مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟
سید معین مومنی شیده دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه شهدای مکه هستم و در همین رشته کارم را به عنوان معلمی در شهر دماوند شروع میکنم.
از جمله ویژگی هایی که به عنوان یک معلم از نظر خودم میتوانم داشته باشم،ارتباط خوب و موثر با دانش آموزان،تجربه ۱ سال و نیم تدریس در یک آموزشگاه زبان،یادگیری شیوه های مختلف تدریس از معلم های سابق خود،خلاقیت در تدریس یک سری مباحث درس زبان انگلیسی و ... است.
به نظر من هر کسی که در کارش موفق میشود که آن را بصورت منظم و با عشق انجام دهد و در مورد آن مطالعه و تحقیق کند و اطلاعات مهم و مفیدی از آن بدست آورد و در طول انجام آن کار از آنها استفاده کند،بنابراین من به عنوان یک معلم که به کارش علاقه دارد وظیفه دارم که فلسفه معلمی را بشناسم و ابعاد مختلف آن را در نظر بگیرم.
سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟
دیدگاه من به عنوان یک معلم این است که معلم از جایگاه بسیار ارزشمندی در جامعه برخوردار است زیرا یک فرد در جایگاه معلمی از مهمترین عوامل تعلیم و تربیت بشمار میرود.
بنظر من یک معلم میتواند الگوی بسیاری از افراد باشد. او با علم،مهارت و توانایی خود به دانش آموزان آموزش میدهد و توانایی این کار را دارد که دیدگاه آنها درباره مسائل و شرایط گوناگون را به کل تغییر بدهد.
یک معلم میتواند دانش آموزی را عاشق یک درس بکند و همچنین میتواند او را از همین درس متنفر کند.
این موضوع بر اساس شیوه تعاملی ای است که یک معلم از آن در کلاس درس و همچنین در خارج از آن استفاده می کند.
معلمان با افرادی سر و کار دارند که آینده کشورمان را میسازند بنابراین افکار،اخلاق،پوشش،گفتار ،کردار و تمام ابعاد شخصیتی آنها در تغییر و تحول نگاه و تفکر یک دانش آموز به مسائل مختلف تاثیرگذار است.
سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟
این ارتباط معنادار که بین خداوند،جهان و انسان برقرار میشود یکی از پر اهمیت ترین انواع تعامل در مباحث فلسفی و همچنین مباحثی که به دین مربوط میشود است.
در این ارتباط خداوند نقش خود را به عنوان آفریننده جهان و انسان ها ایفا میکند و اما رابطه ای که بین انسان و جهان وجود دارد این است که انسان جزئی از یک کل است و به این معناست که جهان همان کل محسوب میشود و انسان بخشی از جهان هستی است.
من به عنوان یک معلم میتوانم از این ارتباط در تربیت متربی به عنوان ابزار و وسیله ای در آموزش اصول و مباحث دینی و اخلاقی استفاده کنم و مواردی که متربی باید در ارتباط با دیگران،جهان هستی و خداوند بداند را به او آموزش دهم و همچنین متربی را به سمت دستیابی به ارزش های اخلاقی مانند صداقت،عزت نفس،بخشش،عدالت و ... سوق دهم.
بنابراین یک معلم توانمند قادر به این است که این ارتباط را در برنامه آموزشی خود قرار دهد که دانش آموزان از آن سود ببرند.
سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.
من به عنوان یک معلم دوست دارم که دانش آموزان کلاس مطالب درسی که در کلاس ارائه میشود را به خوبی یاد بگیرند و علاوه بر گرفتن نمره خوب در آزمون پایانی،از آن مطالب در طول دوران تحصیلشان استفاده کنند.
همچنین میخواهم مواردی که به زندگی انسان مربوط است و فقط به درس و مدرسه محدود نمیشود را به آنها بیاموزم (مانند ارزش های اخلاقی،ارتباط با دیگران،تصمیم درست در شرایط سخت و ...) زیرا یادگیری این مطالب میتواند از مهمترین عوامل تاثیرگذار در زندگی هر انسانی باشد.
قطعا یکی از پررنگ ترین اهدافی که هر معلمی از جمله خود من دوست دارد که دانش آموزان او به آن دست پیدا کنند موفقیت در زندگیشان است.
این موفقیت جنبه های مختلفی دارد مانند موفقیت تحصیلی،موفقیت شغلی،موفقیت خانوادگی و ... .
رسیدن به هر یک از ابعاد موفقیت نیازمند تلاش بسیار و سختی کشیدن های فراوان است،به عبارتی یک دانش آموز برای اینکه به این هدف برسد باید خیلی از چیزها را فدا بکند و قید خیلی چیز ها را بزند و این سختی را به جون بخرد تا به آن قله ای که دوست دارد برسد.
یکی از زیباترین صحنه ها که برای من به عنوان یک معلم قابل مشاهده است، تصویر شخصی است که روزی دانش آموز من بوده و به هدف خود رسیده است و من این سعادت را داشتم که او را در این راه راهنمایی کنم.
سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.
من به عنوان یک معلم اثربخش باید هم در کلاس درس و هم در خارج از کلاس خود را متعهد به کمک به دانش آموزان بدانم و بخشی از زمان خود را مختص راهنمایی آنها قرار بدهم.
بیشتر زمان کلاس به تدریس مطالب درسی اختصاص داده میشود،اما در خارج از کلاس من به عنوان یک معلم اثربخش این شانس را به دانش آموزان خود میدهم تا مشکلات خود را ( چه درسی و چه غیر از درسی) با من در میان بگذارند و من هم تلاش میکنم که دانش آموزان را یاری کنم و و از علم و تجربه خود برای کمک به حل مشکلات دانش آموزان، برای آنها به اشتراک بگذارم.
