10 دوستدار 3 امتیاز منفی
2.1k بازدید
سوال شده در گروه 22 دانشجویان رشته زبان توسط (1.4k امتیاز)
نمایش از نو توسط

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

 بیانیه فلسفه تربیتی من

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره ها و دیدگاه های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابر این بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

ملاحظات:

1-لطفا مطالعه کنید و در نهایت فقط نظر خودتان را بیان نمائید. شما باید مطالب دیگران را بازخوانی کنید اما خودتان تولید نمائید.

2- هر پاسخ باید حداقل 150 کلمه و حداکثر 250 کلمه باشد.

3- متون انگلیسی در راستای فلسفه تربیتی شخصی بسیار است اما صرفا برای الهام گیری نه کپی!

4-لابلای هر پاسخی از مثال استفاده کنید.

5-با زبان ساده و روان بنویسید و پیوستگی جملات حفظ شود

6- بیانیه فلسفه تربیتی خود را حفظ  کنید و در آینده آن را تکمیل نمائید و به رزومه خود ضمیمه کنید.

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

موفق و پایدار باشید

عین اله عابدی

دی ماه 1402

ببندید با توجه به این نکته: اتمام مهلت
دارای دیدگاه توسط (234 امتیاز)

مقدمه:

سلام، من رهام راک هستم و دانشجوی کارشناسی در رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان تهران هستم. من بزودی در شهر رباط کریم به عنوان یک معلم خدمت خواهم کرد. من سابقه اجرایی در تدریس و آموزش تا امروز ندارم اما قصد دارم در آینده خیلی نزدیک فعالیت های خودم را شروع کنم.

ویژگی‌های شخصی مختلفی در من از جمله دقت، پشتکار، توانایی ارتباط برقرار کردن با دانش‌آموزان (به طور کلی افراد جوان) ، و انگیزه بخشی وجود دارد. برای من، تمرکز بر کشف استعدادهای فردی و رشد شخصی دانش‌آموزان مهم ترین فاکتور در مقوله آموزش است. همچنین، باور دارم که ایجاد یک محیط دانش‌محور و تشویق به یادگیری خودمختار و بدون اجبار توسط معلم، ترویج تفکر انتقادی و خلاقیت در دانش‌آموزان، می‌تواند زندگی آن‌ها را تحول بخشد.

بیانیه فلسفه معلمی از مهم ترین فاکتورهای این حرفه است. این بیانیه به معلم کمک می‌کند تا ارزش‌ها و اصول خود در حرفه معلمی را شناسایی کند و از آن به عنوان فانوسی در مسیر تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد در کلاس درس و تربیت دانش‌آموزان استفاده کند. این بیانیه به معلم کمک می‌کند تا درک عمیقی از نقش و مسئولیت خود به دست آورد و به طور جدی با حرفه معلمی روبرو شود.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

به نظر من، نقش یک معلم فراتر از یک کارمند ساده اجرایی در یک ارگان دولتی ست بلکه معلم نقش بسیار حیاتی و ارزشمند در جامعه دارد. برای من، معلم نه تنها یک آموزش دهنده، بلکه یک الگو برای دانش‌آموزان است. معلم تاثیر فوق‌العاده‌ای در روند رشد و توسعه شخصیتی دانش‌آموزان دارد، رشد شخصیتی که قطعا در آینده کشور و جامعه تاثیرگذار خواهد بود. وظیفه معلم در جامعه صرفا و تنها به دست آوردن و انتقال دانش و مهارت‌ها به دانش‌آموزان نیست. هدف اصلی معلم برای من، تربیت تفکر کنندگانی خلاق و انعطاف‌پذیر است، این که معلم نباید ماهی را در دست یادگیرنده بدهد، بلکه مهارت ماهیگیری لازمه پیشرفت متربی ست.

معلم باید به عنوان یک راهنمای دلسوز در مسیر یادگیری دانش‌آموزان حضور داشته باشد. وظیفه من به عنوان معلم تنها انتقال دانش و مهارت‌های آکادمیک و محتوای داخل کتب درسی نیست، بلکه باید به دانش‌آموزان کمک کرد تا مهارت‌های عملی را در زندگی خارج از محیط مدرسه به کار بگیرند. باید دانش‌آموزان را تشویق به تفکر انتقادی و خلاقیت کرد. همچنین، باید به شکلی برنامه ریزی کنیم که دانش‌آموزان توانایی همکاری و ارتباط با یکدیگر و دیگر افراد جامعه را به خوبی یاد گیرند.

به طور خلاصه، وظیفه من به عنوان یک دبیر در جامعه، فراتر از آموزش دهنده دستور زبان انگلیسی، کلمات و یا نوشتن انگلیسی است. بلکه نقش من فراتر از انتقال دانش و مهارت‌هاست و می‌توانم به عنوان راهبر و راهنمایی برای رشد شخصیتی و توسعه دانش‌آموزان عمل کنم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنادار میان خدا، جهان و انسان یک مفهوم ساده و گذرا نیست، بلکه درک حتی گوشه کوچکی از آن، نیازمند معرفتی عمیق و بینشی حاصل شده از مطالعه است. از دید من، خداوند به عنوان سرمنشاء اصلی این جهان، ارتباط بسیار نزدیکی با انسان دارد، همانگونه خداوند در قرآن کریم فرموده که در هر انسان، از روح خود دمیده.

جهان به عنوان پل ارتباطی ما با خداوند، یک ساختار فراجسمی و معنوی ست که انسان را به پروردگارمان متصل می کند، کافیست که در جزئیات هر چیز به ردپای انکارنشدنی خدا توجه کنیم. مانند آن که در طبیعت، ما می‌توانیم به زیبایی و هنر خداوند در آفرینش دست یابیم. 

در تربیت متربی، نقش این ارتباط بسیار کلیدی است. من به عنوان یک راهنما، نه تنها باید دانش و مهارت‌هایی که در طول دوران تحصیلم را به دانش‌آموزان انتقال دهم، بلکه باید آن‌ها را به جستجوی ریشه زندگی و تلاش برای تحقق زندگی توحیدی و در پس آن، دستیابی به یک جامعه توحیدی تشویق کنم. من با وجود آن که دروس دینی را تدریس نمیکنم، اما باید با رفتاری که در کلاس درس از خودم بروز می دهم، تربیت اخلاقی و روحانی دانش آموزان خودم را تقویت کنم. باید دانش‌آموزان را به ذهنیتی فراتر از جهان فانی و کوتاه، بلکه به یک ارتباط عمیقتر با خداوند و جهان هدایت کرد.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهدافی هستند که در تربیت دانش‌آموزان برای من اولویت های بیشتری دارند، عبارتند از:

1. ارتقاء شخصی: قطعا من به عنوان معلم [مانند هر معلم دیگری] می‌خواهم دانش‌آموزانم اعتمادبنفس داشته باشند و روز به روز پیشرفت محسوس داشته باشند. دوست دارم آن‌ها را در سطوح بالایی از علم و موفقیت ببینم، چرا که من هم قطعا در این مسیر نقش داشته ام و باعث خوشحالی من خواهد بود.

2. سواد تئوری و عملی: قطعا دیدن این که دانش‌آموزانم دانش بالایی در حوزه‌های مختلف را از جمله زبان‌، فرهنگ و تاریخ دارند، باعث خرسندی من خواهد بود. من می‌خواهم آنها مهارت‌های عملی مهمی مثل کار با تکنولوژی را به راحتی انجام دهند، چرا که قرن بیست و یکم، قرن تکنولوژی ست.

3. ارزش‌های اخلاقی: می‌خواهم دانش‌آموزان ارزش‌های اخلاقی مانند احترام به دیگران مخصوصا خانواده، کسب روزی حلال و صداقت را درک کنند و روز به روز به سوی حیات طیبه که از اهداف سند تحول بنیادین هست نزدیک تر شوند.

4. خلاقیت: خلاقیت، از مهم ترین فاکتور های پیشرفت شخصی ست، دوست دارم که من در توسعه خلاقیت دانش آموزانم شریک باشم.

5. کسب مهارت مهم کار گروهی: می‌خواهم دانش‌آموزان توانایی همکاری را در تیم‌ها و گروه‌ها را کسب کنند و بتوانند با همکاری با دیگران به نتایج بهتری برسند.

با تلاش در جهت این اهداف، امیدوارم دانش‌آموزان قادر به ساخت زندگی موفق و معنوی بشوند که بر اساس دانش، ارزش‌های اخلاقی و رشد شخصی استوار است.

دارای دیدگاه توسط (234 امتیاز)

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

 

1- احترام: من قصد دارم به دانش آموزان نشان دهم که احترام به دیگران چقدر ارزشمند است. قطعا هر کسی دوست دارد که رفتاری که با او می شود، توام با احترام باشد، بنابراین فکر می کنم اگر حتی فقط بتوانم این یک اصل را در بین دانش آموزانم جا بیندازم، رسالت خودم را به عنوان یک معلم به جا آورده ام.

2- صداقت: من قصد دارم به دانش آموزان آموزش دهم که چقدر مهم است که همیشه صادق باشند. برای این منظور، یک گفتمان برگزار میکنم که در آن، دانش آموزان از خاطرات خود حرف بزنند، خاطراتی که در آن با صداقتی که در رفتار خود داشتند، سرانجام خوبی را تجربه کردند.

3- مسئولیت پذیری: من قصد دارم به دانش آموزان بیاموزم که برای اعمال و تصمیمات خود مسئولیت پذیری داشته باشند، چرا که بدون مسئولیت پذیری هیچ موفقیتی در هیچ کاری حاصل نخواهد شد.

4- عدالت: من قصد دارم به دانش آموزان آموزش دهم که چگونه به عدالت اعمال خود و دیگران احترام بگذارند. به نظر من مهم ترین کار، این است که من به عنوان معلم، به اندازه زحمت هر دانش آموز به آن پاداش (که می تواند نمره یا هر چیز دیگر باشد) اعطا کنم، چرا که در غیر اینصورت، عدالت را زیر پا می گذارم و دانش آموزان را به شکلی نادرست، شرطی خواهم کرد.

5- ایجاد محیط صمیمی: من قصد دارم به دانش آموزان بیاموزم که چگونه محیطی صمیمی و مهربان برای همدیگر چه در کلاس و دیگر افرادی که در زندگیشان هستند ایجاد کنند. برای مثال، در یک فعالیت تیمی، دانش آموزان با کنش های جمعی، پذیرش اختلافات و ساختاردهی مناسب ارتباطات، محیطی صمیمی و دوستانه را تجربه خواهند کرد.

 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

 

با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی و در نگاه به مبانی هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و ارزش‌شناسی، اصل ارزش‌شناسی برای من در اولویت فکری قرار دارد. این اصل بر روی روش تربیتی من تأثیر قابل توجهی دارد.

ارزش‌شناسی به منظور شناخت ارزش‌های اصلی و مهم زندگی، احترام به خود و دیگران، و رعایت اخلاق و ارزش‌های اسلامی مورد تاکید قرار می‌دهد. من در محیط تعلیم و تربیت تلاش می‌کنم به دانش‌آموزان بیاموزم که به ارزش‌ها و اصولی مانند اخلاقیات، اصول و فروع دین، عدالت و ... ارزش قائل شوند و این ارزش‌ها را در رفتار و اقداماتشان نشان دهند.

به عنوان مثال، در طول روند کلاس، سعی میکنم که دانش‌آموزان مطالبی درباره ارزش‌هایی مانند بخشش، صداقت، صبر و تواضع یاد بگیرند و در زندگی روزمره خود این ارزش‌ها را عملی کنند. به علاوه، در فعالیت های تیمی و گروهی که همکاری را ترویج می‌کند، دانش‌آموزان می‌توانند با ارزش‌هایی مانند همبستگی، احترام و توجه به نیازهای دیگران، درک بهتری از ارتباطات انسانی پیدا کنند.

اصل ارزش‌شناسی در تربیت اسلامی، زمینه‌ساز تقویت خصلت‌های اخلاقی و رسیدن به کمال انسانی و حیات طیبه است. با این رویکرد، من به دانش‌آموزان آموزش می‌دهم که ارزش‌ها و اصول اخلاقی را در زندگی خود برجسته کنند و با احترام به ارزش‌های اسلامی، فردی بهتر و جامعه‌ای سالم‌تر را رقم بزنند.

 

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

 

دیدگاه های مختلف در این باره وجود دارند، اما از نظر من، بهترین تکنیک و روش در حوزه تدریس، استفاده از روش های تیمی و گروهی و مشارکتی است.

من برنامه ای طراحی کردم که هنگامی که در مدارس مشغول شوم، از آن استفاده خواهم کرد. روش به این گونه هست که من هر هفته به یکی از دانش آموزان، موضوعی خواهم داد که در جلسه هفته بعد، درباره آن یک مقاله کوتاه بنویسند و از نوشته های خود در کلاس مقابل دیگر دانش آموزان دفاع کنند، سپس بعد از اتمام دفاع خود، دیگر دانش آموزان با طرح سوالات مختلف درباره مقاله و بررسی آن، تفکر انتقادی خود را تقویت می کنند و علاوه بر آن، اعتماد بنفس صحبت کردن انگلیسی را در خود بیشتر کرده و به صورت ناخودآگاه، روز به روز پیشرفت خود را در زبان انگلیسی حس خواهند کرد.

 البته، در این مباحثه ها باید اصول اخلاقی مختلفی توسط دانش آموزان رعایت شوند. محیط مدرسه باید فضایی باشد که همه دانش‌آموزان اعتماد به نفس بالا، همدلی و احترام به دیگران را تجربه کنند. برای این منظور، من تاکید می‌کنم که فضای آموزشی، محیطی آرام و دلنشین باشد، تجهیزات مناسب و منابع آموزشی کافی وجود داشته باشد و برنامه‌های فرهنگی وورزشی و هنری نیز در برنامه‌های مدرسه جای داشته باشد.

دارای دیدگاه توسط (234 امتیاز)

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

 

به عنوان یک دانشجومعلم تحول‌گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری، هنگامی که مشغول به حرفه معلمی باشم، سعی می کنم نکاتی منفی و مزاحم در فرآیند تدریس را که خودم به عنوان دانش آموز تجربه کردم، تا جایی که قدرت و اختیار دارم از کلاس خودم دور کنم.

 چند نمونه از این نکات منفی:

1. امتحانات غیر اصولی: هر چند که امتحان یکی از کاربردی ترین روش های سنجش یادگیری دانش آموزان است، اما من فکر میکنم که روش های جدید مثل پروژه ها یا گفتگو های کلاسی به مراتب کاربردی تر هستند.

2. استفاده ناچیز از تکنولوژی: تکنولوژی ابزار جدایی ناپذیر زندگی بشر در قرن بیست و یکم است، متاسفانه به ندرت استفاده تکنولوژی را در کلاس های درس میبینم و سیاست کاری من کاملا در تضاد دیدگاه منع تکنولوژی های نوین در آموزش است.

3. روش‌های تدریس تاریخ مصرف گذشته: روش های سنتی روز به روز خسته کننده تر و ناکارآمد تر می شوند، من سعی میکنم که خودم را کاملا بروز نگه دارم و خودم را از شیوه های جدید تدریس آگاه کنم

4. صرف تمرکز روی آموزش و نه پرورش: متاسفانه ما در کلاس های خودمان، اکثریت تمرکز را روی صرف محتوای درسی گذاشته ایم، فارغ از آن که تقویت ارزش های اسلامی و اخلاقی به مراتب اهمیت بیشتری دارند.

5. سیاست های رفتاری معلم در کلاس: در دبیرستان پسرانه، تعامل با دانش آموزان حرف اول را در جذب آنها به درس می زند، بنابراین باید معلمان به جای این که دانش آموزان را از خود دور کنند، با تعامل های سالم آنها را تشویق به همکاری کنند.

 

نتیجه گیری:

 

با بررسی روند های آموزشی رایج در مدارس کشور، پیش بینی می کنم که در حرفه ام (خصوصا در اوایل دوران کاری ام) با چالش هایی رو به رو شوم. از جمله این چالش‌ها میتوان به مقاومت اولیا، دانش آموزان و گاها همکاران در مواجهه با روش های نوین درسی و آموزشی اشاره کرد که ممکن است بعضی اوقات برای من دلسرد کننده باشد، اما من فکر میکنم که قدرت و توانایی این را دارم که بر این چالش ها فارغ شوم، چرا که می توانم با ایجاد برنامه‌های پویا و جذاب، توانمندی‌های دانش‌آموزان را از جهات مختلف تقویت کنم و به آنها کمک خواهم کرد تا از روش های سنتی تاریخ مصرف گذشته به مسیری سرشار از خلاقیت و نوآوری هدایت شوند.

من با استفاده از روش‌های مشارکتی و تیمی، دانش‌آموزان را تشویق به عمل میکنم و با تمرکز بر توسعه مهارت‌های همکاری، ارتباط با همدیگر و حل مسئله، دانش‌آموزان قادر خواهند بود به بهترین خود دست پیدا کنند. دستاوردهای ملموسی که انتظار دارم داشته باشم، شامل تحول در روند یادگیری و پیشرفت دانش‌آموزان در انواع مهارت‌های زبان انگلیسی است. همچنین، من امیدوارم که با ایجاد محیط آموزشی دوستانه و با پشتیبانی از دانش‌آموزان، آنها را به علاقه‌مندی و انگیزه برای یادگیری مستمر تشویق کنم

دارای دیدگاه توسط (336 امتیاز)
ویرایش شده توسط

                                                            مقدمه

 امیر حسین سنگیان هستم معلم درس زبان انگیلیسی . استان تهران _ شهرری.

این جانب به مدت سه سال در رشته ادبیات زبان انگیلیسی تحصیل کردم و بعد ها به دلایلی وارد رشته اموزش  زبان انگیلیسی شدم. از جمله ویژگی های شخص من توانایی سازگاری با محیط های جدید است و به اصطلاح تاب اوری شناختی بالایی دارم. شنونده خوبی هستم و توانایی ساده سازی مطالب پیچیده را دارم. انچه هر معلمی را ناگزیر به داشتن فلسفه معلمی می کند این است که امروزه در دوران حساس انتقال قرار داریم.
 با همین قاطعیت نیز می گویم که اقدامات تربیتی به اصلاح و پالایش اندیشه های فلسفی منجر می شود. از ایندیدگاه، فلسفه تعلیم و تربیت صرفا ابزاری برای نگریستن به اندیشه ها نیست، بلکه وسیله ای است برای این که بیاموزیم چگونه از اندیشه ها به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم. تا زمانی که دست اندرکاران تعلیم و تربیت کارها را صرفا به این دلیل که قبلا انجام می شده تکرار کنند، با هیچ فلسفه هوشمندانه ای برای تعلیم و تربیت سر و کار نخواهند داشت. زمانی یک فلسفه تعلیم و تربیت دارای اهمیت و ارزش است که مربیان تربیتی پی ببرند که باید درباره هر کاری که انجام می دهند دقیقا فکر کنند و کارها را در بافت رشد فردی و اجتماعی بینند.همیشه پرسش چیستی چگونگی و چرایی را در صدر روشمندی خود قرار دهند

سوال(1) شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

بنظر من معلم اهرم اصلی هر جامعه ای است معلّم به عنوان مهم ترین عامل نظام تعلیم و تربیت، از نقش و جایگاه بسزایی برخوردار است، او علاوه بر نقش هدایت،حمایت و تقویت،در رشد و پرورش ابعاد وجودی دانش آموزان نقش بی بدیلی ایفا می کند. به عبارت دیگرتنها تجربه ها و دیدگاه های علمی معلّم نیست که در نظام تعلیم و تربیت مؤثر واقع می شود، بلکه کلّ شخصیّت او درتغییر و تحوّل روحی و فکری دانش آموزان تأثیر می گذارد. از این حیث «معلّم» اساسی ترین عامل در ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق اهداف نظام تعلیم و تربیت بوده و نقش وی در هدایت آینده سازان جامعه غیرقابل انکاراست. آدمی فی نفسه در جستجوی قهرمان و اسوه ای است که او را سرمشق خویش قرار دهد تا به پیروی برسد. به دلیل رابطه عمیقی که معلم با بچه ها دارد می تواند حتی به مشکلات اخلاقی دانش اموزان بپردازد لذا البته ابن وظیفه اصلی معلم نیست اما تا انجا که می تواند و موجب نقصان درسی نمیشود باید نقش اصلاح گر را ایفا کند. معلم می تواند مانند سوخت موتور می تواند هر جامعه و هر انسان را به راه راست سوق دهد. آموزش و پرورش نیز بیش از هر زمان دیگری به عنوان رکن اصلی توسعه و بالندگی اجتماعی و فرهنگی جامعه قلمداد شده و به منزلة قدرتمندترین ابزار شکل دهی آیندة یک کشور و پایداری و تداوم تاریخ و فرهنگ یک جامعه به شمار می رود. بنابراین باید پذیرفت که کیفیّت و قابلیّت های معلّمان شاغل در نظام آموزشی، آیینة تمام نمای کیفیّت آموزش و پرورش آن جامعه اند.

سوال(2) ارتباط معنا دار خداوند جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط را چگونه در تربیت متربی بکار می برید؟

پاسخ به این سوال کمی مشکل است چون دیدگاه های مختلفی در این باره وجود دارد . اما با توجه به انچه من می دانم رابطه خالق و مخلوق از نوع رابطه وجود رابط و مستقل است, به گونه ای که مخلوقات عین رابط به خداوند هستند نه موجودات مستقلی که مرتبط با او باشند, چون در غیر این صورت, در مقابل خداوند, از نوعی استقلال برخوردار خواهند بود و چنین چیزی پذیرفتنی نیست یعنی انسان استقلال دارد اما این استقلال او هم از طرف خداست و انسان مستقل از خدا نیست ، در هر رابطه حداقل دو طرف وجود دارد و رابطه انسان با خداوند نیز دو طرف دارد. در برخى از روابط یک طرف رابطه فعال و طرف دیگر منفعل است. ولی رابطه انسان با خدا چیز دیگریست. مثلادر رابطه انسان با اشیاء محیط پیرامون، انسان طرف فعال و اشیاء طرف منفعل رابطه‏اند. رابطه تکوینى انسان با خداوند رابطه خالق و مخلوق است خالقى که کمال مطلق است و مخلوقى که فقر و نیازمندى محض است و به اراده خالقش استعدادهایى در او نهفته است. این گونه رابطه، رابطه خالق و مخلوق اختصاص به انسان ندارد، بلکه همه هستى مخلوق خداست همه عالم فقیر الى اللَّه است و خداوند غنى على الاطلاق است. نوع دیگرى از رابطه میان انسان و خداوند برقرار است که به آگاهى و اراده انسان مربوط است یعنى اگر انسان موجودى بدون آگاهى و اراده بود چنین رابطه‏ اى برقرار نمیشد. نام این رابطه را رابطه معرفتى مىیگذاریم زیرا منشأ همه رابطه‏ هایى از این دست معرفت انسان به خداست.رابطه خدا و جهان ازلی است و جداناپذیر هستند و گاه در نظراتی دیگر برعکس . در تربیت متربی  با این تفاسیر می توان گفت انسان ها به یکدیگر نیاز دارند زندگی یک زنجیره به هم متصل است.خداوند حس نیاز را در مخلوقات خود قرار داده است این گونه است که هم به او هم به بندگانش حس نیاز می کنیم که البته جنس این دو از هم متفاوت است. همانطور که خداوند پس از خلقت ما را رها نکرده است لذا در کنار تلاش شخصی خودمان به کمک خداوند می توان به اهداف ارزشمند خود برسیم.بعلاوه ما مسعول اعمال خود هستیم ما خود اعمال کرده و نکرده خود هستیم چنان که بار ها در قران به ان اشاره شده.تمامی این توضیحات با عملکرد دانش اموزان در کلاس و رفتار ان ها ارتباط مستقیم دارد.

سوال(3) اهدافی که دوست دارید دانش اموزان خود به ان دست پیدا کنند چه موارد مهمی هستند تبیین نمایید ؟

این اهداف را می توان به چندین دسته تقسیم کرد از جمله اهداف شناختی / اهداف اخلاقی / اهداف علمی/ اهداف اجتماعی/ اهداف خلاق و...... برای تبیین هر یک باید توضیحاتی داد که به ترتیب اهداف شناختی شامل دانش هر دانش اموز از خود و توانایی ها و تقاط ضعف و قوت خود است که می توان ان را با ارزش یابی ها در کلاس به ثمر رساند به طور مثال ممکن است در درس زبان مهارت دانش اموز به طرز عجیبی فقط در نوشتار متن باشد و دانش اموز دیگری در گفتار. اهداف اخلاقی شامل کسب مهارت مشارکت و تعاملات درست است مانند کار های گروهی. اهداف علمی شامل یادگیری شیوه های صحیح اموختن و درس خواندن و بکار بستن انهاست. اهداف اجتماعی شامل این میشود که به او بفهمد نباید منفعل باشد اعمال او بر دیگران تاثیر می گذارد و او باید سعی کند فرد مفیدی باشد. اهداف خلاق به طور کلی شامل تولید روش های جدید برای یادگیری بهتر درس و استفاده از ابزار های یادگیری میشود.

سوال(4)نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس بیان کنید؟

ترجیح میدم این سوال را با بیان کردن نقش ها به شکل موردی بیان کنم  در کلاس نقش تسهیل گر را دارد چنان که راه رسیدن دانش اموز به اهداف را هموار کند/ نقش انگیزشی دارد به گونه ای که عامل پیشرفت ترقی دانش اموز باشد/نقش واعظ که خیر اما پند دهنده را می تواند داشته باشد / نقش ارزشیاب برای نشان دادن نقاط ضعف و قوت دانش اموز به او / نقش برنامه ریز و طراح برای ترسیم نقشه راه / نقش مشاور برای بررسی رفتار روانی دانش اموزان در صورت مشاهده ان/ نقش مدیر کلاس برای مدریت زمان و فرصت ها. و اما نقش او در بیرون از کلاس ادامه راه مشاور است عده ای مخالف این کار هستند که معلم از زمان و انرژی که سر کلاس می گذرد کم کند و ان را به مشاوره اختصاص دهد باید بگویم مشاوره جزو وظایف اصلی کلاس نیست اما می توان ان را محدود به کلاس شخصی خود کند مثلا پیگیری مساعل درسی دانش اموز / صحبت با خانواده ها / به ملاقات رفتن / تشکیل جلسه و ورکشاپ در جهت بهبود محیط اموزشی و....

دارای دیدگاه توسط (336 امتیاز)
ویرایش شده توسط

سوال(5) چگونه خرد ورزی و تفکر نقاد را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟  

رورش تفکر انتقادی در دانش‌آموزان هسته اصلی یادگیری آن‌ها به شمار می‌رود؛ زیرا تفکر انتقادی به دانش‌آموزان اجازه میدهد تا در رابطه با دیدگاه‌های خود تامل کرده و آن‌ها را بیشتر درک کنند. بر اساس تفکر و درک شخصی، این مهارت به دانش آموز در تعیین چگونگی درک دنیای اطرافش کمک خواهد کرد. یکی از اصلی ترین روش ها پرسش های سقراطی و شک گرایی است که مهم ترین نهاد ان ذات پرسشگری است اینکه بدون هیچ ترس و واهمه ای همه چیز را زیر سوال ببریم و به دنبال مدارک باشیم در کلاس درس می توان این ویژگی ها را اعمال کرد: تشویق برای سوال پرسیدن یادگیری مشارکتی/یادگیری مبتنی بر تحقیق/یادگیری مبتنی بر مشکل/تقویت قوه خلاقیت/تحریک حس کنجکاوی دانش‌آموزان تمامی این روش ها باید در فرایند یادگیری دانش اموز اعمال شود. مثلا قبل از شروع تدریس زبان در جلسه اول دانش اموز حق دارد درس مرا زیر سوال ببرد و بگوید اصلا چرا زبان چرا انگیلیسی شما باید جواب دهید و گاه با تحریک حس کنجکاوی بار بدست اوردن جواب ان را با تحقیق و پژوهش بر دوش ان ها بیندازید طبق اصولی که گفته شد پرسش چرا زبان خوئ یک مشکل است.

سوال(6) شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش اموز چند ساحتی تربیت کنید ؟

توضیح چگونگی رسیدن به ساحت و چند ساحتی شدن دانش اموز کاری مشکل است اما انچه واضح است این است که معم باید این توانایی های خود را به عنوان معلم چند ساحتی در قالب ارزشیابی ها / گفت وگو ها / کار گروهی / اردوها و.... به دانش اموزان بفهماند و خود الگو و اسوه دانش اموزان قرار گیرد.

1- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی : خودشناسی و دیگرشناسی برای پاسخ­گویی مسئولانه به نیازها و پرسش ها / تلاش پیوسته برای حضور مؤثر و سازنده دین و اخلاق در تمام ابعاد فردی و اجتماعی خود

2- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای: داشتن دانش و مهارت های اقتصادی در سطح تاریخی اجتماعی وفرهنگی/ کسب شایستگی لازم جهت هویت حرفه ای و انتخاب اگاهانه شغلی / تدبیر امر معاش و  زندگی اقتصادی

3- ساحت تربیت علمی و فناوری: توانایی استفاده و شناخت و بهره­گیری از تجارب و پیشرفت های بشری توانایی استفاده از بزار های جدید و بروزرسانی اطلاعات خود و توانایی برنامه ریزی و طراحی اموزشی و ایجاد جلسات علمی

4- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:  ارتباط مناسب با دیگران ، تعامل با دولت و نهادهای مدنی و سیاسی مسئولیت‌پذیری، مشارکت سیاسی و ا جتماعی حفظ و اصلاح آداب، رسوم، هنجارها و ارزش‌های جامعه

5- ساحت تربیت زیستی و بدنی: درک ویژگی‌های زیستی و روانی خودتلاش برای حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران / اشنایی و بصیرت کامل نصب به سبک زندگی /تلاش برای حفظ و ارتقای سلامت / احترام و نگهداری از طبیعت

6- ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری: درک زیبایی­های جهان و آفرینش/  خلق آثار هنری ق درت تخیل با تجسم و ایده‌پردازی‌ مثال ان می تواند ایجاد روش های خلاقانه تدریس باشد/ توانایی گفت و گو و توضیح طبیعت و پدیده ها به زبان هنری  

سوال(7) پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما ان را کسب کند را تبیین کنید؟

1- توانایی مشارکت و همکاری: در انجام پروژه های درسی و کار های کلاسی

2_رعایت اداب کلاس درس : همکاری با معلم و ایجاد نکردن مزاحمت برای دیگران و احترام گذاشتن

3-خود شناسی : با شناخت درون می توان عملکرد صحیح از اهداف تحصیلی داشت

4-تفکر نقاد داشتن : مثلا برای شناخت اهداف طولانی مدت خود و حل مشکلات داخل کلاس و خارج از کلاس

5-انتقاد پذیر بودن و اینده نگر بودن : اشتباهات کلاسی و درسی و اخلاقی خود را قبول کند و اصلاح کند و از ان ها درس بگیرد. 

سوال(8) با توجه به اهمیت اصول تربیتی اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی انسان شناسی معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با دکر مثال تبیین نمایید؟

 مبانی هستی شناسی : ویژگی ذاتی جهان موجودات فقر و نیاز محض به واجب الوجود است این فقز ذاتی سبب میشود موجدات نه تنها در پیدایش بلکه در بقا نیز به ذات غنی و الوجود به طور ابدی محتاج است خداوند خیر بنیادین است.به طور مثال این موضوع که انسان ها به طور کلی مانند زنجیره ای به یک دیگر نیاز دارند البته انسان ها اختیار دارند و مستقل هستند اما همین اختیار هم از طرف خداست. برای رسیدن به اهداف هم باید از دیگران کمک بگیرد و هم خدا چون هم خود و دیگران نیازمند هستند.

انسان شناسی : انسان بر حسب فطرت و افرینش جویای همه مراتب کمال است. در زندگی ما همه احساس نیاز بی نهایت داریم و همیشه دنبال چیز های جدید هستیم و این عامل همیشه باعث اضطراب و تکاپو بی دلیل است لذا میدانیم میل به بینهایت در ذات انسان است و بینهایت همان میل به خداست

معرفت شناسی: علم در عین ثبات از منظر معلوم دارای ویژگی پویایی از منظر عالم است. مثلا انسان همیشه نباید افکار و باور های خود را مانند فسیل در ذهن خود نگه دارد انسان همیشه باید در جهش و پویش برای علم و اگاهی باشد و در زندگی بکار ببندد. مثلا دانش اموز فکر نکند این تنها روش صحیح و موجود برای درس خواندن است.

ارزش شناسی : ارزشمند دانستن هر عمل هم تابع حسن فعلی است هم وابسته به حسن فاعلی. همیشه افرادی را می بینیم که بر خلاف تمام کار های خوبی که می کنند چیزی جز ریا و تزویر نیست. در اعمال انسان هر دو نیت درونی و شکل انجام ان کار مهم است.دانش اموزان فقط برای نمره تشویقی به دوستان خود کمک نکنند.

سوال(9) مهم تریم تکنیک و روش تاثیر گذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید

به طور کلی روش تدریس من وابسته به تفکر انتقادی پرسشگری سقراطی و یادگیری بر مبنای تحقیق و تعامل است البته این نیست که دانش اموزان واقعا علاقه به انجام این کار داشته باشند لذا بخش مهم تر این قضیه ایجاد انگیزه و باز کردن فلسفه تمامی این عناوین است و نیازمند تعهد طولانی مدت است به طور مثال دانش اموز باید بداند در هنگام تدریس چگونه سوالات اساسی بپرسد و یا نظر دوستش را به چالش بکشد علاوه بر اینکه درس خود را می خواند یاد بگیرد چگونه بخشی از زمان خود را به تحقیقات درباره موضوع مورد علاقه اش که وابسته به درس است اختصاص دهد . تطابق دادن درس ها و موضوعات درسی به زندگی واقعی (REAL LIFE SITUATION) و نه اینکه فقط محدود به کلاس باشد البته لزوما درباره درس زبان انگیلسی صحبت نمی کنم.

سوال (10) شما خود را یک معلم اثر بخش روشنفکر تحولگرا و اشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید وقتی مشغول حرفه معلمی شدید کدام مورد از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و اموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید با ذکر دلیل بگویید؟

 

1) ایزوله کردن کلاس برای جلوگیری از پرسش: نمیشود که یک رویکرد فاشیستی داشت و اسم ان مکان را گذاشت کلاس درس. رفتار انارشیستی مهم تر است.معلم باید در حد توان پاسخ دهد و یا ارجاع دهد.

2) قرار گیری معلم در راس کلاس : معلم نباید یک طرفه تدریس کند دخالت دانش اموزان هم مهم است.

3) معلم عبوس و غیر قابل نفوذ : نباید که معلم رفتاری داشته باش چنان که دانش اموز توان و قدرت سوال پرسیدن را  نداشته باشد.

4) عدم درک مساعل اجتماعی و روانی دانش اموز: دانش اموز گاه به دلیل سن و یا شرایط خانوادگی توان درس خواندن و یا همکاری با کلاس را ندارد و یا گاه ممکن است اختلالات روانی داشته باشد مانند افسردگی و یا اضطراب پس معلم باید به این موضوعات توجه کافی داشته باشد.

5) در نظر گرفتن برنامه درس مدرسه: گاه معلم بدون توجه به تایم مطالعاتی دانش اموزان میزان تکلیف و درسی را به دانش اموز می  دهد که با توجه به زمان قابل انجام دادن نیست و یا کیفیت لازم را نخواهد داشت.

6) دخالت دادن موضاعات مشکلات زندگی شخصی خود در کلاس : اخلاق بد و عدم تدریس صحیح

نتیجه گیری:  

در اخر باید بگویم معلم هر انچه که روشنفکر و روشمند باشد همیشه با مخالفت دانش اموزان مدرسه و اولیا رو برو می شود . معلم روشمند چنان باید به خود اگاه باشد و از روش هایش خاطر جمع باشد که سست نشود و به راه خود ادامه دهد هر انچه که سختی بکشد چون به روش خود ایمان دارد استقامت می کند. گاه معلم هم مانند هر انسانی درگیر موضوعات خانوادگی و اجتماعی می شود که ممکن است او را از ادامه راه وا دارد. در نتیجه این استقامت ها معلم پخته میشود روش تعاملی را یاد می گیرد کلاس درس برایش چالش نخواهد بود و مدریت کلاس راحت خواهد شد.

