4 دوستدار 0 امتیاز منفی
1.2k بازدید
سوال شده در گروه 23 دانشجویان رشته زبان توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 150 کلمه و حداکثر 250 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

موفق و پایدار باشید

عین اله عابدی

دی ماه 1402

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (1.4k امتیاز)
ویرایش شده توسط
لطفا سوال در مقدمه را پاسخ دهید و همچنین به اجزا هر سوال توجه  بیشتری شود تا بیانیه شما  کامل شود

دقت کنید افعال با متکلم وحده بکار ببرید ( من اینکار انجام می دهم)
دارای دیدگاه توسط (242 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا

علی طهماسبی کوچکسرائی هستم ، دانشجوی ترم سه رشته ی اموزش زبان انگلیسی و همچنین در اینده نه چندان دور دبیر متوسطه اول و دوم در ناحیه 2 شهرری (استان تهران).

اگر وظیفه ی یا کاری که یک فرد خواهان انجام ان است برای خود شخص مشخص نباشد مسلما نمی تواند به نحو احسنه ان کار را به اتمام برساند برای همین ما باید فلسفه ی معلمی را بدانیم تا مشخص شود هدف ما چیست ، اهداف در راستای کدام ارزش ها باشند، به چه مطالبی از لحاظ فرهنگی و ملیتی پرداخته شود و .....

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

جایگاه : شخصی تاثیرگذار در زندگی فردی افراد و در کل در جامعه ، چرا تک تک افراد در کنار هم جامعه را تشکیل می دهند ، پس اگر بتوان تک تک افراد جامعه را به درستی اموزش داد در نهایت کل جامعه و کشور تغییر کرده و مسیر پیشرفت هموارتر است . هرچند خیلی از افراد معتقدند مگر یک شخص چه تغییر بزرگی می تواند ایجاد کند من یک مثال میزنم از تجارب شخصی خودم .من معلم زبانی داشتم در یکی از اموزشگاه های زبان شهرری به علت اخلاق خیلی خوب و منطقی این معلم من به شخصه خیلی از حرفش حساب می بردم چرا که صحبت های بی منطق وتناقضات رفتاری من در این فرد ندیدم ، خلاصه به خاطر صحبت های همین شخص بود که امیدی به من القا کرد که در نهایت معلم همون اموزشگاه شدم ، در حال فعلی هم که رشته ام زبان است پس یک شخص تاثیرش را گذاشته حالا که خودم معلم هستم در طول 30 سال قطعا تاثیری روی صدها دانش اموز میگذارم (چه مثبت چه منفی بالاخره تاثیر هست )که خودش در نسل های بعدی بخش بزرگی از جامعه را تشکیل می دهند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

شاید نتوانم دقیق منظورم را برسانم اما برداشت من از این موضوع این است :

خداوند جهان و انسان را خلق کرد اما انها را به حال خودشان رها نگذاشت به واسطه همین ما در جهان قوانین خدا را مشاهده می کنیم (قدرالهی ) و همچنین برای انسانها پیامبران و امامان فرستاده شدند که وظیفه ی انها رساندن و تکمیل و تبیین دین بود ، پس دین نقشه ی راهی است که خدا قرار داده برای هدایت انسان در محیطی که قوانین مشخص دارد . همچنین انسان با استفاده از اجزا و وسایل و ...که در جهان میبینیم به سمت کمال در جهت دین می تواند حرکت کند .حال ربطش به معلم چیست ؟

اینجا جهان همون کلاس درس ماست که باید قانون مدار باشد وگرنه روند درس و ... پیش نمی رود و همچنین می توان با ایجاد تغییراتی در سطح کلاس هر چند کوچک (مثلا رنگ دیوار کلاس و ...) حس بهتری به دانش اموزان القا کرد و هر چه از وسایل و...(تکنولوژی )بیشتر و درست تر استفاده شود بهتر است .

معلم نقش همان دین را دارد و باید به دانش اموز جهت بدهد چرا که وظیفه ای که کشور به معلم سپرده فقط بعد تحصیلی ندارد و مسائل اخلاقی ، فرهنگی و بعضا سیاسی باید در دانشگاه ها و مدارس متوسطه بعضا بررسی شوند (روایت اول ،متاسفانه چیزی در دانشگاه ندیدم این مسائل مهم حتی اشاره بهشان شود و جای تاسف داره برای اساتید و کشور ).معلم باید بعضی چیز هارا محدود و به بعضی کارها تشویق کنند و به جایش تنبیه و تشویق به کار ببرد (دقیقا مثل دین ).فکر نمی کنم به توضیح بیشتری نیاز باشه .

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

1.تفکر 2.نقد 3.اخلاق 4.تحصیل .حالا چرا اول نوشتم تفکر ؟درست است که هدف از مدرسه علم اموزی است اما اون چیزی که جامعه رو میسازه علم نیست چون علم بدون تفکر،بدون عقل قطعا به درد نمی خوره که هیچی تازه در بعضی موارد مضر هم هست (مثال:شخصی دکترا گرفته فکر می کنه خبریه ، همش خودشو میگیره و ... در حالی که من ادمی دیدم دیپلم داشته سوادش از این بیشتره همه هم دوسش دارن اتفاقا درد مردم داره فقط محض پول نمیره که اگه کسی پول نداشت بگه من کار نمی گنم و ...)تقریبا 90 درصد مشکلات و اخبار و .... با عقل حل میشه و من همیشه به دانش اموزام گفتم که بزرگترین دارایی شما تو زندگی عقلتونه ، یا مثلا مود شده هر اتفاقی در سطح جهان رخ بده میگن کارخودشونه یا تقصیر ایرانه خب این نمونه ی بارز این مسئلست .

بعضا نمره و ... رو با خوندن و تست زدن و گاهی حفظ کردن به دست میارن (البته که خیلی اوقات علم حقیقی نیست )اما فکر کردن رو باید یاد بگیرن وگرنه بعد از چند نسل جامعه ای احمق از لحاظ فرهنگی و سیاسی داریم .همین الان هم در ایران در گیر همین موضوع هستیم چرا که دولت اصلاحات کلا دانشگاه های فرهنگیان رو به سمت نابودی برد و مسلما معلم بد انتظار دارین دانش اموز چطوری تربیت بشه ؟ برای همین نسل به نسل انسانهای ضعیف تری داریم نه فقط ایران بلگه در کل جهان .

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

این سوال شبیه سوال یک هست پس در ادامه ی همون جواب میدم .همچنین رفتار معلم در خارج از کلاس درس نمادی است بقیه ی معلمان جامعه یعنی اگر انسانی باشخصیت ،خوش تیپ،با سواد و .... در جامعه رویت شود و همه بدونن این شخص معلم است نا خداگاه احترام به معلم در جامعه افزایش می یابد و افراد بیشتری مشتاق به گرفتن این شغل هستند در نتیجه رقابت بیشتری ایجاد شده و معلمان بهتری وارد سیستم اموزشی می شوند در نتیجه دانش اموزان بهتری تربیت شده و در اخر پیشرفت کشور رقم می خورد .

در کلاس درس هم که مشخص است .تا ثیری که معلم روی دانش اموزانش دارد چه مثبت و چه منفی می تواند دیدگاه بچه ها نسبت به مسائل سیاسی ،دینی ،اعتقادی و ...را تغییر دهد که مثال هایش زیاد است و از قبل به چنتا اشاره کردیم .

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

بستگی به سن دانش اموزان و محیط و محل زندگی ، عقاید و .... دارد چرا که باید موضوعاتی انتخاب شود و از بعد های مختلف در کلاس بررسی شود تا یاد بگیرند تفکر انتقادی و خلاقانه را و باید بتوانند اظهار نظر کنند مثلا برای دانشگاه ها مباحث سیاسی بسیار مناسب هستند چرا که اکثریت غالب جوانند و این مباحث در ان سنین داغ است اما همان مسائل در ابتدایی اصلا نباید مطرح شوند چرا که مخاطب بچست و بیشتر افکار را منحرف می کند چون بچه نه اطلاعات کافی دارد و نه اهمیتی برایش دارد در ان سن .هرچه موضوعات بهتر انتخاب شوند و بیشتر بررسی شوند بهتر است .

درمسائل درسی هم مثل علوم و دینی می شود بچه هارا به چالش کشید و بهشون مهلت داد تا فکر کنند و نظراتشون رو بیان کنند مثلا بپرسیم به نظرتون چرا باید نماز بخونیم و ... .دقت شود بعد از ایجاد سوال باید پاسخ داده شود و رفع کامل شبهه رخ بدهد وگرنه نتیجه معکوس دارد .

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من خلاصه می نویسم استاد چون زیاد میشه .ساحت تربیتی ، اعتقادی ، عبادی ، اخلاقی :1.خوش اخلاقی 2.نحوه گویش 3.مدیریت کلاس

باید رفتار خودم درست و احسن باشه تا در دانش اموزان اثر بگذاره پس باید خودم را از لحاظ اخلاقی و دینی تقویت کنم که این ها با تحقیق ، دوره های مختلف و .....قابل ارتقا هستند و مثال هایش هم فراوان است شامل هیئت ها ، کتابهای اخلاقی ، روزه ها و .....

2.ساحت اجتماعی سیاسی : 1.نحوه بحث کردن 2. سواد رسانه ای 3.جامعه شناسی

راجب این خیلی گفتم .معلم باید به روز باشد ، اخبار روز را بداند ، تغییر و تحولاتی که در اطرافش رخ میدهد را درک کند ، دعوت به مشارکت در مراسم ها ی کشوری کند مثل انتخابات و .. و در حد توان تبیین کند که چرا باید .............، برای این هم باید اخبار را از جند بعد بررسی کند حالا چگونه بینش سیاسی را افزایش دهیم ؟گوش دادن به تحلیل های گوناگون ، خود را جای دشمن فرض کردن ، مطالعه کتابهای تاریخی و سخنرانی ها ، همایش ها و .... حال میتوانیم به دانشجو ها انتقال دهیم که چگونه به اطلاعات درست دست یابند و گول رسانه هارو نخورند (سواد رسانه ای )

3.ساعت زیستی بدنی :1. جودو(رزمی ) 2.کشتی (این دیگه امیخته با فرهنگمان هم هست )

 معلم باید خوشتیب ، خوش فرم و ... باشد اگر دیگران را به ورزش دعوت می کند از این رو اطلاعات ورزشی باید بالاتر رود و همچنین باشگاه برم (درکل ورزش کنم ) تا هم سلامت بمانم هم رو فرم باشم .( از لحاظ روانشناسی این تاثیر روی دخترها بیشتر است که واضحه )

بعد سلامت روان هم داریم که اطلاعات زیادی ازش ندارم اما به احتمال با خواندن کتابهای مرتبطه و کمک گرفتن از متخصصین تو این مورد هم می شود خود را ارتقا داد مثلا حفظ ارامش یا صبر در بدترین شرایط کلاس نمونه ای از بعد روانی است .

4.ساحت زیبا شناختی و هنر : 1.نقاشی 2. خوشویسی

کاربردی هم هست گاهی مجبورم برای تفهیم درس داستانی یا تصویری رو روی تخته بکشم برای همین خوبه که نقاشیم خوب باشه .خوشنویسی هم که واضحه .معلمم و کارم با نوشتنه ، پای تخته یا نامه ای به والدین و .... که اگر خط خوب باشه وجهه ی خوبی به من میده ودیدگاه مثبتی نسبت به من در ذهن ایجاد می کند .

5.علمی- فناوری 1.کاربا هوش مصنوعی (ابزار های گوناگونی که به شدت کاربردی هستند برای پژوهش ، ارائه و.....) 2.پاورپوینت و .... این دسته بیشتر برای کنفرانس ها و تدریس به کار میره که با حرکات متن ها ، تصاویر ، فیلم و ...یادگیری در دانش اموزان به شدت افزایش میابد چرا که مخصوصا در زبان طبق تجربه شخصی گاهی بسیار سخت است توضیح کلمه ای و با یک تصویر یا پانتومیم ساده می توان راحت منظور را به درستی رساند.

بخش علمی هم که کاملا مشخص است و معلم باید اهل مطالعه باشد و علمش به روز باشد تا از پیشرفت باز نماند و هماهنگ با جهان پیش برود چرا که به مرور انها که محدود ماندند کنار گذاشته می شوند چون انسان بی نهایت طلب و کنجکاو است .

6.اقتصادی -حرفه ای :1.دانستن مفاهیم اقتصادی مثلا تورم چیه ؟، عواملش و ..... چرا که کمک می کند به درک بهتری از اتفاقات اطرافم پیدا کنم مثلا چرا فلان چیز در این بازه ی زمانی گران شد یا کمیاب شد ؟ و ...2.معلم در حرفه ی خود نیز باید به روز باشد مثلا تغییرات جهانی ، روش های جدید ، مسیر های مختلف تحصیلی و ....که در صورت نیاز اگر دانش امووزی دوست داشت که معلمش را الگو قرار دهد بتواند اورا راهنمایی کند .

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

1.فکر کردن (قبلا توضیح دادم .بزرگترین دارایی انسان عقل است و اگر استفاده نشه مال ، علم ،اخلاق ، فرهنگ و ... همه رو شخص از دست میده .) 2.امید وار بودن در هر شرایطی (احتیاج به توضیح زیادی نداره .امید خودش عامل حرکت انسانه اگر انسانی امید نداشته باشه هیچ کاری نمی کنه مثلا اگر من باور داشته باشم کارم هیچ تاثیری نداره اصلا چرا درس بدم ؟ یا مثلا رای میدیم چون امیدواریم نفراتی که ما انتخاب کردیم برای کشور یه سر و سامانی به کشور بدن و تاثیرشو تو زندگی ببینیم . 3.انسانیت (فارغ از هر دین یا حزبی همه ی ما انسانیم اینکه بعضا میبینیم افرادی میگم غزه به ما چه ربطی داره یا سر هواپیمای اوکراینی ناراحت میشن اما سر فاجعه تروریستی کرمان خوشحالن این نمونه بارز این مورد است .هیچ بویی از انسانیت نبردن صرفا چون مخالف ج.ا هستند همه چیز رو فدا می کنن .اموزش و پرورش باید انسانیت و وطن پرستی رو نهادینه کنه ) 4.وطن پرستی (وطن مثل ناموس ادم میمونه کسی که روی وطنش غیرت نداشته باشه این ملت سرزمینشو از دست میده چون مسلما ازش دفاع نمی کنه) 5.غیرت(از جمله غیرت دینی و احترام به پدر و مادر .اگر ارزش مادر در جامعه سقوط کنه که بعضا تو ایران شاهدیم فرزندان به درد نخوری تحویل جامعه میدن و همین فرزندان مادران ایندن و این چرخه همینطور بدتر میشه تا نابودی کامل فرهنگ در نهایت کشور (نمونه بارز این مسئله بالاشهر تهرانه که عملا قانون جنگله و هر کی ...... 6.صداقت و اعتماد (خیانت نکردن )این مورد کلی مثال داره و ما داریم میبینیم هر جای کشور اتفاقا یکی از دلایل سنگین برای ازدواج نکردن جوانها همینه .داخل کشوری که مهریه ابزار تیغ زنی بانوان شده و در یک روز 570 زن میرن مهریه اجرا میزارن در حالی که فلسفش چیز دیگه ای بود و داخل فضای مجازی به هم اموزش میدن این نوع دزدی هارو اثری از اعتماد نمونده .باید حس همدردی نهادینه بشه که بلایی که سر دیگران می خوان بیارن اگه سر خودشون بیاد چه حسی دارن و .... .

اعتماد معلم به دانش اموز هم کم شده به شخصه به نسل جدید کمتر میشه اعتماد کرد که از اثار تربیتی و بعضا سیاست های غلط اموزش و پرورش است .
ادامه در دیدگاه بعدی
دارای دیدگاه توسط (242 امتیاز)
ادامه : .

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

تمام موارد دارای اهمیت هستند اما اولویت من باارزش شناسی است چرا که ارزش های یک جامعه باید حفظ شوند ،جامعه ای که ایدوئولوژی ها ، فرهنگ ، دین ، اداب و رسوم و ..... خودش را از دست بدهد قطعا تضعیف می شود.

حجاب ، احترام به بزرگتر ، صداقت ، انصاف ، دفاع از مظلوم ، نظافت ،حیا و .... از ارزش ها هستند.

در معرفت شناسی و هستیی شناسی نا خوداگاه اگر ارزش ها درست باشند و منحرف نباشند به انها میرسیم اما اگر بقیه باشد و ارزش ها از بین بره کاری نمیشه کرد مثال :غیرت یک ارزش است حال جامعه ای را تصور کنید و غیرت را از ان حذف کنید ( که بعضا رسانه های خارجی فارسی زبان و همجنین فیلم های هالیوودی فضایی را ترویج می دهند که بچه می تواند در روی پدرش یا مادرش بایستد و در بعضی مواقع حتی به طور فیزیکی درگیر شود ) خب با این سناریو به مرور زمان چیزی از دین و معرفت و ... نمی ماند چون علنا دیگر هیچ چیز مقدس نیست حتی مادر، برای همین معتقدم ارزش ها باید پایدار بمانند و افراد جامعه ارزش های خود را به خوبی فرا گیرند تا به راحتی با دوتا شبهه و تهاجم فرهنگی از دست نرود .رواج دادن دین و معرفت و ..... اسان است و هرکسی می تواند اما حفظ ان سخت است .

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال به شدت کلی است و اصلا جواب مشخصی نمیشه داد . به انسان درس میدهیم نه چوب و درخت پس حال فرد ،مبحث درس ، علم فرد ، عقاید فرد ، چقدر مارا قبول دارد ، برونگرا یا درونگرا (ویژگی ها شخصیتی) و .... باید در تکنیک یا روش به کار گرفته شده مد نظر قرار بگیره .

به شخصه نسبت به هر کلاس و گاهی هر دانش اموز سعی می کنم روش را تغییر بدم و بهترین رو انتخاب کنم چرا که یک روش همه جا جواب نمی دهد و همینطور برای همه یادگیری یکسان نیست .چیزی که الان در جهان محبوب است این است که مخلوطی از همه ی روش های تدریس در جای مناسب استفاده شود چرا که معلم کمتر محدود می شود و دستش بازتر است و از طرفی همونطور که در بالا اشاره شد تمام درس ها را نمی توان با یک روش تدریس کرد از طرفی با عوض شدن بعضی فاکتور ها ، در تدریس ما باید تغییر ایجاد شود مثلا کلاس ما بزرگتر یا کوچکتر شد ؟،تعداد دانش اموزان تغییر کرد و ...

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

تغییر سیستم سنجش به نمره چرا که دانش اموزان به شدت ضعیفی در طی 10 سال گذشته به پایه های بالاتر رفتند و طبق اخرین اطلاعاتی که من دیدم معدل های کشوری پایین تر امده و متوسط حدود 10 است که به شدت بده .سیستم نمره دهی ما در دوران های قبل نمره ای بود نه توصیفی (خیلی خوب، خوب ، قابل قبول و....) به همین علت رقابت بیشتری بین دانش اموزان بود و نمره ها و نظرسنجی ها دقیق تر بودند که مسلما نمره گرفتن هم سخت تربود و بالاجبار بیشتر باید تلاش می کردند برای کسب نمره لازم .

جمع کردن بساط دانشگاه ازاد و مدارس غیرانتفاعی و خصوصی : در یک جمله ی کوتاه بخوتم توضیح بدم اینکه علنا در95 درصد این مدارس و ...شما پول پرداخت می کنین و 20یا مدرک بهتون میدن علنا شما مدرک رو خریداری کردین و بعضا این همه جوون بیکارتحصیل کرده که میگن اکثرا فارغ التحصیل همین دانشگاه ها هستند .

امتحان های مفهومی :امتحانات ماغالبا حفظیات شده است و بار کاربردی و مفهومی در زندگی ندارد .توضیح مثالش در نوشتار سخت است و خیلی طولانی البته واضحه ، از کتابهایمان مشخص است.

اضافه کردن بخش های مهارتی(پیگیری جدی تر ) : کامپیوتر ، اشپزی ، باغبانی ،هنر ، مکانیک ، گارگاه چوب ، سواد رسانه و .... این ها می توانند در مدارس باشند و نتایج مطلوبی هم به همراه خواهند داشت .

اضافه کردن بخش سیاسی-اقتصادی به دانشگاه ها : قبلا توضیحش را دادم . قرار دادن مکانی برای پیشنهادات و نظرات دانشجویان برای دولت و.....گاهی جوانان خلاق ما می توانند بهترین راه ها را در عین سادگی و در هزینه کم پیشنهاد دهند .چرا استفاده نکنیم

31 پاسخ

2 دوستدار 1 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (316 امتیاز)
ویرایش شده توسط

اینجانب علیرضا وطن پرست دانشجوی ورودی 1401 دانشگاه فرهنگیان رشته آموزش زبان انگلیسی متولد پاکدشت هستم و قرار است پس از پایان تحصیل در منطقه کهریزک تدریس خود را ـآغاز کنم،فردی (از نظر دیگران) کاریزماتیک هستم و به سادگی با تمامی اقشار ارتباط میگیرم و به همین دلیل توان بنده در تدریس نیز بالاست ، بدین دلیل که بنده فردی معتقد به اصول و مقررات هستم و آنها را چه در زندگی چه در درجات بالاتر اجرا میکنم باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشم.

1. شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟ معلمان نقش بسیار مهمی در جامعه دارند. آنها نه تنها مسئول آموزش دانش آموزان هستند، بلکه به عنوان الگوها و راهنمایان نیز عمل می کنند. معلمان با ارائه آموزش و پرورش به دانش آموزان، آینده جامعه را شکل می دهند. آنها مسئولیت انتقال دانش، ارزش ها و اخلاقیات به نسل جوان را بر عهده دارند. همچنین، معلمان می توانند تاثیر بسزایی در رشد و توسعه دانش آموزان داشته باشند و آنها را برای مواجهه با چالش های زندگی آماده کنند. بنابراین، نقش معلمان در جامعه بسیار ارزشمند است و آنها باید به عنوان یکی از مهمترین افراد جامعه مورد احترام و تقدیر قرار گیرند.

2. ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟: ارتباط معنادار بین خداوند جهان و انسان یکی از اساسی ترین و پویا ترین روابط است که در عملکرد و تربیت انسان تأثیر بسزایی دارد. خداوند جهان، به عنوان آفریننده و نگهدارنده‌ی همه‌چیز، طبیعت و بشر را به هم پیوسته کرده است. انسان با دستاوردهای عقلانی و ذاتی خود، قادر است به خداوند وصل شود و از معنا و هدف واقعی زندگی استفاده کند.

این ارتباط در تربیت متربی نقش اساسی دارد. با ایمان به خداوند، متربی شجاعانه از تجارب و چالش‌های زندگی استفاده می‌کند و از آن‌ها درس می‌گیرد. ارزش‌های اخلاقی و روحی از طریق آموزه‌های دینی در شخصیت متربی تقویت می‌شود. به عنوان نمونه همنشینی با پندار خداوند و تمرکز بر اخلاق و کرامت انسانی، متربی به دیگران رحمت و پشتیبانی می‌کند و به ایجاد جامعه‌ای پایدار و عادلانه کمک می‌کند.

با همه‌گیر شدن فناوری، تربیت متربی کسی می‌تواند راهنما و تسهیل کننده باشد تا ارتباط معنادار بین خداوند جهان و انسان تقویت شده و در تربیت نسل‌های آینده نقش بیشتری ایفا کند

3. اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید:سوای مسائل تحصیلی که بسیار مهم اند دانش آموز باید مسائلی همچون اخلاق،آداب معاشرت،رفتار صحیح با افراد بزرگتر،سیره نبوی و اهل بیت و شیوه زندگی ایشان،رشد خود آگاهی،روابط بین فردی،تصمیم گیری،حل مسئله،تفکر خلاق،توانایی حل مسئله،توانایی مقابله با استرس ،توان به نه گفتن، مسائل دینی همچون آداب نماز ،محرمات،نجاسات،نماز،روزه،خمس،زکات،امر به معروف و نهی از منکر،مستثنیات دین،و به جز مسائل دینی مهارتهای مدیریت زمان،روش تفکر صحیح فاصله گرفتن ،بخشش و انفاق،آموزه های فرهنگی،قوانین و مقررات،مسائل خانوادگی،بسیار مهم است که دین مشمول احکام شرعی پنجگانه فقهی یعنی:واجب،حرام،مستحب،مکروه و مباح و نیز برخی مسائل که هر فرد در زندگی نیاز به دانستن آنها دارد مانند مدیریت مالی،کمک های اولیه ،آمادگی در مواقع اضطراری و بسیار مسائل دیگر.

4. نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.: معلم اثربخش، در داخل کلاس درس با روش‌های تدریسی دینامیک و جذاب، دانش‌آموزان را به فعالیت و یادگیری تشویق می‌کند. او از ابزارهای مختلفی مانند نمونه‌های عملی، فیلم‌ها و بازی‌های آموزشی استفاده می‌کند تا مطالب را به شیوه‌ای جذاب و قابل فهم برای دانش‌آموزان ارائه دهد. او از تجربیات و دانش خود برای تشویق و الهام دانش‌آموزان استفاده می‌کند و همواره به دنبال ایجاد ارتباط صمیمانه و موثر با دانش‌آموزان است. در خارج از کلاس نیز، او با حضور فعال در فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی مانند کارگاه‌ها و همایش‌ها، به دانش‌آموزان خود انگیزه می‌دهد و آن‌ها را به کشف و توسعه استعدادهای خود تشویق می‌کند. این معلم اثربخش با ایجاد یک محیط آموزشی پویا و پرانرژی، دانش‌آموزان را به یادگیری فعال و پایدار ترغیب می‌کند.

5. چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟: برای افزایش خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، ابتدا باید آن‌ها را به ارائه سوالات واقعی و مشکل‌محور تشویق کرد. این سوالات باید از طبیعت کنجکاوی و تحلیلی باشند تا دانش‌آموزان را به تفکر عمیق و انتقادی وادار کنند. همچنین، استفاده از مطالب چند رسانه‌ای مانند فیلم‌ها، نمونه‌های عملی و داستان‌های معنادار، به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا تفکرشان را تقویت کنند و ارتباط عمیق‌تری با مطالب برقرار کنند. همچنین، تشویق دانش‌آموزان به بحث و گفتگو در مورد مطالب درسی و مسائل مختلف، از جمله راه‌های موثر برای تقویت تفکر انتقادی و خردورزی آن‌هاست. این روش‌ها باعث می‌شود که دانش‌آموزان به طور فعال‌تر در فرایند یادگیری شرکت کرده و توانایی تحلیل و ارزیابی خود را تقویت کنند.

6. شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟: درساحت تربیت اعتقادی،عبادی و اخلاقی شیوه تربیتی رسول اکرم و اهل بیت علیهم السلام و نیز سیره نبوی و نیز دانستن آموزه های دینی،در ساحت تربیت زیستی و بدنی همانطور که در آیه 85 سوره اسراء ذکر شده «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا»

(و تو را از حقیقت روح می‌پرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بی‌واسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق می‌گیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمی‌برید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است.) در مقابل این ساحت به صحت و سلامت خویش توجه کرده و با تلاش و فعالیت بدنی خود را شاداب نگه میدارم تا دانش آموزان نیز از من بیاموزند

در ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی با آموزش و نیز رعایت امور اجتماعی و آداب معاشرت باعث میشوم تا متربیان با آگاهی از حقوق و مسئولیت های خود در زندگی خانوادگی و اجتماعی بتوانند از قوانین و مقررات به صورت آزادانه پیروی کنند و مهارت های شهروندی را فر گیرند و نقش و وظایف خود را در قبال جامعه انجام دهند

در ساحت اقتصادی و حرفه ای مفاهیمی همچون صرفه جویی،کارآفرینی،قوه تخیل و ادراک اقتصادی،امانت داری،درستکاری و پرهیز از اصراف را آموزش میدهم

در ساحت علمی و فناوری:مهارت های تحقیق و جستجوی علمی را آموزش میدهم تا متربیان به درستی بتوانند در عرصه پژوهش پیشرفت داشته باشند

و در ساحت زیبا شناختی و هنری:علاقه متربیان را نسبت به هنر شکوفا میکنم تا آنان زیبایی را درک کنند و تنها به ظاهر نگری اکتفا نکنند و نیز به درون و اعماق جهان خیال نیز بنگرند

7. پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.:احترام به دیگران علی الخصوص بزرگترها،مسئولیت پذیری در برابر اشتباهات و دیگر اعمال،همدلی و همراهی در مشکلات یکدیگر،انصاف و عدالت و حفظ حق دیگران،توسعه مهارت های اجتماعی  همچون ارتباط با دیگران و خودم نیز متعهد میشوم که تحت هیچ شرایطی با دانش آموز بد برخورد نکرده و هیچگونه بی احترامی ای به آنان نکنم و نیز در حفظ ظاهر و آراستگی کوشا باشم و همزمان با رعایت خشوع و خضوع و صحت اخلاق با احترام با آنان رفتار کنم

8.با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی،انسان شناسی،معرفت شناسی و ارزش شناسی هرکدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمایید: اصل اول: معرفت شناسی اهمیت این اصل در تربیت اسلامی این است که انسان باید به دنبال معرفت و دانش باشد و از طریق آن به خداوند نزدیک شود. این اصل در تربیت اسلامی بر روی رشد و توسعه دانش انسان تأکید دارد و انسان را به سمت تحصیل و یادگیری موجبات رشد و پیشرفت روحی و معنوی می‌دهد. مثال: یکی از روش‌هایی که با تأکید بر این اصل می‌تواند به تربیت اسلامی کمک کند، ارتقاء سطح دانش و آگاهی افراد از اصول و مفاهیم دینی است.

اصل دوم: انسان شناسی این اصل بر این ایده تأکید دارد که انسان به عنوان خلقت برتر خداوند باید مورد احترام و توجه قرار گیرد و در تربیت اسلامی باید به ارتقاء شخصیت انسان و توسعه ذات انسانی توجه شود. مثال: روش‌هایی مانند تربیت اخلاقی، توجه به سلامت روحی و روانی افراد، و ترویج ارزش‌های انسانی می‌تواند به تحقق این اصل کمک کند.

اصل سوم: ارزش شناسی این اصل بر این ایده تأکید دارد که ارزش‌های اخلاقی و معنوی برتری دارند و باید در تربیت اسلامی به آن‌ها توجه شود. این اصل بر ارزش‌هایی مانند عدالت، مهربانی، بخشش، و اخلاقیات موجبات رشد و توسعه انسان را فراهم می‌کند. مثال: ارتقاء ارزش‌های اخلاقی و معنوی مانند بخشش و مهربانی در جامعه و ترویج آن‌ها می‌تواند به تربیت اسلامی کمک کند

اصل چهارم: هستی شناسی این اصل بر این ایده تأکید دارد که انسان باید درک کند که هستی او به خداوند باز می‌گردد و باید به این معنویت توجه کند. این اصل موجب تواضع و ارتباط صحیح انسان با خداوند می‌شود. مثال: ترویج ارتباط معنوی و دعا در زندگی روزمره و توجه به ارتباط انسان با خداوند می‌تواند به تربیت اسلامی کمک کند

9. مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟:از طریق روش هایی همچون استفاده از تکنولوژی برای جذب حداکثری دانش آموزان،ایجاد یک جو دوستانه برای جذب دانش آموزان که باعث علاقه مندی بیشتر آنان به مربی و نیز به درس میشود که البته رعایت حدود نیز مهم است،استفاده از روش هایت دریس جذاب مانند بازی های مختلف که برای تدریس استفاده میشوند،ارتباط موثر با دانش آموزان و نیز شناخت علایق و خواسته ها و استعداد های آنها و ارائه مشاوره و پشتیبانی و ایجاد ارتباطات مثبت،اشاره به ارتباط درس با زندگی واقعی مثل اینکه اگر یک گردشگر خارجی به کشورمان بیاید میتوانند از طریق زبان انگلیسی که زبانی بین المللی است با آنان ارتباط داشته باشند،ایجاد رقابت و انگیزه بین دانش آموزان که میتوان از طریق آن باعث افزایش کیفیت سطح مطالعاتی دانش آموزان شد که راهکارهای مختلفی نظیر جایزه و تشویق قائل شدن برای دانش آموزان در آن قابل استفاده هستند.

10. شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.:مسائلی همانند توهین های نژادی و نژادپرستی،کوچک شناختن اتباع خارجی،مسائل تبعیض جنسیتی که امروزه بالعکس دهه های قبل زنان در حال بالاتر رفتن از مردان هستند،جایگزینی لباس فرم مناسبتر برای دانش آموزان،گیر ندادن به مدل مو و شیوه پوشش دانش آموزان،جلوگیری نکردن از استفاده دانش آموزان از تکنولوژی، ترک تنبیهات بدنی

نتیجه گیری:امروزه آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران هنوز دارای ضعفهای کوچکی است اما نسبت به دیگر ارگانها وضعیت بهتری دارد و همواره به لطف فعالیتهای روزمره و نیز تربیت معلمانی شایسته و بهره گیری از اسنادی همچون سند تحول بنیادین در حالت پیشرفت میباشد وظیفه ما بعنوان معلمان آینده این است که با اصلاح این صعفها و بهره     وری از سخنان مقام معظم رهبری و نیز استفاده بردن از آموزه های دینی باعث پیشرفت دانش آموزان و نیز  سربلندی میهن عزیزمان ایران شده و پا به عرصه رقابت جهانی و نیز پیشرفت فرهنگی،اجتماعی و نیز اقتصادی کشورمان شویم.

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (356 امتیاز)
ویرایش شده توسط

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

 سبحان نعیمی منفرد هستم، معلم درس زبان انگلیسی. محل خدمت من در استان تهران ناحیه یک ری می-باشد. مدارک بنده در زمینه انگلیسی شامل TTC,FCE و CAE ، در کامپیوتر مهارت¬های هفتگانه ICDL و در زمینه علوم قرآنی رتبه برتر احکام اسلامی و حفظ بخش¬هایی از قرآن کریم هستند. همچنین داراری مدارک و گواهی های دیگر در زمینه های متفاوت هستم. بیانیه فلسفه معلمی از آن جهت مهم است که بیان کننده دیدگاه معلم در زمینه تربیت است و بیان می¬کند که در زمینه هر مسئله چگونه ارزیابی، بررسی و عمل و نتیجه گیری خواهد کرد.

1. شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

از نظر من جایگاه معلم بالاترین جایگاه و نقش او مهم ترین نقش در یک جامعه است. چرا که من به عنوان یک معلم وظیفه سنگین تربیت نسل های آینده را بر عهده دارم و سروکار معلم با انسان است، مخلوقی که شعور و درک و احساس دارد و تربیت پذیری فعال است. من به عنوان یک معلم نقش های گوناگونی بر عهده دارم، برای مثال وقتی که کودکی پا به کلاس درس می¬گذارد باید نقش یک مادر را داشته باشم که محبت مادرانه او تامین شود. وقتی که در سن نوجوانی به دنبال الگویی برای تقلید می¬گردد باید الگوی او باشم، زمانی که سر در گم به دنبال آینده خود است باید نقش رهبر و راهنما را داشته باشم. به دلیل نقش های بی¬شماری که معلم در زندگی انسان اجرا می¬کند، جایگاه او بسیار قابل احترام است. من به عنوان یک معلم وظیفه هدایت زندگی دانش آموزانم بر دوش دارم و تمام سعی و تلاشم در زمینه اجرای تمام و کمال آن است.

2.ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی به¬کار می¬بندید؟

خداوند خالق هستی، جهان آفرینش خداوند و انسان اشرف مخلوقات خداوند، در نظر من سه راس یک مثلث هستند. راس اصلی و بالایی که خداوند متعال باشد، دو راس دیگر را آفریده و نظم بخشیده و هدایت می¬کند. راس جهان دارای ارزش و احترام است و انسان برای استفاده از آن اجازه معقول و مشروط دارد. راس انسان وظیفه دارد ارتباط با راس اصلی را شناسایی کرده و قوی و قوی تر کند و با استفاده از راس جهان، خود را به هدف مقدس قرب الی الله برساند. از آنجایی که قرب الی الله هدف انسان و تربیت او است( و البته حیات طیبه در زمین و آسمان) من به عنوان یک معلم این ارتباط را به دانش¬آموزانم خواهم آموخت که بدانند برای مثال که هستند و چگونه باید در شأن یک انسان رفتار کنند و خالق خود را شناخته و برای رضایت او تلاش کنند و رفتاری شایسته با جهان که جلوه جمال او می¬باشد داشته باشند.

3.اهدافی که دوست دارید دانش¬آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمایید.

من به عنوان یک معلم، در مرحله اول اهداف دانش¬آموزانم را با ارزش می¬دانم و در مرحله دوم سعی در بهسازی آنها می¬کنم. یکی از اهداف مورد نظر را پایبندی به اصول و ارزش های انسانی و دینی قرار می¬دهم، برای مثال راستگو بودن. از آنجایی که برای رسیدن به معنویت ابتدا باید نیازهای اولیه انسان رفع شوند، این مسئله را مدنظر خواهم داشت. مثال ساده وقتی که دانش آموزم در کلاس احساس ناراحتی می¬کند قبل از تدریس این مسئله را حل می¬کنم. لذا طی این فرایند شرایط رسیدن به اهداف والاتر نیز فراهم خواهد شد. تلاش خواهم کرد که دانش¬آموزم خدا، خلقت و خود را به نحو عالی بشناسد چرا که شناخت برای رسیدن به اهداف ضروری است. در نهایت هدفی که دوست دارم دانش¬آموزم به آن دست پیدا کند، اهدافی است که خود او برای خودش در نظر دارد. چرا که هر انسان حق انتخاب دارد و ما تنها هدایتگر هستیم.

4. نقش شما به عنوان یک معلم اثربخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

همان گونه که قبلا اشاره کردم، من به عنوان معلم نقش تعیین کننده ای در زندگی و آینده دانش¬آموزانم دارم. اثر بخشی از مراحل ساده مانند نحوه لباس پوشیدن و گفتار و رفتار شروع شده به مراحل برتر می-رسد. وقتی در کلاس درس دانش¬آموزانم شاهد محبت کردن و احترام گذاشتن من به سایرین باشند، آنها نیز الگو گرفته، با محبت و احترام رفتار خواهند کرد. در خارج از کلاس هم این فرایند ادامه دارد به علاوه وقتی من یک فرد موفق و مورد احترام در خارج کلاس هم باشم، نه تنها دانش¬آموزانم بلکه دیگران نیز خواهند آموخت همان گونه که من باید از دیگران بیاموزم، چرا که تربیت در همه ابعاد و ساحت ها همواره پویا و ادامه دار است و آدمی تا آخر عمر خود نیازمند یادگیری و اثر پذیری و اثرگذاری است. تمام نقش های معلم چه در کلاس و چه در خارج کلاس اثربخش هستند و ضمانت موفقیت و پیشرفت و تحول یا شکست و پسرفت یک ملت وابسته به آن است.

5. چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می¬دهید؟

یک راه برای این امر این است که بخواهیم پاسخ های امتحان یکدیگر را تصحیح کنند. با این کار حس رقابت در میان آنها فعال شده و تلاش خواهند کرد هرطور که شده اشکالی از برگه دیگری پیدا کنند. پرسیدن سوال های چالش برانگیز هم می تواند از طریق ایجاد فرصت برای داشتن گفت و گو های باز که هرسوال خود سولاتی دیگر به همراه می¬آورد، مفید باشد. و در آخر از آنها درخواست می کنم که دفتر خاطراتی داشته باشند تا در آن اتفاقاتی که در کلاس پیش می آید و احساس آنها در آن لحظه به ان اتفاق را در آن دفتر ثبت کنند. تلاش برای مرور رویدادها و یادآوری احساسات می¬تواند موثر باشد. همچین می توان چالش هایی در کلاس ایجاد کرد و این بار به عنوان معلم که معمولا چالش ها را مدیریت می کند، از مدیریت آن خودداری کنم و حل آن را به دانش آموزان بسپارم. برای مثال وقتی میان دو نفر اختلافی پیش می آید حل آن را به خودشان یا به دانش¬آموز دیگری واگذار کنم.

6. شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساخت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

برای ساحت اعتقادی،اخلاقی و عبادی مهارت روان¬خوانی قرآن کریم و تفسیر و ترجمه آن و مهارت شناسایی و اجرای اصول اخلاقی با شرکت در دوره های آموزشی مربوط و مطالعه .

برای ساحت علمی و فناوری مهارت داشتن در ادبیات و فرهنگ ایرانی_اسلامی (که در این زمینه رتبه برتر المپیاد ادبیات فارسی را دارا هستم) و روش پژوهش و مقاله نویسی به علاوه مهارت کار با کامپیوتر و رسانه( که بنده مدرک ICDL یا کاربر کامپوتر را دارم) که از طریق شرکت در دوره های مختلف و کلاس های آموزشی.

ساحت زیستی و بدنی، یادگیری اصول تغذیه سالم و ورزش هایی همچون دفاع شخصی و بدنسازی با شرکت در کلاس، عضویت در گروه های حفاظت از محیط زیست.

ساحت اقتصادی و حرفه¬ای، مهارت سرمایه گذاری درست و مهارت ارتقاء شغل و حرفه خود از طریق مطالعه و تحقیق و دوره آموزشی مربوط و تلاش در رفع فقر موجود.

ساحت هنری و زیبایی شناختی، در این زمینه بنده هنرجوی سازهای تار و گیتار هستم و در زمینه نقاشی و طراحی نیز دوره گذرانده و سعی در ارتقاء آنها دارم با ادامه شرکت در کلاس های آموزشی.

ساحت سیاسی و اجتماعی، کسب مهارت ارتباط اجتماعی، زبان بدن و ... از طریق شرکت در دوره و کسب اطلاعات جامع و مفید سیاسی با مطالعه و تحقیق.

7. پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمایید.

1.صداقت: صداقت و راستگویی صفتی الهی و انسانی است و داشتن آن لازم و شایسته. این مفهوم را به دانش¬آموزانم خواهم آموخت که برای مثال وقتی پای منفعت خودشان و راستگویی در مسئله ای مطرح است، اجرای ارزش را اولویت قرار دهند.

2.تفکر انتقادی(منتقد): من به عنوان معلم به متربیان یاد خواهم داد که هیچ چیز را بدون دلیل منطق و تعقل نپذیرند و معتبر بودن راوی یک مسئله را دلیل بر معتبر بودن خود مسئله ندانند. همیشه از روش های مختلف و البته معتبر استفاده کنند. مثلا اگر کسی گفت بعد از صبح، شب خواهد آمد بپرسند چرا و دلیل بیان شود که خورشید غروب می¬کند.

3.وفاداری: از ارزش های مهم انسانی است که همه آن را قبول دارند. وفاداری به ارزش ها و باور های منطقی خود و دفاع ازآنها نمونه ساده ای است. به علاوه وفاداری به خانواده و دوستان 

4.انعطاف: در عین حال که صفت وفاداری و ... را آموزش خواهم داد، یاد خواهم داد که دفاع کورکورانه و غیر عقلانی بسیار بدتر از عدم پایبندی به عقاید خود است. باید در صورت لزوم و تایید منعطف بود و تغییر کرد.

5. خلقت دوستی: دوست داشتن و احترام به کل خلقت و آفرینش از جمله انسان ها وظیفه همه ما است. باید انسان ها و آفرینش را دوست داشت و محبت کرد، چرا که خداوند انسان را از عشق و محبت آفرید و خالق خود رحمان و رحیم است.

8. با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمایید.

هستی شناسی(آفرینش جهان هستی، غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است.): از نظر بنده این اصل اولویت دارد چرا که نشان دهنده این است که همه چیز هدفدار است و برای مثال حتی تربیتی که معلم انجام می¬دهد نیز دارای هدف است و در راس همه اهداف رستگاری دنیوی و اخروی انسان قرار دارد.

انسان شناسی(انسان موجودی است دارای استعدادهای طبیعی متنوع و عواطف و تمایلات گوناگون که می توانند در هر جهت فعلیت یابند و تاثیرگذار باشند.): من با توجه به این امر همیشه در نظر خواهم داشت که اگر یک دانش¬آموز من مثلا در درس زبان ضعیف است او را مقصر ندانم و یا محدود به این درس نکنم، بلکه او را تشویق به تقویت مهارت دیگری که در آن به خوبی عمل می¬کند کنم تا بتواند شکوفا و موفق شود.

معرفت شناسی(انسان هم در مقام نظر و هم در عرصه عمل از تعقل برخوردار است.): با در نظر داشتن این اصل، همیشه هم خود و هم دانش¬آموزانم را دعوت به تفکر و خردورزی خواهم کرد. چرا که استفاده از این نعمت خدادادی می تواند انسان را در زندگی خود یاری دهد. مثلا خوب و بد را با معیارهای عقلانی جدا کند.

ارزش شناسی(یکی از ویژگی های حیات طیبه، توازن و اعتدال در ابعاد مختلف است.): ناظر بر این اصل، نهایت تلاش خود را می کنم که از افراط و تفریط پرهیز کنم حال چه در رابطه با خود و چه در زمینه متریبان. مثلا نه آنقدر با دانش¬آموز سرد ارتباط برقرار کنم که زده شود و نه آنقدر گرم و صمیمی که احترام از بین رود.

9. مهم ترین تکنیک و روش تاثیر گذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می¬کنید؟

 تکنیکی که من استفاده خواهم کرد تکنیک برقراری ارتباط است. وقتی با متربی ارتباطی صمیمی و محترمانه برقرار شود و اعتماد او جلب شود، یادگیری اتفاق خواهد افتاد. چرا که تبعیت به دنبال ارادت، ارادت به دنبال انس و انس به دنبال ارتباط خواهد آمد. اگر اولین قدم را درست بردارم می توان تا آخر راه بدون مشکل رفت.

محیط مدرسه¬ای که شرایط مناسب حداقلی را داراست، یادگیری همه جانبه را فراهم خواهد کرد. به علاوه مدرسه باید چالش هایی مناسب ایجاد کند و فرصت حل آنها را به دانش¬آموزان بدهد. مثلا برگزاری مراسم دهه فجر را کاملا به آنها بسپارد. در طی این فرایند آنها مهارت هایی چون همکاری، همفکری و... را خواهند آموخت. یا می توان در کنار آموزش مفاهیم درسی، مفاهیم عملی و مهارت های دیگر را نیز آموخت. مثلا بارها در کتاب ها ذکر شده است که امر به معروف کنید ولی یکبار هم شرایط انجام عملی آن برای آنها گفته و عملی نشده است.

