها و محتواهای آموزشی متناسب با آنها. 

3. استفاده از فناوری: استفاده از فناوری و ابزارهای آموزشی مدرن برای افزایش تعامل و جذابیت در فرآیند یادگیری. 

4. ترویج همکاری و تعامل: تشویق دانش‌آموزان به همکاری و تعامل با یکدیگر برای یادگیری از تجارب همدیگر. 

5. ایجاد ارتباط موثر با خانواده: برقراری ارتباط موثر با خانواده‌ها به منظور همکاری در فرآیند تعلیم و تربیت دانش‌آموزان. با ترکیب این رویکردها و روش‌ها، محیط مدرسه را می‌توان به یک محیط یادگیری همه جانبه و پویا تبدیل کرد که دانش‌آموزان بتوانند در آن بهترین عملکرد را از خود به ارمغان بیاورند..

 . با تمام این تفکرات و روش‌ها، من تمایل دارم در زمینه تربیت و تدریس به دنبال نوآوری و تحول واقعی با تحکیم ارزش‌های فرهنگی و دینی کشورم عزیزم ایران بوده و به دانش‌آموزان موفق و با ارزش تبدیل شوند. در حرفه معلمی، رویکردهایی که از آن‌ها منصرف می‌شدم شامل تنبیه بی‌ربط، تکراری و فقط خاطره‌ورزی، انحراف از ارزش‌های ملی و دینی، عدم توجه به نیازها و استعدادهای فردی، و انتقال اطلاعات بدون تفکر و تعامل بوده است. مانند : 

1. روش‌های سنتی و قدیمی تدریس و یادگیری مانند تکلیف‌دهی، حفظ و تکرار، و... را ترک می‌کردم و به جای آن از روش‌های نوین مانند یادگیری مبتنی بر مشارکت دانش‌آموزان، استفاده از فناوری‌های آموزشی، و... استفاده می‌کردم. این روش‌ها برای افزایش تعامل فعال دانش‌آموزان و ایجاد یادگیری عمیق و پایدار بسیار موثرتر هستند. 

2. نظام امتحانات معمولی و حفظی را ترک می‌کردم و به جای آن از روش‌های ارزشیابی جامع و همین‌طور تشویق به خلاقیت و تفکر پایینی و فراتر استفاده می‌کردم. این روش‌ها به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا مهارت‌های کلیدی مثل حل مسئله و تفکر انتقادی را تقویت کنند. 

3. توجه به تنها انتقال دانش فنی و علمی را ترک می‌کردم و به جای آن از تربیت همه‌جانبه و توسعه مهارت‌های ارتباطی، همکاری و رهبری نیز پشتیبانی می‌کردم. این موارد بسیار مهم هستند برای توسعه شخصیت و ارزش‌های اجتماعی دانش‌آموزان. 

4. تمرکز بر فردی‌سازی و تکرار یک الگوی تدریس را ترک می‌کردم و به جای آن از توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان و اعمال روش‌های تدریس چندگانه و انعطاف‌پذیر استفاده می‌کردم. این رویکرد باعث می‌شود که هر دانش‌آموز با توجه به نیازها و ویژگی‌های خود، بهترین فرصت برای یادگیری را داشته باشد. 

5. انزوا و بی‌توجهی به روابط انسانی و فرهنگ دانش‌آموزان را ترک می‌کردم و به جای آن از ایجاد یک محیط آموزشی سازگار با ارزش‌های فرهنگی و دینی دانش‌آموزان استفاده می‌کردم. این اقدام باعث می‌شود که دانش‌آموزان احساس ارتباط و تعلق به محیط آموزشی کنند و بتوانند بهترین نتایج را در یادگیری به‌دست آورند.


در پایان، امیدوارم با این تفکرات و اهداف، بتوانم به تربیت جامعه ای پویا و ارزشمند کمک کنم و از رشد و تحول دانش‌آموزانم خوشحال بمانم.

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (154 امتیاز)

                                     {بنام خدا} 

مقدمه

با سلام.

بنده نادیا قاسملو هستم، دبیر درس زبان انگلیسی. در شهرستان چهاردانگه از استان تهران تدریس خواهم کرد.یکی از ویژگی‌های من به عنوان معلم آینده، این است که می‌توانم مباحث را برای دانش‌آموزان ساده سازی کنم؛ یعنی با بیانی ساده به یادگیری بیشتر و بهتر آن‌ها کمک کنم. به کاربرد آن مطالب در زندگی شخصی و اجتماعی‌شان تأکید میکنم. بی‌دلیل موضوعات را پیچیده نمیکنم که دانش‌آموزان گیج و سردرگم شوند‌.

از نظر من "بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی" همان تعیین اهداف معلمی است. پس معلمی که بی‌هدف سر کلاس برود، باعث خستگی و تنفر دانش‌آموزان و حتی خود می‌شود و کلاس را به مکانی بی‌روح، سرد و خشک تبدیل می‌کند. در نتیجه دانش‌آموزان شوقی برای حضور در کلاس و یادگیری نخواهند داشت.

از طرفی دیگر ابداع و استفاده از روش‌های نوین و متنوع برای جذاب تر شدن روند تدریس هم می‌تواند جزئی از فلسفه تربیتی شخصی من باشد.

پس هدفمند بودن من در جایگاه یک معلم و استفاده از انواع شیوه‌های کارآمد تدریس، بخشی از بیانیه فلسفی تربیتی من خواهد بود.

  • سوال ۱ 

شخصاً به این موضوع باور دارم که معلم در جامعه نقش هدایت‌گر را دارد.( یکی از نقش‌های معلمی)

شاید بتوانم معلم را اسوه، الگو و منبع الهام هم بنامم. نتیجتاً؛ یک معلم باید بهترین و درست ترین شیوه‌ی انتقال علم و اخلاقیات را انتخاب کند تا بتواند نیکوترین الگوی دانش‌آموزان و افراد جامعه شود. برای مثال، ما همگی این تجربه را داشته‌ایم که گاهی اوقات افرادی که شیوه‌ی درست انتقال حرف حق را بلد نبودند، با بدترین روش ممکن آن را به ما منتقل کردند و در نتیجه ما با آن موضوع، هر چند که حق بوده، به مخالفت پرداخته‌ایم. پس معلم باید بهترین مرجعی باشد که دانش‌آموزان می‌توانند در زمینه‌های مختلف به او مراجعه کنند.

  • سوال ۲

بنده قصد دارم به منظور پاسخ به این سؤال، به این موضوع اشاره کنم که خداوند، دارای مقام ربوبیت است.

در واقع یکی از واضح ترین ارتباطات بین خدا، ما و جهان ما؛ ربوبیت خداست.

یعنی خداوند، رب و پرورنده‌ی ماست و امور ما را تدبیر و مدیریت می‌کند.

دومین ارتباط خدا با ما تعلیم و تربیت است. خداوند در آیه چهارم سوره الرحمن می‌فرماید عَلَّمَهُ الْبَيانَ‌ {به او(انسان) بیان را آموخت}پس خداوند به غیر از پرونده‌ی ما، معلم ما هم هست. به کارگیری این ارتباط در تربیت متربی←من به عنوان یک معلم، در آینده، پرورش دهنده‌ و تعلیم دهنده‌ی دانش‌آموزان در زمینه‌های علمی، فرهنگی و اخلاقی خواهم بود.

  • سوال ۳

 -دوست دارم دانش‌آموزانم اهل مطالعه و کتاب‌خوانی باشند، نه اینکه فقط به مطالعه‌ی کتاب‌های درسی خود اکتفا کنند. وقتی در مورد موضوعی علمی صحبت می‌کنند و سعی در متقاعد کردن دیگران دارند، نسبت به موثق بودن گفته‌های خود مطمئن باشند که این اطمینان، از طریق تحقیق و مطالعه‌ی کافی محقق می‌شود. به راحتی هر حرف و نظری را نپذیرند و همواره به دنبال دلیل و منطق آن باشند و قدرت و جرأت انتقاد داشته باشند.( شاید یکی دیگر از وظایف مهم من به عنوان یک معلم، پرورش دانش‌آموزان منتقد است) نسبت به عقایدی که مخالف عقاید آن‌هاست با لحن تند و توهین‌آمیز برخورد نکنند و اگر قرار بر مباحثه باشد، با کمال احترام نظرات خود را بیان کنند و بر تغییر نظر طرف مقابل اصرار نورزند. در عین حال اگر بعدها متوجه شدند که عقایدشان اشتباه بوده این موضوع را بپذیرند و دچار لجبازی نشوند. انتقاد پذیر باشند و اشتباهات خود را بپذیرند و به دنبال جبران آن‌ها باشند. چنانچه مشکلی برای آن‌ها پیش آمد، به جای اینکه دنبال مقصر باشند و خود یا اطرافیان خود را سرزنش کنند؛ در پی یافتن راه حلی مناسب باشند‌. و از همه مهم‌تر، در کنار مطالب درسی، مهارت‌های‌ زندگی را بیاموزند.(آموختن این نوع مهارت‌ها جزء اهداف و وظایف من به عنوان معلم نیز هست)

  • سوال ۴

نقش من به عنوان یک معلم اثر بخش این است که بایستی معلمی هدفمند، دارای انگیزه و انرژی باشم. به غیر از اینکه قطعاً باید هنگام تدریس خلاقیت به خرج بدهم و از شیوه‌های جدید و متنوع استفاده کنم؛ باید هر روز با انرژی و اشتیاق سر کلاس حاضر شوم که باعث خستگی و دلزدگی دانش‌آموزان نشوم. به اعتقاد من، فضای کلاس باید فضایی شاد، پر انرژی و مفرح باشد. به طوری که دانش‌آموز از بودن در آن مکان حس مطلوبی داشته باشد.از طرفی دیگر من به عنوان یک معلم اثرگذار، به جای اینکه با استفاده از آزمون‌های مکرر، باعث افزایش اضطراب دانش‌آموز باشم، باید سعی کنم از طریق شیوه‌های جدید و جذاب تدریس، مطالب در ذهن بچه‌ها ماندگار شوند.(مثلاً معلم منطق سال دهم من، وقتی مطلبی را تدریس می‌کرد همه‌ی ما، همان روز در کلاس عمیقاً متوجه می‌شدیم و دیگر لازم به مطالعه‌ی دقیق نبود، برای شب امتحان، فقط مرور میکردیم و همه‌ی مطالب یادمان می‌آمد)این یعنی در کلاس به دانش‌آموزان به غیر از نشاط، حس آرامش نیز بدهم.در جایگاه یک معلم، زمانی می‌توانم اثر بخش باشم که مورد اعتماد دانش‌آموزان باشم. اگر حرفی میزنم یا قولی می‌دهم به آن عمل کنم، به اندازه‌ی همان مطالب ارائه شده از آن‌ها توقع داشته باشم.

رفتار و رابطه‌ی من با آن‌ها دلسوزانه و خیرخواهانه باشد نه رئیس و مرئوسی!

با آن‌ها رابطه‌ی دوستانه داشته باشم، اما حد اعتدال را رعایت کنم. یعنی نه آنقدر خشک و جدی که از من خاطره‌ی خوبی نداشته باشند و همیشه از من به عنوان یک معلم بداخلاق و خشن یاد کنند، نه آنقدر گرم و صمیمی که حریم و احترام بین مربی و متربی از بین برود. مایلم آن‌ها را به صورت غیر مستقیم به انجام کارهایی که برای آن‌ها مفید است تشویق و ترغیب کنم، مثلاً آن رفتاری که دوست دارم در آن‌ها به وجود بیاید را ابتدا در شخصیت خودم ایجاد می‌کنم مثل احترام به تنوع فرهنگی همه‌ی دانش‌آموزان. در نتیجه‌ آن‌ها از من الگو خواهند گرفت.

  • سوال ۵

تشویق به مطالعه‌ی بیشتر و تحقیق در زمینه‌های مختلف. اگر هم لازم شد یا مایل بودند، منابعی برای مطالعه به آن‌ها معرفی می‌کنم. به آن‌ها توضیح میدهم که هر چقدر علم، آگاهی و یا حتی سواد رسانه‌ای آن‌ها بیشتر باشد، هر حرفی را به راحتی نمی‌پذیرند و همواره به دنبال استدلال منطقی هستند.تلاش میکنم در کلاس بحث‌های گروهی ایجاد کنم تا دانش‌آموزان نظرات خود را یکی یکی بیان کنند و ایده‌های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند؛ این موضوع به آن‌ها کمک می‌کند که مهارت‌های تفکر انتقادی و حل مسئله را یاد بگیرند. از آن‌ها میخواهم که نظرات دیگر همکلاسی‌های خود را نقد کنند.(مثبت یا منفی)از همکلاسی‌های خود بخواهند دلیل منطقی برای نظرات خود بیاورند. بحث گروهی در مورد موضوعات مختلف بسیار کمک کننده خواهد بود.

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)

ادامه...

سوال ۶

ساحت تربیت دینیمی‌دانیم که شکل‌گیری هویت دینی، هدف ساحت تربیت دینی است. این موضوع نیازمند این است که متربی موقعیت فعلی خود نسبت به خدا و پدیده‌های جهان را بشناسد که این امر به نوبه خود، مستلزم شناخت دین حق یعنی اسلام است. شکل گیری هویت دینی دانش‌آموزان توسط منِ معلم، مستلزم این است که ابتدا خود از طریق مطالعه و پژوهش، با آموزه‌های دین اسلام آشنایی کامل پیدا کنم. در این صورت است که می‌توانم متربی را با این دین راستین آشنا کنم. 

مهارت اول: با استفاده از تفاسیر قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام(احادیث معتبر)؛ که به زبان ساده و قابل فهم نگارش شده‌اند دانش‌آموزان را با اصول و آموزه‌های دین آشنا کنم؛ تا حد ممکن از پیچیده کردن احکام دین بپرهیزم و از داستان‌های قرآنی و روایات برای جذابیت بیشتر بحث‌هایم در این زمینه، استفاده کنم. از این طریق می‌توانم متربی را با زیبایی‌های دین مبین اسلام آشنا کنم و ساحت دینی آن‌ را تقویت کنم.

 مهارت دوم: دانش‌آموزان را به پرسش سؤالات دینی و تحقیق و پژوهش در رابطه با این موضوعات تشویق و ترغیب می‌کنم.

همانطور که در پاسخ سؤالات پیشین ذکر کردم؛ لازم است به عنوان معلم، به دانش‌آموزان بیاموزم که هر حرفی از جانب معلم یا هر کس دیگری را بدون دلیل و منطق نپذیرند، پس لازمه‌ی این کار، پژوهش و مطالعه است. این موضوع در مورد مسائل دینی هم صدق میکند‌.

 روش تشویق آن‌ها به تحقیق در مورد مسائل دینی←با استفاده از بحث گروهی در کلاس، قدرت تفکر آن‌ها نسبت به اینگونه مسائل را تقویت میکنم.

در این صورت، متربی اگر ابهام یا اشکالی دارد، کنجکاو می‌شود و به تحقیق و جست و جو می‌پردازد تا در مباحث بعدی، نظرات بیشتری ارائه کند و چون مطالعه کرده، بتواند نظرات دیگران را نقد کند و از طرف مقابل استدلال منطقی بخواهد. در نتیجه‌ اگر مطالعه‌ داشته باشد دیگر کسی نمی‌تواند آموزه‌های دینی تحریف شده را به خورد او بدهد و اون بدون چون و چرا بپذیرد و سرانجام از اصل اسلام دور شود.

ساحت تربیت اخلاقی← هدف این ساحت تزکیه نفس انسان از آلودگی‌ها و آراستن آن به فضیلت‌های اخلاقی است.

مهارت اول: از داستان‌های کوتاه و مثال‌های واقعی برای نشان دادن رعایت اصول اخلاقی در موقعیت‌های مختلف استفاده میکنم. برای مثال داستانی واقعی از دوران تحصیل خودم مبنی بر بی‌احترامی چند دانش‌آموز به یکدیگر و علل و پیامدهای آن برای آن‌ها تعریف می‌کنم.

مهارت دوم: تمرینات عملی در محیط‌های واقعی. به دانش‌آموزان این اجازه را میدهم که اصول اخلاقی و انسانی را در موقعیت‌های واقعی اعمال کنند. البته این امر مستلزم این است که خودم این اصول را رعایت کنم مثل احترام به حریم خصوصی. مثلاً وقتی به صورت عملی نشان دهم که حریم خصوصی تک تک دانش‌آموزان برای من مهم است و به هیچ وجه حاضر نیستم اطلاعات شخصی آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارم؛ آن‌ها نیز این را از من خواهند آموخت.

ساحت تربیت سیاسی و اجتماعی←هدف، کمک به متربی در مسیر تکوین سیاسی و اجتماعی است. پس من به عنوان مربی باید به متربی در شناسایی موقعیت اجتماعی و سیاسی فعلی خود و تلاش برای ارتقا آن، کمک کنم.

مهارت اول: ابتدا باید نگرش آن‌ها را نسبت به نظام سیاسی مطلوب اسلام تغییر دهم و اگر نگرش آن‌ها نسبت به این موضوع صحیح است، آن را ارتقا دهم. مثلاً با ایجاد بحث و ارائه نظرات مختلف سر کلاس یا معرفی کتاب‌هایی در این زمینه که به رده سنی نوجوانان اختصاص دارد.

مهارت دوم: در واقع این مهارتی است که دانش‌آموزان باید کسب کنند و من نقش پرورش دهنده‌ی آن را خواهم داشت. پرورش مهارت‌های آن‌ها برای آگاهی دقیق از جایگاه اجتماعی خود، پیدا کردن نقاط قوت و ضعف و مقایسه جایگاه فعلی با جایگاه آرمانی اجتماعی. برای مثال من آن‌ها را به انجام یک پروژه مکلف میکنم و تأکید میکنم که حتماً باید این پروژه در گروه‌های ۴_۵ نفره انجام شود. سپس کارِ دادن مسئولیت به هر یک از افراد گروه را به اعضای آن گروه واگذار میکنم. هر یک از اعضای گروه؛ با توجه به توانایی‌های فردی خود، جایگاهی را در گروه برای خود انتخاب می‌کند.( سرگروه، دستیار سرگروه و...) در ادامه به آن‌ها توضیح میدهم که این گروه شما در واقع مثالی عینی و کوچک از جامعه‌ی ماست. هر یک از اعضای جامعه خودشان با توجه به توانایی‌ها و شایستگی‌های خود، جایگاه اجتماعی خودشان را تعیین می‌کنند که می‌توانند با تلاش آن جایگاه را ارتقاء دهند.

ساحت تربیت حرفه‌ای و اقتصادی←هدف تکوین هویت شغلی و حرفه‌ای است.

مهارت اول: سعی میکنم فرصت‌های کارآموزی ایجاد کنم؛ برای انجام این کار می‌توانم از شرکت‌های خصوصی کمک بگیرم.

 ارائه آموزش‌های حرفه‌ای. از مشاوران شغلی، کارشناسان صنعت یا تجارت و یا از اساتید دانشگاه کمک می‌گیرم. سعی میکنم ارتباطی بین دانش‌آموزان و برخی اساتید دانشگاه ایجاد کنم. برای مثال، می‌توانم با بعضی از اساتید دوره دانشگاه که هنوز با آن‌ها در ارتباط هستم صحبت کنم تا با دانش‌آموزانم جلسه‌ای بگذارند و تجربیات شغلی خود در زمینه‌های مختلف را با آن‌ها به اشتراک بگذارند؛ به این ترتیب دانش‌آموزان از دانش آن‌ها در پیدا کردن حرفه‌ی مناسب بهره‌مند می‌شوند. 

مهارت دوم: به دانش‌آموزان کمک می‌کنم و آن‌ها را تشویق می‌کنم تا در مسابقات و فعالیت‌های علمی_تخصصی شرکت کنند تا استعدادها و مهارت‌هایشان در رشته‌ها و زمینه‌های مختلف تقویت شوند. این گونه می‌توانم دانش‌آموزانی که مستعد انجام مشاغل فنی هستند را تشخیص دهم.

ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری←هدف آشنایی دانش‌آموزان با دیدگاه اسلام درباره‌ی زیبایی و هنر و پرورش توانایی تولید آثار هنری در آن‌هاست.

مهارت اول: ارائه آموزش‌های هنری. برای انجام این کار می‌توانم از اساتید و مربیان در حوزه هنر کمک بگیرم. از ویدئوهای مختلف در شبکه‌های اجتماعی نیز می‌توانم استفاده کنم. سپس در کلاس مسابقات هنری کوچک برگزار می‌کنم تا آن‌ها تشویق به خلاقیت شوند؛ مثلاً از آن‌ها میخواهم خلاقیت‌ها و فانتزی‌های ذهن خود را در پروژه‌های هنری ابراز کنند تا بعد هنری و زیبایی شناختی‌ آن‌ها تقویت شود.

مهارت دوم: به همراه دانش‌آموزان از موزه‌های هنری مختلف بازدید می‌کنیم. این کار باعث می‌شود که آن‌ها با آثار هنری مختلف آشنا شوند، از تنوع و زیبایی‌ آن‌ها الهام بگیرند تا در کارهای بعدی هنری از آن ایده‌ها، در حد توان خود استفاده کنند.

ساحت تربیت بدنی←هدف پرورش مهارت‌ها و توانایی‌های لازم در متربی برای حذف سلامت و قوای جسمانی است؛ زیرا جسم و بدن مانند ابزاری است که در خدمت بعد روحانی او قرار دارد تا به رشد و کمال برسد.

مهارت اول: متربی را تشویق به شرکت در مسابقات ورزشی، در رشته‌هایی که ممکن است علاقه داشته باشد میکنم.

مهارت دوم: تمایل دارم گاهی اوقات، در اوقات فراغت یا ساعت‌های آزاد کلاس، به همراه دانش‌آموزان به حیاط مدرسه برویم و باهم بازی‌ها و ورزش‌هایی مانند وسطی، والیبال و... انجام دهیم زیرا هم از این کار انرژی می‌گیریم و هم باعث تقویت قوای جسمانی و سلامتی ما می‌شود. برای مثال، سال دهم معلم ریاضی ما در اوقات آزاد یا زنگ تفریح، به حیاط می‌رفتند و با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردند!

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)

ادامه...

  • سوال ۷

۱. احترام و رعایت حقوق شهروندی در جامعه.

حقیقتاً، زندگی اجتماعی بدون رعایت حقوق افراد جامعه و احترام متقابل ممکن نیست. ابتدا به عنوان معلم و مربی، تلاش می‌کنم پیامدهای منفی رعایت نکردن حقوق شهروندان و عدم احترام متقابل مانند هرج و مرج، بی‌نظمی و اختلال در امور اجتماعی؛ سپس پیامد های مثبت احترام و رعایت حقوق مانند ایجاد جامعه‌ای پایدار و متحد، کاهش تنش و نا امنی و ارتقای سطح رضایت شهروندان را برای آن‌ها بازگو کنم. در ادامه مؤلفه‌هایی از حقوق اجتماعی را برای آن‌ها ذکر می‌کنم، مانند رعایت نوبت و... . سپس از آن‌ها میخواهم که در رابطه‌ با همین موضوع( رعایت احترام و حقوق اجتماعی) در کلاس بحث و گفتگو کنند. وقتی در بحث نوبت را رعایت کنند و وسط حرف همکلاسی‌های خود نپرند، نظم و آرامش در کلاس حاکم می‌شود و همه می‌توانند نظرات خود را ارائه دهند؛ اما وقتی همهمه ایجاد شود و هر کس بخواهد اول خودش صحبت کند و به بقیه اجازه‌ی صحبت کردن ندهد، هرج و مرج و بی نظمی ایجاد می‌شود. این، مثال کوچکی از رعایت یا عدم رعایت حقوق شهروندان و احترام در جامعه به یکدیگر، برای متربیان خواهد بود.

۲. صداقت

با رفتار خود به آن‌ها می‌آموزم که صداقت، بر ایجاد اعتماد در روابط انسان‌ها با یکدیگر بسیار تأثیرگذار و حیاتی است. این اصل به عنوان یک ارزش اخلاقی و انسانی، یک پایه روابط سالم بین مربی و متربیان است. برای مثال اگر من در رفتار و گفتارم با آن‌ها صداقت داشته باشم و به هر چه که می‌گویم یا به آن‌ها قول میدهم عمل کنم، قطعاً رابطه‌ی من با متربیان بر اساس صداقت و اعتماد شکل می‌گیرد. دانش‌آموزان هم متقابلاً، رفتار صادقانه‌ای با من خواهند داشت و آنقدر این رویه را ادامه می‌دهیم تا به صادق بودن عادت کنند. در واقع ما با این کار، در کلاس تمرین صداقت می‌کنیم. مثلاً اگر به آن‌ها قول بدهم که در ازای انجام پروژه‌ای اختیاری به آن‌ها ۲ نمره اضافه تعلق می‌گیرد، قطعاً اینکار را انجام می‌دهم. وقتی شاهد رفتار صادقانه‌ی من با خود باشند، با من یا حتی با یکدیگر صادقانه برخورد خواهند کرد. (الگو قراردادن مربی)

 یا اینکه مثلاً من به آن‌ها را به انجام کار گروهی مکلف میکنم. اگر بپذیرند که پیشرفت هر کدام از آن‌ها به پیشرفت کل گروه وابسته است، صادقانه و بدون تقلب، برای پیشرفت گروه به یکدیگر کمک خواهند کرد.

۳. مسئولیت‌ پذیری

برای مثال آن‌ها را به گروه‌های ۵ نفره تقسیم می‌کنم و از هر گروه درخواست می‌کنم که تکلیفی را انجام دهند. تکلیف هر گروه به این صورت است که اگر هر کدام از اعضای آن گروه، از زیر بار مسئولیت و انجام تکلیف خود شانه خالی کند، کل گروه درگیر می‌شوند و به مشکل بر میخورند. اینگونه همه‌ی افراد متوجه می‌شوند که اگر در کلاس، خانه و یا حتی در جامعه(زندگی شخصی و اجتماعی‌) هر کس مسئولیت‌ پذیر نباشد ممکن است برای کل افراد آن جامعه مشکل ساز باشد.

۴. احترام به تفاوت‌های فرهنگی

با آن‌ها در رابطه با فرهنگ‌های متنوع جامعه ایرانی صحبت میکنم و از آن‌ها نیز می‌خواهم که اطلاعات خود را در رابطه با فرهنگ‌های گوناگون ارائه دهند و بگویند که چه چیزهایی از آن‌ها یاد گرفته‌اند، کدام قسمت آن‌ فرهنگ‌ها برایشان جذاب بود و خوششان آمد. به آن‌ها اجازه میدهم در رابطه با فرهنگ‌های مختلف صحبت کنند و تجربیات خود را بیان کنند. آن‌ها را به پرسش درباره‌ی فرهنگ‌های مختلف تشویق می‌کنم(از همکلاسی‌هایی که ممکن است از لحاظ فرهنگی متفاوت باشند)، تا اطلاعات بیشتری در این باره کسب کنند و با فرهنگ‌ها بیشتر آشنا شوند. مثال‌هایی از فرهنگ‌های گوناگون به آن‌ها ارائه می‌کنم و از آن‌ها میپرسم که فکر کنند و بگویند که با فرهنگ‌های مختلف چه مواجهه‌ای خواهند داشت. تلاش میکنم اطلاعاتی که در رابطه با فرهنگ‌ها به آن‌ها میدهم موثق باشد و به خودشان هم توصیه میکنم برای کسب اطلاعات فرهنگی از منابع معتبر و موثق استفاده کنند.

۵. شجاعت و اعتماد به نفس

برای مثال اگر مشکلی در کلاس برای آن‌ها پیش آمد(درسی، مشکل در برنامه‌ریزی، مشکل در تعامل و همکاری با دیگر همکلاسی‌ها و...) به آن‌ها می‌گویم که خودشان باید به دنبال راه‌حل این مشکل باشند و به توانایی‌های خود اعتماد کنند. اگر اندکی تمرکز کنند و درست فکر کنند می‌توانند راه‌حلی مناسب برای آن مشکل پیدا کنند. در واقع من قصد دارم با این کار، شجاعت رو به رو شدن با مشکلات را در آن‌ها تقویت کنم و به آن‌ها بیاموزم که همیشه و در همه جا کسی مثل مربی، معلم، والدین و... در کنار شما نیستند که بتوانید برای حل مشکلات خود به آن‌ها تکیه کنید. گاهی باید به توانایی‌ها و شایستگی‌های خود اعتماد کنید و شجاعت حل مسئله را داشته باشید.

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)

ادامه...

  • سوال ۸

هستی‌شناسی←مبنای چهارم، هدفمندی جهان

من به عنوان یک معلم وقتی دارم مبحثی را تدریس می‌کنم، اول باید خودم بپذیرم که آموزش این مبحث به دانش‌آموزان کاملا هدفمند است، دلیل منطقی دارد و پوچ و بی‌معنی نیست. برای مثال با متربیان در رابطه با این موضوع بحث می‌کنم که همانطور که کل این جهان و تمامی مخلوقاتش برای هدفی خلق شده‌اند و هر کاری که انجام می‌دهند در مسیر رسیدن به آن هدف است؛ پس کاری که ما سر کلاس انجام میدهیم(تعلیم و تعلّم)، مبتنی بر اهدافی است و این کار، همه‌ی ما را به رسیدن به آن اهدف کمک خواهد کرد.

انسان‌شناسی← مبنای هشتم، برابری همه‌ی انسان‌ها

این موضوع همیشه برای من مهم بوده و فکر میکنم که بر تدریس و فعالیت‌هایم سر کلاس، اثرگذار خواهد بود. چرا که معتقدم نباید بین دانش‌آموزان با تفاوت‌های مختلف تمایز قائل شد. برای مثال چون رشته‌ی من زبان است حق ندارم وقتی کسی به هر دلیلی در این درس ضعف دارد را دائماً توبیخ کنم یا به او بی توجهی کنم و به دانش‌آموزان قوی تر اهمیت بیشتری بدهم یا با آن‌ها صمیمی تر باشم. شاید آن دانش‌آموزی که در درس زبان ضعف دارد، در زمینه‌های دیگر قدرت یا استعداد بیشتری داشته باشد. یا اینکه من نباید با دانش‌آموزانی که قومیت، نژاد و یا حتی ملیتی متفاوت دارند، به گونه‌ای دیگر برخورد کنم و آن‌ها را از کلاس جدا کنم. بنابراین همه‌ی دانش‌آموزان نزد من ارزشی یکسان خواهند داشت و در برخورداری از امکانات کلاس کاملاً یکسان خواهند بود.

معرفت‌شناسی←مبنای سوم، مرتبه‌مندی علم

قطعاً هر علمی مراتب و درجات مختلفی دارد. پس هر متربی که می‌خواهد به علمی احاطه پیدا کند باید به این موضوع باور داشته باشد و قدم به قدم پیش برود و درجه‌بندی آن علم را مدنظر قرار دهد. همانطور که من در تدریس با این رویه پیش خواهم رفت. مثلاً دانش‌آموز بدون یاد گرفتن لغات جدیدی که در یک‌ متن وجود دارد، نمیتواند کل آن متن را بخواند و به سؤالات مرتبط به آن متن پاسخ دهد یا متن را ترجمه کند.

ارزش‌شناسی←مبنای اول، ریشه در واقعیت داشتن ارزش‌ها و اثبات پذیری آن‌ها

بعضی ارزش‌هایی که ما به آن‌ها باور داریم تابع معیارهای عقلی هستند به همین جهت با معیارهای عقلی می‌شود آن‌ها را رد یا اثبات کرد. من به عنوان مثال قصد دارم به ارزش وقت شناسی اشاره کنم که هم برای معلم مهم است هم دانش‌آموز. اگر دانش‌آموز وقت شناس نباشد و در زمان مقرر سر کلاس حاضر نشود، بخشی از مباحث مهم کلاس را از دست میدهد، ممکن است نظم کلاس را بهم بریزد و حتی اگر آن کلاس بر اساس کار گروهی پیش برود، امکان دارد که کار کل گروه بخاطر این شخص مختل شود و دیگز اعضای گروه دچار مشکل شوند. با نظر به این پیامدها، میتوان ارزش وقت شناسی را اثبات کرد و به ارزش بودن آن باور داشت.

  • سوال ۹

یکی از مهم‌ترین روش‌های تأثیرگذار من برای تربیت و تدریس، فعالیت‌ها و تمرینات عملی مانند بحث‌ها و پروژه‌های گروهی است. من دبیر زبان انگلیسی خواهم بود در نتیجه تمایل دارم، متربیان در گروه‌های خود باهم بحث‌هایی مختلف به زبان انگلیسی، در حد توان خود داشته باشند و من در حین نظارت سعی میکنم آن‌ها را در به کارگیری لغات و ساختارهای جدید که در کتاب به آن‌ها اشاره شده کمک کنم. یکی دیگر از روش‌های تأثیرگذار من، ساخت فلش کارت خواهد بود. به این صورت که من قبل از اینکه به لغات درس جدید برسیم فلش کارت آن‌ها را به همراه عکس و نوشته، با استفاده از رنگ‌های مختلف آماده کرده و بعد از استفاده حین تدریس، آن‌ها را روی دیوارهای کلاس می‌چسبانم تا همیشه در معرض دید دانش‌آموزان باشد.

محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه، به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا در تمام جوانب زندگی خود، از جمله عاطفی، اجتماعی، جسمانی، ذهنی و یادگیری رشد کنند. در مدرسه، دانش‌آموزان با افراد مختلفی از جمله معلمان، همکلاسی‌ها و مشاوران، در ارتباط هستند که به آنها کمک می‌کنند تا با مسائل و چالش‌های خود مقابله کنند. مدرسه خود، مثالی از جامعه ماست، دانش‌آموزان با ارتباط با همکلاسی‌های خود، مراودات اجتماعی و آداب معاشرت را می‌آموزند. در ارتباط با معلم، مدیر و معاون؛ چگونگی مواجهه با بحران‌های مختلف و مدیریت آن‌ها را می‌آموزند. همچنین، مدرسه به دانش‌آموزان امکان می‌دهد تا در فعالیت‌های ورزشی، هنری و فرهنگی شرکت کنند که به آنها کمک می‌کند تا مهارت‌های تفکر انتقادی، همکاری و حل مسئله را یاد بگیرند. به علاوه، مدرسه به دانش‌آموزان امکان می‌دهد تا در کتابخانه، آزمایشگاه و سایر منابع آموزشی دسترسی داشته باشند که به آنها کمک می‌کند تا در زمینه‌های مختلف یادگیری و تحقیق کنند. در کل، محیط مدرسه به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا در تمام جوانب زندگی خود، رشد کنند.

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)

ادامه...