 

35 پاسخ

6 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (159 امتیاز)
ویرایش شده توسط

بسم تعالی.                    

عرفان سرلک هستم معلم درس زبان انگلیسی در شهر تهران منطقه 17فلاح من به عنوان یک معلم از ویژگی‌هایی همچون انعطاف پذیری، شوخ طبعی، بی‌طرفی، شکیبایی شور و اشتیاق، خلاقیت ،توجه و علاقه به دانش آموزان که نشان دهنده ویژگی‌های شخصیتی مربوط به نقش حرفه‌ای یک معلم است و برخوردار بودن از دانش درسی که تدریس می کنم و فن بیان بالایی دارد که موضوعات سطح بالا و نامفهوم برای دانش آموزان را گونه‌ای ارائه می‌دهم که قابل فهم و درک باشد، در واقع برخوردار هستم از دانش محتوایی یا موضوعی و دانش تربیتی دانش درباره فرد یادگیرنده و دانش در درباره خود و اهداف آموزشی و با توجه به پیشرفت روزافزون جوامع بشری توجه به روش‌های تدریس جدید و ابزارهای آموزشی جدید دارم... این ضرب المثل که می‌گوید اگر به من ماهی بدهی یک روز مرا سیر کرده‌ای اما اگر به من ماهیگیری یاد بدهی یک عمر مرا سیر کرده‌ای که این فلسفه معلمی من است بنابراین همواره از این فلسفه الگو می‌گیرم ..

هر معلمی باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشد چون کار معلمان دادن معلومات نیست و باید معلم خودش دیدگاهی داشته باشه تا بتواند ان را به شاگردانش منتقل کنه که در این صورت هستش که کار معلمی را به درستی انجام داده معلمی که دیدگاه دارد یک ده در وسط کویر هم که باشد وقتی آنجا برود کبیر را آباد خواهد کرد

سوال 1.شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

معلمان واقعاً ستون فقرات جامعه هستند آنها الگوهایی برای کودکان هستند راهنمایی و فداکاری ارائه می‌دهند و به جوانان قدرت آموزش می‌دهند بخاطر وجود معلمان کشورها می‌توانند از نظر اجتماعی و   اقتصادی بیشتر توسعه پیدا کنند چرا که آموزش یک جنبه اساسی در توسعه یک کشور است اگر جوانان یک جامعه تحصیل کنند ده‌ای متولد می‌شود معلمان بهره وری و خلاقیت دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد زمانی که دانش آموز به سمت خلاقیت و مولد بودن سوق داده شود احتمال بیشتری دارد که کارآفرین باشد و پیشرفت‌های تکنولوژی داشته باشند که در نهایت منجر به توسعه اقتصادی یک کشور می‌شود در جامعه انسانی اساسی‌ترین کار تعلیم و تربیت هستش و در جامعه اسلامی این وظیفه بر دوش ما معلمان هستش که باید وظیفه شناس تعهددار و دلسوز به ساختن و شکل‌دهی استعدادهای دانش‌آموزان باشیم شغل معلمی در واقع شغل انبیا هستش و وظیفه معلمی هدایت جامعه به سوی الله و پیشرفت هستش در واقع معلم امانتداری هستش غیر از همه امانت‌ها انسان امانت اوست و کلید سعادت یک ملت در دست شخصیت و فرهنگ یک معلم است و صلاح و فساد یک جامعه له دست ما معلمان جامعه است که در بحث تربیت و پرورش نقش داریم

سوال2.ارتباط معنادار خداوند.جهان و انسان چیست؟و این ارتباط را چگونه در تربیت متربی به کار میبندید؟

در مورد مسئله ارتباط انسان خداوند و جهان هستی یا همان عالم هستی می‌توان بیان کرد که ارتباط جهان و انسان که جهان شامل حیوانات و متریال‌هایی مانند چوب سنگ و غیره هستند که ارتباط زیرساختی یکسانی با انسان دارد که در آفرینش آنها نهادینه شده است حالا آن ارتباط چیزی نیست جز اینکه همه عالم هستی و انسان‌ها در مسیری به نام مسیر حق قرار گرفتند که این مسیر را از آغاز هستی از آدم تا خاتم انبیا آن را بیان نمودند و اشاره به این دارند که این مسیر همانگونه که در احادیث انبیا و اولیا و بزرگان اولوالعظم بیان شده در  تفسیر مبانی قرآنی و تحت الفظانی قرآنی نیز بیان شده است که تمامی آفریده‌ها و مخلوقات الهی در مسیری قرار گرفته‌اند که نهایتاً و  منتهی به کمال و بزرگی است که ممیز‌ه های منحصر به فرد خویش را نسبت به حیوانات سنگ و چوب ایجاد می‌کند همان گونه هم می‌تواند از آن مسیر حق و آن مسیری که کاروان عالمیان در آن سو به حرکت در حال حرکت هستند منحرف شود با که تصمیمی اشتباه با هواوهوس ‌باعوامل دیگر از مسیر حق منحرف شوند و من به عنوان یک مربی علاوه بر زمانی که صرف آموختن.علم به متربی می‌شود زمانی را صرف این میکنم که دانش آموزان را راهنمایی کنم و آنها رو به سوی پیشرفت ک پیدا کردن استعداد هایشان است  سوق دهم تا آنها با استفاده از این استعداد و شکوفا شدن بتوانند به مرحله کمال در زندگی برسند

سوال3.اهدافی که دوست دارید دانشآموزان خود له آن دست پیدا کنند؟

اهداف زیادی در این مسئله که دانش آموزان باید از معلم خود و یا جامعه خود که می‌تواند به عنوان یک معلم هم باشد یاد بگیرد می‌توان بیان کرد اما بعضی از این اهداف که بنده به عنوان یک معلم می‌توانم آنها را یاد کنم دانش‌آموزان بنده نیز از آنها بهره ببرند و خویش نیز از آنها بهره برده‌ام در طول زندگی بیست و اندی ساله‌ام یک تفکر زمانیست منظور این است که فرد حالا چه دانش آموز باشد چه معلم و یا چه افراد عادی جامعه باشند باید مدیریت زمان داشته باشند و از ساعت های گذران زندگی استفاده به تمام معنا ببرد و تایم های بطالت خود را کاهش دهد و به روی پیشرفت و پیشبرد باشد چه در زندگی شخصی و چه در حیطه تحصیلی و اجتماعی و موضوع دیگر بحث سخت کوشی و صبور بودن دانش آموز است درواقع فارغ از سطح هوششان  سخت کوش هستند و صبور و این نکته را در نظر دارند که ممکن است گاهی شکست هم بخورند و باید شکست آنها دریچه ای برای پیروزی آنها باشد موضوع بعدی داشتن اعتماد به نفس الهی و عزت نفس است و درباره ارتباط عزت نفس و اعتماد به نفس الهی باید گفت که منظور از اعتماد به نفس الهی،ایمان به یاری خدا در نقش پشتیبان و سنگ صبور انسان است که برای مثال سخن یکی از بزرگان زمان مشروطه را بیان میکنم که می‌فرمایند آن وقتی که جنگیدی و حس کردی رو به شکست هستی نا امید نشو و دوباره بجنگ و آن وقتی که امید پیدا کردی که در حال شکست هستی آنجا هم به جنگیدن ادامه بده زیرا همان زمان است که مدد الهی به یاری تو می‌آید از نطر عزت نفس هم منظور خودباوری و اکرام شخصی است که هیچ وقت شخص به دیگران و به خود اجازه ی کوچک شمردن و بی احترامی به خودش را نمی‌دهد صداقت و صراحت در دنباله روی هدف داشته باشن یعنی شخص باید تعلیم ببیند بر اینکه اگر برای خودش هدفی را می‌خواهد مشخص کند از اولین قدم بداند نتیجه ی هدف و راه راهبردی رسیدن به آن چیست

سوال 4.نقش شما به عنوان یک معلم اثربخش در کلاس درس و خارج از کلاس درس توصیف کنید؟

یک معلم به غیر از صلابت و جدیت می‌تواند از نظر بنده دوست و یک مرشد خوب باشد این گونه جدای مبحث معلم بودن در کلاس درس می‌تواند در کلاس یا خارج از کلاس دوستی صمیمی برای دانش آموز خود باشد که در مبحث دوستی می‌تواند خیلی بهتر و کارآمدتر از دوستی که متربی در دوران زندگی خود در اجتماع پیدا می‌کند او را راهنمایی و همراهی کند چرا که یک معلم با توجه به شناخت و تجارب کافی از زندگی و همچنین شناخت جامعه می‌تواند دوستی بهتر برای متربی باشد از این نظر که متربی ممکن است دوستانی ناباب و حتی فاقد تجربه کافی داشته باشد که فرد ناخودآگاه به متربی آسیب بزند از طرف دیگر مرشد بودن به این معناست که از این نظر که یک معلم می‌تواند چه در زندگی شخصی و مشکلات فردی هر دانش آموز و در زندگی خانوادگی ،دوستانه و اجتماعی او پیش می‌آید راهنمایی‌های بجا و کارآمد و درستی را به ایشان بنماید و حتی در رابطه با مشکلات ایشان می‌توان ارتباطات مختلفی را برایشان در افرادی که ممکن است بشناسد در باب کمک به دانش آموز معرفی کند که حل مسائلشان را در سرازیری قرار دهد

سوال 5.چگونه خردورزی و تفکر انتقادی رابه صورت عملی در متربیان خود ارتقا می دهید؟

از نظر بنده پرورش تفکر انتقادی در دانش آموزان کمک می‌کنه تا آنها مفاهیم رو به  همدیگه وصل کنند و حل مسئله داشته باشند که این پرورش انتقادی توی همه زمینه‌ها بلکه از زمینه زندگی شخصی هم به کار میره مورد اولی که برای افزایش تفکر انتقادی استفاده میکنم به عنوان یک معلم افزایش سوال پرسیدن در کلاس درس هست که این ساده‌ترین روشی است که من در کلاس استفاده می‌کنم یعنی در واقع دانش آموز من به دنبال چرایی باشد ویک روش دیگر مشارکت در کلاس من است که دانش آموز برای افزایش پرورش تفکر انتقادی باید در بحث‌های گروهی و پروژه‌های کلاس بنده شرکت بکنه که این باعث افزایش جهان بینی و تفکر دانش آموز کلاس من می‌شود و دانش اموز به قدرت خلاقیت بالاتری میرسد . موضوع بعدی یادگیری مبتنی بر تحقیق یعنی دانش آموز باید علاقه و کنجکاوی داشته باشه دانش آموز را در این کلاس وادار می‌کنم تا سوالایی که می‌خواهند رو بپرسند و به اون‌ها پاسخ بدهند پاسخ‌های یکدیگر را تحلیل بکنند و روش دیگری که استفاده می‌کنم در باب خردورزی نیز می‌توان گفت می‌خواهم دانش آموزانم در مورد مسائل مختلف زندگی و یا حتی درسی که پیش می‌آید و بیان می‌شوند ریز نگری داشته باشند و به جزئیات توجه کنند و در باب هر مسئله جدا گانه تحلیلات به خصوص و شخصی خویش را در ذهنشان گسترش و بسط دهند و هر موضوع را بتوانند به موضوعات مرتبط آن ارتباط دهند و زیر معنا و زیرساخت هر چیز را متوجه شوند و آگاه باشند

دارای دیدگاه توسط (159 امتیاز)

سوال 6.شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتهایی کسب خواهید کردتا بتوانید دانش اموز چند ساحتی تربیت کنید؟

 عبادی و اخلاقی_ساحت تربیتی اعتقادی.

من به عنوان یک معلم که آگاهانه دین اسلام را انتخاب کرده درباره دین خود بسیار آگاهی کسب می‌کنم تا بتوانم به دانش آموزان آگاهی کامل نسبت به دین اسلام بدهم و باعث شوم اون‌ها آزادانه و آگاهانه دین اسلام را بپذیرند و همچنین همواره تلاش بکنم تا دین خود را کامل‌تر بکنم و با عبادت و انجام احکام دینی و افزایش و برقراری ارتباط با خداوند دیگران رادعوت به دینداری و اخلاق مداری بکنم

ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای

درباره این ساحت مهارت‌هایی همچون درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه در تمامی زمینه‌های تاریخی فرهنگی و اجتماعی را کسب می‌کنم و تلاش می‌کنم برای تحقق رشد و استقلال اقتصادی حفظ پیشرفت ثروت ملی افزایش بهره‌وری و تامین رفاه عمومی و عدالت اقتصادی و همواره به دنبال ریشه کن شدن فساد و تبعیض خواهم بودو تمامی این‌ها را به دانش‌آموزان خود یاد خواهم داد تا بتوانند از اون‌هابهره‌مند شوند و راه رسیدن به این ساحت را به آنها خواهم گفت تا همواره در جامعه پیشرفت مداوم داشته باشیم

ساحت تربیت علمی فناوری

در باب ساحت فناوری می‌توانم مهارتی مانند توانایی و تسلط بر کامپیوتر و برنامه‌ها و نرم‌افزارهای تولید محتوا را معرفی کنم و کسب کنم به شخصه که بتوانم در کلاس‌های تدریس خود از آنها استفاده نموده در باب چهارچوب قوانین اسلامی به دانش آموز خویش آموزش دهم که چگونه از فناوری روز دنیا و رسانه‌های ملی و غیر ملی به صورت جداگانه به نحو احسن و در باب اسلام و قوانین جمهوری اسلامی ایران استفاده مناسب را ببرند و همچنین یاد بگیرم برای  محتوای فناوری جدید متکی به دانشمندان و نوآوران خارج از کلاس و شخصیت خویش نباشم و بتوانم خودم در باب فناوری نوآوری کنم وهم به دانش آموز که دانش آموز بنده می‌باشد کمک‌های فراوانی را بکند

ساحت تربیت زیستی و بدنی

در باب تربیت زیستی و بدنی و درک ویژگی‌های زیستی انسان می‌توان نیازهای خویش یعنی نیازهای یک انسان و آدمیزاد را بررسی کرده چه می‌تواند نیازهای جنسی باشد چه نیازهای خورد و خوراک و کارکرد بدن و اعضای بدن انسان باشد شناخت کافی را پیدا کنم به شخصه و این شناخت و روش‌های درست تربیت و حتی نگهداری و حفظ سلامت جسمانی و قوانین جمهوری اسلامی ایران و قوانین الهی به دانشآموز خویش آموزش دهم و حتی می‌توان نیازهای جنسی را و روش درست برطرف کردن آنها را در باب اسلام به دانش آموز خویش آموزش داده تا مبادا دچار گمراهی و انحراف از کاروان مسیر حق شوند

ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

درباره آداب و رسوم و فرهنگ های مختلف جامعه تحقیق و برای انها بازگو میکنم نا از تمدن ایرانی اگاهی پیدا کنند مثلا در کلاس درس تایم هایی برای بچه ها در نظر میگیرم که تحقیق کنند راجب اداب و رسوم قدیمی شهر خودشان و همچنین به انها در کلاس درس ظلم ستیزی و داشتن کرامت و عدالتخواهی رو یاد میدهم گاها با استفاده از داستان های تاریخی که خود به ان علاقه دارم

ساحت زیبا شناختی و هنری

در باب آخرین ساحت تربیت یعنی زیباشناختی و هنر می‌توان گفت مهارت اینکه چگونه آفرینش و رویدادهای طبیعی و تاریخی طبیعت و عالم هستی را بررسی کرد به دست بیاورم اینگونه که رویدادهای مختلف را بررسی و بتوانم آنها را به مبدا الهی و آفرینش الهی بسط دهم و زیبایی آنها را از نظر هنری در کلاس‌های خویش‌ نمایان کنم اردوهای طبیعت گردی یکی از معدود مهارت‌هاییست که می‌توان در طی روند آنها آفرینش و چگونگی تغییر تحولات طبیعت و زیبایی‌های این تغییر و تحولات را به دانش آموز خویش نشان دهم

سوال 7.پنج مغهوم اخلاقی اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما ان را کسب نماید با ذکر مثال

ویژگی اخلاقی اول این هستش که گفتار و کردار من به عنوان یک معلم باید یکی باشد یعنی سر کلاس رفتاری که به دانش آموز خود یاد می‌دهم و می‌گویم باید با عملی که انجام می‌دهم یکسان باشد برای نمونه رفتاری که در کلاس خود ناپسند می‌دانم و بابت آن توبیخ می‌کنم دانش آموز خود را متقابلاً باید خود این عمل را در کلاس انجام ندهم مثلا اگر بی احترامی به یک دیگر بد است باید من نیز به خود اجازه بی احترامی ندهم

ویژگی بعدی مدارا کردن است یعنی باید با دانش آموز خود به خوبی برخورد کرده و شرایط همه آنها را در نظر گرفته و بر اساس شرایط زندگی شخصی هر شرایط دیگه‌ای با آنها مدارا کرد تا آنها از درس دور نشده و به سوی درس سوق داده شود برای مثال ممکن هستش که دانش آموزی تحت شرایط بدی باشد و معلم که من باشم باید در آن بازه زمانی مدارا بکنم تا آن فرد از اون شرایط بحرانی خارج شود و یاد بگیرد که در آینده با دیگران هم مدارا بکند

ویژگی بعدی برخورد محترمانه است که وقتی من معلم در کلاس خود برخوردی محترمانه در مقابل دانش آموزان خود داشته باشم متقابلاً دانش آموزان همین برخورد را با من در کلاس درس و همچنین در زندگی شخصی خواهند داشت و این باعث می‌شود که در آینده هم همین برخورد را در اجتماع داشته باشند برای مثال عدالت و مهربانی داشته باشم

ویژگی بعدی ارستگی ظاهری است که در این مورد می توان به مرتب بودن لباس و بهداشت اشاره کردکه من به عنوان معلم اگر همیشه آراسته باشم و اسلامی پوشیده باشم می توانم این را به دانش اموزان خود القا کنم و الگو باشم

ویژگی اخر ویژگی اخلاقی اجتماعی هست مثلا عدم قیاس و مشخص کردن معیار های مقیاسی بین دانش آموز و دانش آموزان دیگر تا آنها یاد بگیرند افراد جامعه و فرزندان آینده خویش را با کسی مقایسه نکنند

دارای دیدگاه توسط (159 امتیاز)

سوال 8.با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنیدناظر به مبانی هستی شناسی.انسان شناسی.معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست  و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر کثال تبیین کنید؟

در نظریه هستی شناسی می‌توان بیان کرد که نظام علت و معلولی و سبب و مسببی حاکم است در جهان به این نظر که بنده در کلاس‌های درس خویش علت و معلول هر درس هر گفته و هر روش تدریسی چه دارای نوآوری باشد و چه نباشد می‌تواند علت به وجود آمدن به هم پیوستگی خردورزی و انتقاد فعالانه در روند تدریس و یادگیری اصولی باشد ..در مبحث انسان شناسی می‌توان بیان کرد که انسان متشکل از روح و جسم می‌باشد یعنی در مبحث تدریس بنده نمی‌توان مسائل معنوی و مسائل ظاهری و دنیوی را از هم جدا کرد یعنی مسائل خلقت و الهی و مسیر  جسمانی و فکری از همدیگه جدا نیستن به طور مثال برای درک بهتر مفاهیم زبان انگلیسی می‌توان به مسائل معنوی کلاس هم پرداخت که با درک بهتر معنویات مسایل ظاهری نیز بهتر درک میشوند

یکی از مسائل مهم معرفت شناسی که در روش‌های تدریس بنده و روش تربیت یک دانش آموز موفق به کار می‌برم چگونگی استفاده درست از عقل سالم و پاک است عقل سالم در مبانی معرفت شناسی مسئله‌ای است که باعث خردورزی و تشخیص خیر و شر و راه درست و غلط می‌باشد که باید به دانش آموز ابتدا نحوه استفاده درست بر اساس نظام الهی را نشان داد

یکی از مبانی مهم ارزش شناسی که بنده ارزش خاصی برای آن قائل هستم در حیات طیبه اتفاق می‌افتد که اعتدال و میزان خاص حیات درمواقع و موقعیت‌های خاص است که به دانش آموز خویش آموزش می‌دهم همیشه در حیات پاک طیبه به معنای پاک بودن و تینت سرشت خویش بتوانند اعتدال و میزان را در همه نقاط حیات خویش برقرار کنند

سوال 9.مهم ترین تکنیک و روش تاثیر گذار شما درحوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یاذگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

از نظر بنده یکی از تاثیرگذارترین روش‌ها برای تدریس و چیزی که خود در نظر دارم آن را پیش بگیرم و به سرمنزل موفقیت برسانم روش همکاری فعال دانش آموزان می‌باشد چه از طریق تفکر و مشارکت‌های فرد چه گروهی و چه فردی در مسائل مختلف درسی و مسائل مختلف زندگی بتوانند یک اجتماع کوچک را به وسیله بنده در داخل کلاس خویش ایجاد کنند و کار هر اجتماع در یک جامعه این است که مشکلات خویش را حل کنند مسائل مختلف را یاد بگیرند و نوآوری‌های مختلفی رو در مسائل مختلف به وجود بیاورند و به این گونه اجتماعی که در کلاس تشکیل می‌دهم می‌توان یک اجتماع رو به پیشرفت و ترقی و تعالی گفت از این سو می‌توان بیان کرد که اگر مدرسه را نیز بتوان از طریق عوامل مختلف اجرایی آن چه مدیر معاون و معلمان و حتی خود دانش آموزان یک اجتماع فعال تبدیل کرد مدرسه می‌تواند حتی نقطه به نقطه آن حتی زنگ‌های تفریح و فراغت آن زنگ ناهار آن تایم‌های فراغت و گروه‌های مختلف اجتماعی و فعالیتی موجود در مدرسه را نیز به یک محیط مناسب برای یادگیری همه جانبه درسی و تربیتی در خصوص فضیلت‌های اخلاقی و فضیلت‌های اجتماعی مناسب قرار داد برای مثال مدیریت یک مجموعه یک مدرسه نباید به دست مدیران و معاونان باشد و مسئولیت‌هایی باید به دانش آموزان نیز واگذار شود که آنها نیز بتوانند مشارکت در ایجاد فضای اجتماعی فعال و رو به پیشرفت داشته باشند

سوال 10.شما به عنوان یک معلم اثربخش .روشنفکر.تحول گراو آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید/ ۵ مورد

بله از نظر بنده می‌توانم معلمی رو به پیشرفت روشنفکر بر اساس‌ رویکرد  ملی و فرهنگ ایرانی  اسلامی باشم و در راه پیشرفت دانش آموزان خویش و مدرسه‌ای که جز عوامل تدریس و تربیت و خدمت آن هستم گام‌های بزرگ ولو کوچک ولی تاثیرگذاری رابردارم و یکی از ۵ موردی که به نظر بنده باید حذف شوند فرسوده شدن امکانات ولو درس‌ها و کتاب‌های قدیمی بر اساس نظریه‌های اثبات شده قدیمی جهانی هم اکنون دچار تحول‌های گوناگون همچون هوش مصنوعی می‌باشد که استفاده از آنها می‌تواند تحت چارچوب اسلامی فواید بسزایی را در تربیت داشته باشد دومین مورد اینکه  عملکرد خیلی مفیدتر و به واقع رساتر از درس‌های تئوری می‌باشند و ایجاد کارگاه‌های عملکردی و عملی برای درس‌هایی مثل درس زبان برای قسمت‌های شنیداری و گفتاری آن می‌تواند پیشرفت بسزایی ایجاد کند و در مورد سوم به نظر بنده مدرسه به جای درس محور بودن و کتاب محور بودن می‌توان فعالیت‌های اجتماعی دیگری به برنامه‌ها اضافه کرد مانند سرویس خدمات عمومی و اجتماعی مختلف مانند زیباسازی شهر پاکسازی زباله جمع کردن فعالیت‌های اختیاری ولو بعضاً اجباری که مسئولیت پذیری را به دانش آموز نشان دهد یکی دیگر از موارد به عنوان مورد چهارم این است که به دانش آموز حق حرف زدن و اثبات خویش را داده و دانش آموز بتواند نظرات خود را در مدیریت و نحوه تدریس و تعلیم دانش آموزان بیان کند بلکه نظرات جمع برای جمع مفید تر است آخرین مورد که برای بنده نیز جذاب بوده و هست می‌تواند این مورد باشد که فعالیت‌های میدانی و شهری را به مباحث درسی اضافه کنیم  به طور مثال مانند تحقیقات دسته جمعی ومیدانی که می‌تواند موجب کسب اطلاعات و تجارب بهتر برای دانش آموزان شود

دارای دیدگاه توسط (159 امتیاز)

نتیجه گیری

بر اساس مبانی و صحبتم  از اول بسم الله تا آخر صحبتم بیان کردم خدمت شما نتیجه  این است که با توجه به مبانی اسلامی مبانی الهی و مسائل شرعی  جسمانی و معنوی می توان اشاره کرد به اولیای اولوالعزم که معلمی یک روش الهیست برای تعلیم و تربیت بندگان و همچنین بندگان در ارتباط با یکدیگر و راهبرد روش حقی که خداوند متعال خاتم علیه السلام بر این اشاره دارند که راه تدریس و راه معلمان بزرگ تا کوچک تاریخ تا الان این بوده که علم دانش معنویات و دنیویات این زندگی را به نسل بعدی نسلی که فراگیرنده هستند و باید از آنها استفاده نموده در زندگی خویش عملی کنند و اگر بنده با چالش های تدریسی تعلیمی در آینده روبرو شوم با توجه و به امید به اینکه خداوند همیشه روشن گر راه انبیا بوده است به من نیز کمک خواهد کرد تا در این مسیر سرافرازباشم و چالش ها را یکی پس از دیگری پشت سر بزارم

من به عنوان یک معلم باید چالش را شناسایی کنم و تا حد امکان ان را حل کنم برای مثال اگر نیاز به امکانات خاصی دارم برای مثال سیستم هوشمند در اسرع وقت تهیه کنم چرا که محیط کلاس من باید نشاط اور باشدمعلمی شغلی است پر از چالش و در تمام زمینه ها باید به خوبی مدیریت شود و مشکلات و چالش هایی که سر راه معلمی هستند با روش های جایگزین و تدبیر معلمی قابل حل هستند بنابراین باید تدبیر درست داشته باشم

 

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (374 امتیاز)
به نام خدا

سید حسن حسینی سنگ چال

به نام خدا نام من سید حسن حسینی است معلم درس زبان انگلیسی هستم و در شهر تهران تدریس خواهم کرد. از ویژگی‌های تدریس اینجانب باید اشاره کرد که در هر کلاس پویایی لازم نیاز است و تعامل بین دانش‌آموزا یکی از ارکان اصلی در تدریس کلاس من خواهد بود فلذا شادابی از ویژگی‌های اصلی من در کلاس درس خواهد بود

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

۱. معلم را میتوان به ستون فقرات هر جامعه تشبیه کرد. بدون معلم جامعه ای تشکیل نمیشود. این موضوع همواره در تاریخ ثابت شده همانند نازل کردن پیامبران از سوی خداوند در جهت هدایت انسان ها و آموزش راه حق به آنها. معلم نقش مهمی در تربیت نسل های آینده دارد. آنها انتقال دهنده فرهنگ، دانش، مهارت و اخلاق هستند. آنها وظیفه پرورش خلاقیت و دور اندیشی در دانش آموزان هستند. از طرفی معلمی را میتوان به هنر نیز تشبیه کرد! زیرا معلمان نقاش ذهن های دانش آموزان هستند و در اکثر باور ها و ذهنیت دانش آموزان، تاثیر مستقیم و غیر مستقیم دارند. جایگاه معلمی، مقامی است که باید از احترام از سوی دیگر افراد جامعه برخوردار باشد. توسعه و پیشرفت خود و افراد اطرافش از نقش های مهم معلم است. معلم باید مدافع حقوق خود باشد، و مطالبه گری را به دانش آموزانش نیز آموزش دهد و علیه تبعیض سکوت نکند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

۲.‌ ارتباط خداوند و انسان رابطه ای توحیدی است. خداوند متعال خالق همه موجودات و مخلوقات است. انسان ویژگی های فطری خود همانند عقل، اختیار، اراده و ... را از خداوند متعال بدست آورده است. خداوند متعال دنیا را برای انسان ها منبعی برای امتحان و آزمون قرار داده. به آنها نعمت های فراوان داده و برای آنها همچون پدری دلسوز است. خداوند برای انسان ها موانعی قرار داده و ابزار عبور از این موانع که منجر به پیشرفت و قوی تر شدن انسان میگردد را به او نیز اعطا کرده. بدون شک این روابط را میتوان در تعامل بین مربی و متربی دید.

معلمی که با دلسوزی دانش آموزان خود را برای روز های پر پیچ و خم آینده تربیت میکند و با دلسوزی آنها را راهنمایی میکند و از شکست آنها دلسرد نمیشود و بدنبال راه های جدید برای سعادت آنها می‌رود. دلسوزی و قبول کردن مسئولیت خویش مهم ترین عنصر برگرفته شده از رابطه بین خداوند و انسان است که میتوان آنرا در آموزش نیز به کار بست.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

۳. دانش اموزان باید به اهدافی برسند، اما چه اهدافی. مهم ترین هدف هر معلم باید کمک به رساندن دانش اموز به هدف خود او باشد! نه هدفی که از سوی فرد یا نهادی به او تحمیل شده باشد. لذا اموزش خودشناسی به دانش اموزان من مهم ترین هدف من در اموزش خواهد بود. انسانی که بتواند خودش را بشناسد بعد از آن میتواند به شناخت دنیای پیرامونش برسد و سپس معرفتی را کسب کند که از اهداف اصلی انسان هاست. یعنی رسیدن به تعالی. این هدف جامع بود اما اهداف دیگری همچون داشتن تفکر انتقادی و توانایی نقد موضوعات بسیار مهم است. توانایی رهبری و کار گروهی باید در سرشت تمامی دانش آموزان باشد. داشتن مهارت های اجتماعی و علاقه و انگیزه در جهت پویایی جامعه و خود فرد از اهداف مهم هستند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

۴. نقش اینجانب در کلاس بعنوان یک معلم در مرحله اول داشتن یک برنامه مشخص برای رسیدن به اهداف اموزشی است. دادن انگیزه به دانش اموزان در جهت دلسرد نشدن از فرایند اموزش از وظیفه های من است. داشتن تعامل با دانش اموزان کلاس در نظر من مهم ترین اصل کلاس است، پویایی کلاس و بیان نظرات دانش اموزان بطوریکه خودشان نظرات خودشان را کامل کنند موجب پویایی و حوصله سر بر نشدن کلاس میشود. آشنایی با فناوری و ارائه روش تدریس ها مختلف نیز از نقش های مهم در کلاس است.

اما در خارج از کلاس نقش من این است که با والدین، مدیران، همکاران و اعضای جامعه همکاری داشته باشم، از منابع آموزشی موجود بهره بگیرم، از فرصت ها برای پیشرفت و بهبودی مداوم خود استفاده کنم.

همچنین عمل به وظایف اجتماعی، دینی و انسانی خود نیز از نقش مهم خارج از محیط اموزشی است زیرا درست است که از محیط درس بدور هستیم اما یک معلم بطور مداوم الگو جوانان نوجوانان و کودکان است پس اهمیت به نقش خارج از کلاس نیز بسیار مهم است.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

۵.خرد ورزی و تفکر انتقادی از ویژگی‌های مهم هر انسان است. برای اینکه بتوانیم در هر انسان ویژگی خردورزی و تفکر انتقادی و بررسی مسائل اطراف خودش را قرار دهیم باید او را به سادگی در بحث‌ها مشارکت دهیم. از دانش آموزان خود درخواست بکنیم تا درباره مسائل مختلف تحقیق بکنند و سواد کافی در جهت تبیین موضوعات مختلف و دفاع از آن را کسب بکنند. همچنین مربی می‌تواند با استفاده از روش‌های فعال و تعاملی مانند کار گروهی، مباحثه و مناظره متربی را در فرایند یادگیری بطور غیر مستقیم به خرد ورزی و تفکر نقادانه وا دارد.

همچین ارائه بازخورد مثبت و منفی از سوی از سوی مربی به متربی موجب برانگیخته شدن حس تفکر نقادانه خردورزی در جهت بهبودی خود می‌شود زیرا با این کار با نقاط قوت و ضعف خود آشنا میشود. همچنین ارائه منابع و مواد آموزشی مختلف موجب تقویت این حس در متربی میشود.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

۶. ساحت های ۶ گانه سند تحول عبارت اند از

1- تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

مطلوب است در این ساحت افراد به خود شناسی و خدا شناسی برسند تا بتوانند دنیا خود و پیرامون خود را بهتر درک کنند

2- تعلیم و تربیت زیبایی شناسی هنری

در این ساحت آشنایی با ادبیات ایران و جهان و یاد گیری حداقل یک ساز اهمیت دارد زیرا این دو باعث جلای روح انسان میشوند

3- تعلیم و تربیت زیستی بدنی

در این ساحت داشتن بدنی ورزیده مهم است فلذا عادت تمرین های ورزشی و رژیم غذایی مناسب مورد درخواست است

4- تعلیم و تربیت علمی فناورانه

نسل جدید کم و بیش با علم و فناوری اشنا هستند. به جهت راحتی آنها در آینده به آنها پیشنهاد بهره وری از هوش مصنوعی و نحوه برنامه نویسی پیشنهاد میشود

5- تعلیم و تربیت اجتماعی سیاسی

علم تحلیل سیاسی و نحوه عملکرد انسان در اجتماع جهت رسیدن به تعالی

6- تعلیم و تربیت اقتصادی حرفه ای

اشنایی با تحلیل تکنیکال و نحوه اداره یک بیزنش

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۷. بعنوان معام ویژگی های اخلاقی و اجتماعی که علاقه مندم هم خود و هم دانش از آن بهره مند باشند عبارت اند از

۱. مسولیت پذیری

مهم ترین عامل در هر انسان در جهت رسیدن به اهدافش پذیرش مسئولیت های آن هدف است و تلاش مستمر در جهت بدست آوردن آن هدف.

۲. وقت شناسی

در نظر بنده برای زمان هیچ ارزشی نمیتوان گذاشت. دانش آموزان حال که در نو جوانی و جوانی هستند باید قدر وقت را بدانند و از آن به نحو احسن استفاده کنند. سرمایه گذاری بر روی خود در زمان های جوانی بسیار مهم است زیرا بعد ها با مهارت بدست آمده در آن دوران به نقاط مهمی میتوان دست پیدا کرد. حائز اهمیت است که برای دقیقه به دقیقه ی خود برنامه ای داشته باشند و هر روز را بعنوان یک فرصت جدید ببینند

۳. صداقت

راه در جان یکی ست و آن راه راستی است.

راست گویی و صداقت جویی از مواردی است که حتما باید در هر انسانی نهفته شود.

فارغ از اینکه افراد در چه شرایطی هستند یا چه پیامد هایی برای آنان دارد همیشه باید راست گفت.

۴. عطش برای پیشرفت

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد جفا کند

آدمی باید برای اهدافش بجنگد و بیخیال آنها نشود. تا جانی که در بدن دارد باید برای بدست آوردن اهدافش صرف کند‌.

۵. احترام

احترام عنصر اصلی زندگی اجتماعی ما انسان ها است. تعامل میان انسان ها با احترام بسیار زیباتر و آموزنده تر است.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

۸. انسان شناسی: این شاخه به مطالعه انسان به عنوان یک موجود فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد. مثل سرشت کمال جویی در انسان و تمایل او به رسیدن به تعالی

هستی شناسی: این شاخه به مطالعه طبیعت هستی، وجود و حقیقت می‌پردازد. مانند غایت الهی

ارزش شناسی: این شاخه به مطالعه مبانی، معیارها و انواع ارزش‌ها می‌پردازد. مانند صداقت و عدالت که از ویژگی های فطری انسان است.