10. شما خود را یک معلم اثربخش، روشنفکر، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه معلمی شدید کدام موارد از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان کنید.

1.کلاس معلم محور: کلاس و فضای آموزشی که صرفا بر اراده و فعالیت یک نفر اداره شود، هر نتیجه ای داشته باشد قطعا یادگیری و تربیت نخواهد بود. کلاس باید فعالیت دانش¬آموزان را دارا باشد چرا که یادگیری با پویایی نسبتی جدا نشدنی دارد.¬

2. ارزشیابی متربیان صرفا بر اساس درس و نمره: از نظر بنده هر شخص دارای ویژگی ها و توانایی های منحصر به فرد است که در صورت فرصت ظهور دادن، فرد را به موفقیت می رساند. محدود کردن ارزشیابی به درس و نمره نتیجه ای جز سرخوردگی متربی نخواهد داشت.

3. برگزاری کلاس فقط در مدرسه: کلاس درس باید در فضاهای مختلف و البته مناسب برگزار شود. برای مثال وقتی که در زبان انگلیسی درس راجع به رستوران است، کلاس درس اگر در رستوران برگزار شود ضمن یادگیری بهتر، یادگیری تصویری اتفاق خواهد افتاد.

4. محدود بودن منبع درسی به کتاب: وقتی منابع یادگیری محدود باشند یادگیری محدود و غیرقابل تعمبم خواهد بود. معلم باید اجازه داشته باشد که مطالب گوناگون و البته مجاز را در کلاس درس مطرح کند تا تک بعدی بودن درس از بین برود. مثلا گاهی در کلاس فیلمی به زبان انگلیسی پخش شود.

5. اجبار دانش¬آموزان به شرکت در مراسم مختلف: از نظر بنده انسان قدرت انتخاب دارد و اگر هدف از برگزاری مراسم مختلف تربیت او و به گفتار سرگرمی اوست، این امر باید اختیاری باشد. نمی توان کسی را به زور و با شرکت در مراسم این چنین تربیت نمود. 

نتیجه گیری

موارد ذکر شده از نظر بنده هستند و به با اجرایی شدن این موارد، قادر خواهم بود به لطف خداوند دانش¬آموزانی متفکر، فعال، معتقد، وفادار به اصول ارزشی دینی و اخلاقی، خلاق و توانا به پاسخ گویی صحیح به نیازهای فردی و جمعی چه در بعد دنیوی و چه در بعد اخروی تربیت کنم که آنها نیز نسل بعد از خود را به درستی تربیت کنند. 

دارای دیدگاه توسط (356 امتیاز)
ویرایش شده توسط
به علاوه به چالش های احتمالی با دید عقلانی نگاه خواهم کرد و در صورت لزوم پافشاری بر عقیده یا انعطاف در تغییر آن را مدنظر خواهم داشت.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (56 امتیاز)
مقدمه

من سید علی طباطبایی هستم دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان ورودی ۹۸ معلم فارسی و ادبیاتم

 ساکن شهر تهرانم و توی تهران تدریس می‌کنم منطقه درسم منطقه ۱۸

 خوب از ویژگی‌های بنده مهم‌ترینش اینه که صبورم و سازگاری زیادی با بچه‌ها دارم و خودمو طبق اصول و روابط دوستانه توی کلاس وفق میدم

 از آن جهت اهمیت داره که هدف گذاری میشه برنامه‌ریزی میشه ارزش‌ها و عقایدها توش حفظ میشه به خاطر همین خب یه دونه بیانیه تربیت فلسفی واسه معلم خیلی والائه و تبیین می‌کنه که آقای معلم باید چه جوری درس بده چه رفتاری کنه چه کلاسی بره چه مدل حرف‌هایی بزنه چه ارزش‌هایی رو باید قائل بشه چه کارایی و عواملیو باید انجام بده و هر کدوم از این دسته از امور که وظیفه این معلمه

 ۱ _ معلم از جایگاه خیلی والا و بالایی توی جامعه برخورداره چون که مسئول تربیت و تدریس به بچه‌هاست از این رو به خاطر اینکه پیامبرم اولین معلم بوده و شغل بسیار بالا و آرام بهاییه جایگاه اون توی جامعه خیلی مهمه خوب معلم ارزش و اعتبار و اعتماد مردم امین مردمه می‌تونه نقش بسزایی توی ساختن کشور داشته باشه مهمترین نقش یک مملکت معلمه چون که مهندسا دکترا قضات همه همه چون همه این کارمندا و کارکنا و بزرگا و کوچیکا از زیر دست این استاد یا معلم هستند که بزرگ میشن و به جامعه تحویل داده میشن پس معلم بزرگترین رکن اساسی یه دونه مملکته و می‌تونه یک جامعه و فرهنگ خوب اسلامی دینی اخلاقی رو رقم بزنه و بالعکس پس نقش بسزایی داره

 ۲ _ خوب قطعاً بین خداوند و هستی و انسان رابطه متقابل هست چون که قطعاً خداوند بالاترین و مهم‌ترین رکنه و انسان و اشرف مخلوقاتش آفریده چون خداوند ذات بارک تعالی بالاترین و مهم‌ترینه انسان و اشرف مخلوقات آفریده از این رو هستی جهان و غیره رو برای اشرف مخلوقاتش درست کرده که پی ببره که بزرگترین چیز خدا و به اونو عبادت کنه و از دوگانگی و غیره بپرهیزه

  جهان یک وسیله‌ایه برای انسان تا بتونه از اون درآمد کسب کنه زندگیشو بگذرونه و به عنوان اشرف مخلوقات بودنش خداوند این موهبت و محبتو در حقش کرده ما اگر بتونیم به مترربی بفهمونیم که خداوند حقیقت ذاته و این جهانو برای انسان به وجود آورده که انسان در آرامش و آسایش باشه قطعاً این می‌فهمه که رابطه معناداری بین این سه تا رکن اساسی هست از این رو متوجه میشه و اونو سرلوحه زندگی خودش قرار میده

 ۳ _ خوب قطعاً هر معلمی دوست داره دانش آموزاش به اهداف والا برسند چه از لحاظ مادی چه از لحاظ معنوی خوب از لحاظ مادی به مالیات برسند به اعتبار برسند به آبرو برسند به پول برسند و از لحاظ معنوی که بالاترین بعد اون میشه قرب الهی به خداوند نزدیک‌تر بشن خوب قطعاً منم دوست دارم که کمک کنم و تا بتونم بچه‌هامو به اهدافی که مد نظرشونه و مد نظر من هست برسونم اهدافی مثل مثلاً پول مثل اعتبار مثل اعتماد مثل قناعت مثل عدالت مثل عرضم به حضورتون که قرب الهی مثل دعا مثل حق پیشگی مثل نیازهای اولیه مسکن اینا هدف‌های اولیه است تا هدف‌های عالی داشته باشند از خدامه که هر کدوم از اون‌ها از نیازهای اولیه‌شون رفع بشه تا نیازهای عالیشون و این باعث افتخار منه که هر کدوم توی حوزه خودشون متخصص و ماهر بشن و به درد مردم کشورشون بخورند و این باعث افتخار من میشه که چنین متربی یا دانش آموزی را آموزش دادم

۴ _ به دلیل اینکه دانش آموزان توی سن کم هستند و هنوز به اون پختگی نرسیدن و تو وارد جامعه نشدن من می‌تونم با رفاقت با همبستگی با خلق خوب با نیکو رفتار کردن به اون‌ها آموزش بدم و خودمو به عنوان الگوی اون‌ها قرار بدم چرا چون بچه توی این سن بزرگتراشو مخصوصاً معلماشو الگو قرار میده و می‌تونم یه اثربخشی خیلی مفصلی روی خودش و زندگی چه خصوصیاتی داره چه کارهایی داره چه کاربردهایی داره شما باید چه چیزی بشی چه کسی بشید و چه کارهایی در آینده انجام بدید به خاطر اینکه من معلمشونم و به عنوان پدر دومشون محسوب می‌شم نقش اساسی دارم و معمولاً اونا معلم و به عنوان پدر دوم خودشون می‌دونن خب من اگه خوب و بد و زشت و قشنگ این جامعه رو بهشون نشون بدم این زندگی رو بهشون نشون بدم خیلی اثربخش هستند چه از لحاظ درسی که بهشون بفهمونه آقا کتاب خوندن درس خوندن باعث رشد و تعالی آدم میشه چه از لحاظ معنوی که بهشون بفهمونم آقا ایمان خوبه عبادت خوبه احترام به پدر و مادر و غیره خوبه خب این باعث اثربخشی می‌شه و اینا همه زمینه اینه که من یک معلم جامع و کامل و عاقل باشم که بتونم روی اونا تاثیر بگذارم

۵ _ اگر معلم با متربیان یا دانش آموزان خودش صحبت کنه و به اونا بفهمونه که بزرگترین عبادت تفکره و با تفکر کردن هست که همه مشکلات حل میشه و بهشون یاد بده که درباره هر چیزی بتونن تفکر کنند بفهمن و بدونن خیلی عالی میشه چرا چون که اگر ماها توی کلاس شنونده‌های خوبی واسه بچه‌ها باشیم معلم یه آدم بالاتر از خودشون جلوشون قرار گرفته به خاطر همین میان صحبت‌هاشونو میگن و درباره مواردی که فکر می‌کنن درست و غلطه صحبت می‌کنن از این رو خردورزی ما خواسته و ناخواسته به اون‌ها یاد می‌دیم ما باید همیشه به بچه‌ها یاد بدیم و ازشون بخواهیم که مطالعه داشته باشند و امور و کارهای متنوعی انجام بدن از این رو قطعاً و یقیناً می‌فهمند که با مطالعه کردن و فکر کردن به ذات هستی ذات جهان ذات خدا ذات انسان پی می‌برند از این رو به اتفاقات خوبی می‌رسند و خودشون زندگی خودشونو می‌تونن به صورت زیبا و عالی و از تجربه و مشورتی که با معلما و بزرگترا می‌کنن رقم بزنن ما توی عمل باید بگیم که آقا هر کسی اشتباهی داره درستی داره خوبی داره و ما باید انتقاد پذیر باشیم وقتی که بفهمن انتقاد پذیری خوبه و باید تاثیرشون رو بقیه بذارن و بقیه تاثیر بپذیرن به خاطر همین فکر می‌کنند و به درستی و خوبی تفکر انتقادی نسبت به بقیه انجام میدن از درس خوندن باشه مطالعه کردن باشه و هر چیز دیگه‌ای که میشه انجام داد

۶ _ اول

ساحت اقتصادی یعنی توی زمینه کسب و کار توی زمینه پول درآورد درآوردن درآمدزایی و کسب روزی حلال و طیب قناعت ذخیره کردن پرورش مالیات و مادیات بتونیم بهشون کمک کنیم و مهارت‌هایی رو بیاموزیم

دوم

 ساحت اجتماعی سیاسی یعنی توی اجتماع بین مردم چه جوری رفتار کنند چه معاشرتی کنند چه صله رحمی کنند و چه جوری با فردهای متنوع کار کنند چه جوری اثرگذار باشند اثرپذیر باشند و صله رحم انجام بدن و از همه مهمتر سیاسی توی انتخابات توی مکان‌های آیینی روزهای آیینی شرکت کنند

سوم

ساحت فناوری

 آموختن نرم‌افزارهای مختلف کامپیوتر مهارتهای نرم افزاریی و سخت افزاریی بکارگیری رایانه و کامپیوتر انجام اموزشات مجازی فهمیدن ارتباط و اطلاعات متنوع و ...

چهارم

ساحت هنری

 کسب مهارت‌های هنری مثل خطاطی نقاشی تذهیب

پنجم

ساحت زیستی

 مهارت سبک زندگی مهارت پیدا کردن شغل کار پول مسکن نیازهای اولیه مهارت برخورد با جهان برخورد با محیط زیست برخورد با طبیعت برخورد با یکدیگر برخورد با حیوانات برخورد با ماشین آلات و غیره

ششم

ساحت اعتقادی

 مهمترینشون مهارت‌های دینی و اسلامی اخلاق نیکو حسن خلق صبوری عدالت انصاف و حالا در زمینه‌های دیگه مثل قرآن تفسیر قرائت حفظ و غیره

۷ _ مثلاً مفهوم عدالت که به اونا یاد میدیم که آقا عادل باشند توی امورشون با عدالت و مساوات با افراد برخورد کنند و مفهوم منصف بودن کاراشون انصاف داشته باشن مردونگی خرج بدن یا مفهوم شجاعت یا مفهوم رشادت مفهوم ایثار مفهوم از خود گذشتگی مفهوم خوش خلقی حسن خلق نیکو سرشتی صداقت همه همه این مفاهیم هستند که اجتماعی و اخلاقی و تاثیر بسیار زیاد و به سزایی توی تمام امور دارند قطعاً مهم‌ترین چیزی که هست به آنها یاد میدم صبور باشند چون زندگی بالا و پایین زیادی داره و تجربه‌های تلخ و شیرین زیادی به سراغشون میاد و اگر صبر نداشته باشند و توکل به خدا نکنند و به ائمه و خداوند توسل نداشته باشند قطعاً و یقیناً اذیت می‌شن آزرده میشن و از زندگی زده به همین دلیل به اونا یاد میدم که صبر پیشه کنند و از همه مهمتر صبور باشند توی کارهاشون تعجیل نکنند چون که عجله کردن کار شیطانه تلاش خودشونو بکنن صبر داشته باشن و قطعاً خداوند همه خوبی‌ها و نیکی‌ها رو توی زندگیشون نشون میده

۸ _ اگر سعی کنیم در کارهامون از این اصول استفاده کنیم قطعاً به بالاترین رتبه چه از توی دنیا چه توی آخرت می‌رسیم مثلاً اگر معرفت شناسی داشته باشیم یعنی اینکه شناخت داشته باشیم از دنیا از انسان‌ها از ذات باریک تعالی به بالاترین مرتبه می‌رسیم با وجود این معرفت هستش که انسان به شناخت تمام هستی می‌رسه این شناخت مهم‌ترین بعد زندگیه زیرا ما وقتی که تمام ارکان اجزا رو بشناسیم به صورت عادلانه تصمیم به کاری می‌گیریم بعد از معرفت شناسی هستی شناسی یعنی چی یعنی این جهان برای چی بنا شده دلیل به وجود آمدن این جهان این کره زمین واسه چیه که بزرگترین دلیل اینه که ما بفهمیم که قدرت الهی چقدر زیاده و خداوند تقدیر رو رقم می‌زنه و همه چیز دست خداونده این خداونده که انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و برای اینکه بفهمونه بهشت آقا من دوست دارم و از طرفی قدرت دارم این جهان رو واسه اون درست کرد که بیاد توش زندگی کنه خوراکش پوشاکش کارش همه چیز اونو توی اون گذاشته چون که خیلی دوسش داره و انسان گفته که از اون استفاده کنه و در ذات الهی بیندیشه و بفهمه که خداوند کیه و چیه بعد از اون اخلاق شناسی یا همون ارزش شناسیه که اومده با الگوهای متعدد فهمونده که آقا این اخلاق این ارزش بلندترین و بالاترین چیزیه که وجود داره به خاطر همین میاد شناسایی می‌کنه این فرد که بابا اخلاق چقدر خوبه رفتار چقدر خوبه ارزشمند و این باورها و عقاید و فرهنگ و تشکیل میده و آخرینش میشه انسان شناسی خب ما اگه درباره انسان درباره وجودیتش ظاهر و باطنش بدونیم قطعاً کارای بهتر و والاتری انجام میدیم و می‌تونیم بیشتر تفکر کنیم بیشتر بدونیم که آقا این ظاهر این باطن این رفتار این عملکرد این مقررات این قوانین برای چیه بر اساس چیه پس به خاطر همین یکی از ابعاد که هست این انسان شناسی اینها تفکر مهمه تفکر بزرگترین و بالاترین چیزیه که ما می‌تونیم انجام بدیم توی تمام رشته‌ها باید تفکر و خردورزی باشه که ما به درجات عالی و علی برسیم وگرنه هیچ تفاوتی با دیگر موجودات نداریم چون تفاوت تنها تفاوت و بزرگترین تفاوت ما با دیگر موجوداتی نیست که عقل داریم و قدرت تفکر کردن داریم

۹ _ مهمترین و بهترین تکنیک من راحت بودن با بچه‌ها و رفاقت با بچه‌هاست چرا چون بر این باورم که من تاثیر می‌گذارم روی این بچه‌ها و اونا از من الگوبرداری می‌کنند به خاطر همین رفیق هستم بیشتر تا معلم وقتی که رفیق باشم انگیزه و علاقه فردو نسبت به درسم بیشتر می‌کنه و نسبت به خودم و وقتی یه نفر نسبت به من علاقه بیشتری پیدا کنه از من الگوبرداری می‌کنه از حرفام از سخنانم از رفتارم و از عمل کردم به خاطر همین این بهترین روش و تکنیکیه که آدم می‌تونه توی درس و تدریسش انجام بده مدرسه تنها واحد آموزشی که همه جوانبو به دانش آموزان درس بده تربیتی اجرایی آموزشی فرهنگی پرورشی از این رو وقتی که تمامی معلمی با تخصص کار می‌کنند توی این محیط آموزش‌ها رو یاد بگیرند پس با داشتن معلم‌های خبره و ماهر و با داشتن تمام ابزارهای آموزشی و با داشتن یک شاکله و برنامه‌ریزی عالی ما به یک محیط آموزشی بسیار خوب و قدرتمند دست پیدا می‌کنیم

۱۰ _ حذف نمرات به نظر من هر چقدر معیار درس و نمره کی باشد بچه‌ها از استرس و نابودی دورتر میشن و به درس علاقه بیشتری پیدا می‌کنند چون نمره یه معیار نادرسته بلکه یه دونه آمار کمی باشه خیلی بهتره این اولیش

 دومی اصلاح آزمون و کنکور به نظر من کنکور به خاطر اینکه تخصصی نیست و فرد باید توی یک امتحان واحد همه دروس رو شرکت کنه و معیار اون معیار زندگی و آینده اونه اونو حذفش می‌کردم چون این آزمون بیشتر استرس زائه چون فرد میگه اگه خراب کند تمام آینده‌مون خراب کردم به خاطر همین عدالت توش رعایت نمی‌شه و از بین می‌بره فردا این دومیش

 مورد بعدی اینکه هر دانش آموز و سمت اون چیزی که دوست داره سوق میدم و همه دروسو یکجا به اون درس نمی‌دم شاید یکی توان فهمیدن ریاضی نداشته باشه و حفظیاتش خوب باشه به خاطر همین فقط سمت ریاضیات و حساب کتاب می‌برمش و از دروس حفظی دورش می‌کنم و بالعکس اینم سومیش

 مورد بعدی اینکه حقوق معلمو توی مدرسه زیاد می‌کنم چون که اگر معلم از لحاظ مالی خیالش راحت باشه و پشوانه‌ای داشته باشه بهترین عملکرد خودش رو به نمایش می‌ذاره و اون عملکرد اثربخش و قطعاً بهترین نتیجه رو میده اینم چهارمیش

 و آخرین مورد اینکه قطعاً و یقیناً عدالت رو بین دانش‌آموزان رعایت می‌کنم به خاطر اینکه شاید یک دانش آموز نخبه باشه ولی به دلیل نبود پول و شرایط مالی به یه بدبختی کشیده شده باشه و این باعث نابودی یک نخبه هست و به خاطر این سعی می‌کنم همه مدارسو با تمام معلم‌های خوب همراه کنم که بتونه اثربخش باشه و شرایط رو واسه همه یکسان می‌کنم چون هر فردی که علاقه به درس داشته باشه باید بهترین نصیبش بشه

نتیجه گیری

 خوب بالاخره توی معلمی آدم با چالش‌هایی مواجه میشه از بی‌پولی گرفتن تا مریضی و غیره ولی به نظر من آدم وقتی که توکل به خدا داشته باشه در برابر همه اینا ایستادگی می‌کنه و بهترین خودش رو نمایش میده از این رو توکل به خدا خیلی مهمه چون ما رو توی چالش‌هایی که می‌افتیم نجات میده و اثر بخشه بزرگترین و بهترین دستاورد من آموزش و پرورش بچه‌ها و فرزندان این مملکت که بتونم با تخصص و مهارتی که دارم به اون‌ها یاد بدم و اون‌ها رو وارد جامعه کنم تا یه کاره‌ای بشن و از همه برام عزیزتر و بالاتر اینه که دعای خیر اونا و بعد خانواده‌هاشون و بعد جامعه پشت سرم باشه و هیچ چیزی بزرگتر و بالاتر از این دستاورد وجود نداره و بعد می‌تونم دستاوردهای توی آموزش و پرورش تقدیرنامه‌ها درس پیشرفت درسی پیشرفت شغلی و غیره پیدا کنم ولی مهم‌ترین همون آموزش دانش آموزا و دیدن بزرگ شدن و معروف شدن و مشهور شدن آنهاست

پایان

یاعلی
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (458 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟
من علی نادری دبیر درس زبان انگلیسی هستم و قرار است در شهرری شروع به تدریس نمایم. اگر بخواهم از ویژگی‌های خودم بگویم؛ شخصیتی متعادل دارم و اعتقادم همیشه به رفتاری متعادلانه و متعاملانه بوده و مخالف سخت گیری بیش از حد هستم، چون خودم همیشه در طول تحصیل، با معلمانی که در تعامل با دانش آموزان بودند، بیشتر ارتباط برقرار می‌کردم و از حضور در کلاس درس آنها بیشتر لذت می‌بردم و حتی در یادگیری دروس آنها موفق‌تر بودم. به همین دلیل اولویت و ویژگی اخلاقی خودم هم ایجاد رابطه دوستانه ولی در عین حال با رعایت احترام و انضباط است. از ویژگی دیگرم، اهمیت دادن به شخصیت و اخلاق انسانی افراد است که خیلی برایم مهم است. به نظر من هر معلمی برای شروع فرایند تعلیم و تربیت، باید یک دیدگاه واستراتژی (فلسفه معلمی) هدفمند، برای خود داشته باشد تا بتواند در طول دوران تدریس، در چهارچوب فرهنگ و ارزش‌های جامعه‌اش، متربیانی عالم، روشنفکر و ارزشمند، با باورهای اعتقادی و اسلامی پرورش دهد.

سوال یک: شخصاً چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقشه او در جامعه دارید؟
به نظر من به عنوان معلم؛ جایگاه معلمی، یک جایگاه مکمل است، که نقش مهم و بسیار تاثیرگذاری در جهت تکامل شخصیت انسانی دانش آموزان در ادامه مسیر زندگی آنها دارد، چون که بسیاری از آموزش‌های مورد نیاز و لازم جهت حضور موفق در جامعه را خانواده‌ها نمی‌توانند به طور کامل و جامع به فرزندان خود بیاموزند و این مسائل باید در محیط مدرسه و توسط معلمان و مربیان آموزش داده شود. از آنجایی که زندگی هر فردی بر اساس معیارهای علمی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شکل می‌گیرد و افراد بدون آگاهی و شناخت کامل از این اصول مهم نمی‌توانند به آسانی مسیر صحیح و کاملی را برای خود پایه گذاری نمایند، اینجاست که نقش مهم معلم در جامعه خود را تجلی می‌نماید و وظیفه و رسالت او را تبیین می‌کند، به طوری که معلم علاوه بر تعلیم دروس علمی مربوطه باید به تربیت اجتماعی، فرهنگی و... دانش آموزان هم اهتمام داشته باشد و آنها را برای رشد و تکامل صحیح آماده کند، به طوری که در آینده و به هنگام مواجه شدن با هرگونه مشکلاتی با بینش صحیحی توانایی حل مشکل را داشته باشند و در جامعه فردی موثر و موفق باشند.

سوال دو: ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان چیست و این ارتباط را چگونه در تربیت متربی به کار می‌بندید؟
به نظر من به عنوان معلم؛ از لطف وجود خداوند است که تمامی موفقیت‌های علوم پزشکی، علوم مهندسی، نجوم، عرفان و فلسفه تکامل یافته و از آنجایی که جهان و انسان با همه علل طبیعی اش در آفرینش خود وابسته و ناشی از وجود خداوند است. انسان و جهان برای فلسفه تکامل خودشان به یک مسیر هدایت شده و هدفداری که دارای مبدا و منتها باشند، نیازمند هستند و این مسیر فقط و فقط با وجود نور الهی و معنادار خداوند میسر می‌گردد. وجود خداوند است، که به این جهان نامتناهی و بیکران نظم و هستی می بخشد و در آن به همه موجودات حیات و شکوه و عظمت می‌دهد. در سایه وجود زیبای خداوند است که انسان از مسیر انحراف، سقوط، هوس و غرور به مسیر انسانیت، زهد و تکامل عالی بشری می‌رسد واز سستی و لا قیدی نجات پیدا می‌کند و یک معلم با درک صحیح از این ارتباط معنادار و الگوبرداری از عنایات خداوند می‌تواند در تربیت معنوی متربی از جمله ارتباط با خالق هستی و رسیدن به کمال والای انسانی با ترویج فرهنگ ایثار و محبت و همدردی با دیگر انسان‌ها به زیباتر شدن زندگی انسان‌ها کمک نماید.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است تبیین نمایید؟من به عنوان معلم؛ دوست دارم دانش آموزان به این اهداف برسند:
۱) همیشه در هر مقطعی از زندگیشان وجود خداوند را در کنار خود حس کنند، زیرا بالاترین مرحله کمال انسانی در نظر گرفتن وجود مبارک خداوند، در کنار انسان است که باعث پیشرفت و تکامل همه اهداف است و موجب رضایت حق تعالی می‌باشد.
۲) دوست دارم دانش آموزانم مهمترین هدفشان کسب تخصص همراه با تعهد باشد، چون تخصص بدون تعهد موفقیت و سرانجام نیکی به همراه نخواهد داشت و بعضاً باعث انحراف انسان‌ها هم می‌شود.
۳) به هر هدف و ایده‌ای که دارند با علاقه و خواست قلبی وارد شوند و همیشه سعی کنند تمام وجود خود را خالصانه پای اهدافشان بگذارند.
۴) دوست دارم همه توقع و انتظارشان در زندگی و اهدافشان مسائل مادی و دنیوی نباشد و به مسائل معنوی و اخروی هم در کنار مادیات توجه ویژه‌ای داشته باشند.
۵) در آخر دوست دارم برای رسیدن به اهدافشان زحمت بکشند وتلاش کنند و سختی‌هایی که در طی مسیر رسیدن به موفقیت سر راهشان قرار می‌گیرد، آنها را مایوس نکند و توکل به خدا و تلاش را همیشه سرلوحه اهدافشان قرار دهند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثربخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس را توصیف کنید؟
من به عنوان یک معلم؛ می‌توانم اثرات بسیار مهمی را بر تفکرات و رفتارها و دیدگاه های دانش آموزانم داشته باشم، چون که تعلیم و تربیت مکمل یکدیگرند و معلم علاوه بر تعلیم، در موضوع مهم تربیت بسیار اثرگذار است. بارها شاهد این بوده‌ایم که دانش آموزان با دیدگاه‌ها و علایق مختلف تحت تاثیر تفکرات و صحبت ها و راهکار های معلمان خود، به طور قابل توجهی دچار تغییر در شخصیت و تفکرات خود شده‌اند که حتی این تغییرات بر حسب برداشت‌های شخصی آنها ممکن است آنها را دچار چالش‌های مثبت و یا منفی در زندگی و آینده کند. لذا من به عنوان معلم باید با شناخت کامل شخصیت دانش آموزان به عنوان شخص تاثیرگذار در مورد آینده، شغل و سرنوشت آنها به این موضوع دقت کافی داشته باشم. پس تاثیرگذاری معلم در شکل گیری شخصیت دانش آموزان بسیار بحث مهمی است. و اما اثربخشی یک معلم در محیط خارج از کلاس و مدرسه هم می‌تواند به عنوان الگوی رفتاری در جامعه مهم باشد، زیرا که عموم مردم توجه خاصی به قشر فرهنگی دارند و همیشه به چشم فرهیخته به آنها نگاه می‌کنند و دوست دارند که رفتار و شخصیت خود را به آنها نزدیک‌تر کنند تا محبوبیت بیشتری در جامعه و خانواده داشته باشند و این خود بحث مهمی در اثرگذاری معلمان در محیط خارج از کلاس است.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت علمی در متربیان خود ارتقا می‌دهید؟

من به عنوان یک معلم؛ سعی می‌کنم دانش آموزان را از اهمیت مهارت تفکر انتقادی و خردورزی، که در هر شغل و صنعتی برای هر مقام و منصبی ضروری است، آگاه سازم و با تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی در آنها چگونگی پیدا کردن راه حلی موثر و منطقی برای حل مشکلات را به آنها بیاموزم. من با آموزش نسبت به شناخت خلاقیت‌ها و توانایی‌هایشان به آن ها یاد می‌دهم که چطور با ارزیابی ایده‌ها، فرضیات و استدلال‌ها و ارتباط بین آنها بتوانند مشکلات، ناسازگاری‌ها، خطاها، ضعفها را با رویکردی منظم و مداوم به صورت منطقی و هوشمند مرتفع سازند. من با خردورزی به آنها یاد می‌دهم که چطور ابتدا مسئله و مشکل را شناسایی و با استفاده از یافته‌ها و اطلاعات نسبت به سازماندهی و تجزیه و تحلیل آنها بپردازند. به عنوان مثال: به آنها در این تفکر می‌آموزم که به عنوان مدیر کارخانه تولید محصولات خانگی در مرحله فروش انبوه به مشکل خورده‌اند و رضایت از بخش فروش ندارند، اینجاست که با خردورزی و تفکر انتقادی، به جای ضرر و زیان و تعدیل نیرو یا تعطیل خط تولید، می‌توانند با بررسی علل و یافته‌ها و تغییر ایده‌ها و استفاده از تجربیات متخصصان نسبت به اصلاح ضعف محصولات تولید شده اقدام نمایند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ (برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید.) چگونه؟

 من به عنوان معلم تلاش میکنم تا در هر ساحت مهارت های زیر را کسب کنم :
۱) ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی :
الف: من به عنوان معلم ابتدا با شناخت ظرفیت‌ها و استعدادهای خود، به خودشناسی رسیده و قدردان الطاف الهی می‌باشم.
ب: با توجه به استعدادهای ذاتی که در وجودم است، من هم از این موهبت الهی در ابعاد فردی و اجتماعی نسبت به پیشرفت علمی اخلاقی معنوی متربیان تلاش می‌کنم.

۲) ساحت اقتصادی و حرفه‌ای :
الف: در زمینه حرفه‌ای با یادگیری عالی تعالیم درسی، معلمی حرفه‌ای می‌شوم تا بتوانم متربیانی حرفه‌ای آموزش دهم.
ب: در زمینه اقتصادی با درک و فهم مسائل اقتصادی نسبت به برنامه‌ریزی جهت پیشرفت اقتصادی اقدام می‌کنم.

۳) ساحت علمی و فناوری :
الف: من علاوه بر امر تحصیل در رشته مورد علاقه‌ام، در زمینه‌های مختلف علمی هم تحقیق و مطالعه می‌نمایم تا همیشه نسبت به پدیده‌های علمی آگاه باشم.
ب: در زمینه فناوری سعی می‌کنم به صورت عملی از تکنولوژی‌های روز و نرم‌افزارهای کامپیوتری به عنوان مکمل علوم تئوری استفاده کنم.
 

۴) ساحت اجتماعی و سیاسی :
الف: در زمینه اجتماعی با مطالعه آداب و رسوم و تمدن کشورم روابط اجتماعی بهتری با هم‌وطنان خود خواهم داشت.
ب: در زمینه سیاسی با آگاهی و هوشیاری از مسائل با تعامل با نهادهای دولتی و حضور در مشارکت‌های جمعی نسبت به پیشرفت کشورم اقدام می‌نمایم.

۵) ساحت زیستی و بدنی :
الف: من همیشه با بصیرت و مطالعه نسبت به سبک زندگی سالم، در حفظ سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود اهتمام می‌ورزم.
ب: من برای حفظ محیط زیست و سلامت طبیعت تمام تلاش خود را چه در بعد فردی و جمعی انجام می‌دهم.

 ۶) ساحت زیبایی شناختی و هنری :
الف: با درک صحیح و معنادار پدیده‌های طبیعی جهان و آفرینش به زیبایی کمال الهی بیشتر پی می‌برم.
ب: از میراث هنری و فرهنگی کشور صیانت می‌کنم و به ارتقای آنها کمک می‌نمایم.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید .
۱) از آنجایی که در هر جامعه افراد رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند من به عنوان معلم به متربیانم می‌آموزم که با مهارت‌های ارتباطی و روابط مسالمت آمیز در سایه وفاق و همدلی جامعه ای موفق و شاد را بنیان نهند.
۲) من به متربیانم می‌آموزم که در آینده در هر جایگاه و مسئولیتی که قرار گرفتند خود را خادم و مسئول تمام افراد جامعه بدانند و با عدالت و انصاف تصمیمات خیرخواهانه و تاثیر گذاری برای جامعه بگیرند.
۳) من به عنوان معلم به متربیانم کمک می‌کنم که با شکوفا کردن و پرورش باورها و اعتقاد‌های دینی با بهره‌گیری از آموزه‌های اسلامی به الگوی اخلاقی که مهمترین عنصر ارتباطی در جامعه است دست یابند.
۴) من به عنوان معلم در جهت آگاهی و بینش صحیح متربیانم در زمینه تشکیل خانواده و حفظ و تداوم آن، که مهمترین رکن زندگی آنهاست در جهت انتخاب همسری شایسته با معیارهای اخلاق اسلامی مشاوره‌ها و رهنمودهای لازم را یادآور می شوم.
۵) من به متربیانم می‌آموزم که نسبت به ناهنجاری‌های اجتماعی در جامعه متعصب باشند و در رفع انحرافات اخلاقی( تهاجم فرهنگی ) چالش‌های اجتماعی جوانان ( اعتیاد - بیکاری ) در حد خود تلاش نمایند.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.
   من به عنوان معلم؛ در زمینه اصول تربیت اسلامی مباحث زیر برایم در اولویت است :
۱) در مبانی هستی شناسی با توجه به اصل جهان طبیعت و همه واقعیتهای آن، اموری در حال تزاحم، محدود، پایانپذیر و فناشدنی هستند: فانی بودن این دنیا و زندگی فناناپذیر در جهان آخرت بسیار مهم است از آنجایی که تمام انسان‌ها و سایر موجودات عالم را اجل و زمان مرگ فرا می‌رسد پس باید با بینش روشنگرانه، زندگی دنیوی را که در برابر حیات اخروی به اندازه نیم روزی نیست، با جهالت و بطالت سپری نکنیم.
۲) در مبانی انسان شناسی با توجه به اصل سنت های الهی بر زندگی انسان حاکم است : اولویتم زندگی کردن در چهارچوب تقدیر و مصلحت الهی بوده و با پذیرش مقدرات و امتحان‌های الهی، حکمت خداوند را بر خواسته‌های خودم ترجیح می‌دهم و با ایمان به تقدیر الهی به مرحله کمال انسانی می‌رسم.
۳) در مبانی معرفت شناسی با توجه به اصل عقل، اساســی ترین کار عقل درک مفاهیم کلّی اســت : بر این باور هستم که عقل اساسی‌ترین ابزار درک جهان هستی است و بزرگترین نعمت الهی در وجود انسان است و با عقل و خرد، انسان می‌تواند تمام مفاهیم هستی و معاد را درک کرده و به خیر دنیوی و اخروی برسد.
۴) در مبانی ارزش شناسی با توجه به اصل رأفت و احسان وگذشت وبخشش ، مهم ترین ارزش های متمّم عدالت هستند : اعتقادم بر این است که می‌توان با رافت و احسان و گذشت و بخشش به مهم‌ترین ارزش‌های انسانی رسید. با انجام ارزش‌های اسلامی می‌توان به عدالت و ارزش اخلاقی که از کمالات انسان است رسید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟
من به عنوان معلم؛ اولین تکنیکم در حوزه تدریس و تربیت این است که در کلاس درسم با ایجاد جوی صمیمی، شاد، فعال و سازنده باعث انگیزه و ذوق حضور متربیانم شده و با ایجاد تعاملی معنادار، بین خودم و دانش آموزان، خستگی و کسالت را از جو کلاس خارج کرده و کیفیت یادگیری را بیشتر کنم. من در آنها افزایش اعتماد به نفس در جهت بیان درک و استنباط خود در زمینه‌های علمی و پژوهشی را تقویت خواهم کرد. من به عنوان معلم؛ همیشه با درک موقعیت دانش‌آموزانم و رعایت انصاف در امتحانات علاوه بر احترام به حقوق و شخصیت آنها باعث ایجاد فضای رقابتی سالم بین آنها می‌شوم. من علاوه بر تدریس و یاد دادن، که مهمترین وظیفه معلم است، در حوزه تربیتی هم با احترام به دانش آموزان، با آموزش مهارت‌های سخنرانی، تقویت اعتماد به نفس و آموزش مهارت‌های اجتماعی، بر دانش آموزان تاثیرگذار خواهم بود. همچنین ما در محیط مدرسه علاوه بر موضوع تدریس می‌توانیم با ایجاد محیطی امن و سالم و حمایتی، بستری برای امور پژوهشی، تحقیقاتی، برگزاری مشاوره‌های روانشناختی و تحصیلی، برگزاری مناسبات ورزشی، علمی و فرهنگی برای دانش آموزان فراهم کنیم تا در همه ابعاد متربیانی موفق پرورش دهیم.
دارای دیدگاه توسط (458 امتیاز)
سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید . وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل ۵ مورد را بیان نمائید .

من به عنوان معلمی تاثیرگذار و با تفکرات نوین تربیتی سعی می‌کنم :

۱) در کلاس درسم تدریس به روش سنتی را که مبتنی بر پایه معلم محوری بوده و کل تایم کلاس در اختیار معلم بوده و ایشان تدریس می‌کنند و دانش آموزان فقط باید گوش دهند، را حذف می‌کنم و تدریس خود را به روش تعامل دوطرفه و بحث و گفتگو با بیان تفکرات و برداشت‌های آزادانه دانش آموزان در کلاس انجام می‌دهم، چون با این سبک، فعالیت بیشتر دانش آموزان باعث یادگیری بیشتر آنها می‌شود.

۲) در کلاس درسم استفاده از ابزار قدیمی مثل استفاده از تخته گچی را حذف کرده و از تکنولوژی‌های مدرن مثل تخته‌های هوشمند و ویدیو پروژکشن، که به صورت تصویری و پویا به یادگیری بیشتر دانش آموزان کمک می‌کند، استفاده می‌کنم.

۳) من تاثیر مسائل انضباطی، مثل غیبت یا تاخیر حضور در کلاس و یا مشکلات شخصی دانش آموزان را بر نمره درسی و امتحانی که باعث کاهش اعتماد به نفس و ایجاد دلزدگی دانش آموز می‌گردد را حذف خواهم کرد.

۴) من اخلاق دیکتاتور منشانه را که بعضاً، بعضی از معلمان در روش اداره کلاس خود دارند را حذف کرده و با انتقاد پذیری و همدلی کلاسم را اداره می‌کنم.

۵) من مخالف اختصاص دادن کل تایم کلاس به تدریس می‌باشم و این روش را حذف و سعی می‌کنم، بخشی از کلاس را به حل مسائلی که به عنوان تکلیف به دانش‌آموزان داده شده، و آنها نتوانسته‌اند پاسخ آنها را بدهند، اختصاص می دهم. با این کار باعث رفع ابهامات علمی دانش‌آموزانم می‌شوم.

نتیجه گیری: درچند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

من به عنوان معلم؛ با توجه و الگو قرار دادن همه اصول و مبانی تعریف شده، به عنوان مهم‌ترین راهنما، تلاش می‌کنم که به دانش آموزانم یاد بدهم با شناخت استعدادها و ارزش‌های خود، بتوانند، از توانایی‌هایشان بهترین بهره را ببرند. من با تبیین این مبانی به آنها می‌آموزم که با انعطاف و خلاقیت، افرادی موفق در جامعه و زندگی شخصی شان باشند. من آنها را افرادی هدفمند، تاثیرگذار و اجتماعی تربیت می‌کنم و به آنها می‌آموزم که افرادی شایسته و متعهد به کشور و همه اقشار جامعه باشند. من با تکیه بر این اصول از همه چالش‌ها و موانع در طول تدریسم عبور خواهم کرد.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (322 امتیاز)

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا، امیرحسین جمشیدی هستم، دانشجوی آموزش زبان انگلیسی در مرکز آموزش عالی شهدای مکه و اگر خدا بخواهد به زودی در شهرستان بهارستان معلم زبان انگلیسی خواهم شد. به ورزش بسیار علاقمند هستم و مدام در حال یافتن مسیری برای پیشرفت در استعداد هایم هستم.

از نظر من مفهوم فلسفه یعنی راه و روش، و هر کسی که می خواهد وارد یک راه و حرفه شود، باید فلسفه آن را درک کند. فلسفه به ما می گوید که دقیقا به چه علت در یک مسیر گام میگذاریم و هدفمان را تبیین می کند. من به عنوان یک معلم باید برای خودم یک بیانیه ارزشمند فلسفی داشته باشم چون که اولا به زندگی و حرفه و هدفم معنا و جهت می دهد، دوما باعث بهبود روابط من با دانش آموزانم می شود. یک بیانیه فلسفی نشان می دهد که من در چه مسیری و برای چه هدفی گام می گذارم.

۱- شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

 من جایگاه معلمان را بسیار حیاتی در جامعه می‌دانم. آن‌ها نقش اساسی در تربیت نسل جوان و انتقال دانش و ارزش‌ها به جامعه دارند. معلمان نه تنها مسئولیت آموزش مطالب درسی را دارند بلکه به عنوان مربیان و راهنمایان، در تربیت شخصیت و اخلاق افراد نیز دخیل هستند. نقش معلم به عنوان الگوی اجتماعی نیز بسیار مهم است؛ ایشان با رفتار و ارتباطات مثبت، تأثیر بزرگی در شکل‌دهی به تفکرات و اعمال جامعه دارند. همچنین، ارتقاء مهارات ارتباطی و اندیشه‌های نوآورانه از دیگر ابعاد نقش معلمان است. معلمان با تأثیرگذاری در آموزش و تربیت، دستاوردهای جوامع را بهبود می‌بخشند و به توسعه فردی و اجتماعی کمک می‌کنند. در نتیجه، جایگاه معلمی نه تنها در حوزه تحصیلی بلکه در ساختار جامعه به عنوان پایه اصلی توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود.

۲- ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنادار بین خداوند، جهان، و انسان یک پیدایش فلسفی و دینی است که به تعهد خداوند در آفرینش جهان، هدف و معنا در زندگی انسان اشاره دارد. در دیدگاه‌های دینی، این ارتباط نشانگر رابطه عمیق بین خلقت، مقصد انسان و دستاوردهای اخلاقی است.

در تربیت متربی، این ارتباط به عنوان راهنمایی اخلاقی و روحانی برای کودکان مورد استفاده قرار می‌گیرد. من با آموزش ارزش‌های اخلاقی، توسعه دیدگاه‌های دینی و ترقی ویژگی‌های روحانی، کمک به شکل‌گیری ارتباط مثبت با خداوند، جهان و دیگر انسان‌ها می کنم. این فرایند به متربی من کمک می‌کند تا با احترام به ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی، به جامعه مشارکت کند و زندگی معناپذیرتری را تجربه کند.

۳- اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهدافی که می‌خواهم دانش‌آموزانم به آن دست یابند، بسیار اساسی و گسترده هستند. تقویت مهارات اندیشیدن و حل مسائل به آنها کمک می‌کند تا بهترین راه‌حل‌ها را پیدا کنند، همچنین تربیت اخلاقی و اجتماعی مانند احترام، همدلی، و تعهد اهمیت زیادی دارد. توسعه مهارات ارتباطی و همکاری به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا در جمع‌آوری و به اشتراک گذاری اطلاعات موثر باشند. به علاوه ایجاد انگیزه داخلی برای یادگیری و پیشرفت مهم است. توسعه مهارات کار تیمی و رهبری به آنها این امکان را می‌دهد که در جوامع مختلف با موفقیت فعالیت کنند. آموزش مهارات زندگی مانند مدیریت زمان، حل تعارض، و مدیریت استرس نقش مهمی در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنان دارد و ارتقاء خلاقیت و تفکر نوآورانه برای مواجهه با چالش‌ها و مسائل پیش رو اهمیت دارد. همچنین ترویج اهمیت ادبیات و هنر به آنها کمک می‌کند تا به عنوان فردی توانمند و دارای دیدگاه گسترده در جامعه نقش بپذیرند. در نهایت تشویق به پیگیری اهداف شخصی و شناخت توانمندی ‌های فردی نیز از اهداف مهم است.

۴- نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم، در کلاس درس نقش اصلی من در ایجاد محیط آموزشی پویا و تعاملی است. من سعی می‌کنم با استفاده از روش‌های تدریس متنوع و جذاب، دانش‌آموزان را به یادگیری فعال و مستمر ترغیب کنم. ارتقاء مهارات ارتباطی و همکاری نیز جزو اهداف من در کلاس است.

در خارج از کلاس درس، تلاش دارم ارتباطات مثبت با دانش‌آموزان و والدین برقرار کنم. با برگزاری جلسات مشاوره و اطلاع‌رسانی، نقش فعالی در حمایت از توسعه تحصیلی و رفتاری دانش‌آموزان دارم. همچنین، با حضور در جلسات مشارکت اجتماعی مدرسه، به تحقق هدفهای جوامع محلی کمک می‌کنم. من به دنبال ایجاد ارتباط مثبت و انگیزه‌بخش با دانش‌آموزان هستم و سعی می‌کنم آن‌ها را به عنوان افراد مستقل و مسئول باشند. با ترکیب دستیابی به اهداف آموزشی با توجه به نیازها و توانمندی‌های هر دانش‌آموز، من تاکید دارم تا تأثیر مثبت در زندگی تحصیلی و شخصی هر فرد بگذارم.