  • سوال ۱۰

۱. برگزاری بیش از حد آزمون‌های کتبی

 استفاده بیش از حد از آزمون‌های کتبی به عنوان روش تربیتی منفی، می‌تواند تأثیرات منفی بر دانش‌آموزان داشته باشد. این روش ممکن است باعث استرس و فشار بیشتر در دانش‌آموزان شود و ممکن است به جای تشویق به تفکر خلاقانه و حل مسئله، دانش‌آموزان را به یادگیری و حفظ اطلاعات برای پاسخ به سوالات آزمون‌های کتبی تشویق کند. علاوه بر این، این روش ممکن است به دانش‌آموزان اجازه ندهد تا مهارت‌های مهمی مانند تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله را توسعه دهند. از طرفی چون دانش‌آموزان غالباً برای گذراندن امتحانات، مطالب را فقط از روی اخبار حفظ می‌کنند و با علاقه مطالعه نمی‌کنند، بعد از آن امتحان بیشتر مطالب را فراموش می‌کنند و عملاً به دردشان نمی‌خورد.

۲.چیدمان نادرست صندلی‌ها

در صورت امکان، بهتر است چیدن آن‌ها به شکل دایره‌ای انجام شود. این‌ کار باعث درگیر بودن همه‌ی اعضای کلاس می‌شود.

اگر امکان چیدمان دایره‌ای وجود نداشت دانش‌آموزان هر هفته به صورت چرخشی جای خود را عوض کنند تا همه‌ی آن‌ها بتوانند به نوبت از صندلی‌ها و ردیف‌های جلوتر استفاده کنند و همه به یک اندازه در کلاس درگیر باشند.

۳. تغییر روش کهنه و فرسوده پرسش و پاسخ بعد از تدریس معلم‌

بهتر است که روش پیش مطالعه در کلاس حاکم باشد و بعد از پیش مطالعه، همه‌ی دانش‌آموزان در بحث مشارکت کنند که چه نکاتی از مطالبی که مطالعه کردند برداشت کردند. از این طریق معلم متوجه میشود نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان چه چیزهایی هستند و بیشتر باید روی چه مسائلی تمرکز داشته باشد. متکلم وحده نبودن معلم ارزشمندترین رویکرد در کلاس درس است؛ با این روش، معلم سر کلاس متکلم وحده نخواهد بود.

۴. استفاده نکردن از فناوری برای پیشرفت یادگیری

استفاده نکردن از ابزارهای مختلف از جمله فناوری برای پیشرفت یادگیری، می‌تواند روش تربیتی منفی باشد. در دنیای دیجیتالی امروز، فناوری می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا به شکل مؤثر تر یاد بگیرند. با استفاده از ابزارهای آموزشی مانند ویدئوها، بازی‌های آموزشی و نرم‌افزارهای یادگیری، دانش‌آموزان می‌توانند به شکل فعال‌تر و جذاب‌تر یاد بگیرند. نکته‌ی مثبت دیگر اینکه فضای کلاس از حالت تک نواختی خارج می‌شود و تنوع در استفاده از ابزارهای مختلف باعث تسریع و حتی شیرین شدن روند یادگیری می‌شود.

۵. جریمه‌های سنگین(تنبیه) به بهانه‌ی پیشرفت در درس و جبران عقب ماندگی

این روش غلط، ممکن است دانش‌آموزان را از فهمیدن و یادگیری اصل موضوع خارج کند. زیرا او به آن مطلب به چشم یه جریمه‌ی آزاردهنده نگاه می‌کند که برایش خوشایند نیست و فقط از سر اخبار و گاهاً ترس از معلم این کار را انجام می‌دهد. در نتیجه، علی رغم باور معلم، پیشرفتی حاصل نمی‌شود.

  • نتیجه گیری←

با توجه به اصولی که گفته شد، کلاس من مثال کوچکی از جامعه‌ای موفق خواهد بود. همه‌ی اعضای کلاس با هم تعاملات مثبت، معاشرت و هم فکری دارند. از یکدیگر می‌آموزند، در مشکلات به یکدیگر کمک می‌کنند، به فرهنگ‌ها و قومیت‌های مختلف احترام می‌گذارند و از این طریق، نه تنها مطالب درسی بلکه مهارت‌های زندگی شخصی و اجتماعی‌ را نیز فر می‌گیرند.

من به عنوان معلم و مربی این کلاس، تلاش خواهم کرد که متکلم وحده نباشم، به نظرات دانش‌آموزان احترام بگذارم و اجازه دهم بدون ترس، نظرشان را در رابطه با موضوعات مختلف بیان کنند در این صورت من هم از آن‌ها خواهم آموخت.

تمرکزم بیشتر بر روی یادگیری عمیق و مفهومی مطالب خواهد بود. دانش‌آموزان را با پرسش کلاسی و امتحانات مکرر تهدید نمی‌کنم. در نتیجه، با علاقه مطالب را فرا می‌گیرند، نه از روی ترس و اجبار. اساس کلاس من، هدفمند بودن یادگیری است. نه صرفاً تمرکز بر یادگیری مطالب اضافه‌ای که به کار دانش‌آموزان نمی‌آیند.

به علت حجم زیاد مطالب، باقی آن‌ها را در قسمت دیدگاه ارائه دادم. امیدوارم مورد قبول واقع شود.

10 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (141 امتیاز)

به نام خداوند بخشنده مهربان

مقدمه:

اینجانب ریحانه عباس زاده ان شا الله قرار است دبیر زبان انگلیسی شهر تهران باشم.یکی از مهم ترین ویژگی های من دلسوزی است که به نظرم لازمه شغل معلمی است و باعث می شود تا به عنوان یک معلم از هیچ تلاشی برای دانش آموزانم دریغ نکنم و دلسوز آنان باشم.همینطور مسئولیت پذیری همیشه یکی از اولویت های من در زندگی بوده است و سعی کرده ام همواره همه وظایفم را به موقع و در بهترین سطح انجام دهم.به نظرم یکی از دلایل وجود بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی این است که به عنوان معلمان آینده هر چند وقت یکبار به این بیانیه ارزشمند نگاهی بیاندازیم و فلسفه معلمی خود و اهداف خود از این شغل ارزشمند را مرور کنیم.

سوال ۱_

به نظر من مسئله تعلیم و تربیت پایه و اساس یک کشور است و معلمان نقش بسیار مهم و اساسی در جامعه ایفا می کنند به این صورت که آن ها نسل آینده کشور را تربیت می کنند و به طور کلی آینده یک جامعه به معلمان آن کشور بستگی دارد.معلمان الگوی دانش آموزان هستند و دانش آموزان در اکثر موارد به معلمان خود نگاه می کنند و از آنان الگو می گیرند.

سوال ۲_

ارتباط معنادار خداوند،جهان و انسان به این صورت است که خداوند متعال این جهان را در اختیار ما انسان ها قرار داده است تا ما به هدف آفرینش خود یعنی آن هدف غایی برسیم.این مسئله حتما باید در زمینه تعلیم و تربیت در نظر گرفته شود و باید به دانش آموزان خود این نکته را یادآوری کنیم که در زندگی خود همیشه به این نکته توجه داشته باشند و قبل از انجام هر کاری بررسی کنند که آیا با هدف آفرینش ما مطابق هست یا خیر.

سوال ۳_

یکی از مهم ترین اهدافی که به عنوان دبیر زبان انگلیسی در نظر دارم دانش آموزانم به آن دست یابند این است که افرادی دلسوز و مسئولیت پذیر باشند و از لحاظ درس زبان انگلیسی می خواهم به سطح بالایی از زبان انگلیسی دست یابند و بتوانند در مهارت های چهارگانه زبان انگیسی مثل listening,speaking,writing و reading پیشرفت کنند.

سوال ۴_

من دوست دارم دانش آموزانم گذر زمان را در کلاسم احساس نکنند و کلاس من را به عنوان یک کلاس مفید و سودمند در نظر بگیرند.من می خواهم دانش آموزانم همیشه مشتاق کلاس زبان انگلیسی من باشند و اما در خارج از کلاس دوست دارم از لحاظ رفتار و منش الگوی خوبی برای دانش آموزانم باشم و آن ها من را به عنوان یک دبیر آگاه و دلسوز و مهربان به یاد داشته باشند.

سوال ۵_

برای افزایش خردورزی و تفکر انتقادی در دانش آموزانم به آنان آموزش می دهم که هر مطلبی را که می شنوند بلافاصله آن را قبول نکنند بلکه در آن تامل کنند. به عنوان دبیر زبان انگلیسی در کلاس می توانم با مطرح کردن discussion درباره موضوعات کتاب آنان را به شرکت در فعالیت های کلاسی و خردورزی و تفکر انتقادی تشویق کنم.آن ها می توانند از نظرات همدیگر استفاده کنند و یا با کمال احترام اگر انتقادی دارند؛آن را به صورت دوستانه بیان کنند.

سوال ۶_

برای تربیت دانش آموز چند ساحتی در ساحت های شش گانه تعلیم و تربیت این مهارت ها را در خودم تقویت می کنم:

ساحت تربیت دینی:

۱)تقویت ایمان به خداوند و توکل کردن به او در شرایط مختلف زندگی

۲)دعا کردن به درگاه خداوند برای افزایش آگاهی من و خواستن از خداوند که به من کمک کند معلم شایسته ای شوم.

ساحت تربیت اخلاقی:

۱)آراسته کردن نفس به صفات شایسته اخلاقی

۲)دلسوز و مسئولیت پذیر بودن

ساحت تربیت اجتماعی:

۱)فردی مورد اعتماد و شایسته معلم بودن

۲)به عنوان معلم باید نسبت به اجتماع آگاهی لازم داشته باشم‌.

ساحت تربیت حرفه ای و اقتصادی:

۱)به عنوان یک معلم باید درباره مسائل اقتصادی از دیدگاه اسلام بر آگاهی خود بیفزایم.

۲)شناخت موقعیت اقتصادی و حرفه ای خود

ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری:

۱)استفاده از هنر در زمینه تعلیم و تربیت برای آموزش بهتر.برای مثال می توانیم در زمینه تدریس یک مبحث از powerpoint استفاده کنیم و در آن از عناصر زیبایی شناختی برای درک بهتر دانش آموزان استفاده کنیم.

۲)به عنوان یک معلم باید نسبت به هنر آگاهی داشته باشم.

ساحت تربیت علمی و فناوری:

۱)کسب بیشتر آگاهی درباره اهمیت دانش و علم آموزی

۲)مطرح کردن discussion هایی در کلاس با عنوان اهمیت دانش

سوال ۷_

اولین مورد مد نظر من برای دانش آموزانم فردی است که در هر شرایطی خداوند متعال را در نظر داشته باشد و با ایمان باشد.

دومین مورد:دانش آموزی باشد که اعتماد به نفس داشته باشد.

سومین مورد:فردی دلسوز نسبت به خود و دیگران باشد.فردی که در تصمیم گیری های خود دیگران را نیز مد نظر داشته باشد.

چهارمین مورد:فردی که خوش اخلاق باشد به خصوص اینکه در اسلام به خوش اخلاقی بسیار تاکید شده است و با اخلاق نیکو و شایسته با دیگران رفتار کند.

پنجمین مورد:فردی که دانا و اهل خرد و تامل باشد و درباره مسائل پیرامونش تامل کند.

سوال ۸_

هستی شناسی....به عنوان دبیر تلاش می کنم به دانش آموزانم نکاتی مانند قانونمندی و هدفمندی جهان و محدودیت در عالم طبیعت را به آنان یادآوری کنم.

انسان شناختی....تلاش می کنم که در زمینه تعلیم و تربیت نکاتی مانند دوساحتی بودن انسان و برابری همه انسان ها را به خودم و دانش آموزان یادآوری کنم. 

معرفت شناختی....:به عنوان یک معلم لازم است با مسائلی همچون مرتبه بندی علم و تنوع معرفت و ابزار های آن آگاه باشم.

ارزش شناختی:به دانش آموزانم عدالت را به عنوان یک ارزش مهم یادآوری کنم.

سوال ۹_

مهم ترین تکنیک من paticipation دانش آموزان در کلاس یعنی مشارکت دانش آموزان در کلاس است.اینجانب به عنوان دبیر زبان انگلیسی دوست ندارم که فقط من در کلاس صحبت کنم و دانش آموزانم گوش دهند بلکه می خواهم با استفاده از عناصر زیبایی شناختی و هنر و استفاده از فناوری مثل پاورپوینت و discussion درباره موضوعات کتاب آنان را تشویق به شرکت در کلاس کنم و یا از آنان بخواهم خلاصه ای از آنچه که در آن جلسه یادگرفتند را در پایان کلاس بگویند.

سوال ۱۰_

 مورد اول....به عنوان دبیر زبان انگلیسی آینده ان شا الله تلاش خواهم کرد به تفاوت های فردی بین دانش آموزان حتما توجه کنم و فقط توجهم به دانش آموزانی که سطح بالایی در زبان انگلیسی دارند نباشد بلکه به همه دانش آموزان به صورت یکسان توجه کنم.

مورد دوم.....استفاده از فناوری برای آموزش را در اولویت قرار می دهم تا دانش آموزان آن درس را بهتر یاد گیرند و به خاطر بسپرند.

مورد سوم...در تربیت دانش آموزان از سخت گیری بسیار خودداری می کنم چون به نظرم باعث می شود از علاقه دانش آموزان به زبان انگلیسی کم شود.

مورد چهارم.....سعی می کنم دانش آموزان را از اهمیت زبان انگلیسی و فواید آن آگاه کنم تا دانش آموزان با علاقه بیشتری زبان بخوانند.

مورد پنجم.....ممکن است برخی از دانش آموزان اعتماد به نفس کمی داشته باشند و نتوانند در کلاس مشارکت کنند.من تلاش می کنم تا با افزایش اعتماد به نفس این دانش آموزان،آن ها را تشویق به مشارکت در کلاس کنم.

نتیجه گیری:

نوشتن فلسفه تربیتی معلمی من را وادار به تامل کرد و باعث شد درباره اهدافم به عنوان معلم آینده بیشتر فکر کنم.با توجه به مطالبی که در این بیانیه نوشتم فکر می کنم ان شا الله می توانم دانش آموزانی تربیت کنم که علاوه بر اینکه با ایمان،دلسوز و آگاه هستند،در زمینه زبان انگلیسی نیز سطح بالایی دارند و دانش آموزانی هستند که اهل خردورزی و تامل و تفکر هستند.ان شا الله با کمک خداوند بتوانم معلمی شایسته برای دانش آموزان کشورم باشم.

ریحانه عباس زاده

خرداد ۱۴۰۳

دارای دیدگاه توسط (141 امتیاز)
پاسخ سوال ۱۰ مورد ۱ برای من بسیار جالب بود.

چرا که در کلاس زبان انگیسی حتما باید به تفاوت های فردی بین دانش آموزان توجه شود و فقط از یک روش تدریس در همه جلسات استفاده نشود؛ بلکه دبیر با توجه به تفاوت های فردی از روش های مختلف تدریس در جلسات استفاده کند.
10 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (141 امتیاز)

بنده شیما باقری، دبیر زبان انگلیسی در منطقه ملارد هستم. از آنجا که زبان انگلیسی یک پایه و اساس مهم برای ارتباطات جهانی و پیشبرد بهتر اهداف به شما میرود، معتقدم باید به تدریس آن توجه ویژه‌ای شود.

اما قبل از تدریس، باید فلسفه شخصی‌ای وجود داشته باشد که بتوان همراه با آن پیش رفت و بهترین نتیجه را دریافت کرد. داشتن فلسفه شخصی معلمی باعث میشود تا دبیر به صورت هدفمند و آگاهانه با دانش آموزان خود ارتباط بگیرد و ارزش‌ها را به گونه‌ای شناسایی کند که باعث رشد و ترقی خود و دانش آموزانش شود. با وجود فلسفه معلمی، اهداف و انگیزه‌ها بهتر درک میشوند، ارتباط به دانش آموزان و والدین به شکل موثر برقرار میشود و در نهایت، کیفیت آموزش و یادگیری به طور همزمان افزایش میابد.

سوال ۱: معلم الگو و راهنمایی در جامعه است که نقش حیاتی‌ای را ایفا میکند. یک معلم مسئولیت بزرگ تعلیم و تربیت دانش آموزان را به دوش میکشد و در تا حد زیادی در شکل گیری شخصیت شاگردانش نقش فعالی را ایفا میکند. آگاهی و فرهنگ معلمان نیز در جامعه مورد احترام جایگاهی قابل احترام دارد؛ زیرا در شغل معلمی، تنها نکات آموزشی مورد نظر نیستند و نکات تعلیم و تربیت صحیح هم دارای اهمیت بسیاری است. یک معلم تنها دروس مدرسه را آموزش نمیدهد؛ بلکه معتقدم به او فرصتی اعطا شده که تجربه‌ای دلپذیر در اختیار دانش آموزانش بگذارد. تجربه‌ای که منجر به تغییر و تحولی مفید در دانش آموزان برای زندگی شخصی و اجتماعی آنها در جامعه شود. از این رو میتوان گفت نقش معلمان و جایگاه آنها حائز اهمیت بسیاری است.

سوال ۲: از دیدگاه من، تمام این جهان با خدا ارتباطی جدا نشدنی دارد؛ به این معنی که تمام مخلوقات این دنیا و مخصوصا انسان با هدفی مشترک و در راستای تدبیر خداوند حضور دارند و هر لحظه و هر جایی به یاری و کمک خداوند احتیاج دارند. خدا نه تنها به عنوان خالق و آفریننده ما، بلکه به عنوان نگهدارنده ما نیز حضور دارد و همه چیز در جهان هستی به اون وابسته است.

هنگام تربیت، بهره گیری از اصول و ارزش‌هایی که در ارتباط بین جهان هستی و پروردگار شکل گرفته، بسیار دارای اهمیت است و نیرویی قدرتمند برای پیشبرد بهتر تعلیم و تربیت به شمار میرود.

سوال۳: ترجیح و اولویت من در این است که این مهارت‌ها باعث رشد شخصیتی و اخلاقی دانش آموزان شود و مهارت‌های تفکر خلاقانه را طوری در آنان پرورش دهد که نتیجه آن پیشرفت در زمینه‌های مختلف زندگی باشد. لازمه این نتایج مطلوب، شناخت صحیح خود، خداوند و جهان هستی است. زمانی که آگاهی نسبت به پدیده‌های اطراف بالا برود، روبرویی با موقعیت‌های مختلف و مشکلات میتواند چالش‌های کمتری ایجاد کند.

یادگیری اعتماد به نفس، احترام متقابل، رقابت سالم، مهارت حل مسئله، مدیریت زمان، مهارت‌های ارتباطی و... من جمله عواملی است که در رشد شخصیتی و اخلاقی دانش آموزان بسیار تاثیرگذار هستند.

سوال ۴: به عنوان یک معلم، به هیچ وجه نباید فراموش کنم که رفتارهای من چه در کلاس و چه خارج از کلاس روی دانش آموزانم تاثیر میگذارد؛ بنابراین من در هر یک از این محیط‌ها، مسئول یادگیری و رفتار دانش آموزانم هستم. باید به گونه‌ای با دانش آموزان رفتار کنم تا آنها به خوبی بیاموزند که مهارت‌هایی که یاد میگیرند، تنها مختص کلاس و محیط‌های آموزشی نیست؛ بلکه اینها آموزه‌هایی هستند که در تک تک شرایط زندگی به کار می‌آیند و میتوان از آنها بهره گرفت.

در کلاس درس یا حتی خارج از آن، باید رفتار یک معلم به نحوی باشد که گفته‌ها و باورهای خود را در آن منعکس کند تا دانش آموزان طریقه به کار گیری آنها را به خوبی مشاهده کنند. علاوه بر این، این عمل موجب میشود دانش آموزان به باور علنی برسند که آموزگار آنان شخصیتی مثبت و اثرگذار است و این موضوع ناخودآگاه تاثیر مطلوبی رو آنها میگذارد.

سوال ۵: در ابتدای کار، دانش آموزان باید مفهوم تفکر انتقادی را بدانند؛ اینکه تفکر انتقادی روی اهداف یک موضوع و کلیت آن تمرکز دارند، نه صرفت روی ریز به ریز نکات منفی و جا افتاده.

میتوانم از آنها بخواهم سوال کنند. پرسش کلید دستیابی به خیلی از مسائل است و لازم است دانش آموزان یاد بگیرند در مواجهه با هر مسئله چالش برانگیزی "بپرسند" و پس از پرسش، باید بتوانند تحقیق‌هایی انجام دهند که آنها را به پاسخ نزدیکتر کنند. همچنین تشویق کردن دانش آموزان به نگاه کردن مسائل از زوایای مختلف، تا حد زیادی تفکر انتقادی را در آنها تقویت میکند.

سوال ۶: مهارت‌هایی که هر ساحت باید کسب شوند، عبارتند از:

تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی: توجه به نظم بندی، برنامه ریزی برای هر زمان و تمرکز بر ارزش‌های اخلاقی.

اقتصادی حرفه‌ای: درک مسائل مالی اقتصادی در جامعه و تقویت آموزش‌های مدیریت مالی.

علمی و فناوری: شرکت در آزمایش‌ها و پروژه‌های علمی و بالا بردن اطلاعات مربوط به نوآوری‌های فناوری.

اجتماعی و سیاسی: مشارکت در گروه‌های اجتماعی و درک جایگاه خود در حیطه ساسیت در جامعه.

زیستی و بدنی: شناخت ویژگی‌های زیستی و فیزیکی خود و شرکت در برنامه‌های تغذیه سالم و ورزش.

زیبایی‌شناختی و هنری: توجه ویژه به پدیده‌های جهان خلقت و درک معنای آنها، تلاش برای خلق آثار هنری.

سوال ۷: این پنج مفهوم اخلاقی مهم عبارتند از:

احترام: احترام به دیگران و محیط زیست یک مفهوم اخلاقی مهم است. این مفهوم شامل احترام به حقوق و منافع دیگران، تفاوت‌های فرهنگی و محیط زیست است. تربیت این مفهوم اخلاقی می‌تواند از طریق آموزش اصول اخلاقی، ترویج همدلی و همکاری، و توجه به حقوق دیگران صورت گیرد.

امانتداری: امانتداری به معنای رعایت تعهدات و تحمل مسئولیت‌ها است. تربیت این مفهوم اخلاقی می‌تواند از طریق تشویق به رعایت قول و تعهدات، ترویج اخلاق کار و تحمل مسئولیت‌ها صورت گیرد.

عدالت: عدالت به معنای رفتار منصفانه و برابر با دیگران است. تربیت این مفهوم اخلاقی می‌تواند از طریق توجه به حقوق همه افراد، رفتار منصفانه در روابط اجتماعی و اصول عدالت‌خواهی صورت گیرد.

صداقت: صداقت یعنی رعایت حقیقت و بی‌پناه بودن در رفتار و گفتار. تربیت این مفهوم اخلاقی می‌تواند از طریق ترویج صادقانه بودن، رعایت حقیقت و پاسخگویی در رفتار و گفتار صورت گیرد.

شکیبایی: شکیبایی به معنای تحمل و پذیرش مشکلات و دشواری‌ها است. تربیت این مفهوم اخلاقی می‌تواند از طریق ترویج تحمل ناامیدی، پذیرش شرایط دشوار و گذشت از مشکلات صورت گیرد.

سوال ۸: اصول تربیت اسلامی در هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی همگی اهمیت بسیاری دارند و هر یک نقش مهمی در تربیت و تعلیم دانش‌آموزان دارند. اما به طور کلی، می‌توان گفت که انسان‌شناسی به عنوان اولویت فکری برای تاثیرگذاری بیشتر روی روش‌های تدریس مطرح است؛ چرا که در حوزه انسان‌شناسی، دانش‌آموزان با مباحث مربوط به رفتار انسانی، اخلاق، روابط اجتماعی و توانایی‌های انسان در ارتباط هستند. این مباحث می‌توانند به وسیله ترویج ارزش‌های دینی و اخلاقی، توجه به تفکر منطقی و عقلانی، و ترویج فضای مناسب برای بحث و بررسی مفاهیم دینی، به تقویت اصول تربیت اسلامی کمک کنند.

در ضمن، این مباحث می‌توانند به شکل عملی و مستقیم در روش‌های تدریس نمایان شوند و برای دانش‌آموزان قابل فهم و قابل اعتماد باشند. به علاوه، اثرگذاری بالاتر این مباحث در زندگی روزمره دانش‌آموزان نشانگر اهمیت بالای آنها در تربیت و تعلیم است.

سوال ۹: یکی از مهمترین تکنیک‌ها و روش‌های تاثیرگذار من در حوزه تربیت و تدریس، استفاده از روش‌های فعال یادگیری و مشارکتی است. با توجه به اهمیت فعالیت و مشارکت دانش‌آموزان در فرآیند یادگیری، تلاش خواهم کرد تا فضایی را برای مشارکت فعال دانش‌آموزان در کلاس درس ایجاد کنم. این موضوع شامل استفاده از روش‌های گروهی، بحث و بررسی، پروژه‌های گروهی و فعالیت‌های عملی است. این روش‌ها باعث می‌شود دانش‌آموزان به طور فعال در فرآیند یادگیری شرکت کنند و مسئولیت خود را در یادگیری به دست بگیرند.

برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه، باید به این نکات توجه کرد:

ایجاد فضای آموزشی مناسب: محیط مدرسه باید فضای آموزشی مناسب و جذابی را برای دانش‌آموزان ارائه دهد، که شامل تجهیزات آموزشی، کتابخانه، آزمایشگاه‌ها و فضاهای خلاقانه است.

ترویج همکاری و مشارکت: محیط مدرسه باید از همکاری و مشارکت دانش‌آموزان، معلمان و والدین حمایت کند تا یادگیری همه جانبه را ترویج کند.

توجه به نیازهای شخصیتی و اجتماعی: محیط مدرسه باید به نیازهای شخصیتی و اجتماعی دانش‌آموزان توجه کند و فضای مناسب برای رشد و توسعه آنها فراهم کند.

بهره گیری از فناوری: استفاده از فناوری در فرآیند یادگیری و ارائه منابع آموزشی متنوع، محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تر کند.

ترویج ارزش‌های اخلاقی و دینی: محیط مدرسه باید ارزش‌های اخلاقی و دینی را ترویج کند و به دانش‌آموزان کمک کند تا به عنوان شهروندان مسئول و اخلاقی شکل بگیرند.

سوال ۱٠: در ادامه پنج مورد از رویکردها و اقداماتی را که قصد دارم ترک کنم و دلایل آن را بیان می‌کنم:

استفاده از روش‌های تدریس سنتی: روش‌های تدریس سنتی مانند محاضره و تکلیف‌دهی را کمتر استفاده خواهم کرد. دلیل این اقدام این است که این روش‌ها به صورت یکطرفه هستند و فعالیت‌محور نیستند و از جذابیت کافی برای دانش‌آموزان برخوردار نیستند.

تکرار و حفظ مطالب: دلیل حذف این مورد این است که این روش بیشتر به حفظ اطلاعات کمک میکند تا به فهم عمیق مطالب و یادگیری حقیقی آنها.

تحقیر و تحسین: قصد دارم تا از استفاده از تحقیر و تحسین در فرآیند تعلیم و تربیت دانش‌آموزان خود دور شوم. دلیل این اقدام این است که این روش‌ها ممکن است باعث کاهش اعتماد به نفس و دید مثبت دانش‌آموزان نسبت به خود شود.

عدم توجه به نیازهای شخصیتی و اجتماعی: به این فکر میکنم که به نیازهای شخصیتی و اجتماعی دانش‌آموزان بیشتر توجه کنم و فضای مناسب برای رشد و توسعه آنها فراهم کنم. دلیل این اقدام این است که نادیده گرفتن این نیازها ممکن است منجر به عدم موفقیت و رضایت دانش‌آموزان شود.

عدم استفاده از فناوری: قصد دارم تا از فناوری در فرآیند یادگیری و آموزش بهره ببرم و منابع آموزشی متنوع را به دانش‌آموزان ارائه دهم. دلیل این اقدام این است که استفاده از فناوری می‌تواند بهبود آموزش و یادگیری دانش‌آموزان را تسریع کند و آنها را به جامعه دانش‌آموزان جهانی نزدیکتر کند.

نتیجه‌گیری: با تاکید بر اصول و روش‌های نوین تربیت و یادگیری، ممکن است معلم با چالش‌هایی مانند مقاومت در برابر تغییر، عدم پذیرش برخی از همکاران و والدین، و همچنین محدودیت‌های مالی و فنی روبرو شود. با این حال، با اعتماد به اصول و روش‌ها و تلاش برای ایجاد تغییر مثبت، دستاورهایی مانند افزایش مشارکت دانش آموزان، ارتقای مهارت‌های زندگی و... وجود خواهند داشت.

دارای دیدگاه توسط (141 امتیاز)
کاملا با جواب سوال ۳ موافقم.

درباره سوال ۳ ما به عنوان دبیران زبان انگلیسی آینده باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که این مهارت ها باعث رشد شخصیتی در دانش آموزان هم بشود و همانطور که اشاره کردید به خصوص اعتماد به نفس که در بعضی از کلاس ها دانش آموزان با کمبود عزت نفس مواجه هستند.
8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا

سلام. نگار گلی رئیسی هستم، معلم زبان انگلیسی در شهرستان اسلامشهر. می‌توانم بگویم بارزترین ویژگی من این‌ است که دوست دارم یاریگر باشم. یعنی در حد توانایی خود، دیگران را یاری کنم. عمدتا به همین‌خاطر تصمیم گرفتم رسالت معلمی را در پیش بگیرم تا به دانش‌آموزان کمک کنم‌. 

بیانیه‌ی فلفسه تربیتی را از این‌جهت که به دامنه دیدم وسعت بخشید و مرا به تفکر و تامل وا داشت، مفید می‌دانم و اعتقاد دارم با این بیانیه می‌توانم آگاهانه‌تر در شغل معلمی قدم بگذارم.

سوال یک


در ابتدا می‌بایست موضاعاتی را بررسی کنم تا هرچه بهتر پاسخ بدهم. تعلیم یعنی یاد دادن. تربیت یعنی رشد دادن. هر دو ضروری، اما تربیت مهم‌تر است. معلم آرمانی، تربیت را بر تعلیم مقدم می‌دارد و علاوه‌بر آموزش، به عنوان یک مربی، شوق یادگیری را هم ایجاد می‌کند.

حال فرض کنید دانش‌آموزی در درس دین و زندگی نمره کاملی کسب کرده اما در زندگی خود به هیچ‌کدام یک از اصول دینی پایبند نیست‌‌. این دانش‌آموز به‌ خوبی فرا گرفته اما در این‌خصوص تربیت نشده. زمانی که مسئله تربیت، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ شخص مورد‌نظر، هم به عنوان معلم و هم به‌عنوان مربی، افزون‌بر عقل، با قلب و احساسات دانش‌آموز نیز سر و کار دارد و می‌تواند روی دل و جان دانش‌آموز تاثیر بگذارد. او همچنین با تاکیید بر کاربردی بودن محتوای آموزشی؛ به هزینه، زمان و انرژی دانش‌آموز احترام می‌گذارد.

سوال دو 


رابطه خدا با جهان و انسان یک رابطه تکوینی‌ست. خدا واجب‌الوجود بالذات و مخلوقات، ممکن‌الوجود بالغیر هستند و همواره نیازمند مطلق به خداوند هستند.

آیت‌الله پناهیان همۀ روابط پروردگار با بندگان را در «هدایت» خلاصه میکند. وقتی صحبت از هماهنگی به‌میان می‌آید؛ به‌دنباله‌ی هدایت الهی، انسان هم فطرت خداجویی دارد و از آنجایی که انسان با شناخت درست خداوند، به تقرب الهی می‌رسد (هدایت می‌شود)؛ رابطه معرفتی مطرح می‌گردد.

انسانی که عقل اختیار دارد؛ می‌تواند کارکرد متفاوتی از این‌دو قدرت داشته باشد. مثلا یک‌نفر با توجه بیشتر به تمایلات حیوانی و نفسانی، فطرت‌ خداگرایی را از یاد می‌برد و به تدریج خود را به ورطه نابودی می‌کشاند. اگر بتوانیم خدا را هر چه بهتر به دانش‌آموزان بشناسانیم و معرفت آن‌ها را افزایش بدهیم؛ محبت و علاقه به خدا بیشتر و زمینه پیروی از دستورات الهی شکل میگیرد. در نتیجه دانش‌آموزان باایمان تربیت می‌شوند‌.

سوال سه


- به توانایی و استعداد‌های خودشان باور داشته باشند.

نمرات کلاس و کارنامه نمایش‌دهنده‌ی ارزش و توانایی آن‌ها نیست و بسته به توانایی و استعداد‌ها و علایقشان می‌توانند بدرخشند. هدف من از تدریس، دیدن نمرات کامل دانش‌آموزان نیست؛ آن‌ها باید متناسب با ظرفیت یادگیری‌شان بیاموزند و هر چه بیشتر دنباله‌ی علایق، توانایی و استعدادهای خود را بگیرند.

- شوق یادگیری و انگیزه‌شان تقویت شود‌.

از روش‌های جذاب تدریس استفاده می‌کنم. با به‌کارگیری روش‌های نوین، یادگیری را آسان‌تر و لذت‌لخش‌تر می‌کنم. مثلا تا حدالامکان از روش Discovery Learning در کلاسم استفاده کنم و با بازی آموزش بدم.

- درس اخلاق بیاموزند

با نمایش رفتار و کردار درست_که عمدتا غیرمستقیم موثرتر است_ تاثیر گذار باشم. و افرادِ با اخلاق تربیت کنم. 

- پرسشگر ، متفکر و منتقد بشوند

این‌ ویژگی‌ها، مهارت زندگی هستند‌ و به‌خصوص در این‌‌برهه‌ی زمانی، ضروری محسوب می‌شوند. استفاده از روش Discovery Learning روحیه پرسشگری را تقویت می‌کند و به دیدشان بسط میبخشد.

سوال چهار


تاثیر اخلاقی و تربیتیِ نحوه‌ی برخورد من در کلاس، مجاب می‌کند مراقب رفتار و کردار خود باشم. دانش‌آموز به‌عنوان عضوی از جامعه، آینده‌ساز کشور است و عملکرد من‌ به‌عنوان معلم، نه‌ تنها در کلاس، بلکه در جامعه نمود خواهد داشت.

وقتی من برای دانش‌آموزان احترام قائل باشم؛ آن‌ها احترام خواهند گذاشت. زمانی‌که‌ عدالت را در حق آن‌ها رعایت کنم؛ آن‌ها نیز عادل خواهند شد. من به عنوان یک شخص مسئول که نسبت به دانش‌آموزان بی‌تفاوت نیست؛ درس مسئولیت پذیری می‌دهم. تلاش من برای برگزاری هر چه بهتر کلاس درس، انگیزه‌ آن‌ها را تقویت می‌کند. بیشتر تشویق خواهم کرد تا افراد با اعتماد به‌ نفس تربیت بشوند.