به عنوان مثال من در جایگاه معلمی وظیفه دارم که دانش آموزی که به علت مشکلات خانوادگی نمیتواند روی درس متمرکز شود را راهنمایی کنم تا او بتواند با نادیده گرفتن مشکلاتش در زمان مطالعه،تمرکز خود را روی درس بگذارد.
سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟
ارتقا خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان یکی از وظایف مهم تربیتی است که به متربیان کمک میکند تا بینش و درک عمیق تری از مسائل مختلف داشته باشند و تصمیمات بهتری بگیرند.
من به عنوان یک معلم میتوانم از راه های مختلفی برای این کار بهره ببرم.
به عنوان مثال یکی از مهمترین راه ها ترویج سوال پرسیدن و پاسخ دادن در دانش آموزان است.
سوال پرسیدن این شانس را به معلم و دانش آموزان میدهد که مطالب و نظرات بیشتری را باهم به اشتراک بگذارند و در مورد آنها فکر کنند و به یک جواب یکسان یا جواب های گوناگون دست پیدا کنند.من در جایگاه معلمی در این شیوه به دانش آموزانم شانس این را میدهم که پاسخی که من به یک سوال میدهم را به سادگی قبول نکنند و اگر نظری دیگر و یا نکته ای در مورد آن دارند بدون ترس و بصورت منطقی و محترمانه بیان کنند.
همچنین من از راه تشویق متربی به گفت و گو در این موقعیت استفاده میکنم تا دانش آموزان علاقه ی بیشتری به نگاه ریزبینانه به مسائل داشته باشند و در بحث های مختلف مشارکت کنند.
راه دیگری که من قادر به استفاده از آن هستم آموزش مهارت های حل مسئله است یعنی از علم و تجربه ی خودم در مورد مسائل مختلف که تا به حال با آن روبرو شدم و همچنین شیوه حل آن مسائل برای دانش آموزان به اشتراک بگذارم و دانش آموزان در مورد راه حل های استفاده شده تفکر میکنند و نظرات خود را در مورد حل مسئله بیان کنند.
سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟
من به عنوان یک معلم از این مهارت ها در هر ساحت ۶ گانه تربیتی بهره میبرم:
۱-ساحت تربیتی اعتقادی،عبادی و اخلاقی:من مهارت های خودشناسی و دیگر شناسی برای پاسخگویی مسئولانه به نیازها و محدودیت ها با درک خود و دیگران
و همچنین از تلاش پیوسته برای حضور موثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی را کسب میکنم.
۲-ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:از دو مهارت درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهه خردمندانه با تحولات اجتماعی و همچنین مشارکت جمعی موثر در حیات اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول حق طلبی،حفظ کرامت و عزت،ظلم ستیزی، و عدالت خواهی بهره میبرم.
۳-ساحت تربیت زیستی بدنی:علاقه دارم تا مهارت های تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران و همچنین کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیست و احترام به طبیعت را کسب کنم.
۴-ساحت تربیت زیباشناختی و هنری:مهارت های بهره گیری از تخیل خود در خلق آثار هنری با هدف حفظ و تعالی میراث هنری در سطح ملی و جهانی و همچنین زیبا سازی محیط زندگی و پیراستن آن از انواع زشتی معنوی،اخلاقی و زیست محیطی
۵-ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای:علاقه دارم که مهارت های مراعات قوانین و احکام معاملات و التزام به ارزش های اخلاقی و رعایت حق،عدالت و انصاف در روابط اقتصادی با دیگران و همچنین تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و جامعه و تلاش برای بهبود پیوســته آن از طریق مشارکت ســازنده در فعالیتهای اقتصادی را کسب کنم.
۶-ساحت تربیت علمی و فناوری:به دو مهارت برنامه ریزی و اجرای آگاهانه فعالیتهای علمی پژوهشی برای دستیابی خود و جامعه به آینده مطلوب و همچنین شناخت و بهره گیری از نتایج تجارب متراکم بشری در حوزۀ علم و فناوری بر اساس نظام معیار اسلامی علاقه دارم تا آنها را کسی کنم.
من این مهارت ها را با مطالعه و شرکت در محافل علمی کسب میکنم و آنها را در کلاس درس به دانش آموزان آموزش میدهم.
سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.
من به عنوان معلم تلاش میکنم تا متربی ام این مفاهیم را کسب کند:
۱-حس مسئولیت پذیری مثلا معلم از دانش آموزان میخواهد که یک فعالیت گروهی انجام دهند،در این صورت هر یک از اعضای گروه وظیفه ای دارد که باید آن را انجام دهد.حس مسئولیت پذیری به اعضای این گروه کمک میکند تا هر آنچه در توان دارند برای انجام وظیفه خود بگذارند و مسئولیت خود را به درستی انجام دهند.
۲_صداقت به عنوان مثال اگر دانش آموزی تکلیف خود را انجام نداده است آن را صادقانه بیان کند و از دروغ گفتن بپرهیزد.
۳-احترام یک دانش آموز باید هم به معلم و هم به همکلاسی هایش احترام بگذارد
۴-عدالت دانش آموزان باید بیاموزند که عدالت و برابری را در هر شرایطی لحاظ کنند و حق کسی را ضایع نکنند.
۵-رعایت قوانین دانش آموزان باید یاد بگیرند که قوانین کلاس درس،مدرسه،جامعه و ... را رعایت کنند و در کل به قوانین وضع شده احترام بگذارند.مثلا اگر قانون یک کلاس این است که دانش آموزی که ۳ جلسه تکلیف نیاورد باید جریمه شود،همه ی دانش آموزان موظف هستند به این قانون احترام بگذارند و اگر این اتفاق برای هر کدام از آنها افتاد جریمه خود را بپذیرند.