۵- چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، از راهکارهای عملی زیر استفاده خواهم کرد:

سوال پرسیدن: متربیان را به پرسش‌های فعال برای تحلیل و درک بهتر مسائل تشویق می کنم.

مطالعه فعال: علاقه به خواندن کتب و مقالات متنوع را ترویج می دهم که باعث افزایش دایره دانش متربیان می شود.

بحران‌پذیری: به متربیان چگونگی مواجهه با نظرات مختلف و برخورد با ایده‌های جدید را آموزش می دهم.

گفتگو و تبادل نظر: آنها را به گفتگوهای باز در خانواده و محیط آموزشی برای تبادل نظر و انتقاد مثبت تشویق می کنم.

پروژه‌های تحقیقاتی: مهارت تحقیق و جستجوی اطلاعات برای حل مسائل و افزایش دانش را در وجود آنها ارتقاء می دهم.

این راهکار های مهم باعث رشد سطح تفکر انتقادی و خردورزی متربی می شود.

۶- شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

۱.ساحت اعتقادی و عبادی: در ساحت اعتقادی سعی می کنم با ارزیابی و تحلیل اطلاعات، افراد را به چالش بکشم و در ساحت عبادی با تفکر و تامل بطور عمیق، با اعتقادات و ارزش های دینی خود آشنا می شوم.

۲.ساحت زیستی و بدنی: سعی می کنم با رعایت تغذیه سالم و فعالیت بدنی و ورزش، مهارت بدنی خود را تقویت کنم و با حفظ سلامتی، انرژی مورد نیاز روزانه ام را تامین کنم. همچنین با تقویت مهارت بدنی، می توانم باعث حفظ سلامت روانی ام نیز بشوم.

۳.ساحت اجتماعی و سیاسی: با یادگیری تعامل اجتماعی می توانم ارتباط موثرتری با افراد جامعه برقرار کنم و با آنها در حیطه های مختلف همکاری کنم. همچنین می توانم مهارت حل اختلاف را نیز کسب کنم که در مواجهه با نظرات مختلف، کارآمد ترین راه ممکن را انتخاب کنم

۴.ساحت اقتصادی و حرفه ای: در این ساحت با یادگیری مهارت مدیریت مالی می توانم درآمدها، هزینه ها و... را مدیریت کنم و یک برنامه ریزی درست مالی داشته باشم. همچنین می توانم با بروزرسانی مهارت ها، یادگیری مداوم و... به مهارت توسعه فردی دست یابم.

۵.ساحت علمی و فناوری: مهارت تحقیق و تجزیه و تحلیل اطلاعات چیزی است که با تمرکز بر روی این ساحت می توانم در آن بیشرفت کنم و با مهارت نوآوری و خلاقیت نیز می توانم راه حل های نوآورانه و... در حوزه علمی و فناوری ارائه دهم.

۶.ساحت زیبایی شناختی و هنری: یادگیری مهارت تجسم و ذهنیت هنری و همچنین مهارت انتقادی در هنر به من کمک می کند تا دیدگاهم در حیطه هنری را به شیوه خلاقانه ای اعلام کنم و آثار و عناصر هنری را ارزشیابی کنم.

۷- پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۱.احترام به دیگران:

متربی را به گوش دادن به دیدگاه‌ها و احترام به نظرات دیگران در محیط آموزشی تشویق می کنم.

۲.مسئولیت‌ پذیری:

تربیت متربی به منظور درک مسئولیت‌های خود و اجرای وظایف به دقت، مثل مراقبت از محیط زیست را در دستور کار قرار می دهم.

۳.تعامل اجتماعی:

مهارت‌های ارتباطی و همکاری در گروه‌ها، مثل پروژه‌های گروهی در کلاس را به متربیان آموزش می دهم.

۴.عدالت اجتماعی:

سعی می کنم فهم مفاهیم عدالت اجتماعی و مشارکت در فعالیت‌های خیریه برای حمایت از اقشار ضعیف را ترویج دهم.

۵.همچنین با آموزش اخلاق حرفه ای به آنها یاد می دهم که در حرفه مدنظرشان همواره متعهد به شرافت و قولشان باشند.

۸- با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

اصول تربیت اسلامی اساساً بر اساس ارزش‌های دینی مبتنی هستند که به مفاهیم مختلفی از جمله هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی توجه دارند. در این میان، اهمیت ارزش شناسی به عنوان یک اصل اساسی تربیت اسلامی بر روی ذهنیت و رفتار فرد تأثیرگذار است. مبنای اسلام در ارزش شناسی بر اصول اخلاقی و انسانی تأکید دارد. به عنوان مثال، احترام به دیگران، انصاف، بخشندگی و صداقت ارزش‌های اسلامی هستند که در هر جنبه از زندگی تربیتی باید سایه افکنند. این ارزش‌ها، روحیه مسئولیت‌پذیری و همدلی را تقویت کرده و انسان را به سوی ارتقاء جامعه هدایت می‌کنند. با توجه به این اصل، روش‌های تربیتی می‌توانند از طریق تدریس داستان‌های اخلاقی اسلامی، تبیین مثال‌هایی از زندگی پیامبران و ائمه، و ایجاد فضاهای آموزشی با ارکان اخلاقی، این ارزش‌ها را در نوجوانان تقویت کنند.

۹- مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

تکنیک اصلی من در تربیت و تدریس، ترکیب رویکردهای تعاملی و کاربردی است. با ایجاد فعالیت‌های جذاب و مشارکتی، سعی می‌کنم دانش‌آموزان را به یادگیری فعّال و اعمال عملی ترغیب کنم. استفاده از مطالب عملی و مثال‌های واقعی نیز برای تقویت درک دانش‌آموزان از مفاهیم مهم است. برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه‌جانبه، توجه به چند اصل اساسی اساسی است. اولاً، ایجاد فضای آموزشی با امکانات مناسب و متنوع برای تحول بهتر است. دوماً، تشویق به همکاری و تعامل بین دانش‌آموزان به ایجاد یک فضای یادگیری جمعی کمک می‌کند. سوما، ارتقاء فرآیند ارزیابی منصفانه و بهره‌ور برای انگیزه‌بخشی بیشتر در یادگیری ضروری است. همچنین، فرهنگ تشویق به خلاقیت و تفکر نوآورانه در محیط مدرسه نقش مهمی در تحول آموزشی ایفا می‌کند. ایجاد ارتباط مثبت و مداوم با والدین نیز به تعزیز همکاری میان خانه و مدرسه کمک می‌کند. این اقدامات باعث می شود که مدرسه به عنوان یک محیط پویا دیده شود.

۱۰- شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟

۱.ترک روش‌های یادگیری سنتی:

به دلیل اینکه رویکردهای نوین تربیت و یادگیری، مانند یادگیری مبتنی بر مسئله، تفکر انتقادی و همکاری گروهی، بهبود بیشتری در توسعه مهارات فردی و انتقال دانش فراهم می‌کنند.

۲.فراهم کردن فضاهای آموزشی تعاملی:

به منظور تحریک فعالیت‌های گروهی و افزایش مشارکت فعال دانش‌آموزان در فرایند یادگیری.

۳.ترک تکرار مکرر مطالب بدون ارتباط با واقعیت‌های زندگی:

بر اساس رویکرد تحول گرا باید مطالب درست و مفید برای زندگی روزمره فراهم شوند تا دانش آموزان بتوانند اطلاعات را به کاربرد عملی برسانند

۴.استفاده از انگیزش مثبت به جای ایجاد ترس:

تربیت اثربخش نیازمند ایجاد انگیزه و شور در دانش آموزان است و استفاده از ترس به عنوان ابزار تربیتی تا حد زیادی ممکن است موجب کاهش انگیزه و اشتیاق آموزشی شود.

۵.توجه به تنوع فردی و احترام به ارزش های مختلف:

با توجه به پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی لازم است در تدریس و تربیت احترام به تنوع فردی و توجه به ارزش های متنوع متناسب با محیط فرهنگی دانش آموزان را ترکیب کرد.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

بیانیه فلسفی معلمی باعث تعریف دقیق‌تر از اعتقادات، ارزش‌ها، و هدف ‌های یک معلم می‌شود. این بیانیه در کل تأثیرگذاری مثبت بر تدریس و تربیت دانش‌آموزان دارد. با ارائه یک بیانیه فلسفی، معلم نه تنها جهت و راهنمایی واضح تری برای خودش دارد بلکه قادر است این ارزش‌ها را به دانش‌آموزان نیز انتقال دهد. به علاوه، این بیانیه به عنوان یک سنگ ‌بنای تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای معلم در مواجهه با چالش‌ها عمل می‌کند و تاثیر مستقیم در ایجاد یک محیط آموزشی مثبت و موثر دارد.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (186 امتیاز)

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

 

به اسم الله الرحمن الرحیم

   من سینا ملایری هستم. دانشجوی تدریس زبان انگلیسی در دانشگاه فرهانگیان، واحد شهدای مکه. بعد از پایان ۴ سال تحصیلی در رشته‌ی زبان، من معلم زبان در منطقه‌ی ۵ تهران خواهم شد و به تدریس زبان انگلیسی در مدارس این منطقه در شهر تهران خواهم پرداخت.

  نگارش بیانیه‌ای در فلسفه‌ی معلمی، به معنای آن است که ما به عنوان یک معلم، شناخت نسبتاً کاملی از اهداف و توانایی‌های خود داریم. یک بیانیه‌ی فلسفه‌ی تربیتی برای هر معلم، به او خواهد گفت که کیست، کجاست و کجا می‌خواهد برود. از این رو، نگارش یک فلسفه‌ی معلمی برای ما، بسیار مهم و کلیدی است.

 

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

 

   معلم، یکی از مهم‌ترین مشاغل در دنیا را دارد. بی‌اغراق نیست اگر بگوییم معلم نه تنها یکی، بلکه مهم‌ترین شغل جامعه را دارد، چرا که اُس و اساس این شغل «تربیت» است، و چه کلیدی است تربیت!

تربیت همانا مهم‌ترین کاری است که در یک جامعه روی می‌دهد. تربیت شبیه به «خلق» است: ما با تربیت، بر آنچه که انسان خواهد «شد»، تاثیر می‌گذاریم. تربیت پلی میان «بودن» و «شدن» برقرار می‌کند. شدنی که مهم‌ترین هدف بشر است: تبدیل به چیزی بیشتر از حال حاضر شدن، رشد، پیشرفت و ترقی که همه حاصل فطرت کمال‌گرای بشری‌اند. انبیای خدا همه معلم بوده‌اند. فلاسفه، همه در راستای تربیت تلاش کرده‌اند و به قول دیویی: فلسفه، همانا فلسفه‌ی تربیت است. یعنی تمام هدف فلسفه، تربیت کردن است و این تربیت، یعنی بالابردن انسان از جایگاهی که امروز هست.

قرار گرفتن در جایگاهی چنین خطیر، تامل می‌طلبد. بسیاری از دوستان من، تصوری از اهمیت کاری که می‌کنند ندارند. این را از بابت برتری‌جویی بر آنان نمی‌نویسم، چه اینکه چه کسی می‌تواند ادعا کند مقام «معلم» را درک کرده است؟ اما با این حال، باید تلاش کرد تا تصوری صحیح از این مقام به دست آورد، و بهترین راه برای تفکر حول تعلیم و تربیت، فلسفه و فلسفیدن است. بنابراین، باید «فلسفید» تا «دانست» تربیت چیست. درنتیجه، نگارش یک بیانیه‌ی فلسفه‌ی تربیت برای همه‌ی ما، بسیار سودمند است (این پاسخ را می‌توان، ادامه‌ی پاسخ به پرسش «مقدمه» دانست).

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

پیش از پاسخ به این سوال، لازم می‌دانم مقدمه‌ای را عرض کنم.

   آنچه که می‌توان فلسفه‌ی تربیت من نامید، بسیار از فلسفه‌ی تربیتی افلاطون، فیلسوف بزرگ یونانی تاثیر پذیرفته است. در اصل، می‌توان آن را برقراری ارتباط و سازگار کردن اندیشه‌ی افلاطونی درباره‌ی تربیت، با اسلام و جهان مدرن امروز دانست. با این حال نباید فراموش کرد که علای‌رغم تاثیرپذیری این فلسفه از افلاطون، مبانی اسلامی متعددی نیز در آن نهفته است. در نهایت باید ذکر کنم که تمام تلاش من، وفق‌ دادن اندیشه‌های قدما با امروز است و نه تکرار طوطی‌وار آنچه در گذشته گفته شده. این نوشته تنها از پیشینیان تاثیرپذیرفته است، اما تکرار حرف‌های آن نیست و در آن خود نگارنده نیز عنصری فعال است، نه منفعل. با این مقدمه، می‌توان به این سوال پاسخ داد.

   خداوند، خالق جهان هستی است و از آن جدا نیست. او در همه‌ی حالات و احوالات ما حضور دارد، و با آموختن «اسم» به انسان، به انسان این توانایی را داده‌ است که به بالاترین مراتب هستی برسد. انسانی که اگر خود را به خوبی بشناسد، خالق را در خود خواهد یافت و خواهد دانست که از خالق هستی، جدا نیست. در مقام بعدی، چنین انسانی به این معرفت خواهد رسید که نه‌تنها او، بلکه جهان آینه‌ی تمام‌نمای خالق است (به دریا بنگرم دریا تو بینم) و با پیروی از فلسفه‌ی ابن سینا، می‌توان ماهیت خداوند را عین وجود دانست. وجودی که خود ظرف ماهیت‌های دیگر مخلوقات است و در نتیجه، او خواهد دانست که «عالم محضر خداست.»

   بنابراین، می‌توان ادعا کرد که انسان، جهان و خدا از هم جدا نیستند. اما انسان باید به کشف این ارتباطات کلیدی نائل آید تا بداند که چیست و کیست و چه جایگاهی در جهانی دارد که نه تنها خود از آن جدا نیست، بلکه خود «عین» آن است. از این رو، مهم‌ترین مسئله‌ای که پدیدار می‌شود، فرآیند آشنا کردن انسان با این ارتباطات و باورهاست، که آن را «تربیت» می‌دانیم. به بیان دیگر، تربیت همانا به معنی کمک به انسان است تا بتواند مراتب مختلف قرب و بعد الهی را درک کند و در نهایت، به شناخت کامل جهان و حق نائل آید و در بهترین حالت «انسان کامل» شود. موجودی کاملا انسان، و انسانی کاملا کامل.

   با این مقدمه‌ی عرفانی، باید به اندیشه‌ی افلاطونی بازگشت. هدف از تربیت، همانا ایجاد انسانی دادگر است. انسان دادگر، انسانی است که باید همه‌ی مراتب وجودی‌اش یکسان پرورش یافته باشد و موجودی کاریکاتوری نباشد. انسانی که در نهایت بتواند از غار تمثیلی افلاطون بیرون رود و خورشیدی را ببیند که گرداننده‌ی فلک است.

   در نهایت، جمع‌بندی می‌کنم: در این فلسفه‌ی تربیت، هدف ایجاد انسانی است که به روابط پیچیده‌ی بین موجودات، خودش و خداوند، پی ببرد و در آرمانی‌ترین حالت، هدف تربیت انسان کاملی است که به بالاترین مراتب قرب الهی برسد. از دید افلاطونی، این فرد کاملا دادگر است و وجودش عین عدالت است، زیرا تمام مراتب وجودی‌اش به طور مناسب و عادلانه رشد یافته و رشد کاریکاتوریک نداشته است. بنابراین می‌توان ادعا کرد که بیان ما از خدا، جهان و انسان، به شدت بر تعریف ما از تربیت و به طبع، بر تالی‌های این تعریف، تاثیر گذاشته است.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

   با عنایت به مقدمه‌های پیشین و پاسخ سوالات قبلی، می‌توان پاسخی مناسب به این سوال داد. از آنجا که هدف ما در تربیت، ایجاد انسانی آگاه به مراتب مختلف وجود و جایگاه انسان نزد خداوند و جهان هستی است، تمام آرزوی معلمی معتقد به این فلسفه‌ی تربیتی، آن است که دانش‌آموزانش به بهترین نحو نسبت به جایگاه خود در جهان و نزد خدا آگاهی یابند. به بیان بهتر، تمام تقاضای معلم از دانش‌آموز، از مهم‌ترین آموزه‌ی سقراط، اولین «معلم» بشر، خلاصه می‌شود:«خودت را بشناس».

   این آموزه‌ی کلیدی، در کنار آموزه‌های دیگری قرار می‌گیرد. طبیعتاً کسی که بتواند جایگاه خود را در جهان هستی و مقابل خداوند بشناسد، انسانی است شجاع، خردمند و خوددار. او به معرفت رسیده است و الان می‌تواند رفتارهای بسیار درستی در مقابل دیگران انجام دهد. در این باره، در سوال هفت بیشتر توضیح خواهیم داد.

   در ضمن، لازم می‌دانم یادآوری کنم که در هر صورت، من معلم زبان انگلیسی هستم و یکی از اهدافی که برای خود درنظر دارم، انجام این وظیفه به نحو احسن است، یعنی تربیت زبان‌آموزانی که بتوانند زبان انگلیسی را فهم کرده، انگلیسی فکر کرده و بر وجوه مختلف این زبان، تسلط پیدا کرده باشند. از این رو، در کنار اهداف فوق‌الذکر، نباید فراموش کرد که تربیت یک زبان‌آموز مسلط به زبان انگلیسی، از اهداف کلیدی ماست.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

   معلم اثربخش معلمی است که بتواند به خوبی دانش‌آموزان خود را در مسیری که طراحی کرده است و به سمت هدفی که مشخص کرده، هدایت کند. از این رو، معلم اثربخش در کلاس درس باید بتواند اولاً دانش‌آموز خود را به سمت مهم‌ترین هدف تربیت که همانا شناخت جایگاه خود در مراتب هستی است هدایت کند، دوماً با ایجاد شرایطی مناسب، موقعیت رشد فضائل اخلاقی را در دانش‌آموز خود به‌وجود بیاورد، و سوماً در مورد خاص ما، یعنی معلم زبان انگلیسی، معلم باید زبان‌آموزی شایسته و مسلط بر زبان انگلیسی تربیت کند. حال با این مقدمه، نقش معلم در داخل و خارج از کلاس را بررسی خواهیم کرد.

   در ابتدا، معلم باید با تشویق زبان‌آموز به بررسی خود و شناخت خود، شرایطی در کلاس درس ایجاد کند که زبان‌آموز به بررسی خود و خودشناسی بپردازد. این می‌تواند هم داخل کلاس و هم خارج از کلاس رخ دهد و معلم باید تمام هنر خود را در این زمینه به‌خرج دهد، چرا که بزرگان ما گفته‌اند:«خودت را بشناس»، و به بیان رسول خدا:«من عرق نفسه، فقد عرف ربه.»

   در ادامه، معلم باید تلاش کند تا با ایجاد الگویی اخلاقی برای زبان‌آموز خود، به او فضائل اخلاقی را آموزش دهد (و اینجا پای این نکته به میان می‌آید که معلم، خود باید به خودشناسی رسیده باشد و سرشار از فضائل اخلاقی باشد، چرا که کسی که خود را نشناسد و برای مثال، راستگو نباشد، شاگردانی راستگو و خودشناس تربیت نخواهد کرد.) نقش الگو تنها مربوط به کلاس درس نیست، و معلم می‌تواند به الگویی برای دانش‌آموزانش در خارج از کلاس نیز تبدیل شود.

   در نهایت و در زمینه‌ی تخصصی تربیت زبان‌آموز مسلط به انگلیسی، معلم باید با ایجاد شرایطی خاص در کلاس درس، علاقه‌ی زبان‌آموز به زبان خارجه را افزایش داده و کاری کند که او در خارج از کلاس درس نیز به دنبال زبان انگلیسی برود. این مهم می‌تواند با درخواست از زبان‌آموز برای بررسی ویژگی‌های زبان در خارج از کشور و محیط طبیعی، تحقیق و پژوهش به زبان دوم، تماشای انیمیشن‌ها و فیلم‌های مختلف به زبان هدف و انجام بازي‌‌های ویدیویی به زبان مبدا امکان‌پذیر شود.

دارای دیدگاه توسط (186 امتیاز)

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

   تربیت دانش‌آموز (متربی) پرسشگر، وظیفه‌ای بسیار دشوار است. نباید فراموش کرد که از دید افلاطون (که در بالا از تسلط او بر مبانی فلسفی این نوشته گفتیم) مهم این نیست که شما نتیجه‌ی او را قبول دارید یا نه، مهم آن است که شما مسیر او را یاد بگیرید. مسیری که همان مسیر سقراطی است: پرسش‌گری، نگاه انتقادی و به چالش‌کشیدن باورهای ظاهراً بدیهی و پذیرفته شده. این موضوع در رساله‌های او هویداست. نظریه‌ی مثل که یکی از کلیدی‌ترین باورهای اوست، توسط خود او در رساله‌ی پارمنیدس، به سبعانه‌ترین روش ممکن به چهارمیخ کشیده می‌شود و سقراطی که در رساله‌ی فایدن نظریه‌اش را مطرح کرد، اکنون باید از آن دفاع کند. جالب است که در این رساله، نتیجه‌گیری‌ای از طرف افلاطون وجود ندارد و نتیجه‌گیری اصلی به خواننده واگذار شده است.

   این اساس تفکر انتقادی است: ما اولین کسانی هستیم که باید باورهای خود، نظریات خود و اعتقادات خود را به چالش بکشیم. دانش‌آموز به معلم نگاه می‌کند؛ دانش‌آموز از معلم یاد می‌گیرد: یک معلم خوب اگر مضوعی را در جلسه‌ای مطرح کرد، تلاش خواهد کردکه آن را در جلسه‌ی بعدی به بوته‌ی نقد بگذارد. این همان یادگیری مسیر سقراط است. سقراط از شما نمی‌خواهد باورهای او را پذیرا باشید، از شما می‌خواهد روش او را پذیرا باشید. من نیز به پیروی از سقراط و افلاطون، تلاش خواهم کرد که  اول با مطرح کردن ایده‌های خود در یک جلسه و دفاع از آن‌ها، و سپس نقد بی‌رحمانه‌ی آن‌ها، اولاً تفکر انتقادی و دوماً تساهل را به دانش‌آموزانم یاد دهم. تساهل به این مبنا که اگر دانش‌آموزی در یک جلسه به پیروی از من، عقیده‌ای را مطرح کند و در جلسه‌ی دیگری، خود آن را نقد کند و حتی آن را رد کند، خواهد دانست که آدمی چه خطاکار است و تعصب، چگونه می‌تواند مانع از دیدن نیمه‌ی پنهان واقعیت شود. اگر او بداند که چقدر ممکن است اشتباه کند، خود خواهد دانست که تعصب بر چیزی چه نادرست و نارواست. تساهل و رواداری سنت دیرینه‌ی بزرگان ماست، چه تعصب زاییده‌ی اضطراب است و ضعف در دین، و تساهل زاییده‌ی ایمن استوار.

   بنابراین تسلط بر مبانی تفکر انتقادی و تساهل، زمانی رخ می‌دهد که ما بتوانیم اول خود را به بوته‌ی نقد بگذاریم و الگویی مناسب برای دانش‌آموزان شویم و دوم، با رواداری نسبت‌ به اندیشه‌های مختلف در کلاس درس، این طرز تفکر را در ذهن دانش‌آموزان خود ایجاد کنیم.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

   ابتدا هر یک از این ساحت‌ها را نام خواهم برد و سپس مهارت‌هایی که در هر کدام از این ساحت‌ها دارم، یا باید به دست آورم را بازخواهم گفت:

۱. ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

   در این مورد به قدر کفایت در پاسخ سوالات پیشین بحث شد و صحبت بیشتر تکرار مکررات است، اما برای مرور اجمالی، اشاره می‌شود که دو مهارت مهمی که معلم باید در این ساحت دارا باشد تا بتواند با استفاده از آن‌ها به تربیت صحیح دانش‌آموز بپردازد، اول خودشناسی است، که در این باره بحث شد. دوم نیز، بهره‌مندی از فضایل خلاقی است: راست‌گویی، خودداری و شجاعت، که همگی حاصل «معرفت»اند و این معرفت هرچه بیشتر در کسی وجود داشته باشد، از این فضائل اخلاقی بیشتر بهره‌مند خواهد بود.

 

۲. ساحت تربیت اقتصادی:

   اقتصاد به دو معنا، اول علم تدبیر منزل است که به معنای تسلط فرد بر دخل و خرج خانواده‌ی خود است و دوم، به معنای علمی که به بررسی روابط دادوستد میان انسان‌ها می‌پردازد. مورد اول به مهارت‌های گوناگونی نیاز دارد. برای مثال،‌ یادداشت‌ کردن دخل و خرج هر روز توسط فرد، یا سرمایه‌گذاری‌های سودآور. مورد دوم نیز، با توجه به شرایط کشور ما حائز اهمیت است و مهارت‌های درک ساختارهای اقتصاد بازار و پیش‌بینی روندهای آتی آن، دو مهارت مهم هستند که فرد باید آن‌ها را کسب کند.

 

۳. ساحت تربیت علمی-فناوری: من تلاش خواهم کرد دو مهارت را به زبان‌آموزان خود در این ساحت آموزش دهم. اول مهارت تفکر علمی و دوم مهارت‌های مربوط به استفاده از کامپیوتر. مهارت تفکر علمی به این معناست که دانش‌آموز بتواند ساختارهای مختلف علمی را درک کند و مثل اکثر ایرانیان امروز، تئوری‌های علمی را که حاصل تحقیق و اندیشه‌ی دانشمندان بزرگ هستند دروغ‌های استکباری نداند. دوم اینکه کامپیوتر و هوش مصنوعی، ابزارهای کلیدی جهان امروزاند و بدون استفاده از آن‌ها، امکان موفقیت انسان بسیار اندک خواهد بود.

 

۴. ساحت تربیت اجتماعی-سیاسی: دو مهارتی که تلاش خواهم کرد دانش‌آموزم آن‌ها را بیاموزد، اول مهارت سیاسی اندیشیدن و دوم مهارت اجتماعی اندیشیدن است. به پیروی از افلاطون  وسقراط، هدف من قبولاندن باور خاص اجتماعی یا سیاسی‌ای نیست، بلکه هدف آموزش نحوه‌ی تفکر است. سیاسی اندیشیدن یعنی فرد بتواند با درک ساختارهای سیاسی، به باورهایی برسد که بتواند از آن‌ها بدون مغلطه و با استفاده از منطق، دفاع کند. اجتماعی اندیشیدن یعنی فرد علاوه بر شناخت خود و جایگاه خود در جهان هستی و مقابل خداوند، به درک قابل دفاعی از جامعه، ساختارها، فرهنگ، زبان و سنت‌های آن برسد. مسلماً تربیت چنین فردی نیازمند منابع خوب مطالعاتی است، بنابراین باید دانش‌آموز در معرض مطالب مفید مطالعاتی، فارغ از جهت‌گیری‌های سیاسی قرار گیرد تا ۱.از تعصب غیرمنطقی دوری کند و ۲. با شیوه‌های مختلف اندیشیدن آشنا شود.

 

۵. ساحت تربیت زیستی-بدنی: دانش‌آموز باید بتواند با استفاده از ابزارهای مناسب، به تربیت بدن خود بپردازد. ورزش روزانه یکی از اعمالی است که بسیار بر روند‌های سلامتی افراد تاثیرگذار است و «عقل سالم، در بدن سالم است.» در نتیجه تلاش خواهم کرد تا با ایجاد عادت‌های مفید در دانش‌آموزان، نظیر ورزش روزانه و پیاده‌روی، از سلامت آنان محافظت کنم.

ضمن اینکه عادت مصرف غذا‌های سالم، عادت بسیار مهمی است که باید توسط دانش‌آموزان رعایت شود و رعایت آن مستلزم ایجاد مهارت‌های مرتبط با آنان است.

 

۶. ساحت تربیت زیباشناختی-هنری: این ساحت از ساحت‌های بسیار مهم است. به عقیده‌ی افلاطون در رساله‌ی ضیافت (که البته در رساله‌های دیگر نیز به آن اشاره شده) زیبایی و توانایی درک آن، مهارتی بسیار کلیدی است. افلاطون باور دارد که همه‌ی آنچه که در جهان ما وجود دارد، سایه‌ای از اشیاء جهان بالاتر یا جهان مثل است و به همین دلیل است که ما برای درک هرآنچه در این جهان می‌بینیم، به واسطه‌هایی نیازمندیم. با این حال، تنها یک چیز است که بی‌واسطه درک می‌شود و آن زیبایی است. به این معنا که ما می‌توانیم بر سر اینکه الان روز است یا شب،‌ یا امتحان آسان است یا سخت بحث کنیم، اما نمی‌توانیم بر سر زیبایی و زشتی چیزی بحث کنیم، چه آن بی‌واسطه زیباست. به باور افلاطون، علت درک بی‌واسطه‌ی زیبایی معرفتی است که از جهان مثل در ما قرار داده شده است. در نتیجه، می‌توان زیبایی را تنها نوری دانست که از جهان نورها به جهان سایه‌ها می‌تابد. به همین جهت است که افلاطون عشق را علاقه به زیبایی می‌داند، زیرا زیبایی تنها ریسمانی است که ما را به جهان بالاتر رهنمون می‌کند (داستان یوسف را نیز می‌توان از این جهت بررسی کرد، عشق به زیبایی الهی زلیخا را به جهان بالاتر رساند.)

با این مقدمه، می‌توان دریافت که چرا تربیت زیباشناختی دانش‌آموز بسیار مهم است و توانایی او در درک زیبایی و هنرهای زیبا بسیار کلیدی است، چه اگر زیبایی ریسمان آسمان باشد، هنر «دار بافندگی» این ریسمان است و هنرمند «بافنده‌»ی ریسمان آسمانی.

تلاش من این خواهد بود که دانش‌آموزانم، به درک والایی از زیبایی برسند. آن‌ها باید زیبایی را در سه ساحت مختلف ببینند، بشناسند و از آن لذت ببرند: ساحت موسیقی، ساحت ادبیات و شعر و ساحت نقاشی. برای هرکدام از این ساحت‌ها، مهارت‌های مختلفی مد نظر است. برای مثال دانش‌آموز باید بتواند موسیقی‌های سنتی ایرانی و کلاسیک غربی را گوش کند، وجه تمایز آن‌ها را تشخیص دهد و آن‌ها بشناسد. نت‌ها را بیاموزد و یک آلت موسیقی را بنوازد. در ساحت ادبیات، دانش‌آموز باید بتواند حداقل غزلیات حافظ و گلستان سعدی را بدون غلط از رو بخواند و معنای آن‌ها را در حد توان خود درک کند (کاری که بسیاری از بزرگسالان نیز نمی‌توانند انجام دهند و بسیار مورد تاسف نگارنده است.) در ساحت نقاشی، دانش‌آموز باید بتواند دوره‌های مختلف و سبک‌های نقاشی‌های مختلف را بعد از دیدن، تشخیص دهد.

 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

این پنج مفهوم از این قرار هستند:

۱.شجاعت. برای مثال: دانش‌آموز باید بتواند در موقعیت‌های مختلف، کار درست را تشخیص دهد و سپس، بر آن پافشاری کند و از انجام آن کوتاه نیاید.

۲. راستگویی: بیان کردن حقیقت در زمانی که حتی به ضرر دانش‌آموز است، مفهومی بسیار مهم است.

۳. ادب: دانش‌آموز باید بتواند مودب باشد و در موقعیت‌های مختلف، با رعایت ادب نکات خود را مطرح کند یا از خود دفاع کند، چه اینکه «ادب مرد به ز دولت اوست.» ضمن اینکه ادب، نشان‌دهنده‌ی توانایی انسان است و «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد».

۴. خویشتن‌داری: پیدا کردن راه نادرست و پا نگذاشتن در آن، از بزرگترین محاسن اخلاقی است.

۵. محبت: محبت کردن به خود، دیگران و خلق خدا، از مهم‌ترین شئونات اخلاقی‌ای است که توسط یک فرد می‌تواند رعایت شود. این محبت و خدمت به دیگران و دستگیری از آن‌ها، آنقدر والاست که بزرگی می‌فرماید:«عبادت بجز خدمت خلق نیست.»

دارای دیدگاه توسط (186 امتیاز)

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

هستی‌شناسی: «در جهان هستی در عین وحدت، کثرت وجود دارد، اما کثرتی غیراصیل که در نهایت به او باز می‌گردد.»

این شیواترین بیان ممکن از اندیشه‌ای است که نه فقط بر اشعار و رسالات افلاطون و فلوطین، بلکه بر بیان عارفان و سالکان درگاه خدا و حتی فلسفه‌ی تربیت پیش‌روی شما، سایه‌ای عظیم افکنده است. این باور که وحدت موجود در جهان، در ابتدا باعث نگاه ما به خود می‌شود «خودت را بشناس» و در ادامه‌ جلوی هرگونه تعصب را می‌گیرد و در نهایت، ما را به وصال حق می‌رساند، در جای‌جای این نوشته پیداست. به بیان هاتف اصفهانی:«که یکی هست و هیچ نیست جز او/وحده لا اله الا هو»

 

انسا‌ن‌شناسی:«انسان بر حسب فطرت و آفرینش، جویای همه‌ی مراتب کمال (تا حد بی‌نهایت) است.»

بی‌نهایت‌طلبی انسان، موضوعی است که در این نوشته بسیار مورد توجه قرار گرفته و ما تلاش کرده‌ایم نشان دهیم چگونه باور به این بی‌نهایت‌طلبی، منجر به تلاش انسان برای رسیدن به خداوند متعال می‌شود، و چگونه علاقه به زیبایی می‌تواند منجر به رسیدن انسان به درجات بالای الهی و قرب الی الله شود. قرب‌الی‌الهی که خود حاصل حیات طیبه و بالاترین هدف آن است.

 

معرف‌شناسی:«علم انسان دارای اقسام حقیقی و اعتباری است و مراتب و سطوح مختلف دارد.»

تلاش برای رسیدن متربی به علم حقیقی، و باور به اینکه کسانی هستند که به سطوح بالاتری از علم و دانش رسیده‌اند، از ملازمات این نوشته است، زیرا همه‌ی تلاش ما تربیت متربیانی است که به مراتب بالاتری از معرف رسیده باشند.

 

ارزش‌شناسی:«آزادی حقیقی انسان، در رهایی از همه‌ی موانع درونی و بیرونی رشذ و تعالی آن نظیر وابستگی به شهوات و تمایلات نفسانی، پذیرش انواع ستم اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، تبعیت کورکورانه از هنجارها و سنت‌های غلط و اطاعت از حاکیت طاغوت و حرکت به سوی عبودیت خداوند است.»

تلاش ما برای تربیت متربیانی که به مفهوم آزادی حقیقی دست‌یابند و در تلاش باشند تا عبور از خود، به وصال خداوند برسند و این همانا هدف از حیات طیبه نیز هست چرا که تعریف آن، یعنی ایجاد وضعی مطلوب در زندگی بشر در همه‌ی ابعاد و مراتب بر اساس میار نظام ربوبی برای تحقق قرب الی الله، خود نشان‌دهنده‌ی تلاش برای رسیدن به آزادی حقیقی انسان است.

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

 اساسی‌ترین تکنیکی که من برای خود در حوزه‌ی تربیت متصور هستم، تکنیکی است که می‌توان آن رادر دو عبارت خلاصه کرد. عبارت اول تکرار حدیثی از امیرالمومنین علیه‌السلام است که فرمود:«آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران نیز مپسند.» که البته نظر آن نیز در آثار فیلسوف بزرگ آلمانی، کانت، تکرار شده است. عبارت دوم عبارتی است که در بالا تکرار کردم:«دانش‌آموز به معلم نگاه می‌کند، دانش‌آموزاز معلم تقلید می‌کند.» با عنایت به این دو جمله، می‌توان تکنیک مذکور را توضیح داد. ما به عنوان معلم، الگویی همه‌جانبه برای دانش‌آموزان خود هستیم. در ابتدا ما وظیفه داریم دانش‌آموز را به خود علاقه‌مند کنیم، نه به درس. این جمله ممکن است موجب سوءتفاهماتی شود، بنابراین آن را بیشتر خواهم شکافت.

دانش‌‌آموزی که از پنجره‌ی درس به معلم علاقه‌مند شود، تنها وجوهی از شخصیت معلم را جذب خواهد کرد که به درس مرتبط باشد. یک معلم ریاضی خوب، ریاضی‌دانانی علاقه‌مند به ریاضیات تربیت می‌کند، چرا که دانش‌آموز به معلم خود از محور ریاضیات علاقه‌مند شده است و در نتیجه، تنها به ریاضیات علاقه‌مند می‌شود. این تربیت خوب است ولی عالی نیست، چرا که تک‌بعدی است و تنها یک ساحت را مورد پوشش قرار می‌دهد. اما یک معلم ریاضی عالی، معلمی که دانش‌آموز به علت علاقه به خود او، شخصیت، منش، رفتار و کردارش به او علاقه‌مند می‌شود، دانش‌آموزی تک‌بعدی تربیت نمی‌کند. علتش این است که دانش‌آموز این معلم، از او فقط در ریاضی تقلید نمی‌کند. او نحوه‌ی حرف زدن آن معلم را نیز تقلید می‌کند، ادبش را نیز تقلید می‌کند، شجاعتش را نیز، محبتش را نیز، علاقه‌ی معلم به ادبیات و ورزش را نیز، طرز تفکرش را نیز، رواداری و تساهلش را نیز. دانش‌آموز اگر به خود معلم، از پنجره‌ی خودش و نه درسش علاقه‌مند شود، از او در همه‌ی شئون تقلید می‌کند. درست همچون عاشقی که از معشوق تقلید می‌کند (و لازم است یادآوری کنم که افلاطون، تاکید می‌کند عشق باید به زیبا‌ترین باشد، تا همچون او شوی).

بنابراین، تکنیک مورد استفاده‌ی من آن است که تا جای ممکن، محاسن اخلاقی را رعایت کنم تا دانش‌آموز به من و سپس به درسم، و از طریق من به درسم علاقه‌مند شود، و سپس محاسن اخلاقی مرا تقلید کند. از آنجا که همه‌ی محاسن اخلاقی (از راست‌گویی گرفته تا وقت‌شناسی) در حدیث امیرالمومنین نهفته است، رعایت آن بخش اول تکنیک ما را تکمیل می‌کند و در ادامه، بخش دوم تکنیک نیز توسط تقلید دانش آموز از معلم بیان می‌گردد.

با عنایت به این پاسخ، می‌توان دانست من چگونه محیط مدرسه را محیط یادگیری همه جانبه تعریف می‌کنم. از آنجایی که در یک مدرسه، همه‌ی رویدادهای مهم یک جامعه‌ی بزرگتر شبیه‌سازی می‌شود (از انتخابات گرفته تا نزاع) رفتار یک معلم، الگویی بی‌نظیر برای دانش‌آموز است تا به او نشان دهد در جامعه چه رفتاهایی بهترین و اخلاقی‌ترین رفتارهاست. از این منظر، می‌توان فلسفه‌ی تربیتی من را فلسفه‌ای معلم‌محور دانست. فلسفه‌ای که در آن معلم بسیار مهم است و تاثیری شگرف بر رویدادهای کلیدی در اندیشه‌ی دانش‌آموزان دارد.

دارای دیدگاه توسط (186 امتیاز)

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

اقدامات مورد اشاره‌ی من از این قرارند:

۱) تربیت تک‌ساحتی: متاسفانه در غالب مدارس کشور ما، تربیت دانش‌آموزان صرفاً در راستای یک سا دو ساحت تربیتی است و ساحت‌های متعدد تربیتی مورد اشاره‌ی اساتید قرار نمی‌گیرند. یک معلم زبان، چیزی بیشتر از معلم زبان نیست و باقی معلم‌ها نیز همینطور. این موضوع باعث می‌شود تربیت دانش‌آموز ناقص رخ دهد. من این تربیت تک‌ساحتی را ترک خواهم کرد و تلاش می‌کنم تا تربیت‌ رخ داده در کلاس درس، علاوه بر درسی که وظیفه‌ی تدریسش را عهده‌دارم، شامل ساحت‌های دیگر دانش‌آموز نیز بشود.

 

۲) کاهش زمان تدریس: مدت زمان استاندارد تدریس بین ۲۰ تا ۴۰ دقیقه تدریس مطالب جدید و حدود ۲۰ دقیقه تمرین مطالب پیشین است. این مدت زمان را باید مورد توجه قرار داد. کلاس‌های یک و نیم و دو ساعته غیراستاندارد بوده و منجر به کاهش بازدهی کلاس می‌شوند.

 

۳) تولید محتوا: در دنیای امروز، جذب دانش‌آموزان با صرف مطالب درسی و کتاب سخت‌تر از گذشته است و باید دست به تولید محتواهایی زد که در آن‌ها، علاوه بر یادگیری و اصول آموزش بر جذابیت نیز تاکید شده باشد. چنین چیزی بسیار کم در مدارس امروز ما استفاده می‌شود، حال آنکه در مدارسی که دسترسی به دستگاه‌های هوشمند وجود دارد، پتانسیل بسیار خوبی برای این کار هست.

 

۴) انحصار تدریس در مدرسه: منحصر کردن فرآیند یادگیری به مدارس و عدم استفاده از ظرفیت‌های متعددی که در خارج از مدرسه وجود دارد، منجر به از دست رفتن فرصت‌های بسیاری که در خارج از مدرسه فراهمند می‌شود. زبان انگلیسی موضوعی همه‌شمول است که اصلی‌ترین استفاده‌ی آن نه داخل کلاس درس و زمان امتحان که در جامعه و جهان اطراف است. یک معلم حرفه‌ای زبان انگلیسی، باید تلاش کند تا تدریس را به خارج از کلاس درس منتقل کند. از اپلیکیشن‌های آموزش زبان تا سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی و انواع موزیک‌های در دسترس، فرصت بی‌نظیری برای یادگیری زبان در خارج از کلاس درس فراهم می‌کنند.

 

۵) انگلیسی برای انگلیسی: در کلاس‌های درسی زبان در کل کشور، تدریس انگلیسی تنها راه یادگیری انگلیسی پنداشته می‌شود. این موضوع منحصر به کلاس‌ها مدارس نیست و آموزشگاه‌های خصوصی‌ هم شامل این موضوع هستند. با این حال، من بر این باورم که این روش باید ترک گردد و آموزش فارسی، به نحو اصولی و درست باید در کلاس انگلیسی نیز پیگیری شود. شواهد تحقیقاتی متعددی حاکی از آن است که یادگیری زبان دوم، با تسلط بر زبان اول بسیار سهل‌تر خواهد بود. زبان‌آموزی که هنوز فارسی را به خوبی بلد نیست چگونه می‌تواند انگلیسی را به نحو قابل‌قبولی بیاموزد؟ از همین رو بر این باورم برای تدریس موثر انگلیسی، باید فارسی نیز به نحو اصولی تدریس شود (لازم به ذکر نیست که اگر تدریس فارسی در مدارس ما به خوبی انجام می‌شد، غمی نداشتیم و نیاز به پیگیری فارسی در کلاس انگلیسی نبود، اما وقتی یک دانشجوی بیست و چند ساله نمی‌تواند یک غزل حافظ را بدون ایراد بخواند، معلوم است که تکلیف تدریس فارسی در ایران چیست.)

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

   در پایان، یادآوری می‌کنم آنچه در این نوشته از دیدگان مبارک گذشت، حاصل تلاشی بود برای ایجاد سازگاری میان باورهای عرفانی و مذهبی، فلسفه‌ی یکی از بزرگترین فلاسفه‌ی تاریخ و اندیشه‌های یک دانشجوی جوان. تمام تلاش من این بود که ضمن فلسفیدن، تفکر و تفلسف، بتوان به نتیجه‌ای عقلانی و منطقی رسید که قابل کاربست در دنیای مدرن امروز باشد.

   از بزرگان دین و عرفان و نیز از افلاطون میاموزیم نخستین کسی که باید کمر به نقد اندیشه‌های ما ببندد، خود ما هستیم. بنابراین، باید نوشته‌های خود را مورد ارزیابی مجدد قرار داد و تلاش کرد با بهبود آن‌‌ها و با به‌کاربستن عملی آن‌ها در جهان واقعی، آن‌ها را از محیط تئوریک بیرون کشید و در جهان واقعیت مورد مداقه قرار داد.

   دستاوردهای مهمی در این فلسفه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها، وجود یک اندیشه‌ی واحد و منسجم است که می‌توان با عنایت به آن، راه را گشود و با سختی‌ها و چالش‌های جدید روبه‌رو شد. در پایان از شما بابت مطالعه‌ی این نوشتار طولانی متشکرم.

 

موفق و پایدار باشید

سینا ملایری

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (264 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

بنده امیرحسین گلیرخ متولد سال 83 در شهر جدید پرند زندگی میکنم.رشته تخصصی من اموزش زبان انگلیسی می باشد که چهار سال سابقه تدریس در این رشته را دارم،به جز زبان انگلیسی درچند زبان خارجه دیگر و چندین شاخه هنری فعالیت دارم.در حال حاضر در دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید چمران، مرکز اموزش عالی شهدای مکه مشغول به تحصیل می باشم و قرار است به لطف خداوند در شهر جدید پرند و رباط کریم شروع به تدریس کنم.هرچند افراد دیگر بهتر میتوانند گویای شخصیت و ویژگی هر شخص باشند اما اگر قرار بر توصیف خود باشد من معلمی صادق، سخت گیر با وجدان و دلسوز هستم.وجدان کاری برایم خیلی مهم است و همیشه سعی بر کوتاهی نکردن در حق شاگردانم را دارم.هر شخصی موظف است برای خود بیانیه ای داشته باشد تا از ان طریق از اهداف خود به خوبی مطلع شود و بداند فعالیت هایش را در کدام سوی جهت دهد تا خدایی نکرده در کار خود غفلت نکرده و کوتاهی پیش نیایید تا حق الناس بر گردن خود نگمارد.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

یکی از مهم ترین و اصلی ترین ارکان یک کشور یا به عبارتی یک جامعه به منظور اهداف مختلف چه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، استراتژی منطقه یا ... اموزش پرورش ان می باشد. اموزش و پرورش خود یک مجموعه واحد می باشد که از اجزای مختلفی تشکیل شده است،اصلی ترین و مهم ترین عضو ان معلمین می باشند، معلم به عنوان رکن اصلی جامعه از مسئولیت بالایی برخوردار است نه تنها باید به افراد جامعه تعلیم و تربیت بیاموزد بلکه باید نقش یک مهندس، مدیر، پزشک، مامور و ... را نیز داشته باشد زیرا تمام اشخاصی که در جامعه دارای یک موقعیت شغلی می باشند توسط همین معلمین رشد یافته اند.هر چه معلم از ارزش های بیشتری برخوردار باشد بازدهی ان در جامعه بیشتر و به صورت مثبت خواهد بود. با همین تفاسیر اگر جامعه ای قصد پیشرفت در زمینه های مختلف را داشته باشد باید معلمینی در دل مجموعه خود بپروراند. مثال معلم همچون اخرت می ماند؛ هر چه اعمال صالح بیشتر اخرتی روشن تر، هر چه جامعه ای با معلمین بهتر جامعه ای موفق تر.  