معرفت شناسی: این شاخه به مطالعه شناخت، دانش و حقیقت می‌پردازد.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

۹. مهم ترین تکنیک در جهت یادگیری و تربیت دانش آموزان به نظر اینجانب حضور فعال دانش آموزان در پروسه تدریس و یادگیری است. کلاس درس مال دانش آموزان است و معلم باید سمت و سوی کلاس را مدیریت کند و از خطا های دانش آموزان را تصحیح کند. لذا کلاسی دانش آموز محور باشد از روش های مد نظر بنده است‌.

برای همه جانبه شدن یک محیط اموزشی اولین چیزی که باید به آن اهمیت داد روان متربی است. متربی باید بداند که در این محیط به او سود خواهید رسید و به علم و دانش و تجربه مجهز خواهد شد. تا حدی که خودش بخواهد وارد محیط مدرسه شود.

از طرفی لایق بودن کادر مدرسه از نظر ساحت های شش گانه آموزش و پرورش تاثیر بسزایی در تقویت یک محیط آموزشی دارد.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱۰. مهارت تفکر نقادانه و نقد کردن مشکلات و بیان راه حل از توانایی های مهم هر معلم است.

۱. تدریس یک طرفه

تدریس های یک طرفه و معلم محور بدون حضور فعال دانش آموز و عدم توجه به خوتسته و نیاز های متربی

۲.عدم وجود برنامه های مفرخ پرورشی

محیط اموزشی باید مفرخ باشد و از یکنواخت بودن دوری کند

۳‌.اهمیت ندادن به دروسی مانند هنر و تربیت بدنی

اهمیت ندادن به دروسی مانند هنر و تربیت بدنی باعث عدم شکوفایی دانش آموزانی می‌شود که در این رشته‌ها استعداد دارند

۴. عدم پرورش خلاقیت در دانش اموز

وجود خلاقیت در زندگی روزمره باعث رویکرد افراد نسبت به مشکلات میشود در نتیجه خلاقیت میتواند مسیر زندگی انسان‌ها را تغییر دهد

۵. اجبار دانش آموز به دنبال کردن رویکرد های سنتی

دادن اختیار به دانش آموز در انتخاب دروس مورد نظر و عدم تحویل اهداف باورها و عقاید به دانش آموز و پذیرفتن نظرات آنها در جهت بهبود محیط آموزشی

نتیجه‌گیری

این فلسفه معلمی من بود اما به طور قطع به طور کامل نیست نیاز است که در صورت افزایش علم و دانش آن را کامل‌تر کنم و یا در صورت بروز مشکلات و مشکلات را حذف کنم نظرات داده شده نظرات شخصی بوده و اگر بخواهیم به مهمترین آنها اشاره کنیم پویایی کلاس داشتن انگیزه تعامل بین دانش آموزان و معلم از نکات بسیار مهم و حائز اهمیت در فلسفه آموزشی اینجانب میباشد
5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (226 امتیاز)

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا 

بنده احسان پناهی زاده تهران و ساکن منطقه ۴ تهران هستم حدود ۲۰ سال سن دارم .تحصیالت مربوط به زبان انگلیسی را از زمانی که خواندن و نوشتن را آموختم آغاز کردم و بعد تر در زمان و دوران انتخاب دانشگاه دانشگاه فرهنگیان را انتخاب کردم برای تدریس و تحصیل در رشته زبان انگلیسی و در آینده در منطقه سکونت خودم یعنی منطقه ۴ تهران ارق معلمی از دوران کودکی در من به وجود آمد.یک بیانیه و فلسفه معلمی واجب بر هر معلم و مدرس هست . بیانیه ای که در طول تدریس خود باید همواره به ان توجه کند تغییر دهد یا مطلبی راه به آن اضافه یا کم کندسوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟جواب :تفسیر بنده از جایگاه معلم و نقش او در جامعه تفسیریست بر اساس سالها توجه جدی به معلمان خود از دوران دبستان تا به امروز و نقش آنها در شکل گیری شخصیت خودم و حتی دوستانم که جامعه را تشکیل میدهیم. شخصی نخواهید دید یا به ندرت خواهید پیدا کرد که اصال تابحال حتی یک روز هم به مدرسه یا مکتب خانه نرفته باشد . جایگاه معلمان همواره در طول تاریخ جایگاهی حائز اهمیت و توجه بوده مخصوصا در جوامع امروزی که اکثر خانواده ها درگیر مسائل تربیتی به گونه ای نو و جدید هستند .در ثانی وقت و انرژی که کودکان و نوجوانان در مدرسه و همراه معلمان میگذرانند مقدار قابل توجهی هست ونشان از اهمیت آن دارد.نقش معلمان نقشی جدی و مستقیم در کنار شرایط اجتماعی بر شکل گیری فرهنگ یک کشور است و رابطه مستقیم دارد بر اعمال ،کردار و افکار کودکان و نوجوانان که آینده کشور را تعیین میکند.جایگاه معلم از نظر من هدایت کننده و الگو میباشد،هدایت معنوی ،علمی و فرهنگی و هنری و الگوی ظاهری و نقش او در اجتماع.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟جواب:خدواند متعال که یگانه خالق تمام هستی و نیستی میباشد انسان را از خونی بسته شده در ابتدا آفرید و طراحی کرد سپس به اوکه نوزادی بی اراده و ناتوان بود آموخت تا چگونه از پستان مادرش طعام خورد تا نمیرد .در ابتدای خلقت انسان بعضی از امور را به صورت غریزه در او نهاد تا پای بگیرد و همین که گذشت به او قدرت تفکر و تعقل و اختیار و اراده را داد تا تصمیم بگیرد حال با تملم این تفاسیر خدای یگانه اورا مجدد با اختیار و اراده و عقل انسانی تنها نگذاشت و وجدان را در او نهاد ،پیامبران و انبیای الهی و امامان را برای او قرار داد تا پیام و هدایت و راهنمایی اورا به صورت شفاهی و مکتوب بیان کند این یگانه خالق تمام هست و نیست ببینید که چگونه انسان را به نعمت هدایت مشمول میکند و تربیت میکند اورا طعام میدهد و از روزی نصیبش میکند تا تنش رشد کند و هم با نشانه های خود و راهنمایی هایی که در تمام ابعاد وجودی اوست او را میخواهد هدایت و سعادتمند کند همین ارتباط با اندکی تفاوت در رابطه با تربیت انسانی توسط انسانی دیگر قابل ربط است زیرا پیامبران که اولین مربیان تاریخ بودند که انسان هارا در همه ابعاد وجودی روحی و جسمی هدایت کرده و آموزش دادند یک نمونه بارز از این موضوع هستند.هدایت یک مربی خصوصا در مورد موضوع ما که معلمی و تدریس هست و خصوصا در مورد این موضوع که ما با جوانان و نوجوانان سر و کار داریم این مهم را دوچندان میکند .آموزش و تربیتی که ما سعی بر آن داریم باید بر چند اساس و بخش باشد و الگوگیری کوچکی از هدایت خداوند متعال و پیامبران دارد به طوری که هم بعد جسمی آنها باید تربیت شود هم بعد روحی  معنوی و هم روانی که این مهم سپرده شده توسط معلمان و دبیران اهمیت شغلی و جایگاهی اورا نشان میدهد

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.جواب:اهدافی که شخص بنده هدف دارم که دانش آموزان بنده حتی با یک جلسه حضور در کالس من داشته باشند جدا از بحث آموزش زبان انگلیسی آن مرام و معرفت و شخصیتی است که همواره در دبیران گذشته خود دیدم و خودم در زندگی دنبال کرده ام. این موضوع که دروغ کلید تمام بدی هاست و راستی بهترین سعادت انسان است این موضوع که دوستی و رفاقت )البته با شخص درست (یک اتفاق ناب در هر شخصی است و اصوال کسی که دوستانی ندارد به نظر بنده باید راهنمایی بیشتری در این مورد بشود .دوری از تلف کردن وقت و جوانی،پیگیری استعداد های خود و شناخت خود در جوانی و در سنی که آینده اورا مشخص خواهد کرد،من به شخصه هیچ کسی را دعوت به درس و مطالعه به زور نخواهمکرد فقط از محاسن و نکات مثبت و حتی منفی او خواهم گفت که اگر جوانی علاقه مند بود عالقه مندتر شود و اگر کسی علاقه ای از سر لج و لج بازی داشت اورا تبیین کنم.بسیار مسائل اخالقی و تربیتی هست که در این سوال و جواب نمیگنجد تعدادی را گفتم امیدوارم مورد قبول واقع باشد

دارای دیدگاه توسط (226 امتیاز)

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنیدجواب :آن معلمی اثر بخش هست که نیاز بچه هارا درک کند .درست است نیاز .منظورم از نیاز اینست که ببیند مثال در رشته زبان انگلیسی آیا منطقی است که بچه ای که کالس یازدهم است ولی هنوز یک کلمه هم نمیتواند از روی کتاب بخواند و در خانواده ای ضعیف از نظر فرهنگی و سوادی و اقتصادی است را مجبور کند که به زور باید امتحان بدهی و اگر نمره قبولی نیاوری به من ربطی ندارد و مشکل از پایه های گذشته و دبیران قدیم تو است؟آن دانش آموز با این رویه هیچوقت عالقه ای به زبان انگلیسی نخواهد داشت . بجای این کار در حد توان و رسیدگی دبیر میتوان جوری و طوری تدریس کرد که نیاز به زبان و سطح هر دانش آموزی نسبت به آنچه که بود بهتر شود .و در ثانی کسی را نمره و تهدید و قیافه گرفتن و تحقیر کردن آزار ندهیم.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟جواب: خردورزی و تفکر انتقادی از الزمه هایی است که خصوصا در جهان رسانه های امروز امریست واجب. در شرایط کنونی که اکثر دانش آموزان مطالب و یافته ها و اخبار خود را مستقیم از فضای مجازی دریافت میکنند و حتی استناد میکند یک شخصی یک معلمی باید برایشان توضیح دهد که تفکر انتقادی چیست .من به شخصه در صحبت های خود و در وقتی که با دانش آموزان خواهم گذراند به آنها خواهم گفت که تفکر انتقادی میگوید که شما پس از خواندن هر مطلبی به فکر منبع آن باشید ،به فکر هدف آن رسانه باشید که اصال علت پخش یک خبر چیست آیا آنقدر که اهمیت دارد به آن پرداخته میشود؟ و حتی باید به این نکته فکر کرد که اصال منابع و منافع و سردمداران آن رسانه یا خبر چه افرادی هستند .در زندگی عادی همیشه پرشگر باشید 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟جواب: برای ساحت تربیتی اعتقادی برای این ساحت باید هر دانش آموز و شخص مربی و معلم به باوری قلبی و درست و استداللی برسد و دین اسالم و اوامر و اصول آن را آزادانه و با استدالل بپذیرد .معلم باید بتواند با استدالل و دالیل روشن به دانش آموزان خود راهنمایی اعتقادی بدهد. برای ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ها: کسب این مهارت که بتواند وضع و شرایط اقتصادی زمان را بسنجد حداقل اطالعاتی در مورد حرفه های مختلف داشته باشد تا هر دانش آموزی را با هر عالقه ای راهنمایی کندبرای ساحت تربیت علم و فناوری :بنده به عنوان یک دبیر و معلم و راهنما باید مهارت این را داشته باشم تا از جدید ترین اطلاعات با منابع صحیح در حوزه علم و تکنولوژی برخوردار باشم و همواره خود را به مسائل روز مسلح و آماده کنم برای ساحت اجتماعی و سیاسی :مهارت درک درست از مسائل اجتماعی و سیاسی موجود و ریشه یابی آنها و دفاع از هنجار های ملی و اعتقادی و همچنین جلوگیری از تهاجم های فرهنگی به فرهنگ اصلی یک جامعه و کشور برای ساحت تربیت زیستی و بدنی عقل سالم در بدن سالم است ،یک دبیر باید مهارت های زندگی سالم را بداند تا بتواند به دانش آموزان خود روشصحیح را بیاموزد تا دچار مسائل نشوند حفظ سالمت و بهداشت فردی و در نتیجه منجر به سالمت و بهداشت اجتماعی میشود برای ساحت آخر یا زیبایی شناختی و هنری: من به عنوان شخص هنرمند موظفم هنر درست و صحیح انسان ساز را از هنر مبتذل و تخریب کننده تشخیص داده و از راه درست به دانش آموزان بیاموزم چون هنر مستقیم بر رفتار و ذهن بشری تاثیر مستقیم دارد و شما میتوانید ببینید رفتار فلان طرفرداران یک جریان هنری را با بر فر ض مثال رفتار پیروان یک جریان دیگر
سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.
جواب : ۵ مفهوم اخالقی و اجتماعی که بنده به عنوان دبیر تالش خواهم کرد بیاموزم اولین آنها درک تفاوت های فردی است .و آموختن این مسئله که مدرسه همانند جامعه ای است که ممکن است همه مدل شخصیت ها ظاهر ها و افراد را ببینید و با آنها برخورد کنید .تنها چیزی که باعث برتری در این جامعه است سواد شما و شخصیت و تربیت و کردار شماست نه قد و هیکل و چهره و مدل مو . دومین مفهوم اخالقی که توسط شخص من تالش میشود تا انتقال یابد عدالت طلبیست : نکته مهم اینست که عدالت با برابری فرق میکند برابری به همه یک مقدار مزد برای هر تالشی میدهد ولی عدالت بر اساس تالش و لیاقت به آنها مزد و پاداش میدهد. سومین آنها مطالبه گریست که در امتداد عدالت است مطالبه گر باشید .از حق خود نگذرید هیچ سیستم درستی نیست که از حق کسی چشم بپوشاند .اگر از حق شما چشم پوشی شده یا ضایع شده به کل آن سیستم اعتراض وارد است و مدرسه یک سیستم است. چهارمین آنها تفکر انتقادی است :این موضوع که هرچیزی را به سادگی نپذیرند چون فالن شخص مهم گفته یا فالن شخص در فضای مجازی مطلبی گفته دلیل بر درستی آن نیست کلیشه ها و ذهنیت های اجتماعی را به چالش بکشید اگر درست باشند ثابت میشوند و بر ایمان شما می افزایند. پنجمین مفهوم اخالقی دوری از حسادت و دشمنی است :حسادت وقتی خوب است که به شما دلیلی باشد تا به خواسته خود و آنچه ندارید برسید و وقتی بد است و مایه عقب ماندگی میشود که بخواهید آنچه که ندارید یا میخواهید را از انکه دارد یا ندارد هم دریغ کنید یا از او به زور بگیرید . دشمنی و حسادت تنها در این صورت مایه عقب ماندگی است
سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.جواب:در ابتدا مبانی هستی شناسی ،این اصل وجود دارد که جهان هستی واقعیت دارد اما فقط شمال طبیعت نمیشود یعنی صرفا دنیا به همین دنیای مادی خالصه نمیشود .با استفاده از این اصل تعلیم و تربیت دانش آموزان طوری انجام می شود که تنها خوشبختی و سعادت این دنیا هدف نباشد اصل بعدی انسان شناسی این است که انسان موجودی است شامل جسم و روح ،دو بعد در هم تنیده .بر اساس این اصل شخص معلم باید بر این موضوع مطلع باشم که دانش آموزان را به عنوان یک دستگاه برای ذخیره اطالعات نبینم و جنبه روح آنها و همچنین جنبه احساسات و روحیات و عواطف آنها را نیز در نظر بگیرم . اصل بعدی در مبانی معرفت شناسی ،این است که معیار ارزش و اعتبار علم هماهنگی با گوناگون واقعیت است .من بهعنوان معلم باید بدانم که هر آنچه به دانش آموزان می آموزم شامل مسائل غیر مادی هم میشود . در مورد مبانی ارزش شناسی ،این است که ارزشمند بودن عمل ،هم وابسته به حسن فعلی و هم وابسته به حسن فاعلی است .بر اساس این موضوع معلم باید علمی که به تدریس آن مشغول است را بررسی کند و ببیند که اول از همه ، مطالب این علم حسن ظاهری و دنیوی و آخرت دارد یا خیر و سپس ببینم که بکار گیری این علم در راستای تقرب به خداست یا نه سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟جواب: مهمترین تکنیک من بی تکنیکی است. خوشبختانه آنقدر در مدارس و محیط های آموزشی بوده ام که میدانم این روش های آکادمیک نمیتواند جواب هر کلاس بدهد و هر معلمی یک روش تدریس متغیر برای هر محیطی دارد .موضوع بعدی هم که محیط یادگیری همه جامعه است حقیقت تلخی وجود دارد که در تمام این سالهای حضور آموزش و پرورش تنها جیزی که نبود در مدارس محیط یادگیری همه جانبه است .صرفا هدف کنکور بود و حفظ و استفاده مطالب به صورت طوطی وار .و بنده به عنوان روش تدریس این مورد را در نظر خواهم گرفت و بر اساس نیاز افراد آموزش درسی و غیر درسی را خواهم داد

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.جواب:۱پرداختن به فقط مطالب درسی در کالس:این موضوع که یک دبیر به محض وارد شدن به کالس شروع به تدریس و درس و امتحان شود تنها باعث زدگی و کاهش عملکرد دانش آموزان بعد از مدتی در کالس میشود :۲استفاده از خود دانش آموزان برای سرگرمی آنها:متاسفانه تدریسی که باعث سرگرمی دانش آموزان شود خیلی کم توسط دبیران استفاده میشود روش بنده اینست که ازخود آنها برای سرگرمی استفاده بشود ۳ :این موضوع که یک دبیر به درد یک دانش آموزان و ناراحتی او توجه نکند همیشه مرا آزار میداد معلم حداقل کاری که میتواند بکند اینست که کمی جویای احوال دانش آموزانش باشد :۴معلم هرگز نباید صرفا وسیله ای برای انتقال دانش باشد بلکه باید بجز دانش از رفتار او و کردارش و حتی پوشش او الگو گرفت :۵مطالب درسی کامال بی ربط به زندگی شخص و فرد دانش آموزان است حد اقل کار برای من دبیر آموزش چیز هاییست که در عمل و زندگی او به کار بیایدنتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.
نتیجه گیری :من بر اساس این بیانیه و نظم ذهنی که به خود دادم بر این باورم که اگر خود شخص بنده این اصول را رعایت کنم حد اقل در طول دوره تدریسم به عنوان یک دبیر اثر خوبی خواهم داشت و اگر که محیط آموزشی با بنده یا دیگر اساتید بر این پایه و اساس کار کنند آموزشی همه جانبه و کاربردی و راهنمایی مفیدی در زمینه هدف ها و آیندا شغلی و زندگی شخصی او خواهد داشت که حتی جامعه را نیز متحول کند. جامعه ای که آموزش در همه زمینه های فردی و اجتماعی و ...دیده باشد به خودی خود باعث پیشرفت ان کشور و مردم میشود. لاکن چالش ها موانع باعث جلوگیری از این دستیابی ها میشود موانعی مانند کنکور، اوضاع اقتصادی کشور و جو روانی که اکنون حاکم است بر ادامه تحصیل و ...

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (572 امتیاز)

به نام خدا 

سلام

مقدمه: دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

پاسخ: ​​​​​​من علی اصغر صیدیلو هستم و دبیر درس زبان انگلیسی هستم. زبان انگلیسی به عنوان یکی ازاصلی‌ترین و بنیادی‌ترین زبان‌های جهان در عصر حاضر، بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ نه تنها در کشور ما بلکه در سایر نقاط جهان هم به آموزش این زبان توجه بسیار زیادی کرده‌اند. من قرار است که در شهرستان رباط کریم به تدریس زبان انگلیسی بپردازم. یکی از ویژگی‌های اصلی من توانایی ارتباط کلامی بسیار خوب با دیگران است. به عبارت دیگر توانایی ارتباط اجتماعی و هم‌کلامی با دیگران. در فرایند تدریس بحث ارتباط برقرار کردن با دانش آموزان بسیار مهم میباشد. این ارتباط از جهتی مهم است که در فرایند تدریس به من کمک می‌کند تا توجه آنها را به خود جلب کرده و بیشترین تاثیرگذاری را به روی آنها داشته باشم. 

من قبل از هر چیزی باید یک بیانیه از فلسفه معلمی خود داشته باشم تا بدانم که چه مواردی را چگونه و به چه نحوی میخواهم آموزش دهم. داشتن یک فلسفه معلمی خاص از آن جهت به من کمک می‌کند که وقتی در کلاس درس حضور دارم به صورت هدفمند با دانش آموزان ارتباط برقرار کنم و کلاس درس یک هدفی را برای طی کردن داشته باشد. من اگر این فلسفه را نداشته باشم نمی‌توانم به آن نتیجه‌ای که مطلوب است برسم و آن انتظاراتی را که دانش‌آموزان و والدین آنها از من دارند را برآورده کنم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

پاسخ: به نظر شخص بنده معلمان از قدیم الایام تاکنون در جامعه نقش بسیار اساسی و مورد احترامی را داشته‌اند. این جایگاه و نقش در جامعه به این دلیل است که معلمان نقشی به اسم (role model) یا نقش الگویی را در جامعه ایفا می‌کنند. به این ترتیب دانش آموزان یک معلم، به آن معلم به عنوان یک الگو نگاه کرده و فعالیت‌های او را به مرور زمان تکرار می‌کنند و از آن فعالیت‌ها تاثیر می‌پذیرند. دیگر نقش معلم در جامعه نقش فرهنگی اوست. معلم به عنوان فردی که در جامعه آگاه است و به عنوان فردی که تحصیل کرده می‌باشد، یک نقش فرهنگی و نقش آگاهی بیشتر(awareness) نسبت به سایر مردم را برای خود دارد؛ که این دلیلی است برای مورد احترام قرار گرفتن در جامعه.

 متاسفانه به نظر بنده، به دلایل گوناگون این نقش مورد احترام معلم در جامعه در سالیان اخیر، رو به فراموشی گذاشته است. افراد خارج از حوزه آموزش و پرورش شغل معلمی را کاری آسان می‌دانند و و فکر می‌کنند که کار معلمی فقط تدریس بخشی از درس می‌باشد در حالی که این افراد نمی‌دانند که فعالیت معلمی علاوه بر نکات آموزشی، نکات تربیتی بسیاری دارد که بسیار حائز اهمیت است و مورد توجه قرار می‌گیرد.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

پاسخ: ارتباط خداوند با جهان هستی و انسان ارتباطی پیوسته، در هم تنیده و جدایی ناپذیر است. به عبارت دیگر کل جهان هستی و تمام موجودات و مخلوقات از جمله انسان، در تمام مراحل زندگی و لحظه لحظه زندگی خود، به وجود خداوند و به کمک‌های خداوند در زندگی خود احتیاج دارند. ویژگی موجود در عالم امکان که فقر و نیاز می‌باشد توسط واجب الوجودی (خداوند) پاسخ داده می‌شود. ما همواره نیازمندیم که یک فرد وجود داشته باشد که بتواند نیازهای ما را برطرف کند و آن نیاز‌ها و فقر را خداوند پاسخ می‌دهد. حال من به عنوان یک معلم باید این ارتباط را به دانش‌ آموزان خود فهمانده و از آن در فرایند آموزش و تربیت خود استفاده کنم. اولاً به آنها می‌گویم که ما به عنوان انسان همواره به انسان‌ها و افراد دیگر نیازمند هستیم و این نیازها را خداوند در وجود انسان قرار داده که ما اولاً به دیگر افراد برای رفع نیازهایمان وابسته باشیم و دوماً به خود خداوند وابسته شویم. علاوه بر این موضوع می‌توانم این مثال معروف را هم برای دانش آموزان خود یادآور شوم؛ که خداوند با ساعت ساز متفاوت است. ساعت ساز وقتی یک ساعت را می‌سازد و اجزای آن را در کنار هم قرار می‌دهد و ساعت شروع به کار می‌کند، آن را کنار گذاشته و دیگر به آن توجهی نمی‌کند؛ اما خداوند وقتی یک انسان را خلق می‌کند، در لحظه لحظه زندگی او به او توجه کرده و نیازهای او را برطرف می‌کند. البته این برطرف شدن نیازها هم مستلزم تلاش انسان در زمینه حل شدن مشکلش است. 

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

پاسخ: من به عنوان معلم‌ تا جایی که می‌توانم باید تلاش کنم که دانش آموزان خود در زمینه ساحت‌های تربیتی به یک حد مطلوبی از آگاهی برسند. 

من به عنوان یه معلم هدفی را که دوست دارم دانش‌آموزان خود به آنها برسند، اول از همه شناخت درست نسبت به خود، خدا، جهان و اطرافیان است. یک دانش آموز و یا یک انسان اگر در این زمینه به یک آگاهی درست برسد می‌تواند با مشکلاتش روبه‌رو شود و آن‌ها برطرف کند.

موضوع دیگر که من دوست دارم دانش آموزانم در رسیدن به آن تلاش کنند، موضوع حق طلبی و مهم‌تر از آن حق جویی می‌باشد. اینکه دانش آموزانم بتوانند مطلب درست و حق را پیدا کنند و از مطالب دروغین دوری کنند. این موضوع در جهان کنونی بسیار مورد توجه می‌باشد؛ زیرا دروغ‌های متنوعی که به خصوص راجع به اهل بیت و معصومین گفته می‌شود، مستلزم این است که دانش آموزان با آنها مقابله کرده و صحبت و سخن حق را بیابند.

و مورد آخر که یکی از اهداف بسیار مهم در موضوع تربیت است، رسیدن به بحث تفکر و تعقل می‌باشد. من باید در دانش‌آموزان خود این موضوع را ایجاد کنم که آنها در موضوعات مختلف و موضوعاتی که مقابل آنها قرار می‌گیرد، تفکر کرده و سپس تصمیم‌گیری کنند؛ زیرا این موردی است که خداوند در وجود ما قرار داده و ما باید از آن به درستی استفاده کنیم. 

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید. 

پاسخ: منِ معلم علاوه بر نقش بسیار مهم آموزش که در کلاس درس به عهده دارم، نقش آموزش و تربیت در خارج از کلاس درس را هم بر عهده دارم. من به هیچ عنوان نباید این موضوع را فراموش کنم که رفتارهای من و سخنان من می‌توانند به روی دانش آموزانم تاثیر گذاشته و در زندگی خارج از کلاس درس آن‌ها تاثیر زیادی بگذارند.

من به شخصه به عنوان یک معلم، هیچ وقت سعی نخواهم کرد که در کلاس درس مشکلات زندگی خود و مشکلات جامعه را بیان کنم؛ زیرا این مشکلات می‌توانند ذهن دانش‌آموزان را درگیر کرده و اولاً مانع از یادگیری آنان شوند و دوماً باعث برخورد آن دانش آموزان با آن مشکلات در سنین پایین شود.

من به عنوان معلم وقتی در کلاس درس با دانش آموزان با احترام برخورد کنم و به عبارتی احترام گذاشتن را به آنها یاد دهم، به عنوان یک موضوع اثربخش در جامعه آن دانش آموزان می‌توانند از آن استفاده کرده و به بزرگسالان و سایر افراد جامعه احترام بگذارد.

همچنین منِ معلم باید تلاش کنم که مسائل درسی را فقط اولویت قرار نداده و بحث تربیت دانش آموز برای ورود به اجتماع را هم به او یاد دهم و این موضوع می‌تواند یک موضوع بسیار اثربخش در وجود دانش آموز باشد؛ زیرا بحث ورود به اجتماع و اجتماعی شدن بحث بسیار مهم و اساسی در جهان امروزی می‌باشد. 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

پاسخ: به عنوان یک معلم ابتدا باید به دانش آموزان خود مفهوم تفکر انتقادی را برسانم. تفکر انتقادی تنها به این معنی نیست که نکات منفی و نکاتی که رعایت نشده را به فردی متذکر شویم؛ بلکه به این معنی می‌باشد که هدف از یک موضوع چیست و نکات مثبت و منفی آن روی هم چگونه‌اند.

برای مفهوم خردورزی کاری که منِ معلم می‌توانم انجام دهم این است که برای دانش آموزان فعالیت‌ها و مطالب گروهی و یا انفرادی و تحقیق‌هایی را در نظر بگیرم تا دانش آموزان برای رسیدن به جواب فکر کنند.

برای بحث تفکر انتقادی باید چند موضوع را مورد توجه قرار دهم. اولاً باید موضوعاتی را انتخاب کنم که دانش آموزان نسبت به آن کنجکاو هستند. و دوماً اینکه باید خودم هم همراه با دانش آموزان برای رسیدن به جواب یک موضوع تلاش کنم و بعد از رسیدن به جواب، جواب خود را تحلیل و استدلال کنم، یا به عبارتی از تفکر انتقادی استفاده کنم؛ تا اینکه به دانش آموزان این نکته را بفهمانم که باید دلیل و هدف تحقیق خود و جواب خود را بدانند.

در کل بهترین روش برای آموزش خردورزی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان، کار عملی خود معلم و مثال زدن خود معلم برای دانش آموزان است؛ یعنی منِ معلم خود یک کاری را انجام دهم تا دانش آموزان با الگو گرفتن از من آن را یاد بگیرند. به عبارت دیگر وقتی من خود از تفکر انتقادی استفاده کنم، دانش آموزان نیز الگو گرفته و از آن استفاده می‌کنند. 

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

پاسخ:

   ●ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی

۱- رسیدن به خودشناسی و دیگرشناسی

۲- درک ارتباط با خداوند و دعوت سایرین به دین

به طور مثال، در ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی، موضوعی که می‌توانم به دانش آموزان بگویم بحث ارتباط با خداوند و احساس نیاز و فقر انسان در برابر خداوند است که در نتیجه این احساس نیاز به خداوند ارتباط بهتری از لحاظ قلبی با خداوند پیدا میکند. 

    ●ساحت تربیت اقتصادی و حرفه­‌ای

۱- درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه

۲- تلاش برای مقابله با تبعیض و فقر و فساد تا حد امکان

در ساحت اقتصادی و حرفه­‌ای کاری که به عنوان معلم می‌توانم انجام دهم، دعوت کردن دانش آموزان برای کمک به خیریه‌ها برای رهایی از مشکلات اقتصادی است که بسیار آموزنده می‌باشد.

    ●ساحت تربیت علمی و فناوری

۱- بهره­‌گیری و ارزیابی از یافته­‌های علمی و فناورانه

۲- برنامه­‌ریزی و اجرای آگاهانه فعالیت­‌های علمی پژوهشی

در ساحت علمی و فناوری آن‌ها را به تفکر و تحلیل دعوت می‌کنم تا مطالب علمی مختلف را بررسی کنند؛ زیرا از پژوهش‌های مختلف در زندگی و تحصیل خود می‌توانند استفاده کنند. 

    ●ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی

۱- درک مناسب موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه

۲- مشارکت جمعی مؤثر در حیات اجتماعی و سیاسی

در ساحت اجتماعی و سیاسی می‌توانم دانش آموزان را به فعاليت‌های اجتماعی دعوت کنم تا آن‌ها را در فرایند اجتماعی شدنشان کمک کرده باشیم. 

    ●ساحت تربیت زیستی و بدنی

۱- درک ویژگی‌های زیستی خود

۲- تلاش فردی و جمعی برای حفظ و ارتقای سلامت و ایمنی

در ساحت زیستی و بدنی توجه به سلامتی و ایمنی بدن و محیط اطراف را به آن‌ها گوشزد کرده و برای رسیدن به آن با همدیگر تلاش کنیم. 

    ●ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری

۱- درک زیبایی­‌های جهان و آفرینش

۲- درک معنای پدیده­‌ها و هدف رویدادهای طبیعت

در ساحت هنری و زیباشناختی هم دانش آموزان را به دیدن پدیده‌ها و زیبایی‌ها دعوت می‌کنم تا بتوانند نعمات خداوند را بهتر ببینند و درک کنند.

دارای دیدگاه توسط (572 امتیاز)

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

پاسخ: 

۱- احترام:

من باید از همان ابتدا در مدارس به روی بحث احترام و یاد دادن احترام گذاشتن به دانش آموزان توجه خاصی داشته باشم. به طور مثال منِ معلم باید به گونه‌ای با دانش آموز برخورد کنم و به گونه‌ای به دانش آموز احترام بگذارم که دانش آموزان با سرمشق قرار دادن و الگو قرار دادن من در جامعه، در مقابله با سایر افراد به آنها احترام بگذارند به خصوص افراد بزرگ‌تر و همچنین کوچک‌تر. 

۲- مسئولیت پذیری :

بحث مسئولیت پذیری بحثی است که از ابتدا باید به یک کودک و یا دانش آموز یاد بدهم؛ زیرا در آینده و در اجتماعی شدن دانش آموز و یا کودک به او کمک خواهد کرد. به طور مثال، اگر منِ معلم به روی انجام تکالیف در دانش‌آموزان اصرار می‌ورزم، برای این است که دانش‌آموزان مسئولیت خود را درک کنند و انجام آن مسئولیت را وظیفه خود بدانند. بنابراین همین دانش آموزان وقتی بزرگ شوند و وارد جامعه شوند، می‌توانند مسئولیت‌های خود را در قبال جامعه هم به درستی انجام دهند و آنها را وظیفه خود بدانند. 

۳- همبستگی و همدلی و تعامل اجتماعی:

من باید به دانش آموزان این نکته را یاد بدهم که چگونه با افراد دیگر ارتباط برقرار کنند و یا با افرادی که به کمک احتیاج دارند، کمک کنند و به آنها یاری برسانند. این وظیفه منِ معلم است که این تفکرات را در درون ذهن دانش آموز ایجاد کنم. به طور مثال، در بحث کمک کردن من می‌توانم با ایجاد برخی جنبش‌ها و برخی کمپین‌ها، دانش‌آموزان را به سمت کمک کردن به خیریه‌ها پیش ببرم و این یک همبستگی و وحدت بزرگ در دانش‌آموزان ایجاد می‌کند. 

۴- خجالتی نبودن در جامعه:

دنیا به سمتی رفته که اگر فردی نتواند در اجتماع، گلیم خود را از آب بکشد به مشکل بر خواهد خورد. بنابراین کودکان و یا دانش آموزان در ابتدای سنین کودکی باید با اجتماع آشنا شوند و باید این فعالیت‌ها در مدارس وجود داشته باشند که دانش‌آموزان را با این مسیر آشنا می‌کنند. به طور مثال می‌توانم دانش آموزان را به برخی اردوهای اجتماعی در اجتماع ببرم و یا برخی فعالیت‌های اجتماعی را به آنها بسپرم و به عنوان تکلیف از آنها بخواهم و این موضوع می‌تواند بسیار به آنها کمک کند. 

۵- امانت‌داری و صداقت:

از دیگر اعمال مهم می‌توانم به صداقت اشاره کنم. اگر از ابتدا به دانش آموزانم یاد بدهم که دروغ نگویند، در آینده‌شان کمتر به مشکل بر خواهد خورد. به طور مثال فردی که دروغ می‌گوید، سنگی را به جلوی پای خود می‌اندازد که ممکن است باعث افتادن خودش شود. 

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

پاسخ:

هستی شناسی: آفرینش جهان هستی، غايتمند و خداوند غايت همه موجودات است.

این موضوع از آن جهت برای من اهمیت دارد که به من و دانش آموزانم کمک می‌کند که بدانیم در درس و زندگی هر چیزی هدف و غایتی دارد. هدف و غایت این جهان و همه موجودات خداوند است. وقتی این موضوع را بدانیم تلاش می‌کنیم تا مانع این نشویم که اهداف دیگرمان مانع از رسیدن به غایت زندگی‌مان یعنی خداوند شود. به طور مثال، نباید بگذاریم که اهدافی مثل رسیدن به سرمایه مانع تقرب به خدا شود. (سرمایه بد نیست، اما اگر مانع شود چرا) 

انسان شناسی: انسـان بر حسب فطرت و آفرينش، جويای همه مراتب كمال (تا حد بينهايت) است.

کمالگرا بودن انسان موضوعی است که باید مورد توجه قرار دهم. به طور مثال، منِ معلم باید این موضوع را درک کنم که دانش آموزان من در کلاس درس بهترین امکانات و بهترین معلم‌ها را می‌خواهند؛ بنابراین باید تمام تلاش خود را انجام دهم تا بهترین عملکرد خود را داشته باشم تا بتوانم دانش آموزان خود را راضی نگاه دارم. 