تاثیر گذاری نقش من زمانی اتفاق می‌افتد که هوشمندانه عمل کنم یعنی علاوه بر معلم، نقش روانشناس، مدیر و ناظم را نیز ایفا کنم.

سوال پنج


اول اینکه خودِ من‌ باید از چنین نوع تفکری برخوردار باشم و افزون‌بر آن، بر یادگیری مداومت بورزم تا بتوانم آگاهانه انتقاد کنم. خردورزی یک مهارت است و به تمرین و ممارست احتیاج دارد. 

در کلاس درس می‌توانم سوالات باز بپرسم و همچنین موقعیت طرح پرسش بدون ترس را برای دانش‌آموزان ایجاد کنم. بحث گروهی و انجام پروژه توی کلاس نیز موثر است. تقویت توانایی حل مسئله هم همینطور. فرضا می‌توانیم از آن‌ها بخواهیم درباره‌ی یکی از مشکلات موجود در کلاس، بحث و راه‌حل ارائه کنند. کارِ گروهی دامنه دید شخص را افزایش می‌دهد. دانش‌آموزان باید از به‌کارگیری خلاقیت و چیزاهایی که خلاف معمول هستند؛ ترس نداشته باشند. آن‌ها می‌توانند با فکر کردن خارج از چهارچوب، به نتایج جدید، متفاوت و خلاقانه دست‌پیدا کنند. از آنجایی که انتقاد نیازمند اطلاعات است؛ دانش آموزان را تشویق به کتاب‌خوانی و تحقیق می‌کنم تا ذخایر علمی‌شان پربار شود.

سوال شش


۱. اعتقادی، عبادی و اخلاقی

- در دوره‌های روانخوانی و تفسیر قرآن شرکت کنم. 

- مهارت سخن‌وری بیاموزم تا لحن دلنشین، جذاب و بیانی قابل فهم داشته باشم.

۲. ساحت تربیت اقتصادی و حرفه­‌ای

- قناعت در زندگی، صرفه‌جویی، استفاده درست از نعمت‌ها را تمرین و درآمد حلال کسب کنم.

- تفکر خلاقانه را تقویت کنم تا بتوانم ایده‌های جدید ارائه بدم. 

۳‌. علمی و فناوری

- در کلاس‌های کامپوتر شرکت کنم.

- سواد رسانه‌ای خود را بالا ببرم تا بتوانم استفاده درست از فضای مجازی را آموزش بدهم.

۴. اجتماعی و سیاسی

- مهار‌ت‌های سبک زندگی قرآنی را در زندگی خود عملیاتی کنم. مثلا اسلام حد و حدود روابط انسان را تنظیم می‌کند.

- مهارت‌های روان‌شناختی را فرا بگیرم مثلا خود را بیشتر بشناسم.

۵. زیستی و بدنی

- دوره‌ی کمک‌های اولیه را بگذرانم.

- سبک زندگی قرآنی را پیش بگیرم. مثلا احکام طهارت، حلال و حرام، عفاف و حجاب را رعایت کنم.

۶‌. زیبایی‌شناختی و هنری

- تفکر خلاقانه و واگرا داشته باشم. دامنه دید خود را بسط بدهم.

- همواره در اینترنت جست‌ و جو کنم.

سوال هفت


۱. مسئولیت پذیری 

شخص مسئولیت پذیر مراقبت است تا به خود، دیگران و طبیعت آسیب نزند و حق‌الله را رعایت می‌کند‌. او تلاش می‌کند وظایف خود را به بهترین نحوه انجام دهد و شانه خالی نکند‌‌‌. مثلا در مدرسه و محیط کاری خوب عمل می‌‌کند و تنها به فکر منافع خود نیست‌.

۲. ادب

وقتی کسی به او بی‌احترامی کرد؛ با بی‌احترامیِ متقابل، وضعیت را بدتر نمی‌کند و برعکس می‌تواند با ادب، احترام و حفظ عفت کلامِ خود، به آن‌شخص درس اخلاق بدهد.

۳. صبر 

برای رسیدن به اهداف نباید عجول باشند. با صبر و بردباری و توکل به خدا همواره تلاش کنند.

۴. مداومت

امام باقر (ع): 《هیچ چیز نزد خداوند، محبوب‌تر از کاری نیست که بر آن مداومت شود‌.》 مثلا وقتی تصمیم می‌گیرند یک زبان جدید بیاموزند؛ باید پیوسته تمرین کنند. 

۵. یاریگری

به همکلاسی‌هایی که ضعف درسی دارند؛ کمک کنند‌ و نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت نباشند‌.

سوال هشت


✓ انسان‌شناسی

امام سجاد(ع): 《خود سازی زیر بنای ساخت جامعه است.》

این‌مسئولیت بزرگ که عمدتا با تربیت سر و کار دارد؛ مجاب می‌کند در ابتدا خودم را از نظر اخلاقی و تربیتی اصلاح کنم و نیز متعهد باشم تا بتوانم زمینه رشد و تعالی دانش‌آموزان را فراهم کنم‌.

دانش‌آموزان باید بدانند هدف از خلقت انسان چیست‌‌‌. با وظایف و نیاز‌های خود آشنا بشوند و سبک زندگی درست را انتخاب کنند. بايد تا جایی که می‌توانم مربی و راهنما هم باشم‌. از طرفی پیچیدگی انسان، معلمِ روانشناس می طلبد. با از استفادهی حداکثری از ظرفیت‌های موجود بتوانم دانش‌آموز چند‌ساحتی و قدرتمند تربیت کنم و خودشناسی پُلی باشد به سمت خداشناسی و دستیابی به تعالی‌‌ که مطمئنا نیازمند صبر تدبیر و دلسوزی هر چه بیش‌تر من به عنوان معلم است.

سوال نه


استفاده از روش‌های نوین، مبتکرانه و جذاب. همچنین بهره‌مندی از تجربه دیگران. همیشه دوست‌داشتم بچه‌ها حین یادگیری لذت ببرن و خوشحال باشند. اینکه بتوانم نقطه‌ی مشترک خودم و دانش‌آموزان را پیدا کنم تا یک رابطه‌ی دوستانه خوب برقرار کنم‌ و بتوانم با همکاری آن‌ها کلاس را پیش ببرم. یعنی پیشنهادات و علایق خودشان رو ارائه بدن تا کلاس کماکان به مکان موردعلاقه همه تبدیل بشود. اینا چیزهایی هستند که درس کلاس TTC از Discovery Learning یاد گرفتم.

مدرسه‌ای که مبنا را نمره نمی‌داند؛ بلکه یادگیری و رشد دانش‌آموزان را مد نظر قرار می‌دهد. معلمان دلسوز را انتخاب می‌کند. سبک زندگی را آموزش می‌دهد‌. به علایق و استعداد‌ دانش‌آموز بها می‌دهد و نوین‌ترین و خلاقانه‌ترین روش‌ها را به کار می‌گیرد‌‌. با سرمایه‌گذاری، فضایی را ایجاد می‌کند که پاسخگوی نیاز دانش‌آموزان باشد‌‌ تا افراد مقتدر و توانمند تربیت شوند‌ و البته که تمام این‌ها را در چهارچوب دینی عملياتی می‌کند.

سوال ده 


۱. متکلم وحده نخواهم بود. یادگیری زمانی رخ می‌دهد که دانش‌آموزان در جریان آموزش شرکت کنند و درگیر بشوند‌. تا جایی که امکان دارد؛ از روش Discovery Learning، که شامل همین ویژگی‌ست؛ استفاده خواهم کرد.

۲.معلمان برای روند آموزشی، نظرات دانش‌آموز را نمی‌پرسند.من دوست دارم بچه‌ها در نحوه‌ی اجرای آموزش مشارکت داشته باشند‌. طرف دیگر کلاس دانش‌آموزان هستند؛ پس چرا از آن‌ها نظرخواهی نکنم؟

۳‌.تنها از روش سنتی استفاده نمی‌کنم. ابتکار و خلاقیت در آموزش، شوق یادگیری را بر می‌انگیزد و کلاس، خسته‌کننده نخواهد بود. سعی می‌کنم با بازی آموزش بدهم‌.

۴. بین دانش‌آموزان فرق نمی‌گذارم. مثلا بین شاگرد زرنگ و کسی که ضعف درسی دارد؛ در نوع برخورد فرق نمیگذارم تا مبادا دانش‌آموزی که ضعف درسی دارد؛ ناامید بشود. 

۵‌. بیشتر تشویق میکنم تا تنبیه. به جای لحاظ نمره‌ی منفی، دانش‌آموزان را تشویق میکنم پروژه درسی انجام دههد‌ تا این‌گونه به آن‌ها فرصت دوباره، برای جبران داده باشم.

☆☆☆


در حین پاسخگویی به سوالات، بیش‌تر از پیش دریافتم که هر چقدر بیاموزم؛ کافی نخواهد بود.  اما مطمئنا هرچقدر در حد توانم، جست‌وجو کنم، از دیگران کمک بگیرم، همواره یاد بگیرم و به دیدم وسعت ببخشم؛ مطمئنا مرا در رسالت معلمی یاری خواهد کرد‌. 

در رابطه با دستاوردهای پیش‌رو، نمی‌توانم با اطمینان حرف بزنم اما از صمیم قلب، دوست دارم بتوانم یادگیری را برای دانش‌آموزان آسان‌تر و لذت‌بخش تر کنم. و نه فقط به عنوان معلم، بلکه به عنوان یک مربی، روانشناس، ناظم و مدیر در کلاس درس ایفای نقش کنم و شاهد خوشحالی دانش‌آموزانم باشم.

دارای دیدگاه توسط
به نکته ی خیلی زیبایی در سوال سوم اشاره کردی ! که خیلی ها ازش غافل هستند یا فقط راجبش صحبت میکنند و بهش عمل نمیکنند. اینکه باید بچه هارو بر اساس توانایی هاشون در ذهنمون دسته بندی کنیم نه بر مبنای نمرات ! و بهشون این فرصت رو بدیم تا استعداد هاشون رو کشف و تقویت کنند . مخصوصا بچه هایی که درونگرا هستند و نمیتونند در جمع خودشون رو اونطور که هستند نشون بدن و راجب افکارشون صحبت کنند !
7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (144 امتیاز)

به نام خدا 

با سلام فاطمه فصیحی هستم دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی و در مهر ماه سال ۱۴۰۶ با توکل بر خدا در شهر تهران در منطقه ۱۵ تدریس خود را آغاز خواهم کرد.

بنده این رشته را با تحقیق و پرس و جوی بسیار انتخاب کردم.

جهت مطمئن شدن از جهت اینکه با روحیات و علاقه بنده سازگار هست یا خیر.

زیرا برای دنبال کردن کار تدریس و آموزش ویژگی های منحصر به فردی وجود دارند که صرفا به سواد آکادمیک فرد برنمی‌گردد. 

ویژگی هایی که بنده در خود دیدم که مناسب معلمی بود اینگونه بودند:

مسئولیت پذیری، دقت بالا، صبر، ارتباط صمیمانه با افراد در سنین پایین‌تر از خودم و شور و اشتیاق و انگیزه در مقیاس بسیار بالا.

از نظر من معلمی تنها در آموزش دروس خلاصه نمی‌شود.

بلکه ما باید به کشف استعداد ها و رشد دانش آموزان خود نیز توجه کافی را داشته باشیم.

باید بکوشیم که در کلاس درس به جنبه های مختلف بپردازیم و 

دانش آموزان را به استقلال رای و نظر دعوت کنیم.

و به آنها یاد بدهیم که می‌توانند خودشان تصمیم گیری کنند و انتخاب های درست در زندگی داشته باشند‌.

همچنین به آنها مهارت مشورت گرفتن از افراد باتجربه را بیاموزیم، اما در آخر تصمیم گیری را به آنها واگذار کنیم و طعم استقلال را بچشند.

به همین علت هر معلم باید بیانیه فلسفه معلمی خویش را داشته باشد تا بتواند با توجه به ویژگی های خویش راهنمای مسیر دانش آموزان خود باشد.

سوال یک: 

از دلایلی که به شغل معلمی روی آوردم نقش مهمی بود که در جامعه و زندگی افراد دارد.

زیرا معلم به عنوان یک الگو در جامعه به حساب می‌آید.

همه ما معلمانی داشتیم که چه خوب و چه بد، چه کم و چه زیاد در زندگی ما تاثیر داشته اند. 

پس بنده به عنوان معلم باید تلاش کنم نقش و تاثیری که دارم مثبت باشد و راهنمایی های دقیقی داشته باشم.

من باید به شعارهایی که میدهم پایبند باشم.

به طور مثال اگر به دانش آموزانم درباره نظم و انضباط اخطار میدهم و آنها را برای بی نظمی مواخذه میکنم، خودم هم باید فرد منظم و متعهدی باشم که حرف و رفتارم به عنوان یک الگو دچار تناقض نباشد.

من باید بکوشم که به عنوان فردی تاثیر گذار در کلاس درس،

بهترین نسخه خودم را ارائه دهم.

اگر تلاش میکنم درس خوش اخلاقی و خوشرویی بدهم، خودم نمیتوانم بر خلاف آن رفتار کنم.

پس باید همواره بکوشم که حرف و عملم یکی باشد، که در نهایت بتوانم آنطور که باید مسئولیت خویش را به سرانجام ب

رسانم و تاثیری مثبت به جا بگذارم.

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (147 امتیاز)
ویرایش شده توسط

با سلام

مقدمه: بنده رویا مهدی معلم درس زبان انگلیسی هستم که قرار است در آینده در شهرستان رباط کریم خدمت کنم، از ویژگی های شخصیتی خودم میتونم به پرانرژی بودن، دلسوزی، وظیفه شناسی، سخت کوشی، وطن پرستی، علاقه به تدریس و فعال بودنم در زمینه های مختلف درسی اشاره کنم که در تلاشم در طول زندگیم در هر جایی که حاضر میشم مفید باشم و هم به دیگران سود برسانم و هم خودم سود ببرم، که سود صرفا مالی نیست و از نظر علمی بیشتر مد نظر من است. بنظر من یک بیانیه فلسفی از معلمی یک جور سوخت است برای ادامه راه من یا حتی شروع مسیر معلمی، هر کاری یک فلسفه و حکمتی دارد و بدون این ها توخالی میشود. یا حتی میتوان گفت پایه و اساس مسیری است که میخواهم در پیش بگیرم.

پاسخ سوال اول: جواب این سوال را با یک جمله معروف که در فضای مجازی دیدم می‌نویسم:

بنظرم با این جمله میتوان اهمیت جایگاه معلمی را به زیبایی تفهیم کرد. معلم رکن اساسی پیشرفت هر جامعه ای است، هر جامعه ای که میخواهد در زمینه های مختلف پیشرفت کند باید روی معلمان کار کند چون تمام افراد جامعه دست کم چندین سال را تحت تعلیم و در معرض معلمان هستند و اگر معلم بتواند تاثیر مثبت و سازنده ای روی آنها داشته باشد تمام جامعه روبه رشد می‌رود و همانطور که همه میدانیم 

«معلمی شغل انبیاست»

این جمله بارها و بارها به گوش همه ما خورده و جا داره گاهی اوقات بیشتر بهش فکر کنیم و عمیقأ درک کنیم که چه افتخار بزرگیست که شغل انبیا را داریم. خود ما دین و روش زندگی مان را از انبیای الهی که بهترین معلمین بشریت بوده ان فرا گرفتیم پس میتوان گفت که معلمی اهمیت بسیار بزرگی دارد. همچنین سخنان معلمان در ذهن بچه ها حک می‌شود، عمدا از کلمه حک استفاده میکنم چون همچون متنی که هزاران سال است روی لوح سنگی باقی مانده و همچنان در دسترس است هر سخن یا حتی رفتاری که بنده انجام دهم در ذهن بچه ها حک میشود و بسیار باید مراقب بود. 

جواب سوال دوم . در ذهن من خداوند نور است که به جهان و انسان روشنایی می‌بخشد و جلوه ی این نور در وجود انسان ها و تمام پدیده های دنیاست من از این ارتباط استفاده میکنم که نشان دهم بدون خداوند زندگی و وجود ما چیزی جز تاریکی نیست. چه بسا انسان در تاریکی دچار گمراهی و یاس میشود و در روشنایی به سمت مسیر درست می‌رود و حال خوب و خوشی دارد، پس همراه بودن با خداوند همین طور است، در هرحال که این نور در دل ما باشد گمراه و ناامید نخواهیم شد و به مسیر نهایی خواهیم رسید. 

جواب سوال سه: من به عنوان معلم زبان انگلیسی هدفم اینه که دانش آموزانم بتونن با دنیا ارتباط برقرار کنن و کشور ما رو به کشورهای موفق دنیا وصل کنن، در حقیقت رشته من رشته مرتبط کننده داخل کشور به خارج کشور است که در نتیجه آن اقتصاد، علم، تکلونوژی، صادرات و تمام رکن های کشور پیشرفت میکند. 

جواب سوال چهار: خداروشکر که زبان درسی هست که نحوه تدریس بسیار متنوعی داره و من میتونم طی فعالیت های مختلفی اون رو به دانش آموزان بیاموزم که برای من جالب ترین بخشش اینه که از طریق بحث های کلاسی و پروژه هایی که دانش آموزان در خانه میتونن انجام بدن میشه زبان رو آموزش داد. پس همزمان مهارت هایی که دانش آموزان هم در خانه هم در مدرسه لازم دارند را میشود تدریس کرد و تاثیر ما در تمام زندگی آنها مشهود است 

جواب سوال پنج: به طور مثال بحث های کلاسی به زبان انگلیسی راه می‌اندازم، به این شکل که جمله ای پای تخته کلاس مینویسم و کلاس را به دو گروه تقسیم میکنم:

1- گروه کسانی که موافق هستند

2- گروه کسانی که مخالف هستند

و همین باعث میشود که در حین بحث به مسائل مختلف فکر کنند و برای انتقاد از طرز فکر همدیگر و شرکت در بحث به مهارت تفکر انتقادی دست پیدا کنند. یا مثلا چالش میگذارم به این شکل که کتابی را معرفی میکنم و هر کسی بتواند 10 سوال معنا دار و مفید از آن بیرون بکشد نمره تشویقی دارد و همین باعث میشود که دانش آموز کلی به مسائل کتاب فکر کرده و خرد ورزی بیاموزد

جواب سوال ششم: . 

ساحت دینی: آموزش میبینم که چگونه به زیباترین شکل ممکن بچه ها را با آموزه های دینی آشنا کنم و از مبحث زیباشناختی که در کلاس فلسفه با ان اشنا شده و اموختم بسیار میتوان بهره گرفت.

ساحت اخلاقی: کتاب های خودشناسی و پیشرفت فردی میخونم و ضعف های اخلاقیمو برطرف میکنم یا از بچه ها میخوام نامه های ناشناس برام بویسن و داخلش اخلاق و کلاسم رو نقد کنن که همین دوباره در پیشرفت تفکر انتقادی تاثیر گذاره و ما میبینیم که گاهی همزمان میشه چند هدف رو در قالب یک فعالیت دنبال کرد.

ساحت اجتماعی: سعی میکنم در فعالیت های اجتماعی بیشتر شرکت کنم و حتما در مسابقات مختلف قرانی، علمی و مذهبی شرکت میکنم تا خودم اجتماعی تر بشم و بعدها بچه هارو شرکت بدم.

ساحت فناورانه: کلاس مختلف فناوری شرکت میکنم و هر روز سعی میکنم با پیشرفت های جدید تکلونوژی اپلیکیشن های جدید و ابزار های جدید همراه باشم.

ساحت زیباشناختی: کتاب میخونم، مخصوصاً کتاب های ادبی، شعر و رمان که باعث میشه طرز تفکر نویسنده و نگاه زیباش به هرچیزی در من بوجود بیاد.

ساحت اقتصادی : با بازارهای مالی پرسود و مهارت های بانکی و مهارت پس انداز آشنا میشم.

جواب سوال هفتم: مهارت اجتماعی: با انجام بیشتر فعالیت های کلاسی در قالب گروه سعی میکنم بچه ها مهارت های رفتار درست با دیگران در جامعه را بیاموزند

مهارت ترجیح منافع ملی به منافع شخصی: با قرار دادن دانش آموزان در موقعیت های مختلفی که مجبور میشوند بین منفعت خودشان و منفعت کل کلاس انتخاب کنند به آنها می آموزم جامعه مهم تر از شخص است

مهارت های اقتصادی و اداری: موضوع تحقیق به بچه ها میدم 

بطور مثال: چطور یک حساب بانکی ایجاد کنیم؟ یا چطور از دستگاه عابربانک استفاده کنیم؟ یا چطور یک قرارداد مالی بنویسیم 

که بچه ها طی اون مهارت های لازم اداری و اقتصادی رو بیاموزند که من شدیدا کمبودش رو در مدارس خودمون احساس میکنم و لازمش میدونم

مهارت صداقت: وقتی کار اشتباهی انجام دادن تشویق میکنم که اگر واقعیت رو بگن باهاشون مهربون و نرم رفتار میکنم که شجاعت گفتن حقیقت رو پیدا کنن

مهارت سخن وری: به بچه ها منابع مختلف معرفی میکنم که مهارت های سخنوری و سخن رانی که از مهم ترین مهارت های عصر حاضر هست رو بیاموزند.

جواب سوال هشت: 

مبنای انسان شناختی: یعنی شناخت ویژگی های انسانی و رفتار های درست در قبال انسان ها، احترام به ارزش های انسانی و حقوق بشر، یا جامع بخوام بگم همون علم روانشناسی هست و من با افزایش اگاهی خود در این زمینه می آموزم که چطور رفتار کنم که اثربخش ترین و مفید ترین نتایج را نهایتا بدست بیاورم بطور مثال طرز رفتار درست با کسی که دچار افسردگی هست رو یاد میگیرم و این خودش احترام به ارزش های انسانی هست یا مسئله دوری از نژاد پرستی و تبعیض نژادی رو در کلاس هام رعایت میکنم.

هستی شناسی: معنای این مبنا شناخت خداوند، جهان هستی و تمام پدیده های اطراف ماست و من سعی میکنم که دلهای بچه ها را با وجود خداوند مانوس کنم و کاری کنم که در هر لحظه و هر آن به یاد خداوند متعال باشند و همان نوری که پیش تر درموردش صحبت کردم در دلهایشان باشد.
 
معرفت شناسی : معرفت به معنای شناخت است. یعنی همان شناخت نسبت به خود، وجود خود و خداوند.
این مبنا ارتباط تنگاتنگی با مبنای هستی شناختی دارد و میتوان با بیان ویژگی ها و خواندن آیه هایی از قرآن کریم معرفت متربی را نسبت به جهان اطراف افزایش داد.

ارزش شناسی: از ارزش های مهم جامعه‌ های انسانی عدالت، مهربانی و رعایت حق است. شخصا سعی میکنم به هیچ عنوان ظلم و یا تبعیض در کلاس من اتفاق نیفتد و همیشه با مهربانی و لطافت رفتار کنم.

جواب سوال نه:مهم ترین تکنیک من در حوزه تعلیم و تربیت ایجاد انگیزه است چون عقیده دارم انسان اگر انگیزه نداشته باشد هیچ کاری را جلو نمیبرد و حتی اگر ان را انجام دهد اصطلاحا دل به کار نمیدهد و نتیجه مطلوب و عمیقی نمیدهد. خودم شخص‌با انگیزه ای هستم که تجربه به من ثابت کرد دیدن همین انگیزه و شور و شوق من خود در اموزشگاهی که تدریس میکردم برروی شاگردانم تاثیر گذار بود. این تکنیک را به روش های مختلفی انجام میدهم که یکی از آنها تشویق و درنظر گرفتن نمره و جایزه در ازای انجام کاری مثبت و در جهت پیشرفت است. 

جواب سوال ده:

  1. کلاس را از حالت خسته کننده و حالتی که فقط من صحبت کنم خارج میکنم و سعی میکنم فعال اصلی کلاس دانش آموزان باشند و فعالیت های متنوعی را به آنان میدهم که انجام دهند
  2. از تنبیهات بدنی و روحی که خداروشکر بسیار کمرنگ تر شده اند شدیدا پرهیز میکنم چرا که بسیار تأثیر منفی دارند 
  3. به دانش آموزان حق انتخاب و نظر دادن در مواردی که لازم ببینم و نظم کلاس را برهم نمی‌زند میدهم 
  4. از دادن تکالیف نامربوط و بی فایده به دانش آموزان پرهیز میکنم و برای جبران کاستی های کلاسم از تکالیف بیش از حد در خانه یا گذاشتن مسئولیت تدریس بر شانه والدین پرهیز میکنم
  5. سعی میکنم دانش آموزامو بهتر بشناسم و اطلاعاتی راجع به وضعیت زندگی شون شون جمع میکنم که رفتاری متناسب با موقعیت بچه ها داشته باشم، بطور مثال وقتی بچه ای فرزند طلاق است سعی میکنم با ملایمت بیشتر با او رفتار کنم و سخت گیری بیش از حدی نداشته باشم و درک کنم که او مشکلاتی دارد که بقیه بچه ها ندارند و به محبت بیشتری از جانب من نیاز دارد

نتیجه گیری:

یکی از چالش هایی که ممکن است در اینده با ان روبرو شوم کمبود وقت است که میتوان با بهره گیری از فضای مجازی و بستر های اموزشی که به لطف خدا امروزه مسیر است، کاستی ها را جبران کرد و دیگر چالشی که ممکن است با ان روبرو شوم این باشد که بنده به عنوان معلم زبان نمیتوانم در مساله ای که بطور مثال مرتبط به معلم پرورشی یا دینی است ورود کنم و سعی میکنم در چهارچوب حوزه اختیارات خودم تا حدی که توانایی دارم همه جانبه بچه ها را ساپورت کنم. نهایتا نتیجه ای که بنده انتظار دارم مسیر شود این است که دانش اموزانی باسواد، اگاه، با اخلاق و با ایمان تربیت کنم که مایه افتخار کشورمان شوند و کاری کنند که کشورمان از تمام جنبه ها از پیشرفته ترین و بهترین کشورهای دنیا باشد.

در پناه حق باشید. ✨

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

  ♡ به نام آنکه جان را فکرت آموخت ♡ 

مقدمه :  با سلام ، بنده مهتاب نقش هستم و به لطف و عنایت پروردگارم قرار است در شهر شهریار مشغول به تدریس زبان انگلیسی شوم.

️️☆یکی از ویژگی های بارز خودم را علاقه به داشتن کلاسی پویا و فعال میدانم و به خاطر شخصیتی که دارم میتوانم شرایط را برای داشتن اینطور کلاس ها مهیا کنم . از آنجایی که روابط اجتماعی خوبی با دیگران دارم و قدرت بیان خود را خوب می پندارم؛ سعی میکنم هرطور شده با دانش آموزانم ارتباطی صمیمانه و متعادل برقرار کنم تا بهترین بازده و نتیجه را از کار خود داشته باشم.البته مهربان ، منصف و منظم هم هستم و کارهایم را با برنامه ریزی پیش میبرم.

️☆از آنجایی که سعی میکنم در اکثر مسائل زندگی و شغلم برنامه ریزی داشته باشم ؛ قطعا به یک بیانیه فلسفی که نشان دهنده ی وضعیت کنونی خود و پیش بینی شرایط آینده ی نه چندان دور است ؛ نیازمندم. تا به وسیله ی آن بتوانم نقاط ضعف را شناسایی کرده و روی آن ها کار کنم و نقاط قوتم را حفظ کنم‌. همچنین هر معلمی باید بداند دلیل انتخاب شغلش چیست و چرا و چگونه میخواهد این رسالت را به انجام برساند.

پاسخ سوال اول : به نظر شخص بنده معلمان همواره سزاوار احترام بسیار و حائز اهمیت فراوان هستند‌. من در دوران تحصیلات خود به یاد دارم که همیشه معلم هایم را بسیار ارزشمند میدانستم و این حقیقت به دلیل آن است که معلم نه تنها مثل عضوی از یک خانواده در زندگی بچه ها تاثیر گذار است، بلکه میتواند مسیر زندگی افراد را تغییر دهد.وظیفه معلم فقط انتقال و تدریس مطالب درسی نیست ، موضوع اصلی تربیت صحیح و دلسوزانه نسل جوانی است که سرنوشت کشور را به عهده میگیرند.از این رو علارغم تمام تلاش هایی که برای پایین آوردن شان و مقام و منزلت معلم ها و دبیران از سوی موسسات و دوره های آموزشی بی کفایت در حوزه تدریس میشود ، بنده همواره جایگاه رفیعی را برای این بزرگواران قائلم و بسیار خرسندم که میتوانم عضوی از این جامعه باشم‌.

پاسخ سوال دوم : همه ی ما از درون خویش حس نیاز به خداوند غنی را درک میکنیم .تمام جهان هستی و موجودات و مخلوقات خداوند از جمله انسان ، وابسته به خالق و فقیر هستند. خداوند پس از خلق انسان و همه ی موجودات ، همواره مراقب آن ها بوده و به اندازه ی چشم بر هم زدنی هم نیست که محافظ و نگهدار مخلوقاتش نباشد‌.بنابراین خداوند ، انسان و این جهان ارتباطی در هم تنیده و جدایی ناپذیر دارند و وظیفه ی من به عنوان مربی این است تا متربی خویش را با این ارتباط آشنا کنم و به آن ها بیاموزم که در هر شرایطی نیازمند خداوند هستند و لحظه ای نیست که بتوانند بدون او سر کنند ؛ فقط از حس حضور پروردگار غافل هستند ‌. و اینکه بدانند خودشان باید تلاش کنند تا با تقرب به حق تعالی ، حضور او را حس کنند و زمانی وجود ندارد که دست نیاز به سوی خداوند دراز کنند و او آنها را اجابت نکند. 

پاسخ سوال سوم: من به عنوان معلم‌ تا جایی که می‌توانم میخواهم تلاش کنم تا دانش آموزانم در زمینه ساحت‌های تربیتی به یک حد مطلوب و مناسبی برسند.من به عنوان یک معلم اهداف گوناگونی را برای دانش آموزانم در نظر دارم.قبل از آموزش محتواهای درسی وظیفه دارم انسان‌های فرهیخته‌ای را تربیت کنم شاید دانش آموزانم بتوانند محتواهای درسی را از هر سایت و مقاله‌ای پیدا کنند اما تربیت اصلی و نحوه برخورد با مسائل و مشکلات زندگی را فقط از یک دبیر و یا معلمی که بتوانند هر روز آن را ببینند و با آن ارتباط صمیمانه برقرار کنند می توانند بیاموزند بنابراین خیلی دوست دارم که بتوانم به آنها نحوه تعقل ،تفکر در تصمیمگیری‌های مهم زندگی‌شان و نحوه برخورد با یک سری از مشکلات را یاد بدهم. از این رو یکسری استراتژی‌هایی را که برای مقابله با مشکلات در زندگی خودم و دیگران تجربه کرده‌ام دسته بندی می‌کنم و و به آنها می‌آموزم .همچنین قصد تربیت دانش آموزانی صالح، نیکوکار، مهربان و منصف را دارم چرا که باید بتوانند آگاهانه و از روی تدبیر از حق خود در جامعه دفاع کنند و هرگز برای نفع خود به هیچ انسان و یا مخلوقی آسیب نرسانند که این یک اصل مهم و کاربردی در زندگی روزمره همه ماست و رعایت آن موجب زیادت خیر و برکت در زندگی آنها خواهد بود.

پاسخ سوال چهارم: منِ معلم علاوه بر نقش بسیار مهم آموزش که در کلاس درس به عهده دارم، نقش آموزش و تربیت در خارج از کلاس درس را هم بر عهده دارم. من باید بدانم که رفتارهای کوچک من می‌توانند روی دانش آموزانم تاثیر بسیاری بگذارند چرا که آنها از معلمشان الگوبرداری می‌کنند و چه بخواهیم یا نخواهیم معلم تاثیر بسزایی در انتخاب اهداف و روند پیشروی زندگیی‌شان دارد.

️☆من به عنوان معلم سعی می‌کنم همیشه انرژی مثبت در صحبت‌هایم وجود داشته باشد و به آنها منتقل کنم و به آنها بیاموزم هر جای دنیا و در هر شرایطی که باشند مشکلات وجود دارند و نباید بار و سنگینی تحمل آن را با خود حمل کنند باید بدانند هیچ چیزی ارزش گرفتن لبخند و شادی آنها را ندارد همچنین دوست دارم تا دانش آموزانم بدانند هر بار که شکست می‌خورند باز هم راه بهتری برای موفقیت پیش روی آنها وجود دارد این‌ها ربطی به نمرات یا تحصیل آنها ندارد و باید در کلاس و یا خارج از کلاس با رفتارهای خود تاثیر بسزایی بر آنها بگذارم تا با تمام وجودشان این موضوع را باور و درک کنند.

️●من به عنوان معلم هرگز قصد این را ندارم که جوی پر از استرس و تنش زا برای دانش‌آموزانم فراهم کنم بلکه می‌خواهم در کلاس فضایی کاملاً صمیمانه و راحت وجود داشته باشد تا دانش آموزان از کلاس درس بنده استفاده کافی را ببرند.

پاسخ سوال پنجم: بهترین روش آموزش از پیشین تاکنون اجرای عملی فعالیت مورد نظر بوده است. برای مثال اگر من معلم می‌خواهم تفکر انتقادی و خردورزی را به دانش آموزانم بیاموزم بهترین نتیجه را زمانی می‌گیرم که خودم به صورت عملی از این دو موضوع استفاده کنم و آنها با الگوبرداری از من این دو اصل را درون خود نهادینه کنند. برای تحقق این هدف می ‌توانم از فعالیت‌های بسیاری بهره بگیرم برای مثال می‌توانم به آنها مقالات و یا سایت‌هایی را معرفی کنم تا روی آنها تحقیق کنند و نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در کلاس برای دانش‌آموزان دیگر شرح دهند. سعی می‌کنم خود بنده با نظرات آنها مخالفت کنم و و با لحن و جملات درست و شایسته انتقاد خود را انجام دهم. همچنین برای ادامه فعالیت از آنها بخواهم تا این گونه به نظرات دوستان خود انتقاد ورزی کنند و با بیان استدلال و برهان‌های درست که روی آن‌ها تفکرو تامل صورت گرفته؛ دلایل مستندی برای انتقاد خود بیاورند .

پاسخ سوال ششم

ساحت تربیتی اعتقادی و دینی 

۱-انجام درست رفتارهای تاکید شده در دین اسلام : سعی میکنم خودم مسائل دینی را رعایت کنم تا الگوی خوبی باشم .‌مثلا تنبیه و تشویق در کلاس، در دین قوانین خاصی دارد. مثلا تنبیه نباید به قصد تحقیر باشد و باید هدفش اصلاح رفتارهای نادرست باشد. یعنی حد و اندازه داشته باشد و به درستی انجام شود.تشویق هم نباید به گونه ای باشد که بین دانش آموزان تبعیضی قائل شوم. همه ی این مسائل در کتب دینی ذکر و روی آن ها تاکید شده است.