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند نه تنها خالق بلکه تمامیت کل هستی و هرچه که هست و هر انچه که انسان ها قدرت درک ان را داشته یا نداشته باشند می باشد.ما و جهان را با قدرت زیبای خود افریده و در وجود تک تک موجودات از کوچک ترین انها تا بزرگ ترین از ساده ترین تا پیچیده ترین انها عصاره ای از وجود خود را گماشته است، از نظر من به خاطر همین است که مخلوقات یا با مثالی واضح تر طبیعت تجلی قدرت و وجود خداوند است زیرا در هر انچه که می بینیم خداوند در ان همانند نوری می تابد.وجود و هستی بصورت های مختلف در بین مخلوقات با خداوند نمایان می شود یکی از این حالات ارتباط معنوی یا معنادار است که همانند گرما و صمیمیت می ماند که هر چه انسان ان را بیشتر حس کند از ان سیر نمی شود.این ارتباط همانند باور، ایمان، امید و ... می مانند که انسان را به او متصل می کند و به زندگی رنگ و زیبایی می دهد. به گونه ای که این ارتباط با خداوند برقرار است اگر بتوان ان را با متربی بکار برد شکوفایی متربی را نزد خود تضمین کرده ایم زیرا مراتب کسب علم و دانش به کرار زیبا تر و دلنشین تر خوهد شد.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

برای یک معلم به طور حتم اهداف زیادی وجود دارد که تمام انها را برای شاگردان خود بخواهد و شاهد موفقیت و عاقبت به خیری انها در زندگی باشد و انها هر جا که هستند و هر انچه که انجام می دهند مایع سرافرازی وافتخار متربی خود شوند. به عنوان یک معلم همیشه خواسته ام که شاگردانم قدر نعماتی را که در زندگی نسیب انها شده است را بدانند از فرصت های خود نهایت استفاده را ببرند تا در زندگی برای خود جای غفلت و پشیمانی نگزارند. به درجه کمال برسند از لحاظ فکری مستقل شده و به ان بلوغی که نیاز است برسند.به درجات بالای علم و دانش دست پیدا کنند و برای خود وجه اجتماعی مناسب و موقعیت عالی فراهم کننده در هر رشته ای که فعالیت می کنند حرف اول را به زنند و برای خود متخصصی شده باشند. به فضیلت های اخلاقی دست پیدا کرده و مراتب معنویت را طی کنند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم تلاش می کنم مطالب و مهارت هایی را فرا بگیرم که هم در بحث زندگی و هم در بحث علم و دانش مفید و کاربردی واقع شوند. هرچند نقش یک معلم محدود به انتقال علوم نیست و باید در ساحت های تربیتی و اخلاقی هم دست برد داشته باشد.هنگامی که یک مسئله اثر بخش اخلاقی پیش بیایید تلاش بر این است که اول بین دانش اموزان تفاهم ایجاد کرده و بعد ان اتفاق را در کلاس درس تصویر سازی کرده تا دانش اموزان بتوانند از ان نتیجه اخلاقی یا درسی که لازم است را فرا گیرند.در موقعیت های علمی تمرکز بر ان است که دانش اموزان مطالب را به گونه ای یاد بگیرند که به خوبی در ذهنشان نقش بسته و اگر موقعیتی خارج از کلاس درس پیش امد به راحتی به توانند از ان یاد کرده و ان را به کار ببرند. همگی این ها بسته به درایت و حرفه ای بودن معلم دارد که او چگونه و با چه روشی میتواند مطالب را اموزش داده و انتقال دهد.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

این موضوع در باب تربیت خیلی به صورت تئوری مورد بررسی قرار نمی گیرد و بیشتر در حوضه عمل مورد بررسی و استفاده قرار می گیرد و حتی برای اموزش دادن این مهارت باید به صورت عملی با متربیان کار شود.از نظر من برای اموزش این مهارت ها حتما حتما باید از روش تصویر سازی استفاده کرد، متربیان باید در موقعیت های مختلف باید خود را تصور کنند تا بتوانند احساسات مختلف و عکس العمل های مختلف متناسب با هر موقعیت را بشناسند و به کار ببرند.همه این مراحل در کلاس درس باید به تصویر کشیده شود می توان گفت باید یک صحنه نمایشی ایجاد کرد که هر فرد دارای نقشی باید و متناسب با نقش دیالوگ های خود را بگوید. از این طریق می توان نه نتها مهارت های نام برده شده در سوال را تقویت کرد بلکه می توان مهارت هایی مانند زود قضاوت نکردن، تهمت نزدن و ... را در بین متربیان اموزش داد.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

هر بخش از ساحت های تربیتی نیازمند مهارت خاص خود می باشد که شاید در ظاهر با یک دیگر ارتباط نداشته باشند اما هر یک بخشی از یک مجموعه واحد می باشند. هر مربی می تواند تمام مهارت های یک بخش را فرا بگیرد اما از نظر من امکان این که تمام مهارت ها را به متربیان خود اموزش دهیم وجود ندارد، زیرا هر یک از مربیان به جز مسائل تربیتی باید مسائل تخصصی و دروسی که لازمه دوره اموزشی می باشد را نیز اموزش دهند.برای ساحت اول من خود علاقه مند به یادگیری قرائت و حفظ قران کریم و مطالعه کتب و شرکت در دوره های روان شناسی می باشم. برای ساحت دوم علاقه مند به مطالعه تاریخ و جامعه شناسی می باشم.در ساحت سوم شرکت و انجام ورزش فیتنس و گزراندن دوره های حلال احمر.در ساحت چهارم علاقه مند به فراگیری موسیقی و طراحی و تاریخچه هنر می باشم. در ساحت پنجم علاقه مند به یادگیری مهارت بازرگانی و ایجاد اشتغال. در ساحت ششم علاقه مند به یادگیری مهارت استفاده از کامپیوتر و برنامه نویسی هستم.با داشتن تمام این مهارت ها و اطلاعات می توان متربیانی که هر کدام در بخش مربوطه علاقه مند باشند را یاری کرد.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

هرچند که تمام فضایل مورد پسند و لازم بر این است که به تک تک ان ها عمل شود تا انسان به یک تکامل کامل یا نسبتا کامل برسد تا بتواند هم دنیا اخت خود را تضمین کند و هم به اصلی ترین هدف افرینش قرب الهی دست پیدا کند.مفاهیم اخلاقی و اجتماعی که به شخصه به انها توجه خاصی می کنم صداقت، قضاوت، دوستی، وقت شناسی، عدالت است. صداقت از فضایلی است که تمام انواع روابط را در حالت پاک و مطهر نگه میدارد.قضاوت نکردن باعث می شود به کسی تهمت نا به جا نزنیم حقوق کسی را نا به جا پایمال نه کنیم و تا وقتی در ان موقعیت قرار نگرفته ایم اظهار نظر نه کنیم. با دوستی می توان به زندگی رنگ بوی بهتری داد تا بتوان زیبا تر زندگی کرد و تنها نبود. وقت شناسی باعث می شود به دیگران احترام و ارزش قائل باشیم خود را از کسی برتر ندانیم و همه ارزش هارا به صورت متقابل داشته باشیم.عدالت نیز باعث می شود بدانیم برتری مادی وجود ندارد و هر کسی بر حسب تلاشی که کرده چیزی را بدست می اورد و به عنوان انسان هر کسی از حقوق یکسانی برخوردر است.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

مبانی هستی شناسی: افرینش جهان هستی، غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است.

مبانی انسان شناسی: انسان موجودی است مرکب از جسم و روح؛ دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط.

مبانی معرفت شناسی: شناخت ادمی با موانع و محدودیت هایی همراه است.

مبانی ارزش شناسی: ارزشمند دانستن هر عمل هم تابع حسن فعلی و هم وابسته حسن فاعلی است.

انسان به عنوان موجودی دو حیثیتی همان گونه یا بر گرفته از عالم هستی که مجموعه ای از دنیا و اخرت است افریده شده است و نباید تنها به یکی از ابعاد او توجه شود زیرا اگر این گونه بخواهیم عمل کنیم انسان موجودی تک بعدی خواهد بود و شکوفایی خاصی در انسان صورت نخواهد گرفت، تکامل ایجاد نخواهد شد و به اهداف خود نخواهد رسید. زندگی انسان تماما یک ازمایش است که با توجه به هدف خاص خود طراحی شده است،قطعا هیچ ازمونی بدون سختی و موانع و بدون هدف مشخص طراحی نخواهد شد.هر چه اهداف موجود بزرگ تر و پر اهمیت تر باشند موانع و سختی ها نیز بیشتر و سخت تر خواهند شد.هر انچه که انجام می دهیم به هر روشی که می خواهیم انجام دهیم هر کدام از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار است اگر هر بخش را با نیتی پاک و دلی گشوده انجام نه دهیم مطمئنا به ان نتیجه مطلوب نخواهیم رسید زیرا ساختار جهان بر این اساس می باشد.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهم ترین تکنیکی که در کلاس های درس بکار می برم تکنیک مشارکت هستش.هنگامی که قصد تدریس هر منبعی داشته باشم چه مباحث و دروس تخصصی و چه مباحث تربیتی اخلاقی تلاش بیشتر بر این است که تمام متربیان در جلسات شرکت و همکاری داشته باشند، هر چقدر مشارکت متربیان در کلاس های درس بهتر باشد مطالب ارائه شده بهتر و کامل تر در ذهن افراد نقش می بندد و ذخیره می شود همچنین با این کار مطالب ارائه شده به صورت عملی نیز با متربیان کار می شود و انها به راحتی می توانند این مطالب را در موقعیت های مناسب به کار ببرند. نمی توان گفت تماما محیط مدرسه یا همه مدارس محیط یادگیری همه جانبه دارند بنابر اهدافی که درمدارس مختلف تحت نظر مدیران متفاوت ارائه می شود این نظر متغییر است. هر چه در مدرسه ای اهداف بر این اساس باشند که هم جنبه علمی و هم جنبه اخلاقی، تربیتی متربیان یا دانش اموزان را در بر بگیرد می توان گفت محیط یادگیری همه جانبه ای دارد.  

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

با توجه به تعاریف بیان شده در سوال اگر بنا بر تغییر یا ترک یک سری از رویکرد ها و اقدامات اموزشی باشد، اول از همه کتب درسی مورد استفاده در تمام مقاطع و رشته ها را تغییر می دادم. دوما روش های کلی تدریس در تمام مقاطع را دست خوش تغییر قرار می دادم تا روش های مورد استفاده کاربردی تر و همه جانبه واقع شود. سوما تغییر مربیان و معلمان مدارس می بود زیرا ان گونه که باید اموزش دیده نشده اند و از صلاحیت کافی برخوردار نمی باشند. چهارما تغییر اهداف اموزشی تمامی مدارس از جمله دبیرستان،هنرستان،کودکستان و ... و تغییر نوع کاربری مدارس به منظور این که مدارس صرفا محل فرا گیری مطالب به صورت تئوری نه باشند بلکه به توانند یک سری مهارت هارا نیز به صورت رایگان فرا گیرند. پنجما تغییر سیاست های بار برده شده در مدارس و سیستم اموزش و پرورش به منظور افزایش ارزشمندی مقام معلم اهمیت اموزش و تربیت و ایجاد رفاه بیشتر برای کارکنان و مراجعه کنندگان این مجموعه.   

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

با توجه به این تفاسیر و اصولی که موارد بالا ذکر شد قابل فهم است که امر تربیت و اموزش بحث ساده و راحتی نیست چه بسا از پیچیدگی های بسیاری برخوردار است. این امور نیازمند تلاش و کوشش فراوان است تا نتیجه مطلوب حاصل شود اهدافی که ما با توجه به شرایط در نظر می گیریم بی نتیجه نمانند. قطعا برای تغییر و تحول در هر امری یکسری چالش ها و موانعی وجود دارد که هر کسی ممکن است با ان رو به رو شود ولی تمام این ها برای رسیدن به هدف ضروری می باشد.
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (420 امتیاز)

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهر معلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

نام من امیرعبدالله مظاهری است. دانشجومعلمی 19 ساله در رشته آموزش زبان انگلیسی هستم و در آینده، در تهران (منطقه 15) تدریس خواهم نمود إن شاء الله. از ویژگی‌هایم می‌توانم علاقه به مطالعه در زمینه خودم (و برخی زمینه‌های دیگر، مثل فناوری و ...)، صبوری، پشتکار و علاقه به آموزش اشاره کنم که همین (علاقه به آموزش) هم مرا به این رشته کشاند. داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی، به من کمک می‌کند تا هدف روشنی داشته و عقاید و باورهایم را همیشه به خاطر داشته باشم، چارچوب کارم را بدانم، روش‌های تدریس خود را بهتر بشناسم و در عمل در آن ثبات قدم داشته باشم، همیشه بتوانم خودم را بررسی کنم، برای بهبود خودم در کارم تلاش کنم و جهت و هدفی برای رشد متداوم شخصی داشته باشم. با توجه به فواید بسیار آن، داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی پرداخته شده و تراش خورده، امری ملزم و بایدی است.

 

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

از نظر من، معلم هدایتگر است. معلم در جامعه، دانش‌آموزان را به رشد و کمال در جهت مناسب هدایت می‌کند، آنان را از اشتباهات باز می‌دارد و مسیری که در آینده دانش‌آموزان در آن قرار می‌گیرند را شکل می‌دهد. هر متربی نیازمند به دانستن راه برای رسیدن به هدف است، و وظیفه معلم این است که این راه را برای دانش‌آموزانش روشن، و علاوه بر آن، هموار سازد. با توجه به این نقش که برای جامعه جایگزینی ندارد، معلم از جایگاه والایی برخوردار است. آینده جامعه و دانش‌آموزان، به معلم وابسته است. معلمان ستون‌های آینده کشور را می‌سازند. اهمیت معلمان از آنجا روشن می‌شود که پیامبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌ اله ‌و سلّم) نیز به نوعی برای جهانیان معلم و الگویی جامع و در آخر، هدایتگری مهربان برای تمامی متربیان خود بود. لازم به ذکر است که پیامبر خود هدایت‌شده بود، که نشان دهنده نیاز به دانش کافی در معلمانی‌ست که آینده جامعه را در دست دارند.

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند، خالق همه موجودات و اشیاء، پروردگار همگان، مبدا هر چیز و دانا و توانای مطلق است. انسان، مخلوق خداست که برای هدفی خلق شده، امکانات فراوانی را در اختیار دارد، متمایل به رسیدن به کمال است و تنها به جسم خود محدود نمی‌شود. جهان، ابزاری است که انسان را برای رسیدن به هدف خود یاری می‌کند. انسان‌ها بر یکدیگر و بر جامعه نیز اثرگذارند چرا که انسان، موجودی اجتماعی است. با توجه به امکاناتی که در اختیار انسان است، انسان مکلف به انجام وظایفی نسبت به دیگر انسان‌ها، جهان و مهمتر از همه، در برابر خداوند (با توجه به اینکه خداوند رب و پروردگار انسان است،) است. پس در نتیجه، از وظایف معلمان که حامل دانش‌اند، نشر آن دانش و آموزش آن به متربیانیست که خواهان آن هستند و هدایت آنان به مسیر درست است. نباید فراموش شود که کسب علم نیز از وظایف متربیان است و این امر، دو طرفه است.

 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

قطعا موفقیت تحصیلی یکی از مواردی است که دوست دارم دانش آموزان آینده‌ام به آن دست پیدا کنند. منظورم از موفقیت تحصیلی، صرفا داشتن مدرکی قابل قبول نیست، بلکه این است که تسلطی بر محتوایی که یاد گرفته‌اند داشته باشند؛ علاقه‌مند و دوست‌دار یادگیری (نه صرفا در طول تحصیل، بلکه در تمامی دوران‌های زندگی خود) باشند و عطشی برای کسب علم (در تمامی زمینه‌ها، و نه فقط درسی که آن را آموزش خواهم داد) پیدا کنند؛ توانایی خودآموزی موثر، پشتکار و منابع و امکانات مورد نیاز برای خودآموزی را داشته باشند و در نتیجه همه اینها، شخصیت و هویتی مطلوب برای خود شکل داده و انعطاف‌پذیر، همیشه در حال رشد و مسئولیت‌پذیر باشند. جدا از موفقیت تحصیلی، یادگیری کار گروهی، همکاری و ارتباط موثر با دیگران نیز از اهدافی‌ست که مورد نیاز تمامی افراد جامعه (فارغ از نقش آنان) است و دوست دارم دانش‌آموزان آینده‌ام به این هدف نیز برسند و خود نیز در این راه خواهم کوشید.

 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

اثربخشی یک معلم تنها به کلاس درسی که در آن تدریس می‌کند محدود نمی‌شود، بلکه رفتار و منش او بر رفتار دانش‌آموزانش در خارج از کلاس درس نیز تاثیرگذار خواهد بود. معلمان الگوهایی بسیار تاثیرگذار برای دانش‌آموزان و متربیان خود هستند و نه تنها بر زندگی تحصیلی آنان، بلکه بر روابط اجتماعی و هویت آنان خارج از مدرسه (و به طور کلی، خارج از فضای تحصیلی) نیز اثر گذارند. رفتار معلمان بر تشکیل و رشد هویت دانش‌آموزان اثرگذار است. نقش الگویی معلمان می‌تواند آموزش مفاهیمی چون صداقت و همدلی، را ساده سازد، پایه‌ای برای نقش‌گیری ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی دانش‌آموزان باشد و همچنین، نحوه صحیح برقراری روابط اجتماعی و گفتگو با دیگران را نیز به آنان آموزش دهد. همچنین، به دلیل همین نقش الگویی، یک معلم خوب باعث ایجاد اشتیاق و انگیزه برای دانش‌آموزان خود می‌شود تا اول اهدافی برای خود بیابند و پس از آن، برای رسیدن به آن بکوشند. به طور کلی معلمان دانش‌آموزان خود را شکل می‌دهند، چه خارج و چه داخل مدرسه.

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

با یاد دادن اهمیت و معنای آن! مهارت‌های خرد ورزی، حل مسئله و تفکر انتقادی، نه تنها در مقاطع تحصیلی بلکه در تمامی مراحل زندگی فرد پرکاربرد و موثر است. برای تقویت تفکر انتقادی و خرد ورزی (پس از ایجاد آن)، روش سقراطی روشی جالب و موثر است که به دانش‌آموزان کمک می‌کند به دلیل پشت سوالات (تفکر انتقادی) و یافتن جواب مناسبی برای آن (خرد ورزی) فکر کنند. هرچند این موارد نیازمند ایجاد فضایی امن و مناسب برای دانش‌آموزان است که از پرسیدن سوال‌های خود نه تنها ترسی نداشته باشند بلکه انتظار پاسخی کامل و چیزی فراتر از جواب‌های بله/خیر (و پرسیدن سوالی فراتر از این نوع جواب،) را داشته باشند. بررسی مثال‌هایی از دنیای واقعی در کلاس هم روشی مناسب برای ساده‌سازی آموزش خرد ورزی و تفکر انتقادی است. پایۀ داشتن تفکر انتقادی و خرد ورزی، داشتن ذهنی کنجکاو است، پس این مورد نیز باید با روش‌هایی مناسب در دانش‌آموزان تقویت شود.

دارای دیدگاه توسط (420 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ (برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

در رابطه با ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی تلاش خواهم کرد تا مهارت اخلاق مداری و دانش اسلامی را دارا باشم تا با نقش الگویی خود، دانش‌آموزانم نیز به این ساحت علاقه‌مند شوند. در ساحت تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه‌ای، در تلاش خواهم بود که فهم و دانش خودم را از مسائل اقتصادی جامعه بالا ببرم و موقعیت اقتصادی خودم را بشناسم تا بتوانم برای دانش‌آموزانم در این زمینه الگو و راهنمایی مناسب باشم. در مورد ساحت تعلیم و تربیت علمی و فناورانه، به دانش‌آموزانم نحوه استفاده صحیح از فناوری‌های جدید و نحوه انجام تحقیقات علمی را آموزش خواهم داد. در رابطه با ساحت تعلیم و تربیت زیبایی شناسی و هنری تلاش خواهم نمود تا خلاقیت و تخیل دانش‌آموزانم را تقویت و اصول اولیه زیبایی شناسی را به ایشان یاد دهم. در رابطه با ساحت تعلیم و تربیت زیستی و بدنی، دانش‌آموزانم را تشویق خواهم کرد که سطح سلامت خود را ارتقا دهند و به صورت فعالانه به ورزش بپردازند. و در آخر، در رابطه با ساحت تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی، تلاش می‌کنم تا به دانش‌آموزانم اهمیت مسئولیت پذیری و انجام وظایف بر عهده آنان (چه در کارهای گروهی کوچک و چه در فعالیت‌های اجتماعی بزرگتر) را روشن سازم و روحیه مشارکت‌جویانه‌ای در آنان ایجاد کنم.

 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

همانطور که در پاسخ سوال چهار اشاره کردم، صداقت یکی از ارزش‌های اخلاقی‌ست که تلاش خواهم کرد متربیانم آن را از من بیاموزند. صداقت، پایه و ستون انجام درست کارها، انجام کارهای درست و همچنین باعث افزایش اعتماد به خود و دیگران است. صداقت مسئولیت‌پذیری را تقویت می‌کند و بهره‌وری را افزایش می‌دهد. یکی از موارد دیگر، همدلی‌ست. اگر متربیان بتوانند یکدیگر را درک کنند، روابط اجتماعی بهتری خواهند داشت و به یکدیگر نیز کمک خواهند کرد و دست یاری به دیگری خواهند داد.  صبر و پشتکار از موارد دیگریست که دوست دارم به دانش‌آموزان خود یاد دهم. صبر و تلاش همراه هم، کلید حل مشکلات بسیاریست. موردی دیگر، انعطاف‌پذیری است، اینکه دانش‌آموزان بدانند تنها یک راه حل برای یک مشکل وجود ندارد و می‌توان مشکلات را به طرق بی‌شماری حل کرد. و در آخر، احترام. احترام پایه و اساس روابط اجتماعی‌ست. با رعایت احترام، محیطی سالم و دوستانه ایجاد می‌شود که به رشد و طرقی همگان می‌انجامد.

 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

در مبانی هستی شناسی، اصل «جهان هستی واقعیت دارد؛ ولی هستی به طبیعت منحصر نیست.» اصل مهمی برایم محسوب می‌شود. این اصل را می‌شود اینگونه تعمیم داد که درست است که هر معلم درس خاصی را آموزش می‌دهد، اما کلیت تحصیل صرفا شامل آن درس تنها نیست و مجموعه‌ای کلی از تمامی دروس است و این دروس با یکدیگر رابطه‌ای متقابل دارند. در مبانی انسان شناسی، «انسان موجودی اجتمائی‌ست که تاثیر پذیر از اجتماع و با توسعه وجودی خویش، تاثیر گذار بر اجتماع است.» را اصلی مهم و اساسی میدانم. آموزش و یادگیری، یک طرفه و تنها از طرف معلم به دانش‌آموز نیست. نه تنها دانش‌آموزان بر یکدیگر اثرگذارند، بلکه دانش‌آموزان بر معلم خود نیز اثر گذارند چرا که معلم هم جزوی از اجتماع کلاس است و این تاثیر، تاثیری متقابل است. در معرفت شناسی، «شناخت آدمی با موانع و محدودیت‌هایی همراه است.» را اصل مهمی به حساب می‌آورم. نه تنها شناخت انسان از دامنه نامحسوس محدود است، بلکه در موارد محسوس نیز انسان با محدودیت‌هایی با توجه به محیط و استعدادهایش مواجه است. در نهایت در ارزش شناسی، «اعتبار ارزش‌های حقیقی بر واقعیت‌های مربوط به عمل آدمی و نتایج آن تکیه دارد.». تعمیم این اصل، اهمیت وجود بررسی دانش دانش‌آموزان را توسط آزمون یا مواردی مشابه، روشن می‌سازد.

 

سوال نه: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

داشتن روابطی دوستانه و صمیمی با دانش‌آموزان. مدرسه جامعه‌ای کوچک است. با داشتن روابط حسنه با دانش‌آموزان، می‌توان نقشی الگویی از خود برای آنان ایجاد کرد و موارد بسیاری را از همه جوانب، با توجه به رفتار الگو و خصوصیات ایشان، به آنان یاد داد. همچنین، اگر دانش آموزان با معلم خود روابط خوب و دوستانه‌ای داشته باشند، برای رفتن به کلاسش نیز مشتاق خواهند بود و درس را نیز بهتر گوش خواهند داد و در نتیجه، یادگیری موثرتر صورت خواهد گرفت. دانش‌آموزان زمان زیادی از روز خود را در مدرسه (و بخش زیادی از آن را نیز در فعالیت‌هایی مرتبط با آن، همچون انجام تکالیف و یا مطالعه) می‌گذرانند و معمولا زندگی دانش‌آموزان، حول محور مدرسه می‌چرخد. این زمان آنها، تنها تخصیص یافته برای فقط درس نیست، بلکه برای یادگیری است. مدرسه، با توجه به این که یک جامعه است، محیط یادگیری‌ای همه جانبه است که به نیاز یادگیری پایان ناپذیر دانش‌آموزان می‌پردازد.

 

سوال ده: شما خود را یک معلم اثر بخش، روشنفکر، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

اولین مورد، رابطه یک طرفه معلم و دانش‌آموز که در آن معلم صرفا منبع دانشی است که دانش‌آموز از آن تغذیه می‌کند. این مورد، بهره وری یادگیری را به شدت کاهش می‌دهد و امکان تکامل دانش فراتر از حد یادگیری را تقریبا ناممکن می‌سازد. استفاده نکردن از منابع دیگری جز کتاب درسی نیز مورد دیگری است که مورد تایید من نیست. منابع مفید در زمینه‌های مختلف، بی‌شمارند و می‌توانند در صورت استفاده شدن، به غنای آموزش بیفزایند. موردی دیگر، امتحان هر روزه از دانش‌آموزان است. امتحان باید تنها برای بررسی سطح دانش‌آموزان باشد، نه تهدید به درس خواندن آنان! این مورد، اشتیاق آنان و علاقه‌شان به درس را تا حد قابل توجهی کاهش می‌دهد و درس‌خواندن آنان تنها در سطح مدرسه و به اجبار خواهد بود. موردی دیگر، درس خواندن صرفا در مدرسه است. با توجه به فناوری‌های نوین، یادگیری امروزه می‌تواند همیشگی و مستمر باشد و آن حالت اجباری تکالیف را هم نداشته باشد و بر اشتیاق دانش‌آموزان نیز بیفزاید. آخرین مورد، نداشتن برنامه‌های گروهی در مدرسه است. وجود کانون‌ها در مدارس می‌تواند به یادگیری روابط اجتماعی و مهارت‌های ضروری‌ای چون گفتگو با دیگران و ... کمک کند که امروزه تنها به فعالیت‌هایی همچون سرود و آن هم بسیار محدود، بسنده شده است.

 

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

در ابتدا فهمیدیم که معلم هدایتگر است. با توجه به این مورد، نحوه آموزش و تدریس، راهکارها و روش‌هایی برایمان روشن گردید. در رابطه خدا، انسان و جهان، نتیجه گرفتیم که این روابط، متقابل‌اند و هر مسئولی، وظیفه‌ای دارد که در این مورد وظیفه معلمان آموزش و وظیفه متربیان یادگیری بود. برخی اهداف برای دانش‌آموزان نیز خاطرنشان گردید که از جمله آنها موفقیت تحصیلی و بهبود روابط اجتماعی بود. در ادامه متوجه شدیم که تاثیر معلم تنها به داخل مدرسه محدود نمی‌شود و در خارج از آن نیز بسیار اثرگذار است. پس از آن به برخی از روش‌های ایجاد و تقویت خردورزی و تفکر انتقادی پرداختیم که شامل روش سقراطی و... می‌شد. در ادامه، فهمیدیم که با توجه به سند تحول بنیادین می‌توان نتیجه گرفت که یکی از اصلی‌ترین وظایف معلمان، کسب مهارت در ساحت‌های این سند است تا بتوان دانش‌آموزانی چند ساحتی تحویل جامعه داد و همچنین چارچوبی جامع برای اینکار به دست آمد. بعد از آن نیز به برخی مفاهیم مهم که برای دانش‌آموزان مناسب بودند، مثل صداقت، همدلی و احترام پرداخته و اهمیتشان گوشزد شد. پس از آن نیز به صورت جامع برخی از اصول تربیت اسلامی در آموزش و پرورش با ذکر مثال توضیح داده شدند، در ادامه مدرسه جامعه‌ای کوچک خوانده شد و دلایلی نیز برای این واقعیت بیان شد و در آخر، به برخی از مشکلات قابل حل آموزشی و دلایلی برای وجود آنان پرداختیم. با توجه به وسعت مطالب گفته شده و سطح پوشش آن، آشناییتی با بسیاری از مطالب کسب گردید.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (326 امتیاز)
بسم الله الرحمن الرحیم

من مهدی میرزایی ساکن شهرستان پاکدشت ۲۰ سال دارم و به امید خدا چند سال دیگر به عنوان معلم درس زبان انگلیسی به کشورم خدمت خواهم کرد. محل خدمت من شهرستان قرچک خواهد بود که حدودا نیم ساعت با محل زندگی ام فاصله دارد. من انسانی حدودا صبور و خنده‌رو هستم که بنظرم این ۲ ویژگی من در آینده شغلی ام کمک بسیاری به من خواهند کرد. به نظر من داشتن فلسفه تربیتی به خصوص به هر معلمی کمک می‌کند تا اهداف و ارزش‌های آموزشی خود را مشخص کند و به دانش‌آموزانش نشان بدهد که آموخته‌هایشان چه اهمیتی دارد و امیدوارم که فلسفه تربیتی من در آینده شغلی ام بسیار کارآمد و موثر باشد.

سوال ۱ - شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

به عنوان یک معلم زبان انگلیسی فکر می‌کنم، امروزه جایگاه شغل شریف معلمی در کشور ما متزلزل شده و در سال های اخیر کم‌توجهی به نیاز های معلمان همچون حقوق کم، شرایط سخت ادامه تحصیل و ... در کشور مشاهده می‌شود. این کم توجهی ها مشکلاتی همچون بی‌انگیزه شدن معلمان را به دنبال دارند.

اما جدا از کمبود ها و بی‌توجهی ها، عقیده دارم که من به عنوان معلم نقش بسیار مهمی در آموزش و پرورش جامعه و رشد و توسعه کشور دارم. من نه تنها دانش و مهارت‌های آموزشی به دانش‌آموزان منتقل می‌کنم، بلکه به عنوان الگو و مثال برای دانش‌آموزان عمل خواهم کرد.

من همچنین به عنوان راهنما و مشاور دانش‌آموزان نقش مهمی دارم و می‌توانم در زندگی‌های آن‌ها تأثیر گذار باشم. منه معلم همچنین، به توسعه استعدادها و توانایی‌های دانش‌آموزان کمک می‌کنم. برای مثال در دوره دبیرستان بعضی دانش آموزان با مشکل نداشتن هدف مواجه می‌شوند که این مسئله، یکی از دلایل اصلی افت تحصیلی دانش‌آموزان است. وظیفه من این است که دانش‌آموز را در مسیر کشف استعداد هایش راهنمایی کنم و در های جدیدی برای پیشرفت به روی متربی باز کنم.

در آخر، من به عنوان معلم مهم ترین تاثیر را در ساختن آینده کشور دارم و تصمیم ها و راهنمایی های درستم می‌توانند بسیاری از مشکل‌های جامعه همچون کمبود کار، عدم توازن در شغل‌ها، ( به عنوان مثال امروزه تعداد مهندسانی که شاغل نیستند بسیار زیاد است و دلیل اصلی این مشکل هدایت تحصیلی اشتباه است. ) نبودن انگیزه و ... را حل کنند.

سوال۲ - ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنادار بین خداوند، جهان و انسان به معنای این است که خداوند به عنوان خالق و معبود جهان، انسان را به عنوان بخشی از خلقت خود می‌بیند و با او ارتباط دارد. این ارتباط می‌تواند به عنوان یک منبع الهام برای من به عنوان یک معلم در تربیت دانش‌آموزانم مفید باشد.

برای مثال، من با کمک این ارتباط می‌توانم به دانش آموزان کمک کنم تا ارزش‌های اخلاقی و انسانی را درک کنند و برای زندگی معنادار تلاش کنند. همچنین، باور به وجود یک خالق وجودی بزرگ و مهربان می‌تواند به دانش‌آموزانم احساس امنیت و ثبات بدهد و به آن‌ها در مواجهه با چالش‌های زندگی بسیار کمک کند تا از آن‌ها با موفقیت عبور کنند.

به علاوه، این ارتباط می‌تواند به من کمک کند تا یک روحیه قدرتمند و الهام بخش را در کلاس درس خود ایجاد کنم و دانش آموزان را به سمت رشد شخصی و تحصیلی هدایت کنم.

سوال۳ - اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من به عنوان یک معلم زبان انگلیسی اهداف تربیتی خود را به ۲ دسته تقسیم می‌کنم:

 ۱- اهداف کوتاه مدت ۲- اهداف بلند مدت

به نظر من اهداف کوتاه مدت می‌توانند در طول زمان به عملی شدن اهداف بلند مدت کمک کنند و مکمل آن‌ها باشند. برای مثال من فکر می‌کنم یادگیری کتاب درسی یک هدف کوتاه مدت است که من معلم در طول سال تحصیلی برای آن تلاش می‌کنم اما این یادگیری می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای یادگیری مداوم که یک هدف بلند مدت است و از چارچوب سال تحصیلی و حتی تمام دوران مدرسه هم خارج می‌شود و تا آخر عمر انسان می‌تواند همراهش باشد و به او کمک کند. برخی از این اهداف عبارت است از :

۱- تسلط بر مهارت‌های زبانی: به نظر من اولین و مهم ترین هدف از تدریس و تربیت یادگیری است. دانش‌آموزان من باید توانایی صحبت کردن، نوشتن، خواندن و شنیدن در زبان انگلیسی را یاد بگیرند. این یادگیری شامل استفاده صحیح از دستور زبان، واژگان مناسب، و توانایی انتقال افکار است.

۲- توانایی ارتباط بین فرهنگ‌ها: مهم است که دانش‌آموزان من بتوانند با استفاده از زبان انگلیسی با افرادی از فرهنگ‌ها و زمینه‌های مختلف ارتباط برقرار کنند.

۳- توانایی تفکر انتقادی: من باید به دانش‌آموزان کمک کنم تا بتوانند اطلاعات را تحلیل کرده و نقد کنند و هر چیزی را به سادگی نپذیرند.

۴- افزایش اعتماد به نفس

۵- کمک به همدیگر در شرایط سخت

سوال۴ - نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به نظرم، من به عنوان یک معلم به دلیل داشتن نقش الگویی برای دانش آموزان می‌توانم هم در کلاس درس و هم درخارج از کلاس درس اثربخش باشم. اما این اثر‌بخشی نیازمند تغییر در برخی از اخلاقیات و حتی فلسفه تربیتی من است. در کلاس درس، من می‌توانم با رعایت موارد زیر به عنوان یک معلم اثربخش عمل کنم :

1- برقراری ارتباط مثبت با دانش‌آموزان: من باید یک فضای آموزشی که دانش‌آموزان احساس راحتی، اعتماد و ارادت به یادگیری داشته باشند را ایجاد کنم.

2- استفاده از روش‌های تدریس متنوع: استفاده از روش‌های تدریس مختلف می‌تواند به تنوع و جذابیت در کلاس درس کمک کند. برای مثال وقتی من شاهد بی‌انگیزگی و بی‌حوصلگی دانش‌آموزان هستم، می‌توانم دانش‌آموزان را به حیاط مدرسه ببرم و یک تدریس تعاملی داشته باشم و حتی می‌توانم در تدریس خود از بازی های سرگرم کننده استفاده کنم.

3- پایبندی به اصول انصاف و عدالت: برخورد منصفانه و یکسان من با تمامی دانش‌آموزان، به افزایش اعتماد به نفس و ارادت به یادگیری آن‌ها کمک می‌کند.

4- ارائه بازخورد سازنده: ارائه بازخورد به دانش‌آموزانم کمک می‌کند تا آن‌ها نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و برای پیشرفت تلاش کنند.

در خارج از کلاس درس، من می‌توانم اقدامات زیر را برای ایفای نقش موثر انجام دهم :

1- برگزاری جلسات مشورتی با والدین: باید با والدین برای پشتیبانی از یادگیری دانش‌آموزان ارتباط موثر داشته باشم.

2- مشارکت در فعالیت‌های برون‌مدرسه: حضور من در فعالیت هایی همچون راهپمیایی و ... می‌تواند به ایجاد ارتباط مثبت با دانش‌آموزان کمک کند.

3. رعایت قوانین

سوال۵ - چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

من به عنوان یک معلم زبان انگلیسی می‌توانم برای ارتقا دادن مهارت‌های خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان، روش‌ها و فعالیت‌های مختلفی را بکار بگیرم. برخی از این روش‌ها شامل موارد زیر می‌شوند :

  

۱- ایجاد فضای آموزشی جذاب: من با استفاده از مواد آموزشی و فعالیت‌های جذاب و متنوع می‌توانم دانش‌آموزان را به فکر کردن و حل مسائل تشویق کنم.

  

۲. ارائه چالش‌های متنوع: من می‌توانم با فراهم کردن فعالیت‌ها، مسائل و پرسش‌هایی به‌خصوص، دانش‌آموزان را به تفکر و حل مسائل بکشانم.

  

۳. تشویق به ارائه استدلال: من معلم باید دانش‌آموزان را به ارائه دلایل و استدلال‌های منطقی برای نظرات و دیدگاه‌های خود تشویق کنم و همچنین خودم نیز در سخنانم از حرف‌های بی‌منطق و بی‌استدلال پرهیز کنم.

  

۴. راهنمایی در جمع‌آوری و ارزیابی اطلاعات: من باید مهارت‌های مرتبط با جستجوی اطلاعات معتبر را به‌منظور تشویق دانش‌آموزان به تفکر انتقادی به آن‌ها آموزش دهم.

  

۵. برگزاری گفتگوهای گروهی: من می‌توانم دانش‌آموزان را به شرکت در بحث های گروهی که باعث تبادل نظرهای مختلف و تحلیل موضوعات می‌شود، تشویق کنم.

سوال۶ - شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

به عنوان یک معلم زبان انگلیسی کسب این مهارت ها را برای خودم لازم می‌بینم :

1- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی :

به نظر من کسب مهارت خودشناسی و دیگر شناسی برای آشنایی بیشتر با نیاز ها و استعداد های دانش‌آموزانم مهم است و همچنین داشتن مهارت استدلال و متقاعد کردن دیگران جهت راهنمایی دانش‌آموزانم برای پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام لازم است.

2- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای :

به نظر من کسب مهارت زندگی اقتصادی برای افزایش امید و انگیزه دانش‌آموزان و مهارت درک مسائل اقتصادی برای ایجاد رابطه نزدیک‌تر با دانش‌آموزانی با شرایط اقتصادی متفاوت، لازم است.

3- ساحت تربیت علمی و فناوری :

کسب مهارت بهره‌گیری از فناوری و تکنولوژی‌های مدرن به من کمک می‌کند که معلمی به‌روز باشم و همچنین کسب مهارت ایجاد خلاقیت با استفاده از این فناوری و تکنولوژی ها به من کمک می‌کند فلسفه تربیتی موثر و به‌روز تری داشته باشم.

4- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی :

کسب مهارت های مشارکت موثر در حیات اجتماعی و برقراری رابطه سازنده بر اساس نظام معیار اسلامی به من معلم کمک می‌کند که به دانش‌آموزانم نزدیک تر و با عقاید آن‌ها آشنا شوم.

5- ساحت تربیت زیستی و بدنی :

درک ویژگی‌های زیستی و پاسخگویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی ام به من کمک می‌کند که به عنوان الگوی دانش‌آموزانم، انسانی کامل‌تر و سالم‌تر باشم و تلاش فردی برای ارتقا و حفظ سلامت دیگران به من کمک خواهد کرد که نسل سالم‌تری به جامعه تحویل دهم.

6- ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری :

بهره‌گیری از قدرت تخیل به من کمک می‌کند که برنامه تدریس جذاب تری داشته باشم و کسب مهارت درک آثار هنری به من کمک می‌کند که استعدادیاب بهتری باشم.

سوال۷ - پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

یکی از مسئولیت‌های مهم من به عنوان معلم، آموزش اخلاقیات و ارزش‌های اجتماعی به دانش‌آموزان است. مفاهیم اخلاقی و اجتماعی مهمی که من دوست دارم به دانش‌آموزانم آموزش دهم، عبارت اند از :

۱- احترام: من باید به دانش‌آموزان نشان بدم که احترام به دیگران چقدر مهم است. برای مثال من می‌توانم فرهنگ احترام را از طریق رعایت احترام متقابل در کلاس و در بین همکارانم ارتقا دهم.

۲- صداقت: من باید به دانش‌آموزانم صداقت و رعایت صداقت در ارتباطاتشان با دیگران را بیاموزم. مثلا می‌توانم دانش‌آموزان را به گفتن حقیقت در مواجهه با موقعیت‌های مختلف تشویق کنم و اگر کار اشتباهی کرده باشند، درصورت بیان حقیقت آن‌ها را ببخشم.

۳- مسئولیت‌پذیری: من باید اهمیت قبول مسئولیت برای اعمال و رفتارهای خود را به دانش‌آموزانم یاد بدهم. برای مثال می‌توانم به اتفاق یک زباله روی زمین بیندازم و بلافاصله آن را بردارم و درون سطل زباله بیندازم تا مسئولیت پذیری را به آن‌ها نشان دهم.

۴- همدلی: من معلم باید اهمیت همدلی و همکاری با دیگران را به دانش‌آموزانم نشان دهم. مثلا آن‌ها را به کمک به یکدیگر و حل دعواها به شکل مسالمت‌آمیز تشویق کنم.

۵- احترام به محیط زیست: برای مثال می‌توانم رویدادها و فعالیت‌هایی که در حفاظت از محیط زیست و کاهش آلودگی هوا تأثیرگذار باشد برگزار کنم.

سوال۸ - با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

هستی شناسی :

(آفرینش جهان هستی، غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است.) این اصل می‌تواند در فلسفه تربیتی من تاثیر بسیار مهمی داشته باشد چرا که دوست دارم دانش‌آموزانم در زندگی خود هدف داشته باشند و بدانند که زندگی بدون هدف بی‌معناست اما این موضوع هم حائز اهمیت است که آن‌ها نباید در راه رسیدن به هدفشان از خدا غافل شوند و دست به هرکاری بزنند؛ بلکه باید هدفشان را خدایی کنند و در واقع هدفشان باید مقدمه ای برای نزدیک تر شدن آنان به خداوند باشد.

انسان شناسی :

(همه انسان ها، بر حسب آفرینش برابرند و از حقوق و تکالیف عادلانه برخوردارند.) من دوست دارم به عنوان معلم بین دانش‌آموزانم تفاوتی قائل نشوم زیرا تربیت قیاسی باعث می‌شود بعضی دانش‌آموزان احساس بی‌ارزش بودن کنند و فراموش کنند که هرکس استعداد خاص خود را دارد که در آینده شکوفا خواهد شد و به کمک جامعه خواهد آمد.

معرفت شناسی :

(انسان نسـبت به شـناخت هسـتی و درک موقعیت خود ودیگران در هسـتی توانایی دارد.) استفاده از این اصل به من کمک خواهد کرد که به دانش‌آموزانم بیاموزم همواره در پی گسترش محدوده دانش خود باشند و هیچگاه به دانش فعلی خود بسنده نکنند.

ارزش شناسی :

(عدالت اساسی ترین ارزش اخلاقی و اجتماعی در نظام معیار اسلامی است.) دوست دارم دانش‌آموزانم مفهوم عدالت را یاد گرفته و از آن در شغل، روابط و آینده خویش استفاده کنند. به نظر من گسترش آشنایی با مفهوم عدالت بسیاری از مشکلات جامعه را حل خواهد کرد.
دارای دیدگاه توسط (326 امتیاز)
سوال۹ - مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

از دیدگاه من، یکی از مهم‌ترین تکنیک‌ها برای من به عنوان معلم زبان انگلیسی، استفاده از روش‌های تعلیمی تعاملی و جذاب است. من می‌توانم از بازی‌ها، فیلم‌ها، و فعالیت‌های گروهی استفاده کنم تا فرایند تعلیم و تربیت به شدت تاثیرگذار شود. همچنین، من باید با ایجاد محیطی تشویق‌کننده و پشتیبانی‌کننده برای دانش‌آموزان و ایجاد ارتباط صمیمی با آن‌ها، مقدمات یادگیری بهتر و سریع تر را برای آن‌ها فراهم کنم. این اقدامات من می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند تا از تجربه یادگیری زبان لذت ببرند و مهارت‌هایشان را بهبود بخشند.