معرفت شناسی : شناخت آدمی با موانع و محدوديتهايي همراه است.

به عنوان یک معلم باید این موضوع را بدانم که هر دانش آموز یک سری ویژگی‌ها و خصوصیات مخفی نیز دارد. به عبارت دیگر شناخت یک معلم از دانش آموزان کامل نمی‌شود مگر اینکه ارتباط بسیار نزدیکی با دانش آموز داشته باشد. بنابراین هر چه ارتباط صمیمی‌تری برقرار شود می‌تواند به ما کمک کند تا از ویژگی‌های مخفی دانش آموزان خود استفاده کنیم و شاید استعداد‌های نهفته آن‌ها را کشف کنیم. به طور مثال اگر دانش آموزی در مباحث کلاسی کم شرکت می‌کند با استفاده از روش‌های او را دعوت به مشارکت کنیم. 

ارزش شناسی :عدالت اساسی‌ترين ارزش اخلاقی و اجتماعي در نظام معيار اسلامی است. 

عدالت در فرایند آموزشی بسیار مهم است. من به عنوان معلم نباید فرقی میان دانش آموزان ضعیف و قوی بگذارم. نباید در مدارسی مانند مدارس دولتی که از امکانات و زیرساخت‌های کمتری برخوردارند، کمکاری کنم. 

دارای دیدگاه توسط (572 امتیاز)

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

پاسخ: مهم‌ترین تکنیک شخص من در فرایند آموزش، ارتباط صمیمی با دانش آموزان است. من اگر ارتباط صمیمی با دانش آموزان داشته باشم، آن‌ها در کلاس درس تمرکز بهتری خواهند داشت و به من احترام بیشتری خواهند گذاشت. حال این ارتباط صمیمی هم باید برای خود حد و مرزی داشته باشد. اگر از حد خود بگذرد به اصطلاح دانش آموزان از سر و کول من بالا می‌روند و من دیگر نمی‌توانم کلاس را کنترل کنم. اما اگر حد این ارتباط رعایت شود احترام بین من و دانش آموزان نه تنها در مدرسه بلکه در خارج از مدرسه نیز ادامه پیدا می‌کند. طبق تجربه خود بنده وقتی شما با نوجوان‌های نسل حاضر بدون سرگرمی و شوخی درس را پیش ببرید بعد از چند جلسه کلافه می‌شوند و صدای اعتراضشان در میاید.

محیط مدرسه یک محیطی است که در آن یادگیری به صورت همه‌جانبه اتفاق می‌افتد. به عبارت دیگر از نظر بنده در مدرسه همه در حال یادگیری هستند. این مطلب نه تنها مربوط به درس بلکه به تجربه هم برمی‌گردد. به طور مثال من به عنوان معلم در مدرسه می‌توانم از تجربیات نسل جوان و نوجوان برای ارتباط بهتر با دانش آموزان استفاده کنم و علاوه بر آن تجربیات خود را به عنوان بزرگتر به آن‌ها ارائه دهم. همچنین می‌توانم از معلمان با تجربه‌تر در مدرسه برخی نکات آموزشی و مدیریتی را یاد بگیرم و به معلمان کم تجربه‌تر برسانم.

برای دانش آموزان هم همین فرایند انجام میشود و آن‌ها علاوه بر یادگیری از معلمان از هم‌کلاسی‌های خود هم یاد می‌گیرند و هم به آن‌ها نکاتی را یاد می‌دهند. 

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

پاسخ: 

 ۱- تاکید بر محفوظات :

یکی از مشکلات اصلی آموزش و پرورش بحث تاکید به محفوظات می‌باشد. وقتی تاکید به محفوظات انجام می‌شود و دانش آموزان ملزم می‌شوند که یک نکاتی را حفظ بکنند و آنها را در امتحان بنویسند و یک نمره‌ای به دست بیاورند، باعث می‌شود که دانش‌آموزان یادگیری درستی را نداشته باشند و به عبارتی اصلا یادگیری انجام نشود. می‌توانم به جای تاکید بر حفظ کردن چند موضوع دانش آموزان را ملزم به ارائه‌های درون کلاس کنم به عبارت دیگر دانش آموزان را ملزم می‌کنم که مدیریت کلاس درس را به عهده بگیرند و من فقط به عنوان ناظر بر اعمال آنها نظارت می‌کنم این روش روش بسیار بهتری نسبت به امتحان‌هایی است که متکی بر محفوظات است؛ زیرا هدف این روش مشارکت دانش آموزان و در نتیجه یادگیری آن‌ها است.

۲- جو حاکم بر مدرسه :

جوی که بر مدارس حاکم است برای دانش آموزان مانند اجبار می‌باشد. هرچه این اجبار بیشتر شود و هرچه این مجبور کردن دانش آموزان در فعالیت‌های مختلف بیشتر شود، باعث کاهش یادگیری آن‌ها می‌شود و این مهم‌ترین دلیل من برای این موضوع می‌باشد.

۳- عدم پیوند بین مدرسه و جامعه:

مشکلی که در مدارس ما وجود دارد، این موضوع است که دانش آموزان ما در مدرسه هیچ آموزشی درباره نکات اجتماعی و نکات اجتماعی شدن یاد نمی‌گیرند و بعد از ۱۸ سالگی که از مدرسه خارج می‌شوند، هیچ تفکر و هیچ طرز فکری راجع به طرز برخورد در جامعه ندارند.

۴- عدم توجه به تفاوت‌های فردی:

در برخی مدارس، با توجه به مشکلاتی که وجود دارد، دانش آموزان مختلفی با ملیت مختلف، با طرز فکر مختلف، با قومیت مختلف، با استعداد‌های مختلف و با آداب و رسوم مختلف وجود دارند. این تفاوت‌ها در برخی موارد ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی شوند، که منِ معلم و یا یک مدیر نتوانیم وظیفه خود را در قبال دانش‌آموزان به درستی انجام دهیم. 

۵- کلاس‌های پرجمعیت:

در برخی مدارس کلاس‌های درسی وجود دارند که بیش از ۴۵ الی ۵۰ دانش آموز در آنها وجود دارد. این موضوع باعث می‌شود که منِ معلم نتوانم که درس خود را به درستی به آن دانش آموزان ارائه دهم و باعث می‌شود که یادگیری درستی اتفاق نیفتد. 

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

پاسخ: در عصر حاضر مشکلات و چالش‌های متنوعی برای معلمان در فرایند تدریس و در فرایند کلی آموزش و پرورش وجود دارد. من به عنوان یک معلم برای مقابله با این چالش‌ها و مشکلات در فرایند تدریس و آموزش، از افراد با تجربه‌تر در این زمینه کمک گرفته و آگاهی‌ها و اطلاعات آنها را با اطلاعات خود جمع کرده و به یک نتیجه کلی با تفکر و تعقل لازم می‌رسم که می‌تواند مرا در این مسیر یاری دهد. با توکل بر خدا می‌توانم این موضوع رو بگویم، که می‌توانم با استفاده از تفکر و تجربیات سایر افراد و همکاران به دستاوردهای خوبی در فرایند تدریس خود برسم و با توجه به تجربه‌های خود در زمینه تدریس می‌توانم این را بگویم، که وقتی از این روش استفاده کردم و از تجربیات سایر همکاران استفاده کردم، توانستم که کلاس درس را راحت‌تر مدیریت کرده و نتیجه مطلوب‌تری را کسب کنم. 

پایان

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (302 امتیاز)
ویرایش شده توسط

به نام خدا

امیرحسین جعفری


بیانیه فلسفه تربیتی من

تعریف: " فلسفه تربیتی شخصی معلم عبارت است از گزاره‌ها و دیدگاه‌ های فلسفی معلم در مورد حرفه و نقش معلمی و فرایند تربیت به گونه‌ای که او اکنون بتواند آینده را به تصویر بکشاند و در یک چارچوب ذهنی چیستی ، چرائی و چگونگی تربیت و تدریس را تعیین و پیاده‌سازی نماید." یعنی معلم هر زمان که در جلوی کلاس درس می‌ایستد باید فردی هدفمند، روشمند و متفکر مشاهده شود. بنابراین بیانیه فلسفه تدریس هر فرد منحصر به فرد است و توصیفی مکتوب از ارزش‌ها، اهداف و باورهایش در مورد آموزش و تربیت در چارچوب فرهنگ و اسناد کلان آن کشور خواهد بود.

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قرار است در کدام شهر معلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

با سلام، بنده امیرحسین جعفری هستم، بیست و یک سال سن دارم و درحال‌حاضر دوره تربیت دبیری زبان انگلیسی را سپری میکنم و به امید خدا دبیر این زبان شیرین خواهم شد. بنده به حول قوه الهی قرار است که در بهارستان ۲ از توابع استان تهران تدریس خود را شروع کنم و نیز یک سری ویژگی‌ها از جمله علاقه، سختکوشی و صبر و طاقت نیازمند یک معلمی و را برای ورود به این عرصه در خود میبینم.

هر معلمی باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشد زیرا این بیانیه نقش مهمی در شکل دادن به شخصیت و روش‌های تدریس معلم دارد. این بیانیه به معلم کمک می‌کند تا بهترین روش‌های تدریس را برای دانش‌آموزان خود انتخاب کند و با اعتماد به نفس به دانش‌آموزان خود انگیزه بدهد و همچنین ارزش‌های خود را به دانش‌آموزان منتقل کند و آنها را با ارزش‌های مثبت تربیت کند.

به عنوان مثال، یک معلم با بیانیه فلسفه معلمی خود می‌توانم به دانش‌آموزانش نشان دهم که من به تعلیم و تربیت شخصیت‌های آگاه، مستقل، انعطاف‌ پذیر و همراه با ارزش‌های اجتماعی علاقه‌مند هستم. من می‌توانم نشان دهم که به دنبال رشد همه جانبه دانش‌آموزانش هستم و سعی می‌کنم تا بهترین راه برای آن‌ها را پیدا کنم.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

  معلمان به عنوان افرادی که دارای تحصیلات و مهارت های لازم برای آموزش دانش آموزان هستند، در جامعه نقش بسیار مهمی دارند. من (معلم) مسئولیت آموزش و پرورش نسل جوان را بر عهده دارم و با ایجاد یک محیط آموزشی مناسب، به دانش آموزان کمک می کنم تا مهارت های لازم برای زندگی را فرا بگیرند.

  معلمان به عنوان روحانیت آموزشی، تاثیر بسیار زیادی بر روی رفتار و شخصیت دانش آموزان دارند. آنها با ارائه مطالب درست و به روز، به دانش آموزان اعتماد به نفس بیشتری می دهند و از این راه، به رشد و توسعه شخصیت آنها کمک می کنند.

  به علاوه، من معلم به عنوان نماینده دولت در مدارس، مسئولیت ارائه یک آموزش کامل و جامع را بر عهده دارم. من باید به دانش آموزان کمک کنم تا مفاهیم درسی را به درستی درک کنند و با استفاده از آنها، به رشد و توسعه خود بپردازند.

  به عنوان مثال، فرض کنید به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، با تدریس مهارت های زبانی درست و به روز، به دانش آموزان کمک می کنم تا به روش های جدید و کاربردی زبان انگلیسی آشنا شوند. من با ارائه مطالب مناسب، به دانش آموزان اعتماد به نفس بیشتری می دهم و آنها را به سوی یادگیری و توسعه شخصیت فرا می‌خوانم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می‌بندید؟

ارتباط معنا دار بین خداوند، جهان و انسان، یکی از مهمترین مسائل فلسفی و دینی است. در این رابطه، خداوند به عنوان خالق جهان و انسان، با هر دو آنها ارتباط نزدیکی دارد. جهان به عنوان آفرینش خداوند، با تمامی موجوداتش ارتباط دارد و انسان به عنوان بخشی از جهان، با خداوند و سایر موجودات ارتباط دارد.

این ارتباطات در تربیت متربی نیز بسیار مهم هستند. من متربی باید به دانش آموزان خود کمک کنم تا ارتباطاتشان با خداوند و جهان را درک کنند و با استفاده از آنها، به رشد و توسعه شخصیت خود بپردازند. برای مثال، می توانم با تدریس اخلاق و ارزش های دینی، به دانش آموزان کمک کنم تا با خداوند و جهان ارتباط بیشتری برقرار کنند و با استفاده از این ارتباطات، به رشد و توسعه شخصیت خود بپردازند.

همچنین، من متربی می توانم با تدریس علوم طبیعی و محیط زیست، به دانش آموزان کمک کنم تا ارتباطاتشان با جهان را بهتر درک کنند و با استفاده از این ارتباطات، به حفاظت از محیط زیست و حفظ منابع طبیعی کمک کنند.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش‌آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

  اهدافی که می‌خواهم دانش‌آموزان به آن دست پیدا کنند، شامل چند مورد مهم است. اولین اهداف من ارتقاء دانش و توانایی‌های تحلیلی و انتقادی آن‌ها است. من می‌خواهم دانش‌آموزان بتوانند اطلاعات را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را تحلیل کرده و نتیجه‌گیری منطقی از آن‌ها ارائه دهند. همچنین، من به دانش‌آموزان مهارت‌های ارتباطی و همکاری را آموزش می‌دهم تا بتوانند به خوبی با دیگران همکاری کرده و نقشی مثبت در جامعه داشته باشند. علاوه بر این، من تلاش می‌کنم تا دانش‌آموزان را به دست‌یابی به اهداف شخصی و حرفه‌ای خود تشویق کنم و آن‌ها را در رسیدن به آرزوهایشان حمایت کنم.

  به عنوان مثال، یک دانش‌آموز ممکن است اهداف حرفه‌ای خود را در حوزه علوم کامپیوتر قرار داده باشد. من با ارائه درس‌های مناسب و ارائه فرصت‌های آموزشی، او را در رسیدن به این هدف حمایت می‌کنم و به او کمک می‌کنم تا مهارت‌های لازم برای موفقیت در این حوزه را پیدا کند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم، نقش اصلی من در کلاس درس این است که دانش آموزان را در یادگیری و تحصیلاتشان را هدایت کنم. برای این منظور، باید برنامه های درسی مناسب و جذابی را برای دانش آموزانم طراحی کنم و با استفاده از روش های آموزشی متنوع، آنها را به یادگیری تشویق کنم. همچنین، باید به دانش آموزانم فرصت های کافی برای تمرین و تمرکز روی موضوعات درسی خود بدهم.

در خارج از کلاس درس، نقش من به عنوان یک معلم همچنان مهم است. باید با دانش آموزان و والدینشان در ارتباط باشم و آنها را در یادگیری خود یاری کنم. می توانم با راه اندازی کلاس های پشتیبانی و مشاوره، به دانش آموزان کمک کنم تا با مشکلاتشان در تحصیلاتشان رو به رو شوند و به راه حل های مناسب برسند. همچنین، می توانم با برگزاری جلسات اطلاع رسانی برای والدین، آنها را در جهت حمایت از تحصیلات فرزندانشان هدایت کنم.

برای مثال، در یکی از کلاس های من، یک دانش آموز مشکلاتی در یادگیری داشت. با استفاده از روش های آموزشی متنوع و با ارائه فرصت های کافی برای تمرین، او بهبود چشمگیری در نمرات خود داشت. همچنین، با برگزاری جلسات مشاوره با والدین، آنها را در جهت حمایت از فرزندشان در تحصیلاتشان هدایت کردم. به این ترتیب، نقش من به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و خارج از کلاس درس به خوبی به نمایش گذاشته شد.

دارای دیدگاه توسط (302 امتیاز)
ویرایش شده توسط

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

  خردورزی و تفکر انتقادی مهارت‌های مهمی هستند که به متربیان کمک می‌کنند تا بهترین تصمیم‌ها را بگیرند و بهترین روش‌ها را برای حل مسائل پیدا کنند. برای ارتقاء این مهارت‌ها در متربیان، می‌توان از روش‌های مختلفی استفاده کرد. یکی از روش‌های موثر این است که به آن‌ها سوالات باز و تحول‌آفرین بپرسم تا آن‌ها را تشویق کنم تا به دنبال پاسخ‌های خود بگردند و به دنبال راه‌حل‌های جدید بگردند. همچنین می‌توانم از مطالب و فعالیت‌های عملی که تفکر انتقادی را تقویت می‌کند، استفاده کنم، مثلاً بازی‌های معمایی یا تمرین‌های گروهی که به متربیان کمک می‌کند تا مسئله را از زوایای مختلف ببینند و نیز بتوانند تحلیل و تفسیر کنند. همچنین، ارائهٔ فیدبک سازنده نقش مهمی در ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی دارد. به عنوان مثال، هنگامی که یک متربی یک پروژه را ارائه می‌دهد، من می‌توانم نقاط قوت و ضعف آن پروژه را به او بگویم تا در آینده بهبود بخشش کند.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

برای هر ساحت شش گانه تربیت، مهارت های مختلفی کسب خواهم کرد که باعث می شود بتوانم دانش آموزان را به طور جامع تربیت کنم:

۱- ساحت تربیتی اعتقادی، عبادی و اخلاقی:

- آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی برای ترغیب دانش‌آموزان به تفکر انتقادی برای پایبندی به ارزش‌ها

 - آموزش مهارت ارتباطات برای برقراری ارتباط موثر و نشان دادن چگونگی برخورد با دیگران به صورت محترم و متقابل

۲- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای:

- آموزش مهارت‌های مختلف کارآفرینی به دانش‌آموزان برای فعالیت موثر در کسب‌وکارهای مختلف

- آموزش مهارت‌های تصمیم‌گیری برای مستقل عمل‌کردن در فعالیت‌های مختلف زندگی

۳- ساحت تربیت علمی و فناوری:

- آموزش مهارت‌های تحلیلی برای نگرش منطقی به مسائل علمی و یافتن راه‌حل

- آموزش مهارت‌های کاربردی برای روی‌آوردن به صورت عملی به مسائل علمی فناوری

۴- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی:

- آموزش مهارت‌های ارتباطات به دانش‌آموزان برای برقراری رابطه موثر با دیگران

- آموزش مهارت‌های حل مسئله به دانش‌آموزان برای نگریستن به مسائل اجتماعی و سیاسی و یافتن راه‌حل‌های بهتر

۵- ساحت تربیت زیستی و بدنی:

- آموزش مهارت‌های فعالیت بدنی تا بتوانند به صورت سالم و فعال در زندگی خود عمل کنند.

- آموزش مهارت‌های حفاظت از محیط زیست به دانش‌آموزان برای رفتار مسئولانه و جستجوی راه‌حل‌های بهتر با توجه به محیط‌زیست

۶- ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری:

- آموزش مهارت‌های خلاقیت تا بتوانند به صورت خلاقانه و با نوآوری در زمینه های هنری و زیبایی شناختی فعالیت کنند.

- آموزش مهارت‌های تفسیر به دانش‌آموزان برای تفسیر و درک عمیق‌تر از هنر

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

تربیت اخلاقی و اجتماعی یکی از مهمترین نقاط توجه در فرآیند آموزش و پرورش است. پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که می‌توانیم به عنوان معلم یا والد تلاش کنیم که فرزندان یا دانش‌آموزان ما آن‌ها را کسب کنند عبارتند از: احترام به دیگران، مسئولیت پذیری، همدلی، صداقت و عدالت.

به عنوان مثال، می‌توانم به دانش‌آموزان یاد دهم که چگونه به دیگران احترام بگذارند. مثلاً، زمانی که یک دانش‌آموز دیگر نظر مخالف خود را ابراز می‌کند، آن‌ها را تشویق کنیم که به او گوش کنند و نظر او را با احترام بپذیرند.

همچنین، می‌توانم از دانش‌آموزان بخواهیم که به عنوان یک شهروند مسئولیت پذیر عمل کنند. به عنوان مثال، با انجام پروژه های اجتماعی مختلف در محله یا مدرسه، آن‌ها را به تفکر درباره مسائل اجتماعی و مسئولیت های خود تشویق کنم.

با تربیت دانش‌آموزان به همدلی، آن‌ها را به همکاری و کمک به دیگران تشویق کنم. به عنوان مثال، زمانی که یک دانش‌آموز دیگر نیاز به کمک دارد، آن‌ها را تشویق کنم که به او کمک کنند.

صداقت و عدالت نیز از جمله ارزش‌های اخلاقی است که می‌توانیم به دانش‌آموزان آموزش دهم. به عنوان مثال، با تشویق دانش‌آموزان به صادق بودن و حفظ عدالت در رفتار و اعمالشان، آن‌ها را به تقویت این ارزش‌های اخلاقی تشویق کنم.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

تربیت اسلامی با توجه به اصول مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی، به دانش آموزان کمک می کند تا به طور جامع و کامل درکی از هستی، انسان، معرفت و ارزش ها پیدا کنند. در مبانی هستی شناسی، تربیت اسلامی به دانش آموزان نشان می دهد که هستی به دلیل خلقت و پدیداری از خداوند، از ارزش بالایی برخوردار است. در انسان شناسی، تربیت اسلامی به دانش آموزان نشان می دهد که انسان به دلیل خلقت و حقوق بشری که خدا به او داده است، باید با احترام و لایق برخورد شود. در معرفت شناسی، تربیت اسلامی به دانش آموزان نشان می دهد که انسان باید به دنبال درک عمیق و صحیح از خداوند باشد. در ارزش شناسی، تربیت اسلامی به دانش آموزان نشان می دهد که باید به ارزش های اخلاقی و دینی پایبند باشند. به عنوان مثال، در تربیت اسلامی، دانش آموزان به ارزش هایی مانند صداقت، امانتداری و احترام به والدین و معلمان آموزش داده می شود.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

یکی از مهمترین تکنیک های تاثیرگذار در حوزه تربیت و تدریس، بهبود روابط بین دانش آموزان و معلمان است. با ایجاد یک محیط دوستانه و مهربان، دانش آموزان بهترین خود را نشان خواهند داد و به راحتی در فرآیند یادگیری شرکت خواهند کرد. به طور مثال، برخی معلمان با ایجاد ارتباطات قوی با دانش آموزان، بازخورد های مثبت و راهنمایی های مناسب، موفق به بهبود عملکرد دانش آموزان شده اند.

برای تعریف یک محیط یادگیری همه جانبه، باید به جوانب مختلف آن توجه کرد. این شامل فضای آموزشی، امکانات، برنامه های آموزشی و روابط بین دانش آموزان و معلمان است. برای مثال، یک محیط یادگیری همه جانبه باید فضایی مناسب و دلپذیر داشته باشد که دانش آموزان بتوانند به راحتی در آن تمرین کنند. همچنین، امکاناتی مانند کتابخانه، آزمایشگاه و کلاس های ورزشی باید در دسترس دانش آموزان باشد. برنامه های آموزشی باید شامل درس های مختلف، فعالیت های عملی و چالش های متنوع باشد تا دانش آموزان به صورت جامع یاد بگیرند. در نهایت، روابط دانش آموزان با معلمان و همدیگر باید بر اساس احترام، دوستی و همکاری باشد تا یادگیری به بهترین شکل انجام شود.

دارای دیدگاه توسط (302 امتیاز)
ویرایش شده توسط

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

به عنوان یک معلم اثر بخش، روشنفکر و تحول گرا با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش‌های دینی، اگر مشغول حرفه معلمی بودم، موارد زیر را از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که در مدرسه انجام می‌شود، ترک می‌کردم:

1- روش‌های سنتی تدریس: من به جای استفاده از روش‌های سنتی، به روش‌های نوین و فعالیت‌محور تدریس می‌پرداختم که دانش‌آموزان را در فرآیند یادگیری فعال می‌کرد.

2- تکرار بی‌مورد مطالب: به جای تکرار بی‌مورد مطالب، به دنبال ارتقاء تفکر و تحلیل دانش‌آموزان بودم.

3- عدم توجه به نیازهای فردی: به جای رویکردهای عمومی، به نیازهای فردی دانش‌آموزان توجه می‌کردم و برنامه‌های آموزشی شخصی‌سازی شده را ترویج می‌کردم.

4- عدم توجه به اصول فرهنگی و اخلاقی: به جای عدم توجه به اصول فرهنگی و اخلاقی، به آموزش و ترویج ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی در همه جنبه‌های زندگی مدرسه توجه می‌کردم.

5- عدم همکاری با خانواده: به جای عدم همکاری با خانواده، با همکاری والدین و جامعه محلی، به بهبود فرآیند یادگیری و تربیت دانش‌آموزان می‌پرداختم.

با این اقدامات، من سعی می‌کردم تا با استفاده از دانش و تجربه خود، فضای آموزش و پرورش را بهبود بخشیده و دانش‌آموزان را برای زندگی موفق و اخلاقی آماده کنم.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه‌گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

  با استفاده از روش‌های نوین و‌ اصولی که ذکر شد مثلا با آموزش مهارت‌های ارتباطی، تفکر انتقادی با ایجاد سوالات باز، تصمیم‌گیری، تحلیلی؛ همکاری با خانواده؛ ایجاد رابطه دوستانه بین دانش‌آموزان و معلمان؛ ارزش‌ها مختلف مانند؛ صداقت، عدالت، مسئولیت‌پذیری، همدلی و احترام به دیگران و سایر روشها با این چالش‌ها آماده می‌شدم.

با این رویکرد، من معلم می‌تواند توفیقات و دستاوردهای ملموسی داشته باشم. این شامل بهبود عملکرد و یادگیری دانش‌آموزان، افزایش مشارکت و تعامل دانش‌آموزان در فرآیند یادگیری، ایجاد فضای آموزشی پویا و الهام‌بخش، و تقویت همکاری با خانواده و جامعه محلی برای حمایت از فرآیند آموزش و پروش است.

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (588 امتیاز)

مقدمه: خودتان را معرفی کنید و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهر معلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من محسن داودنیا ۲۱ ساله ساکن حسن آباد فشافویه هستم در جنوبی‌ترین بخش تهران است من دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان هستم و در آینده نیز معلم این درس در مدارس متوسطه اول و دوم خواهم بود. طبق تعهدی که در ابتدای ورود به دانشگاه دادم من در منطقه ۱ شهرری که دولت آباد می‌شود تدریس خواهم کرد. از ویژگی‌های مهمی که من دارم و باید هم داشته باشم صبر است چون صبر کلید موفقیت در همه زمینه‌ها است چون یادگیری زبان یک پروسه دشوار و طولانی است صبر مهم‌ترین ویژگی من به عنوان معلم است. یه ویژگی دیگر که در خود می‌بینم شور و اشتیاق در یادگیری و تدریس است یعنی نه تنها تدریس را دوست دارم بلکه یادگیری مستمر را همیشه در برنامه خود دارند. چون به عنوان معلم باید همیشه به روز باشم. درک دانش آموزان, پرتلاش بودن دیگر ویژگی‌هایی است که در خود می‌بینم. هر معلم باید فلسفه خود را داشته باشد صفحه برای هر معلم منحصر به فرد است و در واقع این فلسفه, هویت معلمی یک معلم را شکل می‌دهد. یک معلم بدون فلسفه معلمی نمی‌تواند هدفمند باشد.

1. شخصاً چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

معلمی، نه تنها یک شغل است بلکه ستون و استخوان‌بندی جامعه و کشور است. در پرورش و تربیت نسل‌های آینده، معلمان نقش حیاتی دارند. شغل‌های مختلف مانند پزشکی یا مهندسی هر کدام نیازهای جامعه را برطرف می‌کنند، اما معلمی بیشتر از این است. من به عنوان الگو و راهنما برای دانش‌آموزان، مسئولیت بزرگی در ساختار و تدوین آینده دارم.من و تمام معلمین پس از پدر و مادر، تأثیرگذارترین شخصیت‌ها در زندگی فردی و اجتماعی هر فرد هستیم. معلمان با انتقال دانش و ارزش‌های اجتماعی، فضایی را برای پیشرفت اقتصادی و فرهنگی جامعه ایجاد می‌کنند. همچنین، آن‌ها در تشکیل عقاید و ارزش‌های افراد نقش اساسی دارند. به عنوان معلم مسئولیت دارم که عقاید صحیح و مطابق با فرهنگ جامعه را به دانش‌آموزان منتقل کنم.

 به عنوان راهنما و مشاور، نقش به‌سزایی در توسعه مهارت‌های ارتباطی، تفکر انتقادی، و حل مسائل دانش‌آموزان ایفا می‌کنم. این مهارت‌ها، که به عنوان مهارت‌های زندگی معروفند، دانش‌آموزان را برای مواجهه با چالش‌های زندگی آماده می‌سازند و به تشکیل شخصیت فردی و اجتماعی آن‌ها کمک می‌کنند. به عنوان راهنما و مشاور در مسیر آموزش و پرورش، باید توانایی انتقال مهارت‌ها و دانش فنی را داشته باشم. همچنین، نیاز است که از قدرت تربیت‌کنندگی خود برای ارتقاء فرهنگ و ارزش‌های جامعه استفاده کنم. به این ترتیب، معلمان به‌عنوان سازندگان اخلاقی و فرهنگی، نقش بسزایی در تدوین سرنوشت جامعه و کشور ایفا می‌کنند.

2. ارتباط معنادار خداوند،جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنادار بین خداوند و انسان و جهان نقش مهمی را در تربیت متربی ایفا می‌کند و تاثیرگذاری فراوان دارد. اگر از زاویه دینی بخواهیم به این مسئله بپردازیم, این ارتباط نمی‌تواند مختصر تشریح شود. با توجه به آیاتی که در قرآن درباره انسان وجود دارد, انسان مقام خلیفه اللهی را دارد پس وظیفه دارد این ارتباط با خداوند و جهان را در همه ابعاد زندگی‌اش بازتاب دهد. و این ارتباط فقط از طریق نماز و عبادت نیست بلکه از طریق اخلاق و رفتارهای انسانی هم بیان می‌شود. در زمینه تربیت, من به عنوان معلم باید با ارائه مثال‌های واقعی از ارتباط معنادار با خداوند و اهمیت آن در زندگی روزمره دانش آموزان را به درک عمیق‌تری از معنای زندگی و انسانیت هدایت کنم.

از طریق آموزش اخلاقی و معنوی، دانش آموزان می‌توانند ارتباط معنادار با خداوند و انسان‌ها داشته باشند. و این آموزش و تربیت نه تنها باعث رشد شخصی می‌شود بلکه باعث پویایی و رشد جامعه می‌شود. برای تدریس این اصول مربیان باید دقت زیادی داشته باشند چون تاثیر مستقیم و مهمی در تشکیل شخصیت و رفتار متربیان دارد.

3. اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید. 

هدف کلی تربیت این است که متربیان از نظر فردی, اجتماعی, حرفه‌ای و اخلاقی توسعه یابند. طبق تعریفی که در مبانی نظری تحول بنیادین آمده است هدف کلی تربیت یعنی تحقق حیات طیبه در همه ابعاد و مراتب زندگی که باعث پیشرفت و تعالی متربیان و جامعه می‌شود. خب اولین هدف هر معلم این است که درس خود را به خوبی به دانش آموزان انتقال دهد و اولین هدف من هم همین است ولی تنها هدف من نیست. این آرزوی هر معلم و من هست که درس را بخوبی آموزش دهم و دانش آموزان هم آن را به خوبی فرا بگیرند. اهداف دیگری که برای من اهمیت دارد اخلاق, ذهنیت خلاق و پویا و یادگیری مهارت‌های زندگی است. دانش آموزان باید ارزش‌های اخلاقی را درک کنند تا رفتارهای ناسازگار با جامعه نداشته باشند و جامعه را به سمت تباهی نکشانند که به نظر من اساسی‌ترین هدف برای ساختن جامعه پویا و هدفمند است چون جامعه‌ای که ارزش‌های اخلاقی را درک نکند نمی‌تواند پیشرفت کند. هدف بعدی ذهنیت خلاق و پویا است چون هر فرد باید بتواند مسائل را تحلیل کند و این مسائل می‌تواند در هر زمینه اعم از اقتصادی, سیاسی, اجتماعی و...  باشد. هدف مهم بعدی یادگیری مهارت‌های زندگی است چیزی که متاسفانه در برنامه درسی مدارس جایی ندارد. دانش آموزان باید این مهارت‌ها را بدانند چون در زندگی با چالش‌های سختی روبرو خواهند شد و باید آمادگی و اعتماد به نفس حل چالش‌ها را داشته باشند. این اهدافی که ذکر کردم تنها اهداف من در مدارس نیست ولی مهمترین آنها است.

4. نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

من به عنوان معلم زبان انگلیسی این نقش و مسئولیت را دارم که کلاس درس را به گونه‌ای اداره کنم که دانش آموزان خسته نشوند یعنی این درس را به چشم یک درس خسته کننده و کسل کننده نگاه نکنند. اهداف دیگری هم دارم که در کنار تدریس زبان به آن می‌پردازم سعی دارم کلاس درس را به گونه‌ای پیش ببرم که دانش آموزان وادار به تفکر بشوند در واقع کلاس دانش آموز محور باشد. از روش‌های مختلف برای تدریس استفاده می‌کنم چون همه دانش آموزان به یک شکل یاد نمی‌گیرند برای مثال یک دانش آموز از طریق خواندن مطلب و یا گوش کردن یاد میگیرد و این وظیفه من به عنوان معلم است که از انواع روش ها در تدریسم با توجه به نوع یادگیری دانش آموزان استفاده کنم.به طور کلی نقش من در کلاس این است که دانش آموزان را مسلط به همه مباحث کنم. نقش من به عنوان معلم در خارج از کلاس این است که بر فعالیت دانش آموزان نظارت کنم و این کار فقط با همکاری والدین می‌تواند انجام بگیرد. برای مثال جلسات متعددی با والدین در طول سال تحصیلی برگزار می‌کنم برگزاری کلاس‌های خارج از برنامه درسی برای حل مشکل درسی و دیگر مشکلاتی که در حد توان کمک خواهم کرد به طور کلی نقشی که من فراتر از فقط تدریس است و باید بر روی دیگر جوانب هم تمرکز کنم

5. چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقا میدهید؟

تفکر انتقادی باید از دوره دبستان شروع بشود چون در سنین کودکی دانش آموز انعطاف پذیری بالایی دارد و می‌تواند بهترین مسئله را یاد بگیرد. یکی از مهم‌ترین کارهای من به عنوان معلم و هر معلم دیگری برای اینکه می‌خواهد تفکر انتقادی را در دانش آموزان تقویت کند باید محیط آن را فراهم کند. روش‌های زیادی برای ارتقای خردورزی و تفکر انتقادی وجود دارد. یکی از روش‌هایی که می‌توانم در کلاس آن را انجام دهم این است که دانش آموزان را تشویق کنم که سوال بپرسند. دانش آموزان وجود دارند که خجالت می‌کشند سوال مطرح کنند و من معلم باید تشویقشان کنم که سوال بپرسند. روش دیگری که می‌توانم انجام دهم این است که میز گرد بسازم یعنی دانش آموزان به صورت دایره‌ای کنار هم بنشینند و در بحث شرکت کنند چیزی که در این روش رخ می‌دهد, بارش فکری است. بارش فکری باعث می‌شود که دانش آموز از نظر ذهنی تقویت بشود که در نتیجه آن باعث ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی می‌شود. از دیگر تکنیک‌هایی که می‌توانم برای تشویق به تفکر انتقادی استفاده کنم عبارتند از: پرسیدن سوالات تحلیلی, استفاده از مشکلات زندگی واقعی و مقایسه پدیده‌ه. با تخیل می‌توان به تفکر انتقادی رسید با کارهایی مانند ساختن کاردستی نوشتن داستان و یا حتی نوشتن شعر. مانند دیگر قسمت‌های بدن نیاز به تمرین و ورزش دارد و چیزی که باعث تقویت این امر می‌شود فکر کردن و تفکر کردن است. 

دارای دیدگاه توسط (588 امتیاز)

6. شما برای هر ساحت ششگانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساعتی تربیت کنید؟(برای هر ساعت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

# ساعت اعتقادی, عبادی و اخلاقی:

۱. آموزش اخلاقیات: اصول اخلاقی که مطابق با نظام معیار اسلامی و جامعه ما باشد را باید به دانش آموزان آموزش دهم تا جامعه پیشرفت کند و به تعالی برسد

۲. آموزش سبک زندگی ایرانی_ اسلامی: سبک زندگی ایرانی_ اسلامی را آموزش می‌دهم تا در آینده به اشتباه سبک زندگی دیگر جوامع را انتخاب نکنند که با توجه به جنگ نرم دشمن کار بسیار دشواری است.