۲-افزایش قدرت پاسخگویی در مسائل اعتقادی : من به عنوان معلم باید بتوانم مسائل دینی و عبادی بچه ها را پاسخگو باشم .زمانیکه به من اعتماد میکنند ممکن است سوالات غیر درسی نیز از من بپرسند، بنابراین باید مهارت و آمادگی کامل برای پاسخگویی داشته باشم.برای مثال میتوانم زمانی که بعد از تدریس وقت اضافه می آورم ، اندکی احادیث یا کلامی از قرآن برایشان تفسیر کنم و از موهبت هایشان برای بچه ها توضیح بدم. 

    ●ساحت تربیت اقتصادی و حرفه­‌ای

۱- آموزش نحوه مدیریت منابع : من وظیفه دارم تا بتوانم دانش آموزانم را به گونه ای تربیت کنم که بتوانند برای مشکلات اقتصادی خود برنامه ریزی کنند . بنابراین اول باید مسائل اقتصادی خود و جامعه ام را درک کنم و در عمل مشکلی چشم گیری در این باره نداشته باشم.مثلا به آن ها جدول حسابداری که خرج و دخل را محاسبه میکند، به طور سطحی یاد میدهم تا بیاموزند همیشه آنها را مدیریت کنند‌‌.

۲- معرفی و مبارزه با فقر و کودکان محروم از تحصیل: من موسسات خیریه و کودکانی که از فقر نمیتوانند تحصیل کنند را به آن ها معرفی میکنم و به آنها می آموزم هرچه از روزی خودشان به دیگران ببخشند ، خیر و برکت زندگیشان دوچندان میشود.

    ●ساحت تربیت علمی و فناوری

۱- استفاده از تکنولوژی های به روز در کلاس 

۲- هدف گذاری برای انجام پروژه های علمی و پژوهشی

من در ساحت علمی و فناوری آن‌ها را تشویق به تحقیق و تحلیل موضوعات پیرامون درس یا متفرقه میکنم تا قدرت تعقل و توانایی بهره گیری از تکنولوژی را در آن ها تقویت کنم. 

    ●ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

۱- شناخت جایگاه خود در جامعه و تقویت روابط اجتماعی موثر و کارآمد  

۲- شرکت داشتن در مراسمات و مناسبت های مربوط به جامعه ، سیاست و دولت

من در ساحت اجتماعی و سیاسی می‌توانم دانش آموزان را تشویق به مشارکت در فعالیت های مختلف اجتماعی - سیاسی کنم تا بتوانند این ویژگی را در خود تقویت کنند.

    ●ساحت تربیت زیستی و بدنی

۱- آموزش رسیدن به سلامت فردی و اهمیت آن در پیشرفت و زندگی

۲- بیان مثال های عینی نشان دهنده ی تاثیر ورزش و فعالیت بدنی بر سلامت جسمی و روان 

منِ معلم باید در ساحت زیستی و بدنی باید ابتدا به ابعاد سلامتی خودم توجه داشته باشم تا الگوی خوبی قرار بگیرم و سپس در کنار بچه ها برای سلامتی آن ها برنامه ریزی و تلاش کنم.از جمله تشویق به انجام فعالیت های بدنی ساده و موثر مثل دوچرخه سواری یا پیاده روی

    ●ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری

۱- تقویت زیبایی بینی و زیبایی شناسی خود و دانش آموزان

۲- درک تاثیر ذهن هنرپرور بر آرامش و زندگی 

در ساحت هنری و زیباشناختی هم دانش آموزان را به دیدن پدیده‌ها و زیبایی‌ها دعوت می‌کنم تا بتوانند موهبت های خداوند را بهتر ببینند و درک کنند و همچنین با دانستن دلایل پیدایش هر پدیده درک عمیق تری نسبت به زیبایی وجود آن ها داشته باشند.هنرورزی را به آن ها معرفی میکنم و از آن ها میخواهم در کنار تحصیلاتشان یک هنر را مثل خوش نویسی که ساده تر است ،به سلیقه ی خود تقویت کنند چراکه هنر با ریشه ی روح انسان در هم تنیده است.  

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

پاسخ سوال هفتم

۱- احترام و قدرشناسی : من از همان ابتدا به آن ها می آموزم که احترام گذاشتن به دیگران ، چه بزرگتر از خودشان و چه کوچکتر از خودشان مهم تر از تحصیل و نمرات خوب است. همچنین باید قدردان نعمت های خداوند و محبت های والدین خویش باشند.

۲- مسئولیت پذیری : یکی از ویژگی های مهمی که هر انسانی باید داشته باشد ،‌ وظیفه شناسی و مسئولیت پذیریست‌.من به عنوان یک دبیر ،سعی میکنم آثار زیان بار عدم تقبل مسئولیت را برایشان آشکار کنم تا بتوانم شهروندان وظیفه شناسی به جامعه تحویل دهم‌.  

۳- تقوا ، صبوری و پرهیزگاری: یکی از مفهوم های اخلاقی مهمی که دوست دارم به آن ها بیاموزم ، صبوری در برابر مشکلات و پرهیزگاری در برابر گناهان است . چرا که این دو نجات دهنده ی جوامع جوان بشریت هستند.

۴- بهبود روابط اجتماعی : لازمه ی موفقیت در هر کاری ، توانایی برقراری یک ارتباط سالم و موثر با جامعه و اطرافیان است . بنابراین آن ها را به شرکت در مراسمات و موقعیت های اجتماعی مدرسه دعوت میکنم تا بتوانند روی فن بیان و طرز برخورد خود کار کنند‌‌‌.

۵- امانت‌داری و صداقت:از دیگر اعمال مهم می‌توانم به صداقت اشاره کنم. وظیفه ی خودم میدانم تا در حد توان به آن ها بیاموزم که مقدمه ی پیشرفت و ترقی داشتن نیتی پاک و درست است و با دروغگویی فقط در های خوشبختی به روی انسان بسته میشود. به آن ها یاد میدهم که حتی سر مسائلی که به ضررشان میشود هم راستگویی را پیشه ی کار خود کنند‌ تا بعد ها در جامعه به مشکلات بزرگتر برنخورند. 

پاسخ سوال هشتم :

هستی شناسی:منظور از هستی شناسی ، آگاهی و شناخت کافی نسبت به خداوند ، جهان آفرینش و تمام مخلوقات خداوند است.

من سعی خواهم کرد بتوانم مطالب درسیم را به طور غیر مستقیم طوری تدریس کنم تا بتوانم مفهوم آفرینش جهان توسط پروردگار غنی، غایت مند و بی نهایت را به آن ها منتقل کنم‌.به عبارتی مهم نیست موضوع درسمان چیست ؛ مهم این است که آن را به گونه ای به این موضوع ربط بدهم تا از موهبت ها و نعمت های خداوند غافل نباشند .

انسان شناسی: انسـان ها موجودات پیچیده ای هستند و ویژگی های منحصر به فردی دارند .یکی از آن ها کمال طلبی و کشش به سمت بی نهایت است . بنابراین در کلاس درس بهترین امکانات و شایسته ترین دبیران را میخواهند که باید تا حد امکان تلاش خودم را بکنم و دبیر با کفایتی برایشان باشم. 

معرفت شناسی : پیمودن مسیر شناخت و آگاهی از انسان بسیار سخت و گاهی ناممکن است .

به عنوان یک معلم باید این موضوع را بدانم که هر دانش آموز شخصیت پیچیده ای دارد و استعداد ها و توانایی هایی که بروز نکرده اند. من باید تلاش کنم با افزایش شناخت خودم از آن ها و برقراری ارتباط صمیمانه؛ آن هارا کشف کرده و تقویت کنم.

ارزش شناسی : از ارزش های بسیار مهم برای من عدالت ، صداقت و مسئولیت پذیری است . من به هیچ عنوان بین دانش آموزان تبعیض قائل نخواهم شد و اگر روزی متوجه دروغ هرچند کوچک از کسی بشوم در خلوت به او میگویم و او را متوجه اشتباهش و آثار آن میکنم‌.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

پاسخ سوال نهم : مهم‌ترین تکنیک شخص بنده برقراری ارتباط صمیمانه با دانش آموزانم است.چراکه داشتن یک رابطه خشک و نامتعادل با بچه ها باعث دوری آن ها از فضای درس و مدرسه میشود .من سعی خواهم کرد با تمام بچه ها به نوعی رابطه اجتماعی خوبی برقرار کنم تا نه تنها احساس راحتی کنند بلکه بتوانند من را دوستی با تجربه تر ، بزرگتر و قابل اعتماد ببینند.این برای من بهترین روش و استراتژی برای تدریس می باشد.در حوزه تدریس مطالب درسی هم نکات تخصصی تری در نظر دارم که به مراتب آن ها را هم ارتقا می دهم.مدرسه نیز از آنجایی یک محیط یادگیری همه جانبه است که دانش آموزان به جز محتوای درسی ، اصول زندگی را از معلم های خود الگو میگیرند و رفتارهایشان نیز تحت تاثیر هم کلاسی هایشان تغییر پذیرند.به علاوه این فقط آن ها نیستند که یاد میگیرند بلکه همه عوامل دخیل در مدرسه مثل معلم هم همواره در حال کسب تجربه و یادگیری نکات جدیدی است که از نسل جوان و بچه ها می آموزند‌.دوباره معلم ها بین هم تبادل اطلاعات دارند و تجربیات خود را در اختیار یکدیگر قرار میدهند که به نظر من بسیار تاثیر گذار تر از مطالعه ی یک مقاله ی خشک و طولانی است. ◇بنابراین مدرسه محیطی است همه جانبه که همه ی کارکنان و دانش آموزان آن در حال یادگیری مستمر هستند.

پاسخ سوال دهم :

۱-حمایت کورکورانه از همکاران به دلایل شخصی❌️: من خودم در دوران راهنمایی تجربه ای در این زمینه دارم که مدیر از معلمی دفاع میکرد که نه تنها وظیفه تدریس را به درستی انجام نمیداد بلکه برای صدا زدن بچه ها از القاب زشت و ناپسندی استفاده میکرد اما چون باهم دوستان قدیمی بودند نمیتوانستیم اعتراضی بکنیم. من سعی میکنم در هر جایگاهی که باشم در حد توانم سمت حق و عدالت باشم.

۲- برگزاری امتحانات از مطالب سخت تدریس نشده به منظور نشان دادن ضعف دانش آموزان❌️ : بنده گاهاً شاهد این موضوع بودم و جز تاثیر مخربی که دارد هیچ سود و منفعتی برای هیچ کس ندارد .دلیل آن را نمیدانم اما بسیار امیدوارم کمتر بشوند معلم هایی که اینگونه بچه ها را اذیت میکنند.‌من سعی خواهم کرد تا اولا امتحانات زیادی نگیرم و ثانیا در سطح مطالبی که تدریس کرده ام آن ها را ارزیابی کنم . چون هدف از آزمون تحقیر و تضعیف نیست بلکه اصلاح نواقص یادگیری است . 

۳-نبود یک رابطه ی سالم بین مدرسه و والدین❌️ : بعضی از والدین مدرسه و معلم ها را دشمنان خود می پندارند چون اهداف واضح و یکسانی برای هردو تعریف نشده است و به قولی سنگ ها را بین خودشان باز نکرده اند .‌والدین باید با معلم ها رابطه ای دوستانه و محترمانه داشته باشند تا بچه ها هم به معلم خود اعتماد داشته باشند . برای این هدف، میتوانم جلسات اولیا مربیان بیشتری برگزار کنم و اهداف و دستاورد های خود و بچه ها را برایشان بازگو کنم تا آن ها با آرامش بیشتری فرزندانشان را به عهده خودمان بگذارند و در هر مسئله ای قصد دخالت نداشته باشند .

۴- عدم توجه به تفاوت‌های فردی❌️:معلم ها برای راحتی کار خود یک نوع روش تدریس را میخواهند به کل کلاس غالب کنند درحالیکه به ویژگی های منحصر به فرد دانش آموزان توجه نمیکنند و نمیدانند هر کدام روش یادگیری خودشان را دارند .

۵- کلاس‌های پرجمعیت❌️: در اکثر مدارس دولتی کلاس ها بالای ۳۰ نفر دانش آموز دارند .این عدم مدیریت موجب میشود تا هم من نتوانم وظیفه ام را درست انجام بدهم و هم بچه ها نتوانند بهره کافی از کلاس درس ببرند و واقعا انجام خیلی از فعالیت ها غیرممکن خواهند بود .

نتیجه گیری: در عصر حاضر مشکلات و چالش‌های متنوعی برای معلمان در فرایند تدریس وجود دارد که قادر به بیان آن ها نیستم .اما من میخواهم با وجود تمام مشکلات و سختی هایی که ممکن است با آن ها مواجه شوم ، همواره رسالت خویش را به یاد داشته باشم و طبق اصول خودم به کارم ادامه دهم و روند و مسیر شغلم را به خاطر مشکلات تغییر ندهم.میتوانم از تجربیات همکاران دیگر بهره بگیرم و یا در حین مواجه با یک چالش، راه های مختلف حل آن را بررسی و تحلیل کنم تا به طروقی بحران هارا با موفقیت پشت سر بگذارم‌. سعی خواهم کرد از این شغل که توفیقی الهی میدانم نهایتِ تاثیر گذاری بر دانش آموزان را داشته باشم.angel

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)

.

من مائده عاملی معلم زبان انگلیسی در منطقه کهریزک هستم

یکی از ویژگی های اصلی و هویتی بنده حقیقت گرایی و صداقت است 

 دانستن حقیقت همیشه شوقی فراوان در من به وجود می آورد حتی حقایق تلخ چون حقیقت هستند برای من بسیار ارزشمند هستند و بنده ترجیح به زندگی با دانستن آن ها میدهم چون اعتقاد دارم تغییر و رشد تنها زمانی اتفاق می‌افتد که ما به دنبال دانستن حقیقت و پذیرفتن آن باشیم و تنها در آن زمان امکان تغییر آن برای ما به وجود می‌آید 

حقیقت برای من به معنای علم واقعی و حقیقی هست و به کار گرفتن عقل در برخورد با آن برای من به معنای عالم بودن است و سرچشمه این حقیقت و عقل حقیقی را (اللّٰه) میدانم که این اعتقاد بخش بزرگی از هویت مرا تشکیل میدهد

ویژگی اصلی و هویتی بعدی بنده استفاده از زمان و رشد در حد امکان با توجه به شرایط است 

ویژگی بعدی عشق و محبت و بخشش هست که خود را مسئول پرورش و به وجود آوردن این ارزش ها و همینطور قدردانی لازم از اینها میدانم و منبع آن را (اللّٰه) میدانم که این اعتقاد بخش بزرگی از هویت من و تصمیم های بنده را شامل میشود

به گفتن این چند ویژگی اصلی بسنده میکنم 

اعتقاد دارم ما انسان ها طوری طراحی شدیم که باید از دلایل کار هایمان آگاهی داشته باشیم تا بتوانیم آن هارا به شکل درستی انجام بدهیم باید بدانیم که چه میکنیم و برای چه میکنیم تا هم احساس درست و هم فعالیت درست و موثری داشته باشیم و هدفمند پیش برویم

به خصوص معلمی که بحث بحثِ تربیت انسان هاست 

این اهمیت این موضوع را چندین برابر میکند 

با داشتن بیانیه معلمی ارزشمند من فهم و شعور،درک لازم خود را نسبت به موضوع نشان میدهم به این روش میگویم من صرفاً این کار را برای داشتن کاری نپذیرفته ام و باید نشان دهم که متوجه ارزش بسیار والای این کار و تفاوت آن با بقیه کار ها هستم

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟ 

یک معلم وظیفه مشخصی دارد کسی که علم را انتقال میدهد با توجه به تعریف خود از علم من گفتن حقیقت و با خبر کردن افراد از اصول به جای حاشیه رفتن برای من بسیار ارزشمند است 

من اگر به عنوان یک معلم بتوانم اصل اهمیت دانستن مثلا زبان انگلیسی و اینکه چرا و به چه دلیل نیازمند دانستن این زبان هستن آن ها خود استقبال خواهد کرد 

چرا ها بسیار اهمیت دارند و ما نه برای تکلیف کردن به ان ها بلکه به عنوان دوستی که به رشد آن ها توجه دارد این مطالب را میگوییم 

معلم ها افراد مهمی هستن تأثیرات زیادی بر روی جامعه و اتفاقاتی که می‌افتد خواهند داشت پس باید از این ارزش آگاه باشند تا بتوانند به درستی فکر کنند و به وظایف خود به درستی عمل کنند

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند سرچشمه تمام ارزش ها و خوبی ها از جمله علم و حکمت است و در سراسر جهان با نظم و قوانین فوق العاده ای که وجود دارد ما میتوانیم به بی نقص بودن خالق آن برسیم و وقتی به انسان ها و ویژگی هایشان توجه میکنیم و شباهت آن ها و قوانین مشابهی که هم در زندگی آن ها و هم در طبیعت وجود دارد میرسیم همه این آفرینش ها از جمله انسان و طبیعت از وجود خالقی بی نقص گواهی می‌دهد که خود سررشته تمام این زیبایی ها و خوبی هاست 

به عنوان انسانی که وظیفه تربیت انسان هارا به عهده دارد وظیفه داریم اول از همه ارزش این نظم و زیبایی ها و این قوانین بی نقص را درک کنیم و این درک را به بقیه انسان ها انتقال داریم که در نتیجه احترام به این زیبایی ها و قوانین که سبب رشد ما انسان ها میشود به وجود بیاید وقتی ما به عنوان انسانی که در این جهان زندگی میکند ارزش قوانین و نظمی که وجود دارد را بدانیم در جواب این قوانین به سود و پیشرفت ما عمل خواهند کرد و ما سرشار از آرامش و آماده برای عمل در نقش اصلی خود میکنند

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

حقیقت ...

که شامل صداقت ،محبت و عشق ،علم ،احترام و ادب ،بخشندگی 

و دلایلی که این ها اهمیت دارند و ارزش هستند و غیر از این بودن یعنی پستی و بی ارزشی 

قطعا به عنوان یک معلم زبان من وقت سخنرانی های خسته کننده برای ان ها ندارم و اگر هم وقت داشتم ان ها را همیشه موثر نمیدانم 

من در تلاشم که بطور واقعی این ارزش ها را بطوری کسب کنم که آن ها بتوانند با نگاهی و صحبتی متوجه آنان بشوند وقتی خوبی و زیبایی این ویژگی هارا حس کنند به فکر بیفتند همین برای من کافی و بسیار ارزشمند است البته در کنار درس اصلی آنان زبان انگلیسی که آن را تمرکز ویژه ای روی آن خواهم داشت

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

در کلاس درس تمرکز روی زبان انگلیسی و اینکه چرا و چگونه میتوانند به بهترین شکل آن را فرا بگیرند و از فرصت هایی که برای آنان فراهم میکند استفاده کند همینطور تاثیر فوق‌العاده ای که رو شخصیت آن ها و زندگی و دیدگاه های آنان میگذارد  

قطعا در حد امکان در خارج از کلاس درس به آن ها کمک خواهم کرد اما اگر اطمینان حاصل کنم که واقعا و خالصانه خواهان رشد و تلاش و پیشرفت هستن و وقتی از من هدر نرود

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

با به چالش کشیدن ان ها 

آن هارا در شرایطی قرار میدهم که ضعف و پستی را در بی فکری و بی مسئولیتی خود حس کنند و ارزشمندی خردمند و خردمندی را با فراهم کردن شرایط به تصویر میکشم

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

- تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

فکر میکنم باید عمقی پیش رفت 

با خواندن فلسفه ی تعلیم و تربیت و داشتن اخلاق پسندیده 

سعی میکنم مفهموم و فلسفه ی این موارد را به خوبی بشناسم تا بتوانم در شرایط مختلف آموزش بدهم

2- تعلیم و تربیت زیبایی شناسی هنری

دانستن و اطلاع داشتن از هنر و زیبایی باعث جذب بیشتر دانش آموزان به موارد اصلی میشود 

من علاقه ی زیادی به موسیقی دارم و حتما از آن در حین تدریس هم استفاده خواهم کرد

3- تعلیم و تربیت زیستی بدنی

اگر خودم به شکل منظم به ورزش و تغذیه مناسب اهمیت دهم که قطعا از ظاهر من نتایج اش پدیدار میشود و ارزش آن را درک کرده باشم وقتی از آن برای بچه ها صحبت میکنم می‌توانند به من بیشتر اعتماد کنند

4- تعلیم و تربیت علمی فناورانه

با استفاده از تکنولوژی و آگاهی داشتن از آن ها 

5- تعلیم و تربیت اجتماعی سیاسی

 باید سعی کنم از جهت اجتماعی با تمرین رشد کنم 

و اطلاع خود را نسبت به اجتماع های مختلف زیاد کنم

6- تعلیم و تربیت اقتصادی حرفه

به عنوان یک معلم باید درباره مسائل اقتصادی به شکل علمی و اصولی به اطلاعات خود اضافه کنم 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

صداقت 

احترام 

علم واقعی و عملی 

رشد در معنای واقعی 

دوستی و عشق و خیر خواهی که چگونه سبب رشد میشود

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

اعتقاد دارم با عمل زیاد به گفته ها 

گفته ها تاثیر بسیار بیشتری خواهند داشت و یادگیری به طور مستمر شکل می‌گیرد 

اگر این قانون برای معلمان و مسئولین مدرسه اجرا شود هر لحظه یادگیری اتفاق می‌افتد آن هم یادگیری ارزشمندی که رشد واقعی را به همراه دارد

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

قطعا در حوزه زبان انگلیسی که رشته بنده هست روش های متفاوتی را در حد توان به کار خواهم گرفت

۱_این روش(روش مدرسه در حال حاضر) دقیقا برعکس روش صحیح یادگیری یک زبان است

۲_بسیار وقت گیر و بی مصرف است هم وقت و انرژی استاد را می‌گیرد و هم دانش آموزان را خسته و دل زده میکند 

۳_هدف ها اجرا نمیشود دانش آموزان نه تنها ذره ای به هدف اصلی که صحبت کردن به این زبان است نزدیک نمیشود بلکه از این زبان فاصله می‌گیرند چون این زبان را واقعا نشناختند و بسیار نادرست به آن ها معرفی شده است 

۴_بی دلیل همه چیز را سخت و پیچیده میکند در صورتی یادگیری یک زبان بسیار لذت بخش و پر از سودمندی هاست

۵_با یاد نگرفتن صحیح این زبان اعتماد به نفس آن ها در این زمینه به شدت کاسته می‌شود آن ها فکر میکنند در یادگیری زبان انگلیسی خوب نیستند در صورتی که نمی‌دانند این روش ها و کتاب های غلط و تقریباً بی مصرف اصلا زبان انگلیسی واقعی را به آنان نشان نداده

و مشکل از سمت آن ها نیست 

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت

قطعا در عرصه عمل همه چیز پیچیده تر خواهد بود اما ما وظیفه نداریم کاملا بی نقص عمل کنیم بلکه وظیفه داریم با برنامه ریزی درست از تمام وقت و انرژی خود در جهت اول رشد خود و بعد 

دیگران استفاده کنیم وظیفه داریم تا جایی که می‌توانیم بی نقص و خالصانه تلاش کنیم 

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)
ممنون بخاطر نظراتت در مورد حقیقت. حقیقت گرایی و در جست‌وجوی حقیقت بودن خیلی نکته‌ی مهمیه. انسان‌ها همواره به دنبال حقیقت بوده و هستند، اما شاید تعداد خیلی کمی از اونها بهش میرسن. خوشحالم که این ویژگی بخش زیادی از هویتت رو تشکیل میده.
7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (151 امتیاز)

 اینجانب حانیه قره داغی هستم ، دبیر آینده رشته زبان انگلیسی بهارستان 2 . باعث افتخار بندست که شایسته انتصاب چنین شغلی هستم. ویژگی هایی که میتوانم به انها اشاره کنم از جمله سخت گیر، بسیار حساس به منظم بودن ،وقت شناس، مسئولیت پذیری بالا و... 

خب از اونجایی که من همیشه سرکلاس  خودمو جای معلما تصور میکردم و علاقه شدیدی داشتم که یروز مثل معلما پشت میز بشینم حتی گاهی اوقات در خانه نمایش اینکه معلم هستم رو اجرا میکردم در کل دوس دارم چیزایی که میدونم علمی که دارم امانته یا بقیه هم باید بدونن . اون چند سالی که کرونا بود من وقت و انرژیمو صرف کمک کردن به صورت انلاین به کسایی که مشکل درسی زبان داشتن میکردم ، درواقع اینطوری بود که خودم در گروه های درسی میگشتم اگر کسی مشکلی داشت یا نیاز به کمک داشت سریع بتونم کمک کنم خلاصه فقط و فقط دوس دارم ادم مفیدی باشم . من نخواستم صرفا فقط جایگاه معلم بودن رو داشته باشم اون حس خوبی که وقتی تونستم مشکل درسی کسی رو حل کنم رو میگیرم خیلی برام باارزشمنده. این بود توصیف ارزشمند بودن معلمی برای من.  

  • درواقع معلم، تعلیم دهنده علم به دانش اموز است با این اوصاف نقش مهمی را در جامعه ایفا میکند. آموزشی که یک معلم میدهد را میتوان به پرورش یک گل تشبیه کر حالا چرا ؟ ماده اصلی که معلم در اختیار دارد ذهن است، او با پرورش اذهان و افکار دانش اموزان انها را به سمت و سویی هدایت میکند و به انها نقش حاضر بودن در جامعه میبخشد منظور ا زاین حرفم اینه که مقدمه کسب شغل در جامعه آموزش و آشنایی با ان است و همچنین پرورش افراد مختلف برای این هدف مهم هست؛ اینکه ما گل را هر جا بکاریم(نوع خاک)  با همان شرایط(جوی ) رشد و تکامل میابد. صحبت ها و درس هایی که معلم اموزش میدهد میتوان یک گل را پژمرده و یا طراوت کند،میزان تأثیرگذاربودن تعلیم دهنده بسیار بالاست زیرا روح متعلمان به او وابسته میشود
  • خداوندِ‌مهربان خالق این جهان و بشریت است و سرآغاز هر چیزی اوست. ما انسان ها در زندگی روزمره خود حضور خدا را در هر جا حس و درک میکنیم ، تمامی افعال و خواسته وابسته به اوست ؛او تا چیزی را نخواهد ، هیچ چیز شدنی نیست . مثلا اراده انسان در طول اراده خداوند است . خداوند مخلوقات خود را به گونه ای افریده است که درد هر کاری نیازمند او باشد درواقع هر پدیده ای بدون او معنایی ندارد ، اوست که به همه چیز معنا میدهد. هزاران ایه قرانی هستند که میگویند همه چیز وابسته به وجود اوست . ایه 35 سوره نور به زیبایی خداوند را توصیف میکند : اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ 

  • هدف بنده از انتخاب شغل {معلم} بودن فردی مفید برای جامعه است ، پس تلاش و تمرکز میکنم تا دانش اموزانم نیز به چنین هدفی دست یابند . به انها کمک کنم تا مسیر درست زندگی خودرا پیدا کنند و به شناخت هدف خلق شدن برسند . علمی داشته باشند که نافع باشد ، لزوما " تحصیل" را سرلوحه زندگی خود قرار ندهند زیرا مادیات این دنیا فانی پذیر هستند و عامل در دام افتادن لذت های این دنیا است پس یاداور او میشوم که خدا را قبل از هرچیز فرا بخوانید اعمال عبادی خودرا به خوبی انجام دهند همه این عوامل سبب سعادت ابدی انها خواهد شد . این ما هستیم که با راهنمایی درست به انها کمک واقعی میکنیم.

  • اولین نقش من در کلاس آموزش و تربیت دانش اموزان است یک منصب رسمی که موردشناخت تمام جوامع میباشد . منِ معلم مسئول هستم وظایفی که بر ملحق شده را با رعایت اصول دینی از جمله وجدان کاری و همچنین اخلاقی به نحو احسن انجام دهم اگر هر کدام از ما کمبودی را برجای بگذاریم هم دیدگاه جامعه نسبت به ما تغییر میکند هم اینکه دانش اموزان صالحی را به ثمر نمی اوریم. از نظر من ویژگی برجسته ای که یک معلم باید دارا باشداین است که از خودگذشتگی بسیار و مهربان باشد یعنی از تدریس به دانش اموزان هرگز دریغ و ملول نشود. درخارج از کلاس نیز نباید فراموش کنم که من فقط برای دانش اموزان معلم نیستم هر کس دیگری که نیاز به اموزش داشته باشد علم خود را دراختیار او می گذارم برای مثال اگر دانش اموزان از من تدریس اضافی بر کلاس بخواهند به انها با کمال میل تدریس میکنم . دوست دارم بیشتر از اینکه یک معلم هستم ، دوست مفیدی برای دانش اموزانم باشم حتما به انها در کلاس ذکر میکنم که اگر هر کسی در هرجا چه در کلاس چه خارج از کلاس به کمک من نیاز داشت من در خدمت گذاری هستم به انها کمک کنم ، مطمئن هستم اینکار باعث صمیمیت میان دانش اموزان و معلم میشود.
  • من برای اینکه بتوانم دانش اموزانم را فعال و پویا داشته باشم به انها تکالیفی ارائه میدهم که بتوانند ذهن خود را درگیر مسائل بیشتری کند. قانون من در کلاس این خواهد بود که مفید باشید حتی اگر کسی شما را نبیند. خردورزی مسئله ای است که فرد با دانش و شناخت خود کاری را انجام دهد در وهله اول یک دانش اموز نیاز به اموزش های پایه برای این موضوع دارد ، پس اول من به انها شرح میدهد و مهارت را در ذهن انها ایجاد میکنم .  مثلا من معلم زبان با موضوعات هر درس به دانش اموزان این تکلیف را میدهم که انچه میتوانند و اطلاعات زمینه ای دارد قبل از شروع تدریس ان درس بنویسند این کار باعث مشود هم دانش اموز اعتماد به نفس به ان اطلاعاتی که دارد پیدا کند هم ذهن او دائم درگیر مسائل قرار میگیرد. تفکر انتقادی نیز همچنین در راسته خردورزی قرار میگیرد مثلا میتوانم چیزهایی که درمورد موضوع درس را نوشته اند را با دوستان خود عوض کنند و هر یک موظف هستند اطلاعات و داده های نوشته شده را تحلیل و درستی یا نادرستی را تشخیص دهندو در اخر راه حلی برای درست نویسی ارائه دهند.

  • 1. ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی ،عبادی،اخلاقی:

یکی از علاقه های بنده این است که اطلاعاتی درمورد ادیان مختلف کسب کنم زیرا ممکن است با دانش اموزی در کلاس برخورد کنیم که دین متفاوتی با سایرین دارد و خب ممکن است مطلبی را ذکر کنم که موجب ناراحتی یا دل ازرده شدن او شوم اینجاست که اگر اطلاعاتی از دین ان فرد داشته باشم روابط بهتری با او پیدا میکنم و باعث بدبین شدن او نمیشوم.

کسب اخلاق های متناسب با معلمی از جمله دیدار با معلمان باتجربه و الگوگیری از انها

 2.  ساحت تعلیم و تربیت زیستی،بدنی :

تلاش برای افزایش علم خود درمورد ورزش های مختلف برای مثال عکس ورزش هندبال را در کتاب دانش اموز میبیند و درموردش از من معلم سوال میکند اینکه بتوانم به سوالات او پاسخ درست و جامعی بدهم نیازمند چنین پیش زمینه ای هستم. 

بیشترین علاقه من در این ساحت توجه و ایجاد همبستگی برای جمع اوری زباله ها از طبیعت ، جزو مواردی هست که در مدارس کمتر اموزش داده میشود و یا اصلا ذکر نمیشود .

3. ساحت تعلیم وتربیت زیبایی شناختی ،هنری :

مطالعه بیشتر قران درمورد پدیده ها از جمله طبیعت در فصل بهار و تامل و درک این ایات و ذکر کردن انها به دانش اموزان برای تامل بیشتر

     شرکت در کلاس های اموزشی نقاشی مثلا برای هر موضوعی از درس بتوانیم شکلی را ترسیم کنم اینکار باعث جذابیت تدریس میشود.

      4.  ساحت تعلیم  و تربیت علمی فناورانه

آشنایی داشتن با تکنولوژی پیشرفته از جمله توانایی کار با سایت های اموزش انلاین و یا رائه تکالیف در این سامانه ها.

ساخت سایت خصوصی برای هر کلاس درسی و نظارت عملکرد دانش اموزان از طریق ان.

       5.   ساحت تعلیم و تربیت اجتماعی سیاسی:

اینکه بتوانم زمینه ای فراهم کنم تا دانش اموزان را به فعالیت های اجتماعی تشویق کنم برای مثال شرکت در راهپیمایی

 

      6.  ساحت تعلیم و تربیت اقتصادی حرفه ای:

 تلاش برای ایجاد پیش زمینه  شناخت و تجربه دانش اموزان با شغل های گوناگون برای انتخاب درست هدف خود 

تشویق دانش اموزان برای کمک به افراد نیازمند جامعه

دارای دیدگاه توسط (151 امتیاز)

تعهد و وفادارای:

از نظر من داشتن تعهد نسبت به کارهایی که انجام میدهیم خیلی مهم است ، دانش اموزان باید یاد بکیرند در قبال کاری که به انها سپرده میشود تهد لازم را داشته باشند .برای مثال : انها وقتی هدفی را برای زندگی خود انتخاب میکنند در همان هدف و مسیر باقی بمانند هر چند سخت و دشوار باشد زیرا اگر بخواهیم با کوچیکترین دشواری مسیر را ترک کنیم دیگر توانایی مقابله و رویارویی با سایر مشکلات نخواهیم داشت.پس به انها یاد میدهم تا با برنامه ریزی و پایبند بودن به ان تمرینات لازم را انجام دهند

تاب اوری و صبر :

ما انسان ها با مشکلات بدنیا امده ایم پس نمیتوانیم ان را انکار کنیم ، بجای این کار مهارت هایمان را تقویت کنیم تا بتوانیم از پسشان بربیاییم. اول اینکه من معلم با رفتار خود دربرابر مسائل دشوار به دانش اموزان خود صبر را اموزش میدهم ،برای مثال بلاخره برای هر معلمی ممکن پیش بیاد که به او بی احترامی بشه یا هر گونه مشکلات دیگر ولی اگر معلم نتواند صبر پیشه کند نمیتواند الگوی مناسبی برای انها باشد . 