من به عنوان یک معلم خلاق، می‌توانم از تمام محیط‌ها و فضای مدرسه برای تعلیم و تربیت بهره ببرم. این اقدام من می‌تواند به وسیله ایجاد تجربه‌های یادگیری جذاب و تفاوت‌آفرین باعث خلق فضاهای یادگیری فعال و تحریک‌کننده شود. به عنوان مثال من معلم می‌توانم از حیاط مدرسه برای برگزاری فعالیت‌های آموزشی مانند فعالیت‌های ورزشی، بازی‌های آموزشی و کارگاه‌های خارج از کلاس استفاده کنم یا می‌توانم با استفاده از نمازخانه مدرسه، به دلیل داشتن فضای معنوی مباحث تربیتی مختلف را به صورت موثر تری تدریس کنم. استفاده از اتاق های اجتماعی مدرسه برای برگزاری گفتگو های گروهی، فعالیت های هنری و ... نیز خالی از لطف نیست. این تدریس تعاملی من منجبر به فضا سازی مثبت در ذهن دانش‌آموزان خواهد شد و آن‌ها به طور ناخودآگاه به سمت استفاده از فضا‌های گوناگون مدرسه برای فرایند یادگیری حتی در عدم حضور من، خواهند رفت.

سوال۱۰ - شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

1- تمرکز بر حفظ مطالب: به نظر من استفاده از روش‌های سنتی تدریس و تمرکز بر حفظ مطالب بدون ارتباط کاربردی با زندگی واقعی می‌تواند مانع از تفکر خلاق و توسعه مهارت‌های کاربردی دانش‌آموزان شود.

2- عدم استفاده از تکنولوژی برای تدریس: به نظر من استفاده ناکافی یا نادرست از فناوری‌های آموزشی ممکن است به دور شدن دانش‌آموزان و همچنین معلمانی مثل من از تکنولوژی های جدید و کاهش سواد رسانه‌ای آنان منجر شود.

3- عدم توجه به استعداد ها: بنابر تجربه شخصی من به عنوان معلم، عدم توجه به استعدادها و توانایی‌های فردی دانش‌آموزان می‌تواند منجر به دور شدن آنان از یادگیری شود. این مورد همچنین می‌تواند تهدیدی برای آینده جامعه باشد چرا که بی‌توجهی به استعدادها به رشد تک‌بعدی دانش‌آموزان ختم می‌شود و به همین دلیل بعضی از شغل‌های مورد نیاز جامعه کم کم به سمت ناپدید شدن رفته و جامعه با مشکل مواجه خواهد شد.

4- عدم توجه به مسئولیت پذیری : همه ما تاکنون با این موقعیت مواجه شده ایم که برخی دانش‌آموزان در مدرسه حرکات یا رفتار زننده ای همچون ریختن زباله را انجام می‌دهند اما مسئولین مدرسه از آن چشم پوشی می‌کنند. به نظر من این کار باعث می‌شود که دانش‌آموز از وظایف خود شانه خالی کند و همواره آن را به دیگران اهمال کند و چنین چیزی باعث بوجود آمدن نسلی مغرور، متوقع و زیاده‌خواه خواهد شد.

5- تنبیه فیزیکی : من به عنوان یک معلم عقیده دارم تنبیه فیزیکی هیچ تاثیر مثبتی در یادگیری دانش‌آموزان نخواهد داشت و برعکس، فقط آن‌ها را از یادگیری دور خواهد کرد. به عنوان یک معلم ترجیح می‌دهم از روش های دیگر که موثر تر هستند در مواجه شدن با موقعیت هایی که دانش‌آموزان مرتکب اشتباه شده اند استفاده کنم.

نتیجه : موارد ذکر شده قطعا به من کمک خواهند کرد که فلسفه تربیت خود را به یک نسخه موثرتر و مفیدتر ارتقا دهم و بتوانم با چالش های شغلی رو به رویم قوی‌تر و موثر تر و با دانش بیشتر رو به رو شوم. به طور خلاصه موارد ذکر شده به من کمک می‌کنند که معلم بهتری باشم و در تربیت نسلی بهتر سهم کوچکی داشته باشم.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (396 امتیاز)

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟ مهدی فلاح هستم. معلم زبان انگلیسی و قرار است در شهرستان قرچک واقع در استان تهران تدریس کنم. من آدمی منظم، مهربان، خوش‌‌اخلاق، خوش تعهد، خنده‌رو و وسواس نسبت به کارهای‌ام هستم.

کار معلمی هرگز به اتمام نمی‌رسد. به همین دلیل مهم است که من به‌عنوان معلم یک «بیانیه فلسفه تدریس» داشته باشم که به من کمک کند روی روزهای خوب، عالی، سخت و چالش برانگیز متمرکز بمانم. بیانیه فلسفی به عنوان راهنمایی برای تدریس من، بسیار مهم است. این بیانیه به من کمک می کند تا باورهای خود درباره آموزش، یادگیری و نقش یک معلم در کلاس درس را بازگو کنم. داشتن بیانیه فلسفی واضح و خوب تعریف شده به من کمک می کند تا در مورد راهبردهای آموزشی، مدیریت کلاس و روش های ارزیابی تصمیم بگیرم. همچنین می تواند به‌عنوان منبع الهام و انگیزه باشد و به من کمک کند تا در اهداف خود تمرکز داشته باشم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟ من به‌عنوان معلم نقش بسیار مهمی در جامعه دارم. به‌نظرم، من می‌توانم الگوی مناسبی برای کودکان و دانش‌آموزان باشم. برای مثال اغلب الگوهای آنان ورزشکاران و ابرقهرمانان هستند که عمدتا آنها در یک زمینه و توانایی خودشان معروف هستند و گاها آنها با رسانه خودشان را اینگونه القا می‌کنند اما چون دانش‌آموزان با من به صورت فیزیکی برخورد دارند می‌توانند در بسیاری از زمینه‌ها از من الگو بگیرند.

همانطور که می‌دانید آینده در دستان من معلم است. من می‌توانم ارزش‌ها و نگرش‌های نسل آینده را شکل دهم تا جامعه‌ای عادلانه‌تر و برابرتر ایجاد کنم. من به‌عنوان معلم می‌توانم با الگو بودن و الهام بخشیدن به دانش‌آموزان خود، چشم‌اندازی را برای اینکه می‌خواهم آینده چگونه باشد، تنظیم کنم.

از آنجا که ممکن است نحوه دیدن کودکان به جهان، به خانواده و وضعیت طبقاتی آنها بستگی داشته باشد؛ به عنوان معلم، وظیفه من این است که ذهن آنها را باز کنم و به آنها کمک کنم تا فراتر از آنچه قبلاً می‌دانند نگاه کنند.

به‌علاوه، من می‌توانم راهنمای خوبی برای کمک به انتخاب شغل افراد جامعه باشم و با تقویت مهارت‌های آنها، می‌توانم نقشی در پیشرفت کشور داشته باشم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟ ارتباط معنادار بین خداوند، جهان و انسان به‌عنوان یکی از مفاهیم مهم در فلسفه و دین شناخته می‌شود. در این ارتباط، خداوند به‌عنوان خالق و بنیان‌گذار جهان، جهان به عنوان آفریده خداوند و انسان به عنوان جزء وجودی از جهان به شمار می‌آیند.

ارتباط معنادار بین خداوند، جهان و انسان در تربیت دانش‌آموزان می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. این ارتباط معنادار می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا بهتر درک کنند که چگونه زندگی خود را بر اساس ارزش‌های دینی و اخلاقی بر پایه این ارتباط بسازند.

برای مثال، در تعلیم و تربیت دینی، دانش‌آموزان با توجه به ارتباط معنادار بین خداوند، جهان و انسان، با مفاهیمی همچون توحید، معرفت، عبودیت و محبت به خداوند، تقوا، اخلاص و تواضع در برابر خداوند، احترام به طبیعت و حفظ آن، محبت و احترام به دیگر انسان‌ها و تلاش برای خدمت به جامعه آشنا می‌شوند.

این ارتباط می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا درک بهتری از جهان و طبیعت پیدا کنند و برای حفظ آن‌ها تلاش کنند. همچنین، این ارتباط می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا احترام به دیگر انسان‌ها را بیشتر درک کنند و برای خدمت به جامعه تلاش کنند.

به علاوه، این ارتباط معنادار می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا درک بهتری از قضا و قدر پیدا کنند.

بنابراین، در تربیت دانش‌آموزان، ارتباط معنادار بین خداوند، جهان و انسان می‌تواند به‌عنوان یک راهکار مهم برای فراهم کردن یک زندگی معنادار و هدفمند، به کار گرفته شود.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید. به‌نظرم، به‌عنوان معلم در تربیت دانش‌آموزان جدای درس که در جای خود مهم است، هدف اصلی من باید این باشد که آن‌ها را به شکلی آماده کنم که بتوانند در زندگی خود به عنوان فردی موفق و مسئولیت‌پذیر عمل کنند. برای مثال من به‌عنوان معلم در طول زمان تدریس‌ام می‌خواهم به این چند موردی که ذکر می‌کنم برسم:

1.توانایی حل مسئله: افراد جامعه باید در مسائل و مشکلات پیچیده که در طول زندگی افراد به وفور پیش خواهد آمد مهارت لازم را داشته باشند تا بتوانند آن را بدون کمترین هزینه حل کنند. پس من باید با یک سری تمرینات و بوجود آوردن شرایطی این توانایی را در آنها بوجود آورم.

2.ارتباطات اجتماعی موثر: همه افراد در بسیاری از موقعیت‌ها نیازمند کمک و یاری دیگران هستند که این امر تنها با داشتن مهارت ارتباط‌گیری موثر، قابل تحقق است. برای مثال با دادن کارهای گروهی، پژوهش و تحقیق‌های میدانی می‌توانم این مهارت را تقویت کنم.

3.همکاری: دانش‌آموزان باید زمانی که در مدرسه هستند همکاری کردن را یاد بگیرند. کشوری که افراد آن بتوانند همکاری موثر و خوبی داشته باشند می‌تواند رو به پیشرفت حرکت کند. برای مثال با دادن یک سری تکالیف دسته جمعی و گروهی می‌توانم به این امر دست یابم.

4.ارزش‌های دینی و اخلاقی: افراد برای موفق شدن باید ارزش‌های دینی و اخلاقی پسندیده را درک کنند و زندگی خودشان را با آنها سازماندهی و تطبیق دهند. پس من باید کنار آموزش زبان انگلیسی به این بخش هم توجه کنم تا بعد آموزشی من تکمیل شود.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید. من به‌عنوان یک معلم موثر در کلاس درس، باید شرایط و موقعیتی را در کلاس درس خود فراهم کنم که منجر به یادگیری موثر و مثبت شود که در نتیجه شاهد رشد و توسعه دانش‌آموزان‌ام باشم. برای اینکه معلمی موثر باشم باید با انواع روش‌های تدریس آشنا باشم تا در شرایط و زمان مناسب از آنها بهره ببرم. همچنین، باید با نیازهای دانش‌آموزان آشنا باشم تا بتوانم آنها را برطرف کنم. به‌علاوه، من می‌توانم با دادن بازخورد مناسب به متربیان در هنگام مشاهده پیشرفت‌شان آنها را تشویق و ترغیب کنم تا موفقیت‌های بیشتری به‌دست آورند.

در خارج از کلاس به‌نظر من مهمترین بخش، بخش یادگیری است یعنی من نباید به همان دانشی که دارم قانع باشم و در همه زمینه‌ها باید مطالعه داشته باشم تا بتوانم معلمی موفق باشم و به نیازها و سوال‌های دانش‌آموزان پاسخی مناسب دهم. همچنین، من باید روابط سازنده‌ای با دانش‌آموزان و والدین آنها داشته باشم. برای مثال دانش‌آموزانی که با من رابطه خوبی داشته باشند بیشتر به یادگیری ترغیب می‌شوند.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟ من به‌عنوان معلم برای اینکه مهارت تفکر انتقادی و خردورزی را در شاگردانم بالا ببرم می‌توانم از چند تمرین و روش استفاده کنم. اولین مورد از آنها می‌خواهم که همه چیز را زیر سوال ببرند یعنی هر چیزی که می‌شنوند یا هر چیزی را که می‌بینند سریع به آن اعتماد و قبول نکنند. برای مثال امروزه استفاده از هوش موصنوعی بسیار رایج شده و افراد بسیاری کارهای‌شان را توسط همین هوش مصنوعی انجام می‌دهند اما ممکن است که این هوش مصنوعی در دادن اطلاعات درست دچار اشتباه شود یا اینکه به‌صورت مغرضانه‌ای پاسخ افراد را بدهد. برای این منظور می‌توانم از دانش‌آموزان‌ام بخواهم که یک سری مطالب درست و نادرست را جمع‌آوری کنند تا در کلاس با تفکر درباره چرایی نادرست و درست بودن آن اطلاعات بحث کنیم.

مورد بعدی اینکه من با طرح سوالاتی برای هر دانش‌آموز از آنها بخواهم که درباره آنها فکر کنند و جوابی برای آنها بیابند و نحوه جوابدهی و ادله‌‌شان را برای‌ام بیاورند. نقش من در این مورد راهنما و پشتیبان است.

با دادن دیدگاه‌های مختلف از مقاله‌ها، افراد با دانش و دعوت از چند سخنران درباره چیزهایی که آنها تا کنون آموخته‌اند و می‌دانند، می‌توانم تفکر و ذهن آنها را به چالش بکشانم تا با بحث گروهی و مطالعه بیشتر بتوانند آن مطلب را به‌خوبی درک کنند تا اینگونه توانایی خردورزی و تفکر انتقادی خودشان را تقویت کنند.

دارای دیدگاه توسط (396 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

1.ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی: من به‌عنوان یک معلم برای این ساحت باید تلاش کنم ابعاد معنوی وجود خودم را ارتقا دهم و دیگران را به ارتباط با خداوند و دین‌داری هدایت کنم. همچنین من خود باید اعتقادات دینی‌ام را به زبان بیاورم و درباره آنها صحبت کنم و فعالیت‌های دینی را نزد متربیان انجام دهم.

2.ساحت تربیتی اقتصادی حرفه‌ای: از نظر اقتصادی باید به شرایط مطلوبی برسم. از شرایط اقتصادی جامعه و علم اقتصاد با خبر باشم.

3.ساحت تربیتی علمی و فناوری: باید مجالات و مقالات علمی مطالعه کنم. با تکنولوژی روز آشنا باشم.

4.ساحت تربیتی اجتماعی و سیاسی: آشنایی و تسلط بر روی ارزش‌ها، آداب و رسوم و هنجارهای جامعه. تعامل با نهاد‌های دولتی، مشارکت اجتماعی و سیاسی و پاسداشت ارزش‌های اجتماعی

5.ساحت تربیتی زیستی و بدنی: با خود و جسم‌ام آشنا باشم و پاسخ پسندیده به نیاز‌های جسمی و روحی‌ام بدهم. برای سلامت نگه‌داشتن جسم و روح‌ام تلاش کنم.

6.ساحت تربیتی زیبایی‌شناختی و هنری: هدایای خداوند در جهان هستی را درک کنم. از قدرت تخیل در خلق آثار استفاده کنم.

به‌نظرم برای چگونگی کسب این مهارت‌ها باید مطالعه کنم، در دوره‌های مختلف در این زمینه‌ها شرکت کنم و ابعاد وجودی‌ام را درک کنم تا بهتر دانش‌آموزان را در این ۶ ساحت تربیت کنم.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید. من به‌عنوان معلم می‌خواهم این ۵ موارد اخلاقی را در دانش‌آموزانم تقویت کنم:

1.احترام: دانش‌آموزانم باید یاد بگیرند تا به همه افراد صرف نظر از سن، مذهب، ملیت، عقاید یا دیدگاه آنها احترام بگذارند. برای مثال این دانش‌آموزان که وارد جامعه می‌شوند نباید افرادی که رنگ صورت‌شان خاص و متفاوت است را تمسخر کنند.

2.سخاوتمندی: دانش‌آموزانم باید بیاموزند که در مواقعی باید از سود و منفعت یا به قولی منفعت‌طلبی صرف نظر کنند. برای مثال دانش‌آموزان باید یاد بگیرند که به هم‌‌نوع خودشان کمک کنند و دست نیازمندان را بگیرند یا اگر سود کردن خودشان به دیگران صدمه می‌زند از آن کار دست بکشد.

3.مسئولیت‌پذیری: با دادن کارهای گروهی و تقسیم وظایف و در آخر بعد از اتمام کار پاداشی به آنها بدهم تا یادگیری اتفاق بیافتد. ابتدا با این کار می‌توانم اثرات آن را در خانه‌شان مشاهده کنم. برای مثال شاهد شستن ظروف، نگه‌داشتن کفش‌ها در مکان‌های تعیین‌شده و مرتب کردن اتاق‌شان باشم.

4.صداقت: صداقت باید تمرین شود تا به‌عنوان یکی از شاخصه‌های شخصیتی افراد رشد کند. باید به دانش‌آموزانم بگویم که بهتر است اشتباهات خود را با صداقت بپذیرند تا اینکه برای پنهان کردن آنها دروغ بگویند. برای مثال تقلب باید به‌عنوان عادت بد تلقی شود و به آنها بگویم که اگرچه تقلب موقتا شما را به نتیجه دلخواه خواهد رساند اما در آینده دچار مشکل خواهند شد.

5.انصاف: برای مثال برگه‌های امتحانی را با نظارت خودم در اختیار آنها بگذارم تا خودشان آن را تصحیح کنند. با این کار وقتی در بزرگسالی صاحب شغلی شدند در قیمت‌گذاری،فروش و دادن خدمات به مردم انصاف را رعایت می‌کنند.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

1.هستی شناسی: یکی از اصول هستی‌ شناسی غایتمند بودن جهان هستی است. این اصل به این معنی است که هستی به خودی خود به‌وجود نیامده است و تماما دارای برنامه و نظم است. برای مثال این نکته به من معلم می‌تواند کمک کند که از قبل نحوه تربیت و آموزش را برنامه‌ریزی کنم تا به مشکل بر نخورم.

2.انسان شناسی: یکی از اصول انسان شناسی برابر بودن انسان‌ها است. من به‌عنوان معلم باید این اصل را در کلاس خود رعایت کنم و درک خوبی از برابری حقوق انسان‌ها داشته باشم. برای مثال اگر من دو کلاس در یک مدرسه دارم باید در آموزش، رفتار و نمره‌ دادن به هر دو کلاس عدالت را رعایت کنم.

3.معرفت شناسی: یکی از اصول معرفت شناسی موانع و محدودیت‌ها در راه شناخت است. یعنی من به عنوان معلم باید بدانم که درک و دریافت هر فردی متفاوت از فرد دیگر است و به استعداد و هوش هر فرد بستگی دارد. برای مثال ممکن است در تدریس تعدادی از دانش‌آموزان متوجه یک مطلب نشوند پس من باید خودم را برای راه‌های جایگزین آماده کنم.

4.ارزش شناسی: یکی از اصول ارزش شناسی توازن و اعتدال در همه ابعاد حیات طیبه است. من به‌عنوان معلم از این اصل نتیجه می‌گیرم که در آموزش و تربیت اعتدال را رعایت کنم. برای مثال باید مطلب آموزشی متناسب با شرایط سنی و عقلی دانش‌آموزان باشد یا اینکه من نباید تمام طول کلاس را صرف آموختن مطالب درسی کنم تا دانش‌آموزان از درس فراری نشوند.

سوال نه: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟ من به‌عنوان معلم، از روش یادگیری دانش‌آموز محور استفاده می‌کنم. به‌نظر من دانش‌آموزان در کلاس درس‌هایی که از روش‌های سنتی بهره می‌برند به اندازه کافی یاد نمی‌گیرند و معلم در این روش‌ها نقش یک سخنران را دارد و دانش‌آموزان نقشی منفعلانه دارند که در طول کلاس یا در حال نوشتن هستند یا گوش دادن! در روش دانش‌آموز محور، مسئولیت یادگیری به عهده خود دانش‌آموز است. در این روش من و دانش‌آموز در فرایند یاددهی و یادگیری به یک اندازه نقش داریم. همچنین به دانش آموزان فرصت های بیشتری می‌دهم تا انتخاب کنند چه چیزی را می خواهند یاد بگیرند و چگونه می خواهند آن را بیاموزند. برای مثال آنها می‌توانند در مناظره‌ها، پروژه‌های گروهی کوچک و سناریوهای نقش‌آفرینی سرگرم‌کننده شرکت کنند. در پایان از آنها می‌خواهم که درباره آنچه آموخته‌اند فکر کنند.

محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه‌جانبه، باید به گونه‌ای طراحی شود که از همه جوانب به توسعه دانش‌آموزان کمک کند که من توجه زیادی به چند مورد دارم. برای مثال باید به ایجاد فضایی برای تفکر و خلاقیت، فضاهای باز مثل زمین‌های ورزشی، استفاده از رنگ‌های آرام، استفاده از مبلمان مناسب، چیدمان مناسب کلاس و به نور کلاس توجه کرد و از همه مهمتر این محیط باید ایمن و حامی باشد تا دانش‌آموزان بتوانند بهترین نسخه خود را نشان دهند و بدون استرس و نگرانی فرآیند یادگیری اتفاق بیافتد.

دارای دیدگاه توسط (396 امتیاز)

سوال ده: شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید. من به‌عنوان معلم دوست دارم که این اقدامات از مدارس حذف شوند:

1.حفظ کردن مطالب: در مدارس ما دانش‌آموزان فقط درحال حفظ کردن مطالب هستند چون به او اینگونه القا شده است که پایه درس خواندن خودشان را بر روی نمره گرفتن بگذارند نه یادگیری؛ که جز خسته شدن، فراموشی مطالب و فراری دادن دانش‌آموزان از مدارس نتیجه‌ای ندارد.

2.چیدمان کلاس‌ها: چیدمان کلاس‌ها اصلا استاندارد نیستند. برای مثال صندلی‌های کلاس‌ها به صورت ردیفی هستند. صندلی‌ها باید دور تا دور کلاس، مستطیل شکل چیده شوند تا دانش‌آموزان همدیگر را ببینند و فضا برای تحرک و برخی فعالیت‌های آموزشی در دسترس معلم قرار گیرد.

3.عدم توجه به یاددهی مهارت‌های اجتماعی: متاسفانه شاهد این هستم که در مدارس فقط به درس توجه می‌شود که برای آینده کشور مناسب نیست. این دانش‌آموزان جامعه فردا را تشکیل می‌دهند اما می‌بینم که به ارتباطات اجتماعی توجهی نمی‌شود. برای مثال اکثر شاگردان اول کلاس به‌قدری غرق درس خواندن شده‌اند که خارج از مدرسه و کلاس اعتمادبه‌نفس حرف زدن و حل مشکلاتی که فقط با گفتگو حل می‌شوند را ندارند.

4.عدم توجه به نیازهای فردی: کارکنان مدارس اکثرا در شناخت استعداد‌های دانش‌آموزان توانمند نیستند و استعدادهای متربیان نادیده گرفته می‌شوند. اگر هم استعداد معدود دانش‌آموزانی شناسایی شوند به علت نبود امکانات نمی‌توانند استعداد آنها را شکوفا کنند.

5.تنبیه فیزیکی: اگرچه امروزه کمتر شاهد تنبیه بدنی توسط معلم‌ها هستم اما باز هم می‌شنوم که این تنبیه فیزیکی در شهرستان‌ها اتفاق می‌افتد. من نباید به خودم اجازه بدهم که حتی سر متربیان خود فریاد بزنم چه رسد تنبیه! تنبیه موجب ترس، اضطراب، سرخوردگی و تحقیر و از بین رفتن اعتمادبه‌نفس متربیان می‌شود‌.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت. من به‌عنوان معلم قطعا با یک سری مسائل و مشکلات روبه‌رو خواهم شد که باید برای آنها تدابیری بیاندیشم و این محدودیت و موانع بر سر راه را به حداقل برسانم تا بتوانم اهداف‌ام را عملی کنم و این را باید خاطر نشان کنم که یقینا همه اینها شاید تحقق نیابند اما غیرممکن نیستند. خیلی از این مسائل شدنی هستند و من باید در این زمینه تمام تلاش خود را انجام دهم و من مطمئن هستم که به نتایج و اهداف تدریس خود خواهم رسید و سر آخر از این امتحان با سربلندی خارج می‌شوم.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (412 امتیاز)

مقدمه:

 بنده شهریار نوروزی ، متولد سال 1382 و مشغول به تحصیل در رشته آموزش زبان انگلیسی هستم.قرار است که در منطقه چهار تهران مشغول به کار شوم.من خودم را فردی صبور و باانگیزه ارزیابی میکنم و باور دارم که شغل معلمی تاثیر به سزایی در شکل گیری جامعه و وضعیت آن دارد.به نظر من یک بیانیه فلسفه معلمی بسیار مهم است و دلایل آن را ذکر خواهم کرد.در هر شغل داشتن هدف و دانستن مسیر رسیدن به آن هدف بسیار مهم است.کسی نمیتواند که کارمند یک اداره باشد و نداند که مقصود آن اداره چیست و چگونه باید با آن تعامل کرد.این موضوع در معلمی اهمیتی دو چندان دارد.زیرا که این شغل بسیار حساس است و تاثیر به سزایی در جامعه و در نتیجه کشور دارد.ما باید بدانیم که چه نظری درباره هدف معلمی داریم و چگونه میتوانیم خودمان را با آن هدف تطبیق بدهیم.

سوال یک:شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

از نظر من معلم بخشی بسیار مهم در جامعه است که وظیفه دارد افراد یک جامعه را برای زندگی در جامعه و تعامل با افراد و محیط آن و در نتیجه رسیدن به زندگی طیبه آماده میکند.اما این موضوع تنها به آموزش ریاضی و فرمول و انواع آن خلاصه نمیشود.یک معلم باید به یک فرد نحوه واکنش به موقعیت هایی که در زندگی با آن روبرو خواهند شد را آموزش بدهد و در نتیجه دیدگاه آنان را به زندگی شکل دهد.این عمل  باید آموزش نحوه زمدگی،دین و مذهب و امثال آن را در بر بگیرد.این موضوع معلم را به بخشی مهم از جامعه تبدیل کرده است.زیرا اگر معلم ها کارشان را به درستی انجام ندهند ، مردم به خوبی تربیت نمیشوند و نمیتوانند زندگی خود را به درستی شکل دهند و در نهایت بخش مفیدی از جامعه نخواهند بود.اما اگر معلم ها به درستی افراد را تربیت کنند، و تعامل با محیط و مردم امری راحت تر و مفید تر خواهد بود و افراد میتوانند به سمت یک زندگی سرشار از شادی و آرامش را تجربه کنند و با خداوند رابطه ای نزدیک تر داشته باشند.

سوال دو:ارتباط معنادار خداوند،حهان و انسان چیست؟و این ارتباط را چگونه در تربیت متربی به کار میبندید؟

خداوند خالق جهان وانسان است و این دو را برای هدفی آفریده است.هدف این است که انسان با این جهان به شکلی تعامل کند که به خداوند برسد.این تفسیر به این معناست که انسان نباید به این جهان به دید صد سال زندگی بیهوده نگاه کند.بلکه باید به این درک برسد که خداوند مقصد نهایی اوست و رسیدن به این مقصد تنها با زندگی کردن درست در این جهان به دست می آید.از نگاه دیگر جهان سکوی پرتاب انسان به سمت هدف نهایی اوست و خداوند تنها هدف واقعی انسان است.من از این دیدگاه در تربیت متربی استفاده خواهم کرد.به این صورت که به متربی میفهمانم که این درسی که میدهیم و نمره ای میگیریم ، اصل کار وهدف نیست.این ها همه مسیری است که ما در حال طی کردن هستیم و با آن به زندگی طیبه دست میکنیم و در این جهان به شکلی نیکو زندگی خواهیم کرد.به این شیوه به هدف حقیقی و کامل خود که خداوند یکتاست، میرسیم.

سوال  سه:اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟تبیین نمایید.

در راس تمام اهداف ، رسیدن به زندگی نیکو و تبدیل شدن به یک مسلمان موفق است.رسیدن به این هدف، به مجموعه ای از دستاورد ها وابسته است.دانش آموزان من باید موفقیت تحصیلی داشته باشند و بتوانند به دانشگاه وارد شوند.این دستاورد به آنها کمک میکند که خود  را فردی مهم از جامعه بدانند و بتوانند مسیری مستقیم برای دستیابی به شغل را داشته باشند.هدف دیگر این است که از لحاظ روانی متعادل و در آرامش باشند.این موضوع به آنها کمک میکند که از زندگی خود لذت ببرند و پویا تر باشند.هدف نهایی درک درست از دین مبین اسلام است.در ظاهر این موضوع دانستن احکام و قوانین را در برمیگیرد.ولی به نظر من متربی باید درک عمیق و قلبی از دین داشته باشد و علاوه بر دانستن احکام ، فلسفه و هدف این احکام را نیز بداند و بتواند با خدا رابطه ای دوستانه و نزدیک پیدا کند.

سوال چهار:نقش شما به عنوان یک معلم اثزبخش در کلاس و در خارج از کلاس درس را توصیف کنید.

نقش من به عنوان یک معلم در کلاس چندین مورد است.من شخصی هستم که وظیفه دارم الگویی مناسب برای دانش آموز باشم.این الگو ابتدا در درسی که میدهم جلوه میکند.من شخصی هستم که در زبان تحصص دارد و باید این تخصص را به دانش آموزان منتقل کنم.پس من به نوعی الگوی آن ها هستم.مورد بعدی الگوی اجتماعی است.این مورد فقط در کلاس نیست.حتی بیرون کلاس هم الگویی برای دانش آموزانم هستم.هر رفتاری که از من سر میزند ، بر روی دانش آموزان نیز تاثیر میگذارد.این مورد تمام رفتار ها را در بر میگیرد.اعم از دینی و اخلاقی و...در نتیجه از نظر من معلم چه در داخل کلاس و چه بیرون کلاس الگویی برای دانش آموزان است که خواسته یا ناخواسته روی آنان تاثیر مستقیم میگذارد و رفتار آن هارا شکل میدهد.علاوه بر این نقش دیگر معلم این است که مانند والدین دانش آموزان رفتار کنند.مدرسه خانه دوم است.یک معلم وظیفه دارد که به مشکلات دانش آموزان گوش دهد و در صورتی که توانایی کمک دارد به آن ها کمک بکند.

سوال پنجم:چگونه خرد ورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقا میدهید؟

به دانش آموزان خود درباره ی تفکر انتقادی و به طور کلی تفکر و خرد ورزی صحبت میکنم.آن ها را تشویق میکنم که آثار فلسفی و ادبی ایران را مطالعه کنند.آثاری مانند گلستان و بوستان کشکول که برایشان قابل فهم باشد.به آن ها تکلیف میدهم که مقاله ها و آثار مختلف را بررسی کرده و نقاط ضعف و قوت آن را ارزیابی کنند.علاوه بر این به آن ها اجازه میدهم که شیوه تدریس من را بررسی کنند و با حفظ احترام پیشنهاداتی به من بدهند.هرگز به آن ها تکالیف تستی یا حفظی نمیدهم و آن ها را تشویق به نوشتن مقالات در موضوعات مختلف میکنم.از طرف دیگر به آنها اجازه میدهم که در کلاس کنفرانس بدهند و به طور ناشناس کنفرانس های یکدیگر را نقد کنند.تمام این موارد آن ها را به تفکر آزاد تشویق میکند و در زندگی به آن ها کمک میکند.از همه مهم تر نگاه اسلام به تفکر وخرد را به آن ها آموزش میدهم تا بدانند که دین خرد را تشویق میکند.نه برعکس آن.حتی در جای مرتبط  برایشان آثار مختلف را میخوانم.

سوال ششم:شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتواندی دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟(برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید.

1-ساحت تربیتی اعتقادی ، عبادی و اخلاقی:

تسلط بر احکام : مطالعه منابع اسلامی و مرجع تقلید

آموزش احکام : با رفتن به کلاس های مربوطه مانند استاد شجاعی و ...

2-ساحت تربیتی اقتصادی و حرفه ای:

دانش اقتصادی درباره وضعیت کشور – با مطالعه پایگاه های خبیری گوناگون

مدیریت مخارج-چون از الان حقوق دریافت میکنم در حال یادگیری این مهارت هستم.

3-ساحت تربیتی علمی و فناوری:

تسلط بر نرم افزار ها – این موضوع با شرکت در کلاس های موجود به دست می آید.

تسلط بر سخت افزار- سال هاست با کامپیوتر و امثال آن تعامل دارم و اکنون این تسلط  را دارا هستم.

4-ساحت تربیتی اجتماعی و سیاسی:

تشخیص وضعیت سیاسی کشور- با مطالعه سایت ها و منابع خبری به دست میآید.

تسلط بر دیدگاه های سیاسی مختلف – با مطالعه کتاب های موجود به دست می آید.

5-ساحت تربیتی زیستی و بدنی:

درک وضعیت جسمی و روانی خویش و دانش آموزان- با دقت به رفتار و حالات دانش آموزان و مراجعه به دکتر به طور منظم به دست می آید.

تسلط بر حداقل دو ورزش: با مراجعه به کلاس های ورزشی و باشگاه به دست می آید.شخصا به بسکتبال و کاراته تسلط دارم.

6-ساحت تربیتی زیبایی شناختی و هنری:

تسلط بر طراحی و نقاشی: با رفتن به کلاس ، آن را به دست آورده ام.

کسب دانش درباره پدیده های هنری طبیعی که نه توسط انسان بلکه حداوند ساخته شده اند.با مطالعه و سفر به دست می آید.مانند آبشار های طبیعی و قله ها و ..

 

سوال هفتم:پنج مفهوم اخلاقی واجتماعی که تلاش خواهید کرد که متربی شما ان را کسب نماید،با ذکر مثال بیان کنید.

عدالت:نباید حق بقیه را از آن ها بگیرند و نباید اجازه بدهند که کسی حقوقشان را بگیرد.باید باور داشته باشند که تمام افراد حقوقی دارند که باید رعایت شود و در صورت اینکه این اتفاق نیفتد. قانون باید آن را برقرار کند.

ادب:نباید به دیگران توهین کنند و زبان خود را کنترل کنند.باید حدود و مرز های اخلاقی را نگه دارند.

پایبندی به اسلام:باید به اسلام که دینی اجتماعی است ، پایبند باشند و قوانین آن را انجام دهند.چه در زمینه اخلاقی،چه سیاسی و چه اجتماعی.

مهربانی:باید با اعضای جامعه با مهربانی رفتار کنند و در صورت نیاز آنها ، بهشان کمک کنند.باید افراد جامعه را برادران و خواهران خود بدانند و با آنها با ملایمت رفتار کنند.

اعتماد به نفس:باید خود را باور داشته باشند و از انجام کار ها و تصمیمات مختلف نترسند.باید توانایی های خود را بشناسند و استفاده از آن هارا یاد بگیرند.اینگونه میتوانند بخشی مفید از جمعه باشند.

دارای دیدگاه توسط (412 امتیاز)

<!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA <![endif]--><!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 10]>

<![endif]-->

سوال هشتم:با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی ، انسان شناسی،معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمایید.

هستی شناسی:ویژگی ذاتی جهان موجودات ، فقر و نیاز محض به واجب الوجود است.این فقر باعث میشود که نه فقط برای پیدایش بلکه برای بقا نیز به خدا نیازمند باشیم.

این اصل باعث میشود که خدا را همیشه در ذهن داشته باشم و در تربیت خودم خدا را اولویت قرار دهم.این اصل کمک میکند که مانند بسیاری از معلم های زبان به غرب زدگی دچار نشوم.

انسان شناسی:حقیقت انسان روح اوست و کمال و جاودانگی آدمی به کمال و بقای روح مربوط میشود.

این اصل به من یاد آوری میکند که همیشه در تربیت روی ارتقای وضعیت روحی دانش آموزان تمرکز کنم و نه فقط یاد دادن مطالب درسی.

معرفت  شناسی:انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد.

همیشه به دانش آموزان خود گوشزد میکنم که مانند یک ماشین در مدرسه رفتار نکنند.آن ها انسان هستند و توانایی درک بالایی دارند.در تربیت آن ها این درک و کنجکاوی را به کار میگیرم.

ارزش شناسی:اعتبار ارزش ها هم از طریق عقل و فطرت و هم با مراجعه به نظام معیار دینی معلوم میگردد.

همیشه سعی خواهم کرد که احکام دینی را به طور مناسب در تربیت خودم بگنجانم.زیرا علاوه بر فطرت و عقل دانش آموزان،به نظام دینی نیز نیاز است.

دارای دیدگاه توسط (412 امتیاز)

<!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA <![endif]--><!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 10]>

<![endif]-->

سوال نهم:مهمتریم تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟چگونه محیط مدرسه را بک محیط یادگیری همه جانبه تعریف میکنید؟

مهم ترین تکنیک من در تدریس،درک دانش آموزانم است.میدانم که چگونه مدرسه را میبینند و چه حسی به درس دارند.برای همین فضای کلاس را به فضایی شاد و پویا تبدیل میکنم و دانش آموزان را با این راه به درس علاقه مند میکنم.نه تهدید به اخراج و ...چون از لحاظ سنی ، زیاد با آنها اختلاف ندارم.فضای جامعه و فضای مجازی را درک میکنم و با آنها ارتباط میگیرم.یه این صورت،مورد اعتماد قرار میگیرم و میتوانم تربیت را انجام دهم.

مدرسه،خانه دوم دانش آموزان است.آن ها در مدرسه نه فقط ریاضی و فیزیک،بلکه تعامل اجتماعی،دوستی،ورزش و اخلاق و دین را هم یاد میگیرند.این موضوعات زندگی و شخصیت آن ها را شکل میدهد و بر نوع حیات آن ها تاثیر به سزایی میگذارد.از این جهت مدرسه نه فقط بر درس و ...بلکه بر اخلاق و تمام جوانب شخصیتی یک کودک تاثیر میگذارد و آن ها را برای مسیر پیش رو به طور کامل برنامه ریزی میکند.

سوال دهم:شما خود را یک معلم اثربخش،روشنفکر،تحول گرا و آسنا یا روش های نوین تربیت یادگیری با پشتوانه فرهنگی ملی وارزش های دینی میدانید.وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام میشود را ترک میکردید.با ذکر دلیل5 مورد را بیان نمایید.

ارزشیابی دانش آموزان بر اساس امتحان های حفظی:امتحان حفظی نمیتواند تضمین کند که دانش آموز درس را یاد گرفته است.درس باید به صورت مفهومی یاد داده شود.و به صورت مفهومی ارزشیابی شود.

خشک بودن کلاس:کلاس باید پر انرژی و پویا و شاد باشد.(با رعایت حد و حدود)خشک بودن کلاس ، آن را خسته کننده و غیر قابل تحمل میکند و یادگیری را کاهش میدهد.

پایبندی صد در صد به کتاب درسی:کتاب های درسی محدود هستند و نمیتوانند تمام مطالب را پوشش دهند.معلم باید جزوه هایی فراتر از کتاب را به دانش آموزان بدهد.مخصوصا وقتی که کتاب ها کیفیت بالایی ندارند.

معلم سالاری:دانش آموز باید در آموزش نقش داشته باشد تا به مطالب اهمیت بیشتری دهد.اگر فقط معلم در حال تحرک باشد و دانش آموز کاری انجام ندهد.یادگیری کاهش میابد.

تنبیه کردن:تنبیه نه تنها رفتار نامطلوب را از بین نمیبرد.بلکه بر روح دانش آموز زخمی میندازد که ممکن هرگز خوب نشود.تنبیه باید به طور کامل حذف شود.

دارای دیدگاه توسط (412 امتیاز)

<!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA <![endif]--><!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 10]>

<![endif]-->

نتیجه گیری:در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو میشوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

اولین راهکار مقابله با چالش ها احساس وظیفه نسبت به دانش آموزان است. عدم بی تفاوتی میتواند چالش ها را خنثی کند.شیوه مهم دیگر این است که هدف نهایی خود را که تربیت دانش آموز مسلمان است فراموش نکنیم..علاوه بر این موارد خلاقیت،همکاری با اعضای دیگر مدرسه،ارتباط درست و درک کردن دانش آموزان،استفاده از منابع اطلاعاتی موجود و در نهایت امید و بردباری و دانستن هدف معلمی راهکار های من برای مقابله با چالش هاست.

دانش آموزانی را تربیت میکنم که به دین و حدود اجتماعی پایبند هستند.

تمام ساحت های آموزشی را در کلاس درس اجرا میکنم و متربی را به خوبی تربیت میکنم.

چون با دانش آموزان خشک نیستم،رابطه بهتری با آنها خواهم داشت و میتوانم آن ها را به درس علاقه مند کنم.

چون به صورت مفهومی درس میدهم و ارزشیابی میکنم.دانش آموزانم در درس پیشرفت خواهند کرد و از آن در زندگی خویش به خوبی استفاده میکنند.

در آخر اسلام را در بین دانش آموزانم گسترش میدهم و بعد جدیدی از آن را در قالب معلم زبان انگلیسی به آن ها نشان خواهم داد.

 

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (242 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا

علی طهماسبی کوچکسرائی هستم ، دانشجوی ترم سه رشته ی اموزش زبان انگلیسی و همچنین در اینده نه چندان دور دبیر متوسطه اول و دوم در ناحیه 2 شهرری (استان تهران).

اگر وظیفه ی یا کاری که یک فرد خواهان انجام ان است برای خود شخص مشخص نباشد مسلما نمی تواند به نحو احسنه ان کار را به اتمام برساند برای همین ما باید فلسفه ی معلمی را بدانیم تا مشخص شود هدف ما چیست ، اهداف در راستای کدام ارزش ها باشند، به چه مطالبی از لحاظ فرهنگی و ملیتی پرداخته شود و .....

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

جایگاه : شخصی تاثیرگذار در زندگی فردی افراد و در کل در جامعه ، چرا تک تک افراد در کنار هم جامعه را تشکیل می دهند ، پس اگر بتوان تک تک افراد جامعه را به درستی اموزش داد در نهایت کل جامعه و کشور تغییر کرده و مسیر پیشرفت هموارتر است . هرچند خیلی از افراد معتقدند مگر یک شخص چه تغییر بزرگی می تواند ایجاد کند من یک مثال میزنم از تجارب شخصی خودم .من معلم زبانی داشتم در یکی از اموزشگاه های زبان شهرری به علت اخلاق خیلی خوب و منطقی این معلم من به شخصه خیلی از حرفش حساب می بردم چرا که صحبت های بی منطق وتناقضات رفتاری من در این فرد ندیدم ، خلاصه به خاطر صحبت های همین شخص بود که امیدی به من القا کرد که در نهایت معلم همون اموزشگاه شدم ، در حال فعلی هم که رشته ام زبان است پس یک شخص تاثیرش را گذاشته حالا که خودم معلم هستم در طول 30 سال قطعا تاثیری روی صدها دانش اموز میگذارم (چه مثبت چه منفی بالاخره تاثیر هست )که خودش در نسل های بعدی بخش بزرگی از جامعه را تشکیل می دهند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

شاید نتوانم دقیق منظورم را برسانم اما برداشت من از این موضوع این است :

خداوند جهان و انسان را خلق کرد اما انها را به حال خودشان رها نگذاشت به واسطه همین ما در جهان قوانین خدا را مشاهده می کنیم (قدرالهی ) و همچنین برای انسانها پیامبران و امامان فرستاده شدند که وظیفه ی انها رساندن و تکمیل و تبیین دین بود ، پس دین نقشه ی راهی است که خدا قرار داده برای هدایت انسان در محیطی که قوانین مشخص دارد . همچنین انسان با استفاده از اجزا و وسایل و ...که در جهان میبینیم به سمت کمال در جهت دین می تواند حرکت کند .حال ربطش به معلم چیست ؟

اینجا جهان همون کلاس درس ماست که باید قانون مدار باشد وگرنه روند درس و ... پیش نمی رود و همچنین می توان با ایجاد تغییراتی در سطح کلاس هر چند کوچک (مثلا رنگ دیوار کلاس و ...) حس بهتری به دانش اموزان القا کرد و هر چه از وسایل و...(تکنولوژی )بیشتر و درست تر استفاده شود بهتر است .

معلم نقش همان دین را دارد و باید به دانش اموز جهت بدهد چرا که وظیفه ای که کشور به معلم سپرده فقط بعد تحصیلی ندارد و مسائل اخلاقی ، فرهنگی و بعضا سیاسی باید در دانشگاه ها و مدارس متوسطه بعضا بررسی شوند (روایت اول ،متاسفانه چیزی در دانشگاه ندیدم این مسائل مهم حتی اشاره بهشان شود و جای تاسف داره برای اساتید و کشور ).معلم باید بعضی چیز هارا محدود و به بعضی کارها تشویق کنند و به جایش تنبیه و تشویق به کار ببرد (دقیقا مثل دین ).فکر نمی کنم به توضیح بیشتری نیاز باشه .

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

1.تفکر 2.نقد 3.اخلاق 4.تحصیل .حالا چرا اول نوشتم تفکر ؟درست است که هدف از مدرسه علم اموزی است اما اون چیزی که جامعه رو میسازه علم نیست چون علم بدون تفکر،بدون عقل قطعا به درد نمی خوره که هیچی تازه در بعضی موارد مضر هم هست (مثال:شخصی دکترا گرفته فکر می کنه خبریه ، همش خودشو میگیره و ... در حالی که من ادمی دیدم دیپلم داشته سوادش از این بیشتره همه هم دوسش دارن اتفاقا درد مردم داره فقط محض پول نمیره که اگه کسی پول نداشت بگه من کار نمی گنم و ...)تقریبا 90 درصد مشکلات و اخبار و .... با عقل حل میشه و من همیشه به دانش اموزام گفتم که بزرگترین دارایی شما تو زندگی عقلتونه ، یا مثلا مود شده هر اتفاقی در سطح جهان رخ بده میگن کارخودشونه یا تقصیر ایرانه خب این نمونه ی بارز این مسئلست .

بعضا نمره و ... رو با خوندن و تست زدن و گاهی حفظ کردن به دست میارن (البته که خیلی اوقات علم حقیقی نیست )اما فکر کردن رو باید یاد بگیرن وگرنه بعد از چند نسل جامعه ای احمق از لحاظ فرهنگی و سیاسی داریم .همین الان هم در ایران در گیر همین موضوع هستیم چرا که دولت اصلاحات کلا دانشگاه های فرهنگیان رو به سمت نابودی برد و مسلما معلم بد انتظار دارین دانش اموز چطوری تربیت بشه ؟ برای همین نسل به نسل انسانهای ضعیف تری داریم نه فقط ایران بلگه در کل جهان .