# ساعت زیستی و بدنی:

۱. تناسب اندام: به آنها آموزش می‌دهم که چطور با ورزش تغذیه مناسب و تفکر از نظر سلامت جسمی سالم باشند

۲. مهارت مدیریت استرس: راهکارهایی برای مقابله با استرس و تکنیک‌هایی برای آرامش را آموزش می‌دهم.

# ساعت اجتماعی_ سیاسی:

۱. گفتگو و گوش دادن فعال: دانش آموزان را وادار به کار گروهی می‌کنم تا با هم گفتگو کنند و به صورت فعال به ایده‌های یکدیگر گوش دهند

۲. مهارت همکاری: به دانش آموزان آموزش میدهم چگونه در کار گروهی همکاری کنند و تقسیم وظایف انجام دهند.

# ساحت اقتصادی و حرفه‌ای:

۱. مهارت‌های مدیریت مالی: آموزش مفاهیم اساسی مالی مانند بودجه‌ریزی شخصی و مدیریت هوشمندانه و پس‌انداز پول

۲. معرفی شغل‌های مختلف: شغل‌های مختلف به دانش آموزان معرفی می‌کنند تا بر اساس علاقه و استعدادشان شغل مناسب خود را انتخاب کنند

# ساعت علمی و فناورانه:

۱. مهارت‌های استفاده از ابزارهای فناوری: دوره‌های آموزشی برنامه‌های آفیس یا دیگر برنامه‌هایی که استفاده روزمره از آنها داریم

۲. مهارت نوآوری و ابتکار: ترغیب دانش آموزان برای شرکت در برنامه‌های علمی برای ارائه ایده‌های خلاقانه و حل مسائل جدید

# زیبایی, شناختی و هنری:

۱. مهارت حافظه و یادگیری: در بحث شناختی به دانش آموزان آموزش میدم چگونه حافظه خود را تقویت کنند و بهتر یاد بگیرند

۲. هنرهای هفتگانه: سعی می‌کنم استعداد دانش آموزان را در هنرهای هفتگانه کشف کنم و آنها را تشویق کنم تا این استعدادها را پرورش دهند. 

7. پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمایید. 

مفاهیم اجتماعی و اخلاقی بسیاری وجود دارند که معلمین می‌توانند به دانش آموزان خود آموزش دهند. ۵ مورد از این مفاهیم را بیان کنم که تلاش می‌کنم آنها را به دانش آموزان خود انتقال دهم.

1. صبر: سبک کلید حل تمام مشکلات است. چون خودم فردا صبوری هستم می‌خوام صبور بودن را به دانش آموزان آموزش دهم بگویم که با صبر و البته تلاش و پشتکار می‌توان در همه جا موفق بود.

2.مسئولیت پذیری: دانش آموزان مسئولیت پذیری را باید از سنین کودکی بیاموزند تا در بزرگسالی به افرادی مسئولیت پذیر در جامعه تبدیل شود و جامعه را به سمت تعالی پیش ببرند.

3. حسن خلق: در ادامه آموزش‌هایم به آنها مهربانی, ارتباط دوستانه و مثبت داشتن با دیگران را آموزش می‌دهند چون انسان به دنبال کسب فضایل اخلاقی است و داشتن حسن خلق به انسان کمک می‌کند تا این فضایل اخلاقی را به راحتی کسب کند.

4. توجه به کار تیمی و همکاری: دانش آموزان را تشویق به کار تیمی می‌کنم به بان‌ها می‌گویم که انسان موجودی اجتماعی است و بدون همکاری با دیگران نمی‌تواند زندگی کند یعنی نمی‌تواند در جامعه موفق باشد و پیشرفت کند بدون اینکه با دیگران همکاری کند.

5. ترویج ارزش‌های اخلاقی: دانش آموزان را ترغیب و تشویق می‌کنم که با ایجاد گروه‌های چند نفره فضای مجازی و چه در مدرسه و دیگر مکان‌ها ارزش‌های اخلاقی را ترویج کنند.

این‌ها فقط بخشی از مفاهیمی است که تلاش می‌کنند به دانش آموزان آموزش دهم قطعا مفاهیم دیگری هم وجود دارد که دانش آموزان باید آن را بدانند.

دارای دیدگاه توسط (588 امتیاز)

8. با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر بر مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش‌های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمایید.

 

اصول تربیت اسلامی اساساً بر پایه ارزش‌ها و مفاهیمی است که مبتنی بر اسلام قرار دارند. این اصول، هستی شناسی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هستند. هر کدام که در اولویت فکری من است را بیان خواهم کرد.

1انسان شناسی: در آفرینش جهان هستی, انسان موجودی مکلف است و مسئولیت دارد. این موضوع از آن جهت برای من اهمیت دارد که من به عنوان معلم باید به دانش آموزان آموزش دهم که باید نسبت به همه چیز مسئولیت پذیر باشند. نسبت به خداوند، دیگران و محیط زیست و هر آنچه که در اطراف آنها است، مسئولیت دارد و باید تکالیف فردی و اجتماعی خویش را درست انجام دهند و مسئولیت پذیر باشند.

2هستی شناسی: آفرینش جهان هستی, غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است‌. دانش آموزان باید بدانند که مقصود و هدف آفرینش چیست و چرا آفریده شده‌اند وقتی مطالب را متوجه شوند، آن وقت زندگیشان هدفمند می‌شود و سمت و سوی الهی پیدا می‌کند. مثال نمی‌بندند و نمی‌گذارند چیزی مانع رسیدن آنها به هدف نهایی شود.

3معرفت شناسی: شناخت آدمی با موانع و محدودیت‌های همراه است. به عنوان معلم باید به دانش آموزان بگویم که در شناخت هر چیزی در زندگی با موانع مواجه خواهند شد و راه همیشه هموار نیست برای مثال دانش آموزی می‌خواهد شناخت خود را افزایش دهد اطلاعات جدیدی را کسب کند و من باید به آن بگویم که تسلیم نشود و با چالش ها رو به رو شود.

4.ارزش شناسی: عدالت اساسی‌ترین ارزش اخلاقی و اجتماعی در نظام معیار اسلامی است. به عنوان معلم باید عدالت را در کلاس اجرا کنم و میان دانش آموزان فرقی قائل نشوم و همه را به یک چشم ببینم برای مثال در درس زبان نباید تفاوتی میان دانش‌آموزی که پایه قوی دارد به کسی که ندارد قائل شوم.

9. مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می‌کنید؟

معلمان تکنیک‌ها و روش‌های تاثیرگذار خود را دارند و روز به روز تلاش می‌کنند تا این تکنیک‌ها را بهبود ببخشند و محیط کلاس را به یک محیط جذاب برای آموزش تبدیل کنند. تکنیک و روش تاثیرگذار من در تربیت و تدریس, ایجاد ارتباط صمیمی همراه با جدیت با دانش آموزان است. معلمی که همیشه با جدیت با دانش آموزان برخورد می‌کند باعث می‌شود که دانش آموز از درس زده بشود به خاطر ایجاد ترس در دانش آموز باعث می‌شود که دانش آموز دیگر سوال نپرسد و به دنبال آن باعث افت تحصیل دانش آموز می‌شود. این ارتباط صمیمی در واقع یک فضای مثبتی را ایجاد می‌کند که دانش آموز احساس اهمیت می‌کند و باعث می‌شود به خوبی در محیط یادگیری شرکت کند و سوالات خود را بپرسد و به طبع آن باعث پیشرفت دانش آموز می‌شود و از طرفی هم من می‌توانم نیازها و توانمندی‌های هر دانش‌آموز را بشناسم و با به روز کردن روش تدریس خود آموزش را موثرتر و هدفمندتر کنم. اگر مدرسه‌ای می‌خواهد محیط یادگیری همه جانبه داشته باشد ابتدا باید نیازهای دانش‌آموزان را بشناسد تا بر اساس آن زیرساخت‌های لازم را ایجاد کند. برای مثال یادگیری مطابق با آن نیازها را فراهم کند و یا برنامه تحصیلی متنوع داشته باشد تا دانش آموزان بر اساس نیازها و علایق و استعدادهای خود بتوانند تجربه‌های یادگیری مختلف داشته باشند یادگیری همه جانبه باعث می‌شود استعدادها کشف شوند و پرورش پیدا کنند که نتیجه آن رشد جامعه است‌.

10. شما خود را یک معلم اثربخش، روشنفکر، تحولگرا و آشنا با روش‌های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش‌های دینی می‌دانید. وقتی مشغول حرفه معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می‌شود را ترک می‌کردید؟ با ذکر دلیل ۵ مورد را بیان نمایید.

در مدارس مواردی وجود دارند که یا باید حذف شوند و یا جایگزین گردیده و به روز رسانی شوند. اولین موردی که مورد توجه تمام معلمین و من هست کتاب‌های درسی هستند. اطلاعاتی که در کتاب‌ها هستند فقط به جنبه نظری آموزش تاکید دارند و تمرکز بر روی حفظ اطلاعات است و صرفاً گرفتن نمره. آموزش به دو بخش نظری و عملی تقسیم بندی می‌شود اگر در درس که به هر دوی این دو بخش نیاز دارد, معلم فقط روی یک بخش تمرکز کند یادگیری ناقص در دانش آموز شکل می‌گیرد. من به عنوان معلم زبان انگلیسی باید روی همه مهارت‌های زبان انگلیسی در کلاس تمرکز کنم تا یادگیری این زبان به صورت کامل ایجاد شود ولی با توجه به رویکرد کتاب و اطلاعاتی که در آن است نمی‌توانم بخش عملی که مربوط به صحبت کردن می‌شود را به خوبی اجرا کنم و فقط باید روی بخش نظری که مربوط به حفظ جملات و گرامر است ولی نمی‌توانند صحبت کنند چون صحبت کردن هم مانند هر یادگیری نیاز به تمرین و تکرار مستمر دارد و همچنین باید محیط آن فراهم باشد. مورد دیگری که در مدارس نادیده گرفته می‌شود مسائل مربوط به مهارت‌های زندگی است که من سعی می‌کنم در لابلای درس این مهارت‌ها را در حد توان توضیح بدهم ولی این کافی نیست و باید کتاب جداگانه داشته باشد تا دانش آموزان را برای زندگی واقعی که بعد از اتمام مدرسه در ۱۸ سالگی شروع می‌شود, آماده کند. همه مدارس باید به آخرین ابزارهای آموزشی در بخش تکنولوژی مجهز باشند چون تکنولوژی در تسریع یادگیری در جهان امروزی نقش بسیار نقش پررنگی دارد. مورد دیگر به محیط مدرسه مربوط میشود که محیط مناسبی برای آموزش نیست و باید طراحی و معماری بهتری داشته باشد چون همین باعث میشود دانش آموزان علاقه بیشتری به مدرسه داشته باشند و از آن فراری نباشند. نبود تنوع در برنامه درسی مورد دیگری است که باید مورد توجه قرار بگیرد چون دانش آموز باید بتواند بر اساس استعداد و علاقه خود دروس یا واحد اختیاری بردارد.

نتیجه: در چند سطر نتیجه‌گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول روش‌های گفته شده چگونه با چالش‌ها روبرو می‌شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

به عنوان معلم با مشکلات متعددی در طول سال‌های تدریسم مواجه خواهم شد. اینکه چگونه قرار است با این مشکلات روبرو شوم و آنها را حل کنم بستگی به شرایط و موقعیتی است که قرار است با آن روبرو شوم. برای مثال اگر دانش آموزی با روشی که تدریس می‌کنم درس را یاد نگیرد و به مشکل بخورد, با روش دیگری سعی می‌کنم مفهوم را برسانم و این روند را تا جایی تکرار می‌کنم که دانش آموز درس را به طور کامل فرا بگیرد. از اهدافی که دنبال آن هستم این است که دانش آموزی تحویل جامعه دهم که نتیجه آن رشد جامعه و در نهایت تحقق یافتن حیات طیبه در همه جهات زندگی وی باشد.

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (374 امتیاز)

خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهر معلم شوید و چه ویژگی دارید و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

با سلام من کیارش صوفی هستم ۱۹ ساله ، دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی گروه ۲۲ دانشگاه فرهنگیان شهدای مکه 

محل خدمت من شهرری ناحیه ۲ است که فاصله چندانی با محل زندگی فعلی بنده ندارد.

من از کودکی به موضوع شغل و توانایی های خودم در زمینه شغل آینده فکر میکردم که سرانجام اواخر دبیرستان به این نتیجه رسیدم که معلمی شغل مناسب من است.

برای مثال من از صحبت کردن در مقابل جمع لذت میبردم و از اینکه مبحث دشواری رو بتونم برای بقیه قابل فهم کنم خوشحال میشدم.

همچنین از سر و کار داشتن با محیط تحصیلی و دفتر و کتاب و دانش آموز ها بیشتر از شغل های فنی و سر کار داشتن با ابزارآلات لذت میبرم.

داشتن بیانیه معلمی نیز اولا تصویر مشخصی از من به عنوان معلم می سازد که چه ویژگی های باید داشته باشد و ثانیا نقشه راهی است برای شیوه تدریس و اهداف آن و مسائل پیرامون آن.

هر معلم با داشتن بیانیه منحصر به خود، بهتر و هدفمندتر میتواند این خدمت مقدس را به سرانجام برساند.

۱. شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

منِ معلم شکل دهنده به قالب های نرم و شکل نایافته ی اذهان کودکان و نوجوانان یک جامعه هستم.

به عبارت ساده تر، تعیین کننده سرنوشت جامعه، کودکان و نوجوانان هستند و تعیین کننده سرنوشت کودکان و نوجوانان، معلم است.

من با کوچک ترین کاری میتوانم تاثیر چه بسا جبران ناپذیری بر پیکره جامعه بگذارم لذا کار معلم، فراتر از تدریس است.

۲. ارتباط معنادار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

اولا معنادار شدن زندگی منوط و مشروط به وجود خداوند است. زندگی انسان صرف گذران عمر و امرار معاش لغو و بیهوده خواهد بود پس قطعا هدفی والاتر از زنده بودن و زنده ماندن وجود دارد و آن در پرتو وجود خداوند محقق می شود. انسان ها همگی از این دنیا به عنوان مزرعه ای برای آخرت بهره میبرند و هیچگاه خود را محدود به امور دنیوی نمی کنند.

در عرصه معلمی نیز ما به عنوان معلم باید به این موضوع واقف باشیم که تنها هدف ما اجبار دانش آموزان به حفظ نکات علمی و غرق کردن آنها در دنیای مادی نیست بلکه باید اول از همه به آنها رسم حیات طیبه بیاموزیم و سپس از مباحث و مفاهیم علمی و دینی برای پیشبرد زندگی مادی و معنوی آنها بهره ببریم.

۳. اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟‌ تبیین نمایید.

اولین و مهم ترین هدفی که من واقعا از دست یابی آن توسط دانش آموزان کلاسم خوشحال میشم ، اصلاح سبک رفتار و منش آنهاست.

متاسفانه بر کسی پوشیده نیست که نسل جوانان و نوجوانان بنا به سهل انگاری هایی که از افراد مختلف صورت گرفته است، دچار انحراف هایی شده اند و به مراتب با توصیفاتی که از جوانان انقلابی نسل های گذشته می شنوم، تفاوت دارند.

اولین و مهم ترین کار باید اصلاح این موارد باشد و سپس مواردی از قبیل سطح علمی و مدارج عالی.

مورد بعد بازسازی نظام فکری آنها و ایجاد توانایی داشتن تفکر انتقادی در آنهاست.

در این عصر که فضای مجازی جزء لاینفک زندگی ما شده، دیگر امکان جلوگیری از ورود اطلاعات مضر به اذهان نوجوانان نیست پس تنها راهکار موثر، اصلاح الگوی فکری آنهاست.

به اصطلاح "بجای دادن ماهی به آنها ماهیگیری را یاد آنها بدهیم." به آنها آموزش بدهیم که چگونه صدق یا کذب یک خبر را دریابند یا از دسیسه و سیاست های فضای مجازی آگاه شوند.

دارای دیدگاه توسط (374 امتیاز)

۴. نقش شما به عنوان معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کتید؟

فارغ از بحث اینکه معلم چه اثری باید بر دانش آموزان بگزارد، باید نخست قابلیت اثربخشی را داشته باشد.

چه بسا معلمان زیادی که تمام تلاش شبانه روزی خود را برای هدایت و اثر بخشی بر دانش آموزان میگزارند اما نه تنها نتیجه مطلوب را کسب نمی کنند بلکه نتیجه عکس میگزارند و بچه ها بیشتر از اهداف مدنظر دور میشوند.

پس اول از همه معلم باید اثربخش باشد.

برخورد اولیه خیلی مهم است. معلم با یک برخورد تند میتواند دانش آموز را از دایره اثرپذیری خارج کند.

در عین حال رفتار ناشیانه و کاملا دوستانه هم میتواند حرف شنوی کودک از معلم را از بین ببرد.

پس برخورد اولیه باید مناسب باشد.

مورد دوم طرز بیان افکار و عقاید مد نظر است.

با اندکی تغییر در بیان جملات توسط معلم، دانش آموزان میتوانند خط فکری معلم را تشخیص دهند. نکته این است که هر چه طرز تفکر معلم با دانش آموزان فاصله داشته باشد، کار گره میخورد. طرز فکر معلم نه محتوای فکری. اگر دانش آموز احساس کند گه معلم دغدغه های نسل جدید را درک نمی کند و یا در وادی خود به سر می برد سریعا از او فاصله می گیرد.

پس برای اثر بخشی و تزریق محتوای فکری خود به دانش آموزان باید در قالب فکری و ادبیات خود آنها، افکار و عقاید ناقص را جایگزین کرد.

۵. چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقا می دهید؟

بهترین شیوه آموزش تفکر انتقادی، درش گرفتن از شیوه تفکر مردم و نتایج آن در گذشته است. 

مثالی برای این مورد نیاز است:

مثلا یکی از وقایع خشک شدن دریاچه ارومیه بود.

برای نسل بعدی که ما تدریس کلاس آنان را بر عهده داریم و آنها اشراف اطلاعاتی کافی به این واقعه ندارند، این واقعه را از روز اول بازگو کنیم که چه شد. سپس پیش از اینکه نتایج و اتفاقات بعدی را بازگو کنیم، از آنها بخواهیم که هر یک نظر و طرز فکر خود را پیرامون این موضوع بازگو کنند. سپس آنچه واقعیت امر است را کنار آنچه در رسانه بازگو شده است میگزاریم تا به عینه تفاوت در تحریف اطلاعات را ببینند.

از اختلاف چیزی که فکر میکردند و چیزی که واقعیت بود متعجب می شوند.

البته این یک مثال ملموس بود ولی کلاس درس آن هم برای نوجوانان پتانسیل مباحث سیاسی وجود ندارد و بهتر است این مورد را با مسائل روزمره زندگی خودشان برایشان تفهیم کنیم. مثلا همین قضیه "یک کلاغ ،چهل کلاغ" به خودی خود مصداق بارز تحریف واقعیت است که میتوانیم در ساخت تفکر انتقادی دانش آموزان از آن استفاده کنیم.

۶. شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ (برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید.)

اولین ساحت، ساحت تربیتی، اعتقادی، عبادی و اخلاقی است که باید اول از همه مسائل عبادی و اعتقادی در زندگی من به عنوان معلم بیش از پیش پر رنگ شود و اینکه به قدری معلومات داشته باشم که بتوانم در حد نیاز پاسخگوی سوال ها و شبهات دانش آموزان باشم.

ساحت دوم، ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای است که جدای از مسئله ثبات مالی باید توانایی مدیریت اقتصادی و مهارت های لازمه را کسب کنم و به دانش آموزان انتقال دهم و همچنین علاوه بر تثبیت وضعیت اقتصادی خویش بتوانم خود و دانش آموزانم را برای کمک معیشتی و هموار کردن مسائل اقتصادی برای دیگر مردم هم اماده کنم.

ساحت سوم، ساحت تربیت علمی و فناوری است که اول از همه باید به طور مداوم مباحث علمی و اطلاعات و یافته های خویش را بروز نگه دارم و اطلاعات جامع و جدیدی به دانش آموزان انتقال دهم و همچنین خودم و دانش آموزانم را آموزش دهم که بتوانیم از یافته های علمی روز دنیا که در چارچوب معیار های نظام اسلامی هستند، بهره مند شویم.

ساحت چهارم، ساحت اجتماعی و سیاسی است که اول از همه از هنجار ها و ارزش های جامعه اسلامی خویش محافظت کنم و دانش آموزانم را نیز در این امر یاری کنم و مورد بعد این است که درک و تصویر مشخصی از موقعیت اجتماعی خویش و موقعیت سیاسی کشور عزیزمان ایران برای دانش آموزان تداعی کنم.

ساحت پنجم، ساحت تربیت زیستی و بدنی است که در حفظ سلامت و بهداشت خویش و دانش اموزانم کوشا باشم و به آنها آموزش های لازم در این امور را بدهم و نکته بعد این که تلاش فردی و جمعی داشته باشیم برای ارتقای سطح کیفیت و سلامت بهداشت جامعه.

ساحت ششم، ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری است که توانایی رمزگشایی از پدیده های جهان هستی و زیبایی های آن از چشم هنر را داشته باشم و جهان پیرامون را با تمام زیبایی های آن به عنوان مظهر جمال و جلال خداوند به دانش آموزانم بشناسانم.

دارای دیدگاه توسط (374 امتیاز)

۷. پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید با ذکر مثال بیان نمایید؟

اولین و مهم ترین مفهوم اخلاقی که من به عنوان معلم علاقه مند به پرورش آن در دانش آموزانم هستم مفهوم عدل است. جهان بر پایه ی عدل استوار است و با ظلم و ستم پابرجا نمی ماند و یکی از کارها در این زمینه سپردن تصحیح امتحان های کلاسی به خود بچه هاست ته هر کس برگه دیگری را تصحیح کند و در آخر همه آنها را خودم تصحیح میکنم و اگر حقی از دانش آموز ضایع نشده بود، به مصحح نمره تشویقی می دهم. مورد بعد راستگویی است که به آنها می آموزم که مثلا حتی اگر درس را نخوانده بودند راستش را بگویند و تخفیفی برای آنها قائل می شوم تا نتیجه راستگویی را ببیند. مورد بعدی آزادی است که مصداق بارز آن زورگویی بچه های قلدر کلاس است که اگر به دانش آموزان یاد بدهم که جلوی سخن ناحق بایستند و از آزادی خویش دفاع کنند، نتیجه مطلوبی در پی دارد. مورد چهارم همبستگی است که اکر فعالیت های کلاسی را بر پایه فعالیت های گروهی بگذارم، حس همبستگی و اتحاد بین دانش آموزان شکل می گیرد. و مورد آخر مسئولیت است. همین که در گذشته از دانش آموزان می خواستند که گچ تخته را به کلاس بیاورند ، خود حس مسئولیت پذیری در آنها ایجاد میکرد که امروز گچ تخته با ماژیک جایگزین شده است که هنوز هم قابل اجراست.

۸. با توجه به اهمیت أصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر بر مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمایید؟

اول از همه در مبانی هستی شناسی، این اصل وجود دارد که جهان هستی واقعیت دارد اما منحصر به طبیعت نیست. با استفاده از این اصل شیوه تعلیم و تربیت دانش آموزان طوری انجام می شود که تنها هدف زندگی مادی و علوم مربوط به آن نباشد.

اصل بعدی از مبانی انسان شناسی، این است که انسان موجودی است مرکب از جسم و روح، دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط. با استفاده از این اصل منِ معلم باید بر این موضوع واقف باشم که دانش آموزان را به عنوان یک کالبد و دستگاهی برای ذخیره اطلاعات نبینم و جنبه روح آنها و تکامل آن و همچنین جنبه احساسات و عواطف آنها را نیز در نظر بگیرم.

اصل بعدی از مبانی معرفت شناسی، این است که معیار اعتبار علم، مطابقت با مراتب گوناگون واقعیت (نفس الامر) است. منِ معلم باید بدانم علمی که به دانش آموزان انتقال می دهم، شامل تمام جوانب هستی، حتی جوانب غیر مادی است.

اصل بعدی از مبانی ارزش شناسی، این است که ارزشمند دانستن هر عمل، هم تابع حسن فعلی و هم وابسته به حسن فاعلی است. با توجه به این اصل، منِ معلم باید علمی که به تدریس آن مشغولم را بررسی کنم و ببینم که اول از همه، مطالب این علم حسن دنیا و آخرت دارد یا خیر (حسن فعلی) و سپس ببینم که بکار گیری این علم در راستای تقرب به خداست (حسن فاعلی).

۹. مهم ترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟ 

مهم ترین تکنیک من، تکنیکی است که خوشبختانه چند سالی است در ایران باب شده است و آن هم کلاس دانش آموز محور است. عمده کلاس هایی که در مدارس در حال برگزاری است توسط معلمان با سابقه کاری بالای ۲۰ سال است و این شیوه جایگاه خاصی در کلاس آنها ندارد. کلاس دانش آموز محور این امکان را فراهم می کند که اول از همه کلاس به پویایی برسد و همه شنونده نباشند و باعث خستگی نشود و دوم اینکه هر دانش آموزی توانایی اظهار نظر دارد و علاوه بر بروز استعداد ها، مهارت کار گروهی را یاد می گیرد.

دارای دیدگاه توسط (374 امتیاز)

۱۰. شما خود را یک معلم اثر بخش، روشنفکر و تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدیدکدام موارد را از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل ۵ مورد را بیان نمایید؟

۱.اولین مورد که بنده از آن گلایه دارم، تبدیل کردن مدرسه به چیزی شبیه به پادگان است. باید قوانین و ضوابط مشخصی برای مدرسه وجود داشته باشد اما شیوه اجرای آن اشتباه است. اول از همه دانش آموزان باید به علت وجود این قوانین واقف باشند. مثلا مدیر مدرسه می گوید که باید موی دانش آموزان کوتاه باشد. با توجه به تعدّد دانش آموزان و عدم رعایت بهداشت، امکان امراض پوستی و شپش وجود دارد پس این قانون کوتاهی مو قانونی سنجیده است اما همین دلیل ساده برای بسیاری از دانش آموزان روشن نشده است و حس می کنند که کادر مدرسه از خوشتیپ بودن دانش آموزان بیزار است.

۲. تکلیف محور بودن کلاس هاست به این معنی که اگر یک دانش آموز تکلیف را انجام داد نمره گرفته و اگر انجام نداد نمره کسر می شود که من به عنوان معلم باید معیار را یادگیری دانش آموز قرار دهم نه تکالیف نوشتاری را.

۳. مورد بعد موضوع تکالیف است که اکثر آنها هیچ ارتباطی با زندگی واقعی دانش آموز و نیاز های آن ندارند. من به عنوان معلم باید تکالیفی طرح کنم که علاوه بر پوشش دادن مطالب درسی، کاربرد موثری هم در زندگی شخص داشته باشد.

۴. مورد بعدی همانطور که قبلا اشاره شد، کم اهمیت جلوه دادن ارزش های اخلاقی و دینی و سبک زندگی است. به این معنی که دانش آموز به مدرسه می آید که چیزی حفظ کند و نه اینکه راه و روش زندگی یاد بگیرد که این مورد هم باید منِ معلم با همکاری کادر مدرسه در اصلاح آن کوشا باشیم.

۵. مورد آخر هم مرتبط بودن مبحث درسی با نیاز های دانش آموز است که باید علمی در کلاس من تدریس شود که دانش آموز به آن نیاز دارد نه اینکه بعد از اتمام سال تحصیلی و گرفتن نمره نهایی، کاملا با مبحث درسی کلاس بیگانه شود

در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر أصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها رو به رو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت؟

در پایان و به امید خدای متعال با افزایش سال های تدریس و سپری کردن موقعیت های مختلف کلاسی و مواجه شدن با مشکلات متفاوت، قادر خواهم بود که علاوه بر کنترل و هدایت بی نقص دانش آموزان کلاس به سوی مدارج عالی، از نوجوانان، انسان هایی با ایمان، توانمند ، با علم و علاقه مند به عمل تربیت کنم و نیروی محرکه ی ارزشمند جامعه که همین جمعیت جوان است را بیش از پیش ارتقا بخشم.

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (452 امتیاز)

به نام خداوند بخشنده و مهربان
 

سلام، من امیرمحمد امامی آذر هستم، یک دانشجوی علاقمند به آموزش زبان انگلیسی. راهی را که در دنیای آموزش میپیمایم، در شهر زیبای بهارستان 1ادامه مییابد. با علاقه عمیق به زبانها و فرهنگها، در دنیایی از گفتوگو و یادگیری غرق میشوم. شخصیت پویا و پرانرژی من، همراه با علاقه به یادگیری دائمی، این سفر تحصیلی را به یک تجربه یادگیری منحصر به فرد تبدیل کرده است. فلسفه تدریس روایت واضح معلم در مورد چگونگی و چرایی آموزش به دیگران است. دلایل و اهداف زیادی برای نوشتن فلسفه تدریس وجود دارد که در درجه اول به عنوان یک فرصت رشد حرفهای عمل میکند، زمانیکه معلم در رابطه با تجربیات شخصی خود تامل میکند و به بررسی نظرات، ارزشها و باورهای خود رابطه با آموزش و یادگیری میپردازد. فلسفه تدریس خلاصهای از ارزشهای اصلی و چگونگی تدریس فرد است. در نتیجه، میتوان از آن برای تصمیمگیری درباره نوع مدرسهای که فرد برای تدریس انتخاب میکند ، استفاده کرد. اگر محیط کار با فلسفه تدریس فرد ناسازگار باشد، فرد به دلیل عدم رضایت شغلی دچار خستگی و نارضایتی میشود. فلسفه تدریس جهتگیری فرد را در زمانهای سخت مشخص میکند، زمانی که فرد به کاری که انجام میدهد یا چرایی آن شک میکند، و باعث میشود معلم اسیر خواستهها، فشارها و دیدگاههای بیرونی نشود که قدرت انتخاب او را کم میکند و یا ارزش او را به عنوان معلم در نظر نمیگیرد.

 شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

در جامعه انسانى, اساسى ترین کار, تعلیم و تربیت است. کسى که این رسالت را به دوش مى کشد "معلم" است. معلمی یک شغل نیست بلکه یک مسئولیت مهم اجتماعی است.معلمان در جامعه دارای جایگاه فرهنگسازی و تربیتی بسیار مهمی هستند. آنها نه تنها نقش مهمی در انتقال دانش و مهارتها به دانشآموزان دارند بلکه با ارتقاء ارزشها، اخلاقیات و تفکر انتقادی در دانشآموزان، به ساختارهای اجتماعی مثبت و پویا کمک میکنند. معلمان با برقراری ارتباط نزدیک با دانشآموزان، تربیت اجتماعی فراگیری فراهم میکنند و تأکید بر انعکاس ارزشهای اجتماعی در آموزش، به ترسیخ اصول اخلاقی در جوانان کمک میکند. جایگاه اجتماعی معلمان به عنوان سازندگان فرهنگی و سرآغازهای تغییر و تحول در جامعه تأکید میکند.
ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنا دار بین خداوند، جهان، و انسان در بعد دینی به عنوان یک واقعیت فلسفی مطرح است. در دیدگاههای دینی، خداوند به عنوان خالق جهان و مفهوم اطلاعات و اخلاق در تمام زندگی انسان در نظر گرفته میشود. این ارتباط معنا دار میتواند در تربیت متربی نقش اساسی ایفا کند. ارزشها، اخلاق، و هدف زندگی با توجه به این ارتباط شکل میگیرند. با ترکیب اصول دینی در فرآیند تربیت، متربی با معنا و هدف در زندگی بزرگ میشود. مفهوم خداوند به عنوان یک قدرت معنوی و ارتباط با جهان در ذهن متربی، به ایجاد اخلاقیات و تعهد به خدمت به جامعه کمک میکند. این ارتباط در تربیت متربی، جهتدهی و هدایت معنوی در زندگی ارائه میدهد.

 اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

:هدف اصلی من به عنوان یک معلم، افزایش رشد و پیشرفت جامعه از طریق بهبود فرآیند آموزش دانشآموزان است. من تاکید دارم که باید یک محیط آموزشی فعّال و پشتیبانی کننده ایجاد شود تا دانشآموزان به طور فعّال در فرآیند یادگیری شرکت کنند. ترویج تفکر انتقادی و خلاقیت از اولویتهای من است تا دانشآموزان بتوانند با چالشها بهخوبی مواجه شوند و راهکارهای نوآورانه ارائه دهند. همچنین، من به تقویت مهارات ارتباطی و همکاری گروهی توجه ویژهای دارم تا دانشآموزان بتوانند به عنوان اعضای موثر در جامعه به کار بروند. فراهم کردن فرصتهای آموزشی متنوع و تنوع فرهنگی نیز از اهداف من است که به تقویت تفاهم متقابل و احترام به تنوع کمک میکند. این هدفها به سمت ایجاد نخبگانی سوق میدهد که در جامعه مسئولیتپذیر و بازندهپذیر عمل میکنند.

نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

در نقش من به عنوان یک معلم، تمرکز بر اثر بخشی در کلاس درس و فراتر از آن قرار دارد. در کلاس، تلاش میکنم یک محیط پویا و پشتیبانیکننده ایجاد کنم تا دانشآموزان بهطور فعّال در یادگیری شرکت کنند. با ترکیب تدریس محتوا و فعالیتهای تعاملی، به افزایش تفکر انتقادی و مشارکت دانشآموزان میپردازم. همچنین، در تربیت شخصیت دانشآموزان، به ارتقاء اخلاقیات و مهارات ارتباطی اهمیت میدهم. خارج از کلاس، با ارتباط نزدیک با والدین همکاری میکنم و نقش فعّالی در شکلدهی به رفتارها و انگیزه دانشآموزان دارم. تلاش دارم تاثیرات مثبت آموزشی را به عنوان یک معلم به جامعه انتقال دهم و نقش سازندهای در رشد فردی و اجتماعی دانشآموزان ایفا کنم.

چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

به عنوان یک معلم، من خردورزی و تفکر انتقادی را از طریق فعالیتها و پروژههای عملی ترویج میدهم. به عنوان یک مثال، در یک فعالیت آموزشی درس علوم، دانشآموزان را به یک مهمانی تخصصی علمی دعوت میکنم. آنها باید یک تاپیک علمی را بهصورت خلاقانه توضیح دهند و نتایج تحقیقات خود را با کارهای عملی نشان دهند. این فرآیند از آنها میخواهد تا اطلاعات تخصصی را درک کنند و بازخوردهای همتاها را مدیریت کنند. این روشها به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای تحلیلی و انتقادی خود را تقویت کنند و در یادگیری شان مستقل باشند، که در طول زمان به تفکر انتقادی آنها افزوده میشود.

دارای دیدگاه توسط (452 امتیاز)

شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

در تربیت دانشآموزان، سعی دارم مهارتهای گوناگون را از شش ساحت مختلف تقویت کنم. در ساحت اعتقادی، عبادی و اخلاقی، اهمیت ارزشهای اخلاقی، ایمان و احترام به دیگران را تاکید میکنم تا دانشآموزان توانمند به ارتقاء مسئولیتهای اخلاقی خود باشند. در حوزه اجتماعی و سیاسی، مهارتهای ارتباطی، تفکر تحلیلی و شناخت مسائل اجتماعی برنامه تربیتی من هستند. در ساحت زیبا شناختی و هنری، ایجاد خلاقیت و توسعه مهارتهای هنری برای ابراز احساسات و ایدهها مورد توجه است. در حوزه اقتصادی و حرفهای، مهارتهای کارآفرینی، مدیریت مالی و توسعه حرفهای را به دانشآموزان آموزش میدهم. ساحت تربیت زیستی و بدنی شامل ترویج فعالیتهای ورزشی، حفظ سلامت و توسعه جسمانی است. در آخرین ساحت علمی و فناورانه، ترقی مهارتهای تحلیلی، پژوهشی و استفاده از فناوریهای نوین برنامه تدریس من را تشکیل میدهد. این رویکرد چندساحتی به دانشآموزان کمک میکند تا با توانمندیهای گسترده در مسیر تحصیلی و زندگی موفقیتآمیز پیش بروند.

پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

در تربیت دانشآموزان، پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی را ترکیب کرده و تلاش میکنم تا متربیانم این مفاهیم را درک و کسب کنند. اولاً، احترام به دیگران یک اصل اخلاقی است که از طریق فراهم کردن مواقع تعامل اجتماعی و مشارکت در گروههای مختلف تقویت میشود. دوماً، مسئولیتپذیری با ایجاد مواقع مسئولیتی و ترویج حل مسائل اجتماعی آموزش داده میشود. سوماً، همدلی و همکاری از طریق فعالیتهای گروهی و پروژههای تیمی تقویت میگردد. چهارماً، صداقت و افشاگری در محیطی امن فراهم شده و اهمیت ارتباط با شفافیت تاکید میشود. پنجماً، ارزش ادب و خوشرویی به وسیله نمونههای مثبت و کنشهای مودبانه آموزش داده میشود. به عنوان مثال، در کلاس، دانشآموزان به وسیله حل مشکلات گروهی مواقعی را برای تقویت همدلی و مسئولیتپذیری تجربه میکنند.

با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

:در تلاش برای تربیت با توجه به اصول تربیت اسلامی، مبانی هستیشناسی را به عنوان اصلی از اولویتهای فکری خود قرار دادهام. تربیت اسلامی از من میخواهد تا به دانشآموزان توضیح دهم که هدف حیات چیست و چگونه معنویت را در زندگیشان تجربه کنند. در حوزه انسانشناسی، تمرکزم بر توسعه مهارتهای اجتماعی و حفظ ارتباطات مؤثر است. در معرفتشناسی، سعی میکنم دانشآموزان را به سوی جستجوی دانش و تفکر انتقادی هدایت کنم. در آخرین اصل، یعنی ارزششناسی، تربیت اخلاقی و اهمیت ارزشهای دینی در تصمیمگیریها و رفتارها را برجسته میکنم. به عنوان مثال، از دانشآموزان تشویق میکنم که اصول اخلاق اسلامی را در روابط روزمرهشان عملی کنند و در تصمیمگیریهایشان از این اصول بهرهمند شوند.

دارای دیدگاه توسط (452 امتیاز)

مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

تکنیک برخوردار از تأثیرگذاری بیشتر در حوزه تربیت و تدریس من، استفاده از رویکرد چندساحتی است. من تلاش میکنم تا با تلفیق اصول تعلیم و تربیت اسلامی با متدها و تکنیکهای نوین، دانشآموزان را در ابعاد مختلف توسعه دهم. این شامل تربیت اخلاقی، توسعه مهارتهای اجتماعی، ترقی فکر تحلیلی و اشاعه دانش علمی میشود. به نظر من، محیط مدرسه باید یک فضای یادگیری همه جانبه باشد. این به معنای فراهم کردن فضاهای آموزشی مناسب، تجهیزات مدرن، و ارائه فرصتهای متنوع در حوزههای هنری، علمی، و ورزشی است. همچنین، اهمیت بهبود ارتباطات انسانی و فرهنگ احترام و مشارکت در محیط مدرسه را تأکید میکنم. این رویکرد منجر به ایجاد یک جو پویا و پشتیبانی کننده میشود که دانشآموزان را به یادگیری فعّال و توسعه همهجانبه ترغیب میکند.

شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

به عنوان یک معلم اثربخش و تحولگرا با آگاهی از روشهای نوین تربیت و یادگیری و پشتوانه فرهنگ ملی و ارزشهای دینی، اگر موظف به ترک رویکردها و اقداماتی شوم، این موارد را انتخاب میکنم: اولا، ترک رویکرد تکنوکراتیک و اندازهگیری یادگیری تنها از طریق امتحانات نهایی. به جای اینکه تنها به نمرات توجه کنم، از ارزیابیهای چندگانه و روشهای ارزشیابی فراتر از امتحانات استفاده میکنم. دوما، ترک فرآیند آموزشی یکنواخت و بیتنوع و ترویج به تنوع روشهای آموزشی و تعامل فعّال دانشآموزان در فرآیند یادگیری. سوما، از دست دادن رویکرد بیاعتنایی به جنبههای فردی و فرهنگی دانشآموزان و ترویج فضای مدرسهای که احترام به تفاوتها و ارتقاء ارتباطات بین فرهنگی را ترویج میکند. چهارما، ترک تمرکز انحصاری بر انتقال اطلاعات و تمرکز بر توسعه مهارتهای انتقادی، خلاقیت و حل مسائل را ترویج میدهم. به جای فقط اطلاعات آموزش دادن، بر اهمیت توسعه تفکر نقادانه و استفاده از اطلاعات در ساختارهای متنوع و مواقع واقعی تأکید میکنم. پنجما، از پارادایم منسوخ معلم متمرکز به عنوان فراهمکنندهی یادگیری به پارادایم همکاری و هدایتکنندهی یادگیری تغییر میدهم. این تغییرات همگی با هدف ارتقاء یادگیری دانشآموزان و سازگاری با اصول من هماهنگی دارند.

نتیجه گیری:ز آنجایی که من به عنوان یک معلم اثربخش و تحولگرا با تمرکز بر اصول تربیت اسلامی، پشتوانه فرهنگ ملی و ارزشهای دینی در حوزه تربیت و یادگیری فعالیت میکنم، چالشهایی ناشی از تعامل با محیط تحصیلی ممکن است رخ دهد. به عنوان مثال، ممکن است با اهمال نظر به اصول تربیت اسلامی و فرهنگ ملی در برنامه درسی و روشهای آموزشی مواجه شوم که نیازمند ایجاد تعادل و هماهنگی است. اما از طرف دیگر، با تأکید بر محتواهای متنوع، روشهای آموزشی نوین و ترویج ارتباطات مؤثر در مدرسه، توفیقات قابل توجهی در تربیت دانشآموزان و ایجاد محیط یادگیری ف ّعال خواهم داشت. موفقیتهای ملموس شامل توسعه مهارتهای اجتماعی و اخلاقی دانشآموزان، افزایش انگیزش برای یادگیری و بهبود فرهنگ تعلیم و تربیت مدرسه خواهد بود. این توجه به اصول و روشهای آموزشی به سمت یک محیط یادگیری گسترده و توسعهیافته اطمینان میدهد

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (330 امتیاز)
فلسفه تربیتی من

اول از همه دیدگاه خود را نسبت به معلمی بیان می‌کنم. معلم پایه و اساس جامعه است و از مهم‌ترین ارکان جامعه به شمار می‌آید. اگر معلمی نباشد جامعه‌ای وجود نخواهد داشت. این معلم است که انسان سازی می‌کند و متربیان را به سمت تعالی سوق به نظر من چرایی وجود یک معلم واضح است درست از همه انسان‌ها از نعمت ویژه تعقل برخوردارند اما باید یک نفر باشد که تفکر و تعقل درست را به دیگران آموزش بدهد. همانطور که پیامبران و امامان می‌آمدند به انسان‌ها درس توحید و چگونگی زندگی می‌دادند امروزه هم جامعه برای پیشرفت چه اعتقادی چه سیاسی و چه تکنولوژیکالی و دیگر ساحت‌ها نیاز به معلم دارد. پس من معلم هدفم کمک به تعالی و پیشرفت همه جانبه متربیان خواهد بود علاوه بر پیشرفت مادی آنها به پیشرفت روحی آنها نیز کمک خواهم کرد. من معلم زبان هستم اما علاوه بر زبانی که به آنها تدریس می‌کنم درس انسان‌سازی هم به آنها می‌دهم در تربیت آنها نیز نقش دارم در نگرش آنها نیز نقش دارم.

مقدمه: محمد مهدی بهروز خندان هستم معلم زبان انگلیسی و محل تدریس بنده در شهرستان بهارستان ۱ می‌باشد. بند ویژگی‌های مثبت متعددی دارم در عین حال اندک ویژگی‌های منفی هم پیدا می‌شود.یکی از ویژگی‌های مثبت من ریزبینی است وقتی می‌خواهم کاری را انجام بدهم همه نقاط از سیر تا پیاز مسئله را بررسی می‌کنم و پس از این بازبینی تصمیم به انجام کار یا عدم آن می‌گیرم که این کار باعث می‌شود که تصمیم‌های درستی بگیرم. یکی دیگر از نقاط قوتی که به نظر خودم داره می‌باشم توانایی بالا در تدریس زبان انگلیسی می‌باشد چرا که زبان انگلیسی را به خوبی فرا گرفتم و توانایی آموزش آن را به خوبی دارم. اول بگوییم بیانیه فلسفه معلمی چیست بیانیه فلسفه معلمی باورهای معلم عقیده‌های او درباره تدریس و کاربرد آن در کلاس اشاره دارد پس برای معلمان لازم است که این بیانیه ارزشمند را دارا باشند که بدانند مقصودشان از تدریس چیست.

سوال ۱: شخصاً چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

۱. شخصاً معلم را یکی از بالاترین ارکان جامعه می‌دانند معلم پایه‌های یک کشور است و کشور بدون آن هیچ معنایی ندارد اگر معلمی نباشد پزشکی وجود نخواهد داشت و اگر معلمی نباشد مهندسی وجود نخواهد داشت اگر معلمی نباشد و اگر قلم در جامعه‌ای گم شود آن جامعه به سمت نابودی خواهد رفت. پس معلم یکی از با ارزش‌ترین ارکان جامعه است معلم همچنین مانند الگو می‌باشد دیگران از او الگوبرداری خواهند کرد. ابعاد وجودی انسان همه از طریق معلم تکمیل می‌شوند. پیامبران و امامان که خودشان عالمان بزرگی بودند همواره از اهمیت تعلیم و تربیت سخن می‌گفتند و از جایگاه والای آن در جامعه همچنین سخن می‌گفتند. معلمان علاوه بر تعلیم در تربیت هم نقش دارند همه دانش آموزان در کوچه و خیابان‌ها جلوه‌ای از معلم خود هستند چرا که بخش قابل توجهی از تربیت توسط معلم است.

سوال ۲: ارتباط معنادار خداوند جهان و انسان چیست و این ارتباط چگونه در تربیت متربی به کار می‌بندید؟

۲. طبق تعاریفی که وجود دارد این ارتباط یکی از مسائلی است که تمامی افراد بشر درگیر یافتن او بوده‌اند. باورها و نظریه‌های مختلفی وجود دارد برای مثال برخی معتقد هستند که خدا با انسان‌ها از طریق دین ارتباط برقرار می‌کند و برخی دیگر این ارتباط را در قالب طبیعت توصیف می‌کنند. پس تعریف دقیقی برای این ارتباط وجود ندارد اما تعریف درست این است که هر فردی بر اساس باورها و تجربیات شخصی خودش این ارتباط را تعریف می‌کند.

از نظر من ارتباط انسان با خدا و محیط ارتباطی است که در هر صدم ثانیه وجود دارد اگر این ارتباط وجود نداشت همه ما و طبیعت در کسری از ثانیه از بین می‌رفتیم. ما همه بخشی از وجود خداوند هستیم و در هر لحظه با او در ارتباطیم همین که گاهی وقت‌ها مشکلی داریم در برهه زمانی نامناسبی به سر می‌بریم وقتی با خدای خود می‌زنیم و از او طلب کمک می‌کنیم و خداوند از طریق طبیعت و تلاش خود انسان مشکل را حل می‌کند من همچنین باور دارم با انجام دادن حسنات و دوری از محرمات ارتباطی بین ما و خداوند ایجاد می‌شود. ما می‌توانیم با سفارش کردن به دانش آموزان این ارتباط را برقرار کنیم و با استفاده از حسناتی که توسط قرآن و پیامبران فرستاده شده متبیان را آموزش دهیم و به آنان بیاموزیم همانند ما خودشان این ارتباط را کشف کنند.

سوال ۳: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است تبیین نمایید.

۳. اولین هدفی که بنده برای تمامی دانش آموزان خود دارم رسیدن همه آنها به انسانیت است. منظور من این است که تربیت درست آنها از علم آموزی آنها مهمتر است. من می‌خواهم همه دانش آموزان به یک انسان کامل که اسلام سفارش کرده است تبدیل شوند برای مثال وقتی می‌بینند یکی نیاز به کمک دارد درنگ نکنند در زندگی خود به دیگران ظلم نکنند به دل بقیه افراد را نشکنند و همواره دنبال پیشرفت باشند. بعد از دستیابی به این هدف دوست دارم که آنان در آینده به آن چیزی که علاقمند هستند دست یابند برای مثال دانش آموزی دوست دارد فوتبالیست بشود دانش آموزی دیگر دوست دارد مهندس برق بشود هدف من کمک به آنها تشویق و انگیزه دادن خواهد بود که اهداف خود را کسب کنند.

سوال ۴: نقش شما به عنوان یک معلم اثربخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس را توصیف کنید.

۴. همانطور که همه می‌دانند معلم یکی از ارزشمندترین مهره‌های یک جامعه است و نقش بسزایی در تعلیم و تربیت متربیان دارد. یک معلمی که کار خود را به خوبی می‌داند و مهارت بالایی دارد و علاوه بر این‌ها کار را با عشق انجام می‌دهد در زندگی دانش آموزان نقش زیادی دارد. یک مثال از خودم می‌زنم که برایم اتفاق افتاده است. من در کلاس دوازدهم بودم اما بعد از اتمام کلاس دوازدهم گرفتن دیپلم هدف مشخصی نداشتم نمی‌دانستم می‌خواهم در آینده چه کاره بشوم در آن زمان مدت زیادی بود که به زبان انگلیسی می‌رفتم و سطح زبان انگلیسی هم بسیار خوب بود. به طوری که توانایی تدریس زبان را به دیگران داشتم.این معلم ما بود که من را راهنمایی کرد و چگونگی راه یافتن به دانشگاه فرهنگیان را به من نشان داد البته قبل از آن به من فرصتی برای تدریس در آموزشگاه خود را داد. من پس از چند ماه تدریس تصمیم گرفتم که کنکور زبان بدم و موفق شدم پا به عرصه مقدس معلمی بگذارم فقط به خاطر کمک‌های معلمم.

سوال ۵: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقا می‌دهید؟

۵. خردورزی و تفکر انتقادی یا به زبان انگلیسی critical thinking یکی از مهارت‌های مهم هست که دانش آموزان باید فراگیرند چرا که به دانش آموزان در تجزیه و تحلیل مسائل کمک شایانی می‌کند. راهکارهای متعددی برای فراگرفتن این مهارت‌ها وجود دارد. یک روش ارائه چالش‌های متنوع است برای مثال ایجاد چالش‌ها و مسائل چند مرحله‌ای که نیازمند تفکر انتقادی و حل مسئله است یک روش دیگر تشویق به پرسش است پرسش‌های انتقادی و دیدن مسائل از جهات مختلف. دیگر روش‌هایی مانند ارائه مثال‌های واقعی هم وجود دارد که باعث یاد گرفتن مهارت خردورزی و تفکر انتقادی خواهد شد.

سوال ۶: شما برای هر ساحت ششگانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساعتی تربیت کنید؟

۶. اول باید بگوییم که ساعت‌های ششگانه تربیت برای تمام معلمین لازم است که کسب کنند. این ساعت‌ها عبارتند از تعلیم و تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی،اجتماعی و سیاسی، زیستی و بدنی، زیبایی شناختی و هنری، اقتصادی و حرفه‌ای، علمی و فناورانه.

بنده در ساحت زیستی و بدنی قدرت بدنی و استقامت خود را بالا خواهم برد و به ورزش و سبک زندگی سالم روی خواهم آورد. به ورزش فوتبال علاقه دارم پس مهارت‌هایی را راجع به فوتبال کسب خواهم کرد و سعی خواهم کرد همیشه ورزش که برای سلامتی مفید است را انجام بدهم و بتوانم اینگونه سبک زندگی را به دانش‌آموزانم یاد بدهم. یکی دیگر از ساحت‌ها ساحت اعتقادی عبادی و اخلاقی است. در این ساعت مسائل عمومی دین که برای هر فرد مسلمانی لازم است را دنبال خواهم کرد و به دانش آموزان خود لزوم انجام این مسائل را خواهم فهماند. در ساعت اقتصادی و حرفه‌ای مهارت‌هایی از جمله چگونگی مدیریت یک خانواده را به آنها آموزش خواهم داد. در ساعت علمی و فناوران همواره به دنبال افزایش دانش خود خواهم بود و چون که علم و فناوری هر ثانیه به ثانیه در حال پیشرفت است هیچ وقت یادگیری را کنار نخواهم گذاشت.

سوال ۷: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید با ذکر مثال بیان کنید.

۷. یکی از مهمترین اصول اخلاقی و اجتماعی که تمایل دارم دانش آموزانم آن را فراگیرند اصل احترام است. همانطور که من به آنها احترام می‌گذارم آنها نیز باید نه تنها به بنده بلکه به پدر و مادر بزرگ و کوچک احترام بگذارند و تبعیض قائل نشوند حتی به زیر دستانشان هم احترام بگذارند و اینگونه نباشند که بگویند چون که او کارگر من است و زیردست من است من می‌توانم به او بی‌احترامی کنم.

مسئولیت پذیری یکی دیگر از اصول است که باید فرا بگیرند وقتی کاری به آنها سپرده شد آن را به خوبی انجام دهند و در برابر جامعه و خانواده‌های خود مسئول باشند.

صداقت که یکی از رموز موفقیت است را پیشه کار خود کند و از نیرنگ و دورویی دوری کنند.

صبر یکی دیگر از اصول است که در قرآن و توسط پیامبران بسیار به آن اشاره شده است پس این اصل هم بسیار مهم است.

و در آخر هم اصل تعالی که از همه مهمتر است و همواره باید به دنبال تعالی و پیشرفت باشند دانش آموزان.

سوال ۸: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی انسان شناسی معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش‌های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال طبیعی نمایید.

۸. یکی از مبانی هستی شناسی عبارتند از غایتمند بودن جهان هستی و خداوند غایت همه موجودات است. این جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم بیهوده آفریده نشده است تک تک موجودات بیهوده آفریده نشده‌اند برای مثال زنبور یکی از مخلوقات خداوند است که در نگاه سطحی شاید فایده‌ای نداشته باشد اما در اصل اگر زنبورها وجود نداشته باشند گرده افشانی صورت نخواهد گرفت و همه انسان‌ها در کمتر از دو سال نابود خواهند شد.

یکی از مبانی انسان شناسی این است که جسم انسان فناپذیر است و این روح است که جاودانه می‌باشد و تکامل بشر به روح او بستگی دارد ولی این دو در عین تفاوت‌هایشان از هم تاثیر می‌پذیرند.

یکی از مبانی معرفت شناسی این است که انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد. برای مثال ما می‌توانیم حقایقی درباره این جهان که در آن زندگی می‌کنیم بیابیم مثلاً می‌دانیم که این جهان خود به خود آفریده نشده و مغز متفکری به نام خداوند وجود دارد.

یکی از مبانی ارزش شناسی حسن فعلی و فاعلی فاعلی کارها هستند. یعنی اینکه کاری که انجام می‌دهیم باید هر دو را داشته باشد به زبان دیگر کاری که انجام می‌دهیم حسنه باشد و به همراه آن نیت ما هم خوب باشد.

سوال ۹: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست و چگونه محیط مدرسه را یک محیط همه جانبه تعریف می‌کنید؟

۹.تکنیک‌های بسیار زیاد و تاثیرگذاری در تدریس و تربیت وجود دارند که هر کدام از آنها مزایا و معایبی دارند.اما به نظر من نباید در کلاس درس تنها از یک تکنیک استفاده کرد چون که دانش آموزان بسته به نیازشان با هم فرق دارند و اهداف آنها با هم نیز متفاوت است. برای مثال دو کلاس را در نظر بگیرید دانش آموزان یکی از کلاس‌ها هدفشان صحبت کردن به زبان انگلیسی است و یکی دیگر از کلاس‌ها می‌خواهند مهارت نوشتاری‌شان در زبان را افزایش دهند. برای این دو باید تکنیک‌های متفاوتی اعمال شود برای گروه اول می‌توانیم از تکنیک ALM و برای گروه دوم می‌توانیم از تکنیک GTM استفاده کنیم.

بخش دوم سوال: وقتی دانش آموزی پایش را در مدرسه می‌گذارد از همان اول که در حیات است از دوستانش و همکلاسی‌هایش تاثیر می‌پذیرد و حتی در راه برگشت به خانه هم تاثیرات زیادی بر دانش‌آموزان وارد خواهد شد که همه این تعاملات باعث تعلیم و تربیت می‌شود.

سوال ۱۰: شما خود را یک معلم اثربخش روشنفکر تحولگرا و آشنا با روش‌های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش‌های دینی می‌دانید وقتی مشغول حرفه معلمی شدید کدام یک از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می‌شود را ترک می‌کردید با ذکر دلیل ۵ مورد را بیان کنید.

۱۰. یکی از رویکردهایی که ممکن است بنده در زمان تدریسم از برنامه‌ام حذف کنم رویکرد روشنفکری می‌باشد. این رویکرد طوری است که به نظر می‌رسد تاثیرگذار است و در این رویکرد فرد یاد می‌گیرد بدون تعصب و با منطق و استدلال موضوعی را مطرح کند یا از آن دفاع کند. اما به همین سادگی‌ها هم نیست. امروزه بسیاری از مردم کارهایی بر خلاف عرف انجام می‌دهند و اسمش را روشنفکری می‌گذارند و برای خودشان بهانه تراشی می‌کنند. برای مثال در سال‌های اخیر همین روشنفکری بر حجاب افراد تاثیر داشته به قول خودشان روسری‌هایشان را به اسم روشنفکری در می‌آورند و می‌گویند ما دوست داریم اینگونه باشد و افرادی که حجاب دارند را عقب مانده خطاب می‌کنند. به همین دلیل است ممکن است رویکرد روشنفکری را در فلسفه تربیتیم حذف کنم.

نتیجه: اگر بنده مقدار قابل توجهی از اصول را بدانم و آنها را به خوبی در بر گرفته باشم توانایی رویارویی با چالش‌ها را خواهم داشت. برای مثال اگر تکنیک‌های متعدد تدریس را فرا گرفته باشم به راحتی می‌توانم تشخیص بدهم که کدام تکنیک برای کدام کلاس مناسب است یا مثلاً اگر با اصول اخلاقی و اجتماعی آشنا باشد می‌توانم دانش‌آموزی که محترم نیست و به دیگران احترام نمی‌گذارد را تربیت کنم و به او اصل احترام را بیاموزم. یا دانش آموزی نحوه تفکر انتقادی را نمی‌داند با تکنیک‌های مختلف او را با این مهارت آشنا می‌کنم و امیدوارم که بتوانم وسیله‌ای باشم برای دانش آموزانم برای رسیدن به پیشرفت و تعالی. بتوانم آنها را به اهدافشان نزدیک‌تر کنم آنها را در مسیر زندگی‌شان راهنمایی کنم و خود الگوی قابل قبول برای آنها باشم.
5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (296 امتیاز)

به نام خدا

بیانیه فلسفه تربیتی من

محمدعلی اردستانی

گروه ۲۲ آموزش زبان انگلیسی

مقدمه: من، محمدعلی اردستانی، دانشجوی کارشناسی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان تهران هستم. محل خدمت من، شهر محل زندگی ام پیشوا است. من خود را فردی منطقی و واقع بین میدانم که زندگی را خیلی سخت نمیگیرد. از نظر من هر معلمی باید برای خود یک فلسفه تربیتی و معلمی مناسب داشته باشد زیرا معلم، الگوی دانش آموز و جامعه است و چنانچه این فلسفه منطبق با ارزش های جامعه نباشد میتواند زیانبار باشد.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

معلمان در جوامع مختلف و به ویژه در جامعه ایران نقش چندگانه ای را ایفا میکنند. آنها نه تنها مسئول آموزش دانشآموزان بلکه به عنوان راهنما و پیشوایی در رشد و تربیت اخالقی و فرهنگی آن ها نیز شناخته میشوند. معلمان به عنوان انسانهای تأثیرگذاری که نه تنها دانش فنی و علمی را به دانشآموزان منتقل میکنند بلکه ارزش ها و اخالقیات را نیز با ایجاد محیطهای آموزشی مناسب برای شاگردان ایجاد میکنند. ایشان در طول سالها کاری که انجام میدهند، خود را به عنوان پیشوایانی در راه تربیت نسل جوان به ارمغان میآورند و این نقش بسیار حیاتی از تأثیرات بزرگی بر توسعه جامعه و فرهنگ آنها دارد. از نظر من نقش معلمان در شکلدهی به ایدئولوژی و ارزش های جامعه و تربیت نسل آینده بسیار حائز اهمیت است.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنادار بین خداوند، جهان و انسان یک موضوع عمیق و مهم است که در ادیان و فلسفههای مختلف به آن پرداخته شده است. از منظر اسالم، خداوند به عنوان سازنده و آفریننده جهان و انسان، وجود دارد و تمام موجودات و اتفاقات در جهان از اراده و خلقت او به وجود آمدهاند. بنابراین، ارتباط معنادار بین این سه عنصر اساسی، به طور کلی شامل توجه به روابط انسان با خداوند و تأثیر آن بر شخصیت و رفتار انسان، و همچنین احترام به محیط زیست و دیگر موجودات، میشود. از زاویه تربیت و تعلیم، این ارتباط معنادار نقش مهمی ایفا میکند. تربیت کودکان و نوجوانان به مفاهیمی همچون احترام به محیط زیست، مسئولیت پذیری اجتماعی، اخلاق و ارزشهای انسانی مرتبط با این ارتباط است. ارزشهای دینی و فرهنگی نیز بر تربیت متربیان تأثیرگذار است و از طریق آموزش و تربیت، این ارتباط بهبود و تقویت مییابد. این امر میتواند به توسعه یک جامعه مسئول و اخلاقی کمک کند و به رشد انسانها به عنوان شهروندانی با ارزش و موافق با اصول دینی و اخلاقی، کمک نماید.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

این سوال ابعاد مختلفی دارد که به آن میپردازم. یکی از مهم ترین اهدافی که دوست دارم دانش آموزانم به آن دست یابند، مهارت چگونه فکر کردن و منطقی بودن است. از نظر من مهم ترین مهارتی که هر شخص باید داشته باشد تفکر نقاد است. انسان باید فکر کند و ساده لوح نباشد تا تحت تاثیر جریان های مختلف، بتواند آن ها را درست تحلیل کند و در دام نیوفتد و هویت ملی و فرهنگ خود را نبازد. همین یک قدم، گام بسیار بزرگی ست و از خیلی از اتفاقات ناخوشایند که گویی زنجیروار به هم متصل اند جلوگیری میکند. جامعه امروزی بیش از حد تحت تاثیر فضای مجازی و الگوهای نامناسب است که دارار بودن تفکر نقادانه، این بحران را میتواند حل کند.هدف دیگر بنده، در زمینه توسعه مهارت های فرهنگی و هنری است. من به شدت دانش آموزان را به پیدا کردن، شروع کردن و ادامه دادن علاقه‌مندی های خود در زمینه فرهنگی هنری میکنم. هنر باعث شادی و شکوفایی انسان میشود و از ارزش ها و فرهنگ محافظت میکند. برنامه دیگری که در نظر دارم، تشویق علم آموزان به کتابخوانی و فیلمبینی است زیرا به جهان بینی آن ها کمک زیادی میکند.صدالبته که جدای از تمامی این اهداف، مهم ترین هدف من آموزش درسی که به عهده که دارم که اتفاقاً درسی بسیار کاربردی نیزمیباشد است. من تمامی اهدافی که در بالا ذکر کردم را در سایه و با ادغام و تلفیق آن با زبان انگلیسی به دانش آموز منتقل خواهم کرد.

دارای دیدگاه توسط (296 امتیاز)
سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کالس درس و در خارج از کالس درس توصیف کنید. به عنوان یک معلم، نقش من چند بعد دارد. در کالس درس، وظیفه ام ارائه محتوای درس به صورت جذاب و قابل فهم به دانشآموزان است. من باید محیطی را فراهم کنم که دانشآموزان بتوانند از یادگیری لذت ببرند و احساس کنند که محیط کالس درس آمیزشگاهی برای تفکر و ایده‌پردازی است. همچنین، من باید دانشآموزان را مورد تشویق و پشتیبانی برای تحقق برآورده کردن اهداف تحصیلیشان بگذارم و ایشان را به دنبال رویاهایشان برود. در خارج از کالس درس، نقش من به عنوان یک معلم به معنای واقعی کلمه شامل یک سری موارد میشود. این میتواند شامل راهنمایی دانش آموزان درباره یادگیری خودکار و دستیابی به هدف های تحصیلیشان، ارائه راهنمایی های تحصیلی و شخصی، و حتی برگزاری کالسهای کمکآموزشی یا جلسات تقویتی برای کمک به دانشآموزانی که نیاز دارند در توسعه و گسترش دانش و توانایی هایشان دارند. در کل، نقش یک معلم در جامعه بسیار مهم است و من متعهد هستم که به عنوان یک معلم، تاثیرگذاری مثبت در زندگی دانش آموزان خود و به تمدن بکوشم.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

برای ارتقا مهارت خردورزی و تفکر انتقادی در دانش آموزان، من روش های مختلفی را به کار میگیرم. من دانش آموزان را تشویق به ارائه دیدگاه های مختلف میکنم و از آن ها میخواهم مسائل را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسی قرار دهند. تاریخ بسیار مهم است. من دانش آموزان را شدیدا زیرا از نظر من » تاریخ تکرار میشود«. مطالعه رویداد های تاریخی ً تشویق به خواندن تاریخ میکنم آنان را به تحلیل موقعیت های مختلف از ابعاد و زوایای گوناگون ترغیب میکند. همچنین برای ارتقای مهارت تفکر نقادانه و خردورزی از مطالب چند رسانه ای اعم از عکس و فیلم و خبر نیز استفاده میکنم.

سوال شش:شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ) برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن عالقه داشته باشید( چگونه؟

۱-ساحت تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخالقی:

بالابردن سطح مطالعه ام در رابطه با مسائل عقیدتی و چرایی و چگونگی احکام و تاثیر آن بر زندگی انسان

۲- ساحت تربیت اقتصادی و حرفه ای:

یادگیری مهارت مدیریت درآمد

مهارت ساده زیستی و دوری از تجمالت

۳- ساحت تربیت علمی و فناوری:

مطالعه دستاورد های علمی جدید ایران و جهان

یادگیری استفاده از کامپیوتر و آشنایی با مشاغل نو

۴-ساحت تربیتی اجتماعی سیاسی:

بادگیری مهارت کار گروهی و زندگی اجتماعی

آگاهی از وظایف ما نسبت به جامعه اسالمی

۵-ساحت تربیتی زیستی و بدنی:

مطالعه در مورد تاثیر سبک زندگی بر محیط زیست

آشنایی با رشته های ورزشی مختلف

۶-ساحت تربیتی زیبایی شناختی و هنری:

شناخت تاثیر هنر در روح انسان

مطالعه تاریخ هنر در فرهنگ ایرانی اسالمی
دارای دیدگاه توسط (296 امتیاز)
سوال هفت: پنج مفهوم اخالقی و اجتماعی که تالش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

به عنوان یک معلم، پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش میکنم دانش آموزانم آنها را کسب کنند عبارتند از:

۱- احترام به دیگران: من تالش میکنم که دانشآموزانم احترام به دیگران و توجه به نیازها و حقوق افراد را یاد بگیرند. به طور مثال، من وظیفه دانشآموزان را به احترام گرفتن از دیدگاه دیگران، مانند همکالسیها یا اعضای خانواده‌شان را تشویق میکنم.

۲- همدلی و همکاری: من سعی میکنم که دانش آموزانم مهارتهای همکاری و همدلی را یاد بگیرند. به عنوان مثال، من آنها را تشویق میکنم که در کارگروهها یا پروژه ها به همکاری و تعامل فعالیت کنند.

۳- توجه به تفاوت ها: من تمرکز دارم که دانش آموزانم بپذیرند که تفاوت ها فرصتی برای یادگیری و توسعه است. به عنوان مثال، من برنامه ریزی می کنم که دانش آموزان از فرهنگ ها و نظریات مختلف آشنا شوند و از تفاوتها بهره ببرند.

۴- مسئولیتپذیری: من تمرکز دارم که دانش آموزانم مسئولیتپذیری را یاد بگیرند و وظایف خود را به دقت انجام دهند. به عنوان مثال، من آنها را تشویق میکنم که وظایف مدرسهای و خانگیشان را به موقع و با دقت انجام دهند.

۵- توسعه انگیزه و انگیزش: من سعی میکنم که دانش آموزانم انگیزه داشته باشند و انگیزهشان را برای یادگیری و پیشرفت حفظ کنند. به طور مثال، من آنها را تشویق میکنم که به دنبال تحقق برآورده کردن اهداف و رویاهایشان باشند.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسالمی تالش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

 بنده به عنوان یک معلم، اهمیت بسیاری را برای اصول تربیت اسلامی در تربیت و تعلیم فرزندان می دانم. یکی از اصول اساسی اسلامی، مبانی هستی شناسی است. این اصل به ما می آموزد که هر فردی در جامعه ارزشمند است و دارای حقوق و تکلیف هایی است. به عبارت دیگر، احترام به تمامیت و حقوق دیگران یکی از اصول اصلی تربیت اسالمی است. به عنوان یک معلم، من برای آموزم که نشان دهنده احترام و ارزش قائل بودن به دیگران باشد؛ مثالً استوار نگاه داشتن به این اصل، به دانش آموزان مثالهایی می با ابراز احترام به نظرات دیگران و یا کمک به همکلاسی‌های خود. همچنین، انسان شناسی نیز یکی دیگر از اصول تربیت اسلامی است. این اصل به ما تدریس میکند که انسان نیازمند رشد دینی، روحانی و اخلاقی است. بنده این اصل را در تدریس هایم سرلوحه قرار داده و سعی میکنم از طریق آموزش اخلاق و مهارتهای اجتماعی، دانش آموزان را برای رشد و ترقی انسانی آماده کنم. معرفت شناسی نیز بخش دیگری از تربیت اسلامی است که به دانشآموزان اهمیت دانش و آگاهی را آموزش میدهد. من در تدریس هایم تاکید بسیاری بر این دارم که دانش آموزان به دنیای اطراف خود و اخبار و رویدادهای روزگار آگاه باشند. به عنوان مثال، با مطالعه مواقعه و داستانهای تاریخی، آنها را به دانش تاریخی و فرهنگی آشنا میکنم. ارزش شناسی نیز از اصول مهم تربیت اسالمی است که به ما میآموزد که چگونه بر اساس ارزش های دینی و اخالقی زندگی کنیم و به دیگران احترام بگذاریم. من در آموزشهایم، از طریق مثالهایی از زندگی پیامبر اسالم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امام حسین(علیه السلام)، این ارزشها را به دانش آموزان عرضه میکنم تا آنها نیز به عنوان افرادی با ارزشمندی به جامعه اضافه شوند.