اعتماد به نفس :

من خود جزو دانش اموزانی بودم که اعتماد به نفس کمتری نسبت به سایرین  داشتم اینکار باعث میشد خیلی سخت در کارهای گروهی شرکت کنم زیرا ترجیحم این بود که به تنهایی انجام دهم و... اینکه من معلم بتوانم همه دانش اموزان خود را در کارهای کلاسی شرکت دهم باید چنین دانش اموزانی را شناسایی و به انها کمک کنم تا اعتماد به نفس لازم را پیدا کنند  و به خود و توانایی های خود اعتماد داشته باشند

بخشنده بودن :

اگر ما بتوانیم از خطای دیگران چشم پوشی کنیم درواقع به خودمان کمک کرده ایم زیرا کمتر درگیر مسائل میشویم از طزفی هم پیامبر اکرم  فرموده است به اهل زمین رحم کن تا اهل اسمان به تو رحم کند .برای مثال وقتی میان دو دانش اموز مشاجره رخ می دهد من معلم باید میان انها صلح ایجاد کنم و به انها بگویم که همدیگر را ببخشند تا خداوند نیز از کار انها خشنود شود .

منظم بودن:

 داشتن نظم یکی از مهم ترین ویژگی هایی هست که هر فرد باید ان را دارا باشد . ولیگن افرادی هستند که اعتنایی به ان نمیکنند برای  مثال همیشه در کلاس دیر حاضر میشوند ، دیر وقت میخوابند و...  من معلم در چنین مواقعی باید به انها یاد اوری کنم و بگویم که نظم باعث میشود تمامی کارها مرتب و بدون هیچ اختلالی انجام شود و یا باعث ازار دیگران نمیشئیم .

هستی شناسی: 

از انجایی که خداوند هیچ چیز را بیهوده نیافریده و همه پدیده های جهان با هدفی خلق شده اند پس ما انسانها باید تلاش کنیم تا به این هدف دست یابیم و مسیر زندگی مان را مخشخص کنیم تا از سرگردانی رها شویم . من معلم به انها یاد میدهم تا ابتدا به شناخت خود برسند سپس برای اینده خود برنامه ریزی کنند و اهداف خود را طبق توانایی ها و استعداد هایی که دارند تعیین کنند . برای اینکه دانش اموزان بتوانند راه خود را دقیق تر بررسی کنند نیازمند به تجربه کافی هستند ولی از انجایی که سن انان کفایت نمیکند ،من معلم موظف هستم تجربیات لازم را در اختیار انها بگذاریم تا راهنمایی کامل را انجام داده باشم.

انسان شناسی :

خداوند تمامی انسان ها را بطور یکسان افریده و کسی بر کس دیگر برتری ندارد مگر تقوا. اگر ما به افریده های خداوند در طبیعت بنگریم زیبایی تعادل و برابری میان انها را مشاهده میکنیم که همه انها بدون نقص و مهندسی شده خلق شده اند. ما انسانها نیز باید عدالت و انصاف را در کارهایمان لحاظ کنیم زیرا خدای ما خدای عادل است . من معلم برای مثال وقتی میبینم که فردی با شرایط مالی پایین با فردی که شرایط مالی بهتری دارد درکنار هم نشسته اند متوجه ناراحتی ان فرد میشوم و فورا باید مکان نشستن ان دو را تغییر دهم .عدالت در کلاس باید میان همه یکسان باشد و برخی  افراد را صرفا بخاطر شرایط مالی او با دیگران تبعیض قائل نشویم.

معرفت شناسی : 

برای کسب معرفت در زندگی خداوند 2 نعمت به انسان عطا کرده است حواس ،عقل ، قلب و وحی. من معلم باید اموزش دهم راه های درست استفاده کردن از این دو چگونه است ، میزان افراط در بهره برداری از ان چه اسیب هایی به فرد وارد میکنند و....این اطلاعات رامیتوان از طریق کتاب های دینی به دانش اموز رساند یا با تعربف کردن داستان های قرانی میتوانم از انها درک و دریافتشان را بپرسم. من باید بتوانم انها را از وجود دشمن های اشکاری مانند شیطان مطلع کنم تا جوانی انها صرف خطاهایشان نشود .

ارزش شناسی:

  عدالت یکی از مهم ترین اساس هایی هست که باید به ان توجه نمود . خیلی از ماها شاهد ناعدالتی ها در مدرسه و یا کلاس درس بودیم برای مثال برخورد معلمان با فردی که در درس ها نمره مطلوبی کسب میکند با فردی که توانایی کمتری در کسب ان دارد به طور یکسان نیست و یا همچنین کسایی که چون مادرشان همکار معلم بوده نمره درسی را بالا درنظر گرفته...اینکار باعث بدبینی دانش اموزان نسبت به درس و مدرسه میشود و چنین الگویی در ذهنشان تشکیل میشود که قدرت بیشتر از وجدان ادمی تاثیر دارد . این من معلم هستم که باید خطاهای معلمان گذشته را جبران و الگوی انهارا تغییر دهم.

دارای دیدگاه توسط (151 امتیاز)

(1 عدم وجود اعتماد میان دانش اموز و فرد مراقب امتحان :

از نظر من اینکه جو امتحان را جوری ایجاد میکنند که به دانش اموزان اعتماد ندارند اینکار باعث ایجاد تنش بیشتر و امکان تقلب نیز میشود چون اینکار از اول بوده همچین ذهنیتی در دانش اموزان نسل به نسل ماندگار شده اگر هم تحولی در اینکار بخواهد رخ دهد بسیار سخت خواهد بود زیرا باید بر نوع تفکرات تغییراتی ایجاد شود

2) عدم دسترسی کافی به معلمان ایام امتحانات:

با تجربه ای که دارم اکثر معلمان نزدیک امتحانات اصلا در دسترس نیستند بسیاری از سوالات بی پاسخ میماند انها فقط توقع دارند که باید سوالات در طول سال پرسیده میشد ولی ایا این درست است که دانش اموزان را به حال خود رها کرد ؟! 

3) عدم انطباق صحبت های معلم و نوع سوالات امتحانی :

یکی از بدترین مسئله ای است که میتواند در امتحانات رخ دهد  . اگر قرار است سوالات سختی طراحی شود درستش این است که دانش اموزان را اگاه کرد ، اینکار نه تنها مفید نیست بلکه باعث کم شدن اعتماد به نفس فرد در ان حیطه درسی و یا ایجاد تنفر نسبت به ان درس شود برای مثال امتحانات ریاضی که در ترم اول از دانش اموزان گرفته میشود معلم مدعی میشود با تمرین کردن سوالات کتاب درسی میتوانند به سوالات پاسخ دهند درصورتی که چنین چیزی هرگز رخ نمیدهد .

4) عدم توجه به مهارت های زندگی و تاکید بیشتر بر درس :

همه ی ماها شنیدیم که میگویند به مدرک تحصیلی که نیست انسان باید درک و شعور داشته باشد خب درست میگویند اینکه ما فقط بر درس تاکید داشته باشیم و بی توجهی کنیم به اخلاق و رفتار نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. من معلم درکنار درس خود یا حتی موضوع درسی خود را طوری طراحی کنم که هم علم ان را بدست اورند هم تجربه ای برای زندگی کسب کرده باشند .

اینکه فضای کلاس فقط فضای درس خوندن و خشک وخالی نباشد من از متوسطه اول تا دوم کلاس های زبانم بسیار کسل کننده و تمرکز فقط بر روی کتاب بود . روشی که مد نظرم هست اینکه در وهله اول احترام و صمیمیت حفظ شود دوم روش های مدرن و از تکنولوژی های جالب استفاده کنم برای مثال طراحی  برگه سوالات امتحانی (حاشیه های گل برای کم کردن استرس ) سوم تغییر دادن اسم (امتحان) به بازخورد درسی زیرا این کلمه ذهنیت استرس زایی برای بچه ها درست میکند چهارم خواستن تکالیف درسی برپایه خلاقیت انها نه فقط صرفا نوشتن برای مثال هر کسی با این موضوع درسی بازی به سلیقه خود طراحی کند اینکار باعث پرورش ذهن انها میشود . درکل سعی خواهم کرد با ساعت محدودی که در اختیار دارم فضایی برای انها ایجاد کنم که فراموش کنند هر ذهنیت بدی را راجب درس و کلاس.

با تمام این وجود سعی خواهم کرد مهارت های اخلاقی را کسب تا معلمی ماندگار برای دانش اموزان اینده ام باشم . امیدوارم بتوانم به تمام صحبت هایی که قراره در کلاسم انجام بدم پایبند باشم و دانش اموزانم را فردی عالم و مفید تعلیم دهم تا جایی که بتوانم خارج از کلاس و مدرسه به انها کمک خواهم کرد تا موفق شوند و فردی تاثیرگذار هم برای پدرومادر خود هم برای جامعه باشند .

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)
شناسایی دانش‌آموزانی که اعتماد به نفس ضعیفی دارن خیلی نکته‌ی خوبی بود، اینکه ما باید به عنوان معلم‌ تلاش کنیم این نوع دانش‌آموزان رو تو کلاس مشارکت بدیم و همیشه فعال باشن و از کار گروهی فاصله نگیرن خیلی موضوع مهمیه که بهش اشاره کردی. این موضوع که بعضی از ما، وقتی دانش‌آموزان بودیم، خودمون درگیر چنین مشکلاتی بودیم بهمون کمک می‌کنه که بهتر دانش‌آموزان رو درک بکنیم و در نتیجه بتونیم بیشتر بهشون کمک کنیم.
8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

بسمه تعالی

 من زینب صدری، دانشجوی دبیری زبان انگلیسی و دبیر آینده در تهران هستم. من قبل از عنوان شغلی آینده­ام، انسانی هستم که به روابط بین فردی و احساسات و عواطف دیگران اهمیت میدهم و به نظر بنده این اولین اصل معلمی­ست. به دنبال عدالت و پیشرفت برای همگان هستم و دیدن موفقیت و خوشحالی دوستان و عزیزانم و صدالبته دانش آموزان آینده­ ام باعث مسرت و خوشحالی من است.

از نظر من داشتن یک بیانیه «فلسفه معلمی» برای معلمان بسیار مهم است زیرا این بیانیه نه تنها به آنها کمک می‌کند تا اهداف و ارزش‌هایشان را واضح بیان کنند، بلکه به آنها کمک می‌کند تا روش‌های تدریس و رفتارهایشان را بر اساس اصول و ارزش‌های فرهنگی و تربیتی خود تعیین کنند. بیانیه فلسفه معلمی معلمان را مسئول و حرفه‌ای نگه می‌دارد و به آنها قدرت و اعتماد به نفس برای تدریس و ارتباط با دانش‌آموزان را می‌دهد. همچنین، این بیانیه به معلمان کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌ها و موقعیت‌های مختلفی که در مسیر حرفه‌ای خود ممکن است با آن رو به رو شوند، تصمیم‌های مناسب­تری بگیرند. به طور کلی، داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی به معلمان کمک می‌کند تا به عنوان مربیان و راهنمایان موفق و مؤثرترعمل کنند.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

من فکر می‌کنم که معلمان نقش بسیار مهمی در جامعه دارند، زیرا آنها با تربیت و آموزش جوانان و نوجوانان، به ساختار و توسعه جامعه کمک می‌کنند. معلمان نه تنها مسئول انتقال دانش به دانش‌آموزان هستند، بلکه نمونه‌های الگویی برای آنها ارائه می‌دهند و به آنها ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی را آموزش می‌دهند. بنابراین، معلمان به عنوان دلسوزان و پرستاران ذهنی و روحی جوامع، باید با احترام و تقدیر برخورد شود و حمایت شوند.

سوال دوارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟                                                                                                                بر اساس این اندیشه‌ها، خداوند به عنوان خالق و مدیر دنیا و انسان‌ها، جهان را به وجود آورده و بر انسان‌ها مدیریت و استفاده از آن را بخشیده است. انسان به عنوان مخلوق خداوند، با داشتن استعدادها و توانایی‌های منحصر به فرد، مسئولیتی بزرگ در نگهداری و توسعه جهان و خدمت به انسان‌های دیگر دارد.                     

در تربیت دانش‌آموزان، این ارتباط می‌تواند به عنوان یک مبحث فلسفی و اخلاقی مهم مطرح شود. آموزش اصول و ارزش‌های انسانی، اعم از احترام به دیگران، عدالت، همدلی و مسئولیت‌پذیری، می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا ارتباط معناداری با خداوند، جهان و خودشان برقرار کنند. این مبحث می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا خودشان را به عنوان قسمتی از یک جهان بزرگ محسوب کنند و آگاهی پیدا کنند که اعمال و تصمیماتشان تأثیر مستقیمی بر این ارتباطات دارد. از طرفی، این ارتباط برای دانش‌آموزان معنی و ارزشی فراهم می‌آورد که آنها را برای زندگی با اهمیت و هدفمند تر در جهان و از منظر دینی، در سیرت و سلوک بهتری قرار دهند.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهدافی که دوست دارم در سال های معلمی، دانش آموزانم به آن دست پیدا کنند به شرح زیر است:

- بالابردن ارزش‌های دینی و اخلاقی: آموزش و تمرین ارزش‌های دینی مانند اخلاق، انسان‌مداری، صداقت، تواضع و مهربانی می‌تواند به شکل‌دهی شخصیت اخلاقی آن‌ها کمک کند.

- تقویت اعتقاد و ایمان به دین: بحث و بررسی در مورد مسائل دینی و اهمیت آن‌ها می‌تواند به توسعه اعتقادات دینی و ایمان دانش‌آموزان کمک کند و علاوه برآن زندگی آنها را هدفمند خواهد کرد چرا که زندگی دنیوی را چیزی فراتر از خوردن و خوابیدن و گذر از روزها خواهند دانست و با اشتیاق بیشتری به سوی کمال حرکت خواهند کرد.

- پیگیری اهداف شخصی : آنها را تشویق می کنم که با علم به تعیین اهداف شخصی خود پرداخته و زندگی خود را در جهت رسیدن به آن هدف سپری کنند.

- توانایی مدیریت استرس و مشکلات: تلاش می کنم تا آموزش مهارت‌های حل مسئله، مدیریت استرس و احساس همدلی و همدردی را در برنامه درسی ام بگنجانم تا دانش آموزان علاوه بر درس، مهارت های زندگی را هم در کلاس من تجربه کنند و در مواجهه با چالش های زندگی، حرفه ای برخورد کنند.

 -توسعه نگرش مثبت و افزایش اعتماد به نفس: انگیزه دادن به دانش‌آموزان برای تغییر نگرش منفی به نگرش مثبت، تقویت اعتماد به قدرت خود و ارزش‌های شخصی می‌تواند آن‌ها را به موفقیت و رضایت بیشتر از زندگی راهنمایی کند.

 -پرورش مسئولیت‌پذیری و اخلاقیات: آموزش اهمیت انجام وظایف و پایبندی به تعهدات خود، رعایت اصول اخلاقی و عدالت، و حفظ حقوق دیگران می‌تواند به شکل‌دهی شخصیت اخلاقی و مسئولیت‌پذیری آن‌ها کمک کند.

- توسعه احترام و تعامل میان فرهنگی: آشنایی با اقوام و ادیان مختلف، احترام به تفاوت‌های فرهنگی و دینی و توجه به ارزش‌های مشترک می‌تواند به تعامل فرهنگی میان دانش‌آموزان کمک کند.

 

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال چهارنقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم، نقش من شامل اثرگذاری در کلاس درس و در خارج از کلاس درس نیز می‌شود. در زیر تاثیرات و نقش‌هایی که به عنوان یک معلم می‌توانم داشته باشم را توضیح داده‌ام:

1. در کلاس درس:

- آموزش مهارت‌های دینی و اخلاقی علاوه بر مهارت های تخصصی حوزه درسی خودم، به شکلی جذاب و فعال.

- انگیزه‌بخشی و حمایت از دانش‌آموزان برای رسیدن به اهداف خود.

- فراهم کردن یک محیط آموزشی تعاملی و اشتراکی  برای سوق دادن دانش آموزانم به سوی پیشرفت.

- تشویق به تفکر خلاق و مسئله‌محور.

- تقویت مهارت‌های ارتباطی و انعطاف‌پذیری.

2. خارج از کلاس درس:

- ایجاد ارتباط مستمر با والدین دانش‌آموزان به منظور همکاری در تربیت و آموزش بهتر.

- مشارکت در فعالیت‌ها و رویدادهای اجتماعی و فرهنگی مدرسه و جوامع محلی.

- تبادل تجربیات و دانش با همکاران و شرکت در دوره‌های آموزشی.

- پشتیبانی از دانش‌آموزان خارج از کلاس درس و در مواقع نیاز.

به عنوان یک معلم، تلاش می‌کنم تا به عنوان یک مثال قدرتمند و الگوی ایده‌آل برای دانش‌آموزانم عمل کنم. اهمیت ارتباط نزدیک با دانش‌آموزان و ایجاد محیط آموزشی مناسب برای رشد و توسعه آن‌ها از جمله اهداف من به عنوان یک معلم است.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)
ویرایش شده توسط

سوال پنجچگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

1. ایجاد محیط پذیرش و تشویق: ابتدا باید یک محیط امن و پذیرش‌کننده برای دانش‌آموزان ایجاد کرد تا آن‌ها بتوانند به راحتی اظهار نظر کنند و از خطاهایشان یاد بگیرند.

2. ترغیب به پرسش و انتقاد: باید دانش‌آموزان را ترغیب کنم که سوالاتی بپرسند و از چرایی‌ها و چگونگی‌ها پرس و جو کنند.

3. ترویج تحلیل و بررسی: به دانش‌آموزان باید این موضوع را آموزش دهم که به جای قبول واقعه بدون تفکر، آن را تحلیل کرده و بررسی کنند.

5. ارائه بازخورد سازنده: هنگامی که دانش‌آموزان به نظریات و اندیشه‌هایشان می‌پردازند، بازخوردهای سازنده و آگاهی بخش از سمت من به عنوان یک معلم در مورد نقاط قوت و ضعف آن‌ها ممکن است مفید باشد.

6. ارتقاء مهارت‌های تفکری: از طریق تمرین‌ها و فعالیت‌هایی که تفکر انتقادی و خردورزی را تقویت کنند، مهارت‌های دانش‌آموزان را بهبود خواهم داد.

با ایجاد چنین کارهایی، این مهارت‌ها در دانش‌آموزان تقویت خواهد شد و آن‌ها به تفکر انتقادی و خردورزی بیشتری دست پیدا خواهند کرد.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

1- ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:- مهارت پرورش اعتقادات و ارزش‌های مذهبی: در نظر دارم تا قبل از شروع تدریس، با شرکت در کلاس های حوزه علوم اسلامی که در دانشگاه برگزار می شود اطلاعات خودم را در مسائل اعتقادی افازیش دهم؛ پس از شروع تدریس هم من و دانش آموزانم با همکاری هم  می‌توانیم با برگزاری جلسات گفتگو و آموزش مباحث اعتقادی و اخلاقی، و دعوت از افراد برجسته در این حوزه، اطلاعات خود را افزایش دهیم.

- مهارت اخلاقی مسئولیت پذیری؛ این امر که یکی از مهم ترین اصول زندگی شخصی و اجتماعی است قطعا نیاز به تمرین دارد، با سپردن مسئولیت های کوچک به دانش آموزان مثل انجام تکالیف در بازه زمانی مشخص، انتخاب نماینده و.. تلا می کنم تا این امر را در آنها تقویت کنم.

2- ساحت زیبایی شناسی هنری:- توجه به زیبایی شناسی کلاس و اثر آن بر یادگیری: به این منظور با مطالعه کتاب های روانشناسی مرتبط اطلاعات خودم را افزایش داده و اولا تلاش میکنم با پیاده کردن علم زیبایی شناسی در کلاس درسی ام  بر روحیه دانش آموزان اثر مثبت بگذارم و دوما این علم را به آنها انتقال می دهم تا متوجه اثر محیط بر یادگیری باشند و در سالهای دیگر تحصیلشان هم از آن استفاده کنند.

- ارتقاء توانایی‌های خلاقیت: برای تقویت روحیه زیبایی شناختی و هنری دانش آموزان، با توجه به توانایی آنها و نقاط ضعف و قدرت‌ هنری دانش‌آموزان، می‌توانیم با کمک هم برنامه‌هایی برای تقویت و ارتقاء خلاقیت آن‌ها طراحی کنیم.

3- ساحت زیستی بدنی:- مهارت تناسب اندام و سلامتی: با علاقه نشان دادن به ورزش و فعالیت‌های بدنی، می‌توانم برنامه‌ها و فعالیت‌های ورزشی مناسب برای دانش‌آموزان طراحی کنم تا آن‌ها را در جهت حفظ سلامتی و تناسب اندام تربیت کنم.

- مهارت ترویج فعالیت‌های ورزشی: با توجه و تمرکز بر آثار مثبت ورزش و فعالیت های بدنی و به کار گیری آن به عنوان زنگ استراحت یا برای دوباره انرژی گرفتن دانش آموزان هنگام تدریس، می توانم به دانش آموزان نشان بدهم که ورزش حتما قرار  نیست تخصصی باشد، گاهی یک «بشین پاشو» یا «پرش ساده» در کلاس و برای سرحال آمدن، خودش یک ورزش است.

4- ساحت علمی فناورانه:- مهارت ترویج دانش و فناوری: با پرورش توانایی در دسترسی به اطلاعات و دانش به روز و استفاده از اینترنت و تکنولوژی، می‌توانم برنامه‌های آموزشی و تربیتی مبتنی بر علم و فناوری را برای دانش‌آموزان اجرا کنم.

- مهارت تدریس مهارت‌های علمی و فنی: با تجربه در کار با ابزارها و تکنولوژی، می‌توانم به دانش‌آموزان مهارت‌های علمی و فنی ارزشمندی را یاد دهم.

5- ساحت اجتماعی سیاسی:- مهارت توسعه ارتباطات اجتماعی: با توانایی در برقراری ارتباطات سالم و موثر، می‌توانم مهارتهای اجتماعی دانش‌آموزان را پرورش دهم.

- مهارت تدریس مباحث سیاسی و اجتماعی: با علاقه به مباحث سیاسی و اجتماعی، می‌توانم به دانش‌آموزان نگرش‌ها و اطلاعات مرتبط با این زمینه‌ها را آموزش داده و سواد رسانه ای در برخورد با اطلاعات را به آنها گوشزد کنم.

6- ساحت حرفه‌ای مهارتی:- مهارت تعلیم مهارت‌های حرفه‌ای: با توانایی در آموزش مهارت‌های کاربردی و حرفه‌ای در حوزه تخصصی خودم یعنی زبان انگلیسی، می‌توانم دانش‌آموزان را برای ورود به پایه تحصیلی بالاتر و یا دانشگاه آماده کنم.

- مهارت راهنمایی و تشویق به انتخاب حرفه: با داشتن اطلاعات و شناخت از بازار کار و نکات مثبت و منفی رشته تخصصی خودم، می‌توانم دانش‌آموزان را در انتخاب حرفه‌ی مناسب و توسعه مهارت‌های لازم برای آن، راهنمایی کنم.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال هفتپنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

1- احترام به دیگران: تلاش خواهم کرد که دانش آموز من احترام به دیگران را یاد بگیرد. به عنوان مثال، با تشویق دانش‌آموزان به گوش دادن به نظرات دیگران و احترام نظرات متفاوت، می‌توانم این ارزش اجتماعی را در آن‌ها به وجود بیاورم.

2- مسئولیت پذیری: هدف من این است که دانش آموزم مسئولیت پذیر شود و به تعهد‌های خود عمل کند. به عنوان مثال، با ترغیب دانش‌آموزان به اجرای وظایف مدرسه و مسئولیت‌های شخصی، می‌توانم آن‌ها را مسئولیت پذیر تربیت کنم.

3- همدلی و همکاری: می‌خواهم دانش آموزم مهارت همدلی و همکاری را یاد بگیرد. به عنوان مثال، با تشویق دانش‌آموزانم به همکاری و کمک به یکدیگر در مواقع مختلف، می‌توانم این ارزش اجتماعی را در آن‌ها تقویت کنم.

4- انصاف و عدالت: تمایل دارم که دانش آموزم انصاف و عدالت را به خوبی درک و رعایت کند. به عنوان مثال، با ترغیب دانش‌آموزان به پذیرش نتایج عدالت‌ محور و احترام به حقوق دیگران، می‌توانم این ارزش اخلاقی را در آن‌ها ترویج کنم.

5- انگیزه و پشتکار: می‌خواهم دانش آموزم انگیزه و پشتکار برای دستیابی به اهداف خود پیدا کند. به عنوان مثال، با تشویق دانش‌آموزان به پیگیری اهداف شخصی و تلاش برای بهبود، می‌توانم آن‌ها را به انگیزه و پشتکار تحریک کنم.

 

سوال هشتبا توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

1- انسان‌شناسی: اولین اولویت فکری من در تربیت اسلامی، به انسان‌شناسی اختصاص دارد. اصل انسان‌شناسی در تربیت اسلامی بیان می‌کند که انسان خلیفه الهی در زمین است و دارای بزرگواری و ارزش بی‌نهایتی است. با تاکید بر این اصل، من تلاش خواهم کرد تا دانش‌آموزان را به احترام و محبت به انسان‌ها و ایجاد ارتباط انسانی موثر تربیت کنم. به عنوان مثال، با انجام فعالیت‌های انسان‌محور و تشویق دانش‌آموزان به کمک به نیازمندان و مشارکت فعال در جوامع محلی، می‌توانم اصل انسان‌شناسی را در آموزش‌ها و روش‌های تربیتی‌ام حفظ کنم.

2- ارزش‌شناسی: دومین اولویت فکری من در تربیت اسلامی، ارزش‌شناسی است. اصل ارزش‌شناسی در تربیت اسلامی به معنای توجه به ارزش‌های اخلاقی و اصالت انسانی است. با تمرکز بر این اصل، من تلاش خواهم کرد تا دانش‌آموزان را به درک و احترام نسبت به ارزش‌های اخلاقی اسلامی هدایت کنم. به عنوان مثال، با توجه به ارزش‌های مهم اسلامی مانند عدل، عقل، شکیبایی و مهربانی، دانش‌آموزان می توانند درک عمیق‌تری از ارزش‌شناسی اسلامی داشته باشند.

دارای دیدگاه توسط (145 امتیاز)

سوال نهمهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

یکی از مهمترین تکنیک‌های تاثیرگذار من در حوزه تربیت و تدریس، استفاده از روش‌های تعاملی و فعال برای جذب و مشارکت دانش‌آموزان است. من تلاش می‌کنم تا با ارتقاء فعالیت‌های گروهی، بازی‌های آموزشی، بحث‌های گروهی، و استفاده از تکنیک‌های جذاب و متنوع، دانش‌آموزان را در فرایند یادگیری مشارکتی و پویا متمرکز کنم. این رویکرد به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مهارت‌های ارتباطی، تفکر انتقادی و حل مسئله خود را تقویت کنند.

برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه‌جانبه، ابتدا باید ایجاد یک محیط دوستانه، پویا و پذیرا برای دانش‌آموزان، معلمان و خانواده‌ها اولویت باشد. این محیط باید فرصت‌های متنوع برای یادگیری فعال و اثربخش فراهم کند، شامل تجهیزات آموزشی، کتب و منابع آموزشی متنوع، فضاهای خلاق و تبادل اطلاعات و تجربیات بین اعضای محیط آموزشی باشد. همچنین، تشویق به همکاری، هم‌افزایی و احترام متقابل میان اعضای محیط آموزشی، نهالی برای ایجاد یک فضای آموزشی پویا و همه‌گیر خواهد بود. از طریق ایجاد این محیط مدرسه، دانش‌آموزان قادر خواهند بود نه تنها مهارت‌های آکادمیک، بلکه مهارت‌های اجتماعی، انسان‌شناسی و اخلاقی را نیز در فرایند یادگیری خود تقویت کنند.

سوال دهشما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

1. ترک روش‌های سنتی تدریس و استفاده از روش‌های نوین یادگیری فعال: از جمله روش‌هایی که ترک می‌کردم، استفاده از تکنیک‌های تعاملی، بازی‌های آموزشی، و بحث‌های گروهی بود. این روش‌ها، دانش‌آموزان را در جذب مطالب و یادگیری عمیق تر و مفهومی تر کمک می‌کنند.

2. ترک تکیه بر حفظ و تکرار: از جایگزینی حفظ و تکرار با تفکر انتقادی و حل مسئله در فرایند یادگیری دانش‌آموزان تمرکز می‌کردم. این رویکرد، دانش‌آموزان را به دنیای واقعی نزدیک می‌کند و انعطاف پذیری ذهنی آنان را تقویت می‌کند.

3. ترک عدم توجه به محیط و امکانات آموزشی: از جمله مواردی که ترک می‌کردم، اهمیتی که به فضای آموزشی و تجهیزات آموزشی می‌دهند بود. ایجاد محیطی مناسب برای یادگیری و الهام بخش برای دانش‌آموزان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

4. ترک عدم توجه به ابعاد انسانی و اجتماعی دانش‌آموزان: برای ترک این موضوع، به ایجاد ارتباط خوب با دانش‌آموزان، تشویق به همکاری و هم‌افزایی، و ارائه فرصت‌های اجتماعی و فرهنگی مناسب برای آنان اولویت می‌دادم.

5. ترک عدم توجه به فرهنگ ملی و ارزش‌های دینی: از جمله مواردی که ترک می‌کردم این بود که همواره فرهنگ و ارزش‌های ملی و دینی را به‌عنوان یک ارزش اصیل برای تربیت دانش‌آموزان در نظر می‌گرفتم و سعی می‌کردم این عناصر را به عنوان یک بخش اساسی از برنامه درسی و فعالیت‌های آموزشی همیشه در نظر داشته باشم.

در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

با تأکید بر اصول و روش‌های نوین آموزش و توجه به ابعاد انسانی، اجتماعی، فرهنگی و دینی دانش‌آموزان، و پیشبرد این اهداف، احتمالا با چالش‌هایی مثل مقاومت در برابر تغییرات و محدودیت‌های سیستمی روبرو خواهم شد، اما با تدابیر معقولانه، انعطاف پذیری و اصرار بر تحقق اهداف، می‌توانم توفیقاتی چون جلب علاقه دانش‌آموزان، توسعه مهارت‌های اجتماعی و فرهنگی آموزشی، و افزایش کیفیت آموزش و پرورش کسب کنم.

6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

 بسم الله الرحمن الرحیم

با نام و یاد خداوند بنده فاطمه شافعی متولد 1383 و دانشجوی دبیری زبان انگلیسی هستم. با  عنایت پروردگار انشاالله مهرماه سال 1406 کارخود به عنوان دبیر را به ظور رسمی در شهر قدس(از شهرستان های تهران) شروع می کنم. از ویژگی های بارز خود می توانم به صبور و شکیبا بودن خود اشاره کنم و همچنین عدالت  طلبی وتلاشگر بودن و دنبال دانش و یادگیری مداوم بودن و انعطاف و انتقاد پذیری هم از جمله ویژگی های  من به عنوان عضوی از این جامعه با نقش معلم است.

به نظر بنده هر انسانی در زندگی خود باید فلسفه شخصی داشته باشد و ان را دنبال کند. این ضرورت برای یک معلم در جامعه تشدید میشود زیرا فلسفه شخصی یک معلم میتواند ساختار یک جامعه را تغییر دهد یا بسازد زیرا همواره تاثیر مستقیمی بر روی دانش اموزان دارد و دانش اموزان نیز قسمت بزرگ و مهمی را در جامعه تشکیل میدهند. البته داشتن فلسفه شخصی میتواند باعث رشد شخصی و حرفه ای یک معلم هم بشود.  پس باید همواره دقت فراوانی برای ساخت این فلسفه به خرج دهیم.

 

1. همانطور که بالاتر به ان اشاره کردم از بزرگ ترین و مهم ترین سازندگان یک جامعه معلمان ان جامعه هستند. پس جزو مهم ترین اعضای ان محسوب میشوند و همانقدر که باید

مورد احترام قرار بگیرند باید در انتخاب و بررسی انها نیز دقت لازم رعایت شود.

جمله “من معلم برانگیخته شدم” از رسول اکرم (ص) میتواند جایگاه با ارزش و بلندمرتبه این قشر را از دید آن انسان کامل به طور واضح بیان کند. نه تنها این نقل قول بلکه بزرگان و ائمه همواره از ارزش و جایگاه معلمان در جامعه سخن گفته اند.

2. رابطه تکوینى انسان با خداوند رابطه خالق و مخلوق است خالقى که کمال مطلق است و مخلوقى که فقر و نیازمندى محض است و به اراده خالقش استعدادهایى در او به وجود امده است. این گونه رابطه، رابطه خالق و مخلوق اختصاص به انسان ندارد، بلکه همه هستى وجهان مخلوق خداست به عبارتی همه عالم فقیر الى اللَّه است و خداوند غنى على الاطلاق است. نوع دیگرى از رابطه میان انسان و خداوند برقرار است که به آگاهى و اراده انسان مربوط است یعنى اگر انسان موجودى بدون آگاهى و اراده بود چنین رابطه اى برقرار نمیشد. بزرگان علم نام این رابطه را در رابطه معرفتى گذاشته اند زیرا منشأ همه اینچنین روابط معرفت انسان به خداست. بر این اساس، «رابطه با خدا» محور رابطه با خود، رابطه با سایر انسان ها و رابطه با جهان خلقت است. فهم عمیق و درک روشن این روابط ‌باید مقدمه لازم برای دستیابی به اهداف درسی و تربیتی در مدارس یا به طور کل محیط های یادگیری باشد.یعنی من معلم قبل از هرچیز باید دانش اموزانم را با این نوع روابط اشنا کنم تا در نهایت بتوانم تاثیر ارزش مندی بر روی انها گذاشته باشم.
 

3. اولین هدفی که بنده امیدوارم دانش اموزانم به ان دست یابند اموزه های اخلاقی است.   خب قطعا همه معلمان ارزومندند که دانش اموزانشان به درسشان علاقع مند شوند و فعالیت های مطابق با درس داشته باشند اما بنظر من ما به عنوان معلم اولین کاری که باید بکنیم این است که باعث شویم دانش اموزانمان پیرو اخلاقیات و انسانیت بشوند که اولین و مهم ترین اقدام در این باره این است که معلم این اصول را اول در خودش پرورش دهد تا بتواند به خوبی به متعلمانش انتقال دهد. پیروی از چهارچوب های دینی می تواند مهم ترین قدم در این راه باشد زیرا در دین اسلام به ریزترین و زیباترین حالت ممکن اصول اخلاقی و انسانی بررسی میشوند و با نشان دادن حق و باطل ما را به راه درست هدایت میکند. هدف بعدی که دانش اموزانم را به سوی ان مشتاق خواهم کرد پیداکردن خویشتنشان است یا در واقع خودشناسی که باید از مهم ترین اهداف زندگی هر فرد باشد. و چه بهتر که به افراد کمک کنیم از سنین پایین تر به دنبال این هدف باشند و برای ان تلاش کنند. هر فرد اگر تلاش کند تا خودش را بشناسد در نهایت در درون خودش خداوند را پیدا میکند و ان زمان است که دیگر مادیات اهمیت خودشان را از دست می دهند و انسان می تواند راه اصلی زندگی خود را بشناسد.