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

این سوال شبیه سوال یک هست پس در ادامه ی همون جواب میدم .همچنین رفتار معلم در خارج از کلاس درس نمادی است بقیه ی معلمان جامعه یعنی اگر انسانی باشخصیت ،خوش تیپ،با سواد و .... در جامعه رویت شود و همه بدونن این شخص معلم است نا خداگاه احترام به معلم در جامعه افزایش می یابد و افراد بیشتری مشتاق به گرفتن این شغل هستند در نتیجه رقابت بیشتری ایجاد شده و معلمان بهتری وارد سیستم اموزشی می شوند در نتیجه دانش اموزان بهتری تربیت شده و در اخر پیشرفت کشور رقم می خورد .

در کلاس درس هم که مشخص است .تا ثیری که معلم روی دانش اموزانش دارد چه مثبت و چه منفی می تواند دیدگاه بچه ها نسبت به مسائل سیاسی ،دینی ،اعتقادی و ...را تغییر دهد که مثال هایش زیاد است و از قبل به چنتا اشاره کردیم .

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

بستگی به سن دانش اموزان و محیط و محل زندگی ، عقاید و .... دارد چرا که باید موضوعاتی انتخاب شود و از بعد های مختلف در کلاس بررسی شود تا یاد بگیرند تفکر انتقادی و خلاقانه را و باید بتوانند اظهار نظر کنند مثلا برای دانشگاه ها مباحث سیاسی بسیار مناسب هستند چرا که اکثریت غالب جوانند و این مباحث در ان سنین داغ است اما همان مسائل در ابتدایی اصلا نباید مطرح شوند چرا که مخاطب بچست و بیشتر افکار را منحرف می کند چون بچه نه اطلاعات کافی دارد و نه اهمیتی برایش دارد در ان سن .هرچه موضوعات بهتر انتخاب شوند و بیشتر بررسی شوند بهتر است .

درمسائل درسی هم مثل علوم و دینی می شود بچه هارا به چالش کشید و بهشون مهلت داد تا فکر کنند و نظراتشون رو بیان کنند مثلا بپرسیم به نظرتون چرا باید نماز بخونیم و ... .دقت شود بعد از ایجاد سوال باید پاسخ داده شود و رفع کامل شبهه رخ بدهد وگرنه نتیجه معکوس دارد .

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من خلاصه می نویسم استاد چون زیاد میشه .ساحت تربیتی ، اعتقادی ، عبادی ، اخلاقی :1.خوش اخلاقی 2.نحوه گویش 3.مدیریت کلاس

باید رفتار خودم درست و احسن باشه تا در دانش اموزان اثر بگذاره پس باید خودم را از لحاظ اخلاقی و دینی تقویت کنم که این ها با تحقیق ، دوره های مختلف و .....قابل ارتقا هستند و مثال هایش هم فراوان است شامل هیئت ها ، کتابهای اخلاقی ، روزه ها و .....

2.ساحت اجتماعی سیاسی : 1.نحوه بحث کردن 2. سواد رسانه ای 3.جامعه شناسی

راجب این خیلی گفتم .معلم باید به روز باشد ، اخبار روز را بداند ، تغییر و تحولاتی که در اطرافش رخ میدهد را درک کند ، دعوت به مشارکت در مراسم ها ی کشوری کند مثل انتخابات و .. و در حد توان تبیین کند که چرا باید .............، برای این هم باید اخبار را از جند بعد بررسی کند حالا چگونه بینش سیاسی را افزایش دهیم ؟گوش دادن به تحلیل های گوناگون ، خود را جای دشمن فرض کردن ، مطالعه کتابهای تاریخی و سخنرانی ها ، همایش ها و .... حال میتوانیم به دانشجو ها انتقال دهیم که چگونه به اطلاعات درست دست یابند و گول رسانه هارو نخورند (سواد رسانه ای )

3.ساعت زیستی بدنی :1. جودو(رزمی ) 2.کشتی (این دیگه امیخته با فرهنگمان هم هست )

 معلم باید خوشتیب ، خوش فرم و ... باشد اگر دیگران را به ورزش دعوت می کند از این رو اطلاعات ورزشی باید بالاتر رود و همچنین باشگاه برم (درکل ورزش کنم ) تا هم سلامت بمانم هم رو فرم باشم .( از لحاظ روانشناسی این تاثیر روی دخترها بیشتر است که واضحه )

بعد سلامت روان هم داریم که اطلاعات زیادی ازش ندارم اما به احتمال با خواندن کتابهای مرتبطه و کمک گرفتن از متخصصین تو این مورد هم می شود خود را ارتقا داد مثلا حفظ ارامش یا صبر در بدترین شرایط کلاس نمونه ای از بعد روانی است .

4.ساحت زیبا شناختی و هنر : 1.نقاشی 2. خوشویسی

کاربردی هم هست گاهی مجبورم برای تفهیم درس داستانی یا تصویری رو روی تخته بکشم برای همین خوبه که نقاشیم خوب باشه .خوشنویسی هم که واضحه .معلمم و کارم با نوشتنه ، پای تخته یا نامه ای به والدین و .... که اگر خط خوب باشه وجهه ی خوبی به من میده ودیدگاه مثبتی نسبت به من در ذهن ایجاد می کند .

5.علمی- فناوری 1.کاربا هوش مصنوعی (ابزار های گوناگونی که به شدت کاربردی هستند برای پژوهش ، ارائه و.....) 2.پاورپوینت و .... این دسته بیشتر برای کنفرانس ها و تدریس به کار میره که با حرکات متن ها ، تصاویر ، فیلم و ...یادگیری در دانش اموزان به شدت افزایش میابد چرا که مخصوصا در زبان طبق تجربه شخصی گاهی بسیار سخت است توضیح کلمه ای و با یک تصویر یا پانتومیم ساده می توان راحت منظور را به درستی رساند.

بخش علمی هم که کاملا مشخص است و معلم باید اهل مطالعه باشد و علمش به روز باشد تا از پیشرفت باز نماند و هماهنگ با جهان پیش برود چرا که به مرور انها که محدود ماندند کنار گذاشته می شوند چون انسان بی نهایت طلب و کنجکاو است .

6.اقتصادی -حرفه ای :1.دانستن مفاهیم اقتصادی مثلا تورم چیه ؟، عواملش و ..... چرا که کمک می کند به درک بهتری از اتفاقات اطرافم پیدا کنم مثلا چرا فلان چیز در این بازه ی زمانی گران شد یا کمیاب شد ؟ و ...2.معلم در حرفه ی خود نیز باید به روز باشد مثلا تغییرات جهانی ، روش های جدید ، مسیر های مختلف تحصیلی و ....که در صورت نیاز اگر دانش امووزی دوست داشت که معلمش را الگو قرار دهد بتواند اورا راهنمایی کند .

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

1.فکر کردن (قبلا توضیح دادم .بزرگترین دارایی انسان عقل است و اگر استفاده نشه مال ، علم ،اخلاق ، فرهنگ و ... همه رو شخص از دست میده .) 2.امید وار بودن در هر شرایطی (احتیاج به توضیح زیادی نداره .امید خودش عامل حرکت انسانه اگر انسانی امید نداشته باشه هیچ کاری نمی کنه مثلا اگر من باور داشته باشم کارم هیچ تاثیری نداره اصلا چرا درس بدم ؟ یا مثلا رای میدیم چون امیدواریم نفراتی که ما انتخاب کردیم برای کشور یه سر و سامانی به کشور بدن و تاثیرشو تو زندگی ببینیم . 3.انسانیت (فارغ از هر دین یا حزبی همه ی ما انسانیم اینکه بعضا میبینیم افرادی میگم غزه به ما چه ربطی داره یا سر هواپیمای اوکراینی ناراحت میشن اما سر فاجعه تروریستی کرمان خوشحالن این نمونه بارز این مورد است .هیچ بویی از انسانیت نبردن صرفا چون مخالف ج.ا هستند همه چیز رو فدا می کنن .اموزش و پرورش باید انسانیت و وطن پرستی رو نهادینه کنه ) 4.وطن پرستی (وطن مثل ناموس ادم میمونه کسی که روی وطنش غیرت نداشته باشه این ملت سرزمینشو از دست میده چون مسلما ازش دفاع نمی کنه) 5.غیرت(از جمله غیرت دینی و احترام به پدر و مادر .اگر ارزش مادر در جامعه سقوط کنه که بعضا تو ایران شاهدیم فرزندان به درد نخوری تحویل جامعه میدن و همین فرزندان مادران ایندن و این چرخه همینطور بدتر میشه تا نابودی کامل فرهنگ در نهایت کشور (نمونه بارز این مسئله بالاشهر تهرانه که عملا قانون جنگله و هر کی ...... 6.صداقت و اعتماد (خیانت نکردن )این مورد کلی مثال داره و ما داریم میبینیم هر جای کشور اتفاقا یکی از دلایل سنگین برای ازدواج نکردن جوانها همینه .داخل کشوری که مهریه ابزار تیغ زنی بانوان شده و در یک روز 570 زن میرن مهریه اجرا میزارن در حالی که فلسفش چیز دیگه ای بود و داخل فضای مجازی به هم اموزش میدن این نوع دزدی هارو اثری از اعتماد نمونده .باید حس همدردی نهادینه بشه که بلایی که سر دیگران می خوان بیارن اگه سر خودشون بیاد چه حسی دارن و .... .

اعتماد معلم به دانش اموز هم کم شده به شخصه به نسل جدید کمتر میشه اعتماد کرد که از اثار تربیتی و بعضا سیاست های غلط اموزش و پرورش است .
دارای دیدگاه توسط (242 امتیاز)
ادامه :

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

تمام موارد دارای اهمیت هستند اما اولویت من باارزش شناسی است چرا که ارزش های یک جامعه باید حفظ شوند ،جامعه ای که ایدوئولوژی ها ، فرهنگ ، دین ، اداب و رسوم و ..... خودش را از دست بدهد قطعا تضعیف می شود.

حجاب ، احترام به بزرگتر ، صداقت ، انصاف ، دفاع از مظلوم ، نظافت ،حیا و .... از ارزش ها هستند.

در معرفت شناسی و هستیی شناسی نا خوداگاه اگر ارزش ها درست باشند و منحرف نباشند به انها میرسیم اما اگر بقیه باشد و ارزش ها از بین بره کاری نمیشه کرد مثال :غیرت یک ارزش است حال جامعه ای را تصور کنید و غیرت را از ان حذف کنید ( که بعضا رسانه های خارجی فارسی زبان و همجنین فیلم های هالیوودی فضایی را ترویج می دهند که بچه می تواند در روی پدرش یا مادرش بایستد و در بعضی مواقع حتی به طور فیزیکی درگیر شود ) خب با این سناریو به مرور زمان چیزی از دین و معرفت و ... نمی ماند چون علنا دیگر هیچ چیز مقدس نیست حتی مادر، برای همین معتقدم ارزش ها باید پایدار بمانند و افراد جامعه ارزش های خود را به خوبی فرا گیرند تا به راحتی با دوتا شبهه و تهاجم فرهنگی از دست نرود .رواج دادن دین و معرفت و ..... اسان است و هرکسی می تواند اما حفظ ان سخت است .

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال به شدت کلی است و اصلا جواب مشخصی نمیشه داد . به انسان درس میدهیم نه چوب و درخت پس حال فرد ،مبحث درس ، علم فرد ، عقاید فرد ، چقدر مارا قبول دارد ، برونگرا یا درونگرا (ویژگی ها شخصیتی) و .... باید در تکنیک یا روش به کار گرفته شده مد نظر قرار بگیره .

به شخصه نسبت به هر کلاس و گاهی هر دانش اموز سعی می کنم روش را تغییر بدم و بهترین رو انتخاب کنم چرا که یک روش همه جا جواب نمی دهد و همینطور برای همه یادگیری یکسان نیست .چیزی که الان در جهان محبوب است این است که مخلوطی از همه ی روش های تدریس در جای مناسب استفاده شود چرا که معلم کمتر محدود می شود و دستش بازتر است و از طرفی همونطور که در بالا اشاره شد تمام درس ها را نمی توان با یک روش تدریس کرد از طرفی با عوض شدن بعضی فاکتور ها ، در تدریس ما باید تغییر ایجاد شود مثلا کلاس ما بزرگتر یا کوچکتر شد ؟،تعداد دانش اموزان تغییر کرد و ...

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

تغییر سیستم سنجش به نمره چرا که دانش اموزان به شدت ضعیفی در طی 10 سال گذشته به پایه های بالاتر رفتند و طبق اخرین اطلاعاتی که من دیدم معدل های کشوری پایین تر امده و متوسط حدود 10 است که به شدت بده .سیستم نمره دهی ما در دوران های قبل نمره ای بود نه توصیفی (خیلی خوب، خوب ، قابل قبول و....) به همین علت رقابت بیشتری بین دانش اموزان بود و نمره ها و نظرسنجی ها دقیق تر بودند که مسلما نمره گرفتن هم سخت تربود و بالاجبار بیشتر باید تلاش می کردند برای کسب نمره لازم .

جمع کردن بساط دانشگاه ازاد و مدارس غیرانتفاعی و خصوصی : در یک جمله ی کوتاه بخوتم توضیح بدم اینکه علنا در95 درصد این مدارس و ...شما پول پرداخت می کنین و 20یا مدرک بهتون میدن علنا شما مدرک رو خریداری کردین و بعضا این همه جوون بیکارتحصیل کرده که میگن اکثرا فارغ التحصیل همین دانشگاه ها هستند .

امتحان های مفهومی :امتحانات ماغالبا حفظیات شده است و بار کاربردی و مفهومی در زندگی ندارد .توضیح مثالش در نوشتار سخت است و خیلی طولانی البته واضحه ، از کتابهایمان مشخص است.

اضافه کردن بخش های مهارتی(پیگیری جدی تر ) : کامپیوتر ، اشپزی ، باغبانی ،هنر ، مکانیک ، گارگاه چوب ، سواد رسانه و .... این ها می توانند در مدارس باشند و نتایج مطلوبی هم به همراه خواهند داشت .

اضافه کردن بخش سیاسی-اقتصادی به دانشگاه ها : قبلا توضیحش را دادم . قرار دادن مکانی برای پیشنهادات و نظرات دانشجویان برای دولت و.....گاهی جوانان خلاق ما می توانند بهترین راه ها را در عین سادگی و در هزینه کم پیشنهاد دهند .چرا استفاده نکنیم
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (296 امتیاز)




 

خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

با سلام بنده علی مجرد شهریور هستم؛ به لطف خداوند متعال معلمی را به عنوان حرفه‌ی خود انتخاب کردم و دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی هشتم و معلم زبان انگلیسی در دوره‌ی متوسطه خواهم شد و در شهر محل زندگی‌ام منطقه ۱۵ تهران تدریس را شروع خواهم کرد.
همه‌ی ما ویژگی های خوبی داریم و من هم از این قاعده مستثنی نیستم و به نظر خودم و اطرافیانم من فردی صبور، مسئولیت پذیر ، خیرخواه هستم و بنظر خودم داشتن این ویژگی ها برای موفقیت در حرفه معلمی لازم است. من برای آینده و زمانی که فارغ التحصیل می‌شوم برنامه هایی دارم و می‌دانم که باید تدریسم هدفمند باشد . یک معلم خوب معلمی است که روشمند باشد؛ نه تنها شکل کلاس درس در شهر ها با هم تفاوت دارد بلکه امروزه حتی مدارس در یک منطقه هم با هم تفاوت هایی دارند و یک معلم آگاه به روش های مختلف تدریس می‌تواند تدریس موثر داشته باشد  و یادگیری روش مختلف تدریس از اهداف من است.

شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

۱.از گذشته های دور تاکنون معلم در همه‌ی جوامع نقش بسیار مهمی داشته است.حتی معلمان نقش اجتماعی فراتر از کلاس درس دارند، به طوری که می‌توان گفت معلم به طور مستقیم و یا غیر مستقیم می‌تواند سرنوشت جامعه‌ای را تغییر دهد.
من به عنوان معلم، این نظر را دارم که معلم به عنوان راهنما، الگوی اخلاقی، و انگیزه‌بخش برای دانش آموزان است و تاثیر زیادی در شکل گیری شخصیت دانش آموز دارد.
شخصا این نظر را دارم که شکل دهی به ارزش ها و اخلاقیات دانش آموزان به مراتب مهم تر از انتقال علم می‌باشد؛ یعنی معلم با ارائه یادگیری‌هایی احترام به دیگران، همدلی و همکاری را ترویج می‌کنند تا آن‌ها به افراد مسئول و شهروندانی قابل احترام و متعهد به جامعه تبدیل شوند، به طور کلی یاد دادن اصول درست زندگی کردن از وظایف معلم است. پس اگر در جامعه ای ناهنجاری، بی قانونی و هرج و مرج دیده شد می توان پی برد که قصورات و کوتاهی‌هایی در آموزش و پرورش آن جامعه وجود داشته است.
از این‌ها گذشته انتقال علم از مهم‌ترین کار‌های معلم می‌باشد. معلم مسئولیت دارد که آموزش مهارت های تحلیلی، انتقادی و اخلاقی به دانش‌آموزان را به عهده بگیرند، آن‌ها راهنمای انسانی برای رشد و توسعه شخصیتی دانش‌آموزان هم شناخته می‌شوند.

ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

۲. ارتباط معناداری میان خداوند ، انسان و جهان وجود دارد به طوری‌که در همه‌ی ادیان خداوند به عنوان خالق جهان و انسان می‌باشد، و اوست که فرمانروای جهان هستی و عالم به امور بندگان می‌باشد. و بندگان نیز در درگاه پروردگار عرض نیاز می‌کنند و این ارتباط دائمی و همیشگی است همانطور که خداوند در آیه ۱۵ سوره فاطر میفرماید: ای مردم شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی نیاز و غنی و ستوده صفات است. از این آیه متوجه می‌شویم که انسان برای رفع نیاز همیشه با پروردگار توانای خود ارتباط برقرار می‌کند.انسان به عنوان بخشی از خلقت، مسئولیتی برای مراقبت از جهان و محیط‌زیست دارد، ارتباط با جهان به عنوان یک وظیفه اخلاقی و انسانی مطرح می‌شود.در تربیت متربی، این ارتباط معانی در مفهوم تربیت اخلاقی و جهان بسیار مهم است. آموزش اخلاقیات مرتبط با محیط زیست به متربی می‌تواند کمک کند تا ارتباط خود با جهان و خداوند را به شکل جدی‌تر و مفهومی تر درک کنند. برای مثال، آموزش ارزش‌های انسانی و اخلاقیاتی در ارتباط با سایر افراد و محیط زیست، می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا وظایف و مسئولیت‌هایشان به عنوان بخشی از جهان و به جهت خدمت به دیگران و محیط زیست را به شکلی توجیه شده‌تر درک کنند.

خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

با سلام بنده علی مجرد شهریور هستم؛ به لطف خداوند متعال معلمی را به عنوان حرفه‌ی خود انتخاب کردم و دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی هشتم و معلم زبان انگلیسی در دوره‌ی متوسطه خواهم شد و در شهر محل زندگی‌ام منطقه ۱۵ تهران تدریس را شروع خواهم کرد.
همه‌ی ما ویژگی های خوبی داریم و من هم از این قاعده مستثنی نیستم و به نظر خودم و اطرافیانم من فردی صبور، مسئولیت پذیر ، خیرخواه هستم و بنظر خودم داشتن این ویژگی ها برای موفقیت در حرفه معلمی لازم است. من برای آینده و زمانی که فارغ التحصیل می‌شوم برنامه هایی دارم و می‌دانم که باید تدریسم هدفمند باشد . یک معلم خوب معلمی است که روشمند باشد؛ نه تنها شکل کلاس درس در شهر ها با هم تفاوت دارد بلکه امروزه حتی مدارس در یک منطقه هم با هم تفاوت هایی دارند و یک معلم آگاه به روش های مختلف تدریس می‌تواند تدریس موثر داشته باشد  و یادگیری روش مختلف تدریس از اهداف من است.

شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

۱.از گذشته های دور تاکنون معلم در همه‌ی جوامع نقش بسیار مهمی داشته است.حتی معلمان نقش اجتماعی فراتر از کلاس درس دارند، به طوری که می‌توان گفت معلم به طور مستقیم و یا غیر مستقیم می‌تواند سرنوشت جامعه‌ای را تغییر دهد.
من به عنوان معلم، این نظر را دارم که معلم به عنوان راهنما، الگوی اخلاقی، و انگیزه‌بخش برای دانش آموزان است و تاثیر زیادی در شکل گیری شخصیت دانش آموز دارد.
شخصا این نظر را دارم که شکل دهی به ارزش ها و اخلاقیات دانش آموزان به مراتب مهم تر از انتقال علم می‌باشد؛ یعنی معلم با ارائه یادگیری‌هایی احترام به دیگران، همدلی و همکاری را ترویج می‌کنند تا آن‌ها به افراد مسئول و شهروندانی قابل احترام و متعهد به جامعه تبدیل شوند، به طور کلی یاد دادن اصول درست زندگی کردن از وظایف معلم است. پس اگر در جامعه ای ناهنجاری، بی قانونی و هرج و مرج دیده شد می توان پی برد که قصورات و کوتاهی‌هایی در آموزش و پرورش آن جامعه وجود داشته است.
از این‌ها گذشته انتقال علم از مهم‌ترین کار‌های معلم می‌باشد. معلم مسئولیت دارد که آموزش مهارت های تحلیلی، انتقادی و اخلاقی به دانش‌آموزان را به عهده بگیرند، آن‌ها راهنمای انسانی برای رشد و توسعه شخصیتی دانش‌آموزان هم شناخته می‌شوند.

اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

۳. من به عنوان یک معلم دوست دارم دانش‌آموزانم درس ها و مفاهیم را به طور عمیق فهمیده و درک کنند. آن‌ها باید قادر باشند تا اصول و مبانی هر درس را به صورت خودکار در مسائل و موضوعات جدید به کار ببرند. امروزه توانایی نقد کردن بیش از پیش اهمیت پیدا کرده و بنظرم این هدفی است که باید هر مربی آن‌را دنبال کند. تفکر انتقادی یعنی دانش‌آموز توانایی تحلیل، ارزیابی و نقادانه فکر کردن را پیدا کند.همچنین دانش‌آموزان باید تجربه‌ی عملی را در حل مسائل و استفاده‌ی از دانش خود پیدا کنند.آن‌ها بایستی بتوانند تئوری را به عمل تبدیل کرده و به صورت تجربی از آن استفاده کنند و مسائل را با استفاده‌ی از روش های مناسب حل نمایند. و در نهایت من به عنوان یک معلم علاقه دارم کلاسی با فضای دلنشین داشته باشم یعنی کلاسی که در آن همکاری و همبستگی وجود داشته باشد. این‌ها اهداف من برای پیش بردن کلاس هاست که تحقق آن وابسته به یک کار گروهی و منسجم و منظم بین دانش‌آموزان و من است.

نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

۴‌.من به عنوان یک معلم نسبت به این موضوع آگاه هستم که خارج از کلاس درس نیز همانند کلاس درس اثر‌ بخش هستم. در کلاس درس سعی میکنم محیط آموزشی انگیزشی و پر از انرژی ایجاد کنم که در آن فضا دانش آموزانم به یادگیری ترغیب بشوند و رقابتی سالم بین آن‌ها ایجاد شود  تا روز‌افزون پیشرفت کنند. نقش من به عنوان یک معلم اثربخش این است که با استفاده از توانایی‌هایم و روش‌های آموزشی متنوع درس ها و مفاهیم را به شیوه‌ای جذاب و متناسب با نیاز‌های دانش‌آموزان ارائه دهم.خارج از کلاس درس نه‌تنها نقشم کم رنگ‌تر نمی‌شود بلکه اهمیت بیشتری نیز پیدا می‌کند. من می‌توانم به دانش‌آموزان کمک کنم تا مهارت‌های دیگری نیز یاد بگیرند. در خارج از کلاس درس به طور مستقیم آموزش شکل نمی‌گیرد بلکه با رفتارم می‌توانم آموزش‌هایی به آن‌ها بدهم. و باید به این نکته توجه داشت که من به عنوان یک الگو برای دانش‌آموزان هستم و معلم در زندگی کودکان نقش مهمی دارد پس تأثیرپذیری زیادی از من خواهند داشت و من باید با نشان دادن بهرین رفتار و اعمال از خود نقش مفیدی در آموزش آن‌ها داشته باشم.

چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

۵.قبل از همه چیز باید گفت که تفکر انتقادی از اهمیت بالایی برخوردار است، این مهارت به دانش آموز می‌آموزد که در مورد درک و دانش خود درباره اطلاعاتی که به آن‌ ها ارائه شده است، بپرسند یا در موردش تأمل کنند و ساده از کنار هرچیزی نگذرند. من به عنوان معلم باید این مهارت را در دانش آموزانم تقویت کنم. یکی از راه‌ها برگزاری جلسات تفکر و خردورزی است. در این طور جلسات می‌توانم دانش‌آموزان را به چالش کشیده و به آن‌ ها این فرصت داده می‌شود تا با به کار بردن عقل و منطق و استدلال بهترین تصمیم را بگیرند و در کلاس ارائه دهند.تشویق به پرسش و تحقیق نیز از دیگر راه ها است. مثلا متربیان آزادانه سوالات خود را مطرح کنند و به دنبال پاسخ های منطقی بگردند و آن ها نیز باید برای کشف پاسخ سوالات خود اطلاعات جدید را جست و جو کنند. من باید جلسانی برگزار کنم تا آن ها به طور آزاد نظر خود را بیان کنند و از فواید این طور جلسات خلاق تر شدن دانش آموز می‌باشد چرا که خلاقیت از کلید های مهم نقد کردن درست است.
<!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/clipdata/clipdata_bodytext_240116_002649_499.sdocx-->

دارای دیدگاه توسط (296 امتیاز)

شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

۶.ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی: به منظور اجرایی کردن این ساحت می‌توانم مفاهیم دینی را درک و فهم کرد، پذیرفت و به پایبندی به آنها علاقه مند شد و دانش آموزان روخوانی قرآن را بیاموزند و دستوران آن را در زندگی به کار برند.
ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای: فهم مسائل اقتصادی را باید هر متربی درک کند و توان کار آفرینی داشته باشد و علاوه بر این من به عنوان معلم اخلاق حرفه ای را هم به آن‌ ها می‌آموزم.
ساحت تربیت علمی و فناوری: در این ساحت بهره گیری از نتایج تجربه های علمی بشری و اجرای آگاهانه فعالیت های علمی و پژوهشی را به دانش آموزانم می‌آموزم.
ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی: در این بخش باید تدابیر و اقداماتی جهت پرورش ایمان متربیان نسبت به مجموعه ای از باور ها ارزش ها شکل بگیرد.
ساحت تربیت زیستی و بدنی: در این بخش باید حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی صورت بگیرد همچنین حفاظت از محیط زیست و احترام به طبیعت از مهارت های این ساحت می‌باشد.
ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری: باید مهارت خلق آثار هنری در متربی ارتقا یابد و قوه ی خیال و عواطف رشد کند.

پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۷. من به عنوان معلم صداقت را در راس آموزش های خود قرار خواهم داد. من می‌توانم نمونه هایی از صداقت را در کلاس نشان داده و با تشکر از صادق بودن و گذشت کردن، فضای مناسب جهت صحبت در مورد این ویژگی را فراهم سازم.
همدلی از دیگر خصوصیاتی است که برای من اهمیت دارد، من دانش آموزانم را تشویق می‌کنم تا پشتیبان و همدل هم در همه‌ی امور باشند و پروژه و تحقیق هایی به آن ها می‌دهم که نیازمند همکاری و همولی باشد. مسئولیت پذیری از خصوصیاتی است که یک دانش‌آموز نیاز دارد آن را در خود تقویت کند تا در آینده زندگی موفق تری داشته باشد برای این امر می‌توانم الگو های مسئولیت پذیر و خوب را به آن‌ ها ارائه دهم و از بین برد ترس از اشتباه دانش آموز به حد زیادی به ارتقا مسئولیت پذیری در دانش‌آموز می‌انجامد.عدالت از دیگر ویژگی های مهم است. عادل بودن مفهوم اخلاقی است که باید در سنین پایین تر آموزش داده شود. می‌توانم دانش آموزان را در گروه بندی هایی قرار دهم و چارچوب های عدالت را مشخص کرده و موضوعاتی مطرح کنم که نیاز به عادلانه رفتار کردن داشته باشد.و در آخر احترام است که با تشویق کردن آن‌ها و با احترام گذاشتن به آن‌ها می‌توانم این خصوصیت را در آن‌ها تقویت کنم.

با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

۸. مبانی هستی شناسی: ویژگی ذاتی جهان موجودات،  فقرو نیاز محض به واجب الوجود است‌. این فقر ذاتی سبب می‌شود موجودات نه تنها در پیدایش بلکه در بقا نیز به ذات غنی واجب الوجود به طورابدی محتاج بمانند: همنطور که خداوند در آیه ۱۵ سوره فاطر میفرماید ما همه به ذات غنی پروردگار محتاجیم و باید در درگاه اون عرض نیاز کنیم و با این باور که پروردگار که عالم به همه امور است و همه امور را تدبیر می کند تدریس خود را انجام می‌دهم.
مبانی انسان شناسی: انسان فطرتی الهی دارد که قابل فعلیت دادن و شکوفایی یا فراموش شدن است: در این اصل میل به پرستش ، حقیقت و زیبایی جویی از گرایش فطری انسان است.
مبانی معرفت شناسی: اساسی ترین کار عقل درک مفاهیم کلی است: عقل و خرد یکیاز راه های مهم و اصلی نیل به شناخت است و باور به معاد نیز از راه عقل است.
مبانی ارزش شناسی: ارزشمند دانشتن هر عمل هم تابع حسن فعلی و هم وابسته به حسن فاعلی است: هر عمل اختیاری فرد باید عمل صالح باشد و انسان را به کمال برساند.

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

۹.باید به هر دانش آموزی در کلاس این فرصت داده شود که خودشان در فرایند بادگیری مشارکت کنند و از ایده ها و نظراتشان هم استفاده می کنم. من به عنوان یک معلم برای ایجاد محیط یادگیری همه جانبه بستری ایجاد می کنم که در آن دانش آموزان آزادی بیان داشته باشند. در یادگیری توجه به تفکر انتقادی و خلاقیت مهم است، من به دانش آموزان این فرصت را می‌دهم تا به طور خودآگاهانه به مسائل فکر کنند و راه حل های خلافانه پیشنهاد دهند. کلاس درسی به یادگیری تاثیر گذار تر خواهد رسید که در آن مشارکت و همکاری وجود داشته باشد پس من در تدریس بسیار به کار های گروهی اهمیت خواهم داد که در عین حال مهارت های اجتماعی در ان ها ارتقا می یابد.در کلاس درس من ، معلم نباید تنها کسی باشد که صحبت می‌کند. کلاسی موفق است که فضای آموزشی تعاملی داشته باشد، من سعی می‌کنم تا فضایی ایجاد کنم که دانش آموزان در طول کلاس درس فعالیت های گوناگون داشته باشند و با هم کلاس را پیش ببیریم.

شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱۰. ترک تکرار و خودکاری: از تکرار بی‌معنی در تدریس خود دور می‌شدم و به جای آن روش‌های جذاب و نوین برای یادگیری استفاده می‌کردم.
استفاده از فناوری: از فناوری به عنوان ابزاری برای ارتقا فرآیند یادگیری بهره می‌بردم و امروزه استفاده از فناوری از مهم ترین مهارت معلم به شمار می‌رود. رفع تفاوت‌های فرهنگی :از نادیده گرفتن ارزش‌ها و باورهای فرهنگی دانش‌آموزان خود خودداری می‌کردم و به جای آن به فهم عمیق‌تر از تفاوت‌ها و احترام به تنوع می‌پرداختم.
ترک انزوا و تقویت همکاری: از تدریس فردی دست برمی‌داشتم و به جای آن در تدریس همکاری های گسترده و به تبادل تجارب می‌پرداختم.
توجه به روش سنتی تدریس: به جای تمرکز به روش سنتی سعی می‌کنم نوآوری کنم و به روش های جدید آموزشی توجه می‌کردم.

در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

در تدریس چالش های غیر منتظره ای پیش می‌آید که اینجاست که معلم باید از خود مهارت نشان دهد. منعطف بودن در برابر چالش ها از اهمیت بالایی برخوردار است یعنی قابلیت سازگاری با تغییرات و نیاز های مختلف دانش آموزان نیاز های دانش آموزان ممکن است ثابت باشد ولی در طول زمان شکل آن تغییر می‌کند که معلم باید خود را با این تغییرات وفق دهد. تشخیص و پیشگیری زود هنگام می‌تواند به حد زیادی مشکلات را حل کند که به توانایی مدیریت معلم برمیگردد. برنامه های مناسبی برای تدریس خود دارم که در طول تحصیل آن ها را تکمیل نیز خواهم کرد و اگر با برنامه‌ریزی دقیق آن ها را اجرا کنم می‌توانم دستاوردهای خوبی در این عرصه داشته باشم.
<!--/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/clipdata/clipdata_bodytext_240116_002801_679.sdocx-->

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (416 امتیاز)

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

سید معین مومنی شیده دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه شهدای مکه هستم و در همین رشته کارم را به عنوان معلمی در شهر دماوند شروع می‌کنم.

از جمله ویژگی هایی که به عنوان یک معلم از نظر خودم می‌توانم داشته باشم،ارتباط خوب و موثر با دانش آموزان،تجربه ۱ سال و نیم تدریس در یک آموزشگاه زبان،یادگیری شیوه های مختلف تدریس از معلم های سابق خود،خلاقیت در تدریس یک سری مباحث درس زبان انگلیسی و ... است.

به نظر من هر کسی که در کارش موفق می‌شود که آن را بصورت منظم و با عشق انجام دهد و در مورد آن مطالعه و تحقیق کند و اطلاعات مهم و مفیدی از آن بدست آورد و در طول انجام آن کار از آنها استفاده کند،بنابراین من به عنوان یک معلم که به کارش علاقه دارد وظیفه دارم که فلسفه معلمی را بشناسم و ابعاد مختلف آن را در نظر بگیرم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

دیدگاه من به عنوان یک معلم این است که معلم از جایگاه بسیار ارزشمندی در جامعه برخوردار است زیرا یک فرد در جایگاه معلمی از مهمترین عوامل تعلیم و تربیت بشمار می‌رود.

بنظر من یک معلم می‌تواند الگوی بسیاری از افراد باشد. او با علم،مهارت و توانایی خود به دانش آموزان آموزش می‌دهد و توانایی این کار را دارد که دیدگاه آنها درباره مسائل و شرایط گوناگون را به کل تغییر بدهد.

یک معلم می‌تواند دانش آموزی را عاشق یک درس بکند و همچنین می‌تواند او را از همین درس متنفر کند.

این موضوع بر اساس شیوه تعاملی ای است که یک معلم از آن در کلاس درس و همچنین در خارج از آن استفاده می کند.

معلمان با افرادی سر و کار دارند که آینده کشورمان را می‌سازند بنابراین افکار،اخلاق،پوشش،گفتار ،کردار و تمام ابعاد شخصیتی آنها در تغییر و تحول نگاه و تفکر یک دانش آموز به مسائل مختلف تاثیرگذار است.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

این ارتباط معنادار که بین خداوند،جهان و انسان برقرار می‌شود یکی از پر اهمیت ترین انواع تعامل در مباحث فلسفی و همچنین مباحثی که به دین مربوط می‌شود است.

در این ارتباط خداوند نقش خود را به عنوان آفریننده جهان و انسان ها ایفا می‌کند و اما رابطه ای که بین انسان و جهان وجود دارد این است که انسان جزئی از یک کل است و به این معناست که جهان همان کل محسوب می‌شود و انسان بخشی از جهان هستی است.

من به عنوان یک معلم می‌توانم از این ارتباط در تربیت متربی به عنوان ابزار و وسیله‌ ای در آموزش اصول و مباحث دینی و اخلاقی استفاده کنم و مواردی که متربی باید در ارتباط با دیگران،جهان هستی و خداوند بداند را به او آموزش دهم و همچنین متربی را به سمت دستیابی به ارزش های اخلاقی مانند صداقت،عزت نفس،بخشش،عدالت و ... سوق دهم.

بنابراین یک معلم توانمند قادر به این است که این ارتباط را در برنامه آموزشی خود قرار دهد که دانش آموزان از آن سود ببرند.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من به عنوان یک معلم دوست دارم که دانش آموزان کلاس مطالب درسی که در کلاس ارائه می‌شود را به خوبی یاد بگیرند و علاوه بر گرفتن نمره خوب در آزمون پایانی،از آن مطالب در طول دوران تحصیلشان استفاده کنند.

همچنین می‌خواهم مواردی که به زندگی انسان مربوط است و فقط به درس و مدرسه محدود نمی‌شود را به آنها بیاموزم (مانند ارزش های اخلاقی،ارتباط با دیگران،تصمیم درست در شرایط سخت و ...) زیرا یادگیری این مطالب می‌تواند از مهمترین عوامل تاثیرگذار در زندگی هر انسانی باشد.

قطعا یکی از پررنگ ترین اهدافی که هر معلمی از جمله خود من دوست دارد که دانش آموزان او به آن دست پیدا کنند موفقیت در زندگیشان است.

این موفقیت جنبه های مختلفی دارد مانند موفقیت تحصیلی،موفقیت شغلی،موفقیت خانوادگی و ... .

رسیدن به هر یک از ابعاد موفقیت نیازمند تلاش بسیار و سختی کشیدن های فراوان است،به عبارتی یک دانش آموز برای اینکه به این هدف برسد باید خیلی از چیزها را فدا بکند و قید خیلی چیز ها را بزند و این سختی را به جون بخرد تا به آن قله ای که دوست دارد برسد.

یکی از زیباترین صحنه ها که برای من به عنوان یک معلم قابل مشاهده است، تصویر شخصی است که روزی دانش آموز من بوده و به هدف خود رسیده است و من این سعادت را داشتم که او را در این راه راهنمایی کنم.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به عنوان یک معلم اثربخش باید هم در کلاس درس و هم در خارج از کلاس خود را متعهد به کمک به دانش آموزان بدانم و بخشی از زمان خود را مختص راهنمایی آنها قرار بدهم.

بیشتر زمان کلاس به تدریس مطالب درسی اختصاص داده می‌شود،اما در خارج از کلاس من به عنوان یک معلم اثربخش این شانس را به دانش آموزان خود می‌دهم تا مشکلات خود را ( چه درسی و چه غیر از درسی) با من در میان بگذارند و من هم تلاش می‌کنم که دانش آموزان را یاری کنم و و از علم و تجربه خود برای کمک به حل مشکلات دانش آموزان، برای آنها به اشتراک بگذارم.

به عنوان مثال من در جایگاه معلمی وظیفه دارم که دانش آموزی که به علت مشکلات خانوادگی نمی‌تواند روی درس متمرکز شود را راهنمایی کنم تا او بتواند با نادیده گرفتن مشکلاتش در زمان مطالعه،تمرکز خود را روی درس بگذارد.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

ارتقا خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان یکی از وظایف مهم تربیتی است که به متربیان کمک می‌کند تا بینش و درک عمیق تری از مسائل مختلف داشته باشند و تصمیمات بهتری بگیرند.

من به عنوان یک معلم می‌توانم از راه های مختلفی برای این کار بهره ببرم.

به عنوان مثال یکی از مهمترین راه ها ترویج سوال پرسیدن و پاسخ دادن در دانش آموزان است.

سوال پرسیدن این شانس را به معلم و دانش آموزان می‌دهد که مطالب و نظرات بیشتری را باهم به اشتراک بگذارند و در مورد آنها فکر کنند و به یک جواب یکسان یا جواب های گوناگون دست پیدا کنند.من در جایگاه معلمی در این شیوه به دانش آموزانم شانس این را می‌دهم که پاسخی که من به یک سوال می‌دهم را به سادگی قبول نکنند و اگر نظری دیگر و یا نکته ای در مورد آن دارند بدون ترس و بصورت منطقی و محترمانه بیان کنند.

همچنین من از راه تشویق متربی به گفت و گو در این موقعیت استفاده می‌کنم تا دانش آموزان علاقه ی بیشتری به نگاه ریزبینانه به مسائل داشته باشند و در بحث های مختلف مشارکت کنند.

راه دیگری که من قادر به استفاده از آن هستم آموزش مهارت های حل مسئله است یعنی از علم و تجربه ی خودم در مورد مسائل مختلف که تا به حال با آن روبرو شدم و همچنین شیوه حل آن مسائل برای دانش آموزان به اشتراک بگذارم و دانش آموزان در مورد راه حل های استفاده شده تفکر می‌کنند و نظرات خود را در مورد حل مسئله بیان کنند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

من به عنوان یک معلم از این مهارت ها در هر ساحت ۶ گانه تربیتی بهره می‌برم:

۱-ساحت تربیتی اعتقادی،عبادی و اخلاقی:من مهارت های خودشناسی و دیگر شناسی برای پاسخگویی مسئولانه به نیازها و محدودیت ها با درک خود و دیگران

و همچنین از تلاش پیوسته برای حضور موثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی را کسب می‌کنم.

۲-ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:از دو مهارت درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهه خردمندانه با تحولات اجتماعی و همچنین مشارکت جمعی موثر در حیات اجتماعی و سیاسی با رعایت اصول حق طلبی،حفظ کرامت و عزت،ظلم ستیزی، و عدالت خواهی بهره می‌برم.

۳-ساحت تربیت زیستی بدنی:علاقه دارم تا مهارت های تلاش پیوسته جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران و همچنین کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیست و احترام به طبیعت را کسب کنم.

۴-ساحت تربیت زیباشناختی و هنری:مهارت های بهره گیری از تخیل خود در خلق آثار هنری با هدف حفظ و تعالی میراث هنری در سطح ملی و جهانی و همچنین زیبا سازی محیط زندگی و پیراستن آن از انواع زشتی معنوی،اخلاقی و زیست محیطی

۵-ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای:علاقه دارم که مهارت های مراعات قوانین و احکام معاملات و التزام به ارزش های اخلاقی و رعایت حق،عدالت و انصاف در روابط اقتصادی با دیگران و همچنین تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت اقتصادی خود و جامعه و تلاش برای بهبود پیوســته آن از طریق مشارکت ســازنده در فعالیتهای اقتصادی را کسب کنم.

۶-ساحت تربیت علمی و فناوری:به دو مهارت برنامه ریزی و اجرای آگاهانه فعالیتهای علمی پژوهشی برای دستیابی خود و جامعه به آینده مطلوب و همچنین شناخت و بهره­ گیری از نتایج تجارب متراکم بشری در حوزۀ علم و فناوری بر اساس نظام معیار اسلامی علاقه دارم تا آنها را کسی کنم.

من این مهارت ها را با مطالعه و شرکت در محافل علمی کسب می‌کنم و آنها را در کلاس درس به دانش آموزان آموزش می‌دهم.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

من به عنوان معلم تلاش می‌کنم تا متربی ام این مفاهیم را کسب کند:

۱-حس مسئولیت پذیری مثلا معلم از دانش آموزان می‌خواهد که یک فعالیت گروهی انجام دهند،در این صورت هر یک از اعضای گروه وظیفه ای دارد که باید آن را انجام دهد.حس مسئولیت پذیری به اعضای این گروه کمک می‌کند تا هر آنچه در توان دارند برای انجام وظیفه خود بگذارند و مسئولیت خود را به درستی انجام دهند.

۲_صداقت به عنوان مثال اگر دانش آموزی تکلیف خود را انجام نداده است آن را صادقانه بیان کند و از دروغ گفتن بپرهیزد.

۳-احترام یک دانش آموز باید هم به معلم و هم به همکلاسی هایش احترام بگذارد

۴-عدالت دانش آموزان باید بیاموزند که عدالت و برابری را در هر شرایطی لحاظ کنند و حق کسی را ضایع نکنند.

۵-رعایت قوانین دانش آموزان باید یاد بگیرند که قوانین کلاس درس،مدرسه،جامعه و ... را رعایت کنند و در کل به قوانین وضع شده احترام بگذارند.مثلا اگر قانون یک کلاس این است که دانش آموزی که ۳ جلسه تکلیف نیاورد باید جریمه شود،همه ی دانش آموزان موظف هستند به این قانون احترام بگذارند و اگر این اتفاق برای هر کدام از آنها افتاد جریمه خود را بپذیرند.

دارای دیدگاه توسط (416 امتیاز)

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

این اصول در اولویت فکری من به عنوان یک معلم قرار دارد:

هستی شناسی: نظام علت و معلول و سبب و مسّبب بر جهان هستی حاکم است.این اصل بسیار مهم است زیرا نشان دهنده رابطه علّی است مانند رابطه علّی بین پدیده ها و اجزای جهان.

انسان شناسی:انسان بر حسب فطرت و آفرینش، جویای همه مراتب کمال ( تا حد بی نهایت)است.انسان در کل رسیدن به موفقیت و کمال را دوست دارد مانند موفقیت و سعادت تحصیلی و شغلی.

معرفت شناسی: علم در عین ثبات (از منظر معلوم)، دارای ویژگی پویایی(از منظر عالم) است.این اصل برای یک معلم از جمله من بسیار مهم است زیرا که معلم ها موظف هستند که مطالب علمی را به دانش آموزان انتقال دهند و با اینکه علم چیزی ثابت است اما پویایی آن حفظ می‌شود.

ارزش شناسی:یکی از ویژگی های مهم حیات طیبه ، توازن و اعتدال در ابعاد مختلف آن است.

این اصل علاوه بر اهمیت زیادی که در زندگی هر فرد و حیات طیبه دارد،در دوران تحصیل نیز کاربرد دارد.به عنوان مثال یک دانش آموز باید توازن را در درس خواندن،تفریح کردن،ورزش کردن،انجام تکالیف،کارهای روزمره و ... رعایت کند و کل زمان خود را مخصوص یکی از ابعاد قرار ندهد.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار تدریس من به عنوان یک معلم روشی است که علاوه بر شامل بودن معلم به عنوان یکی از ارکان اصلی آموزش و همچنین از عوامل مهم تعلیم و تربیت،دانش آموزان نیز جزو عوامل آموزش باشند،یعنی دانش آموزان در هر بخش از آموزش نیاز به انجام فعالیتی دارند تا مبحث را به خوبی یاد بگیرند.به عبارتی این تکنیک هم معلم محور است و هم دانش آموز محور،که این تکنیک در درسی که من معلمش هستم یعنی درس زبان انگلیسی بسیار کاربردی است. مثلا این تکنیک یا شیوه در تدریس قسمت های مکالمه ی کتاب زبان انگلیسی به کار می‌رود به شیوه ای که هم معلم آن را تدریس می‌کند و هم دانش آموزان به خواسته ی معلم، خود را به جای شخصیت های آن داستان می‌گذارند و باهم آن مکالمه را تمرین می‌کنند.

