13 دوستدار 0 امتیاز منفی
1.1k بازدید
سوال شده در گروه 88 دانشجویان باهنر توسط (1.4k امتیاز)
بسته شده توسط
یکی از مبانی انسان شناسی تربیت اسلامی را انتخاب نمائید و برای آن در حوزه آموزش و تربیت مثالی بزنید و توضیح دهید (100 تا 150 کلمه)
ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت

27 پاسخ

17 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (152 امتیاز)
مبنای مواجه بودن با ضعف‌ها و تهدیدها :

مبنای مواجه بودن با ضعف‌ها و تهدید‌ها از منظر انسان‌شناسی اسلامی می‌تواند از ایمان به قدرت و اراده خداوند بیاید. اسلام آموزه‌هایی دارد که در آن به اهمیت قوت فرد در مواجهه با ضعف‌ها و تهدید‌ها تاکید شده است.

در انسان‌شناسی اسلامی، این قدرت فرد به وجود حس امنیت و اعتماد به خداوند برمی‌گردد. انسان باید با اعتقاد به قدرت و حکمت خداوند، با اطمینان و ایمان به پیش‌بینی‌های او روبرو شود. این اعتقاد به وجود یک قدرت بالاتر که همواره در کنترل و تدبیر همه امور حضور دارد، فرد را قوی و مقاوم در مواجهه با ضعف‌ها و تهدید‌ها می‌کند.

به عنوان مثال، اگر یک فرد با حادثه‌ای ناگوار روبرو شود، اعتقاد به این که همه اتفاقات به اراده خداوند است و او بهترین راه را برای مواجهه با این موقعیت انتخاب می‌کند، می‌تواند به او کمک کند تا از این تجربه ضعیف‌تر نشود و بتواند از آن به عنوان یک فرصت برای رشد و تقویت خود استفاده کند.

بنابراین، به اعتقاد انسان‌شناسی اسلامی، اثر مواجهه با ضعف‌ها و تهدید‌ها در افزایش تقویت ایمان و اراده فرد برای پیشرفت و رسیدن به هدف‌های خود است. این قوت و اعتماد به خداوند، برای فرد منبعی از انگیزه و امید برای مواجهه با مشکلات و چالش‌های زندگی است.
16 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (151 امتیاز)

-مبنای برخورداری از اختیار و عقل و گرایش های گوناگون:

سفارش امام علی(ع) به فرزندش امام مجتبی(ع):«وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ‏ اللَّهُ‏ حُرّاً» بنده دیگری مباش در حالی‌که خداوند تو را آزاد آفرید.

دریافتی که از این سفارش میکنیم این است که انسان ازاد افریده شده است یعنی با ابزار عقل سرنوشت خودرا رقم میزند ، ما با داشتن اختیار و حق انتخاب در زندگی مشخص میکنیم که خوشبخت باشیم یا بدبخت ! ولی باید توجه کرد که آزادى و اختیار انسان در چارچوب مشیت و اراده الهى قرار دارد ، به عبارت دیگر, آزادى و اختیار کامل انسان هیچ یک این معنا را نمى رساند که اراده وى بر اراده حق تعالى غلبه مى کند و به ایجاد اخلال در حکومت خداوند قدرت دارد.

عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری، بند کردن، باز ایستادن و منع چیزی است .عقل‌ مهم‌ترین‌ نعمتی‌ است‌ که‌ خداوند به‌ انسان‌ ارزانی‌ داشته‌ است، و همین‌ موهبت‌ الهی،وجه‌ تمایز انسان‌ از چارپایان‌ است. درواقع ما با استفاده از عقل تصمیم میگیریم مسیر زندگی مان در چه راهی قرار بگیرد ، خوب را از بد تشخیص دهیم .همچنین خداوند در قران از عقل برای درک و فهم ذکر کرده است. برای مثال درک و فهم ایات قرانی ، نعمت های افریده شده، مسائل زندگی و ...

مثال : إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا ، إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

 ما انسان را از آب نطفه مختلط (بی حس و شعور) خلق کردیم و او را می‌آزماییم و بدین سبب دارای قوای چشم و گوش (و مشاعر و عقل و هوش ) گردانیدیم، ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس. 

«گرایش» به معنای میل و رغبت ادمی به چیزی است.

گرایش های انسان بر دو دسته اند : 1.مادی2.معنوی

مادی : تعالیم اسلامی ، میل انسان به مادیات را از گرایش های ذاتی او می دانند و با آنها به مقابله برنمی خیزند ،بلکه به او می اموزند که از راهنمایی های عقل خویش بهره نماید و مادیات را ان گونه که خداوند دستور داده است ، در خدمت داشته باشد و طبق گفته های قبلی انسان با اختیاری که دارد این نوع مادیات را برمیگزیند . در این جا انسان ها به دو دسته تقسیم میشوند : دسته ای که تنها در پی گرایش های مادی و لذت های دنیوی اند و دسته ای دیگر که به گرایش های معنوی تمایل پیدا کرده و به پرورش ان می پردازد.

معنوی: از تفاوت‌های انسان با حیوان  این است که او در اعمال و رفتار خویش مجبور نیست و از نیروی غریزه فرمان نمیگیرد. انسان ، مختار است و می تواند از روی اگاهی راه خویش را در زندگی بیاید . ما نباید مادیات را هدف اصلی خود در این دنیا قرار دهیم زیرا جز هلاکت و نابودی در اخرت چیزی نسیبمان نمیشود بلکه باید هدف فرعی مان باشه و هدف اصلی ما خداوند  و معاد باشد... 

دارای دیدگاه توسط (154 امتیاز)
این نکته که درسته همه‌ی ما انسان‌ها آزاد و مختار آفریده شدیم ولی اراده‌ی ما در طول اراده‌ و اختیار خداست و این موضوع اختلالی در حکومت خدا بر جهان هستی ایجاد نمی‌کنه، خیلی جالب بود!