4. همانطور که بالا به ان اشاره کردم مهم ترین هدف من به عنوان یک معلم این است که با وجود زمانی کمی که کنار دانش اموزان میگذرانم بتوانم به انها کمک کنم تا راه اصلی زندگی خود را پیدا کنند. اما اهداف جزیی تر اما مهم دیگری هم وجود دارد. من معتقدم که بیشتر از معلم باید یک راهنمای خوب باشم و خودم را جدا و برتر از دانش اموزانم ندانم.

یکی از مشکلات بزرگی که من به شخصه به عنوان یک دانش اموز داشتم فشار استرس بیش حد بود. به همین خاطر من با خود عهد بستم که به عنوان یک دبیر محیطی مملو از ارامش برای دانش اموزانم فراهم کنم و هیچوقت ارزش درس را بالاتر از سلامتی  روح و روان انها ندانم.

همچنین نقش من به عنوان یک معلم در جامعه نیز مهم است یعنی خارج از کلاس درس نیز باید پایبند به اصول بمانم یعنی اگر شخصیت و عقاید من در محیط کلاس و خارج از ان کاملا متفاوت باشد به طوری که انگار دو روی متفاوت دارم که به نوعی توهین به شخصیت دانش اموزانم است.

دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

5. دانش اموزان(مخصوصا نوجوانان) دائما توسط پیام ها، حقایق و تصاویر رسانه ها بمباران می شوند. انها باید یاد بگیرند که چگونه آنچیزی را که می شنوند و می بینند تجزیه و تحلیل کنند تا افکار و باورهای خود را ایجاد کنند، چه در مدرسه باشند، چه آنلاین یا با دوستان خود صحبت کنند. این اموزش باید هم در محیط خانواده و هم در محیط مدرسه وجود داشته باشد.

تفکر انتقادی سنگ بنای آموزش است و یک مهارت حیاتی در زندگی است. این امر به موفقیت تحصیلی و حرفه ای و همچنین روابط آینده آنها کمک می کند. حال چگونه این مهارت را در انها پرورش دهیم:

- ابتدا این مهارت را در خود تقویت میکنیم تا بتوانیم دانش اموزان را با الگو پذیری از خود تشویق به تفکر انتقادی کنیم.

- آموزش حل مسائل یکی از روش های تشویق آنها به تفکر انتقادی است. به عنوان مثال، از بچه ها بخواهیم حداقل پنج راه حل متمایز برای یک مشکل خاص ارائه دهند. به مرور زمان انها متوجه میشوند که هر مشکل یا مسئله ای میتواند چندین و چند راه حل متفاوت داشته باشد.

- هر چقدر هم که گاهی اوقات پاسخ دادن به هجوم بی پایان سوالات خسته کننده باشد، تشویق کردن دانش اموزان به پرسیدن سوال بسیار مهم است سوال پرسیدن پایه و اساس تفکر انتقادی است.

- اگرچه آموزش ذهن باز ممکن است موضوعی دشوار برای آموزش باشد، اما بسیار مهم است. ظرفیت بی طرف بودن و ارزیابی ایده ها بدون تعصب بخشی از یک متفکر انتقادی است. به دانش اموزان بیاموزید که برای اینکه با دید باز به مسائل نگاه کنند، باید پیش فرض ها و قضاوت های خود را کنار بگذارند. تنوع، فراگیری و انصاف از موضوعاتی است که باید در مورد تشویق کردن ذهنیت باز بحث کرد. تعصب و تفکر تک بعدی از بزرگ ترین مشکلات  یک جامعه متفکر است.

دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

6.

1-ساحت تربیت اعتقادی، عبادی، اخلاقی

- مهارت خود شناسی: همانطور که بالاتر به ان اشاره کردم خود شناسی در نهایت منجر به خداشناسی و یافتن راه درست می شود. از این رو همواره در تلاشم تا با مطالعه بسیار درموضوعات مختلف مخصوصا دینی به درک درستی از خود و جهان پیرامون برسم.

- تقویت مهارت های دینی: با مطالعه درباره سیره ائمه، مطالعه روزانه قران و تامل بر آن، تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش و دیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند (عبادت و تقید به احکام دینی) و دعوت سایرین به دین‌داری و اخلاق‌مداری

2-ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

- مهارت نظم و مسئولیت پذیری اجتماعی: مسئولیت ‌پذیری یعنی متعهد شدن برای انجام کاری که به ما واگذار شده است و البته پذیرش پیامدها و نتایج آن. به همین دلیل سعی بر این دارم تا با برنامه ریزی و عمل به ان، نترسیدن از شکست بلکه درس گرفتن از ان، فاصله گرفتن از کمال گرایی و تلاش بر مدیریت وقت، این مهارت را در خود تقویت کنم.

- مشارکت جمعی مؤثر: در محیط های اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول حق طلبی، حفظ کرامت و عزت، ظلم‌ستیزی، عدالت خواهی.

3-ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای

- برنامه ریزی مالی: تقویت مهارت پس انداز و داشتن هدف های کوتاه مدت و بلند مدت برای منابع مالی خود

- اصلاح الگوی مصرف: پیشکیری از خرید خارج از نیاز و صرفه جویی در استفاده از منابع طبیعی

4-ساحت تربیت علمی و فناوری

- برقراری ارتباط سازنده با طبیعت: از طریق شناخت و استفاده از طبیعت باهدف تکریم، آبادانی و آموختن از آن برای ایفای نقش سازنده در فعالیت های علمی

- مهارت شناخت و بهره گیری از نتایج تجارب سایرین حتی در نسل های گذشته

5-ساحت تربیت زیستی و بدنی

- تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران

- کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط ‌زیست و احترام به طبیعت

دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

6- ساحت تربیت زیبایی ‌شناختی و هنری

- درک معنای پدیدهها و هدف رویدادهای طبیعت / هستی برای دستیابی به درک کلی از جهان هستی و جایگاه خویش در آن

- تقویت مهارت های هنری: مهارت های مانند نقاشی بسیار روح انسان را به هنر نزدیک میکند و در تدریس نیز خیلی به کمک می اید.

7.-صداقت: گفتن حقیقت و راست‌گویی یک فضیلت اخلاقی مهمی است که دانش اموزان باید از سنین پایین آموزش ببینند. صداقت یک ارزش است که در آینده تأثیر بسزایی در رشد شخصیت انها خواهد داشت.با انجام یکسری روش‌ها، مفهوم صداقت را به انها آموزش داده و تأکید می کنم که چرا دروغ کار بد و نادرستی است.

-برنامه ریزی: برنامه ریزی و مدیریت اولویت های درسی، همواره برای دانش آموزان کاری چالش برانگیز و دشوار بوده است. واگر معلم بتواند از سنین کم این مهارت را در انان تقویت کند، در اینده کمتر با این نوع چالش ها مواجه می شوند.

-مسئولیت پذیری: پرورش مسئولیت پذیری دانش آموزان، با ارزش‌ترین هدیه‌ای است که می‌توان به آن‌ها داد. این یعنی آن‌ها می‌توانند از خود مراقبت کنند و در آینده افرادی مسئولیت پذیر و متعهد بار باشند. آموزش مسئولیت‌ پذیری به دانش‌ آموزان مثل آموزش شنا کردن به آن‌ها به جای بر دوش کشیدن آن‌ها در گرداب مشکلات زندگی صورت می‌گیرد. در این صورت نه تنها شخص متعهدی بار می‌آورید بلکه از حجم زحماتی که شخص می‌تواند برای دیگران در آینده ایجاد کند، کاسته می‌شود. لذا آموزش مسئولیت‌ پذیری در سنین مدرسه امری قابل توجه است.

-تفکر خلاق: مهارت تفکر خلاق نوعی توانایی درونی است که به فرد کمک می‌کند تا به تمام مسائل از ورای تجربه‌های موجود در ذهن خود نگاه کند. یکی از راه های تقویت این مهارت بسیار مهم روش بارش فکری است.

-با انگیزه بودن: انگیزه تاثیر مستقیمی روی تلاش برای رسیدن به اهداف مشخص دارد. در واقع انگیزه اهداف مشخصی را ترسیم می‌کند که افراد برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند. بنابراین انگیزه روی انتخاب ‌هایی که دانش آموزان می‌کنند تاثیر می‌گذارد. 

دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

8.

ارزش شناختی:مبنای هفتم: عدالت اساسی ترین ارزش

ارزشی که بنظرم خیلی بیشتر باید در محیط های اموزشی به ان بها داد عدالت است. زیرا عدالت اموزشی جامعه را بع سوی موفقیت و سعادت سوق میدهد. و انشالله عدالت مبنای اصلی کار من خواهد بود .

معرفت شناختی:مبنای دوم: مطابقت علم با واقع

اگر بخواهم با ساده سازی این مبنا را با ذهنیت خودم بیان کنم میگویم: کاربردی کردن تدریس هرچه سعی کنیم علم را با کاربردی ترین حالت ممکن تدریس کنیم برای متعلم ملموس تر و قابل یادگیری تر میشود.

انسان شناختی:مبنای دهم: چند وجهی بودن انسان

تمام انسان ها چند وجهی هستند و این مهم شامل دانش اموزان نیز میشود. این ویژگی نیازمند دقت و تامل بسیار در رئش های تدریس است. یعنی یک معلم اگر بخواهد با یک روش ثابت کلاسش را اداره کند موفق نمیشود و حتی ممکن است به دانش اموزانش صدمه بزند.

جهان شناختی: مبنای چهارم: هدفمند بودن جهان

استفاده از این اصل در تدریس تاثیر بسزایی در روند ان دارد. هدفمند بودن جهان مبنایی است که به ما میگوید هرچیزی در این جهان هدفی دارد پس تدریس من هم اول از همه باید هدف مشخصی داشته باشد. من باید بدانم بوسیله چه چیزهایی، چه محتوایی را می خواهم تدریس کنم و در نهایت هدفع من از این ارائه چیست و دانش اموزانم به چه چیزی باید برسند.

دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

9. 

با توجه به تجربه ای که در تدریس دارم اولین و مهم ترین مسئله در تدریس به دانش اموزان مخصوصا نوجوانان برقراری ارتباط با انهاست. من تلاشم را میکنم که تا جای ممکن از علایق و اعتقادات انها باخبر شوم و این مسئله کمک بگیرم تا به انها نزدیک شوم تا درنهایت ارتباطی سازنده میان ما شکل بگیرد. این روش باعث میشود دانش اموزان احساس کنند که معلمشان صرفا بخاطر وظیفه اینجا نیست بلکه واقعا برای دانش اموزانش اهمیت قائل است. در نتیجه انها هم سعی میکنند اهمیت بیشتری به ان درس و کلاس بدهند. همین روش باعث شد دانش اموزی که صرفا به اصرار والدینش به کلاس زبان امده بود و میانگین نمراتش از 100 همیشه زیر 40 بود، به قدری مشتاق کلاس شود و به قدری علاقع مند به زبان که بعد یک ترم تمامی مهارت های انگلیسی اش به بالای 80 نمره برسند. همان دانش اموزی که معلمان قبلی اش به من هشدار کم هوشی او را داده بودند.

دارای دیدگاه توسط (146 امتیاز)
ویرایش شده توسط

10.

-وارد کردن فشار و استرس به دانش اموزان با بهانه مشتاق کردن انها:

این کار به جز کم کردن اشتیاق و علاقه دانش اموزان به محیط مدرسه و درس ها و حتی رساندن اسیب های جدی به سلامت روحی و جسمی انها، نتیجه دیگری ندارد.

-گرفتن امتحانات زیاد و به یک شکل:

بنظر بنده ازمون از ساختار اموزش قابل حذف نیست، اما به راحتی میتوان با استفاده از روش های نوین ازمون های متنوعی گرفت که نه تنها فشار بیش از اندازه ای روی دانش اموزان نگذارد بلکه اشتیاقشان را هم بیشتر کند. خیلی از ازمون ها صرفا اسم ازمون دارند و اصلا در قالب این امتحانات سنتی و گفتاری نوشتاری نیستند، و حتی ممکن است خود دانش اموز متوجه ان نشود. به عنوان مثال در قالب یک بازی مناظره گونه به راحتی می شود دانش زبانی حدودی دانش اموزان را بررسی کرد.

- استفاده کردن از روش های تکراری، یکنواخت، و بدون خلاقیت:

متاسفانه خیلی از معلمان با تجربه که ساختار اصلی سیستم اموزشی را تشکیل میدهند، حاضر به تغییر روش ها و روند تدریس خود نیستند چه بسا ان را اشتباه هم میدانند و معتقدند روش های درست در بازه های هرچقدرهم طولانی دست خوش تغییر نیستند. این رویه اسیب جدی به سیستم اموزشی وارد میکند.

- تک بعدی فرض کردن دانش اموزان یا تلاش بر تک بعدی کردن انها:

این به این معناست که مثلا دانش اموزی که در درس زبان نمراتش بسیار پایین است و با تلاش بسیار هم به سختی پیشرفتی در او میبینیم، به جای اینکه به او برچسب تنبل یا کم هوش بزنیم، باید بفهمیم در چه درس یا مهارت دیگری توانایی و استعداد دارد تا او را در ان راه تقویت و تشویق کنیم ، استعداد شناسی دانش اموزان اتفاقی است که کمتر در اموزش و پرورش می افتد در حالی که می تواند برای نسل بعدی متخصصان بیشتر و مشتاق تری بسازد.

- استفاده نکردن از تکنولوژی های نوین:

درحالی که استفاده کردن از ان می تواند خلاقیت در تدریس را اسان ترر و متنوع تر کند همچنان خیلی از مسئولین اموزشی تلاشی برای به کار گیزی ان نمیکنند.

 نتیجه گیری:

امیدارم دیدگاه های من در اینده همچنان دستخوش تغییرات مثبت شوند تا کمکم کنند بتوانم کلاسم را که قسمتی از نسل بعدی را شکل می دهند، به نحو احسن راهنمایی و هدایت کنم. کلاس درس همانطور که بالاتر به ان اشاره کردم نباید تک بعدی باشد و یا حتی صرف فقط یک درس شود. هر کلاس درس یک جامعه کوچک را تشکیل میدهد پس باید بجای کلاس یک درس کلاس زندگی باشد و منو دانش اموزانم همواره از هم یاد بگیریم.

8 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (142 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا​​​​​​

سلام من رقیه عسگری معلم زبان انگلیسی در شهرستان بهارستان 1 هستم. بنده معلمی نسبتا سختگیر اما در عین حال مهربان، و علاقه مند به تدریس هستم و توانایی تشویق و ترغیب دانش آموزان به همکاری در فرآیند تعلیم و تربیت و همچنین توانایی سازگاری و وفق پذیری به روش های نوین تدریس را دارم و در عمل نیز به این ویژگی ها پایبند هستم. من این شغل شریف را آگاهانه و براساس تجربه یک ساله ای که از تدریس زبان انگلیسی دارم، انتخاب کردم و میدانم که میتوانم در این دوره ی چهار ساله مهارت و دانش خود را پرورش دهم تا در آینده‌ای نزدیک معلمی شایسته برای کشورم و دوستی مهربان برای دانش آموزانم باشم.

داشتن یک فلسفه ی تربیتی شخصی نه تنها برای من، بلکه برای تمامی معلمان ضروری است؛ زیرا فلسفه تربیتی شخصی میتواند به عنوان یک نقشه راه برای معلم عمل کند و در خیلی از موارد تربیتی اعم از روش تدریس، مدیریت کلاس، هماهنگ ساختن عناصر تعلیم و تربیت، حل کردن مشکلات آموزشی و مواردی از این قبیل به معلم یاری برساند، اما به نظر من بنده مهمترین دلیل اهمیت برخورداری از فلسفه تربیتی شخصی این است که معلم با کمک فلسفه شخصی خود میتواند خطوط کلی بزرگراهی که میخواهد در تعلیم و تربیت بپیماید را ترسیم کند. به زبان ساده تر؛ فلسفه تربیتی شخصی همان نقشه ی راه معلم است.

    

سوال یک: از نظر من معلمی تاثیرگذار ترین شغل در میان تمامی مشاغل است و تمام معلمان افرادی تاثیرگذار در جامعه هستند؛ چرا که ما با انسان سر و کار داریم و بخشی از عمر این انسان را می‌گیریم تا به او آموزش دهیم. تمام رفتار و کردار ما، تمامی حرف ها و کلماتی که در کلاس به کار می‌بریم و تمامی خاطراتی که می‌سازیم، در یاد و خاطر دانش آموزان چه مثبت چه منفی باقی می‌ماند و در زندگی آنان تاثیر می‌گذارد. معلمی آنقدر تاثیرگذار هست که گاها به شخصه اشخاصی را میبینم که سالها از زمانی که به مدرسه می‌رفتند میگذرد، اما همچنان کلمات و یا رفتار معلمانشان چه در مقطع ابتدایی و چه در مقطع متوسطه را به خوبی به یاد دارند و از تاثیرگذاری آن‌ها در زندگی شان سخن می گویند، این یعنی تاثیرگذاری عمیق معلمی. ما آینده را در دل تعلیم و تربیت شکل میدهیم، تاثیرگذاری ما از کلاس درس فراتر می‌رود و معلم بر روی پیشرفت و توسعه جامعه نقش اساسی دارد. 

   

سوال دو: خداوند خالق، مالک، حاکم و رب و پروردگار جهان هستی با تمام موجوداتش از جمله انسان است. ارتباط معنوی میان خالق و مخلوق کاملا قابل لمس است و عبادت و پرستش خالق یگانه امری واجب بر تمامی ما انسان هاست؛ از آنجا که خداوند تمام جهان هستی و موجوداتش را برای انسان آفریده و او را از نعمت های بیکران‌ برخوردار ساخته است، از نظر من یکی از اساسی ترین وظایف معلمان در استفاده از ارتباط میان خدا انسان و جهان هستی این است که دانش آموزان خود را با جهان هستی، خداوند متعال و دلیل واجب بودن عبادت و ستایش این خالق بی بدیل آشنا بکنند و چه راهی می تواند تاثیرگذار تر از استفاده کردن از نعمت های در دسترس باشد؟ اینکه دانش آموزان به صورت مستقیم نظم و هماهنگی دستگاه آفرینش و روزی ای که زمین و آسمان ها و باران و گیاهان برای آنان قرار داده است را لمس و مشاهده کنند، قطعا میتواند برای امر مذکور موثر و کارا باشد. بنده نیز همین روش را در پیش خواهم گرفت.

    

سوال سه: از نظر من هدف نهایی تعلیم و تربیت این نیست که افراد را با ذهنی انباشته از معلومات تربیت کنیم بلکه باید انسان هایی درستکار و عادل تحویل جامعه بدهیم. من میخواهم که در آینده دانش آموزانم به افرادی محترم و توانا در جامعه تبدیل بشوند، و بتوانند زندگی ای شاد توام با آرامش و آسایش برای خود بسازند. این مستلزم پرورش دادن دانش آموزان نسبت به فضایل اساسی اخلاقی است، به طور کلی من دوست‌ دارم‌ دانش آموزانم از نظر فضایل اخلاقی در خانواده و جامعه غنی باشند و به نیکی از من به عنوان معلم و دوست شان‌ یاد کنند.

   

سوال چهار: من بسیار معتقد هستم که اثر بخشی معلم در کلاس درس نیازمند سه چیز مهم است:

۱. اینکه معلم بتواند که دانش آموزان را از افرادی منفعل به افرادی پویا در فرایند تعلیم و تربیت تبدیل کند، به عبارت دیگر توانایی تشویق و ترغیب دانش آموزان را به فعال بودن در کلاس را داشته باشد، به گونه ای دانش آموزان را به درس علاقه مند کند.

۲. اینکه معلم برنامه ی درسی برای هر جلسه داشته باشد و این برنامه ی درسی براساس روش های نوین و سرگرم کننده ی تدریس باشد. چرا که از نظر من درس زمانی اثربخش است که توام با لذت و شادی یاد گرفته شود، مطلبی که دانش آموزان همراه با لذت بیاموزند، هرگز فراموش نخواهد شد.

۳. معلم باید دانش آموزانش را دوست بدارد تا آنها نیز معلم شان را دوست بدارند. اگر معلم بتواند اصطلاحا دل دانش آموزان را به دست بیاورد، کارش در مدیریت کلاس و حفظ نظم و انضباط بسیار راحت تر خواهد بود، در نتیجه اثر بخشی او بیشتر خواهد شد.

این ۳ مورد قطعا از مواردی اثر بخشی من در کلاس درس خواهند بود.

من تلاش میکنم که با رعایت فضایل اساسی اخلاقی و مبانی و اصول مهم دینی اثر بخشی خود از فضای کلاس درس فراتر ببرم و سبب اصلاح رفتار در دانش آموزانم شوم، تا در برابر خانواده با احسان و‌ مهربانی و در برابر افراد جامعه با عدالت و خیرخواهی رفتار کنند، و به نوبه خود بتوانند باعث اصلاح رفتار در دیگران نیز بشوند.

  

سوال پنج: از نظر من تمامی دانش آموزان باهوش، متفکر، با استعداد، توانا و دارای تفکر انتقادی و خردورزی هستند. اما مشکلی که تقریبا میان اکثر دانش آموزان رایج است، این است که آن ها اعتماد به نفس و اطمینان خاطر ندارد، بنابراین به دلیل عدم اعتماد به توانایی خود از جمله خردورزی و تفکر انتقادی، کمتر این موارد را از خود بروز می‌دهند. بنده تلاش خواهم کرد که در تقویت این اعتماد به نفس پویا باشم و دانش آموزانم را نسبت به دانسته هایشان مطمئن کنم تا بتوانند با اطمینان خاطر مهارت های خود را نمایان کنند و‌ توانا بودن خود را اثبات کنند.

  

سوال شیش: 

~ساحت تربیتی دینی: در جهت تحقق این ساحت در دانش آموزانم، تلاش میکنم تا آگاهی خود را نسبت به معارف و اعتقادات اصلی درباره ی خداوند متعال و آموزه های بنیادین دینی افزایش دهم. به علاوه، سعی خواهم کرد تا به شناخت صحیح و کاملی از خدا، انسان و جهان هستی برسم.

~ساحت تربیتی اجتماعی: تلاش خواهم کرد اصول تعامل موثر با افراد مختلف در جامعه را یاد گیرم و یاد دهم. افزون بر این در راه حفظ ارزش های اساسی اجتماعی پویا خواهم بود.

~ساحت تربیتی اقتصادی: من در فعالیت های اقتصادی مفید و کارآمد -در چارچوب ارزش های دینی و اجتماعی- پویا خواهم بود و تمام سعی خود را خواهم کرد تا برای تامین نیاز های زندگی خود از دیگران بی نیاز باشم.

~ساحت تربیتی فناوری و علمی: با مطالعه و فراوان و کسب اطلاعات و دانش تلاش میکنم از نظر علمی به فردی نمونه تبدیل شوم، و چگونگی استفاده از این علم و فناوری در جهت تعلیم و تربیت انسان را خواهم آموخت.

~ساحت زیستی بدنی: داشتن یک جسم سالم بدون برخورداری از یک سبک زندگی مناسب، تغذیه سالم و رعایت بهداشت امری نا ممکن است، بنابراین بنده در جهت تحقق یک سبک زندگی مناسب و سالم خواهم کوشید، علاوه بر آن در حفظ محیط‌زیست -این نعمتی که خداوند متعال به ما عطا کرده- تمام تلاش خود را خواهم کرد.

~ساحت زیباشناسی و هنری: گرایش به زیبایی ها امری فطری در انسان است که بنده در جهت فعلیت بخشیدن به این گرایش چه در خود و چه در دانش آموزانم سعی خواهم کرد و آگاهی ها و دانش لازم برای استفاده صحیح از این گرایش را در خود و شاگردانم پرورش خواهم داد.

دارای دیدگاه توسط (142 امتیاز)
ویرایش شده توسط

سوال هفت:

۱. داشتن وجدانی بیدار به ویژه در شغل آینده شان؛ تا همواره کاری که درست است را انجام دهند. برای مثال اگر در شغل خود وجدان کاری داشته باشند، به عنوان انسانی شایسته شناخته خواهند شد و دیگران برای آنان در سطح جامعه ارزش قائل خواهند شد.

۲. داشتن حسن نیت در تمامی فعالیت ها؛ برای مثال در کمک به همنوعان خود داشتن حسن نیت باعث می‌شود تا همواره در جامعه مورد احترام قرار بگیرند.

۳. احسان‌ و مهربانی در تعامل با خانواده؛ مهربانی با خانواده خوش رویی، شوخ طبعی، ایثار برای رفاه خانواده و مانند آن در تداوم زندگی، نقش مهمی دارد.

۴. رعایت حقوق دیگران بطور کامل و دو جانبه؛ اگر تمامی مردم حقوق دیگران را بشناسند و در رعایت آن کوشا باشند مانند «حق الناس» درگیری های کمتری در سطح جامعه پیش می آید و انسان ها زندگی پر آرامشی را خواهند داشت‌.

۵. پیشه کردن عدالت در کلیه روابط انسانی؛ برای مثال برتر ندانستن کسی بر دیگری ضرورتی است که همواره باید در رعایت آن پویا باشیم.

  

سوال هشت: مبانی انسان شناسی در تعلیم و تربیت اولویت فکری من خواهد بود؛ از آنجا که انسان موضوع تعلیم و تربیت است و این انسان است که ما در جهت تربیت آن می کوشیم. بنابراین شناخت انسان به طور کامل -از نظر بنده- از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چرا که پس از رسیدن به شناخت کاملی از انسان است که میتوانیم روش هایی در جهت تربیت او تدوین کنیم.

برای مثال؛ آگاهی از گرایش ها و امیال مختلف انسان مانند گرایش به زیبایی ها، گرایش به کمال و خداپرستی و... از جمله مواردی است که با شناخت آن ها میتوانیم در جهت تعلیم و تربیتی صحیح و موثر او بکوشیم.

  

سوال نه: مهم ترین تکنیک من در حوزه‌ی تربیت و تدریس را نمی‌توان تنها در یک روش یا تکنیک خلاصه و محدود کرد، بلکه بنده سعی خواهم کرد از مجموعه‌ی روش های نوین تدریس و مدیریت کلاس استفاده کنم، اما به طور کلی بهره گیری از روش Direct method و روش های طابع آن قطعا در تدریس من نقش مهمی را ایفا خواهند کرد. تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم نیازمند روشی همچون Direct method و مشتقات آن است تا زبان آموز بتواند با پویایی و لمس مستقیم زبان، آن را فراگیرد. 

مدرسه اصطلاحا خانه‌ی دوم دانش آموزان، جامعه‌ی کوچکی برای همگان است که آن‌ها را برای ورود به جامعه ای بزرگتر آماده می‌کند. در این جامعه‌ی به ظاهر کوچک، دانش آموزان به همراه هم سن و سالانشان، علاوه بر یادگیری دروس مختلف مانند؛ ریاضیات، علوم، زبان انگلیسی، آموزه های دینی و... یاد می‌گیرند که چگونه در یک جامعه تعاون و همکاری را -در چارچوب رعایت حقوق دیگران- داشته باشند و حفظ کنند، از نظر من این مهم ترین چیزی است که مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه برای دانش‌آموزان به ارمغان می آورد.

دارای دیدگاه توسط (142 امتیاز)

سوال ده: 

۱. در وحله ی اول من تلاش میکنم تا اصل معلم محور بودن کلاس درس را از میان بردارم، چرا که چنین رویه ای یک‌ فرآیند تعلیم و تربیت کاملا کسل کننده و‌ در نتیجه بی اثر را به همراه میاورد. کلاس برای دانش آموزان است، پس باید دانش آموز محور باشد، تا زمینه ای فراهم شود برای یک‌ یادگیری موثر و لذت بخش و اینکه دانش آموزان بتوانند استعداد های خود را با محوریت در کلاس شکوفا کنند.

۲. چیزی که بنده خودم به عنوان دانش آموز در دوازده سال تحصیل در مدرسه تجربه کردم کلاس های بسیار رسمی و اصطلاحا خشک بود که در آن ها ابدا توجهی به نظرات و احساسات دانش آموز نمیشد. من تلاش خواهم کرد تا بعنوان یک معلم در آینده حتما و قطعا از نظرات دانش آموزانم در جهت پیشبرد کلاس باخبر شده و استفاده کنم و احساسات دانش آموزانم در نظر گرفته و پیشنهادات و انتقادات آن را درمورد خود و روش تدریس خود جویا شوم. این امر نه تنها باعث می‌شود که من معلم در روش تدریس خود تغییراتی ایجاد کنم و در نتیجه پیشرفت کنم، بلکه تعاون و همکاری را در کلاس درس افزایش می‌دهد.

۳. امتحان! من اعتقادی به امتحانات کتبی و امتحانات پایان ترم ندارم، شاید دیگران با من موافق نباشند، اما از نظر من این نوع امتحانات چیزی جز استرس و نگرانی شدید برای دانش آموزان ندارد. بنده ترجیح میدم ارزیابی دانش آموزانم از طریق پرسش های کوتاهی باشد که در فرآیند تدریس خواهم داشت نه به صورت کتبی و رسمی با یک جو کاملا استرس زا.

۴. عدم خلاقیت معلمان یکی دیگر از مواردی است که در بیشتر کلاس های درس به چشم میخورد. من فکر میکنم که خلاقیت و‌ نوآوری باید یکی از مهم ترین خصوصیات یک معلم حرفه ای و کاربلد باشد، اینکه معلم بداند که چطور دانش آموزانش را در تمام زمان فرآیند تدریس مجذوب درس کند، مهارت فوق العاده ای است که کمتر معلمانی پیدا میشوند که این چنین باشند، اکثرا در سال های اول تدریس تلاش برای ابداع روش های جدید و رعایت اصل خلاقیت میکنند، اما پس از گذشت چند وقت دیگر این موارد را ادامه نمیدهند، به گونه ای دیگر حوصله ی انجام چنین کارهایی را ندارند. من تلاش خواهم کرد که اصل خلاقیت را در خودم پرورش دهم و در عمل نیز به آن پایبند باشم و پیوسته این مورد را در کلاس درسم داشته باشم، تا دانش آموزان یادگیری ای همراه با لذت داشته باشند؛ زیرا -بار دیگر می‌گویم- آن‌چیزی که با لذت آموخته شود، هرگز فراموش نخواهد شد.

۵. روش Grammar Translation Method و کلیه ی مشتقات آن در آموزش زبان، از دیگر مواری است که بنده مشتاق حذف آن در مدارس هستم. روشی که در آن معلم سخنران است و دانش آموزان شنوده، ابدا رویکرد مناسبی چه برای آموزش زبان انگلیسی و چه برای آموزش هر درس دیگری، نیست. این روش سال هاست که در کشور های پیشرفته جهان کاملا حذف شده و این جای تاسف دارد که همچنان این رویکرد قدیمی، روش تدریس اصلی معلمان در بیشتر مدارس کشور است.

  

 نتیجه گیری: مهمترین اصولی که بنده در برابر چالش ها رعایت خواهم کرد؛ صبوری و انعطاف پذیری و آمادگی برای روبه‌رویی با هر نوع مشکل آموزشی است. معلم در کلاس درس با دانش آموزان مختلف رو‌به‌رو هست که هرکدام شخصیت منحصر به فرد خود را دارند، هرکدام خانواده های گوناگونی دارند و هریک مشکلات مختلفی در زندگی شخصی خود دارند. بنابراین؛ معلم حتما و باید در برابر شاگردان خود صبور باشد و در برابر شخصیت های گوناگون و البته سبک های یادگیری مختلف دانش آموزان از خود انعطاف نشان بدهد تا بتواند از پیش آمدن هرگونه مشکل آموزشی ای حد امکان جلوگیری کند. من نیز این‌گونه خواهم بود. به علاوه، من تلاش خواهم کرد تا همواره آماده ی رو‌به‌رویی با هر نوع چالشی باشم چرا که در این صورت است که میتوانم یک واکنش معقول و منطقی در برابر مشکلات داشته باشم و بتوانم تاثیرات مثبتی بر موفقیت آکادمیک شاگردانم داشته باشم.

من بخشی از دستاوردهای مطلوب آینده خود را که در کسب آن ها تلاشگر خواهم بود را میتوانم در پنج مورد خلاصه کنم:

۱. انگیزه دادن و الهام بخش بودن دانش آموزان در جهت کشف استعدادهای درخشان خود.

۲. ساختن یک محیط مناسب در کلاس که تمامی دانش آموزان احساس کنند که در آن حمایت می‌شوند و محترم هستند.

۳. توجه فوق العاده به تک تک شاگردان و نیاز ها، نقات قوت و ضعف آن ها در فرآیند تعلیم و تربیت.

۴. افزایش تعاون و همکاری میان دانش آموزان.

۵. به دست آوردن اعتبار در آموزش و پرورش به عنوان یک معلم مبدع روش های نوین تدریس و استراتژی های اثربخش مدیریت کلاس.

  

  

با آرزوی موفقیت برای تمامی معلمان، دانش آموزان و تمامی فعالان عرصه‌ی تعلیم و تربیت کشور

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)

به نام خدا

بنده مائده کریمی ، دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی هستم و انشالله با یاری و خواست خداوند، در تهران به تدریس خواهم پرداخت.

از جمله ویژگی های بارز من که حتی باعث گرایش و میل بنده به این حرفه شد، روحیه دستگیری و کمک رسانی، مسئولیت پذیری، خود محور نبودن و توجه داشتن به شرایط و عواطف اطرافیان می باشد. من دانش آموزان آینده ام را در ابتدا یک انسان با دغدغه ها و احساسات متفاوت و بعد عضوی از کلاس همراه با مسئولیت های فردی و اجتماعی می‌بینم. به همین دلیل در وهله اول داشتن روابطی صمیمانه همراه با چارچوبی مشخص برای بنده حائز اهمیت بوده و سپس سعی دارم مفاهیم مختلف آموزشی و پرورشی را به دانش آموزان منتقل کنم.

بنده به عنوان یک معلم، داشتن فلسفه تربیتی را بسیار ضروری می دانم. چرا که معلمی شغلی ست که بر محور ارتباط و معاشرت با تعداد کثیری از نوجوانان با روحیه ای حساس استور است و یک معلم می تواند با رفتار و یا سخنی تاثیر بسزایی در طرز تفکر، رفتار و احساسات دانش آموز بگذارد و به دنبال آن مسیر زندگی اش را نیز تغییر دهد. به همین دلیل است که من باید قبل از شروع رسمی تدریسم، اهدافی بزرگ تعیین کرده و نحوه محقق کردن آنها را نیز مشخص کنم. به این صورت می‌توانم تمام جوانب علمی، دینی، فرهنگی ، انسانی و اجتماعی مورد نیاز را در کلاس رعایت و آمادگی خود را نیز در مواجه با چالش های پیش رو دو چندان کنم.