 و به نظر من محیط مدرسه وقتی یک محیط همه جانبه یادگیری به شمار می‌رود که من به عنوان یک معلم بتوانم از تمام امکانات و تجهیزات آن به عنوان مواد آموزشی در تدریس خود استفاده کنم.

 سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱-آموزش سنتی را ترک میکردم زیرا روش های نوین تاثیر بهتری در یادگیری دانش آموزان دارد

۲-تنبیه های فیزیکی و واکنش های ناامیدکننده ای که برخی معلمان انجام میدهند را انجام نمیدهم

۳-سخت گیری های بی‌موردی که در بعضی از مدارس توسط معلمان و مدیران مدرسه انجام می‌شد را کنار می‌گذارم و طبق اصول و قواعد مشخص برنامه خود را عملی می‌کنم.

۴-یکی دیگر از مسائلی که بدون شک برای من اذیت کننده است،انفعال یک سری از معلم ها در کلاس درس و هنگام تدریس است که این حرکت اشتباه ذوق و علاقه دانش آموزان نسبت به آن درس را می‌کاهد،پس من به عنوان یک معلم این انفعال را نمی‌پذیرم.

۵-مراسم صبحگاهی که در بسیاری از مدارس برگذار می‌شود را فقط به تلاوت قرآن کریم اختصاص می‌دادم و دانش آموزان بعد از آن راهی کلاس می‌شدند و نیاز نبود برای مدت طولانی در صف بایستند.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

من به عنوان یک معلم در آینده قطعا با چالش های بسیاری روبرو می‌شوم و شرایط مختلفی را چه در کلاس درس و چه در خارج از آن تجربه می‌کنم.

اما نکته مهم در برخورد با این چالش ها نحوه روبرو شدن و عبور از آنهاست که من اگر طبق اصول و مبانی ذکر شده عمل کنم،از معلمان با تجربه تر راهنمایی بگیرم و همچنین طی هر سال تدریس تجربه خودم را بالا ببرم،به نظر خودم می‌توانم بسیاری از این چالش ها را با موفقیت پشت سر بگذارم.

طبیعتاً به عنوان یک معلم دوست دارم موفقیت های زیادی کسب کنم و دستاورد های بسیاری در طی دوران کاری خود داشته باشم ولی مهمترین دستاوردی که در ذهن و قلب خود دارم،رضایت دانش آموزان از من است.

محبوبیت نزد دانش آموزان یکی از مهمترین آرزوهای من در زندگی است و در صورت رسیدن به آن می‌توانم ادعا کنم که به موفقیت بسیار بزرگی دست پیدا کردم.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (236 امتیاز)
پاسخنامه سوالات استاد عابدی

مقدمه

اینجانب علیرضا مرادی نیا متولد ۱۸ اسفند ماه ۱۳۸۲ زاده تهران هستم.بنده معلم زبان انگلیسی هستم و بزودی در منطقه۱۶ استان تهران فعالیت خود را آغاز خواهم کرد.اینجانب با قد ۱.۷۹متر دارای شخصیت نسبتا جدی،آرام و صبور می‌باشم.

از آنجا که هر کدام از نه تنها معلمان بلکه انسان‌ها دارای شخصیت و ویژگی های متفاوتی می‌باشد،این لازمه به وجود می‌آید که هر معلم بستگی به ویژگی های خود،دانش‌آموزان و شرایط مورد نظر یک فلسفه معلمی مورد نظر داشته باشد تا بتواند مراحل و اعمال مورد نیاز را براساس آن اجرا کند.همچنین داشتن بیانیه های متناسب می‌تواند به سایر معلمان تازه کار که آشنایی کافی با نحوه تدریس به اقشار مختلف در شرایط متفاوت را ندارند کمک نموده و یک پایه و اساس مناسب را به منظور آغاز کار تدریس برای آن‌ها فراهم نماید.به همین منظور داشتن فلسفه‌ی معلمی و تربیتی مناسب را می‌توان یکی از مهمترین وظایف معلمان دانست.

 شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

:همانطور که تمامی ما توسط والدین خود تربیت می‌شويم و می‌آموزیم که حداقل کار ما نگه داشتن احترام آنان می‌باشد، همین مسئله نیز باید در مورد معلمان در نظر گرفته شود تا به آنجا که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‌فرمایند:هر کس که به من دانشی بیاموزد مرا بنده خود کرده است.

بر همین اساس معلم به عنوان یک تربیت کننده ، الگو و راهنما باید دارای بالاترین مراتب یک جامعه قرار بگیرد به گونه ای که مرتبه‌ و جایگاه او توسط جامعه مورد احترام باشد و نیاز های مادی چالشی برای او ایجاد نکند.

در مورد نقش معلم در جامعه نیز همانطور که در متن بالا اشاره کردم،معلم باید در جامعه به عنوان یک الگوی متین ظاهر شود به عنوان مثال در یک جامعه اسلامی معلم باید پیرو ارزش‌های اسلامی و به دنبال دستیابی به حیات طیبه باشد و در این مسیر وظایف خود رانیز به نحو احسنت اجرا نماید تا جامعه نیز مسیر او را دنبال کند.

ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

 و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟همانطور که تمامی ما می‌دانیم آفرینش هر کدام از آفریده‌های خداوند متعال دارای هدف وعلت است.باتحلیل و بررسی علت این آفريده ها می‌توان معنای هستی ،زندگی و جهان و ارتباط آن‌ها را با خداوند متعال کشف کرد و به الگویی که برای زندگی توسط خداوند متعال به منظور دستیابی به زندگی والا نازل شده است دست پیدا کرد.البته با نازل شدن قرآن کریم این الگو به صورت بسیار ساده تری قابل درک و اجرا قرار گرفت به گونه‌ای که با مقداری تحلیل و تفسیر می‌توان آنرا برای تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان به کار برد.به منظور استفاده از این الگو ابتدا باید به اهداف آن پی برد و سپس مسیر و فرایند های مورد نیاز برای رسیدن به اهداف آن را با تئوری پردازی و آزمون و خطا طراحی کرد و همچنین باید در نظر گرفت که این فرایند ها برای چه قشری و با چه سنی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا تاثیر آن‌ها را به حداکثر رساند.

اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

دستیابی به اهداف شخصی که مغایر حیات طیبه نباشد و در چهارچوب آن قرار بگیرد.شاید سؤال به وجود بیاید که یک معلم زبان چگونه می‌تواند در راستای حیات طیبه نقش داشته باشد؟در پاسخ این سؤال باید اندکی به متون قبلی دقت کنیم.همانطور در مقدمه معلم را به عنوان یک شخصیت الگو و راهنما معرفی کردم اینجا نیز یادآوری می‌کنم که افرادی که خود را به عنوان الگو در جامعه قرار می‌دهند، به طور ناخواسته توسط دیگران مورد تقلید قرار می‌گیرند.به عنوان مثال معلم زبانی در نظر بگیرید که در راستای حیات طیبه زندگی می‌کند،خوش اخلاق،سختکوش و کاریزماتیک است.اخلاقیات این معلم از نحوه لباس پوشیدن،رفتار،زبان بدن و نحوه صحبت کردن توسط دانش آموزان و در برخی مواقع دانشجويان مورد تقلید قرار می‌گیرد به گونه ای که حتی می‌تواند اخلاقیات منفی که از والدین به دانش‌آموزان سرایت پیدا کرده است را جایگزین نماید.البته اگر معلم یک شخصیت منفی و ناخوشایند داشته باشد همچنان تاثیرات خود را بر دانش‌آموزان خواهد گذاشت.

نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

همانطور که در بخش بالا اشاره شد معلم مورد تقلید قرار می‌گیرد پس یک معلم باید به طور پیوسته چه در داخل و چه در خارج کلاس باید به نحوه رفتار و برخورد خود توجه نماید‌.

در پیش از آغاز کلاس یک معلم باید الگو و برنامه مشخص برای جلسه کلاس داشته باشد که با توجه به منابع انتخابی و زمان دردسترس طراحی شده است.همچنین باید معلم از قبل کلاس نحوه زبان بدن و پرسش و پاسخ در کلاس رانیز از پیش طراحی کند.

در داخل کلاس درس، معلم ابتدا باید با سلام و احوالپرسی توجه دانش‌آموزان را به خود جلب کند تا توجه آن‌ها به مطالب درسی افزایش پیدا کند.نحوه تدریس باید ساده و مبتنی بر تمرین باشد،همچنین باید دانش‌آموزان حضور فعال در کلاس داشته باشند تا کلاس به‌طور مفید و آموزنده اجرا شود.در تمام طول کلاس معلم باید به نحوه برخورد خود دقت نماید.پس از پایان کلاس معلم نباید ارتباط خود با دانش‌آموزان را قطع و همچنين تا جای ممکن نباید رفتار ناخوشایندی از خود بروز نماید تا این الگوی تقلیدی دانش آموزان پابرجا باقی بماند.

چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

ابتدا باید زمینه خردورزی و انتقاد فراهم شود.یکی از اصلی ترین روش‌ها که امروزه برای ایجاد این محیط استفاده می‌شود،برگذاری کلاس به‌صورت همه پرسی است.یعنی معلم سر فصل مورد نظر را معرفی می‌کند و مدتی زمان به دانش‌آموزان یا دانشجویان داده می‌شود تا به‌صورت آزادانه و در گروه‌های مختلف به بحث و گفت‌وگو در مورد مطلب مورد نظر بپردازند.پس از پایان مهلت داده شده ،معلم با پرسیدن سوالات هدفمند از دانش‌آموزان یا دانشجویان می‌خواهد که مطلب را توضیح دهند و البته این مطلب را نیز یادآوری می‌کند که در طول پاسخ ها هرکسی که سؤال یا انتقادی داشت باید از پاسخ دهنده بخواهد که به او پاسخ دهد.

در صورت عدم توانایی پاسخ دهنده به سؤال یا انتقاد بیان شده ،معلم از فرد دیگری که هم فکر با اوست می‌خواهد تا به سوالات پاسخ دهد.با اجرای چنین برنامه ای در زمان مشخص و در مباحث مورد نظر می‌تواند باعث تشویق دانش‌آموزان‌ به خردورزی و انتقاد شود.

شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

 ۱-ساحت تربیتی،عبادی و اخلاقی:در این ساحت یکی از موارد توانایی توضیح و توصیف آگاهانه در مورد دین اسلام است.یک معلم باید دارای علم حدودی نسبت به دین باشد یا اینکه دسترسی به منابع معتبر به منظور پاسخ‌دهی به شوالات را داشته باشد.یکی دیگر از مهارت‌های دیگر مربوط به این ساحت این است که معلم بتواند کلاس خود را بر اساس اعتقادات اسلامی اجرا نماید.

۲-ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای:یکی از مهارت‌های مربوط به این ساحت درک مسائل اقتصادی جامعه و افزایش آگاهی و آمادگی دانش‌آموزان نسبت به این مسائل است.مهارت دیگر مربوط به این بخش آگاه کردن دانش‌آموزان و دانشجویان نسبت به روش های متفاوت به منظور کسب درآمد و معاش از راه تدریس و معلمی است.

۳-ساحت علمی و فناوری: آگاهی نسبت به پیشرفت‌های به دست آمده در حوزه تدریس و توصیف این پیشرفت‌ها.استفاده از این پیشرفت‌ها در صورت امکان به ویژه در فرایند آموزشی مانند استفاده از روش‌های جدید آموزش زبان.

۴-ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:مطالعه و آشنایی با فرهنگ ها و آداب و رسوم رایج در مناطق مختلف کشور و استفاده از این علم به منظور برخورد بهتر با دانش‌آموزانی که از فرهنگ‌های متفاوت پیروی می‌کنند.همچنین داشتن مطالعه و آگاهی دائم نسبت به مسائل روز سیاسی و اجتماعی کشور و توضیح و توصیف برای دانشجویان به منظور رفع ابهامات.

۵-ساحت تربیت زیستی و بدنی:داشتن آگاهی نسبی از فیزیک بدن و علم محدود در مورد مسائل زیستی متفاوت به منظور پاسخ به سؤالات دانش آموزان.همچنین رعایت اصول تغزیه و ترویج تغذیه مناسب میان دانش‌آموزان و دانشجویان.

۶-ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری:آگاهی و به روز بودن نسبت به هنرهای نوین و مسائل پیرامون آن‌ها و داشتن قدرت تخیل و پردازش به منظور استفاده در تدریس و آموزش مانند شبیه سازی و roleplay

پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

مهمترین مفهوم اخلاقی عدالت و عدالت خواهی است.این مفهوم اخلاقی را می توان با ایجاد عدالت در کلاس درس و تشویق هر فرد به میزان تلاش و تنبیه هر فرد به میزان کوتاهی او آموزش داد.

نیکی و احسان یکی دیگر از مفاهیم مهم اخلاقی است.دانش اموز باید با محبت نسبی رو به رو شود تا به فرد و محیط جذب شود.همچنین این محبت می‌تواند نگاه و نحوه برخورد وی را در آینده تغییر دهد.

سومین مفهوم اخلاقی توانایی نه گفتن به حوس است.با بیان مثال ها و شرایط گوناگون و عواقب و نتایج دنباله روی کامل از حوس شخصی ، می‌توان جرقه‌ای از اندیشه و اراده پرهیز از حوسات نفسی در آنان بوجود بیاید.

راستی و راستگویی نیز یکی از مهمترین ارکان اخلاقی است که می توان با پرهیز از ادعا پردازی ها و خود بزرگبینی های بی بخردانه،به گسترش و رواج آن میان دانش‌آموزان منجر شد.

امانت داری و امین بودن نیز یکی از ارکان اخلاقی است که واسطه گسترش آن احسان و نیکی است تا زمینه را برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات توسط دانش‌آموزان و دانشجویان فراهم کند.وفاداری به تعهد و امانتداری نیز باعث گسترش این اخلاق میان دانش‌آموزان می‌شود.

با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

آرمانگرایی (ارزش شناسی)به عنوان یکی از اصول تربیت اسلامی مورد توجه ویژه قرار گیرد.هدف از تربیت رسیدن از مبدا به مقصد است و این آرمانگرایی است که ما را به پیشرفت در این مسیر تلقی می‌کند.به عنون مثال وظیفه یک معلم این است که آموزه های مورد نظر را به منظور رسیدن هدف مورد نظر به دانش‌آموزان آموزش دهد

 با بررسی علت آفرینش آفریده‌های خداوند متعال و تاثیرات آن‌ها برهم(هستی شناسی)می‌توان شرایط و نیاز های موردنیاز دانش‌آموز برای مواجه با محیط پیرامون را به او آموزش داد.

برخوردار بودن ازعلم با ارزش روانشناسی(انسان شناسی) یکی از لازمه های یک معلم موفق است.معلم باید بتواند در قدم اول با دانش‌آموز ارتباط برقرار کند تا بتواند چرخه دادستد دانش را بین خود و دانش‌آموز را به دست آورد.

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهمترین تکنیکی که در آموزش بنده برای آن به ویژه در اولین جلسه کلاس ارزش قائل هستم،نحوه بیان و استفاده از کاریزما است.علت این است که معلم در اولین رودرویی با دانش‌آموزان باید بتواند با تا جای ممکن ارتباط بر قرار کند و لفظ بیان موثرترین و کارآمد ترین روش برای ایجاد ارتباط دو طرفه میان معلم و دانش‌آموز است.

برای اینکه مدرسه به یک محیط آموزشی همه جانبه تبدیل شود ابتدا باید تمامی نیازهای دانش‌آموزان، بویژه دانش‌آموزان پایه‌های اول تا سوم را بررسی کنیم زیرا حداکثر میزان آموزش و یادگیری در این پایه ها به علت ذهن پویای دانش‌آموزان صورت می‌گیرد.پس از بررسی های لازم به این نتایجی دست می‌یابیم که نیازهای دانش‌آموزان را به چندین دسته از جمله نیازهای هنری و اخلاقی تقسیم می‌کند. برای پاسخ به این نیاز ها مدرسه باید امکانات و اساتید لازم را در اختیار داشته باشد.در صورت پاسخ به تمامی نیاز های یک دانش آموز در یک مدرسه در طول سال تحصیلی می‌توان گفت که آن مدرسه توانسته است محیط همه جانبه‌ای را برای یادگیری فراهم کند.

شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

محدود سازی معلم به یک مبحث:معلم باید بتواند تمامی تجارب خود رااعم از مربوط یا غیر مربوط به مبحث درس به دانش‌آموزان انتقال تا بتواند زمینه بیشتری برای ایجاد ارتباط با دانش آموز ایجاد کند.

حفظ کامل مطالب:دانش‌آموزان باید مطلب را بر اساس کاربرد و نیاز بیاموزند و باید از حفظ مطالب خودداری کنند البته در سال‌های اخیر سیاست‌های اثربخشی توسط آموزش و پرورش در این راستا اتخاد شده است.

سحل انگاری در اجرای قوانین:مدرسه محیط آموزش می‌باشد هر ابزار یا اعمالی که باعث اختلال در فرایند آموزشی شود باید مورد برخورد قرار بگیرد در غیر این صورت آموزش به طور موثر انجام نخواهد شد.

فرار از زیر بار مسئولیت: هر شخص اعم از مدیر،ناظم یا معلم باید وظیفه ای که به او سپرده شده است را به نحو احسنت انجام دهد در غیر این صورت نمی‌تواند توقعی از نظام اداری داشته باشد.

محدود سازی بیش از حد دانش‌آموز:در بالا بیان کردم باید قوانین کامل اجرا شود اما باید در ذهن داشت که حق سؤال و اعتراض دانش‌آموزان نباید از آن‌ها گرفته شود زیرا مانع از روشنفکری و افزایش یادگیری خواهد شد.

نتیجه‌گیری

با توجه به مطالب بیان شده می‌توانم بگویم که بنده راه‌حل چالش‌ها در نظام آموزی و یادگیری را در تفکر، نو آوری و آزمایش و تفسیر در سایه‌ی اسلام و قرآن می‌دانم و یکی از بهترین الگو های آموزشی را در آموزه‌هاي اهل بیت به ویژه امام صادق(ع) دانسته و بزرگترین دستاورد آینده خویش را تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان و دادن پاسخ کامل به تمامی نیازهای فرهنگی،اخلاقی و دینی آن ها و دستیابی به نظام آموزشی ایده آل اسلامی می‌دانم.
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (268 امتیاز)
اینجناب محمد حسین محمد پور دانشجوی معلمی رشته آموزش زبان انگلیسی هستم و

ان شاالله در آینده به عنوان دبیر زبان انگلیسی در مدارس شهرقدس استان تهران مشغول به کار

خواهم شد.

از مهم ترین و بارزترین ویژگی های حرفه معلمی که من در خود دارم و در حال تلاش برای تقویت این ها هستم می توان به اخلاق خوب و پسندیده اجتماعی متناسب با شخصیت معلم، صبر و شکیبایی در انجام امور مختلف مانند تدریس و مدیریت کلاس، انتقاد پذیری، داشتن سطح بالای علمی در زمینه تخصص خود(زبان انگلیسی) و در علوم مختلف دیگر مانند علوم تجربی(ریاضیات ،شیمی ، فیزیک و..)،علوم انسانی (جامعه شناسی ، روان شناسی و...)

علوم مذهبی( آشنایی با قرائت صحیح و تفسیر قرآن ، نهج البلاغه و...) ، داشتن علاقه و شوق معلمی و به کار بردن شاخه های مختلف هنر در این حرفه و... اشاره کرد.

بیانیه فلسفه معلمی یک نقشه شخصی هر معلمی است که در موارد مختلف مانند تدریس ،تربیت دانش آموزان ، مدیریت کلاس ، پیشرفت درسی می تواند به او کمک کند. در امر تربیت که رشد دادن و پرورش دادن استعداد های دانش آموزان از مهم ترین اهداف آن است داشتن یک برنامه سنجیده ضروری است. بنابراین داشتن این برنامه فلسفی از ملزومات پیشرفت در این حرفه محسوب می شود.

پاسخ سوال یک

معلم به عنوان یک شخصیت فرهنگی ، علمی ، اجتماعی ، انسانی و.. مقام بالایی در جامعه دارد . داشتن ویژگی هایی همچون اخلاق نیکو ، راهنما بودن، کمک کردن در زمینه های مختلف و ... از ویژگی های یک انسان بسیار باشخصیت است که یک معلم آن را به خوبی می تواند در جامعه اجرا کند و بسیاری از افراد را در جهت رشد شخصی و اجتماعی پیش ببرد. آموزش و پرورش مهم ترین رکن پیشرفت و تعالی یک کشور است که معلم در راس این سازمان وظیفه مهمی در قبال پیشرفت فرهنگ یک جامعه و سازندگی آن دارد .

پاسخ سوال دو

خداوند پروردگار جهانیان، سرچشمه هستی و زندگی و راهنمای همه مخلوقات در جهت رسیدن به هدف اصلی یعنی خشنودی خداوند و حیات طیبه است. خداوند در سویی زندگی نامتناهی و روح و جان قرار داده و از سوی دیگر زندگی محدود و متضاد. این تضاد هایی که در جهان وجود دارد متعلق به کثرت است و سرانجام به وحدت باز می گردد. جهان هستی همواره تحت خالقیت ، مالکیت، ولایت و ربوبیت پروردگار است و همه قدرت و توانایی ها در جهان سرچشمه از قدرت و اراده حقیقی اوست . انسان در فاصله بین جهان نامتناهی و جهان محدود قرار گرفته است و با استفاده از قدرت عقل و اندیشه ای که دارد رمز و رازی که در جهان طبیعت وجود دارد را کشف و تجربه می کند. معلم به عنوان راهنما و رهبر می تواند از ارتباط بین انسان و جهان و خداوند نقش الگویی داشتن را به کار ببندد به این معنی که هم در تدریس علوم و هم در تربیت متربی یک نقطه مشترک پیدا کند و این دو را به نوعی با هم ترکیب کند.

پاسخ سوال سه

از مهم ترین اهداف که از دانش آموزان (دانش آموزان من) انتظار می رود که پس از کسب علم و دانش و معرفت به آن ها دست پیدا کنند می توان به داشتن یک شخصیت با فرهنگ و با اخلاق و کمک کننده در جامعه، کسب مهارت علمی و متخصص شدن در زمینه مشخص، راهنمای مفید و سازنده بودن در زمینه های فرهنگی ، علمی، قرآنی و... ، یادگیری اینکه چگونه می توانند نقش الگو بودن و الگو پذیر بودن داشته باشند ، حفظ احترام متقابل در جامعه و همدلی و همراهی اشاره کرد. داشتن یک شخصیت نشان دهنده آگاهی و دانایی آن فرد است ، داشتن سطح علمی بالا و تخصص در رشته مورد نظر باعث افزایش کارایی فرد(متربی) می شود ، معلم در کنار اینکه آموزش می دهد همواره باید در حال یادگیری باشد و مانند یک متربی به حرف های سازنده دیگران عمل کند تا بتواند این کار سازنده را به متربی انتقال دهد، همدل و همراه جامعه بودن باعث پیشرفت فرهنگی و اجتماعی خواهد شد.

پاسخ سوال چهار

تاثیر مثبت داشتن بر دانش آموز در جنبه های مختلف زندگی او بسیار مهم است از این جهت که ما همواره باید در حال برسی وضعیت مختلف دانش آموزان خود باشیم و از حال و هوای آن ها غافل نشیم که این خود بخشی از اثرگذاری مثبت معلم است . در کلاس درس معلم با تدریس علم مورد نظر می تواند قوه استعداد دانش آموزان خود را در آن زمینه کشف و پرورش دهد ، آشنا کردن دانش آموزان با مسایل اخلاقی و انسانی و...که اگر این کارها صحیح انجام پذیرد نقش بسیار مهمی در رشد همه جانبه دانش آموزان خود داشتیم . بایستی که از حال و وضعیت دانش آموزان خود با خبر بوده و بر طبق آن عمل نماییم. در خارج از کلاس درس معلم می تواند مانند یک شخصیت برجسته فرهنگی عمل کند و آداب اجتماعی را در راستای پیشرفت و بهبود مسایل در جامعه اجرا کند و دانش آموز می آموزد که چگونه می تواند از معلم خود به عنوان یک انسان با فرهنگ یاد بگیرد و آن ها را به کار بندد.

پاسخ سوال پنج

برای اینکه بتوانیم درست از قوه عقل و اندیشه استفاده کنیم بایستی که راه صحیح استفاده از آن را بدانیم که بخشی از این یادگیری توسط معلم حاصل می شود. در مواجهه با هر مشکلی باید هر دو جنبه کلی منطق و احساس را استفاده کرد . استفاده از منطق و عقل در هر زمینه ای نیاز است تا بتوانیم با این جهان واقعی که داریم درست رفتار کنیم و با واقع بینی پیش برویم . من به عنوان معلم برای تقویت قوه خردورزی و اندیشه سعی می کنم مثال های واقعی که در زندگی هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد را توضیح بدهم ، برای مثال تحصیلات به عنوان یکی از معیار های سنجش علم و آگاهی می تواند بر آینده یک فرد تاثیر زیادی داشته باشد بنابراین تصمیم گیری منطقی و واقع بینانه در این مسیر ضروری و مهم است . برای تقویت تفکر انتقادی باید بدانیم که چگونه می توانیم یاد بگیریم و چگونه می توانیم از این یادگیری که بدست می آوریم استفاده کنیم ، همواره باید در نظر داشته باشیم که می توانیم موارد مختلفی را از دیگران بیاموزیم و آن ها را به کار ببندیم .

پاسخ سوال شش

برای ساحت تربیتی اعتقادی معلم باید به مهارت های قرآنی مسلط باشد. تسلط به قرایت صحیح قرآن و تفسیر آیات از مهم ترین پایه های این ساحت است . علاوه بر آن دانستن احادیث و روایات و توضیح آن ها نیز یک مهارت ضروری است .من به عوان معلم آشنایی با قرآن و روایات را بسیار مهم در جهت تربیت اعتقادی و اخلاقی می دانم. برای ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی آشنایی با مسایل روز در موارد مختلف مانند ساسیت ،علم و... ،مطالعه و آشنایی با مبانی علم جامعه شناسی و روان شناسی از مهم ترین مهارت ها برای تربیت در این ساحت است . برای ساحت زیستی و بدنی آشنایی با ورزش های مختلف و حداقل تسلط داشتن به یکی از رشته های ورزشی می تواند مفید و تاثیر گذار باشد . معلمی که در یک رشته ورزشی مهارت دارد با آموزش آن می تواند پیشرفت بیشتری را برای دانش آموزان داتشه باشد. برای ساحت زیبایی شناختی آشنایی با شاخه های مختلف هنری در زمینه های خطاطی ، نقاشی، طراحی ، بازیگری و... مورد تیاز است معلم با داشتن یکی از این مهارت ها می تواند علم خود را شیوا تر بیان کند.برای ساحت اقتصادی و حرفه ای آشنایی با علم اقتصاد و پایه های آن و تاثیر آن در زندگی افراد برای یاد دادن چگونگی پیشرفت مالی نیاز است. برای ساحت تربیت علمی و فناوری معلم باید در زمینه تخصص خود تسلط داشته باشد تا بتواند مطالب را درست به دانش آمموزان انتقال دهد.

پاسخ سوال هفت

یک اینکه اخلاق و رفتار را با توجه به جامعه و مسایل انسانی برای پیشرفت شخصیت خود داشت باشد . دو اینکه نسبت به دیگران احساس وظیفه کند و آن ها را کمک کند ، سه اینکه در راستای بهبود شخصیت خود انتقاد پذیر باشد تا بتواند بر علم خود افزایش دهد ، چهار اینکه سعی کند با صبر و شکیبایی کارهای خود را انجام دهد و این مورد را می تواند از معلم صبور خود بیاموزد. پنج اینکه کار گروهی و داشتن نقش سازنده را در خود تقویت کند که این مورد را معلم می تواند با داشتن فعالیت های کلاسی در دانش آموزان خود تقویت کند.

پاسخ سوال هشت

برای مبنای هستی شناسی باید بدانیم که جهان هستی واقعیت دارد ولی هستی منحصر به طبیعت نیست ، خداوند منشا تمامی مخلوقات مالک و خالق جهان است ، در جهان هستی کثرت وجود که در نهایت به وحدت باز خواهد گشت همه این موارد برای هستی شناسی نیاز است. برای مبنای انسان شناسی باید بدانیم که انسان مرکب است از جسم و روح ،حقیقت انسان روح اوست و کمال و جاودانگی به تقویت روح مربوط می شود ، انسان بر اساس فطرت خود جویای کمال تا حد بی نهایت است. برای مبنای معرفت شناسی باید بدانیم که اساسی ترین کار قوه عقل درک مفاهیم کلی است که انسان را در جهت شناخت حقیقت هستی پیش می برد ؛ علم انسان دارای اقسام حقیقی و اعتباری است و مراتب مختلفی دارد. برای مبنای ارزش شناسی باید بدانیم که اعتبار ارزش های حقیقی به عمل آدمی و نتایج آن بستگی دارد، ارزش ها انواع مختلفی دارند که با غایت اصلی زندگی یعنی قرب الی الله هم سوی هستند ، ارزشمند دانستن هر عمل تابع حسن فعلی و فاعلی است.

پاسخ سوال نه

هر معلمی شیوه و روش مخصوص خود را در زمینه تدریس و تربیت دارد . از مهم ترین روش های کلی (که برای من اهمیت دارد) خوش رویی و خوش برخورد بودن معلم با دانش آموزان و نزدیک بودن به آن ها و محبت کردن است که می تواند تاثیر بسیار بزرگی در تربیت و تدریس داشته باشد . با خوش رویی دانش آموزان می آموزند که چگونه می توانند محبت کنند و بگیرند و این خود به احترام متقابل و در نهایت به شکل گیری شخصیت دانش آموز می انجامد. مدرسه به عنوان محل اصلی آموزش علم و تربیت بایستی دارای ویژگی هایی همچون داشتن معلمان متخصص و با سواد در زمینه های مختلف ، ظرفیت های گوناگون برای شکوفایی استعداد ها و محلی برای انگیزه دانش آموزان باشد . اگر مدرسه چنین ویژگی هایی داشته باشد هر دانش آموزی می تواند آز آن به بهترین شکل استفاده کند و پیشرفت کند.

پاسخ سوال ده

یک معلم تحول گرا در راستای بهبود مسایل آموزشی و تربیتی می تواند شیوه های مخصوص خود را داشته باشد که بهتر بتواند آن چیزی را که می خواهد در دانش آموزان خود زمینه سازی کند اجرا کند. اگر فعالیت گروهی انجام می شود که موثر و مفید نیست بهتر است از آن وقت جور دیگری استفاده کرد ، استفاده از روش های نوین و جدید در آموزش و کنار گذاشتن روش ها وسنت های قدیمی، تدریس اصولی و علمی در کلاس برای پیشرفت تا داشتن برنامه های فوق العاده درسی که ممکن است مفید نباشند و پرهزینه باشند، تربیت دانش آموزان از روش های صحیح خود و ترک روش هایی مانند تنبیه یا اهانت به دانش آموز و نداشتن اصرار بر اینکه یک دانش آموز باید در همه زمینه های درسی موفق و پیشتاز باشد باید بیشتر به کشف علاقه و استعداد پرداخته شود.

نتیجه گیری

هر شغلی سختی خود را دارد اما معلمی از سخت ترین آن هاست که از عهده هر کسی بر نمی اید. یک معلم موفق همواره سعی می کند بهترین مسایل در جنبه های مختلف علمی ؛ فرهنگی و اجتماعی را بیاموزد ، همواره سعی می کند اخلاق خوب و سازنده ای داشته باشد ، دارای تفکر خلاق است . یک معلم با ویژگی های فوق می تواند با بیشتر چالش ها و محدودیت هایی مانند تربیت صحیح دانش آموزان ، نقش داشتن در زندگی آنها و... مقابله کند و راه درست را کشف کند . چنین معلمی همواره در زندگی خود دستاورد های بزرگی مانند نقش داشتن در تربیت گوشه ای از مردم جامعه را دارد که نسبت به بقیه شغل ها و افراد کار بسیار ارزنده و آینده سازی کرده است .

موفق باشید. محمد حسین محمد پور
1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (396 امتیاز)
مقدمه

بنده حسین عالمی رستمی هستم از گروه 23 آموزش زبان انگلیسی واحد شهدای مکه دانشگاه فرهنگیان و بناست تا خدمتم را در منطقۀ 18 تهران ادامه دهم. یادم می‌آید از کودکی به اسباب‌بازی‌های خودم درس می‌دادم. به دلیل اینکه از متربیان درس‌خوان بودم، خیلی از دوستانم سوالات درسی خود را از من می‌پرسیدند و من از همان موقع احساس وظیفه کرده و سعی می‌کردم از معلومات به دوستانم یاد دهم. بنابر اینکه من حدودا 10 سال زبان انگلیسی را خوانده بودم، اکثریت این سوالات دوستانم از درس زبان انگلیسی بود. بعد از توضیحاتم، متوجه این موضوع شدم که بچه‌ها متوجه صحبت‌های من بوده‌اند. این قضیه من را مسرور می‌کرد که می‌توانستم به دوستان درس بدهم. با توجه به علاقۀ شخصی به درس زبان و نتیجه‌ای که دیده بودم، رشتۀ آموزش زبان را انتخاب کردم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

علاوه بر تقدس امر معلمی، به نظر بنده یک معلم در یک جامعه، جایگاه ویژه‌ای دارد. این جایگاه ویژه به دلیل داشتن نقوش مهمی‌ست که یک معلم و مربی ایفا می‌کند. یک معلم همزمان نقش یک مدیر، یک راهنما، یک الگو، یک پدر یا مادر، یک ناظر، یک برنامه‌ریز، یک محقق، یک اصلاحگر، یک مشاور، یک قاضی، یک روانشناس، یک رهبر و هزاران هزار نقش دیگر را ایفا می‌کند. معلمی موفق است که بتواند بهترین خودش در عرصات بیان شده باشد. یک معلم وقتی بتواند بهترین کیفیت تدریس را ارائه دهد، طبعاً بهترین کیفیت یادگیری هم در متربیانش شکل می‌گیرد. به همین دلایل، یک معلم در جامعه جایگاه بسیار مهمی دارد و درکل قشر فرهنگی هر کشوری، یکی از مهمترین قشور آن جامعه و کشور است و می‌تواند اثرات به شدت موثری در افراد جامعه که شامل متربیانش هم می‌شوند داشته باشد؛ اما این امر نباید باعث غره شدن معلم بر خود شود زیرا فقط و فقط در حال انجام وظیفه و ایفای نقشش هست.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

هرکاری فلسفۀ خودش را دارد. درواقع تمام رشته‌های انسانی دارای فلسفه هستند. معلمی هم یکی از این رشته‌هاست اما برای رسیدن فلسفۀ معلمی هرکسی، باید فلسفۀ هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و ارزش‌شناسی آن فرد را بررسی کنیم. همگی ما قائل به این قضیه هستیم که این جهان یک خدایی دارد که آن را خلق کرده است. درواقع خدا هر آنچه که ما می‌بینیم را خلق کرده و با اراده و اختیاری که به ما داده، توانایی استقاده از انها را هم به ما داده است.از یک جنین گرفته تا رستخیز طبیعت همگی از آن اوست و در این رابطه ما همگی در آفرینش و بقا به خدا نیازمندیم. هر نعمتی که داریم امانتی‌ست از سوی خدا که ما باید به عنوان خلیفه‌الله روی زمین از انها مراقبت کنیم. وقتی به این امر قائل شویم، در می‌یابیم که متربیانی که تحت نظر داریم، امانت خدا هستند و باید به بهترین نحو ممکن رسالتمون رو در حقشان تمام کنیم. می‌توانیم در امر تعلیم و تربیت از نعمات خدا مانند طبیعت استفاده کنیم تا به متربیانمان از این طریق درس خدا شناسی هم بدهیم.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

منطقاً ابتدایی‌ترین هدف هر معلم، یاد دادن صحیح مبحث و انتظار یادگیری صحیح متربی‌ست. معلم با در نظر داشتن اهداف شغلی‌اش که مهم‌ترین آن‌ها راهنمایی متربی، نشان‌دادن راه درست زندگی، تعلیم مباحث مورد نظر و نهایتاً کمک به متربی در راه رسیدن به حیات طیبه است، می‌تواند به نحو احسن کارش را انجام دهد. در این میان یک‌سری کارهایی وجود دارند که معلم انتظار دارد متربی‌اش انجام دهد. به فرض مثال یکی از این اهدافی که به شخصه دارم این است که متربی بنده بتواند ارتباطی بین مباحث قبلاً تدریس شده و مباحثی که قرار است تدریس شود پیدا بکند تا بتواند یادگیری فعالی داشته باشد. تحقیق و جست‌وجو دربارۀ مطالبی که می‌شنود یا می‌خواند از اهدافی‌ست که انتظار دارم متربی بنده به آن دست پیدا کند و هر مطلبی را به سادگی قبول نکند مگر اینکه راجع‌به آن تفکر انتقادی داشته باشد؛ حتی مطالبی که بنده سر کلاس بیان می‌کنم. انتقاد و پیشنهاد راجع‌به نحوۀ مدیریت کلاسم را به شرط منطقی بودن و سازنده بودن پذیرا هستم و دوست دارم متربی‌ام بتواند با آزادی بیان و بدون توهین انتقادش را بیان کند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

بنده به عنوان معلم، نقوش مختلفی را ایفا می‌کنم. هر کدام از این نقش‌ها، وظایفی را به دنبال دارند که بنده باید به آنها متعهد باشم. درکلاس درس باید یک مدیر، یک ناظم، یک انتقال‌دهنده مفاهیم، یک منتور، یک ارزیاب، یک قاضی، یک روانشناس، یک پیشگیر، یک تسهیلگر و یک طراح باشم در صورتی در خارج از کلاس درس نقش یک الگو، یک میراث‌دار، یک میانجی‌گر، یک متعلم و یک برنامه ریز را ایفا می‌کنم. متربیان به تمامی این نقش‌ها دقت کرده و بنده را به عنوان معلمشان تحت نظر دارند. به نظر بنده اگر یک معلم وظایفی که این نقش‌ها در پی دارند را به خوبی انجام دهد، معلمی‌ست موفق. معلمی‌ست که متربیان با او به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند و به او و کلاس درسش علاقه‌مند می‌شوند. یک معلم می‌تواند هم اثرات مثبت هم منفی در زندگی متربی‌اش داشته باشد. معلمی که بتواند این نقش‌ها را به خوبی ایفا کند، می‌تواند ادعا کند که اثراتی که بر زندگی متربیانش گذاشته است، مثبت است.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

ابتداً باید عرض کنم که بچه‌های این دوره و زمانه و این عصر به صورت انتسابی، خیلی پرسشگر تر و متفکر تر از نسل‌های قبلی‌شان هستند اما برای ارتقا این امر در کلاس درس باید از آن‌ها سوال شود. به نظر بنده بهتر است اول اطلاعاتی راجع‌به علایق دانش‌آموزان کسب کنیم تا با پرسیدن سوال‌هایی مربوط به موضوعات مورد علاقه‌شان، آن‌ها را به تفکر انتقادی و پرسشگری راجع‌به سوالات مطرح شده وا داریم. باید یاد بگیرند تا هرچیزی که می‌شنوند یا می‌خوانند یا می‌بینند را باور نکنند مگر اینکه به آن به صورت انتقادی فکر کرده و با عقلشان پیش بروند. حتی ممکن است بنده به عنوان معلم، عامداً مطالبی اشتباهی را مطرح کنم تا ببینم ایا متربی من می‌تواند با تفکر راجع‌به آن موضوع اشتباه، غلط بنده را درست کند یا خیر. اگر بتواند این امر را به درستی انجام دهد پس به مرحله تفکر انتقادی و خردورزی رسیده است.
سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

یکی  از این ساحت‌های شش‌گانه، ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی‌ست. درواقع هم معلمان هم متریان باید تلاش مکرر برای حضور سازنده دین اسلام در زندگی‌شان را داشته باشند و بتوانند به صورت آزادانه و آگاهانه، دین اسلام را بپذیرند و به عنوان معلم باید متریبان را با وجوه مختلف دین اسلام آشنا کنیم. مثلا می‌توانیم مطالعات دینی را افزایش دهیم و راجع‌به مطالعات سوال پرسیده و راجع‌به سوال ها تحقیق کنیم. برای ساحت اقتصادی و حرفه‌ای می‌توانیم به خواندن کتاب اقتصادی رو بیاوریم و تحقیقاتمان را در این زمینه افزایش دهیم. ساحت بعدی، ساحت علمی و فناوری‌ست که میتوانیم در کلاس های ICDL شرکت کرده و مهارت فناوری را افزایش دهیم. در ساحت اجتماعی و سیاسی، باید مطالعات سیاسی را افزایش دهیم و هرچه میشنویم و میبینیم را سریع نپذیریم بلکه تحقیق و تفکر انتقادی داشته باشیم. در ساحت زیستی و بدنی باید در کلاس های ورزشی شکرت کرده و مطاعلات راجع‌به سلامت را افزایش دهیم. من به عنوان معلم باید درک درستی از پدیده ها و رویداد های طبیعی و ارتباط ان ها با خدا و انسان داشته باشیم و انواع هنر آشنا باشیم تا بتوانیم در ساحت زیبایی‌شناختی و هنری آنها را با هنر و زیبایی آشنا کنیم. میتوانیم در کلاسهای هنری شرکت کرده و فلسفه ی زیبایی شناختی را مطالعه کنیم.
دارای دیدگاه توسط (396 امتیاز)

<!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA <![endif]--><!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 10]> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; mso-bidi-font-size:14.0pt; font-family:"Californian FB",serif; mso-font-kerning:1.0pt; mso-ligatures:standardcontextual;} <![endif]-->

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

در پاسخ به این سوال باید اولاً مفهوم جامعه و اخلاق را تبیین کرد تا ببینیم چه مفاهیمی را شامل می‌شوند. از آنجا که انسان موجودی‌ست اجتماعی، قطعا به جامعه نیاز دارد. حالا جامعه عبارت است از مجموعه‌ای از انسانها که با توجه به عقاید، باورها، ارزش ها و در کل فلسفه‌های گاه مشابه و یا گاه متناقض  کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. از طرفی اخلاق به نظر بنده یعنی یک‌سری ویژگی‌هایی که در فرد به صورت عادت در آمده و ناخودآگاه افراد انجام می‌دهند. حال جوامع یک‌سری ویژگی‌هایی دارد. من به عنوان معلم ابتدا به ساکن باید دارای این ویژگی‌ها باشم تا بتوانم انتظار داشته باشم که متربی‌ام هم به آن پایبند باشد. به عنوان مثال عدالت یکی از مفاهیم اجتماعی‌ست. باید بتوانم به عنوان معلم در کلاسم عدالت را برقرار کنم تا متربی‌ام بتواند خارج از کلاس درس و حتی داخل آن عدالت را برقرار کند. همانطور که قبلا اشاره کردم، معلم یک قاضی‌ست. مورد بعدی درست‌کاری‌ست. به عنوان معلم باید علاوه بر درس زبان انگلیسی به متربی‌ام درس درست‌کاری بدهم تا بتواند به مراتب حیات طیبه نزدیک و نزدیک‌تر شود. صداقت، دوستی، خیرخواهی، دوری از کبر و غرور و ... از ویژگی‌هایی‌ست که امیدوارم بتوانم به درستی آن هارا اجرا کنم تا متربی ام آن هارا کسب کند.


سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

در مبحث هستی‌شناسی، توجه به اینکه خدا منشا و مبدا همه چیز است و واجب‌الوجود است و همه چیز متعقل به اوست و متربیان ما امانت خدا هستند به ما. در انسان‌شناسی اینکه انسان مرکب است از جسم و روح و خیلی با ارزش است و در حال تغییر و دگرگونی است پس ممکن است متربی بنده حالات مختلفی داشته باشد و من معلم باید با آن کنار بیایم. در مبحث معرفت‌شناسی، توجه به عق به عنوان وسیله‌ای برای درک مفاهیم کلی ور مد نظر خواهم داشت و سعی میکنم با متربیانم تفکر انتقادی را کار کنم و این ویژگی را در انها گسترش دهم و نهایتاً در بحث ارزش‌شناسی توجه به حیات طیبه و مراتب آن و کمک به متریان و یاری کردن آنها در راه رسیدن به این مرتبه از زندگی که وضعیت مطلوب زندگی بشر است.


سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

با توجه به اینکه بچه‌های نسل جدید به شدت خودرای هستند و خیلی ارتباط دوستانه‌ای با کتاب‌های درسی و مدرسه برقرار نمی‌کنند، مهمترین روشی که بنده انتخاب خواهم کرد، ایجاد رابطه دوستانه با متربی و جذاب کردن محتوای درسی با استفاده که ساحت علمی و فناوری و ... خواهد بود. فضای یادگیری همه جانبه اما به نطر بنده، فضایی‌ست که تمامی کادر آموزشی اعم از مدیران، معاونان، معلمین و همینطور والدین ارتباط خوبی باهم داشته باشند و در صدد تامین نیاز های متربی باشند و همکاری‌های لازم را به کار ببندند. هرگاه این ارتباط قوی بین اعضای مدرسه و والدین و همچنین بین معلم و متربی برقرار شود، فضای یادگیری درست و همه جانبه خواهد بود.


سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

یکی از کارهایی که از انجام آن امتناع می‌کردم، تدریس این کتب درسی بود. این کتاب‌های زبان مدرسه که با عنوان‌ها prospect  و vision در مدارس ایران تدریس می‌شوند، هیچ محتوای جذابی ندارند تا متربی با آن ارتباط برقرار کند. یکی دیگر از کارها، امتحان گرفتن است که با آن مخالفم. به عنوان معلم باید به خودم به قدری اطمینان داشته باشم که وظایفم را درست انجام دهم و نقوشم را درست ایفا کنم. اگر بتوانم اینکار را انجام دهم، یادگیری برای متربی اتفاق می‌افتد و نیازی به امتحان گرفتن نخواهد بود. مورد سوم این است که در مدارس ایران و مخصوصا در درس زبان انگلیسی، فقط و فقط کتاب درسی تدریس می‌شود ولی بنده اینکار را نمی‌کنم و روی مهارت‌های دیگری که در زبان انگلیسی وجود دارد مانند مهارت خواندن، شنیدن، نوشتن و حرف زدن کار خواهم کرد.


 

 

نتیجه‌گیری: منِ معلم باید بدانم که در چه راهی پا گذاشته‌ام و با چه چالش‌هایی روبرو خواهم شد. باید بتوانم خودم را برای رویارویی با آن‌ها آماده کنم و با توجه به روش‌هایی که در دست دارم بتوانم به خوبی پشت سرشان بگذارم. امیدوارم بتوانم این مسیر سخت اما لذت‌بخش را به خوبی پشت سر بگذارم و تمامی وظایفم را به صورت تمام و کمال به اجرا در بیاورم تا هیچوقت شرمنده اولیا و کادر مدرسه و خدا نشوم. با توجه به روش‌ها و مبانی‌ای که آموخته‌ایم، احساس می‌کنم می‌توانیم از پس سختی‌ها و چالش‌های گوناگون این رشته بر بیایم

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (256 امتیاز)
مقدمه : به نام خدا ، من امیر مهدی عالی هستم متولد سال ۱۳۸۲ و انشاالله تا حدود ۲ سال دیگر به کسوت معلمی در رشته آموزش زبان انگلیسی نائل خواهم شد و در منطقه ۵ شهر تهران مشغول به خدمت خواهم شد. از نظر بنده یک بیانیه فلسفه معلمی می‌تواند به مثابه یک خط مشی برای زندگی حرفه‌ای و اجتماعی و شخصی یک معلم باشد. پس وجود آن ضروری است.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟ ۱. به نظر شخص بنده نمی‌توان معلم را به یک یا دو تعریف وابسته و محدود کرد وظایف و فرایض یک معلم خیلی بیشتر از آن است که بتوانیم با کلمات آن را ادا کنیم اما اگر بخواهیم به یک تعریف کوچک اکتفا کنید معلم به مثابه آب عمل می‌کند یعنی که باید در شرایط مختلف از خود انعطاف پذیری زیادی نشان دهد و اگر بخواهیم معلم را به یک مکتب فکری خاص معطوف کنیم ممکن است که این انعطاف پذیری دچار اختلال شود . نقش معلم در جامعه باید مانند یک الگو باشد چه از لحاظ رفتاری چه از لحاظ اجتماعی زیرا کسی که دیگران را به انجام کاری توصیه یا نفی می‌کند خود باید به زیباترین فضائل اخلاقی آراسته باشد و زیبنده نیست که کسی که دچار انحرافات مختلف است دیگران را راهنمایی کند. جایگاه معلم در اجتماع را می‌توان به یک کتابخانه تشبیه کرد افراد علاقمند به علم و دانش به کتابخانه مراجعه می‌کنند اما کتابخانه خود به زور دست کسی را برای راهنمایی نمی‌گیرد اما از مشتاقان با آغوشی گرم و  اطلاعات غنی و کافی استقبال خواهد کرد .

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟ در ابتدا شایان ذکر است که خداوند واجب الوجود است یعنی وجودش ضرورت می‌یابد اما انسان و جهان ممکن الوجودند یعنی که امکان داشت وجود داشته باشند و امکان داشت که وجود نداشته باشند اما در حال حاضر وجود دارند پس آنها را واجب الوجود بالغیر می‌نامیم یعنی که به واسطه یک غیری که خداوند باشد وجودشان واجب شده است این رابطه ای است که در ابتدا باید ترسیم شود که انسان و جهان در آفرینش و بقا به خداوند احتیاج دارند .

در فرایند تربیت نیز معلم هیچگاه نباید نتیجه این ارتباط را به صورت کاملاً مستقیم به دانش آموزانش بدهد زیرا ممکن است که در کسب معارف از طریق نتیجه‌ای که توسط یک غیری ارائه داده می‌شود دچار مشکل شوند زیرا معلم ممکن است تجربه شخصی خودش را انتقال بدهد و خلاقیت را از دانش آموزانش سلب کند پس دانش آموزان باید خودشان با استفاده از سرنخ‌ها سعی کنند که معارف را از دل این سرنخ‌ها بیرون آورند. و اما برای اینکه این مسئله شفافیت بیشتری پیدا کند استناد می‌کنم به حدیثی از پیامبر اعظم اسلام (ص) : من عرفه نفسه فمن عرف ربه با توجه به این حدیث شریفه معلم ابتدا باید دانش آموزانش را به سمت خودشناسی سوق دهد زیرا از این طریق می‌توانند به خداشناسی نیز دسترسی پیدا کنند پس گام اول در مسیر رابطه خدا جهان و انسان خودشناسی سپس هستی شناسی و سرانجام خداشناسی است.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟

3.از مهم‌ترین اهدافی که سعی می‌کنم دانش‌آموزانم را به آن مسلط کنم مهارت‌های تفکر انتقادی و تبیینی است زیرا در جوامع امروزه ارزش‌های یک انسان مسلمان مورد تهاجم گروهک‌ها و تفکرهای بی شماری است و اگر انسانی نتواند خود را به تفکر انتقادی مجهز کند در برابر هر کذب و ناروایی سر تسلیم فرود آورده و به اعتقادات خود شک می‌کند و دچار سقوط میشود .

دهخدا (ره) : امان از دست شک نیاوردگان آورنده یقین .

با استناد به این کلام دهخدا سعی می‌ کنم برای دانش آموزانم سوالاتی را طرح کنم که با شک کردن به ایده‌های اصلی زندگی‌شان سعی در بهتر شناختن آن ایده‌ها کنند زیرا اگر به یک ایده‌ای که به آن باور داریم شک نکنیم و پستی و بلندی‌های آن را بهتر نشناسیم در برابر هر هجمه و سوءظنی ممکن است دچار لغزش شویم پس بهتر است خودمان با پیشگیری از این اتفاق افق خودمان را درباره باورهایمان گسترش دهیم و با طرح سوالات درست از اندیشه‌مان در برابر مخالفان دفاع کنیم‌.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

4.اینکه بگوییم نقش معلم همیشه فرضا تسهیل گر یا توقفگاه است به نظر شخص بنده ایده درستی نیست زیرا در واقع داریم معلم و توانایی‌های وی را به فقط یک مکتب فکری محدود می‌کنیم. آنچنان که در سیره ائمه اطهار و پیامبران مشاهده می‌کنیم نقش آنها به عنوان یک معلم در جامعه همیشه به یک گونه نبوده است آنها گاهی برخوردهای پرتنش و سختی با شاگردان خود داشتند و گاهی برخوردی آرام و ملایم . پس می‌توانیم از این نکته این معرفت را بیرون آوریم که معلم باید با توجه به زمان مکان و متربی اقدام به گرفتن نقش خاصی کند و بتواند مسلط به تلفیقی از روش ها باشد. فی المثل اگر در جمعی معلم به عنوان تسهیل گر وارد شد لزوما نمی‌تواند در جمع دیگری با همان سبک فکری وارد شود شاید آن جمع اقتضای این نقش را نپذیرد پس باید با نقش دیگری ورود کند. شاید کلاسی دوست داشته باشد که معلمشان نسبت به ورزش و ورزشکاران علاقه نشان داده و با دانش آموزان هم فکر باشد اما ممکن است کلاس دیگری این سبک فکری را نپذیرند و به علاقه دیگری مشغول باشند فرضا فیلم یا سینما پس معلم باید با روش‌های مختلفی در جهت تبیین اهداف آموزش قدم بردارد. زیرا انسان‌ها موجوداتی هستند با علایق و سبک های فکری مختلف پس معلم موظف است ابتدا به سبک فکری دانش آموزانش احترام گذاشته و آنها را جذب کند سپس در مراحل بعدی ایده و تفکر خود را بر کلاس حاکم کرده و دانش آموزان را به آن ایده درست علاقمند کند زیرا همانطور که می‌دانیم تربیت یک فرایند تدریجی است.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

5.تفکر انتقادی یک مهارت مهم است که می‌تواند با تمرین تقویت شود این مهارت به شما کمک می‌کند تا به طور عقلانی و منطقی به مسائل نگاه کنید اطلاعات را تجزیه و تحلیل و به نتایج منطقی و موثری برسید یکی از راه‌هایی که معلم می‌تواند تفکر انتقادی و خردورزی را در دانش‌آموزانش تقویت کند تشویق به خواندن بیشتر است زیرا منابع معتبر می‌تواند به شما کمک کند تا با دیدگاه‌ها و دستاوردهای مختلف آشنا شوید و بتوانید آنها را بررسی کنید در گام دوم معلم می‌بایستی نقاط مشترکی که مورد علاقه دانش آموزان است را پیدا کند فرض کنیم که در کلاسی دانش آموزانش به فوتبال علاقه‌مند هستند می‌توانیم سوال جنجالی را مطرح کنیم که فلان بازیکن از دیگری بهتر است این سوال دانش آموزان را وادار به تفکر می‌کند زیرا به این موضوع علاقه دارند سپس آنها به گفتگو روی می‌آورند و نظرات خود را در کلاس ابراز می‌کنند، گفت و گو یکی از راه‌هاییست که در آن دانش آموز نظرات مخالف با نظر خودش را می‌شنود و سپس به بررسی و تبیین آن نظرات می‌پردازد بعد سعی می‌کند با بررسی نکاتی که موافق با نظرش است و نکاتی که مخالف با نظرش است به یک نتیجه‌گیری منطقی برسد پس مهمترین گام در تقویت تفکر انتقادی و خردورزی در دانش‌آموزان این است که نقاطی که به آن علاقه دارند را شناسایی کنیم و سپس سوالات منطقی، تفکر برانگیز و جذاب طرح کنیم.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

6.ساحت زیستی و بدنی

در ابتدا برای دانش آموزان یادآور می‌شوم که اگر بدن سالمی نداشته باشند به سختی می توانند در زندگی و معاش خود تصمیمات درستی بگیرند زیرا همیشه ذهنشان معطوف به بیماری‌شان هست . پس می‌بایستی به ورزش کردن و اهمیت دادن به سلامت بدن خود امتداد بورزند خوشبختانه من چون سابقه مربیگری در رشته ورزشی فوتبال را دارم سعی می‌کنم با کسب تجربه‌های بیشتر دانش آموزان را در رسیدن به یک بدن سالم و همچنین علاقمند کردن آنها به ورزش یک انسان ورزشکار که در زمره ساحت زیستی و بدنی قرار می‌گیرد تربیت کنم

ساحت علمی و فناوری

در جوامع امروزی ما کسانی را که به حروف الفبا مسلط نیستند را بی‌سواد خطاب نمی‌کنیم بلکه آنان را که به تکنولوژی مسلط نیستند بی‌سواد تلقی می‌کنیم زیرا در جوامع امروز که برخی نام آن را دهکده جهانی گذاشته‌اند اطلاعات دیگر به صورت سنتی انتقال پیدا نمی‌کند و یک معلم موظف است که دانش آموزانش را به ابزاری که نیازمند تعامل با جهانیان است مسلط کند. بنده سعی می‌کنم با گذراندن دوره‌های مختلف در حوزه فناوری اطلاعات لازم را برای راهنمایی دانش آموزان در اختیارشان قرار خواهم داد .

ساحت تربیتی اعتقادی عبادی اخلاقی :

با مطالعه تاریخ ادیان و تاریخ تربیت انسان توسط اولیای الهی سعی در یادگیری روش‌های موثر دینی برای تربیت انسان‌هایی متمدن و متدین داشته باشم

ساحت اقتصادی و حرفه ای :

سعی میکنم موارد زیر را یاد بگیرم و به دانش آموزان یاد دهم: تلاش فردی و جمعی برای تحقق غنا، کفاف، عمران، رشد و استقلال اقتصادی، حفظ و پیشرفت ثروت ملی، افزایش بهره­ وری، تأمین رفاه عمومی و بسط عدالت اقتصادی و شناسایی عوامل فقر، فساد و تبعیض و تلاش جهت مقابله با آن‌ها در سطح ملی و جهانی را مد نظر قرار خواهیم داد

ساحت اجتماعی سیاسی : با تلاش بی وقفه برای یاد دادن تفکر انتقادی به دانش آموزان سعی در بازشناسی فرهنگ و تمدن اسلامی به دانش آموزانم خواهم کرد

ساحت زیباشناختی و هنری

با یاد دادن و یادگرفتن مهارت تعمق به دانش آموزان به آن ها یاد میدهم که از هنر به سادگی عبور نکنند و از مفاهیم و معرفت های اطراف خود رمزگشایی کنند .

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

7.مفاهیم اخلاقی و اجتماعی اساسی برای تشکیل یک جوامع سالم و پویا هستند. این مفاهیم شامل ارزش‌ها، اخلاقیات، تعهدات و روابط انسانی است که برای هم‌زیستی موفق و انطباق با محیط اجتماعی ضروری هستند. یکی از مهمترین مفاهیم اخلاقی، احترام به دیگران است. احترام به دیگران بر پایه توجه به حقوق و منافع آنان استوار است و باعث ایجاد روابط سالم و متقابل احترام می‌شود. همچنین، مفهوم عدالت نیز بخشی اساسی از اخلاقیات اجتماعی است. عدالت به معنای برابری در بازیابی حقوق و امکانات برای همه اعضای جامعه است و از اهمیت بالایی برخوردار است. علاوه بر این، مسئولیت اجتماعی نیز به عنوان یک مفهوم اخلاقی مهم مطرح می‌شود. تعهد به کمک به دیگران و حفظ محیط زیست در این مفهوم جای دارد و به عنوان پایه‌ای برای توسعه پایدار جوامع شناخته می‌شود. این مفاهیم به طور گسترده‌ای در تعیین ارزش‌ها و رفتارهای انسانی تأثیرگذار هستند و به فراگیری و ترویج آنها در جوامع توجه ویژه‌ای نمایید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

8.اگر بخواهیم این مبانی را طبقه بندی کنیم من شخصاً ابتدا انسان شناسی را مورد استفاده قرار خواهم داد زیرا اگر انسان بتواند بفهمد که فقط بعد جسمانی نیست و دارای بعد روحانی نیز هست می‌تواند در فرایند تعلیم و تربیت موفق‌تر باشد زیرا می‌داند که برخی از علوم دارای ذات روحانی هستند و او نیز چون دارای ذات روحانیست می‌تواند ارتباط فراتری از آنچه که در عالم تصور می‌آید با آن علوم بگیرد

سپس به هستی‌شناسی روی می‌آوریم اگر دانش آموز بداند که عالم اطرافش در حال تکاپو و تلاش است و همچنین هدفی را دنبال می‌کند از سردرگمی و افسردگی در خواهد آمد زیرا می‌داند که او نیز برای رسیدن به هدفی خلق شده است و باید در رسیدن به آن هدف نهایت تلاشش را بکند و بقول اهل کلام خداوند بر انسان شریعت تکوینی عام دارد .

سپس معرفت شناسی را در دستور کار قرار خواهیم داد در این زمینه دانش آموز یاد خواهد گرفت که علوم ذومراتب هستند و همه علوم را نمی‌توان با استفاده از عقل عملی یا عقل نظری کشف کرد بلکه برخی از علوم نیازمند روش‌های دیگری برای اثبات و فهم هستند در این زمینه افق دید دانش آموز بازتر می‌شود و آشنا به مبانی مانند شهود و مکاشفه و وحی و ... خواهد شد .

و در پایان به ارزش شناسی می‌رسیم که تلاش و کوشش در این زمینه موجب نیل به حیات طیبه و فهمیدن این قضیه که علوم همگی دارای ارزش یکسان و اعتبار متعادل و مساوی نیستند بلکه برخی از علوم بر دیگری برتری دارند پس با دانستن این نکته و تفاوت قائل شدن میان ارزش و اعتبار علوم در کسب علوم والا مقام‌تر تلاش بیشتری کند

 .
دارای دیدگاه توسط (256 امتیاز)
سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

9.بنده به عنوان یک انسان که تجربه حضور در کلاس های درس را داشته ام روش تعاملی و مفیدی که طی سالها توسط معلمان متعددی استفاده کرده اند را مد نظر قرار داده ام که عبارت است از روش های فعالانه و مشارکتی . استفاده از روش‌های فعالانه و مشارکتی در تربیت و تدریس، به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مهارت‌های ارتباطی، همکاری، تفکر انتقادی و حل مسئله را بهبود بخشند. آن‌ها با شرکت در فعالیت‌های گروهی، بحث و تبادل نظر با همکلاسی‌ها و استفاده از روش‌های عملی، مسائل را به صورت عملی حل کرده و خود را درگیر فرآیند یادگیری می‌کنند.

با استفاده از این روش، دانش آموزان قادر به پذیرش چالش های جدید و حل آن‌ها می‌شوند. آن‌ها با شنیدن نظرات دیگران و بحث کردن درباره مسائل آموزشی، قابلیت تحلیل و نقد کردن خود را پیدا می‌کنند. همچنین، با شرکت در فعالیت های گروهی، دانش آموزان چالش های جدید را پذیرفته و با استفاده از تجارب دست خود، به حل آن ها می پردازند. در این میان شخص معلم که من باشم به عنوان یک ناظم عمل کرده و سعی میکند که نظم جلسه را حفظ کند و از تمام دانش آموزان علی الخصوص آنهایی که درون گرا هستند و مایل به شرکت در جلسه و صحبت نیستند بخواهد که نظرشان را در کلاس مطرح کنند

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

1.10.بستر جدیدی برای آموزش از راه فناوری های نوین راه اندازی می کنم زیرا نظام فعلی آموزش الکترونیک برای جامعه ی معلمان به شدت فرسایشی و خسته کننده است و همچنین از سمت دانش آموزان نیز با استقبال خوبی مواجه نشد

۲.نحوه نشستن دانش آموزان در کلاس باید از شیوه سنتی خود خارج شده و رفته رفته باید یادگیری فعال در مدارس حاکم شود تا خستگی مفرط دانش آموزان خصوصا در اوایل صبح از بین برود

۳.متولیان برگزاری نماز جماعت مدارس باید همت بیشتری کنند و با استفاده از جذابیت های بصری ، جوایز و‌... دانش آموزان را به حضور در نماز جماعت ترغیب کنند

۴.برنامه ریزی های درسی غلط مدیران که در برخی روزها درس های سنگین را پشت سر هم قرار داده و موجب بی حالی و بی حوصلگی دانش آموزان میشود می بایستی اصلاح شود

۵. تشکیل صف های صبحگاهی امری ملزوم در دوره ابتدایی و راهنمایی است اما در دوره دبیرستان ضرورت آنچنانی ندارد زیرا در این سن دانش آموزان احساس غرور بیشتری میکنند و تشکیل صف به شیوه سنتی را مسخره تلقی میکنند، پس باید آنها را به شیوه ای دیگر مقید به نظم کنیم

انشاالله که با التزام به مبانی و موارد گفته شده سعی در تربیت نسلی آینده ساز و مسئول در قبال آنچه در جامعه‌اش رخ می‌دهد تربیت خواهم کرد و به حول و قوه الهی سهم خود را تربیت فرزندان ایران زمین ادا خواهم کرد و با استعانت از اولیا الهی و خداوند رحمان چالش ها را حل خواهم کرد
0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (294 امتیاز)

<!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA <![endif]--><!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 10]>

<![endif]-->

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

 

بنده محمد عطایی هستم. مشغول به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان شهدای مکه در رشته اموزش زبان انگلیسی.و قرار بر این است که در پیشوا به تدریس درس زبان انگلیسی بپردازم. زبان انگلیسی را در انتخاب رشته در اولویت های بالا قرار دادم چون از زبان انگلیسی بیشتر بهره بردم و می­خواهم باعث شوم دیگران هم از این زبان استفاده کنند تا بهره خود را از این زبان ببرند. به این دلیل به طور خاص اسم رشته ای را نام نبرم چون گستره استفاده از زبان انگلیسی و کار بردهای ان و منابع نوشته شده به این زبان بسیار زیاد است و هر فرد با توجه به انگیزه خود می­تواند استفاده ای از این زبان ببرد. بیانیه فلسفه معلمی از این جهت دارای اهمیت است که به معلم که خود بنده باشم چهار چوب کار و باید ها و نباید ها و اندازه را در زمینه های مختلف نشان می دهد.

 

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

 

معلم از دیدگاه بنده جایگاه بسیار بالا و بزرگی دارد و پایه و اساس رشد جامعه است. نه تنها جامعه حال حاضر بلکه به طور خیلی جدی تر در جامعه اینده موثر است و این است که باعث می شود دولت ها برای رشد در اینده به این حرفه توجه ویژه داشته باشند. مثلا: در جامعه های پیشرفته و ان جامعه هایی که می خواهند سریع تر به مرحله رشد برسند به اموزش و پرورش توجه خاصی می کنند و در برنامه ریزی های کلان خود اول به رشد نسل اینده توجه می کنند که ان هم بدون توجه به معلمان و مربیان تعلیم و تربیت که به طور تخصصی در این رشته مهارت دارند غیر ممکن است. پس معلمان سنگ بنای رشد برای ایندگان اند و این جایگاه به طور غیرقابل انکاری مهم، فراگیر، لازم و ضروری است. نقش معلم در سطح کلان مربوط به اموزش دانش، انتقال ارزش ها، پشتیبانی، مربی بودن، همراهی در مسیر رشد وبسیاری موارد دیگر می باشد.

 

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

 

ارتباط بین این سه مفهوم یعنی خداوند، جهان و انسان بسیار پیچیده و گسترده است و نمی توان ان را در چند جمله به طور کامل توضیح داد ولی به طور عادی و بسیار ساده می توان گفت که انسان که در این جهان زندگی می کند ارتباطی غیرقابل انکاری با جهان مادی دارد و دارای ابعادی بسیار از جمله به دست اوردن غذا، زندگی در ان محیط و به خیلی موارد دیگر به این جهان وابسته است. از طرفی اگر به این دو عنصر خداوند نیز اضافه شود ارتباطی پیچیده تر شکل می گیرد که در ان خداوند تمام جهان و تمام انسان ها را زندگی می بخشد و دوام به زندگی ان ها می دهد به طوری که انسان و جهان هم در پیدایش و هم بقا به این وجود یکتا وابسته اند. از جهتی دیگر انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است که می  توان این گونه در نظر گرفت که از طریق بعد روحانی با خداوند ارتباط دارد و از طریق بعد جسمانی به جهان ارتباط می یابد. حالا بنده به عنوان معلم از ارتباط این دو با انسان استفاده کرده و کار تربیت را پیش می گیرم. مثلا: پیامبران که از طرف خداوند نازل شده و کار تربیت را بر عهده دارن بهترین نمونه اند یا به عنوان نمونه دیگر ارتباطی که انسان به محیط دارد هم می تواند به عنوان الگویی قرار بگیرد برای کار تعلیم و تربیت. مثلا در گیاهان در زمان پر ابی اب را در بخش های خاصی ذخیره کرده و بعدا از ان استفاده می کنند. حالا این در صحنه عمل می تواند این گونه باشد: من در کلاس درس مشغول تدریس هستم و همه شرایط مناسب است ولی به دلیل تنبلی افرادی در کلاس می خواهند مانع تدریس من شوند من باید به این نکته توجه کنم که ممکن است در اینده مشکل یا مراسم خاصی یا هر مورد دیگر مانع تدریس من شود و من در این شرایط باید فرصت را غنیمت شمرده و به تدریس ادامه دهم و مانع تعطیلی کلاس درس شوم.

 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

 

اهداف متعددی می توان نام برد که اگر چند مورد را نام ببرم از جمله یاد گیری راست گویی و درست کاری. یادگیری زبان به روشی نوین و غیر از وضع کنونی و اکثر کلاس های درسی. و یادگیری مهارت هایی برتر که در نهایت به شناخت خود که مقدمه­ای است برای شناخت خدا. برای مثال در مورد یادگیری زبان انگلیسی می توان این نمونه را بیان کرد: بنده می روم سر کلاس درس و به جای صحبت به صورت کلاس های سنتی که همه گفتمان را فارسی انجام می دهند بنده تا حد امکان به زبان مقصد صحبت کرده و در زمان نیاز به زبان مبدا صحبت می کنم. در مرحله بعدی به جای بیان ساختار های پیچیده در ابتدا باید به صورت گفتوگو مطلب دستوری یا لغت اموخته شود بعد بنده برای بیشتر شدن ژرفای مطلب حالت کتبی و نوشتاری و حالت فرمولی را بیان می کنم. و این گونه کلاس درس من از حالت خشک بودن خارج شده و مطلب درسی هم اموخته می شود.

 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

 

من به عنوان معلم باید الگو بسیار مناسبی برای دانش اموزان باشم هم از نظر علم و هم از نظر پوشش و نوع رفتار و کردار و بسیاری از زمینه های دیگر. معلم در خارج از کلاس درس هم می تواند در ارتباط با دانش اموزان خود باشد. مثلا در اردو هایی که مدرسه ترتیب میدهد تا صحبت کردن در کوچه و محله. یا مثلا یک وظیفه ای که معلم در خارج کلاس درس دارد برنامه ریزی برای کلاس درسی خود است که باید با برنامه و منظم باشد هم برای تدریس هم برای ورود و خروج از مدرسه. مثلا در کلاس درس من به عنوان حامی دانش اموزان خواهم بود و در جایی که دانش اموزان نیاز به کمک دارد به ان کمک می کنم به عنوان نمونه کلاسی را در نظر بگیرید که در ان دانش اموزی هست که موقع جواب دادن به سوال دچار استرس می شود به راحتی می توان به جای درست کردن فضای خفقان ان را با گفتن بخشی از جواب یا به صورت کتبی امتحان و پرسش کردن از اگاهی یا عدم اگاهی ان فرد به درس مطلع شد به جای ان که فرد به دلیل استرس به درس نخواندن متهم شود.

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

 

چند راه برای افزایش خردورزی و تفکر انتقادی عبارت اند از: تشویق به پرسشگری، شرکت در گفتوگو ها، استفاده از مثال ها، بارش فکری و مواردی دیگر است. بنده به عنوان معلم محیط کلاس را به گونه ای اداره خواهم کرد که افراد به راحتی سوال های مورد نظر خود را بپرسند به دور از هر گونه خجالت کشیدن یا نگران بودن از واکنش دیگر افراد کلاس به این شکل صحنه پرسش و پاسخ به وجود می اید که باعث می شود افراد از خلاقیت و تفکر مضاعف که در نهایت به تفکر انتقادی می انجامد بهره ببرند. در ضمن این پرسش و پاسخ باعث می شود که افراد به بحث و گفتوگو بپردازند که باعث شنیده شدن دیدگاه های متفاوت می شود و همچنین انواع مخالفت ها و موافقت ها را می شنود و این هم یکی دیگر از راه کار های افزایش تفکر انتقادی است.

 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

 

ساحت های شش گانه عبارت اند از ساحت اعتقادی، اقتصادی، علمی، سیاسی و اجتماعی، زیستی،هنری. در ساحت اعتقادی مطالعه و نیمه تسلط بر نهج البلاغه را در برنامه خود خواهم داشت و همچنین مطالعه صحیفه سجادیه. در ساحت اقتصادی به دست اوردن درامد از راه مدرن و مدیریت منابع را خواهم اموخت. با شرکت در دوره های متفاوت و البته تجربه کسب کردن در زندگی روز مره. در ساحت علمی احتمالا زبان دیگر را خواهم اموخت و سپس به مدارج بالا ان دست پیدا خواهم کرد. و این کار ها ابتدا با شرکت در کلاس های ان زبان و سپس شرکت در ازمون های دارای مدارک ان زبان سپری می شود. در ساحت اجتماعی و سیاسی به نظر بنده مطالعه در تاریخ بسیار مفید خواهد بود پس به مطالعه تاریخ خواهم پرداخت تا از رویداد های اطراف درک بهتری پیدا کنم و در صحنه سیاسی اگاهانه ظاهر شوم. در زمینه زیستی از ان جهت که به جسم و تن مربوط است سعی خواهم کرد در یک ورزش مهارت پیدا کنم و در مورد حفظ محیط زیست هم با کسب اگاهی از ان محافظت کنم. در ساحت هنری استفاده از وسایل مدرن و صفحه ارایی برای تدریس بسیار کمک کننده است پس حداقل یک مورد را با استفاده از جست­وجو یاد خواهم گرفت.

دارای دیدگاه توسط (294 امتیاز)

<!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA <![endif]--><!--[if gte mso 9]> <![endif]--><!--[if gte mso 10]>

<![endif]-->

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

 

وقت شناسی، اداب معاشرت، پوشش مناسب، تعهد کاری و عدالت از مهم ترین مفاهیم اخلاقی و اجتماعی اند. به نظر بنده افراد در یک مکان از هم الگو برداری می کنند و از این جهت اگر بنده به عنوان معلم از این ویژگی ها برخوردار باشم ان ها نیز الگو برداری خواهند کرد. مثلا در کلاس درس به موقع حاضر شدن، تکالیف را در موعد خود بررسی کردن و از این دست موارد برای تعلیم وقت شناسی، در گفتوگو ها دارای اداب مناسب بودن از مسائل جزئی که سلام و احوال پرسی است تا تبریکات روز های خاص و غیره و در موارد پوشش و عدالت هم باید ابتدا در خود داشته باشد تا افراد از ان الگو برداری کنند و در اخر تعهد کاری است. بنده در طول کار خود با درست اجرا کردن وظایف معلمی خود پایبندی به اصول را به دانش اموزان نشان خواهم داد که برای نتیجه گرفتن از کاری باید تعهد به کار فراموش نشود.

 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

 

مبانی هستی شناسی: نظام علت و معلول برجهان هستی حاکم است. مبانی انسان شناسی: انسان موجودی است مرکب از جسم و روح: دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط. مبانی معرفت شناسی: انسان به شناخت هستی و درک موقیعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد. مبانی ارزش شناسی: اعتبار ارزشهای حقیقی بر واقعیت های مربوط به عمل ادمی و نتایج ان تکیه دارد. اکنون در قالب یک مثال موارد بالا را در مثال تبیین خواهم کرد. من در کلاس درس افراد کلاس را در گروه های سه تا پنج نفره قرار خواهم داد و از ان ها می خواهم بر سر خوب یا بد بودن استفاده از گوشی همراه بحث کنند و در انتها یک فرد باید نتیجه کار را شفاهی گزارش دهد. در این فرایند افراد باید از نظام علت و معلول استفاده کرده تا نظر خود را به دیگران ثابت کنند، همچنین به این موضوع توجه خواهند کرد که انسان از دو بعد جسمانی و روحانی قابل بررسی هست و در حین گفتوگو باید به شناختی از افراد حاضر در گروه برسند که چه کسی توانایی ارائه گزارش را در انتها دارند سپس با پایان گفتوگو و شنیدن نتیجه ها بر اساس عملکرد ارزش گزارش ها برسی و این تکلیف به پایان می رسد.

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

 

بنده با علم بالا تر از دانش اموزان و صد البته کتاب درسی باید سر کلاس حاضر شوم تا بتوانم به سوالات دانش اموزان پاسخ مناسب بدهم در این صورت دانش اموزان که پاسخ سوالات خود را از من دریافت می کنند تحت تاثیر این دانش قرار گرفته و اموزش را راحت تر پذیرا می باشند. محیط مدرسه از ان جهت که دانش اموزان در ان چند ساعتی هستند و در ان کارهایی مانند بازی و تفریح تا درس خواندن را انجام می دهند به وضوح نشانه محیط چند جانبه می باشد. حالا در این فضا افراد با هم تعامل هم دارند و این خود عامل یادگیری است. مثلا شما برای درست کردن یک کار دستی در مدرسه کار گروهی را یاد می گیرید. یا مثلا من یک تکلیف به دانش اموزان می دهم به عنوان درست کردن روزنامه دیواری در این شرایط دانش اموزان کار گروهی ،شناخت توانایی خود و دیگران و مواردی از این دست را یاد می گیرند و برای به انجام رساندن تکلیف در ان می کوشند.

 

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

 

اولین موردی که انجام نمی دادم کلاس های خشک و یک طرفه از جانب معلم به دانش اموز است که باید به صورت دو طرفه باشد. زیرا یادگیری کامل انجام نخواهد گرفت. بعدی استفاده حداقلی از فناوری است در مدارس باید بلند گو وجود داشته باشد که دانش اموزان بخش هایی از کتاب را گوش کنند این هم از مورد دیگری از کارهای بنده که انجام خواهم داد تا زبان بهتر اموخته شود. مورد بعدی دادن موضوعات ازاد برای گفتوگو می باشد بعضی از موضوعات کتاب ممکن است برای دانش اموزان جذاب نباشد که بنده به شخصه موضوعات اضافی خواهم داد. در کلاس درس دیده شده که دانش اموزان اغلب از اگاهی نسبی از زبان انگلیسی برخوردار اند در این گونه کلاس ها می توان به جای تکرار مطالب اموخته شده از مطالب جدید استفاده کرد بنده با مشاهده این شرایط سعی خواهم کرد مطالبی که برای دانش اموزان جدید است را تدریس کنم. در اخر برای امتحانات پایانی برای اولین بار مدارس دست به استفاده از بلند گو زده و صدای بسیار نامطلوبی از ان شنیده می شود با این که این موارد هماهنگی به عهده مسئولین ذی ربط می باشد اما سعی خواهم کرد هماهنگی و اطمینان از کیفیت صدا را پی گیری نمایم.

دارای دیدگاه توسط (294 امتیاز)

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

 

با استفاده از امکانات و مهارت ها و دانش های گفته شده در بالا کلاس های درس ضمن مفید تر بودن نرخ یادگیری را افزایش داده و در عین حال دانش اموزانی با داشتن تفکر خلاق و دانشی چند ساحتی تربیت خواهد کرد. این دانش اموزان در زندگی اجتماعی خود راحت تر با مشکلات رو به رو خواهند شد و راه حل های مناسب را شناسایی خواهند کرد. همچنین معلمی که خود تفکر انتقادی و خلاقیت را به دانش اموزان یاد می دهد خود دارای خلاقیتی می باشد پس با تکیه بر خلاقیت و دانش و تجربه شخصی خود می تواند با مشکلات رو به رو شود. در نتیجه دانش اموزان این فرد هم با تکیه بر دانش و اعتقادات راستین خود دستاورد های بسیاری هم برای خود و هم برای دیگران به ارمغان خواهند اورد. و جامعه را به سمت حیات طیبه خواهند برد.

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (134 امتیاز)
محمد مهدی طباطبایی

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من محمد مهدی طباطبایی هستم معلم زبان انگلیسی شهرستان ورامین .بنده فردی سختکوش و بسیار تلاشگر هستم و دارای ابعاد مختلفی در زندگی و همچنین مهارت های بسیار زیادی در زمینه های مختلف از جمله برنامه نویسی و ورزش (مچ اندازی بسکتبال بدنسازی ) دارم . به عقیده من هر معلمی باید فلسفه معلم شدن را بداند و درک کند که چرا معلم شده و قرار است چه هدفی را در جامعه داشته باشد و چگونه این هدف را ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍پیاده سازی کند .

 سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

‌تفاسیر به اصطلاح کلیشه ای زیادی درباره ی جایگاه معلم و نقش او در جامعه وجود دارد وجود دارد ولی به عقیده بنده معلم اصلی ترین ساختار پرورشی جامعه بعد از خانواده را دارا میباشد و هرکشوری که قرار است پیشرفت کند باید از اموزش و پرورش یه به عبارتی از معلمان درستی و به جایی استفاده کند . موفقیت و عدم موفقیت در ایجاد تحول در کشور ، منوط به توانمندی ها و قابلیت های حرفه ای معلمان است که مجریان اصلی برنامه ها در محیط واقعی هستند. بی دلیل نیست که ژاپنی ها می گویند ، شایستگی هر نظام آموزشی ، به اندازه شایستگی معلمان آن نظام است. لذا توجه به تربیت معلم با توجه به چالش های جدید ، امری ضروری است. پس معلم به عقیده بنده خشت و پایه یک کشور است و اگر این بن و پایه ها درست بنا نشده باشد هیچ کشوری در هیچ زمینه ای پیشرفت نخواهد کرد .

 سوال دو : ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند مربی تمام جهان هستی و انسان ها است و با فرستاده های خود همواره انسان ها را در مسیری که برای انها بهتر است قرار داده و باعث شده اسنان به موجودی هدفمند و تولیدگر تبدیل شود و رابطه انسان با جهان دربردارنده وابستگی خالص ارادی انسان به خدا و تمام حقایق هستی است. و ایجاد چنین رابطه‌‌ای وابسته به کیفیت ایمان، اعتقاد و نحوه روابطی است که با مراتب وجودی خود با اجتماع، طبیعت و از همه مهم‌تر با خداوند دارد. اگر این روابط روی موازین عقل و دین باشد، رابطه صحیح بوده و ثمره خواهد داشت، در غیر این صورت، رابطه خارج از جایگاه مناسب بوده و ثمره و نتیجه منفی و بدبختی را به همراه دارد.نتیجه میگیریم باید معلم به توجه به خداوند و انچه خداوند از انسان ها میخواهد همواره متربی را در مسیر اصلح قرار داده و باعث گمراهی و سرگردانی متربی نشود .

 سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

به شخصه اهدافی که دوس دارم دانش اموزانم به ان دست پیدا کنند همان اهدافی هست که دوست دارم جامعه به ان دست پیدا کند و از انجایی که جامعه از مدرسه ساخته میشود همیشه سعی میکنم اهدافی که قرار است دانش اموزانم به ان دست پیدا کنند دارای بعد اجتماعی باشد . یکی از مهم ترین اهدافی که میخواهم دانش اموزانم به ان دست پیدا کنند حس هم نوع دوستی و کمک کردن به افراد دیگر است .چراکه افراد یک جامع باید احساس کنند که عضو یک خانواده بزرگ به وسعت کشور هستند و هنگامی که در کوچه خیابان های شهر مشغول رفت و امد هستند همه ی افراد را خواهر برادر و پدر و مادر خود ببینند و همواره خود را در برابر جامعه و کشور عزیزمان مسئول بدانند و سعی کنند فردی کمک کننده به این خانواده بزرگ باشند و هنگامی که فردی از از این خانواده کمکی خواست سریعا و داوطلبانه به ان فرد کمک کنند .

 سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به شخصه هنگامی که به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم که بسیار از معلمان خود در دوره های مختلف تحصیلی از ابتدایی گرفته تا دانشگاه تاثییر پذیرفته ام و رفتار معلمان و مربی های خود من در من بسیار مشهود میباشد . لذا معلم دارای تاثییر بشدت زیادی در رفتار دانش اموزان است و دانش اموزان بسیار از معلم خود الگو برداری میکنند . نقش معلم در کلاس درس یار و یاور و پدر و مادر دانش اموز است و معلم باید در کلاس درس بکوشد پدری و مادری بسیار درست و صالح در کلاس درس باشد . به شخصه سعی میکنم بکوشم دانش اموزانم را به سوی استعداد های خود سوق دهم و باعث شکوفا شدن استعداد های انها چه در کلاس درس و چه در خارج از مدرسه بشوم . به طور مثال اگر ببینم دانش اموزی استعداد ورزشی خاصی دارم سعی میکنم با تشویق کردن ان دانش اموز و کمک کردن به او باعث شکوفا شدن استعداد ورزشی او بشوم .

 سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

از انجایی که فکر انتقادی نقطه مقابل تفکر منظم و روزمره است. لحظه به لحظه، بیشتر تفکرات به صورت خودکار اتفاق می‌افتند. وقتی با انتقاد فکر می‌کنید،به نتیجه‌های دقیق تری از آنچه که مغز به طور خودکار انجام می‌دهد میرسید. پس از مهم ترین اصل های برای پرورش دادن تفکر انتقادی در متربیان این است که انها را افرادی پرسشگر و تحقیق کننده بکنیم و به انها یاد بدهیم به اصطلاح چگونه ماهی بگیرند نه اینکه ماهی را بصورت اماده در اختیار انها قرار بدهیم .لذا برای افزایش تفکر انتقادی در دانش اموزان همواره انها را به تحقیق کردن و جمع اوری اطلاعات از منابع سوق میدهم و به انها میاموزم که حرف هیچکس حتی خود من را بدون سند و مدرک و تحقیق قبول نکنند و همواره به دنبال تحقیق کردن و علم اموزی باشند و مبانی علمی را از منابع معتبر دنیا دراورده و به درک عمیقی از موضوعات بیان شده در کلاس درس و حتی در خارج کلاس درس برسند .

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

برای ساحت اخلاقی و عبادی ساحات شش گانه تربیت پذیرش آزادانه و آگاهانه دین اسلام و تلاش برای حضور خداوند در تمام ابعاد زندگی را در نظر میگیرم . برای ساحت زیستی و بدنی درک ویژگی‌های زیستی خود و پاسخ­گویی مسئولانه به نیازهای جسمی و روانی خویش و کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط‌زیست و احترام به طبیعت بر اساس نظام معیار اسلامی و برای ساحت اقتصادی درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه (در زمینه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی) و همچنین تلاش فردی و جمعی برای تحقق غنا، کفاف، عمران، رشد و استقلال اقتصادی و برای ساحت علمی و فناوری یادگرفتن یک زبان برنامه نویسی و کار با کامپیوتر و برای ساحت اجتماعی و سیاسی درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه و مواجهۀ خردمندانه یا تحولات اجتماعی و سیاسی بر اساس نظام معیار اسلامی و برای ساحت زیبایی شناختی بهره­گیری از قدرت تخیل خود در خلق آثار هنری باهدف حفظ تعالی میراث هنری در سطح ملی و جهانی را در نظر دارم

 سوال هفت :۱پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

.تلاشگری : سعی میکنم افرادی تلاشگر و متعهد به جامعه تحویل دهم و انها را افرادی سختکوش بار بیاورم ۲.کمک کردن: دانش اموزانم در کلاس باید یاد گیرند به یکدیگر و سایر افراد جامعه کمک کنند و از کمک کردن به دیگران احساس خوبی کسب کنند ۳.حفظ محیط زیست: از مهم ترین مفهایم اخلاقی احترام گذاشتن به طبیعت و حفظ ان است و دانش اموزانم باید افرادی شوند که به محیط زیست احترام گذاشته و انرا تمیز نگه میدارند ۴.پرسشگری: دانش اموزانم باید افرادی ‍‍پرسشگر و تولید کننده باشند و نگذارند هر کسی هر چیزی را به انها بگویید بدون اینکه انها تحقیقی درباره ی ان موضوع انجام دهند ۵.احترام به افراد مسن : به دانش اموزان میاموزم که به بزرگتر های خود در جامعه احترام بگذارند و به خصوص پدر و مادر های خود را ارج دهند

 سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

توسعه فردی و فراگیری شخصیت و هویت فردی و همچنین توجه به روابط انسانی و اجتماعی مهم ترین اصول تربیت اسلامی هستند. من به عنوان یک معلم به دنبال تقویت و بنیه بخشیدن به هر کدام از موارد فوق هستم و به طور مثال در کلاس درس فعالیت های اموزشی و پرورشی فراوانی برای دانش اموزان در نظر دارم که هویت اصلی خود را شناخته و در راه رسیدن به جامعه ای پویا تر و کوشا تر قدم بردارند . من به عنوان یک معلم در کلاس درسم فعالیت هایی طراحی میکنم که دانش اموزان علاوه بر یادگیری اصول اجتماعی اسلامی مهم به فردی با پشتکار و سخت کوش تبدیل شوند .

 سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

 قطعا مهم ترین تکنیک بنده در حوزه تربیت دانش اموزان دارای علم و قدرت تفکر حوزه ی فناوری خواهد بود . چراکه مهارت های بسیاری در این حوزه دارم و میتوانم با کمک از این حوزه محیط اموزشی مدرسه و کلاس درس خود ر ا به محیطی چندگانه برای اموزش و کمک به دانش اموزان مجهز کنم . در کلاس های درس خود از برنامه نویسی کمک خواهم گرفت و اپلیکشن و پاور پوینت های اموزشی بسیاری برای دانش اموزان خود تهیه میکنم و محیط اموزشی حوصله سر بر قدیمی در روش های تدریسی و اموزشی من جایگاهی نداشته و ندارد و فقط فضا های نوین اموزشی و تدریسی در فلسفه معلمی من جای دارد .
دارای دیدگاه توسط (134 امتیاز)
سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

 ۱.از رویکردی هایی که اکنون در بعضی از مدارس انجام میشود تنبیه بدنی دانش اموزان است . قطعا بنده هیچگاه از این روش استفاده نخواهم کرد ۲.رویکرد سنتی تدریس نیز از رویکرد های منسوخ میباشد و استفاده از فناوری باید سرلوحه تمام معلمان کشور باشد ۳.اموزش مطالب حفظی نیز به عقیده بنده کاملا منسوخ شده است و باید همه ی مطالب کاملا بصورت مفهومی تدریس شود که دانش اموزان ارتباط زیادتری با روش های مفهومی بگیرند ۴. در کلاس درس من حرف زدن به کناری های دانش اموز کاملا ازاد است و دانش اموز باید بتواند ارتباط خوبی با همکلاسی های خود داشته باشد و کلاس درس محیطی به اصطلاح خودمانی باشد ۵.نوشیدن و خوردن در بعضی از کلاس های درسی ممنوع است ولی دانش اموزانم باید بتوانند هر انچه خواستند در کلاس درس من بخوزند و بیاشامند و از این نظر در فشار نباشند.

نتیجه :من به عنوان معلمی که همواره خود در جهت علم اموزی و کسب دانش قدم برمیدارد با چالش های روزمره به خوبی روبرو میشوم و میکوشم همواره به روز و اپدیت بوده و با تاکید براصول اخلاقی دانش اموزانم که در کلاس من پدر انها هستم به خوبی راهنمایی کنم و از انها انسان هایی سختکوش و پرسشگر بسازم و با تاکیید بر سلامت جسمی و روانی دانش اموزانم افرادی صالح و درستکار تحویل جمعه دهم .
به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...