یعنی همه‌ی ما انسان‌ها مختاریم ولی همون اختیارمون هم تحت اراده‌ و اختیار خداست و بدون اذن خداوند، قادر به انجام کاری نیستیم.
دارای دیدگاه توسط (151 امتیاز)
کاملا با نظرت موافقم، این بحث مفاهیم و معانی بسیار زیبایی دارد.

وجود خدا در تمامی جزئیات به زیبایی گل بهار نمایان هست.
13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (141 امتیاز)

به نام خداوند بخشنده مهربان

مبنای اول: دو ساحتی بودن انسان

با توجه به آموزه های اسلام،انسان موجودی جسمانی_روحانی است.بدین معنا که نمی توان گفت انسان موجودی منحصرا جسمانی یا منحصرا روحانی است بلکه هم ویژگی های موجودات جسمانی و عالم طبیعت را دارد و هم ویژگی های موجودات روحانی و عالم ماورای طبیعت را و این دو بعد جسمانی و روحانی با یکدیگر بیگانه نیستند بلکه ارتباطی تنگاتنگ نیز با هم دارند.

در بعد جسمانی انسان شکی نیست اما درباره بعد روحانی شک و تردید هایی می تواند وجود داشته باشد.برای مثال انسان در هر سنی مثل ۱۰ یا ۳۰ یا ۶۰ از خودش با عنوان (من) تعبیر می کند و می گوید من ۲۰ سال پیش چنین کاری را انجام دادم در صورتیکه از لحاظ جسمانی،جسم انسان در این سال ها دچار تغییراتی شده است.

خداوند در آیه ۹ سوره سجده می فرماید:

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۚ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ

سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید؛ و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد؛ امّا کمتر شکر نعمتهای او را بجا می‌آورید.

در این آیه بر بعد روحانی انسان تاکید شده است.

بنابراین انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است و در مسئله تعلیم و تربیت نیز توجه نکردن به یکی از این دو بعد باعث مشکل می شود پس تعلیم و تربیت نیز باید جسمانی و روحانی باشد و به هر دو بعد توجه کند.

14 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (154 امتیاز)

 {بنام خدا}

مبنای هشتم←برابری همه‌ی انسان‌ها 

عدالت و برابری آموزشی(در مقیاس بزرگ و کوچک)

کل کشور (مقیاس بزرگ) : عدالت آموزشی یعنی فراهم کردن امکانات و تسهیلات آموزشی پایه، در سطحی قابل قبول برای همه‌ی دانش‌آموزان، فارغ از طبقه اجتماعی، پس‌زمینه‌های قومی، جنسیت، توانایی‌های شناختی، مذهب، سطح درآمد و... است. مثال ها ​​​​​​​​: تهیه ویدئوهای آموزشی توسط اساتید مجرب و پخش آن‌ها از طریق رسانه‌ی ملی، تهیه ابزارهای کمک آموزشی و ارسال آن‌ها به مناطق کم برخوردار، تعلیم و تربیت مربیان آموزشی برای مناطق دور از مرکز، برگزاری المپیادهای آموزشی در همه‌ی نقاط کشور، افزایش تعداد مدارس با امکانات کافی برای مناطق روستایی که دارای مدارس بسیار کمی هستند.

یک محیط(کلاس، مقیاس کوچک) : عدالت آموزشی به معنای فراهم کردن فرصت‌های آموزشی برابر برای دانش‌آموزانِ یک کلاس است. به صورتی که معلم با دانش‌آموزان، به ویژه در کلاس‌هایی که تنوع و تفاوت زیادی بین دانش‌آموزان وجود دارد، برخورد برابری داشته باشد. این یعنی همه‌ی دانش‌آموزان در یک محیط از امکانات موجود به صورت یکسان؛ برخوردار شوند تا زمینه برای رشد و شکوفایی استعدادها فراهم شود و انگیزه‌ی کافی تلاش برای رسیدن به اهداف را داشته باشند. مطالعات نشان داده‌اند که عدالت آموزشی بر عواملی مانند نشاط یادگیری، رفتارهای مدنی، خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان اثرگذار هستند. مثال ها :  توجه به نیازهای همه‌ی دانش‌آموزان کلاس به صورت متعادل، برتری ندادن به برخی دانش‌آموزان خاص، استفاده از امکاناتِ در دسترس، برای همه‌ی دانش‌آموزان به صورت کاملاً یکسان، اهمیت به همه‌ی دانش‌آموزان؛ چه دانش‌آموزان ضعیف و چه دانش‌آموزان قوی( این امر ممکن است باعث ایجاد انگیزه و پیشرفت دانش‌آموزان ضعیف شود).

16 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
انسان به عنوان یک موجود دو بُعدی زندگی می‌کند، اما گاهی اوقات احساس می‌شود که در دنیایی تک بُعدی زندگی می‌کند. این احساس معمولاً زمانی رخ می‌دهد که فرد درگیر مسائل سطحی و محدود شده و از دیدگاه‌های عمیقتر و گسترده‌تر غافل می‌شود؛ مواردی همچون معنویت، عمق، احساسات و روابط عمیقتر با خداوند و انسانهای دیگر.