سوال نه: مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

به عنوان یک معلم، یکی از مهمترین تکنیک ها و روشهای تاثیرگذار من در حوزه تربیت و تدریس، استفاده از روش های تعاملی و فعالانه است. من اعتقاد دارم که فرآیند یادگیری باید نه تنها جذاب و مفید باشد، بلکه همچنین از مشارکت فعال دانش آموزان پر از احساسات و تجربیاتشان حمایت کند. بنابراین، من از روشهایی مانند مطالعه متن با تفکر و تبادل دانش و تجربیات میان همکالسیها، گروه های کوچک برای حل مسائل و پروژههای گروهی برای اجرای یک پروژه عملی، استفاده میکنم. این روشها به دانشآموزان کمک میکند تا بهترین آموزش را دریافت کنند و توانایی های خود را بیشتر تقویت کنند. برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه، ابتدا الزم است که محیط فیزیکی مدرسه را به گونه ای طراحی کنیم که انگیزه و انگیزههای دانشآموزان را تقویت کند. این محیط باید فضای باز برای همکاری و تعامل، امکانات برای پژوهش وکشف، و تجهیزات مناسب برای فعالیتهای عملی و اجرای پروژه های گروهی را فراهم کند. همچنین، محیط مدرسه باید مکملی برای یادگیری فراگیرانه باشد، به این معنی که به دانش آموزان اجازه داده شود تا خود را به عنوان فراگیران خودآموزه تعریف کنند و به دنبال دانش واقعی، ارتباطات انسانی و مهارتهای زندگی مانند همکاری، مسئولیتپذیری و مهارتهای ارتباطی میگردند. علاوه بر این، محیط مدرسه باید فراگیری را از طریق همکاری با خانواده و جامعه ترویج دهد. این محیط باید شامل فرصتهایی برای مشارکت والدین و اجتماع در فرآیند تصمیمگیری و تعیین سیاستها باشد، همچنین باید به دانشآموزان امکان دسترسی به منابع خارج از مدرسه، مانند کتابخانه ها، موزهها و انجمنهای محلی را فراهم کند.
دارای دیدگاه توسط (296 امتیاز)
به این ترتیب، محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه، یادگیری فعال، تعاملی و عمیق را ترویج میدهد و دانش آموزان را برای مواجهه با چالشهای زندگی و موفقیت در دنیای واقعی آماده میکند.

سوال ده: شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

۱-سرکوب علایق: در مدارس ایران، جایی برای شکوفایی بسیاری از استعدادهای دانش آموزان وجود ندارد و حتی سرکوب میشود. این اقدام باعث قهر و فاصله دانش آموز از مدرسه میشود که فاجعه ای عظیم است.

۲-تدریس سنتی: بسیاری از معلمان، هیچ اهمیتی به معنا و مفهوم درس نمیدهند و تنها آن را تبدیل به فرمول هایی حفظی برای دانش آموزان میکنند که این شاید به ظاهر باعث افزایش نمره یا هرچیزی شود ولی در عمل هیچ بهره ای جز پرورش طوطی وار ندارد

۳-تحقیر: یکی از مخرب ترین عمل ها تخریب دانش آموزان و خرد کردن آنان در ملا عام است. اگر دانش آموز اشتباهی انجام داده طبیعی است که توبیخ شود. اما توبیخ و تنبیه هم حدی دارد و نباید از حالت استاندارد و عادی فراتر رود چرا که نتیجه عکس میدهد

۴-ارزشیابی تنها بر اساس امتحان کتبی: این نوع ارزشیابی بازده خوبی ندارد و دانش آموز مطالب را زود فراموش میکند. ارزشیابی باید مداوم و به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم باشد.

۵-از بین بردن همکاری و تعاملات اجتماعی: برخی روش ها ممکن است باعث کاهش همکاری و تعاملات اجتماعی بین دانش آموزان شود. من معتقدم که همکاری و تعاملات اجتماعی نقش مهمی در فرایند یادگیری و تربیت دارد و باید حفظ شود.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو میشوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت. با تاکید بر اصول و روشهای مبتنی بر ارزش ها و مفاهیم اسالمی در آموزش و تربیت، من در روبرو شدن با چالشها به شیوهای موثر و کارآمد عمل خواهم کرد. با تمرکز بر تحولات نوین آموزشی و ایجاد محیطهای یادگیری فعّال، من از توانمندیها و دستاوردهای ملموسی در عرصه ی آموزش و تربیت بهره مند خواهم بود. این شامل افزایش مشارکت دانشآموزان در فرآیند یادگیری، توانمندسازی ارتباط با خانواده و جامعه، و تقویت همکاری اجتماعی برای بهبود عملکرد و فرآیند یادگیری شان میباشد. همچنین، با ایجاد فضاهای یادگیری تعاملی و فعّال، قصد دارم تا واکنشهای مثبت و پویایی در دانش آموزان را تقویت کرده و از این راه، به سوی بهبود عملکرد تحصیلی و شخصیتی آنها بپیمایم.
دارای دیدگاه توسط (296 امتیاز)
با سلام

از بابت به هم ریختگی بعضی کلمات متاسفم. تا جای ممکن سعی کردم تمامشان را بر طرف کنم اما تعداد کلمات به هم ریخته خیلی زیاد بود. برای مثال تمام کلماتی که در آن حروف ا و ل کنار هم قرار گرفته بودند وقتی در قسمت دیدگاه نوشتم جا به جا شد. برای مثال کلمه اخلاق به اخالق یا اسلام به اسالم تغییر پیدا کرد که البته تا حد توانم برطرفشان کردم.
5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (340 امتیاز)

به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر، اینجانب محمد حسین باقری هستم و در شهر اراک در ماه آذر سال 1381 چشم به جهان گشودم و هم اکنون هم ساکن منطقه 18 شهر تهران هستم و اگر خدا بخواهد معلم زبان انگلیسی در همان جا خواهم شد.

اگر بخواهم ویژگی های بارز خودم را در عنوان چند خط بیان کنم میتوانم بگویم که من بسیار آدمی کوشا در زمینه پیدا کردن راه حل برای مشکلات و مسایلی که در زندگی روزمره و کار حرفه ای خودم پیش می آید هستم و این ویژگی برای یک معلم بسیار حایز اهمیت هست، به این دلیل که ما در دوران معلمی خود با مشکلات مختلفی رو به رو خواهیم شد.

ویژگی بعدی بنده امیدوار به آینده بودن هست که باعث میشود همیشه درحال تلاش برای بهتر کردن آن باشم.

در مورد چرایی داشتن یک بیانیه فلسفی معلمی میتوانم بگویم که دلیل این است که به خاطر تاثیر و اهمیت شغل ما چه در آینده ی دانش آموز و چه در آینده ی جامعه شایسته است که ما برنامه و بیانیه ای مدون داشته باشیم تا خدایی نکرده باعث انحراف آنها نشویم و هر چه بهتر انها را راهنمایی کنیم.

 

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

موارد زیادی دیدیم که معلم خوب میتواند باعث علاقه دانش آموز به درس و دانش شود و معلم بد باعث گریز از دانش برای همین میتوانم بگویم که معلمان نسل آینده را تربیت میکنند و برای همین نقش مهمی ایفا میکنند. من به شخصه به مدرسه چیزی بیشتر از مکان یادگیری و آموختن نگاه میکنم بدین ترتیب معلم هم نقشی مهمتر از صرفاً انتقال دهنده دانش به دانش آموز را دارد. مدرسه میتواند محلی بسیار عالی برای رشد فرهنگی و اخلاقی دانش آموز و ارتقا آن به سطحی بالا تر باشد و معلم نقش اول و تاثیرگذار این فرایند است. معلم میتواند برای دانش آموز الگو باشد و صفات زیادی علی الخصوص مسیولیت پذیر بودن و مقاومت در برابر مشکلات را به دانش آموز منتقل کند. برای همین شایسته است که معلم از این قدرت و موقعیتی که دارد به نحو احسن استفاده کند تا بتوانیم جامعه ای سرزنده تر و موفق تر تربیت کنیم.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

اگر بخواهم درباره ی رابطه معنی دار بین خداوند، جهان و انسان صحبت کنم می توانم از طریق عباراتی مانند حکمت و تدبر خداوند شرح بدهم. خداوند به عنوان بنیانگذار، جهان را خلق کرده و به انسان هدف و معنایی ارائه می دهد. زیرا این امکان وجود ندارد که در کار کسی که حکیم است بیهودگی و عبثی وجود داشته باشد.

 وقتی که ما معلمان در حال تعیین مطالب درسی و اهداف اموزشی هستیم، این رابطه می تواند به عنوان یک اصل اولیه در نظر گرفته شود. با تأکید بر اینکه هر فرد دارای هدف و معنای منحصر به فرد خود است. این می تواند به دانش آموزان کمک کند تا ارزش خود را در جهان درک کنند و به تلاش برای رسیدن به اهداف شخصی خود ادامه دهند. در پایان، این می تواند به تربیت نسلی از افراد کمک کند که همواره در حال تلاش برای رسیدن به اهدافی هستند که برایشان خلق شده اند.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

من با گشتن در فضای مجازی و سایت های مختلف به صفات زیادی رسیدم که شایسته است متربیان به انها دست یابند ولی به این سه مورد توجه و علاقه ی بیشتری دارم:

یادگیری مستمر: به نظر من بسیار مهم است که هر فرد در طول زندگی خود به یاد گرفتن و آموختن ادامه دهد زیرا فرایند پیشرفت در زندگی هیچ وقت تمام نمیشود و نباید هیچوقت ایستاد. زیرا تعالی و بهتر شدن هیچ سرحدی ندارد و باعث می شود بنده ی بهتری برای خدا شویم.

تفکر انتقادی: در زندگی همواره ما با مشکلاتی روبرو میشویم که راه حلهای زیادی برای آنها وجود دارد دانش آموز باید با تحلیل و آنالیز اطلاعات بهترین راه حل را برای آن مشکل پیدا کند، هر راه حلی مزیت و معایب خود را دارد و دانش اموز می بایستی بهترین ان را انتخاب کند.

خدمت به جامعه: دانش آموز من باید دنیا را از آنچه پیدا میکنند بهتر رهایش بکنم و سعی کنند که رد پا و اثر مثبت خود را بر روی جهان بگذارند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم اثر بخش، من نقش مهمی در داخل و بیرون از کلاس دارم که تا حدودی نیز به هم مرتبط هستند. در کلاس، من تصمیم دارم که فضا و اتمسفری درخور برای یادگیری فراهم کنم و نیاز های ابتدایی برای یادگیری به نحو احسن را فراهم کنم، به عنوان مثال مطالب را به طور واضح و قابل فهم تدریس می کنم و به دانش آموزان کمک می کنم تا مهارت های حل مسیله و چاره اندیشی را توسعه دهند. همچنین، من با دانش آموزان در مورد پیشرفت های آنها صحبت می کنم و بازخورد مثبت و سازنده ارائه می دهم. به این روش است که نقش من در محیط داخلی کلاس به نحو احسن انجام خواهد شد.

خارج از کلاس، من میتوانم به عنوان یک راهنما برای مشکلات و چالش هایی که ممکن است برای یک دانش اموز و متربی به دلایل مختلف مثل مشکلات خانوادگی، دوره ای که متربیان دارند می گذرانند مثل بلوغ و کودکی به وجود می ایند باشم. زیرا اگر دانش اموز یا متربی به دلیل مشکل هایی نتواند بر درس تمرکز کند فعالیت من به عنوان معلم هیچ تاثیری ندارد. در نهایت، وظیفه ی من به عنوان یک معلم این است که به دانش آموزان کمک کنم تا به بهترین نسخه خود دست یابند.

 

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟ در ابتدای مسیر تقویت خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان من سعی خواهم کرد که اهمیت و تاثیر این دو ویژگی را به آنها توضیح بدهم و راه حل‌هایی به آنان بگویم که هرچه سریع‌تر بتوانند در این زمینه خود را تقویت کنند به عنوان مثال برای تقویت خردورزی من آنها را با یک ایده و فکر بحث برانگیز آشنا می‌کنم و از آنها می‌خواهم با سایت منابع و کتاب‌های مختلف درستی و نادرستی آن را بیابند اینگونه خواهد بود که دانش آموزان خواهند توانست خردورزی را در خورد تقویت کند. برای تقویت تفکر انتقادی می‌توانم آنها را با یک مسئله و مشکل خیلی شایع آشنا کنم و در مقابل آنها چندین راهکار پیشنهادی قرار بدهم و از آنها بخواهم در مورد هر یک از این راهکارها تفکر کنند و ببینند که هر کدام چه معایب و مزیت‌هایی دارد اینگونه خواهد بود که تفکر انتقادی توسط فکر کردن به موضوعات و راه حل‌های مختلف و نقد کردن آنها پیشرفت خواهد کرد.

   

دارای دیدگاه توسط (340 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

ساحت زیستی بدنی یا فیزیکی:

من در رابطه با این ساحت سعی خواهم کرد که مهارت‌های جسمانی و ورزشی مختلفی را یاد بگیرم تا در صورت نیاز به نوجوانان و کودکان که در دوران بلوغ و کودکی هستند کمک کنم.

 

ساحت زیبایی شناختی و هنری:

در این ساحت من سعی خواهم کرد که مهارت‌هایی مانند استفاده از خلاقیت و ذوق هنری را یاد بگیرم و در صورت نیاز به دانش آموز یاد بدهم تا باعث برانگیختن ذوق هنری او شوم.

ساحت اجتماعی سیاسی:

در این ساحت من سعی خواهم کرد که توانایی و مهارت ترتیب دادن مراسم‌ها و گردهمایی‌هایی را یاد بگیرم تا در صورت نیاز این دانش را به دانش آموز خود منتقل کنم و او بتواند مردم را به دور هم جمع نماید و سبب گسترش وحدت شود.

ساحت علمی و فناوری:

میخواهم مهارت‌هایی مانند برنامه نویسی و تولید محتوا را فرا بگیرم و بتوانم دانش آموزانی تربیت بکنم که در این عرصه هم بتوانند فعالیت کنند و با تولید محتوا و برنامه‌های کاربردی باعث ترویج خوبی و نیکی شوند.

ساحت اقتصادی و حرفه ای:

در این زمینه من سعی خواهم کرد که مهارت‌هایی مانند حسابداری و اقتصادی اندیشیدن را به دانش آموزانم منتقل بکنم.

ساحت اعتقادی و عبادی:

در این ساحت من سعی خواهم کرد که مهارت‌های مختلفی در حوزه قرآن مانند تفسیر و تقریر قرآن کریم را یاد بگیرم تا در صورتی که دانش آموزانم درباره حکمت و تدبیر خداوند از قرآن کریم سوال داشتند به آنها این مهارت را یاد بدهم.

 

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

مفاهیم مختلفی هستند که دوست دارم دانش آموزانم آنها را یاد بگیرند به عنوان مثال:

عدالت: به متربی و دانش آموزم یاد خواهم داد که هرگاه در موقعیتی بود که می‌بایست بین دو نفر قضاوت کند همیشه به قسط و عدالت قضاوت کند و هیچ وقت حق مظلوم را ضایع نکند.

مسیولیت پذیری:

این ویژگی به نظر من بسیار حائز اهمیت است زیرا متربی باید از زیر مسئولیت‌ها و کارهایی که دارد شانه خالی نکنه و عواقب تصمیم‌هایش را پذیرا باشد.

صداقت:

من از متربی خودم انتظار دارم که اگر در موقعیتی قرار گرفت که می‌توانست به من دروغ بگوید هرگز به من دروغ نگوید و صادق باشد حتی اگر دروغ گفتن به نفع او باشد.

احترام:

من از دانش آموز خودم می‌خواهم که نه تنها به من بلکه به خانواده و اطرافیان خود احترام بگذارد و سعی کند که احترام مقابل آنها را نیز کسب کند.

همدردی:

دانش اموز من باید بتواند در صورت وقوع یک حادثه یا تراژدی با اطرافیان خودش همدردی کند زیرا این برای من اهمیت دارد که دانش اموزان من به هم دیگر اهمیت دهند زیرا باعث یکپارچگی میشود.

دارای دیدگاه توسط (340 امتیاز)

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

هستی شناسی : ناظر به این من باور دارم که خداوند حکیم است و ما را عبث و بیهوده نیافریده همه ی ما بر اساس هدف و ارمانی خلق شده ایم. این میتواند به عنوان یک اصل در روش تدریس من باشد. این به معنی این است که من باید محیطی را فراهم کنم که در آن دانش آموزان بتوانند به طور فعال در یادگیری شرکت کنند و خود را به هدف نهایی یعنی بندگی خدا برسانند.

انسان شناسی: انسان موجودی است مرکب از جسم و روح دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط در روش تدریس من این دیدگاه به من می‌گوید که باید به هر دو جنبه از وجود دانش آموزان توجه کنم زیرا تنها در این صورت است که آینده و سعادت ابدی انسان بیمه و تایید خواهد شد.

معرفت شناسی: علم در عین ثبات دارای ویژگی پویایی است و در همه حال در حال پیشرفت و و اضافه کردن مطالب جدید است ما هم باید روش‌ها و مطالب درسی خود را طبق آخرین روش‌های روز دنیا و استانداردهای روز دنیا تبیین نماییم تا بتوانیم هرچه بهتر دانش آموزان را اموزش دهیم.

ارزش شناسی: یکی از ویژگی های مهم حیات طیبه ، توازن و اعتدال در ابعاد مختلف آن است. من سعی خواهم کرد در کنار توجه به اموزش و مطالب درسی به ارزش های دینی احترام بگذاریم و برای انها برنامه ریزی کنیم.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهمترین تکنیک من یادگیری طی فرایند است به این گونه که اگر می‌خواهم چیزی مثل ویژگی حل مسئله را آموزش بدهم آنها را با یک مسئله روبرو میکنم و به آنها کمک و راهنمایی می کنم تا در این زمینه پیشرفت کنند و در حین کار آموزش ببیند زیرا اینگونه هم با این ویژگی که بسیار برای آنها موثر است آشنا می‌شوند و هم با نکات ریز و مهم.

و برای تبدیل مدرسه به یک محیط یادگیری همه جانبه می‌خواهم که یادگیری را از محیط و فضای بسته کلاس به فضای بیرون و خارجی آن منتقل کنم تا محدودیت‌ها و کاستی هایی که در کلاس وجود دارد برطرف شود مانند انجام کلاس‌های فوق برنامه یا خارج از برنامه یا انجام گردش‌های علمی که در این گردش‌ها می‌توانند ویژگی‌های زیادی مانند حل مسئله ارتباط با دیگران و تفکر انتقادی را یاد بگیرند و یا حتی از تجربات دوستان خود در زمینه های مختلف اگاه شوند.

دارای دیدگاه توسط (340 امتیاز)

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

تکیه بر حفظ: به جای تمرکز بر حفظ مطالب، من بر یادگیری عمیق و عملی انان تاکید میکنم.

تکیه بر نمرات: نمرات تنها نشاندهنده ی تواناییهای یادگیری نیستند. خیلی وقت ها با این که نمره نمره ی خوبی هست اما چون صرفا برای کسب نمره درس خوانده شد نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

یک طرفه بودن تدریس: به جای اینکه تمام اطلاعات را منتقل کنم، من دانش آموزان را تشویق به برقراری ارتباط میکنم تا این گونه مشکلات و نیاز های دانش اموزان را بهتر بفهمم و بتوانم بهتر درس بدهم.

عدم توجه به تفاوت های فردی: هر دانش اموز نیاز ها و توانایی های منحصر به فردی دارد که باید به ان ها توجه کرد به عنوان مثال روش های یادگیری برای هر شخص متفاوت است برای همین ما باید روش هایی را انتخاب کنیم تا کمترین عیب و بیشترین مزیت را برای اکثریت دانش اموزان داشته باشد.

عدم استفاده از فناوری: فناوری میتواند یک ابزار قدرتمند برای یادگیری باشد و من قصد دارم از آن به طور فعال استفاده کنم.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

با توجه به مبانی و اصولی که بیان کردم، چالش هایی مانند تفاوت های فردی دانش آموزان، مقاومت در برابر تغییر و محدودیت های منابع وجود دارد. اما با استفاده از روش های نوین و تکیه بر فرهنگ ملی و ارزش های دینی، من میتوانم محیطی را فراهم کنم که یادگیری عمیق و معنی دار را ترویج کند. رویارویی ما با مشکالت امری طبیعی هست در فرایند معلمی اما این مهم هست که ما چگونه تهدید ها را به فرصت تبدیل میکنیم. توفیقات ملموسی که انتظار دارم عبارتند از افزایش تفکر انتقادی، مهارت های زندگی و توانایی حل مسیله است . در نهایت و برای کلام اخر این را بگویم که این گونه خواهد بود که هدف اصلی اموزش و پرورش که پرورش انسان ها در قواره و معیار های قران است به درستی انجام خواهد شد و انسان ها هم میتوانند در زندگی به هدف والای خود یعنی بندگی خدا برسند.

5 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (444 امتیاز)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. 

من علی پورمیرزایی هستم ، دانشجوی رشته ی آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان و باید تقریبا سه سال دیگه در مدارس شهر قدس، زبان انگلیسی را تدریس کنم. به طور کلی ما معلم ها باید توانمندی های مختلفی داشته باشیم تا بتوانیم همه جانبه و تا حد امکان نیاز های دانش آموزان رو برآورده کنیم. مثلا گاهی نیاز است که معلم بتواند به عنوان مشاور عمل کند، بعضی اوقات هم به عنوان طراح آموزشی و... پس به همین دلیل، برای اینکه من معلم بتوانم سر کلاس توانمندی های خودم را هماهنگ کنم و از آن ها به طور صحیح و سنجیده استفاده کنم باید یک برنامه ای داشته باشم تا بتوانم کلاس را خوب پیش ببرم. برای همین، داشتن یک بیانیه فلسفی تربیتی که بتواند به سوالات مختلف پاسخ دهد و راهنمای من باشد را برای خودم، راه ابریشمی برای رسیدن به شرایط مطلوب می دانم.

·  شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟ وقتی صحبت از جایگاه و نقش معلم میشه، مردم عادی عموما معلم رو به عنوان فردی می بینند که انتقال دهنده دانش هست و باید درس و تکلیفی بدهد و امتحان بگیرد، اما داستان فراتر از این چیزهاست. گفته میشه مدرسه خانه ی دوم ماست و معلم به شکلی نقش پدر و مادر را دارد، این حرف ها بسیار مهم است و میشه گفت دست کم گرفته شده است. معلم می تواند تا حد بسیاری نقش الگو را داشته باشی چه به صورت خود آگاه و چه ناخودآگاه، همینطور از جنبه های مختلف مثل عقیده، پوشش، آداب معاشرت، و... در بعضی شرایط معلم می تواند دلیلی بر موفقیت دانش آموزش خود باشد و بالعکس می تواند باعث نابودی زندگی دانش آموز شود. مثلا دانش آموزی قصد دارد نقاشی را به صورت حرفه ای دنبال کند، اگه معلم او را تشویق کند ممکن است به خاطر اعتماد به نفس و انگیزه ای که از معلم خود گرفته است به نقاش حرفه ای و مطرح در جامعه تبدیل شود. یعنی معلم با اقداماتی که انجام می دهد می تواند داستان بخش مهمی از جامعه آینده را بنویسد.

·  ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط را چگونه در تربیت دانش آموز به کار می بندید؟  ارتباط انسان به عنوان عضوی از جهان که اجتماع و ارتباط آن با طبیعت و بقیه موجودات را تشکیل میدهند همه در تسبیح خداوند به عنوان خالق هستند و ما دنبال رسیدن به قرب الهی از طریق کسب ویژگی های مثبت و دوری از چیز های بد هستیم. از آنجایی که خداوند دنیا را بر علت و معلول بودن حاکم کرده، تلاش می کنم که به دانش آموزان یاد بدهم کار بدی نکنند که بعدش مثل بومرنگ به خودشون برگرده، یاد میدم که تو کوچک ترین چیز ها مهربانی به خرج بدهند، گذشت را یاد بگیرند و کینه از کسی به دل نگیرند چون انسان اجتماعی است و ما انرژی خوب و بد را به هم انتقال می دهیم و من خودم سعی می کنم با روی خوش همیشه سر کلاس حاضر باشم و بد اخلاق و عصبانی نباشم تا انرژی مثبت انتقال بدهم و آن ها هم همینطور بشنوند. سعی می کنم فعالیت های درسی را تنظیم کنم که فقط با کار گروهی انجام شود، یعنی دانش آموزان از الان یاد بگیرند که در جامعه به هم نیاز خواهند داشت. به خاطر فطرت کمال جویی انسان که خداوند برای ما قرار داده سعی می کنم که چگونگی یادگیری را آموزش بدم تا خودشان بتوانند به بهترین روش های ممکن درس را یاد بگیرند و احساس رضایت داشته باشند و من تسهیل بکنم یادگیری رو برای دانش آموزان.

·  هدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمایید. چون در عصری زندگی می کنیم که دسترسی به خیلی امکانات فراهم هست و همینطور اطلاعات غلط تو حوزه های مختلف هم فراوان، تلاش من اینه که بتونم به دانش آموزان یاد بدهم تا مسائل را چند جانبه و از ابعاد مختلف بررسی کنند. مثلا وقتی خبری منتشر می شوند، ممکن است با اهداف خاصی و برای برانگیخته کردن احساسات عده ای باشد، بهشون این درک و بصیرت رو نشون میدم که با منابع مختلف، افراد مختلف، کسب اطلاعات عمومی حول محور موضوع خبر و ربط دادن خبر به وقایع گذشته و حال بتوانند اصل مطلب و عمق خبر منتشر شده را بفهمند و یک فردی با توانایی آنالیز کردن چیز های مختلف بشوند. هدف دیگر این است که برای آن ها کارایی زبان انگلیسی را تبیین کنم. مثلا دانش آموزی که مکانیک هست، اگر زبان یاد بگیرد، می تواند با آن محتوای حول محور آموزش های مکانیکی به زبان انگلیسی داشته باشد و کسب درآمد خوبی داشته باشد.

· نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید. دانش آموزان نسل جدید توقعات بسیاری دارند و اگر معلم تا حدی  توقعات دانش آموزان رو بتواند برآورده کند اثر بخش خواهد بود، مثلا اگه معلم با تکنولوژی در حد متوسط رو به بالا آشنا نباشه، نمیتونه با دانش آموزان ارتباط برقرار کنه چون خیلی از اتفاق ها در فضای مجازی میافته و باید معلم از رویداد های معروف روز جامعه آگاه باشه تا مرحله ارتباط با دانش آموزان به نحو صحیح رخ بده. دانش آموزان نسل جدید چون نرم افزار های ترجمه و تلفظ آنلاین را در اختیار دارند، اگر معلم زبان اشتباهات فاحش تلفظی و معنایی داشته باشد، ممکن است از او تاثیر نپذیرند و با او انس نگیرند، این دوره زمونه به ظاهر توجه میشه و برجسته ترین چیزی که از معلم زبان دیده میشه صحبت کردن او است، پس باید به طرز صحیح و با لهجه ی افراد محلی صحبت کند تا اثر مثبتی روی دانش آموزان بگذارد. همچنین فن بیان و پوشش مناسب را برای تاثیرگذاری روی دانش آموزان و جامعه را مهم می دانم.

·     چگونه خرد ورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقا می دهید؟ بخشی از ارتقا دادن به رفتار خود من بستگی دارد که دانش آموزان می بینند و یاد می گیرند، از جهتی دیگه، باید حین درس دادن  علت و معلول بودن، کلی و جزیی بودن، ادعا یا حقیقت بودن و...  مطالب درسی رو، برای کلاس بگم، مثلا هر جانوری جاندار است اما هر جانداری جانور نیست. این مثال بچه ها رو به فکر فرو می برد و ذهنشان درگیر می شود تا این مثال را هضم کنند. در فرهنگ ما ایرانی ها مثلا اکثر مردم صفر و صدی نظر میدن، از قید هایی مثل همه، هیچوقت و... استفاده می کنند. باید با بچه ها این رو مطرح کنم که جایی برای استثنا قائل بشوید  تا اشتباه نکنید و کار به قضاوت نکشد. همین موضوع خیلی به انتقادی فکر کردن افراد کمک می کند. سوالی را مطرح میکنم که ذهن دانش آموزان را درگیر کند و برای آن تحقیق کنند، مهلتی در نظر گرفته می شود و مثلا جایزه تشویقی اگر کسی بتواند جواب منطقی بدهد، بدون ترساندن بچه ها با نمره، آن ها را تشویق به مطالعه و تعقل می کنم.

دارای دیدگاه توسط (444 امتیاز)

·  شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟ برای ساحت اعتقادی، میخوام رد الحاد رو در حد توانم انجام بدم و از مسائل ماورایی  مربوط به خیر و شر دنیای کنونی با خبر باشم. از طریق صفحات اثبات حقانیت دین اسلام و مربوطه، همچنین از صفحات مربوط به آگاهی ضد فراماسونی و امثالهم می توان  ساحت مربوطه را قوی بار آورد. برای ساحت اجتماعی  سیاسی، تشخیص دوست از دشمن و آگاه بودن از زبان سیاست را تا حدی از صفحات مختلف، کارنامه افراد، و... بلد هستم، می توانم تا حدی دانش آموزان را آگاه و به منابع مختلف برای بالا بردن توانایی این ساحت ارجاع بدم. برای ساحت زیستی و بدنی سعی دارم تا قبل از تدریس، باشگاه بدنسازی برم و تمرین کنم تا دانش آموز که من را می بیند برای ورزش و حفظ سلامتی انگیزه پیدا کند، همچنین دوست دارم تفریحی اما حرفه ای تنیس روی میز بازی کنم. برای ساحت زیبایی شناختی ، طراحی هرچه زیبا تر و گیرا تر فایل های درسی شخصی سازی شده مثل پاورپوینت، مرتب نوشتن و استفاده از رنگ های مختلف برای  نوشتن روی تخته که با نمره تشویقی گذاشتن برای کسی که مرتب، منظم و زیبا می نویسد یا ساز موسیقی و هنری بلد هست این ساحت تقویت می شود. در اقتصادی و حرفه ای کارهای جزیی که منجر به فساد میشه رو انجام ندیم و جامعه هرچه بیشتر با فساد اقتصادی آگاه شود. برای ساحت علمی و فناورانه همیشه سعی دارم با ابزار های تولید محتوا آشنا بشوم و اطلاعات علمی تدریس و زبان را بروز نگه دارم.

 ·       پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمایی. به بچه ها میگم که  با مرتب و منظم  از کلاس خارج بشوند تا حقوق دیگران را رعایت کنند و حق کسی را ضایع نکنند. اگر حرف اشتباهی میزنم عذرخواهی میکنم و اشتباه خودم را می پذیرم، سعی در جبران و از دل طرف درآوردن میکنم و با این کار می فهمند که  انسان باید به خاطر کار های اشتباهی که کرده عذرخواهی کنه. به احترام افرادی که در کلاس را می زنند،  افرد غریبه و... از سر جای خود بلند میشم و ادای احترام میکنم تا آن ها هم احترام به  فرد بزرگتر و در کل افراد را یاد بگیرند. همه ی بچه ها رو یک جور می بینم و فرق نمیگذارم بین شون  تا خودشان هم با ظاهر، توانمندی و...افراد نخوان فرق بگذارند و یا چشم و هم چشمی کنند. با درک کردن و گوش کردن به حرف ها و درد دل های بچه ها، مهم و ارزشمند بودن شان را نشان می دهم.

 ·       با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمایید. از آن جایی که ما با انسان سر و کار داریم و طبق مبانی انسان شناسی جسم و روح در هم تنیده هستند من باید به شدت به روحیات و عواطف دانش آموزان و تاثیری که روی وضع یادگیری شان می گذارد حواسم باشه چون تا جایی که می توان باید طبق روحیات بچه ها کلاس را مدیریت کرد. با نوشتن نام پروردگار، ذکر نام او در اول کلاس می توان فطرت گرایش وجود انسان به پروردگار را تقویت و زنده نگه داشت. چون انسان موجودی دارای اختیار و اراده هستش، کاری که با نظر شخصی من انجام میشه باید با رضایت دانش آموزان همراه باشه و گرنه تربیت رخ نمیدهد، همچنین ما وظیفه داریم کار خود را به نحو احسن انجام بدیم، نتیجه دست ما نیست چون ممکن است فردی نخواهد یاد بگیرد. چون انسان ها استعداد های گوناگون دارند باید آن ها را با استعدادهای شان آشنا کنیم یا کمک شان کنیم استعداد خود را کشف و اگر می توانیم راه شکوفایی آن را برای آن ها فراهم کنیم.

 ·       مهم ترین تکنیک و روش تاثیر گذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟ من به دانش آموز ها فرصت خطا و اشتباه را می دهم، یعنی اگر دانش آموزی تکلیف خود را ننویسد، فرصت جبران می دهم، زیاد سر نمره با آن ها بحث نمی کنم و تا جایی که بشود به آن ها برای نمره کمک می کنم و همین باعث می شود تا هم بدون ترس به کلاس من بیایند و هم درس خود را بخوانند، البته ممکنه زاویه دید دانش آموز متفاوت باشه، نظر خودم رو دارم می گم. سعی میکنم نکته های فراتر از سطح درس به مقداری که دانش آموز ها گیج نشوند لا به لای تدریس بگم تا اگه کسی دوست داشت فراتر از سطح کلاس مطالعه کند. اساسا دانش آموز وقتی بررسی محیطی مکان های مختلف مدرسه را انجام میدهد، اطلاعاتی بدست میاورد، مثلا آبدار خانه به معلم ها می رسد، یا اینکه می بینند در نمازخانه مسابقات، مراسمات علمی و... در کنار مراسمات مذهبی برگزار می شود و پای دانش آموزان با سلایق متفاوت به آن جا باز می شود. محیط مدرسه یک جامعه کوچک با افراد و رفتار مختلف تشکیل میده و باعث میشه دانش آموزان چیز های مختلفی یاد بگیرند.

 

    

 

  

دارای دیدگاه توسط (444 امتیاز)

·   شما خود را یک معلم اثر بخش، روشنفکر، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل پنج مورد را بیان نمایید. از آسیب زننده ترین کار هایی که یک معلم می تواند بکند گیر دادن الکی به نمره و تحت فشار قرار دادن دانش آموزان به خاطر نمره هست، من ترجیح میدم که یادگیری دانش آموزان و لذت بردن از کلاس اولویت اصلی باشه و نمره اولویت اول قرار نگیرد. دانش آموزان حتی الامکان زیاد سر صف نگه داشته نشوند چون خسته می شوند، با توجه به سرد یا گرم بودن هوا اذیت می شوند حتی اگر حرف مهمی هم زده بشود آن چنان توجه نمی شود و مورد استقبال قرار نمی گیرد، یعنی بهتره سخنان کوتاه تر و مفید تر باشد تا اینکه طولانی باشد. سلیقه ای پیشنهاد دادن رشته ی تحصیلی دبیرستان متوقف شود، یعنی طرف ریاضی اش  ضعیف بوده اما اولویت انتخاب رشته ی ریاضی فیزیک الف بوده، اینکار باعث میشه طرف از تحصیل منحرف و زده بشه چون اون رشته براش سخته. من سعی میکنم زیاد امتحان نگیرم مثلا به جای هر هفته، هر دو هفته یکبار امتحان بگیرم، آزمون های کوچکی که صرفا برای سنجش یادگیری بچه ها هست و نمره ی کمی برای این نوع امتحان در نظر می گیرم تا بچه ها استرس نداشته باشند. از انفرادی درس خواندن بچه ها صرف نظ رمی کنم و تا جایی که می توانم بهای زیادی به دانش آموزان میدم تا هم اجتماعی تر بشوند و سخنرانی یاد بگیرند، چون حس میکنم نسل جدید بیشتر از نسل های قبل از اجتماع دوره. همچنین سعی می کنم زیاد به دانش آموزان گیر ندهم و تا جای ممکن باهاشون پایه باشم و سازش داشته باشم.

 

درنهایت، مطالبی که گفته شد تا حدی آرمانی و ایده آل هستند و ممکن است بسته به شرایط محقق نشوند، آسیب برسانند و یا اصلا سودی نداشته باشند. برای مثال ممکن است زیاد امتحان نگرفتن و یا سخت نگرفتن در نمره باعث افت تحصیلی دانش آموزان بشود و یا بعضی از دانش آموزان بخواهند از این رویکرد من سوءاستفاده بکنند. در کل اگر این اهداف و چارچوب ها اگر طبق خواسته من پیش برود، در حوزه آموزش، با کیفیت بهتری تدریس صورت می گیره و هم اینکه دانش آموزان با من انس می گیرند و به مرحله ی تبعیت می رسند. در نتیجه این تبعیت، پرورش و تربیت به صورت هدفمندانه و مطابق با فطرت انسان ها و در راستای اهداف سند تحول بنیادین انجام می شود، چون اگر انس و تبعیت وجود نداشته باشد نهایتا میشه کار آموزش را انجام داد، اما نمیتوان دانش آموز چند ساحتی را تربیت کرد.     