سوال ۱← نباید به نقش یک معلم در جامعه نگاهی مادی داشت. بلکه باید ارزش والای معنوی آن را در نظر گرفت. برای پی بردن به جایگاه یک معلم باید ابتدا ارزش تربیت و تعلیم را دانست. به همان میزانی که تعلیم و تربیت انسان، هم از لحاظ دینی و هم انسانی حائز اهمیت می باشد، نقش معلم در جامعه نیز پر رنگ تر می شود. چرا که اگر تعلیم و تربیت درستی صورت نگیرد، نسل آینده از مسیر اصلی زندگی خود به عنوان یک انسان خارج شده و به دنبال آن جامعه نیز دچار انحرافات مختلف می شود. بنابراین نقش هدایت گری و سازندگی معلم با تعلیم و تربیتی درست به سادگی قابل تشخیص است. برای محقق شدن این مهم ، الگو قرار دادن خود به عنوان یک معلم از جمله تاثیر گذار ترین روش ها می باشد. 

سوال ۲ ← این حقیقت که خداوند قدرت و خالق مطلق می باشد از هیچ کس مبرا نیست و اوست که این جهان و انسان ها را آفریده. بنابراین وجود ما و هستی وابسته به خداوند بوده ، هست و خواهد بود. در واقع هر تغییر و اتفاقی که در این جهان رخ می دهد با خواست و اراده خداوند می باشد. ما انسان ها نیز باید با پذیرش نوع خلقت خود و توانایی ها و محدودیت هایمان در مسیر درست زندگی حرکت کنیم.

بنده نیز باید سعی کنم تا نسل جوان ابتدا به خودشناسی و سپس خدا شناسی یپردازند؛ (چرا که انسان تا زمانی که نقاط قوت و ضعف خود را نشناسد، قادر به شناخت خداوند نیز نخواهد بود.) بدین صورت آنها یاد می گیرند که انسان محدود بوده و قرار نیست در این دنیای محدود به بی نهایت ها برسند، یا انتظار نتیجه دلخواه در هر موضوعی را داشته باشند.

آنها می آموزند که در راهی که پیش رو خواهند داشت نیز محدودیت ها و مشکلات بسیاری وجود دارد. و صرفا باید تلاش خود را برای هدفی خدا پسندانه کرده و نتیجه را به خداوند واگذار کنند. در این صورت آنها آمادگی زندگی را خواهند داشت و می توانند برای آن برنامه ریزی درستی داشته باشند.

سوال ۳ ← از جمله ویژگی های مهمی که دوست دارم دانش آموزانم به آنها دست پیدا کنند عبارت اند از:

_هدفمندی، پرسشگری و تقویت روحیه نقادی گری : آنها باید همیشه به دنبال علت ها باشند. زمانی که علت را بدانند و قانع شوند، کارهایشان را ( چه معنوی ، چه فرهنگی یا فردی و اجتماعی … ) با جان و دل انجام خواهند داد. با دانستن چرایی اعمال و حتی آفرینش خود و تعیین هدف زندگی دیگر دچار مشکلاتی مثل افسردگی و به پوچی رسیدن نمی شوند و زندگی و اعمالشان و حتی مدرسه آمدن را نیز بی معنی یا بی فایده نمی دانند.

_پویایی و تک بعدی نبودن : در وهله اول به عنوان یک انسان که هر چه بزرگ تر می شوند مسئولیت هایشان بیشتر و زندگی شان ابعاد بیشتری میگیرد، نباید صرفا وقت خود را صرف یادگیری کتب آموزشی مدارس کنند. بنابراین آنها را تشویق به پرورش مهارت های مختلف فردی و اجتماعی شان را میکنم و از آنجایی که نوجوانان انرژی بالاتر و ذهنی فعال‌تر نیز دارند ، به راحتی قادر به انجامش خواند بود.

_ افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس: دوست دارم که دانش آموزانم به دخترانی تبدیل شوند که به توانایی های خود ایمان و قدرت بیان نظر داشته باشند. به راحتی بتوانند خود را در کلاس ابراز کرده و با پویایی در فعالیت های گروهی کلاس و مدرسه مشارکت کنند و خود را پرورش دهند. من به شکلی غیر مستقیم به آنها می گویم که نظراتشان مهم و محترم است و قطعا به مرور زمان خودشان نیز همین طرز تفکر را پیدا میکنند. بدین صورت در مقابل چالش های آینده قوی تر عمل خواهند کرد و خود را دست کم نمی گیرند‌

سوال ۴ ← نقش من به عنوان معلمی که باید بر دانش آموزانش تاثیری مثبت بگذارد بسیار حائز اهمیت است. اگر من بخواهم اصلی مهم را به دانش اموران یاد دهم بهتر است به جای مستقیم گفتن آن را با رفتارم نشان دهم. تاثیر من بر آنها فقط مختص مدرسه و کلاس نخواهند بود بلکه در خارج از کلاس را نیز در بر می گیرد.

من دوست دارم که با فراهم کردن محیطی مناسب در کلاس و برقراری ارتباطی صمیمانه، دانش آموزان را مشتاق یادگیری و مشارکت کنم. و به دنبال همراهی و اعتماد آنها، بر طرز تفکر یا رفتار آنها تاثیر مثبتی بگذارم و بُعد شخصیتیشان که در حال شکل‌گیری است را سمت و سوی مثبتی بدهم. زمانی که آنها در کلاس درس این ویژگی ها را در خود نهادینه و تقویت کنند، در خارج از کلاس نیز رفتاری پسندیده خواهند داشت.

سوال ۵ ←‌ من در کلاس خود متکلم وحده نخواهم بود. بلکه به صورت گروهی و مشارکتی کلاس را پیش خواهم برد. زمانی که همه با هم در ارتباط دو سویه باشیم، دانش آموزان وادار به تفکر، تحلیل و بیان نقد خود می شوند.

از آنجایی که دبیر زبان انگلیسی خواهم شد، کلاس درس من پتانسیل گفتگو در مورد موضوعات مختلف را خواهد داشت. حتی می‌توانم از دغدغه ها و مشکلات دانش آموزان مسائلی را مطرح و با پرسش و پاسخ در مورد آنها، هم روحیه تحلیل گریشان را فعال کرده و هم به حل مشکلات فردی و اجتماعیشان بپردازم. زمانی که آنها بتوانند با موضوع و پرسش های مطرح شده ارتباط بگیرند و آن را بخشی از زندگی‌شان ببینند، می توانند نقد های سازنده تری را داشته باشند.

البته گاهی موضوعات مهمی وجود دارند که هنوز آنها در زندگی تجربه ی نزدیکی نداشته اند. در این صورت می توانم آنها را تشویق به تحقیق و مطالعه کنم تا با بررسی منابع مختلف و متخصصان حوزه مربوطه، قدرت تحلیل و تفکر را در خود تقویت کنند.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

سوال ۶ ← ساحت های شش گانه و مهارت لازم در هر کدام:

۱. ساحت اعتقادی و اخلاقی

_ افزایش آگاهی خویش وعمل به دستورات دینی به شکلی کامل و درست. چراکه تا زمانی که خود نتوانم با آگاهی کامل مسائل دینی و اعتقادی را رعایت کنم، الگویی درست برای دانش آموزان نخواهم بود. و اگر از من سوالی در این حوزه بپرسند قادر به دادن پاسخی جامع و درست نمی باشم. پس آگاهی کامل و نیز فعال بودن در این زمینه از جمله مهم ترین وظایف بنده است.

_ داشتن مهارت معرفی اصول اخلاقی پسندیده و الگوهای بارز. برای این منظور باید به شکلی تاثیر گذار الگوهای مختلف اخلاقی را معرفی کرده و با فن بیانی مناسب ، این گونه افراد و نیز اصول اخلاقی درست را برایشان الهام بخش کنم تا مشتاق شناخت بیشتر این الگو ها و پیدا کردن آن اصول شوند.

۲. ساحت اقتصادی و حرفه ای : 

_ داشتن اطلاعات به روز از اوضاع اقتصادی کشور و دنیا و قدرت تحلیل آنها. من در ابتدا عضوی از جامعه سپس معلم هستم. پس آگاهی از مسائل اقتصادی نیز بسیار مهم می باشد. بدین شکل به دانش آموزان دغدغه مندی نسبت به مشکلات و مسائل اقتصادی کشور را آموزش داده و قدرت تحلیلگریشان را نیز تفویت میکنم.

_ شناخت حرفه های مختلف. بنده باید سعی کنم تا آگاهی خود را نه فقط نسبت به حرفه خودم بلکه حرفه های متفاوت والبته به روز دنیا افزایش دهم. به هر میزان که اطلاعات عمومی و تخصصی بیشتری داشته باشم، معلمی تاثیر گذار تر و با تجربه تر خواهم بود و در مسائل بیشتری یاری رسان می‌شوم. 

۳. ساحت علمی و فناوری 

_ مهارت کار با تکنولوژی روز. من باید در حوزه فناوری و کار با نرم افزار های مختلف بسیار خبره باشم. چرا که آموزش همراه با تکنولوژی نتیجه بخشی بسیار بالاتری دارد.

_ مهارت و علم بالا در حوزه تخصصی خود. در وهله اول باید علم خود را در زمینه زبان انگلیسی که معرف من به عنوان معلم در این حوزه می باشد را بالا ببرم و بعد در حوزه های مختلف کسب علم و مهارت کنم.

۴. ساحت اجتماعی سیاسی

_ مهارت تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی. من به عنوان معلم که باید روحیه انتقادی و نقد را داشته باشد، موظف هستم قدرت تحلیل و بررسی مسائل سیاسی اجتماعی کشورم را بدست آورده و بی تفاوت نباشم.

_ مهارت ارتباط گیری و معاشرت. بنده باید در حوزه های اجتماعی و فرهنگی پویا و فعال باشم و هنجار ها و ارزش های اجتماعی جامعه را ابتدا خود فهمیده و تجربه کنم سپس آن را به دانش آموزان منتقل کنم.

۵. ساحت زیستی و بدنی

_ آمادگی بالای جسمانی و فیزیکی. اگر بدن ضعیفی داشته باشم، قادر به انجام وظایف خود به شکلی درست نخواهم بود. و برعکس با داشتن قدرت فیزیکی بالا، دانش آموزانم را نیز تشویق به انجام فعالیت ورزشی میکنم.

_ آگاهی نسبی نسبت به بدن و کمک های امدادی. با یادگیری کمک های اولیه می توانم در صورت بروز مشکل برای فردی، کمکی هر چند کوچک کرده باشم‌.

۶. ساحت شناختی هنری

_ پرورش خلاقیت خویش. نوع نگاه من به عنوان معلم باید از زوایای مختلفی به یک موضوع باشد و با پرورش قدرت تخیل خویش دید هنری و متفاوت تری پیدا کنم.

_ غنی کردن آگاهی خویش نسبت به تاریخ فرهنگی هنری. بنده از آنجایی که در محیطی فرهنگی قرار است مشغول به کار شوم، باید اطلاعات جامعی در رابطه با آثار و تاریخ فرهنگی هنری کشورم داشته باشم.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

سوال ۷ ← ۵ ویژگی اخلاقی اجتماعی:

۱. سخت کوشی. دانش آموزان باید بدانند که هیچ کدام از اهدافشان بدون تلاش و پشتکار رقم نمی خورد. بنابراین من به عنوان معلم باید مشوقشان برای کوشش در مسیری درست باشم و فعالیت هایی را بر دوششان بگذارم که بدون تلاش و همت آنها نتیجه نخواهد داد.

۲. صبوری و انعطاف پذیری. اینکه در مواجه با ناملایمات زندگی سریع نا امید نشوند و در برابر مشکلات پیش آمده برایشان چه در کلاس و چه در خارج از مدرسه صبر و شکیبایی بورزند و سختی ها را فرصتی برای رشد و انعطاف پذیری بیشتر بدانند.

۳.تواضع. به هر میزان که فروتنی و تواضع آنها در مواجه با افراد بیشتر باشد، غرورشان کمتر و هم برای خود احترام بیشتری قائل می شوند و هم دیگران به واسطه افتادگی آنها بیشتر برایشان احترام قائل خواهند شد. درواقع اگر هم در بین دوستان و اطرافیانشان سطح درسی یا رفاهی اجتماعی بهتری دارند باید یاد بگیرند که مغرور نشوند و فخر فروشی نکنند.

۴.احترام و ادب‌. انسان ها با محترم دانستن یکدیگر در هر سطح اجتماعی می توانند روابط خوب و سازنده تری را داشته باشند‌. دانش آموزان هم با رعایت ادب و احترام نسبت به دوست و معلم و افراد دیگر سلامت روانی بهتری خواهند داشت و با احترام به دیگران و خود قطعا عزت نفس خود را نیز حفظ می کنند.

۵. صداقت. ممکن است موقعیت هایی به وجود آید که دانش آموزان فکر می کنند با نگفتن حقیقت می توانند پیشرفت بهتری داشته باشند، اما باید یاد بگیرند که در هر شرایطی جسارت بیان حقیقت را داشته و عواقب کاری که کرده اند را بپذیرند. در این صورت هم تجربه ای گرانبها به دست آورده‌ و هم شجاعت را برای خود به ارمغان آورده اند.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

سوال ۸ ← 

۱. ارزش شناسی : هر ارزشی که در این دنیا وجود دارد قابل استدلال و اثبات است. بنابراین زمانی که من به عنوان معلم با بیان دلیل علت وجود ارزش ها و افعال مختلف را برایشان توضوع داده و قانعشان کنم، آنها درک بهتری نسبت به همه چیز پیدا می کنند . و به دنبال آن با تقویت تفکر استدلالی، دانش آموزان با درک علت ها هدفمند تر برای ارزش ها و نیز مسئولیت هایشان تلاش می کنند. این موضوع حتی می تواند مربوط به درس خواندن و اینکه اصلا به چه منظور باید درس بخوانند هم مربوط می شود.

۲. انسان شناسی : تمام انسان ها در هر طبقه اجتماعی به یک میزان محترم و ارزشمند هستند. از آنجایی که شغل من معلم در وهله اول در ارتباط مستقیم و تاثیر گذار با گروهی از انسان ها با روحیه ای حساس است، باید سعی کنم این اصل را به خوبی رعایت کنم. برای مثال من حق ندارم دانش آموزی که درس ضعیف تر یا شرایط مالی نابسامانی دارد را با چشم تحقیر نگاه کنم یا نامحترم بدانم؛ بلکه باید با رفتارم و رعایت عدالت و ادب بین همه دانش آموزان به بقیه نیز این اصل را آموزش دهم

.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

سوال ۹ ← بنده باید سعی کنم در کنار آموزش مباحث علمی به شکلی کاربردی پرورش دانش آموزان را نیز در اولویت قرار دهم. یعنی نسبت به مشکلات اخلاقی یا روحی آنها بی تفاوت نبوده و با انجام روش های تدریس نوین و فعالانه ارزش ها و هنجار های درست را نیز به آنها آموزش دهم. زمانی که این دو در دل یکدیگر در کلاس اجرا شوند ، نه تنها کلاس کسل کننده نمی شود بلکه خودشان سعی می کنند در کلاس فعال تر بوده و مفاهیم آموخته شده را نیز ابراز کنند. دانش آموزان با دانستن این نکته که این علوم و مفاهیم مورد آموزش در کلاس، در بیرون از مدرسه و زندگی واقعی نیز کاربردی و مفید هستند، با درس و معلم بیشتر ارتباط برقرار کرده و یادگیری موثر تری شکل می‌گیرد.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

سوال ۱۰ ← 

۱. محیط خشک و یک جانبه: من این محیط خشک و تنش زا را به محیطی گرم و صمیمی تبدیل خواهم کرد. کلاس من نباید طوری باشد که دانش آموز با دیدن معلمش استرس و اضطراب بگیرد و از روی ترس و اجبار درس بخواند. و یا دائما من در کلاس متکلم وحده باشم و آنها جرئت یا حتی تمایل به مشارکت را نداشته باشند.

۲. عدم استفاده از تکنولوژی : با گذر زمان فناوری روز و تکنولوژی جزو جدایی ناپذیر زندگی کنونی ما شده و جذابیت های آنها هم واقعا غیر قابل انکار است. بنابراین بنده سعی می کنم در کلاس محتوای آموزشی را به کمک تکنولوژی به اشکال مختلف جذاب تر کنم. تنوع دادن در آموزش قطعا بازدهی بهتری را در یادگیری دانش آموزان به ارمغان می آورد.

۳. نبود توجه کافی به توسعه مهارت های فردی و اجتماعی: دوست دارم که در کنار آموزش مفاهیم علمی ، با برقراری رابطه‌ای خوب و سازنده بر رشد شخصیتی ، توسعه مهارت های فردی و اجتماعی و استقلال دانش آموزان کار کنم.

۴. عدم استفاده از روش های تدریس نوین: به جای روش های قدیمی و ناکارآمد ، تکنیک های آموزش زبان را که بسیار نتیجه بخش تر خواهند بود استفاده میکنم تا هم یادگیری بهتری صورت بگیرد و هم از کلاس درس لذت ببرند.

۵. کتاب های قدیمی و ناکارآمد: بخش عظیمی از بی نتیجه بودن آموزش زبان در مدارس به نوع نگارش کتاب ها بر میگردد. که همین موضوع معلم را برای اجرای روش های تدریس متنوع و جذاب تر محدود می کند و اهداف مورد نظر عملی نمی شوند.

نتیجه گیری ← با وجود بیان تمام موارد فوق، باز هم امکان عملی نشدن برخی از آنها وجود دارد اما من به عنوان معلم موظف هستم تا تمام تلاش خود را حتی با وجود برخی محدودیت ها و چالش ها کرده و سعی داشته باشم تا مفاهیم و اصول اساسی را به دانش آموزانم انتقال دهم. اصولی که نه تنها در کلاس درس بلکه در زندگی فردی و اجتماعی شان نیز لازم و ضروری خواهد بود.

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
ویرایش شده توسط

《به نام خدا》

مقدمه:

     اینجانب سارا کوهستانی، دانشجومعلم رشته‌ی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان شهید باهنر، پس از اتمام دوره‌ی دانشجویی خود ان شاء الله به خدمت و تدریس زبان انگلیسی در یکی از مدارس منطقه‌ ی ۱۶ خواهم پرداخت.     از آن رو که بنده در ابتدای مسیر تدریس و حرفه‌ی معلمی قرار دارم، داشتن چشم انداز و برنامه‌ای جامع و راهبردی به منظور ایجاد چهارچوبی اخلاقی و حرفه‌ای را برای خود واجب و ضروری می دانم؛ لذا بیانیه‌ی آتی را بعنوان رزومه و برنامه‌ای برای خود خواهم نوشت.

پاسخ سوال اول:

     تفسیر شخصی من از معلمی و جایگاه معلم این است که یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مشاغل در جامعه می باشد. چرا که معلمان نه تنها دارای مسئولیت خطیر پرورش و آموزش دانش‌آموزان هستند بلکه نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی و جهت‌دهی به شخصیت و اندیشه‌های آینده‌ی جامعه دارند. آنها به عنوان راهنما و الگویی برای دانش‌آموزان عمل می‌کنند و می‌توانند تأثیر بسزایی در زندگی آنها داشته باشند.

     از این رو جایگاه معلمان در جامعه بسیار حیاتی است. آنها برای آموزش و پرورش نسل جوان و تأمین آینده‌ی کشور مسئولیت سنگینی بر دوش دارند. علاوه بر این، معلمان به عنوان مدیران کلاس، می بایست به تقویت و توسعه‌ی مهارت‌ها و استعدادهای دانش‌آموزان کمک کرده و آنها را در جهت رشد و پیشرفت هدایت کنند.

     بنابراین، معلمان باید از احترام و عزت و توجه کافی به مطالبات خود بهره‌مند شوند.

پاسخ سوال دوم:

     ارتباط متقابل بین خداوند، انسان و جهان طبیعت بر اساس اصل توحید، یعنی اعتقاد به یکتایی خداوند بنا شده است.

     خداوند که آفریننده و حاکم جهان طبیعت و انسان است، به عنوان منبع حکمت، عدالت و رحمت شناخته می‌شود و همه مخلوقات به او وابسته هستند.

     انسان به عنوان موجودی که از عقل و اختیار برخوردار می باشد، مسئولیت‌ حفظ و مراقبت از جهان طبیعت و موجودات آن را بر عهده دارد.

     و جهان طبیعت نیز در اسلام به عنوان آفرینش خداوند و نشانه‌ای از قدرت و حکمت الهی توصیف می‌شود.

انسان، بعنوان خلیفه ی خداوند بر روی زمین مسئول حفظ تعادل هماهنگی در جهان طبیعت است و باید با محبت و احترام با آن رفتار کند و قدر آنرا بداند.

بعنوان یک معلم احساس وظیفه میکنم که ارتباط بین خداوند، انسان و جهان طبیعت که بر پایه حفظ تعادل و عدالت در جهان، مسئولیت‌پذیری نسبت به محیط زیست، و تقویت ارتباط با خداوند و رویکرد مسئولانه ی انسان در جهان طبیعت استوار است را به شاگردانم بیاموزم.

پاسخ سوال سوم:

به شخصه اهداف آموزشی نزدیکی با اهداف استراتژی cognitivism در تدریس دارم. تمرکز این رویکرد بر تقویت فرآیندهای شناختی دانش‌آموزان مانند حافظه، تفکر، حل مسئله و دانش پژوهی‌ست.

ارتقاء تفکر انتقادی یکی از مزایایش است. cognitivism به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا اطلاعات را شخصا تحلیل کرده و به نتایج منطقی و معقولی برسند.

ارتقاء توانایی حل مسئله مزیت بعدی این رویکرد آموزشی‌ست که به دانش‌آموزان کمک می‌کند با استفاده از دانش و تجربه خود، مسائل پیچیده را حل کنند.

افزایش تعامل من با دانش‌آموزان نیز ضروریست. که باعث می‌شود دانش‌آموزان به صورت فعال‌تر در فرآیند یادگیری شرکت کنند و از تجربیات همدیگر بهره ببرند؛ و این بسیار بهتر از آنست که من متکلم وحده باشم و دانش آموز، صم و بکم و عمی سرکلاسم بنشیند.

پاسخ سوال چهارم: 

داخل کلاس:

اجرای جذاب درس و موثر: یک معلم اثربخش باید توانایی طراحی و اجرای درس‌هایی را داشته باشد که دانش‌آموزان را به یادگیری تشویق کند و از روش‌های تدریس متنوع استفاده کند.

بیرون از کلاس:

همکاری با والدین: یک معلم اثربخش باید توانایی برقراری همکاری موثر با والدین دانش‌آموزان را داشته باشد تا بهبود یادگیری دانش‌آموزان را در خانه نیز تضمین کند.

ارائه مستمر بازخورد: من باید توانایی ارائه بازخورد مستمر به دانش‌آموزان و والدین آن‌ها را داشته باشم تا آن‌ها بتوانند در جهت تحقق اهداف یادگیری پیش بروند.

شرکت در فعالیت‌های حرفه‌ای: به عقیده‌ی من یک معلم اثربخش باید به شکل مستمر در فعالیت‌های حرفه‌ای شرکت کند، مطالعات خود را به‌روز نگه دارد و از روش‌های آموزشی نوین استفاده کند.

پاسخ سوال پنجم:

پرورش و تقویت تفکر انتقادی در کودکان به تقویت اعتمادبنفس می انجامد.

تشویق به پرسش: باید کودکان را تشویق کرد که سوال بپرسند و برای دستیابی به پاسخ‌های منطقی و معقول ذهن خود را درگیر کنند. راهنمایی آنها به جای مستقیما پاسخ دادن به سوالاتشان و ارائه فرصت برای تفکر و بررسی مسائل به آنها کمک می‌کند تا ذهن آن‌ها تفکر انتقادی را تقویت کند.

ترویج بحث و مناظره: ساختن فضایی که کودکان بتوانند آزادانه نظرات خود را ارائه دهند و با دیگران به بحث بپردازند، به آن‌ها کمک می‌کند تا نقدهای مختلف را بشنوند و آن‌ها را با منطق و دلایل منطقی پشتیبانی کنند.

ترغیب به تحلیل و ارزیابی: وقتی کودکان با مسئله‌ای مواجه می‌شوند، بهتر است تشویق شوند تا جوانب مسائل مختلف را بررسی کنندو قضاوت ها و تصمیمات خود را بر اساس اطلاعات درست و منطق بگیرند.

ارائه چالش‌های ذهنی: فعالیت‌هایی که کودکان را به چالش بکشد و آن‌ها را به فکر کردن عمیق و حل مشکلات تشویق کند، به تقویت تفکر انتقادی کمک می‌کند. مثلاً، حل مسائل ریاضی پیچیده، مطالعه مسائل اخلاقی، یا حتی خواندن داستان‌هایی که دو راهی های اخلاقی را مطرح می‌کنند.

باید به کودکان آموخت که هر ادعا و نظری که دارند، باید دلایل و منطق پشت آن را نیز ارائه دهند و این به تقویت تفکر منطقی و انتقادی آن‌ها کمک می‌کند.

پاسخ سوال ششم:

ساحت اعتقادی، اخلاقی و عبادی‌:‌مهارت خود شناسی در نهایت منجر به خداشناسی و یافتن راه درست می شود. از این رو همواره تلاش میکنم تا با مطالعه بسیار درموضوعات مختلف مخصوصا دینی به درک درستی از خود و جهان پیرامون برسم و به دانش آموزان انتقال دهم. 

مهارت مطالعه: درباره سیره ائمه، مطالعه روزانه قران و تامل بر آن، تلاش مداوم جهت ارتقای ابعاد معنوی وجودی خویش و دیگران از طریق برقراری ارتباط با خداوند و دعوت دیگران به دین‌داری و اخلاق‌مداری.

ساحت سیاسی-اجتماعی:

مهارت نظم و مسئولیت پذیری در اجتماع: مسئولیت ‌پذیری یعنی متعهد شدن برای انجام کاری که به ما واگذار شده و پذیرش پیامدهای آن. به همین دلیل سعی بر این دارم تا با برنامه ریزی و عمل، نترسیدن از شکست و درس گرفتن، فاصله گرفتن از کمال گرایی و مدیریت وقت، این مهارت را در خود تقویت کنم. مشارکت جمعی: مشارکت در محیط های اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول اخلاقی.

ساحت اقتصادی:

برنامه ریزی مالی و تقویت مهارت پس انداز و داشتن هدف های کوتاه مدت و بلند مدت برای پول خود. اصلاح الگوی مصرف: پیشگیری از خرید خارج از نیاز و صرفه جویی در استفاده از منابع طبیعی.

ساحت علمی:

ارتباط با طبیعت: از طریق شناخت و استفاده از طبیعت باهدف تکریم، آبادانی و آموختن از آن برای کشف علوم مختلف مهارت بهره گیری از نتایج تجارب دیگران و گذشتگان.

ساحت فیزیکی و زیستی

تلاش برای حفظ سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران

کوشش فردی و جمعی برای حفاظت از محیط ‌زیست و احترام به طبیعت.

ساحت هنری:

درک معنای پدیدهها و هدف رویدادهای طبیعت و جهان هستی برای درک آن و جایگاه انسان در آن.

تقویت مهارت های هنری: مهارت هایی همچون نقاشی، شعرخوانی، نویسندگی، تصویرگری و... روح انسان را به لطافت نزدیک میکند و در تدریس کمک شایانی میکند.

پاسخ سوال هفتم:

۱. صداقت: یکی از اصول اخلاقی مهم در زندگی، صداقت است. به عنوان مثال، وقتی یک کودک به دوستش دروغ می‌گوید و به جای اینکه صادق باشد، سعی می‌کند از مسئولیت خود فرار کند، این اصل اخلاقی نقض می‌شود.

۲. عدالت: عدالت به معنای برخورد منصفانه و بدون تبعیض با دیگران است. به عنوان مثال، وقتی یک کودک در بازی‌های گروهی به دیگران فرصت مناسب را نمی‌دهد و برای خودش تمام مزایا را می‌خواهد، اصل عدالت نقض می‌شود.

۳. مسئولیت‌ پذیری : این اصل اخلاقی به معنای پذیرش مسئولیت برای اعمال و رفتارهای خود است. به عنوان مثال، وقتی یک کودک برای اشتباهات خود به جای پذیرش مسئولیت، دست به توهین یا تخریب دیگران می‌زند، اصل مسئولیت پذیرفته نمی‌شود.

۴. انسجام حرف و عمل: این اصل به معنای تطابق بین اعمال و ارزش‌های شخص است. به عنوان مثال، وقتی کسی اظهار میکند تمایل به حل مسائل با همکارانش دارد، اما در عمل به تنهایی کار می‌کند، اصل انسجام نقض می‌شود.

۵. محبت و همدلی: این اصل به معنای حمایت عاطفی از دیگران است. به عنوان مثال، وقتی یک کودک دیده که یک همکلاسی هایش آزار دیده می‌شود و به جای کمک کردن، او را سرزنش می‌کند، اصل محبت و همدلی نقض می‌شود.

دارای دیدگاه توسط (140 امتیاز)

پاسخ سوال هشتم:

مبانی اخلاقی و انسانی در تعلیم و تربیت اولویت من خواهد بود؛ از آنجا که انسان موضوع تعلیم و تربیت است و این انسان است که ما در جهت تربیت آن می کوشیم؛ بنابراین شناخت انسان به طور کامل از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چرا که پس از رسیدن به شناخت کاملی از انسان است که میتوانیم روش هایی در جهت تربیت او تدوین کنیم.

برای مثال؛ آگاهی از گرایش ها و امیال مختلف انسان مانند گرایش به زیبایی ها، گرایش به کمال و خداپرستی و... از جمله مواردی است که با شناخت آن ها میتوانیم در جهت تعلیم و تربیتی صحیح و موثر او بکوشیم.

هر ارزشی اخلاقی قابل اثبات است. بنابراین زمانی که من به عنوان معلم با بیان دلیل علت وجود ارزش ها و افعال مختلف را برایشان توضوع داده و قانعشان کنم، آنها درک بهتری نسبت به همه چیز پیدا می کنند . و به دنبال آن با تقویت تفکر استدلالی، دانش آموزان با درک علت ها هدفمند تر برای ارزش ها و نیز مسئولیت هایشان تلاش می کنند. این موضوع حتی می تواند مربوط به درس خواندن و اینکه اصلا به چه منظور باید درس بخوانند هم مربوط می شود.

همه‌ی انسان ها در هر طبقه اجتماعی به یک میزان محترم و ارزشمند هستند. از آنجایی که شغل من معلم در وهله اول در ارتباط مستقیم و تاثیر گذار با گروهی از انسان ها با روحیه ای حساس است، باید سعی کنم این اصل را به خوبی رعایت کنم. برای مثال من حق ندارم دانش آموزی که درس ضعیف تر یا شرایط مالی نابسامانی دارد را با چشم تحقیر نگاه کنم یا نامحترم بدانم؛ بلکه باید با رفتارم و رعایت عدالت و ادب بین همه دانش آموزان به بقیه نیز این اصل را آموزش دهم.

پاسخ سوال نهم:

مهمترین تکنیک من برای داهنمایی دانش آموزان و تدریس درس زبان؛ روش "I Do, We Do, You Do" یک روش آموزشی است که برای یادگیری مفاهیم و مهارت‌ها استفاده می‌شود. در این تکنیک، ابتدا معلم نمونه‌ای از یک مفهوم یا مهارت را به دانش‌آموزان نشان می‌دهد (I Do)، سپس با هم دست به کار می‌شوند تا مفهوم یا مهارت را با هم تمرین کنند (We Do)، و در نهایت دانش‌آموزان به تنهایی از مفهوم یا مهارت استفاده می‌کنند (You Do). به عبارت دیگر، در قسمت "I Do"، معلم نشان مثالی از چگونگی اجرای یک وظیفه یا حل یک مسئله را به دانش‌آموزان نشان می‌دهد. در قسمت "We Do"، دانش‌آموزان با هم و با راهنمایی معلم، تمرین می‌کنند و به صورت گروهی فعالیت مورد نظر را انجام می‌دهند. در نهایت، در قسمت "You Do"، دانش‌آموزان به تنهایی و بدون راهنمایی، مفهوم یا مهارت را اجرا و تمرین می‌کنند.

با استفاده از این تکنیک، دانش‌آموزان فرصت دارند تا ابتدا با دیدن نمونه از اجرای صحیح، سپس با تمرین گروهی و در نهایت با اجرای تنها، مفهوم یا مهارت را یاد بگیرند. این تکنیک به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا به صورت فعال در فرآیند یادگیری شرکت کرده و مفاهیم را بهتر درک کنند.

پاسخ سوال دهم:

از نظر من سیستم آموزشی در ایران ایرادات گاها بنیادین (اما قابل حل به شرط مسئولیت‌پذیری مسئولان مربوطه) دارد. شامل:

۱.نبود سیستم مناسب ارزیابی: برخی از مدارس، به خصوص در تهران، با مشکلاتی در سیستم ارزیابی و نظارت بر کیفیت آموزش و پرورش روبرو هستند. عدم وجود یک سیستم منسجم و کارآمد برای ارزیابی عملکرد مدارس و معلمان می‌تواند باعث کاهش کیفیت آموزش و پرورش شود.

۲.نقص در بخش امکانات و تجهیزات: بسیاری از مدارس در تهران با مشکلاتی مانند کمبود امکانات و تجهیزات آموزشی روبرو هستند. این موضوع می‌تواند تأثیر منفی بر تجربه آموزشی دانش‌آموزان داشته باشد.

۳.پرهیز از استفاده از روش‌های نوین آموزشی: برخی از معلمان و مدیران مدارس در تهران ممکن است به دلیل عدم آشنایی یا عدم اعتقاد به روش‌های نوین آموزشی، به روش‌های سنتی و قدیمی تر تمایل داشته باشند که ممکن است منجر به کاهش جذابیت و کارآمدی فرآیند آموزش و پرورش شود.

۴.مشکلات مالی: بسیاری از مدارس در تهران با مشکلات مالی روبرو هستند که می‌تواند به کاهش کیفیت آموزش و پرورش منجر شود. این شامل حقوق پایین معلمان، کمبود منابع مالی برای تجهیزات آموزشی و سایر هزینه‌های مدرسه است.

۵. نبود برنامه‌های مناسب برای توسعه حرفه‌ای معلمان: بسیاری از معلمان در تهران نسبت به فرصت‌های مناسب برای توسعه حرفه‌ای خود دچار مشکل هستند. عدم وجود برنامه‌ها و فرصت‌های مناسب برای آموزش و پژوهش معلمان می‌تواند به کاهش کیفیت آموزش منجر شود.

نتیجه گیری:

با توجه به اصول شخصی، تکنیک های مورد نظر بنده لازم است که من بعنوان یک معلم و دیگران در جایگاه خود؛  با حل چالشها، وجدان‌کاری و پایبندی به اصول اخلاقی و قرآنی، کیفیت آموزش و پرورش را بهبود بخشیم و تا دانش‌آموزان از فرصت یادگیری بهتر و مناسب‌تری بهره مند شوند.