تربیت در انسان شناسی اسلامی به روح و جسم انسان توجه زیادی دارد. اسلام باور دارد که انسان علاوه بر جسم، یک روح نیز دارد که از جنبه‌های مختلف زندگی او تاثیر می‌گذارد. روح در اسلام به عنوان جزئی از وجود انسان به شمار می‌آید و نقش مهمی در رشد و تکامل انسان دارد.همچنین به عنوان جزء الهی و قسمتی از خلقت انسان تلقی می‌شود که باعث ارتباط انسان با خداوند می‌شود، دارنده مسئول برخی از فضائل و خصوصیات مثبت یا منفی انسانی مانند عقل، عشق، اراده و اخلاق نیز است.بنابراین، در انسان شناسی اسلامی، روح به عنوان یک بُعد اساسی و مهم در زندگی انسان شناخته شده و تأکید بر توازن و هماهنگی بین جسم و روح قرار داده می‌شود تا انسان به طور کامل تکامل یابد. بنابراین نباید از بعد و ساحت دوم انسان و نقش آن در تربیت و تعلیم وی غافل شد.
13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (142 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا

مبنای دوم: روحانی بودن حقیقت انسان

 

«إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ»

(یاد کن) هنگامی که خدایت به فرشتگان گفت که من بشری از گل خواهم آفرید. (ص ۷۱)

«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ»

پس آن گاه که او را به خلقت کامل بیاراستم و از روح خود در او بدمیدم بر او به سجده در افتید. (ص ۷۲)

بر اساس آیات فصیح و بلیغ قرآن کریم، انسان دارای دو بعد مادی و فرامادی (جسمانی و روحانی) است. این آیات بیانگر این نکته هستند که در مرحله ای از خلقت انسان، روح الهی در او دمیده می‌شود، و خداوند از انسان در قرآن کریم با عنوان روحی (روح من) یاد کرده، و از این رو موجودات جهان هستی را به نهایت خضوع در برابر اون امر فرموده است.

بنابراین، آنچه انسان را اشرف مخلوقات می‌کند، آنچه او را از حیوانات جدا می‌سازد، آنچه تمام قدرت و فعالیت انسان از آن سرچشمه می‌گیرد و آنچه او را جاودانه می‌کند، بعد فرامادی و روحانی بودن حقیقت انسان است، و این مسئله که روح انسان به تناسب اعمالش از لذت یا رنج ابدی برخوردار خواهد شد، حقیقتی غیرقابل انکار است که خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم بدان اشاره کرده است.

به عنوان مثال؛ انسانی که از کرامت و استعداد های بیکران‌ خود (که به واسطه‌ی بعد روحانی او ایجاد شده) در مسیر رشد و تعالی خویش استفاده کند، طبق آیات قرآن؛ از رحمت و مغفرت خداوند برخوردار خواهد شد (قمر ۵۵). اما انسانی که با بهره‌گیری از علم خود و استعداد ها و امکاناتی که دارد، مسیر شقاوت را بپیماید، خداوند بر او خشم کرده و پیوسته در عذاب خواهد بود (مائده ۸۰).

نکته تربیتی: از این رو در تعلیم و تربیت انسان، آنچه معلمان عزیز کشور باید به آن توجه کنند بعد روحانی انسان است، (از آنجایی که کرامت ذاتی انسان به واسطه ی بعد روحانی او ایجاد شده)، و برای امر مذکور شناخت این بعد از انسان با کمک فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی می‌تواند بسیار سودمند باشد، تا بتوانند با استعانت از خداوند متعال، دانش آموزان کشور عزیزمان را با ساز و کار حرکت به سوی زندگی ای خردمندانه و رسیدن به سود دنیا و آخرت، آشنا کنند.

البته این نکته باید مورد توجه واقع شود که بعد جسمانی انسان از بعد روحانی او جدا نیست و تعلیم و تربیت بعد جسمانی او مقدمه ای است برای تربیت بعد روحانی. اما از آنجایی که تربیت روحانی هدف نهایی و غایی یک معلم و مسئله‌ی تعلیم و تربیت است، بدیهی است که از اهمیت و برتری بیشتری برخوردار باشد.

16 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا

مبنای سوم: جاودانگی انسان

همانطور که می‌دانیم؛ انسان از دو ساحت برخوردار است؛ روح و بدن. باتوجه به باورهای اسلامی و غیراسلامی، برای مثال، آموزه‌های مذهبی مصر، انسان پس از مرگِ جسمانی به هلاک و نابودی نمی‌رسد و روح که حقیقت آدمی‌ست؛ در قلمروی دیگری یه حیات ادامه می‌دهد.

«قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلي‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُون»

«بگو: فرشته مرگ كه مأمور شما است ،شما را مي‏گيرد، سپس به سوي پروردگارتان باز مي‏گرديد»

_ قرآن از مرگ انسان به توفی یاد می‌‌کند و آن را فوت نمی‌داند. توفی یعنی اخذ روح و انتقال آن از عالمی به عالم دیگر یا به عبارتی، قبض روح و ارجاع آن به‌سوی خدا، در حالیکه فوت به‌معنای زوال و نابودی‌ست.

_ این‌حقیقت، خاطر نشان می‌کند که انسان برای بقا آفریده شده‌است. انسانِ آگاه، امیدوار و هدفمند است‌ و می‌کوشد برای هدف غایی و از پیش مقدر شده(زندگی در جهان آخرت)، خود را آماده کند. این‌مسئله، تقویت‌سازی روح را دوچندان می‌کند و ما باید بیاموزیم چگونه خود را برای زندگی در جهان جاودان آماده سازیم.

_ تعلیم و تربیت میبایست باتوجه به ویژگی و نیازهای انسان طراحی و ارائه گردد و سبب سعادت انسان هم در این‌دنیا و هم در دنیای‌ آخرت شود. بنابراین، مسئله‌ی توجه به ویژگی فناناپذیر انسان و آماده‌سازی برای رویارویی با جهان آخرت، مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدف آموزش است و خدادوستی، توجه به اسلامِ نجات‌بخش و عمل به دستورات الهی در این‌باب مطرح میگردند که نیازمند برنامه‌های تاثیرگذار جهت کاربست در محیط‌های آموزشی‌ست.

_ تحقق این‌کار دشوار و بزرگ بدون یاری و همکاری مردم امکان‌پذیر نیست و از نظر من نهاد‌ها و سازمان‌های آموزشی نمی‌توانند به‌تنهایی این‌مسئولیت را به نحو احسن به انجام برسانند.

13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (141 امتیاز)

مبنای چهارم: برخورداری از اختیار و عقل و گرایش‌های گوناگون

برخورداری از اختیار و عقل در انسان شناسی تربیت اسلامی به عنوان یک اصل مهم در اسلام، اهمیت بسیاری دارد. این مبنا به این معناست که هر انسان دارای اختیار و عقل است و باید به احترام به این ویژگی‌ها به عنوان جزء مهم شخصیت انسانی پرداخت. به عبارت دیگر، هر فرد باید بتواند بر اساس تفکر خود و با توجه به قدرت تعقل و اختیار، تصمیمات زندگی خود را بگیرد.

در آیه ۲۵۶ سوره بقره آمده است: "لا اکراه فی الدین" به معنای "در دین هیچ اجباری نیست". این آیه یکی از مفاهیم اساسی اسلام است که به احترام به عقل و اختیار انسان تاکید دارد.

این مبنا در حوزه آموزش و پرورش نیز بسیار اهمیت دارد. معلمان، به عنوان راهنمای دانش آموزان، باید به آنها اجازه دهند که تا حدودی با تصمیمات و اختیارات خود پیش روند. این امر باعث میشود دانش آموزان به شکل فعال و مستقل در فرآیند یادگیری شرکت کنند و موضوعاتی مانند تفکر منطقی و مسئولیت پذیری را تقویت کنند. 

13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (142 امتیاز)
ویرایش شده توسط

«به‌ نام بی نیاز عالم آرا»

مبنای دهم :چند وجهی بودن هویت انسان

              بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست

             در خود بطلب هر آنچه خواهی که تويی

همانطور که از عنوان مشخص است به تنوع ذات و هویت انسان اشاره دارد. هویت انسان نه یک وجه، که وجوه گوناگون و متنوعی دارد؛ هم بعد فردی دارد هم بعد جمعی و هم بعد جنسی و جنسیتی، هم بعد دینی و ملی و هم بعد منطقه‌ ای و جهانی.

در واقع هویت انسان مانند منشوری است که ابعاد متنوعی دارد و از هر زاویه ای که به آن نگاه شود ویژگی‌های متفاوتی در مقابل دیدگان ما قرار  می‌گیرد. 

ابعاد گوناگون هویت انسان همانند ابعاد مختلف منشور، در عین تعدد و تنوع و گوناگونی، باید از نوعی انسجام و وحدت نیز برخوردار باشند؛ در غیر اینصورت هویت و به دنبال آن عملکرد فرد دچار اختلال می‌شود. برای دستیابی به وحدت مطلوب در هویت، لازم است بعد دینی هویت، به منزله‌ی هسته اصلی و محور در نظر گرفته شود و دیگر ابعاد با آن هماهنگ گردد.

اسلام به عنوان یک دین جهان مشمول و جاودانه، تعدد و تنوع ابعاد هویت را نفی نمی‌کند بلکه آنها را در مسیر قرب الهی جهت‌ دهی و اصلاح می‌کند. 

براساس این مبنا، یکی از وظایف اساسی تعلیم و تربیت کمک به متربیان برای شکل دادن به همه ابعاد هویت با محوریت هویت دینی است. توجه به برخی ابعاد هویت نباید موجب غفلت از ابعاد دیگر شود. همچنین نباید به یک بعد بیش از اندازه لازم پرداخته شود، بلکه باید به هر بعد هویت به همان اندازه‌ ای که بایسته است اهمیت داده شود.

به طور مثال:

چند وجهی بودن هویت انسان همانند چند وجهی بودن تعلیم و تربیت می‌باشد. تعلیم و تربیت یک امر چند وجهی بوده و باید به تمام ابعاد آن توجه کرد. باید بر تاثیر محیط ( مدرسه و مراکز آموزشی) بر افراد و جامعه تمرکز بیشتری داشته باشیم، چرا که سایر استعداد‌های انسان به محیط بستگی دارد که در این رابطه مدرسه باید محیط مناسبی برای تحقق استعدادهای متفاوت باشد.

وظایف و اعمال مدارس و مراکز آموزشی صرفا آموزشی نیست و اساسا به تنهایی بر این وجه تکیه نمی‌کند چون در مقابل افراد با استعداد‌‌های متفاوتی قرار می‌گیرد و باید به نوعی این مدارس تعبیر شوند که پاسخگوی تمامی وجه‌ های گوناگون افراد باشد. 

بنابراین باید در آموزش و پرورش برای رشد استعداد و درخشان شدن افراد با تمامی وجوه آنان خلاق باشیم. در کل تربیت زمانی اتفاق می‌افتد که چندوجهی باشد یعنی دانش‌ آموز تیزهوش، باهوش و کم‌ هوش نباید تفکیک شوند، زیرا خداوند میل به آموزش را در فطرت تنه‌ی انسان ها قرار داده است. ما هیچ فرزند کم هوش نداریم فقط برای برخی از دانش‌ آموزان شرایط مناسب مهیا نبوده که خود را شکوفا کنند. 

14 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

◇برخورداری از فطرت الهی و سرشت مشترک همراه با تفاوت های فردی :

انسان ها در آغار خلقت از یک ذات و سرشت که منبع آن خداوند یکتاست ، آفریده میشوند. معنای اصلی ریشة «فطر» در لغت عرب، «آغاز» است. به همین مناسبت، به معنای «خلق» نیز به‌کار می‌رود؛ چون خلق چیزی، به معنای ایجاد آن چیز و آغاز وجود و تحقق شیء است.فطرت به معنای حالت خاصی از آغازآفرینش انسان است و در اموری به‌کار می‌رود که در خلقت اولیه انسان موجود است و آدمی با ورود به دنیا، آن‌ها را همراه خود دارد، و در دنیا آن‌ها را به دست نیاورده است. براساس احادیث، انسان دارای فطریات اعتقادی، عملی و اخلاقی است. اما با وجود همه ی این اشتراکات ، تفاوت های فردی انسان هاست که باعث زیباتر شدن زندگی میشود . 