7 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (142 امتیاز)

به نام حق

رقیه ملکی هستم دبیر زبان انگلیسی در منطقه اسلامشهراز شهرستان تهران

از نظر بنده تربیت امری پیچیده و وادی صعب العبوری می‌باشد که یک معلم نیازمند « بیانیه ارزشمند فلسفی معلمی» چراکه معلم به تنبیه و تشویق و ارزشیابی میپردازد. نباید گمان کند که بی‌واسطه و بدون هر تصور و نظری معین که می‌توان از فلسفه بدست آورد به عمل میپردازد. 

۱.جایگاه معلم.

 در جامعه انسانی، اساسی‌ترین کار، تعلیم و تربیت است. کسی‌که این رسالت را به دوش می‌کشد « معلم » است. کار معلمی به هرگونه تلاشی که برای هدایت، تکامل و تعلیم و آموزش انسان، صورت میگیرد اطلاق میشود. تفسیر بنده از معلمی، شغلی با عشق و علاقه است و من کسی هستم که می‌کوشم با آموزش و پرورش ،استعدادها را کشف کنم و زمینه رشد فرد و اجتماع را فراهم سازم. در این رسالت عظیم تا زمینه‌ها فراهم نباشد، کار تربیت بنده عقیم و نازاست

2. خداوند نخستین معلم انسانهاست.

درآیات قرآن کریم، خداوند خود را «معلم» می خواند و جالب اینکه معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده‌ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده‌است. این معلم بزرگ عالم هستی گاه به آدم تمامی علم اسما را می‌آموزد، و گاه به نوع انسان آنچه را که نمی‌داند و به آن نیاز دارد، تعلیم می‌دهد. معلمان هم پلی برای یادگیری تمامی مطالب به انسان‌ها بدون هیچ قید و شرطی.

 3. اهدافِ منِ معلم.

من میخواهم هر لحظه شادی ساختن و لذت بردن از هر لحظه زندگی را به دانش‌آموزان گوشزد کنم. آنها را با بزرگ‌ترین پس‌انداز دنیا آشنا میکنم؛ بهشون یاد میدم که خودِ هر فردی می‌تواند بزرگ‌ترین سرمایه برای خودش باشد تا جایی که توان دارند باید روی خودسازی فکر کنند و در هرلحظه خودشان را اولویت قرار دهندو خودشان را دوست بدارند. من به آنها آموزش خواهم داد که اگر با خود مهربان باشید با دیگران هم مهربان خواهید بود و اگر برای شخصیت خود احترام قائل باشید، نسبت به دیگران بی‌تفاوت نخواهید بود و آنها هم با شما  اینگونه رفتار خواهند داشت

۴. نقشِ منِ معلم.

تدریس زبان به روش‌های مختلف همیشه برای زبان‌آموزان جذاب و تشویق اکثریت را به دنبال داشته است. با انجام بازی و به کارگیری روش‌های غیرمستقیم نظیر برنامه‌های هنری و قصه‌گویی با نقش های زنده آگاه خواهند شد و آنها برای نقش‌آفرینی در دیدگاه‌های مختلف در جامعه آشنا می‌شوند و در جامعه کاری با هرنوع چالش، جویای راه‌حل مطابق با احوال خود خواهند شد. مشارکت زبان آموزان آنها را در تیم ورک ( کار گروهی ) قوی می‌کند و با تصاویر متنوع و موزیک و ویدیوی مربوطه کلاس شاد و مفرحی میسازد.

5. ایجاد خردورزی و تفکر انتقادی توسط منِ معلم.

برای ایجاد این بخش، بنده فیلم و کتاب را بهترین منبع میدانم. در خصوص موضوع مربوطه کتاب در کلاس( کتاب یا فیلم مربوطه بعد از بازبینی توسط خودم)، به عنوان تکلیف به بچه‌ها معرفی میکنم و بچه‌ها به قضاوت یا تشخیص درست و غلط از دیدگاه خود، قادر می‌سازم. وبا سوال جایگزینی خودتان با نقش اول داستان آنها را خردورزی دعوت میکنم. تفکر انتقادی نوعی تلنگر است که مارا با شخصیت خود آشنا می‌سازد که گاهی به درون خود سر بزنیم و جویای احوالش باشیم.

دارای دیدگاه توسط (142 امتیاز)

6. ساحت شش‌گانه تربیت

این ساحت باید همه جانبه و متوازن برای دانش‌آموزان باشد.                               ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی: همه‌ی ما معلمان باید اختیار این را داشته باشیم که بچه‌ها را به پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام اعم از حجاب و چگونگی پوشش، دعوت کنیم چرا که خداوند عقل و اختیار را در کنار هم برای یکدیگر خواستار بوده‌اند. خودشناسی که قبل از آن باید به خودسازی فکر کرده باشیم و جامه‌ی عمل به آن بپوشانیم.

ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای: 

باید به زبان آموزان یاد بدهیم که آدم پویا همیشه باید همانند جویبار جاری و روان و فعال و با جنب و جوش و حرکت باشد و با استعداد خود در رشد استقلال اقتصادی جامعه و کار‌آفرینی بکوشد.

ساحت تربیت علمی و فناوری:

بدون برنامه‌ریزی اجرای آگاهانه صورت نمیگیرد. پس زبان آموزان با یافته های علمی  و فناورانه و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت کشف راه‌های جدید برای وصول به اهداف متعالی بکوشد. 

ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:

اگر زبان آموزان را با تاریخ و فرهنگ آشنا کنیم آنها ادامه دهنده نسل خواهند بود در غیر اینصورت هیچگونه یادی از نیاکان باقی نخواهد ماند. حفظ آداب و رسوم و هنجارها و ارزش‌های جامعه، جامعه‌ای زنده در پی خواهد داشت.                                    ساحت تربیت زیستی و بدنی: 

درک ویژگی‌های زیستی خود و پاسخگویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش باید یکی از اهداف بنده در کلاس باشد و تلاش فردی و جمعی برای حفظ و ارتقای سلامت و ایمنی افراد جامعه در سطح محلی و جهانی. 

ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری: 

مطالب اگر باسلیقه‌ی هنری زبان‌آموزان همسو باشد، بهتر از دیگر مطالب یاد میگیرند. کلاس برای سنین پایینتر باید با توجه به زمان خود با متدهای مختلف تزیین و زیبا شوند تا کلاس جذاب به چشم زبان آموزان بیاید.

دارای دیدگاه توسط (142 امتیاز)

7. مفهوم اخلاقی و اجتماعی :

یکی از مهم‌ترین مفهوم اخلاقی و اجتماعی که به نظرم زبان‌آموزان باید بیاموزند و یاد بدهیم این است که : ۱. گفتار و کردار خود را با هم مطابقت دهند، هرچه را که میگویند، عمل کنند.۲. فخر فروشی نکنند! هر چند که قبل از آموزش به زبان آموزان، خودِ معلم باید فخر فروشی نکنند. من باید مراقب باشم که ازینکه دیگران دانش‌آموز من هستند، لذت نبرم و مغرور نشوم و فخرفروشی معلومات را از خود دور سازیم. ۳. باید به زبان آموزانم یاد بدهم که همیشه نقاط ضعف دیگران را به لحاظ دانایی( علم و تجربه) و توانایی(فهم و تفکر) در نظر داشته باشد. ۴. انصاف و عدالت یکی از اصول مهم اخلاقی و انسانی است که در همه‌ی شرایط و در همه‌ی جایگاه باید رعایت کنند.۵. مسئولیت پذیری و مسئولیت جمعی نقش مهمی در خودسازی دارد که باید در اولویت قرار بگیرد.

8. ا‌صول هستی شناسی:

اصل توحید و مراتب آن اصل می‌تواند بزرگ‌ترین اصول تربیتی هر معلم اسلامی در کشور اسلامی باشد. یکی دانستن و یکی شمردن خداوند یعنی اینکه هرچه داریم از اوست. برای زبان آموزانم نیازی به مثال و نمونه نیست هر آنچه که می‌بینیم و اطراف ماست از لطف خدا برای ما که اشرف مخلوقات خدا هستیم، میباشد. 

9. هیچ کس یک معلم خوب را از یاد نخواهد برد عوامل زیادی برای تاثیرگذاری بر محیط و دانش‌آموزان وجود دارد اعم از اخلاق و دانش و ادب. من که یک معلم زبان هستم اگر در تلفظ و مهارت در مکالمه و تسلط بر قواعد زبان حرفی برای گفتن داشته باشم، بی‌دریغ همه مجذوب یادگیری خواهند شد. 

10. ۱. یادگیری مطالب فقط برای کسب نمره نباشد، همه دانش آموزان در طول سال به مدرسه می‌روند برای گرفتن نمره دلخواه خود، نه یادگیری مطالب درس. ۲. کلاس باید دانش آموز محور باشد و معلم نقش نماینده یا مبصر نداشته باشد۳. رقابت کلاس براساس نمره حذف شود و جایگزین آن رقابت استعدادی باشد. ۴. تفاوت نژادی و مذهبی و جنسیتی برداشته شود و هرمعلمی بتواند به هر منطقه‌ای به دانش‌آموز تدریس کند.۵. به دانش آموزانمون آزادی بیان و افکار و نظر در هر مساله و در هر زمان به آنها داده شود.

نتیجه گیری: من یکی از معلمان کشور اسلامی هستم باید برای هر مسئله و چالش از یاد خدا غافل نشوم و مصلحت دانش‌آموزان را با شرایط فردی برای ارتباط با آنها در نظر بگیرم . هیچ دانش‌آموزی محبت را فراموش نمیکند و با رفتار خوب باید جذاب بودن کلاس را در اولویت قرار دهم.

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
ویرایش شده توسط
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه: بنده فاطمه فلاح هستم و انشاءالله در استان تهران، شهرستان بهارستان مشغول به تدریس زبان انگليسی خواهم شد. مهربان، دلسوز، صبور و مشتاق به آموزش به دیگران، همواره در حال یادگیری و افزایش توانایی های خویش هستم. همیشه تلاشم را می کنم خلاق و خوش ذوق و انعطاف پذیر باشم. به نظر من ما باید یک بیانیه ی ارزشمند فلسفی داشته باشيم تا تکلیفمان با خودمان معلوم باشد و به طور مشخص و دقیق بدانیم ارزش ها و اهدافمان در حوزه تدریس و تربیت چیست و به چه دلیل این ها را انتخاب کرده اییم و چگونه می توانیم کیفیت آنها را بهبود بخشیم.

سوال یک)

به عقیده من معلمان یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین نقش ها را در جامعه دارند زیرا آنها الگوی هدايت گر دانش آموزان در طی دوازده سال تحصیل هستند و میزان تاثیر گذاری آنها بسیار بالاست. طبق نظر مقام معظم رهبری، اگر معلم نقش سازنده اش را به خوبی ایفا کند و تدبير و دلسوزی داشته باشد، همه ی مشکلات جامعه حل می شود. معلم با درایتش می تواند در های معرفت و دانش را به روی انسان بگشاید و باعث پیشرفت دانش آموزان از لحاظ های فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی و معنوی شود. معلم حتی می تواند باعث ایجاد علاقه به یک درس در دانش آموز و یا برعکس از بین رفتن انگیزه و عشق شود‌. معلمان حتی می توانند به شهدایی با نام و یاد هایی جاودان مانند شهید مطهری تبدیل شوند و جریان ساز باشند اما متاسفانه معمولا اهمیت بالای معلمان در جامعه حتی توسط خودشان دست کم و نادیده گرفته می شود.

سوال دو)

رابطه انسان و خدا یک رابطه دو طرفه است بین خالقی که کمال مطلق و مخلوقی که نیازمندی محض است و این نخستین و مهم ترین رابطه است. وقتی ما به خدا متصل باشیم، اگر تمام جهان هم با ما قطع ارتباط کنند هیچ وحشتی نخواهيم داشت. به معرفت انسان به رابطه خودش با جهان، خودآگاهی جهانی می گویند و همه موجودات درک و میلی فطری و طبیعی با جهان هستی دارند تا نسبت به آن آگاهی پیدا کنند. رابطه انسان با جهان دربردارنده وابستگی خالص ارادی انسان به خدا و تمام حقایق هستی است. ایجاد چنین رابطه‌‌ای وابسته به کیفیت ایمان، اعتقاد و نحوه روابطی است که با مراتب وجودی خود با اجتماع، طبیعت و از همه مهم‌تر با خداوند داریم.

سوال سه)

یکی از اهدافی که دوست دارم دانش آموزانم به آن دست پیدا کنند این است که به توانایی هایشان باور و ایمان پیدا کنند، هدف واقعی ای که برایشان ساخته شدن و با رسیدن به آن خوشحال خواهند بود را پیدا کنند. از سردرگمی و حیرانی بی هدف بودن رهایی یابند و درس خواندنشان با بی انگیزگی و به اجبار نباشد. بتوانند این مسیر طاقت فرسا را لذت بخش کنند و هر روز زندگی‌شان مفید و پر از یادگیری جدید باشد. می خواهم بتوانند اعتماد به نفسشان را در سطح بالایی حفظ نمایند و از حصار منطقه امنشان خارج شوند، عیب و نقص هايشان را بپذیرند و کمال گرایی را کنار بگذارند و بتوانند روی پای خودشان بایستند و گلیم خودشان را در سختی ها از آب بیرون بکشند‌ و وابسته کمک دیگران نباشند. یاد بگیرند چگونه می توانند اراده شان را تقویت کنند و برای یک هدف والا و باارزش تلاش کنند.

سوال چهار)

به عنوان یک معلم متعهد علاوه بر اینکه باید در حوزه ی تخصصم تمام سعی ام را برای به حداکثر رساندن بازدهی و یادگیری دانش آموزان به کار گیرم، در اصلاح و پرورش تفکرات دانش آموزان هم باید موثر باشم، یعنی در ابتدا اعتماد و محبت دانش آموزان را به خود جلب کنم و سپس به طور غیر مستقیم بسیاری از مهارت ها را در وجودشان نهادینه کنم برای مثال می توانم به آنها چگونگی مقابله با استرس را آموزش بدهم، توانایی ای که حتی خارج از کلاس درس و در تمام جنبه ها و لحظات زندگی نجات دهنده و ضروری است یا مثلا مدیریت زمان و نحوه ی برنامه ریزی درست و مناسب. این ها مسائلی هستند که خود من هم باید در زندگی شخصی بلد باشم و چه بهتر که بتوانم دانش آموزان را تا وقتی مشتاق هستند با این موضوعات آشنا کنم تا کمتر اشتباه‌ کنند و آسیب ببینند.

سوال پنج)

توسعه ی تفکر انتقادی در درون دانش آموزان که یکی از روش های حل مسئله است، یکی از موضوعات بنیادی است. می توان دانش آموزان را تشویق به مشارکت و تفکر درمورد عقاید و نظرات دیگران کرد تا به یک تحلیل درست برسد. باید به او کمک کنیم قبل از پذيرفتن هر چیزی، نقاط قوت و ضعف آن را برسی کرده و بتواند برای موافقت یا مخالفتش دلیل منطقی بیاورد. به آنها یاد بدهیم تا جزئی نگر و شنونده ی خوبی باشند و از آنها سوال کنیم و با چرایی چیز ها ترغیبشان کنیم. در مورد خردورزی هم می توانیم برای مثال با داستان ها و متون ادبی، بازی های فکری و فعالیت های نمایشی قدرت درک و تفکرشان را افزایش دهیم.

سوال شش)

ساحت اعتقادی، عبادی، اخلاقی: با قرآن انس بگیرم و مفاهیم و آموزه های آن را در زندگی به کار بگیرم، سیره پيامبران و امامان (ع) را مطالعه کنم و آنها را الگو قرار دهم.

ساحت اقتصادی و حرفه ای: اخلاق اقتصادی مانند پرهیز از اسراف و تجمل گرایی، رعایت حق الناس و نیکوکاری را رعایت کنم، مهارت های اصلی کار آفرینی را کسب کنم و راه حل های کاربردی برای مدیریت مسائل اقتصادی پیدا کنم‌.

ساحت علمی و فناوری: در مورد یافته های بشر در حوزه فناوری اطلاعاتم را گسترش دهم و از این معلومات بهره مفید بگیرم، مهارت های پایه فناوری را یاد بگیرم و برای افزایش کیفیت تدریس از آنها استفاده کنم.

ساحت اجتماعی و سیاسی: مهارت های شهروندی را بیاموزم و وظیفه و مسئولیت های خودم را در قبال جامعه انجام دهم، از قوانین و مقررات پیروی کنم و حق اجتماعی دیگران را رعایت کنم.

ساحت زیستی و بدنی: ویژگی ها و توانمندی های جسمی خودم را بشناسم و سلامت و شادابی بدنم را ارتقا دهم، با مشارکت در تفریحات و فعالیت های ورزشی و سالم دانش آموزان را هم به انجام آن تشویق کنم.

ساحت زیبا شناختی و هنری: قدرت تخیل، تجسم و ایده پردازی خودم را با خلق آثار هنری تقویت کنم، عناصر زیبایی ساز در پیرامونم را بشناسم و با درک اهمیت آنها فضای اطرافم را ارتقا دهم.

سوال هفت)

●راست گویی و صداقت: برای اینکه دانش آموزانم فرد مورد اعتماد و قابل احترامی بشوند و حرف هایشان ارزشمند و روابطشان تحکیم شود.

●امانت داری و مورد اطمینان بودن: تا تحت هر شرایطی حقوق مالی و معنوی دیگران را محفوظ نگه دارند و به عهد و پيمانشان وفادار و پایبند باشند.

●صبور بودن در تنش ها: تا بر احساسات و هیجانات خود کنترل و تسلط داشته باشند و از سلامت روانی بهتری برخوردار باشند و راحت تر به اهدافشان برسند.

●شکرگزاری و خوش بین بودن: قدر نعمت ها و موهبت هایی که در اختیار دارند را بدانند تا شاد تر باشند و عزت نفسشان افزایش پیدا کند.

●کسب رزق و روزی حلال: این گونه برکت بیشتری در امورشان خواهد بود، دين داری شان تقویت می شود و قلبشان نورانی تر شده.

سوال هشت)

●ارزش شناسی: به عقیده ی من آزادی حقیقی که یعنی موانع بیرونی و درونی ای در رسیدن ما به کمال و انجام اعمال شايسته و درست وجود نداشته باشد، بسیار مهم است. نباید اجازه بدهیم هوا و هوس معبود ما بشوند و بر گوش و دلمان مهر بزنند و بر روی چشمانمان پرده ی غفلت بی اندازند. مواردی مانند تکبر و حسادت و و دنیازدگی و...است که مانع آزادی ماست‌.

●معرفت شناسی: دیدگاه اسلامی این که علم دست یافتنی است را امری مسلم و قطعی می داند، درست است که ما هنگام تولد ناآگاه هستیم اما خدا این ابزار کسب معرفت را در اختیار ما قرار داده است و این شامل امور غیر مادی و غیر محسوس و ماورای طبیعی نیز می شود، حتی غیبی که فرشتگان از درک آن عاجزند.

●انسان شناسی: یکی از مهم ترین اصول این مبنا این است که همه ی انسان ها علی رغم جنسیت و نژاد و ملت و زبان و....یکسان و برابر هستند و هیچکس بر دیگری برتری ای ندارد مگر به تقوای الهی پس مردم سرشت و فطرت الهی مشترک دارند، در برخورداری از نعمت های الهی تفاوتی ندارند، ارزششان یکسان است و در برابر قانون مساوی هستند.

●هستی شناسی: آفرينش جهان با این همه وسعت و عظمت قطعا بيهوده و بازیچه نیست و در آن نشانه هایی برای صاحبان عقل و اندیشه هست. هدف حکیمانه خداوند از آفرینش، کسب سود و رفع نیاز های خود نبوده. آفرینش جهان مقدمه ای برای آفرینش انسان و هدف آفرینش انسان نیز آزمودن او در مسیر رشد است.

سوال نه)

به نظر من مهم ترین تکنیک در حوزه تدریس این است که بتوانیم دانش آموزان را علاقمند و هیجان زده نگه داریم تا در تمام طول تدریس میزان مشارکت‌شان بالا باشد، هر چه دانش آموز فعال و مشتاق تر باشد یعنی معلم عملکرد بهتری داشته و همین همراهی موجب پیشرفت جمعی و جو جذاب کلاس می شود و به هر دو طرف انرژی مضاعف می بخشد. وقتی به دانش آموز اجازه می دهیم تا با ما تعامل داشته باشد و نظراتش را به اشتراک بگذارد و منفعل نباشد، یادگیری همه جانبه خواهد شد. از موارد موثر دیگر این است که فضلی کلاس صمیمی و راحت باشد تا دانش آموز احساس امنیت و با ارزش بودن بکند، تنوع و خلاقیت کلاس را از حالت کسل کننده خارج می کند و باید همواره رفع نیاز های دانش آموزان را در اولویت قرار داد.

سوال ده)

۱. بین دانش آموزان تبعیض قائل نخواهم شد و همواره این مسئله که تک تک دانش آموزان از لحاظ علاقه و هوش با یکدیگر متفاوت و منحصر به فرد هستند را در رأس قرار خواهم داد. این نکته که در هر کدام از دانش آموزان به شیوه های مخصوص و ویژه ی خودشان یادگیری اتفاق می افتد توجه خواهم کرد و به استعداد های گوناگونشان اهمیت خواهم داد.

۲. تلاش می کنم تا در حد توان خودم جذابیت محیط و فضای کلاس را افزایش دهم و توجه دانش آموزان را جلب کنم تا کلاس برایشان خشک و حوصله سر بر و کلافه کننده نباشد و اینگونه نباشد که هنگام شروع شدن کلاس عزا بگیرند و دعا کنند کلاس زودتر پایان یابد. فقط خودم به عنوان معلم متکلم وحده نباشم و مشارکت پر نشاط جمعی را رعایت کنم و روحیه پرسشگری و فعال بودنشان را تقویت کنم.

۳. به نظرات و احساسات دانش آموزانم اهمیت بدهم و تلاش کنم تا با آنها رابطه ی دوستانه برقرار کنم و یک حمایت کننده و تکیه گاه برایشان باشم.

۴. برایشان عامل ایجاد استرس و اضطراب نباشم و کاری نکنم که از کلاسم فراری باشند و از درسی که تدریس می کنم زده بشوند و خاطره ی تلخی از من در ذهنشان باقی بماند.

۵. با دانش آموزان مدارا کنم و تکالیف سنگین و طاقت فرسایی که صرفا برای نمره گرفتن سر هم می شوند را برایشان نتراشم و اینگونه نباشد که فقط درسم را حفظ کنند و روز بعد فراموش کنند، مطالبی را به آنها بیاموزم که تا همیشه در وجودشان ماندگار شود و از آن ها بهره مفید ببرند‌.

نتیجه گیری:

تلاشم را می کنم که هر روز به سمت پیشرفت و افزایش علم و دانشم قدم بردارم و به خوبی تجربیاتی که در سال های آینده ی تدریسم دست پیدا می کنم را تحلیل و برسی کنم و از آنها در پیش برد اهداف فلسفه شخصی معلمی و حل مسائل و چالش ها استفاده کنم. بی شک مشکلات اجتناب ناپذیر هستند اما مهم این است که بتوانم با آنها به طور درست مقابله کنم و اجازه ندهم که بر رابطه خودم و دانش آموزان تاثیر منفی بگذارند و مطمئنم که با کمک خدا اگر عملم خالصانه باشد مسلما توفیقات فراوانی در این راه نصیبم خواهد شد.
5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا
من سارا حسینی، دبیر زبان انگلیسی هستم. محل خدمت من در شهرستان چهاردانگه است .فردی مسئولیت پذیر، صبور و خلاق هستم . من اعتقاد دارم برنامه ریزی و هدف گذاری دقیق مسئله مهمی در آموزش است و بنابراین بیانیه فلسفه شخصی زمینه را برای تدریس پربار تر و قابل فهم تر فراهم میکند و به معلم این امکان را میدهد که انگیزه و هدف خود را بیشتر درک کند و مانند نقشه راه به آنها عمل کند.

1)    به نظر من معلمی نقش والا و ارزشمندی درجامعه دارد و فقط مختص به شخص نیست چون معلمان میتوانند در آینده یک جامعه موثر باشند و حتی یک حرف یا یک اصل تربیتی میتواند در سرنوشت دانش آموز موثر باشد .همه ما ممکن است معلمانی را به یاد داشته باشیم که حرف هایشان هیچوقت فراموش نشود و حتی عمل به آنها باعث موفقیتمان بشود .بنابراین کسی که بتواند در آینده و مراحل زندگی شخصی موثر واقع شود قطعا جایگاه خاصی دارد.

2)    از نظر بنده ارتباط معنادار با خدا فقط در بیان و مسئله ای سطحی نیست چون ارتباطی که معنا دار نباشد نمیتواند موثر واقع شود. خدا در تک تک لحظه های زندگی قصد برقراری ارتباط و مشورت با او در مسائل مختلف را دارد . خدا انتظار دارد بنده اش با او عمیقا اخساس راحتی کند و مسائل را به او بسپارد .این موضوع درتربیت متربی نقش مهمی دارد و به متربیان یاد خدا و توانایی قدرت خدا را گوشزد میکنم و به آنها میگویم هیچوقت مانع ارتباط با خدا نشوند چون او بیشتر از هرکس صلاحشان را میخواهد.

3)    برای من مهم است که دانش آموزانم به خودشناسی رسیده باشند و از همان ابتدا نقش خود را در جامعه تعیین کنند ،مهارت های خود را کشف کنند و آنهارا گسترش بدهند. دوست دارم دانش آموزانم حس مسئولیت و معرفت نسبت به یکدیگر داشته باشند و به جای تخریب کسی در حفظ و رشد خود تلاش بکنند ،شخصیتی ماجراجویانه و پر تلاش داشته باشند و از هر مسئله به سادگی نگذرند.برای مثال برای آنها فعالیت هایی را فراهم میکنم که حس برتری شخصی جایگزین احساس همکاری و توانایی مدیریت شود.

4)    نقش من به عنوان معلم تاثیر گذار این است که علاوه بر تدریس کتاب درسی به آموزش مسائل  زندگی دانش آموزان بپردازم. باید زمانی را برای مشورت و گفت و گوی دوستانه فراهم بیاورم تا دانش آموزان از تجربه ها بهره ببرند .همچنین باید در عمل چنین باشد که موثر واقع شوم .برای مثال تشویق و ایجاد چالش هایی که مهارت دانش آموزان را رشد میدهد را در برنامه روزانه قرار بدهم تا فضای کلاس نیز حالت معمولی و کسل کننده نداشته باشد.مطالب را چکیده و مفید بیان کنم و به دانش آموزان نیز فرصت تفکر و پیشنهاد بدهم .

5)    من برای ایجاد شرایط خردورزی و تفکر انتقادی از سوالات جالب که بحث برانگیز باشد و بدانم افراد دیدگاه های مختلفی راجع به آنها داشته باشند، استفاده میکنم. اما برای اینکه دانش آموزان رغبت  به بحث و انتقاد داشته باشند، باید دارای ذهنی خلاق و کنجکاو باشند. افزون بر این موارد، سناریویی را میتوانم شرح دهم و برای هر دانش آموز نقشی تعیین کنم و از آنها بپرسم در شرایط مختلف چه رویکردی دارند وسایر دانش آموزان نیز نظرات و انتقاداتشان نسبت به رویکرد هم کلاسی هایشان را بازگو کنند.

6)
1)ساخت تربیتی اعتقادی:
   الف) من  با مطالعه و گفتگو در مورد اعتقادات مختلف، مهارت ارتباط با اعتقادات را تقویت می‌کنم.
   ب) با پذیرش و رعایت ارزش‌های اخلاقی، تسلط بر ارزش‌های اخلاقی خود را بهبود می‌دهم.
2. ساحت اقتصادی:
   الف) با آموزش و تمرین در حوزه مدیریت مالی، مهارت مدیریت مالی خود را بهبود می‌دهم.
   ب)  با شرکت در دوره‌های آموزشی و تمرین در برنامه‌ریزی، توانایی برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری خود را افزایش می‌دهم.

3. ساحت علمی و فناوری:
  الف)با مطالعه و پژوهش در زمینه‌های علمی، تسلط بر دانش علمی خود را بهبود می‌دهم.
   ب) با شرکت در دوره‌های آموزشی و تمرین در استفاده از فناوری اطلاعات، مهارت‌های فناوری اطلاعات خود را بهبود می‌دهم.

4. ساحت اجتماعی و سیاسی:
   الف)  با شرکت در گروه‌های کاری و مشارکت فعال در بحث و گفتگو، مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود می‌دهم.
   ب) با شرکت در پروژه‌های گروهی و تلاش برای رسیدن به هدف‌های مشترک، توانایی همکاری و هماهنگی خود را افزایش می‌دهم.

5. ساحت زیستی و بدنی:
   الف)  با برنامه‌ریزی منظم و استفاده از تکنیک‌های مدیریت زمان، توانایی مدیریت زمان خود را بهبود می‌دهم.
   ب)  با توجه به تغذیه سالم و ورزش منظم، سلامت جسمانی خود را حفظ می‌کنم.

6. ساحت زیبایی شناختی:
   الف) با شرکت در کارگاه‌های هنری و آزادسازی خلاقیت، خلاقیت خود را تقویت می‌کنم.
   ب) با تمرین و آموزش در زمینه‌های هنری، تسلط بر فنون هنری خود را افزایش می‌دهم.

7 ) ۱. احترام به دیگران: تلاش می‌کنم تا متربی من احترام و ملاحظه‌ای نسبت به دیگران داشته باشد. به عنوان مثال، من از متربی من انتظار دارم که در مواقع گفتگو با دیگران، به آراء و احساسات آن‌ها احترام بگذارد و با دقت گوش کند.

۲. انضباط و پایبندی به قوانین: من تاکید می‌کنم که متربی من از رعایت قوانین و مقررات جامعه و محیط‌های مختلف پیروی کند. به عنوان مثال، من از متربی ام انتظار دارم که در ترتیبات مدرسه یا محل کارش پایبند به قوانین باشد.

۳. مسئولیت‌پذیری: تلاش می‌کنم تا متربی ام درک کند که باید از عملکرد و انجام وظایفش مسئولیت پذیر باشد. به عنوان مثال، من از دانش آموزم انتظار دارم که وظایف تحصیلی یا شغلی خود را به موقع و با کیفیت انجام دهد.

۴. همدلی و همکاری: تلاش می‌کنم تا متربی من بتواند با دیگران هماهنگ و همکاری کند. به عنوان مثال، من از دانش آموز انتظار دارم که در گروه‌های کاری یا تحصیلی خود هماهنگی و همکاری مناسب را اجرا کند.

۵. انعطاف‌پذیری و تعامل: تلاش می‌کنم تا متربی من بتواند در برابر تغییرات و شرایط جدید انعطاف‌پذیر باشد و بتواند با دیگران به صورت فعال تعامل داشته باشد. به عنوان مثال، در برابر تغییرات زندگی و شغلش انعطاف‌پذیر باشد و بتواند با دیگران به صورت سازنده تعامل کند.

8) اصلی که در اصول تربیت اسلامی برایم اولویت است، انسان شناسی است. انسان شناسی به معنای شناخت و درک عمیق از ذات و جایگاه انسان در جهان است. این اصل بر روی روش‌های تربیت و تعلیم تأثیر بسزایی می‌گذارد زیرا هدف اصلی تربیت اسلامی، تقویت و تعالی انسان است.به عنوان مثال، اگر یک معلم با دانش و فهم عمیق از ذات انسان به تدریس مواد درسی بپردازد، بهتر می‌تواند نیازها و استعدادهای دانش‌آموزان را درک کرده و به شکل مناسبی آن‌ها را هدایت کند.

9) یکی از مهمترین تکنیک‌های تاثیرگذار من در حوزه تربیت و تدریس، استفاده از روش‌های فعال و مشارکتی در فرایند آموزش است. من با اعتقاد به اینکه دانش‌آموزان باید در فرآیند یادگیری خود فعالیت داشته باشند و از تجربیات شخصی خود استفاده کنند، سعی می‌کنم از روش‌های تعاملی و مشارکتی در کلاس‌های خود استفاده کنم. این شامل جلسات گروهی، بحث‌ها، پروژه‌های گروهی، بازی‌های آموزشی و سایر فعالیت‌های تعاملی است .برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه، به ایجاد فضای آموزشی دوستانه،فرصت های یادگیری متنوع مثل کارگاه ها، سفرهای آموزشی و فعالیت های هنری و تشویق به همکاری و تعامل توجه خاصی باید داشته باشم.

10) من ،با توجه به رشد ذهن و مهارت های دانش آموزان ،۱ از استفاده از روش های سنتی اجتناب میکنم چون  اعتقاد دارم که روش‌های یادگیری سنتی ممکن است محدود کننده و کمک‌کننده نباشند. بنابراین، من به جای استفاده از روش‌های نوین و مشارکتی برای تسهیل فرآیند یادگیری دانش‌آموزان تمایل دارم.۲ از تاکید بر رقابت و مقایسه خودداری میکنم و به جای این کار به تشویق همکاری، خلاقیت و پذیرش تفاوت بین آنها میپردازنم.۳ من به جای برنامه‌های درسی عمومی و یک‌اندازه‌برای‌همه، به توجه به نیازها و استعدادهای هر دانش‌آموز می‌پردازم و برنامه‌های آموزشی را براساس آن‌ها طراحی می‌کنم.

نتیجه گیری:  من با چالش هایی ممکن است روبرو شوم که شامل اقدامات دانش‌آموزان، نظارت و ارزیابی، مدیریت کلاس، ادغام فناوری در آموزش و تربیت، تطابق با نیازها و استعدادهای دانش‌آموزان و موارد دیگر باشند. برای مواجهه با این چالش‌ها، من از روش‌ها و استراتژی‌های زیر استفاده می‌کنم:
1.    ارتقاء مهارت‌های تدریس: با حضور در دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی، مطالعه کتب و مقالات تخصصی و مشارکت در گروه‌های تحقیقاتی، سعی در ارتقاء مهارت‌های تدریس و معلمی خود دارم.
2.    ارتباط مستقیم با دانش‌آموزان: من با برقراری ارتباط نزدیک و مستقیم با دانش‌آموزان، توانستن بهتر نیازها و مشکلات آن‌ها را درک کنم و راهکارهای مناسب برای حل آن‌ها پیدا کنم.
3.    توسعه روابط مثبت با همکاران و اولیاء: من با برقراری روابط مثبت و همکاری با همکاران و اولیاء دانش‌آموزان، توانستن بهتر از تجربیات آن‌ها استفاده کنم و بهبود فرآیندهای آموزشی خود را تسریع کنم.

به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...