برخی از تفاوت های انسانی، تفاوت های طبیعی ـ خدادادی ـ می باشند که انسان در آن نقشی ندارد امّا بخاطر مصالحی لازم بوده که این تفاوتها در خلقت انسان لحاظ گردد. سرچشمه این تفاوت ها طبق بیان امام علی(علیه السلام) که می فرماید: «إِنَّمَا فَرَّقَ بَيْنَهُمْ مَبَادِئُ طِينِهِم‏»؛ (آنچه بين آنها ايجاد تفاوت كرده آغازهاى سرشت آنهاست‏)، چیزی جز طینت و سرشت انسان نیست.اگر قرار باشد اینگونه تفاوت های طبیعی در انسان ها وجود نداشته باشد و همه انسانها یک شکل و با ویژگی های یکسان خلق شوند، هرگز حیات و زندگی اجتماعی که کمال انسان محسوب می شود ادامه پیدا نمی کرد و مشکلات عدیده بیشتری را در پی داشت.

☆انسان ها در یک جامعه مانند هر یک از اعضای بدن يك انسان، يا اجزاء يك درخت، يا يك بوته گل می باشند که با توجّه به هر نقشی ویژگی های متفاوتی دارند. وقتی میخواهیم به تربیت و آموزش انسان ها بپردازیم ، لازمه ی موفقیت این است که این تفاوت های فردی از جمله استعداد و توانایی آنهارا در نظر بگیریم و برای هر یک روش مناسبی را اجرا کنیم

●اگر همه انسان ها ویژگی های مشترکی داشتند ،  همه يك چيز مى‏ خواستند، همه يك پست مى‏ پسندیدند، همه يك نوع غذا را دوست داشتند، و همه خواهان یک شغل بودند. در چنین جامعه ای مشکلات عدیده ای دامنگیر زندگی انسان خواهد شد.

《بنابراين، تفاوت در استعدادها و صورت و سیرت، براى حفظ نظام جامعه و حتّى براى پرورش استعدادهاى مختلف، نهايت لزوم را دارد. در نتیجه برای تعلیم و تربیت انسان ها، باید این تفاوت های فردی را در نظر بگیریم ‌ تا بتوانیم نتیجه ای خوشایند و مفید را برای تربیت بشر رقم بزنیم》

13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (144 امتیاز)
مبنای برخورداری انسان از کرامت

کرامت انسان به معنای ارزش و احترامی است که به هر انسان از طرف دیگران و از خودش تعلق می‌گیرد. این مفهوم نشان دهنده حقوق و ارزش‌های بنیادینی است که هر انسان برای حیات دارد.

کرامت انسانی در تربیت و تعلیم افراد تاثیرات مهمی دارد. این تاثیرات شامل موارد زیر می‌شود:

1. احترام به خود و دیگران: آموزش و تربیت بر پایه کرامت انسانی، افراد را به احترام به خود و دیگران ترغیب می‌کند. این احترام به خود، باعث می‌شود که فرد به خودشناسی و ارزش‌های شخصی خود بپردازد و به دیگران با احترام و شفقت روی بیاورد.

2. توسعه قدرت‌های شخصی: کرامت انسانی به افراد اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران را آموزش می‌دهد. این اعتماد، فرد را قادر می‌سازد که قدرت‌های شخصی خود را توسعه دهد و به دنبال رشد و پیشرفت در زندگی خود بگردد.

3. ارزش‌های اخلاقی: کرامت انسانی به افراد ارزش‌های اخلاقی مهمی مانند عدالت، صداقت، صلح، همدلی و همکاری را آموزش می‌دهد. این ارزش‌ها، فرد را به رفتارهای مسئولانه و پایدار در جامعه تشویق می‌کنند.

4. حفظ حقوق و آزادی‌ها: آموزش به کرامت انسانی، به افراد آگاهی می‌دهد که همه انسان‌ها حقوق و آزادی‌های بنیادین دارند که باید حفظ شود. این آگاهی، فرد را به مبارزه برای حقوق خود و دیگران تشویق می‌کند.

5. تحمل و همبستگی: آموزش به کرامت انسانی، به افراد مهارت‌های لازم برای تحمل در برابر ناپسندیدگی‌ها و همبستگی با دیگران را می‌آموزد. این مهارت‌ها، فرد را به همکاری و تعامل مثبت با دیگران سوق می‌دهند.

بنابراین، کرامت انسانی نقش مهمی در تربیت افراد دارد و باعث شکل‌دهی به شخصیت سالم، مسئولانه و همدلانه آن‌ها می‌شود.
15 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (145 امتیاز)

مبنای یازده ( مواجه بودن با ضعف ها و تهدید ها )

یکی از مثال‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد، وقتی یک دانش‌آموز مواجه با یک شکست یا ناکامی در تحصیلات یا زندگی می‌شود. این شکست ممکن است برای دانش‌آموز منجر به احساس ناامیدی، استرس یا عدم‌اعتماد به نفس شود. در این نقطه، اصول فلسفه تربیت اسلامی می‌تواند به دانش‌آموز کمک کند تا این مواجهه را به عنوان یک فرصت برای رشد و بهبود ببیند.

با استفاده از آموزه‌های اسلامی می‌توان به دانش‌آموز یادآوری کرد که هیچ‌کس از بدو تولد به همه چیز کامل نیست و همه افراد با چالش‌ها و تناقضات زندگی رو به رو می‌شوند. این اصل می‌تواند به دانش‌آموز کمک کند تا از تجربه شکست یاد بگیرد و توانایی ادامه دادن و بهبود بخشیدن به خود را از آن برداشت کند.

به عبارت دیگر، مواجهه با ضعف‌ها و تهدیدها می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند که به روشنی پذیرش اینکه ابزار نقدی برای رشد و بهبود فردی آن‌ها است و با اعتماد به نفس و اراده قوی‌تر به روی هر مشکلی که پیش آمده، مقابله کنند. 

به عبارت دیگر : 

1. آموزش ایمان و اعتقاد به خدا: ایمان به خدا و اعتقاد به قضا و قدر می‌تواند در شرایط دشوار و مواجهه با ضعف‌ها به فرد کمک کند و امید و انرژی بیشتری برای ادامه دادن به او بدهد.

2. توجه به رضایت الهی: آموزه‌های اسلامی می‌تواند به دانش‌آموز یادآوری کند که برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت نیاز است تلاش کند و هر موقعیتی را به فرصتی برای رشد و تکامل فردی ببیند.

3. اهمیت تواضع و صبر: از اصول اسلامی این است که فرد باید تواضع و صبر داشته باشد و در برابر مواجهه با ضعف‌ها و تهدیدها، قوی بماند و از صبر و استقامت بهره‌مند شود.

4. تقوا و تسلیم به اراده الهی: اسلام تاکید دارد که فرد باید با توجه به تقوا و تسلیم به اراده الهی، در هر شرایطی اعتقاد به خداوند را حفظ کند و از او کمک بخواهد.

5. تشویق به خودباوری و اعتماد به نفس: اصول اسلامی دانش‌آموزان را به این سمت هدایت می‌دهد که به خودباوری و اعتماد به نفس خود اهمیت بدهند و در مواجهه با ضعف‌ها، به توانایی‌های خود اعتماد کنند و توانایی راه‌حل‌یابی و بهبود را در خود حفظ کنند.

12 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (114 امتیاز)

【مبنای هفتم: برخورداری از کرامت】
از آنجایی که کرامت در جهان بینی اسلامی به معنای بزرگی است، بخشش و رحمت نیز از ویژگی های بزرگی هستند. ولی در باب مسئله‌ی فضیلت باید گفت، که مقایسه با دیگری، مورد بررسی قرار می‌گیرد اما در 《کرامت》، اینگونه نیست.
بدین ترتیب در جهان بینی اسلامی، انسان، صرف نظر از مقایسه با دیگر موجودات، کرامت و بزرگی‌ای را داراست که ریشه در ذات او دارد. از آنجایی که برتری بر دیگران، لازمه‌ی کرامت بوده، پس انسان هم کرامت و بزرگی دارد.
منشا کرامت انسان، بُعد روحانی اوست؛ بطوری که خداوند به ملائک خود فرمان داد تا به انسان سجده کنند، همین مسئله گواه براین می‌باشد که آنچه سبب برتری انسان بر ملائک بوده، وجود روح در بدن انسان است.
گونه‌ی دیگری از کرامت، نوع اکتسابی آن است که از راه افزایش ایمان و تقوا بدست می‌آید. مقدار تقوای ما انسان‌ها رابطه‌ای مستقیم با کرامت نزد خدا دارد.
بر این اساس، قاعده اولیه در برخورد با انسان، رفتاری متناسب با شان و مقام اوست که همان رفتار با احترام همراه است.

13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (143 امتیاز)

مبنای چهارم:برخورداری از اختیار و عقل و گرایش های گوناگون

إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأَرْضِ زِینَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛(4)«ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم كه كدامشان بهتر عمل می‌كنند».

با نگاهی به قرآن و روایات متعدد در می یابیم که انسان همواره موجودی مختار و دارای اراده معرفی شده است. موجودی که میتواند با استفاده از نعمت عقل که به صورت فطری در او نهادینه شده، مسیر زندگی خود را انتخاب و به سوی آن حرکت کند.اما نکته قابل توجه این است که داشتن این اختیار و اراده به این معنا نیست که انسان می تواند به سوی هر هدفی حرکت کند یا اینکه به هر اطلاعاتی در رابطه با این جهان دست یابد، بلکه این اراده و اختیار در طول راده و اختیار خداوند قرار دارد. به این معنی که انسان در داشتن اراده، تابع اراده خداوند هستند. یعنی خداوند اراده کرده است که انسان به صورت فطری و ذاتی دارای عقل و اراده باشد.

مصداق این نمونه را میتوان در آموزش و پرورش و در کلاس های درس مشاهده کرد. معلم باید به عنوان رهبر کلاس به تمامی دانش آموزان فرصتی برای انتخاب و اندیشیدن به صورت آزادانه دهد( چه فردی و چه گروهی). این موضوع نه تنها قدرت اندیشه و تفکر را در آنان افزایش می دهد و گاه باعث تقویت روحیه گروهی میشود، بلکه زمینه خلاقیت دانش آموزان را نیز فراهم میکند. اما همانطور که گفته شد این اختیار در طول اختیار معلم قرار دارد. یعنی دانش آموزان فقط در محدوده ای اجازه حرکت و انتخاب آزادانه دارند که معلم برای آنها در نظر گرفته است.

و این در واقع فرصتی است برای آزمودن این موضوع که کدامشان بهتر عمل میکنند.

15 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)

مبنای نهم: شکل گیری تدریجی هویت انسان 

    تدریجی بودن شکل گیری هویت انسان به این معنا است که هویت یک فرد به صورت پیوسته و در طول زمان تغییر می‌کند و تکامل می‌یابد. این تغییرات ممکن است ناشی از تجربیات، رویدادها، روابط اجتماعی، تحصیلات و... در فرد باشد.هر فرد در طول زندگی خود با چالش‌ها، تغییرات و تجربیات مختلف روبرو می‌شود که تاثیر مستقیم بر هویت او دارد. به عنوان مثال، یک فرد ممکن است در دوران نوجوانی با تغییرات فیزیکی و روانی، انتخاب‌های زندگی، تعامل با افراد مختلف و تجربه شغلی روبرو شود که تمام این عوامل به تدریج بر هویت او تاثیر می‌گذارند. هویت یک فرد دربردارنده ی ارزش ها، باورها و دیدگاه فرد به زندگی‌است که با رشد و تکامل هویت در جهت درست، این ارزش ها به درستی رشد یافته و در فرد همچون ریشه های یک درخت مستحکم می شوند.

 مانند اینکه: یک نوزاد تنها صداهایی از اطراف خود می شنود سپس اشیا اطراف خود را تشخیص میدهد و با استفاده از حس لامسه با جهان اطراف خود ارتباط برقرار میکند .پس از مدتی سعی تعامل از طریق زبان و فهم جهان از طریق گفته ها و رویداد های اطراف خود داردو در انتها شکل دهی تفکرات او به مرحله ای عمیق تر و گسترده تری نسبت به عالم و انسان ها می رسد و با قرار گرفتن در جایگاه های اجتماعی مختلف به عنوان دانش آموز، دوست، همسر و... هویت و آگاهی خود را ارتقا می بخشد.

11 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (147 امتیاز)

مبنای انتخابی: مبنای هشتم برابری همه انسانها

متن کتاب: مطابق دیدگاه اسلامی همه انسانها در نظر خداوند یکسان هستند و هیچ فردی بر فرد دیگر برتری ندارد؛ قومیت و نژاد جنسیت و ملیت جغرافیا و زبان هیچ یک عامل برتری نیست و تنها عامل برتری تقوای الهی است (حجرات (۱۳) زیرا همه انسانها از یک پدر و مادر آفریده شده و به همین جهت، داری سرشت و فطرت الهی مشترک هستند. «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيراً وَنِسَاء ... (نساء، ۱)؛ ای مردم از [مخالفت] پروردگارتان بپرهیزید همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را [نیز] از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو مردان و زنان فراوانی در روی زمین] منتشر ساخت...»؛ بنابراین همه مردم اعم از سیاه و سفید ترک و فارس ایرانی و عراقی و هندی، نزد خداوند متعال ارزش یکسانی دارند در بهره مندی از امکانات و نعمت های الهی با یکدیگر تفاوتی ندارند از حق مساوی برای مشارکت در امور مدنی و سیاسی برخوردارند، در برابر قانون مساوی بوده، در ثواب و عقاب ،برابرند هیچ تبعیضی میان آنها وجود ندارد، تفاوت جایگاه و منزلت آنها نزد خدا و تفاوت دستاوردها و سرنوشت ها تنها وابسته به نوع اعمال و رفتار آنهاست. مطابق این مبنا، عدالت آموزشی و بهره مندی همه انسانها از آموزش و پرورش مناسب حق همه است.

نظر بنده و نکته تربیتی این مبحث: بنظر من از این آیات قرآن کریم و این مبنای کتاب میتوان به دانش آموزان برابری نژادی و قومیتی را آموخت که یکی از لازمه های موفقیت در آموزش است، زیرا اگر دانش آموزی از نظر نژاد زبان قومیت و ... مورد تمسخر قرار بگیرد یا به او احترام گذاشته نشود اعتماد به نفس اش را از دست می‌دهد و کلاس درس دیگر برای او فضایی لذت بخش نیست و سعی می‌کند گوشه گیری کند. میتوان با آموختن این مسئله که برای خداوند برتری انسان ها بر یک دیگر فقط از نظر درجه ایمان و تقواست دانش آموزان را هدایت کرده و این مسئله را کمرنگ کرد.

10 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)

مبنای ۱۰ : چند وجهی بودن هویت انسان 

همانطور که میدانیم انسان داری وجوه گوناگون و متنوع است. ابعاد گوناگون هویت انسان مانند منشور است و در عین تنوع تعدد و گوناگونی ، باید وحدت و انسجام را نیز به همراه داشته باشد. بنابراین توجه به ابعاد مختلف هویت انسان لازم است به اندازه و منطقی باشد و توجه به بعضی از ابعاد باعث غفلت و فراموشی از ابعاد دیگر شود . درواقع بهتر است به هر بعد از هویت انسان، به همان اندازه ای که لازم است اهمیت داده شود.

برای مثال در حوزه تعلیم و تربیت ، بعد دینی هویت، باید به عنوان محور اصلی در نظر گرفته و به آن به اندازه ی لازم توجه شود و سایر ابعاد باید با آن مطابقت داده شوند. یک مدرس باید تمام ابعاد هویت انسان را درنظر بگیرد و از زوایای مختلف به آن بنگرد حتی بعد جنسی و جنسیتی که همان ابعاد زنانه و مردانه است باید در نظر گرفته بشود چون در عین اشتراک با یک دیگر متفاوت است و مستلزم است با دیدگاه های متفاوت به آن رسیدگی شود.

13 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (140 امتیاز)
مبنای هشتم: برابری همه ی انسان ها

خداوند متعال چه در قرآن کریم و چه بوسیله پیامبر اکرم و خاندان عصمت و طهارت (سلام الله علیهم) در دین اسلام که آخرین و جامع ترین دین برای سعادت و هدایت بشر است به عدالت و برابری انسانها تاکید ویژه داشته است و انسان ها با هر نژاد و قومیت،جنسیت،سن و سال ،ثروت و موقعیت جغرافیایی و اجتماعی هیچ برتری نسبت به یکدیگر نخواهند داشت مگر با تقوی و ایمان حقیقی و علم مفیدی که برای دنیا و آخرت و ابدیت مفید باشد، همانگونه که نژاد و قومیت و امثال اینها برای انسانها برتری و ارزشی نزد خداوند محسوب نمی شود، در علم آموزی نیز راه برای همه باز و همه برابر هستد،یعنی علم و سواد برای زن و مرد،پیر و جوان و بچه و بزرگ برای همه باید در دسترس باشد که البته بنابر سن و برخی موقعیت ها، گاهی نحوه آموزش متفاوت می شود اما در اصل سواد آموزی و دانش آموختن همه برابر هستند، قرآن کریم،پیامبر اکرم و خاندان عصمت و طهارت(سلام الله علیهم) بارها و بارها ارزش و اهمیت یاد دادن و یاد گرفتن علم مفید را متذکر شده اند، دین ما یک ساعت تفکر مفید را از هفتاد سال عبادت(مستحبی)برتر دانسته (۱) و در قرآن کریم خداوند متعال از علم و ایمان مثال به بینایی و دیدن زده اند و می گویند آیا انسان بینا و نابینا( ۲) و آنهایی که علم دارند با آنها که علم ندارند(۳) برابر هستند؟

در این آیات و روایات هرگز بر گروه خاصی از انسانها اشاره نشده و تاکید بر اصل علم و دانش می باشد که خود بیانگر این است همه در این عرصه برابر هستند و میزان و نوع علم و عمل به آن است که شاخص بعدی قرار می گیرند، البته متاسفانه امروزه شاهد این هستیم که قدرتهای شیطانی و غربی به دنبال استعمار و تبعیض علمی و آموزشی هستند و برخی علوم خاص را در انحصار خود نگه می دارند تا با آن اهداف پلید و استعماری خود را محقق کنند، لازم به ذکر است آنها تقریبا تمام علوم پایه را از کشورهای اسلامی و آثار دانشمندان مسلمان در چند قرن اخیر به سرقت بردند، چون در اصل دانشمندان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی در حیطه های مختلفی مانند نجوم،پرشکی،ریاضیات،مهندسی،شیمی طلایه داران جهانی علوم بودند(۴) که به علت ظلم شاهان و حاکمان گذشته و فعلی بسیاری از کشورهای اسلامی و سیاستهای شوم کشورهای غربی مانند انگلستان و فرانسه و ... آن منابع عظیم علمی به غارت برده شد. به عنوان یک معلم و یا مسئولان مسئله آموزش و پرورش نیز نباید در تعلیم و تربیت بین دانش آموزان مختلف در شرایط و مکان های متفاوت تبعیض قائل شد و همه ی دانش آموزان می بایستی از امکانات تحصیلی برابر برخوردار شوند.

۱:چهل حدیث امام خمینی ره ، ص ۱۹۱.

۲: آیه ۱۳ سوره رعد

۳:آیه ۹ سوره زمر

۴:بوعلی سینا طبیب بزرگ مسلمان و شیعه،ابوریحان بیرونی و زکریا رازی شیمی دانهای بزرگ مسلمان،شیخ بهایی دانشمند بزرگ و شیعه در علوم گوناگون و نیز مهندسی ، خواجه نصیرالدین طوسی ملقب به استاد البشر، یکی از برجسته‌ترین دانشمندان ایرانی شیعه،منجم و ریاضی دان بزرگ و از بزرگ‌ترین فقهای مذهب تشیع در سده هفتم هجری و دهها دانشمند مسلمان بزرگ دیگر که طلایه داران و صاحب نظران علوم پایه بودند و هستند.
11 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (146 امتیاز)

مبنای ششم/ برخورداری از مقام خلیفةاللهی:

مقام خلیفه اللهی انسان به معنای جانشینی خداوند بر روی زمین است. برای داشتن شایستگی این مقام، انسان باید به مراتب و درجاتی از صفات الهی برسد.

هرچند برای تحقق چنین امری انسان باید به بالا ترین مقام عبودیت نائل شده باشد و دستیابی به این مقام مستلزم اراستگی به مراتب عالی ایمان و عمل است ولیکن همۀ ابعاد حیات بشر باید فعال باشند تا انسان به این مسیر هدایت شود. در این راه  مسئولان شــاغل در این عرصه رسالت ســنگینی به عهده دارند. البته هر فردی به خودی خود، مراقب و مربی خودش اســت و با هوشیاری تمام باید خود را اداره کند تا به تدریج به این شایستگی برسد ولی در مرحله بعدی مربیانِ بیرون از وجود بشر قرار میگیرند که بعد از خود فرد تاثیر به سزایی بر هدایت انسان می گذارند. به همین دلیل خــدای متعال از آغاز خلقت بندگان خود را بدون مربی رها نکرده اســت و بدون برنامه چیزی از آنان نمیخواهد.

این مهم در مباحث تربیتی هم اهمیت بسیار دارد زیرا هدف نهایی انسان در این جهان رسیدن به مقام خلیفه الهی است، پس هدف اصلی تعلیم و تربیت اماده سازی متعلم برای این مقام است.

کتاب های تربیتی با تحلیل موضوع جانشــینی خداوند و ویژگی های انسان متناسب با این مقام باید تحقیقات بنیادی و کاربردی انجام دهند و براســاس آنها برنامۀ تربیتی طراحی و تدوین کنند. ســند تحول بنیادین آموزش و پرورش قرابت نزدیکی با این بحث دارد و در عملیاتی کردن آن به این موضوع نیز باید پرداخته شــود. همچنین، در آماده سازی معلمان برای تربیت دینی دانش آموزان نیزاز روش های آموزشی مهم و قابل پیگیری استفاده شود.

11 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (138 امتیاز)

مبنای نهم: شکل گیری تدریجی هویت انسان

این مبنا اشاره به بعد اکتسابی هویت انسان دارد و بیان دارد که هویت انسان به طور تدریجی و پیوسته در حال شکل گرفتن است. عوامل مختلفی همچون محیط زندگی، رویدادها و تجربه‏های فردی و همچنین روابط اجتماعی می توانند بر شکل گیری هویت تاثیرگذار باشند.

برای مثال فردی که در خانواده ای پر تنش بزرگ شده است ممکن است هویتش به گونه ای شکل گرفته باشد که توانایی بسیاری در شناخت عواطف دیگران و نحوه ی راضی و خشنود نگه داشتن آن ها داشته باشد. اما همین فرد در صورت قرار گرفتن در محیطی آرام و بدون تنش که میتواند مدرسه باشد، به تدریج می تواند یاد بگیرد که نیاز نیست او در برابر همه ی عواطف و هیجانات دیگران واکنشی داشته باشد که از آسیب های احتمالی جلوگیری کند. و به جای این کار یاد می گیرد تا هیجانات اشتباه و منفی دیگران را بشناسد و خودش را برای رفتارهای دیگران مسئول نداند.

به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...