 

    

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (450 امتیاز)

 مقدمه : به نام خدا بنده سینا صالحی هستم، از محله سه راه آذری. اگر خدا بخواهد معلم زبان انگلیسی خواهم شد و در شهرستان شهریار به علم آموزی خواهم پرداخت. ویژگی که مرا معلمی برتر کند فعلا ندارم. اما با تلاش و کوشش خود، سعی خواهم کرد ویژگی هایی که مرا نسبت به باقی معلمین متمایز میکند کسب و بتوانم از آنها استفاده مناسب داشته باشم. به بنظر بنده یک بیانیه فلسفه معلمی به مانند یک نقشه یک راه حل و یک الگو برا یک معلم عمل میکند. من به کمک بیانیه فلسفی خود میتوانم هدف خاصی برا آموزش خودم تعیین کنم و در پایان هرسال خود را با آن ایده آل فلسفی مورد نیاز خود بررسی کنم و بفهمم که کجای کار هستم. آیا موفق بوده آموزش یا طبق خواسته های شخصی ام پیش رفته ام یا خیر.

 

جواب سوال اول: به نظر بنده معلمی یکی از مهمترین جایگاه های در جامعه داراست. طبق سنت ایرانی اولین جایی که کودک تربیت میشود درون خانواده توسط پدر و مادر است. شش سال اول زندگی هر انسان اینطور میگذرد و این زمان برای یادگیری زبان و نیاز های اولیه هر انسانی است. بعد از آن زمان تحصیل این کودک و ورود اولیه وی به جامعه است. چه کسی این فرد را راهنمایی خواهد کرد؟ مشخص است که این شخص معلم است. اگر بگوییم اولین الگوی هر انسان معلم اوست دروغ نگفتیم. اگر من معلم با رفتار خوب خود را به ارزه بگذارم، دانش آموز یا متربی مقابل من قطعا از من تاثیر خواهد پذیرفت و سعی در تکرار رفتار من خواهد داشت. بعد ها همین دانش آموز پا به جامعه خواهد گذاشت و تصویری از پدر و مادر و معلمی که به او آموزش داده خواهد بود. غیر مستقیم و مستقیم من معلم در وضع رفتاری جامعه تاثیر گذار هستم.

 

جواب سوال دوم: ارتباط میان خداوند، جهان و انسان در تمام دین‌ها به شدت مورد توجه قرار گرفته و در فلسفه و حتی علم نیز تأثیرگذاری بالایی داشته است. در بسیاری از دین‌ها مفهوم یک خداوند وجود دارد که جهان رو آفریده و انسان موجودی است که از این آفرینش بهره می‌برد و به طور خلاصه مسئولیت اخلاقی و انسانیتی دارد تا با دیگران و جهان اطرافش ارتباط ایجاد کند. به نظرم اینجا بهتره که به دو جنبه برسیم: تربیت اخلاقی و معنوی به کمک اصول دینی و تربیت علمی و عقلانی. اصول دینی و اخلاقی می‌تواند راهنمای خوبی برای تربیت اخلاقی متربی باشد. این اصول می‌تواند به عنوان یک دستورالعمل مورد استفاده قرار بگیرد تا متربی بتواند ارتباط خودش با خداوند و جامعه و جهان اطرافش رو بهتر درک کند.از طرف دیگد، تربیت علمی و عقلانی هم می‌تواند باعث توسعه دیدگاه و تفکر منطقی متربی بشود. این می‌تواند به او کمک کند تا جهان طبیعی و جامعه رو بهتر درک کند و برآیند و تصمیمات خودش را بر اساس منطق و دانش بگیرد. مهم این است که ترکیب این دو جنبه می‌تواند به متربی کمک کند تا یک تعادل بین معنویت و عقلانیت خودش را برقرار کند و به عنوان یک شهروند مسئول و فهمیده در جامعه بهتر عمل کند.

 

جواب سوال سوم: اهدافی که می‌توانم برای دانش‌آموزان پیشنهاد بدهم، شامل یک ترکیب متعادل از اهداف آکادمیک، عقلانی، اخلاقی، و روحانی است. این اهداف برای کمک به شکل‌دهی به یک شهروند فعال و همچنین توسعه چند بُعدی شخصیت واقعی است. به بررسی هرکدام از اهداف میپردازم. 1. اهداف اکادمیک : پرورش توانایی تفکر و تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت منطقی و انتقادی. 2. اهداف عقلانی: ارتقا مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری به صورت منطقی و انتقادی. توسعه تفکر انتقادی و ارزشیابی مستندانه اطلاعات و دیدگاه های مختلف. 3. اهداف اخلاقی: ترسیم مسیری مناسب برای رفتارهای اخلاقی و ایجاد آگاهی از مسائل اخلاقی در زندگی روزمره. 4. اهداف روحانی: ایجاد ا رتباط با ارزش های روحانی و فرهنگی با توجه به اعتقادات و باورهای خانوادگی یا فرهنگی. این اهداف میتوانند به وسیله برنامه ریزی آموزشی شناخته شده، ادبیات دانشگاهی و همچنین مشورت با اولیا و دانش آموزان تعیین شوند. درنهایت، هدف  اصلی ارتقا یادگیری و توسعه فردی دانش آموزان است.

 

جواب سوال چهارم: جواب این سوال را در هربخش خارج و بیرون از کلاس به سه مورد تقسیم میکنم. در کلاس، 1. ایجاد محیط یادگیری مفید. من مسئول ایجاد یک محیط موثر برای یادگیری هستم. 2. آموزش محتوا. من معلم باید محتوا و مفاهیم آموزشی را به بهترین شکل ممکن به دانش آموز برسانم. 3. ارزیابی و بازخورد. بنده باید به شکل عادلانه دانش و عملکرد دانش آموزان را ارزیابی کنم و به آنها بازخورد مناسبی ارائه بدم تا بازخورد خوبی داشته و در یادگیریشان تاثیر بگذارد. و در خارج کلاس، 1. راهنمایی خانواده: من میتوانم با ارتباط مستقیم با خانواده ها، آنها را در ایجاد محیط یادگیری فراگیر برای متربی خود راهنمایی کنم. 2. ارائه منابع آموزشی بیشتر. از طریق ارائه منابع آموزشی به خانواده ها و متربی در خانه، میتوانم به یادگیری در خانه کمک کنم و ایجاد کننده فرصت های یادگیری خارج از کلاس درس باشم. 3. راهنمایی در مواقع فرصتی. بنده میتوانم در مواقع ناگهانی مانند وقت های استراحت یا بازه های زمانی بین دروس به دانش آموزان کمک کنم و ایجاد کننده فرصت یادکیری خارج از کلاس باشم.

 

جواب سوال پنجم: خردورزی و تفکر انتقادی مهارتهای بسیار ارزشمندی هستند که میتوانند به دانش آموز کمک کند که به یادگیری و حل مسئله بپردازند. روش های مختلفی برای پرورش این امر وجود دارد که من به اندکی بسنده میکنم. اولین مورد، مطرح کردن سوالات باز است. به دانش آموز اجازه میدهم تا راجع به مباحث و درس ها سوالاتی بپرسند. سپس به آنها در پیدا کردن جواب منطقی و انتقادی نسبت به این سوال کمک میکنم. مورد دوم فعالیت گروهی است. استفاده از فعالیت های گروهی کمک میکند تا به مسئله از دید های دیگر بنگرند. نه تنها باعث افزایش تعامل اجتماعی آنها میشود بلکه در ارتقا تفکر انتقادی و خردورزی به آنها کمک میکند. مورد سوم درمورد تشویق به تحقیق است. تشویق دانش آموز به تحقیق درموضوعات مربوط به درس و سپس اشتراک گذاری دیدگاه و نتایج آن به ایجاد تفکر انتقادی و خردورزی کمک میکند. با این روش ها و فعالیت های دیگر من معلم میتوانم تفکر انتقادی و خردورزی را در دانش آموز خود پرورش دهم.

دارای دیدگاه توسط (450 امتیاز)

جواب سوال ششم: در ساحت تربیتی اعتقادی، دانستن گذشته امامان و پیامبر و پی بردن به نصیحت های آن عزیزان. در ساحت اقتصادی، مهارت خاصی مد نظرم نیست. در ساحت علمی و فناوری، به روز بودن و روانی کار با تکنولوژی. در ساحت اجتماعی سیاسی، افزایش آگاهی خود از وضعیت جامعه و افزایش حس همدردی و همدلی برای برقراری ارتباط راحتتر با دانش آموز. در ساحت زیستی و بدنی، داشتن اطلاعاتی در مورد مریضی های روحی و روانی و داشتن حداقل اطلاعاتی درمورد ساختار بدنی انسان. در ساحت زیبایی شناختی و هنر، در این مورد تاکید بسیاری دارم و درمورد مهارتها، استفاده از هنر در آموزش خود و یادگیری هنری منحصر به فرد در آموزش. رسیدن به همه این مهارت ها فرایند طولانی و سختی دارد. اما با تلاش و کوشش خودم سعی میکنم به این مهارت های دست پیدا کنم و دانش آموز مفیدی تحویل جامعه بدم.

 

جواب سوال هفتم: بنظر من معلم زبان نسبت به باقی معلم ها دست بازتری در آموزش مهارت هایی درمورد خود زندگی دارد. من به شخصه درمورد آموزش خیلی از مهارت های برقراری ارتباط با اجتماع فکر میکنم. یکی از آنها معذرت خواهی است. چیزی که تو ایران به آن توجهی نمیشود و مردم فکر میکنن با معذرت خواهی کوچک میشوند. مورد بعدی محبت نسبت به همنوع خود است. چیزی که در جوامع امروز کمرنگ شده است و واقعا جامعه به آن نیاز دارد. احترام به بزرگتر مورد بعدی است. احترام به بزرگتر یکی از مواردی است که امروزه نادیده گرفته میشود. این افراد از تجربه پر شده اند و آموزنده خوبی هستند. گذشت هم از مفهوم های مهم است. افراد با گذشت همیشه مورد توجه بودند و از خود گذشتگی اخلاقی است که همیشه برازنده است و مورد تحسین. مورد اخر بنظرم آموزش جلوگیری از رذایل اخلاقی است. برای مثال حسادت و زیر آب زنی. با نشان دادن نتیجه هر کار و این که هرکاری که میکنیم به خودمان برمیگردد میتوانیم از رذایل اخلاقی دانش آموز جلوگیری کنیم.

 

جواب سوال هشتم: در هستی شناسی، آفرینش جهان هستی غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است. با این مبنا میتوان به دانش آموزان خودم از هدف آموزش زبان انگلیسی حرف بزنم و بدانم که آموزشی که میدم قطعا هدفی پشت آن است و قرار نیست بیهوده باشد. در انسان شناسی، اصل انسانها ضمن داشتن طبیعت و فطرت مشترک، دارای خصوصیات متفاوت اند. این مورد قطعا در آموزش من جا دارد. معلم با انواع اقسام دانش آموز مواجه خواهد شد. این تفاوت ها در نوع تدریس و انتخاب بهترین روش آموزش تاثیر دارد. برای مثال دانش آموزی که درونگرا است در کار گروهی ضعیف ولی در کار تنها قوی تر از بقیه است. در معرفت شناسی، اصل شناخت آدمی با موانع و محدودیت هایی همراه است. در هر کاری قطعا مانعی وجود دارد. من معلم باید به این درک برسم که قرار نیست همه دانش آموزان صد در صد مبحثی را یاد بگیرند و بتوانند به نحو احسنت جواب بدهند.

 

جواب سوال نهم: همانطور که در سوالات قبلی پاسخ داده شد، بنظر من تفکر انتقادی مهمترین تکنیک است. تفکر انتقادی یک فرایند تحلیلی و کاملا انعطاف پذیر است که بر اساس آن، دانش آموزان توانایی داشته باشند تا به طور پویا و با اعتماد به نفس، ایده ها و اعتقادات خود را ارزیابی کنند. این تکنیک به آن ها کمک می کند تا درک عمیقی از موضوعات کسب کرده و توانایی فرار از تعصبات یا اطلاعات نادرست را داشته باشند. شنیده ایم که میگویند: مدرسه خانه دوم آدم است. همانطور که در ابتدای کودکی تمام نقاط منزل محلی برای آموزش کودک است، تمام محیط مدرسه محلی برای یادگیری است. برای مثال تعامل با دانش آموز همکلاس، بزرگتر و کوچیکتر که باعث قوی تر شدن بعضی از مفاهیم اخلاقی میشود. مدرسه محیط کوچکتر شده اجتماع است. هر اتفاق خاص در مدرسه یک جور محیط یادگیری جدیدی ایجاد میکند. به مانند مانور زلزله. این اتفاق شاید در سن یک فرد اتفاق نیوفتد اما این مانور باعث یادگیری دانش آموز در واکنش مناسب به هنگام زلزله میشود.

دارای دیدگاه توسط (450 امتیاز)

جواب سوال دهم: 1.  امتحان و ارزیابی تکراری: امتحان ارزیابی یکی از مواردی است که از ابتدای آموزش وجود داشته و دانش آموز از کلاس اول تا پایان دانشگاه با آن درگیر است. این مورد یجورایی به مانند عذاب آنها می باشد. من تمایل داشتم تا ارزیابی های بالقوه را به شکلی طراحی کنم که دانش آموز را به یادگیری متمایز و توسعه محور ترغیب کند و به نوعی تشویقی باشد. 2. عدم توجه به تفاوت های فردی: چیزی که خودم حس کردم در دوران آموزش همین بود. برای مثال فرد درونگرا مجبور بود گروهی کار کند. یا فردی که ضعیف بود هیچ راه حلی برای او نبود و فقط تنبیه می شد. 3. استفاده از یک روش برای آموزش: این مورد باعث خشکی در خیلی از کلاس های آموزشی من و خستگی من از یاد گیری بود. بنظر من در کلاس باید از روش های مختلفی استفاده کرد تا جریان کلاس عوض شده و خسته کننده نباشد. 4. ارزیابی نشدن کلاس توسط دانش آموزان: بنظر من نظرات منطقی دانش آموزان در بهتر کلاس تاثیر زیادی دارد و باید از نظرات آنها استفاده شود. 5. تایم استراحت هنگام درس دادن: تایم مفید آموزش نیم ساعت است و بیشتر از آن باعث کج فهمی و خستگی ذهن دانش آموز میشود. بنظر من باید قبل و بعد آموزش زمانی برای استراحت گذاشت.

 

نتیجه گیری: تمام این حرف ها و جواب ها ایده آل است. این موارد در مدارس ایران مگر غیر دولتی ها امکان پذیر نیست. بر کسی غیب نیست در مدارس دولتی هر کلاس حداقل 40 دانش آموز دارد. اجرای خیلی از روش های آموزشی در مدارس امکان پذیر نیست. اما این معلم است که میتواند شرایط را به سود خودش تغییر دهد. من معلم باید خودم را آماده هر شرایطی کنم. شاید با سختی و موانعی برخورد کنم ولی در آخر این شغلی است که برگزیدم پس باید در راه آن تلاش کنم و خودم را به بهترین ورژن خودم برسانم. اگر بتوانم به این ایده آل برسم میدانم که فردی موفق هستم و دانش آموزان از من نیز راضی خواهند بود.

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (412 امتیاز)
ویرایش شده توسط
مقدمه: اینجانب توحید اصلانی هستم و بیست سال سن دارم. از حدود 12 سالگی یادگیری زبان انگیسی را آغاز کردم و همیشه انگلیسی بخش مهمی از زندگی من بوده است. در دوران راهنمایی به برخی از همکلاسی هایم در برخی دروس کمک میکردم و وقتی می دیدم فردی چیزی را از من یادگرفته است به شدت برایم لذت بخش بود که میتوانم بگویم شکل گیری علاقه ام به معلمی از آنجا بود. بعدتر در رابطه با اینکه میتوانم از طریق فرهنگیان تبدیل به معلم درس زبان بشوم و هر دو علاقه ام را در کنار هم دنبال کنم فهمیدم که در نتیجه تصمیم به ورود به دانشگاه فرهنگیان گرفتم که برای معلمی در شهر اسلامشهر قبول شدم. اگر بخواهم ویژگی های رفتاری خودم را توصیف کنم خودم را آدمی کمی جدی و رک میدانم که البته به معنی خشک یا بد برخورد بودنم نیست و فکر میکنم تا حدودی آدم خلاقی هم هستم. در برخورد مسائل نیز همیشه سعی میکنم تمامی جوانب را برسی و بعد دست به عمل بزنم. همین روند برخورد با مسائل باعث میشود که داشتن یک بیانه فلسفه معلمی را برای یک معلم واجب بدانم. زیرا یک معلم باید از ابتدا خود و اعتقادات خود در زمینه معلمی را به نحو احسنت بشناسد تا بتواند بهترین عملکرد را داشته باشد. همچنین وجود این بیانیه میتواند به عنوان یک رزومه و معرفی از روش کاری استفاده شود که میتوان آن را به ارگان ها و ادارات و فرصت های استخدامی ارائه داد

سوال یک: در نگاه بنده معلمین از مهم ترین افراد جامعه و از شکل دهندگان آن جامعه هستند. یک جامعه در صورتی پله های پیشرفت را طی میکند که افراد آن جامعه افرادی با سواد و کارآمد باشند که دارای دانش و ویژگی های مناسب برای حرفه ای که در آن کار می کنند باشد. تربیت کردن چنین افرادی از وظایف آموزش و پرورش است که در آن این وظیفه به طور عمده روی دوش معلمان است. معلمان هستند که به دانش آموزان و دانشجویان آموزش می دهند و با آموزش مهارت ها و دانش های مورد نیاز آن ها را برای ورود به جامعه و انجام وظایف خود آماده میکنند. این آموزش فقط شامل مهارت های کاری و مربوط به رشته های تحصیلی نمیشود بلکه شامل اخلاق و ارزش ها و باور های فردی افراد نیز میشود تا افرادی پاکدامن و باادب در جامعه داشته باشیم. از این رو من معلمان را شکل دهندگان جامعه میدانم زیرا وظیفه خطیر آموزش افراد مناسب برای جامعه که قرار است پیشرفت آن را هموار کنند به عهده معلمان است.

سوال دو: بین انسان با خداوند و جهان پیرامون او رابطه معناداری وجود دارد. خداوند خالق انسان و جهان پیرامون آن می باشد و جهان و انسان را با هدف خلق کرده است. او برای جهان غایت و هدفی قرار داده که انسان خود باید غایت خود را هماهنگ با غایت هستی کند و همواره حواسش به ارتباطش با خداوند مسیری که او برایمان طراحی کرده باشد. میتوان گفت هدف نهایی انسان و جهان قرب الی الله یعنی نزدیکی به خداوند است که باید همواره مورد توجه انسان به کار گیرد. این روابط باید همواره مورد توجه معلم باشد و سعی کند این روابط را به دانش آموزان آموزش و انتقال دهد. برای مثال یک معلم میتواند در انجام کارهایش همیشه یادآور خداوند و نقش او در خلقت دانش و ابزار و محیط آموزشی باشد تا به دانش اموزانش گوشزد کند که همه جهان توسط خداوند خلق شده و در نتیجه میان خداوند و انسان و جهان رابطه مهمی وجود دارد. از ابزار های مهم در آموزش زبان متن است و یک معلم انگلیسی میتواند در آموزش زبان از متن هایی درباره این رابطه استفاده کند که باعث میشود تا در کنار آموزش انگلیسی به دانس آموزان به آنان درباره این رابطه نیز توضیح دهد.

سوال سه: اهدافی که دوست دارم تا دانش آموزانم به آن دست پیدا کنند را میتوانم به دو دسته اهداف آموزشی مربوط به حوزه آموزشی خودم زبان و اهداف خارج از حیطه آموزشی ام تقسیم میکنم. دسته اول شامل آموزه هایی که لازم میدانم دانش آموزانم از زبان انگلیسی به دست آورند میشود که این آموزه ها به علت زبان بین المللی بودن انگلیسی به شدت مورد اهمیت هستند و در اکثر رشته های تحصیلی به کار آنها خواهد آمد و حتی خواهند توانست در صورت روبرو شدن با افراد خارجی از این طریق با آنها به مکالمه بپردازند. دسته دوم یعنی اهدافی که خارج از حیطه آموزشی خودم انگلیسی میدانم شامل آموزه های تربیتی و اجتماعی میشود. به عنوان یک معلم باید بتوانم به افراد نحوه صحیح گفتار و رفتار را آموزش دهم. برای آنها الگویی باشم که از او نحوه برخورد با مسائل و حل مشکلات را یاد بگیرند و همواره آموزه های دینی و سیاسی را به خاطر داشته باشم تا بتوانم به آنان در این مسایل راهنمایی کنم تا شبهات آنها رفع و باور های دینی و سیاسی درست را فرا بگیرند و در مسیر درست قدم بردارند.

سوال چهار: وظایف یک معلم فقط محدود به داخل کلاس نمیشود و وظایف معلم در خارج از کلاس و در ارتباط با جامعه نیز ادامه می یابد. یک معلم باید در زندگی خودش نیز به تمامی آموزه هایش وفادار باشد و به همانگونه رفتار کند زیرا دانش آموزان به معلمی گوش خواهند کرد که دو رو نباشد و آنچه را که آموزش می دهد به طور عملی در زندگی اش مشاهده کنند. یک معلم نمادی از سیستم آموزشی کشور است و دیدگاه مردم با نگاه به نحوه رفتار و عملکرد او شکل می گیرد. رفتار اشتباه یک معلم در جامعه باعث بی اعتمادی افراد به سیستم آموزشی میشود و برعکس آن یعنی رفتار و گفتار صحیح او باعث افزایش اعتماد جامعه به سیستم آموزشی جمهوری اسلامی ایران خواهد شد. همچنین یک معلم به علت احترامی که در جامعه دارد به او به عنوان الگویی نگاه میشود که میتواند علاوه بر شاگردان بر روی تمامی افراد جامعه نیز اثرگذار باشد و باعث اصلاح و حرکت آنان در مسیر درست بشود.

سوال پنج: یکی از ویژگی های مهمی که باید به دانش آموزان یاد بدهیم تفکر انتقادی است تا همواره به دلیل پشت موارد مختلف و اهداف گویندگان و نویسندگان مختلف فکر کنند و قبل از باور کردن هر چیزی آن را مورد برسی و پرسش قرار دهند. که میتواند با اتخاذ و انجام آن در محیط کلاس توسط معلم صورت بگیرد. در مواجه با مطالب درسی از دانش اموزان بخواهیم تا به هدف آن فکر کنند و از آنها پرسش هایی درباره این مطالب و دلایل پشت آنها بکنیم. برای مثال حتی میتوان از آنان خواست که درباره تصویر درباره کتاب و مفهوم آنها گفت و گو کنند و حتی سعی کنند درباره محتوای مطالب براساس تصاویر حدس بزنمد. سپس از خود یادگیرندگان بخواهیم تا درباره مطلبی که خوانده اند و علت و معلول های آن فکرو سوال هایی طراحی کنند. با تکرار این روند در گذر زمان تفکر انتقادی یادگیرندگان افزایش می یابد و به مهارت های آن دست یافته و میتوانند از آن در زندگی خود و مواجه با سخنان و رفتار ها‌ و گفتار ها استفاده کنند.

سوال شش: برای تربیت دانش آموزان تحت ساحت تربیت اعتقادی و عبادی و اخلاقی سعی میکنم تا همواره در حال گسترش اطلاعات دینی خود باشم و همچنین دانش عربی خود را گسترش دهم که زبان قرآن و دین اسلام است و مهارت های فن بیان را یاد بگیرم تا بهتر بتوانم آموزه های اسلامی را انتقال دهم. در زمینه ساحت تربیت سیاسی و اجتماعی سعی میکنم تا مهارت تحلیل اخبار خود را گسترش دهم و همچنین مهارت های تعاملی ام را افزایش بدهم و روابط اجتماعی خود را قویتر کنم تا تعامل بهتری با افراد داشته بشم. برای ساحت زیستی و بدنی باید دانش خود از سلامت روحی و باطنی انسان را گسترش دهم و بروز نگه دارم و همچنین از روش های کمک به محیط زیست و تمیز کردن و بازیافت یاد بگیرم. در زمینه ساحت زیبایی شناختی و هنری علاقه مندم تا در زمینه طراحی آموزش ببینم که از علایقم است و درک بهتری از هنر داشته باشم و مهارت هایی درباره تحلیل زیبایی های خلقت کسب کنم. در زمینه ساحت های اقتصادی و حرفه ای اول از همه باید مهارت های مربوط به حرفه خودم زبان انگلیسی را بروز نگه دارم و همچنین قدرت تحلیل اقتصادی خودم را افزایش دهم. در انتها در زمینه ساحت های تربیت علمی و فناوری باید باید درباره تکنولوژی های جدید آگاه باشم و نحوه استفاده از آنها را یاد بگیرم و همچنین مهارت استفاده از انها در طول تدریس برای داشتن تدریسی بروز را به دست آورم.

سوال هفت: قبل از بیان مفاهیم قابل ذکر است که مطمئنا تعداد مفاهیم مهم بیشتر از پنج تا است با این حال سعی کرده ام پنج تا از آنان که به نظرم مهم هستند را گلچین کنم.مفهوم اولی که دوست دارم بین شاگردانم رواج دهم احترام است تا در برخورد با همنوع های خود و برزگتران خود با احترام رفتار کنند. مفهوم دومی که دوست دارم به آنها یاد بدهم عدالت است تا همیشه در زندگی عدالت و مساوات را رعایت کنند و حق کسی را ناحق نکنند و بین افراد به دلایلی چون آشنا بودن تفاوت نگذارند. مفهوم سومی که به آن اشاره خواهم کرد راست گویی و صداقت هست که یادبگیرند حتی اگر به ضرر خودشان هم هست راست بگویند. مفهوم چهارمی که به نظرم شاگردان باید فرا بگیرند بشر دوستی و کمک به همنوع است. افراد باید یادبگیرند تا هر کجا که توانستند دردی را از دیگری چاره کنند و دست هم را بگیرند. در نهایت آخرین مفهومی که اشاره خواهم کرد مقابله با ظلم و ستم است. افراد نباید با دیدن ظلم و ستم به سادگی از آن عبور کنند و باید همواره برای مقابله با آن و ریشه کن کردن آن بکوشند.

سوال هشت: از مفاهیم هستی شناختی این اصل که غایت همه موجودات خداوند هست را مهمتر میدانم تا همیشه به یاد خدا باشیم و در مواقع سخت و دشوار هدف نهایی خود که خداوند است را فراموش نکنیم. در مبانی انسان شناختی این اصل انسان نسبت به خداوند و سپس نسبت به خویستن و دیگران مسئول است مورد توجه من است تا همواره وظایف خود درباره خدا را به یاد داشته باشیم و همچنین حواسمان به حق الناس باشد تا نسبت به وظایف خود سربلند بیرون بیاییم. در زمینه مفاهیم معرفت شناختی اصل اینکه شناخت آدمی محدودیت هایی دارد را مورد توجه میدانم تا همیشه نسبت به محدودیت های خود آگاه باشیم و در حین تصمیم گیری همواره حواسمان به آنها باشد. در مبانی ارزش شناختی نیز اصل اینکه عدالت اساسی ترین ارزش نظام معیار اسلامی است را مهم میدانم تا همواره عدالت را در رفتار های خود در نظر بگیریم و نسبت به افراد با عدالت و برابری ربرخورد کنیم.

سوال نه: مهترین روش من در تدریس توجه به تعامل و ارتباط کافی با همه افراد در حین روند تدریس است. تدریس در صورتی بهتر جواب میدهد که خود یادگیرندگان هم در آن شرکت داشته باشند و فعالیت ها با مشارکت آنها صورت بگیرد. وقتی که تدریس فقط توسط معلم و به صورت سخنرانی باشد میتواند حوصله سر بر شود اما مشارکت دانش آموزان باعث علاقه مندی بیشتر آنها میشود. همچنین باید تا جای ممکن به نظرات شاگردان گوش کرد و اگر پیشنهاد خوبی دادند پذیرفته شود و اگر ایراد به جایی گرفتند نسبت به اصلاح آن تلاش شود که این نیز باعث علاقه بیشتر آنان به کلاس میشود. از مواردی که باید سعی کنیم رعایت کنیم همه جانبه بودن کلاس درس است که به این معنا است که باید در کلاس به تمامی ارزش ها و ساحت های آموزشی توجه کافی کنیم تا کلاس ما به همه موارد پرداخته باشد. همچنین باید سعی کنیم تمامی امکانات آموزشی را فراهم کنیم تا به بهترین نحو به جنبه های مختلف آموزشی بپردازیم.

سوال ده: یکی از روش هایی که از آن دوری خواهم کرد کلاس های یک طرفه است زیرا اعتقاد دارم کلاسی که با مشارکت یادگیرندگان باشد بهتر جواب میدهد. رویکرد دومم در تنبیه است و خیلی از روش های تنبیه اشتباه را همگی دیده ایم و فکر میکنم اگر تنبیه ها مربوط به درس باشد و به فرد چیزی را نیز بیافزاید تنبیه مناسب تری است. یکی از اتفاقاتی که در حین یادگیری خودم دوست نداشتم این بود که برخی از معلمین از یادگیرندگان برای انجام کارهای شخصی خود استفاده میکردند که به نظرم همچین کارهایی کاملا اشتباه است. مورد چهارم را برخی سخت گیری های اشتباه مثل توقع داشتن تکرار واو به واو مطالب میدانم زیرا هدف ما یادگیری افراد است و مهم این است مفاهیم را فهمیده باشند نه اینکه طوطی وار حفظ کنند. مورد آخری که اشاره خواهم کرد هم این است که برخی معلمان با دادن استراحت یا تکلیف داخل کلاس هدف این را دنبال میکردند که وقت خالی برای انجام کار های خودشان ایجاد کنند که آن را اشتباه میدانم و در کلاس باید تمامی وقت به دانش آموزان و آموزش اختصاص داده شود.

نتیجه گیری: در نهایت میتوانم بگویم تمام تلاش خودم را خواهم کرد تا در مسیر درست پیش بروم و در تمامی مسائل ذکر شده و گفته شده خودم را بهبود بخشم و هر روز نسبت به دیروز خودم پیشرفت کنم تا بتوانم معلم بهتری شوم و معلمی باشم که شاگردان لیاقتش را دارند. مطمئنا در این مسیر با مشکلاتی کوچک و بزرگ روبرو خواهم شد که در مواجه با مشکلات تمامی تلاشم را خواهم کرد تا با در نظر گرفتن تمامی جوانب و تحلیل درست آن مشکلات ابتدا آنها را به خوبی بفهمم سپس با استفاده از آموزه ها و مهارت هایی که کسب کرده ام بهترین راه حال ممکن را پیدا کرده و آن را برای حل آن مشکل اجرا کنم. مورد آخری که ذکر خواهم کرد هم این است که دوست دارم به جایی برسم که شاگردانی که مهارت ها و ارزش های درست را کسب کرده و موجب پیشرفت جامعه خود میشوند تربیت کنم. معلمی شغل انبیا است و حقیقتا هیچ دست آوردی بهتر از موفقیت در این زمینه نیست.
3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (360 امتیاز)

به نام خداوند بخشندۀ مهربان

بیانیه فلسفه تربیتی من

مقدمه:

اینجانب مهدی محمدحسینی دانشجو-معلم رشته آموزش زبان انگلیسی در  دانشگاه فرهنگیان استان تهران هستم. بعد از اخذ مدرک کارشناسی از دانشگاه، در مدارس شهرستان قرچک در جنوب شرق تهران خدمت خواهم کرد.از ویژگی های بارز خود،می توانم به تلاش،خستگی ناپذیری،صبر و شجاعت اشاره کنم.البته حفظ این خصلت های نیکو و ارتقای آنها همیشه جزء اهداف متعالی و برجسته من در زندگی است و امید دارم تا با عنایات حضرت حق روزی به این هدف بزرگ دست یابم. با توجه به اهمیت تعیین رویکردها و برنامه ریزی پیش از آغاز شغل شریف معلمی،بنا دارم تا با نوشتن یک بیانیه فلسفه تربیتی،اهم دیدگاه ها،اندیشه ها،اهداف و روش های خود را در ارتباط با تربیت و تدریس مشخص کنم. بدیهی است که با افزایش سن و تجربه و عمیق تر شدن دیدگاه ها،این بیانیه مورد بازنگری و اصلاح قرار خواهد گرفت.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

در ابتدا لازم می دانم تا به جایگاه و نقش معلم در جامعه اشاره کنم.اهمیت معلمی به اندازه ای است که رسول گرامی اسلام(ص) خود را یک معلم معرفی می کند. (إنَّما بُعِثتُ مُعَلِّما:من معلم برانگیخته شدم.) بنابراین چنین شخصی باید در رأس احترام و توجه اجتماع قرارگیرد و افراد- فارغ از مقام و منصب خود در جامعه-این اهمیت و جایگاه را درک کنند.تنها در این صورت است که جامعه می تواند خود را در مسیر ترقی و پیشرفت ببیند.معلم کسی است که دانش آموزش را از حضیض نادانی و جهالت به اوج دانایی و توانایی می رساند و مانند چراغی روشنی بخش،راه کسب علم و اخلاق را به او می نمایاند.فقط برخی انسان ها می توانند این بار سنگین و این مسئولیت خطیر را به عهده بگیرند.کسی که استعداد ها و توانایی های لازم برای این کار را نداشته باشد، از انجام دقیق و کامل رسالت خود باز خواهد ماند.لذا معلم معمار حقیقی جامعه و حیاتی ترین عضو آن است و بذل توجه به او،جایگاهش ، انتخابش و معیشتش ضامن بقا و سربلندی کشور خواهد بود.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

خداوند متعال به عنوان نخستین معلم بشر،انسان را با هدفی معلوم خلق کرد،وسایل و استعداد های لازم جهت نیل به آن هدف را در وجودش قرار داد و این جهان را نیز به گونه ای خلق کرد تا به او در رسیدن به آن هدف کمک کند.من به عنوان یک معلم سعی می کنم تا از ارتباط بین خدا،جهان و انسان به عنوان الگویی برای فلسفه معلمی خود استفاده کنم.بدین صورت که ابتدا هدف خود از تدریس را تعیین نمایم؛سپس امکانات لازم جهت دستیابی به این هدف را در اختیار متربیان قرار دهم؛و در نهایت با استمداد از اصول و روش های تدریس زمینه جوشش و غلیان استعداد های سرشار اما خاموش در وجود متربی را فراهم آورم تا سر انجام به هدف غایی تعلیم و تربیت برسم.هماهنگی بین استعداد های دانش آموز و امکانات و لوازم موجود در محیط کلاس و مدرسه از اهمیت بسزایی برخوردار است و نیاز به سنجش و ارزیابی دقیق معلم از دانش آموز دارد؛همان گونه که خداوند(خالق بشر)بهتر از هرکسی به نقاط ضعف و قوت او اشراف دارد.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

همان طور که اشاره کردم،هدف گذاری باید در اولویت یک معلم قرار گیرد و او از اولین جلسه درس تا آخرین لحظه ارتباط با دانش آموز،هدفمند باشد و برنامه مشخصی جهت دستیابی به آن هدف (اهداف) داشته باشد. فارغ از اهداف مربوط به درس که با توجه به سن متربی و میزان دانش تخصصی او در این زمینه تعیین می گردد،شماری از اهداف جنبه کلی دارند و در تمامی برنامه های تربیتی می توان اثری از آنها یافت؛مثل:صداقت،خودکفایی،عزت نفس،احترام به دیگران،سبک زندگی اسلامی و ... . در کلاس درس من قرب الی الله به عنوان اصلی ترین هدف در رأس مخروط هدف گذاری تعیین می گردد و دیگر اهداف باید به نوعی متضمن رسیدن به این هدف باشند.حتی در زمان انتقال دانش تخصصی مربوط به درس نیز بر حسب نیاز به این هدف عالی و ارتباط عنوان درسی با آن اشاره می کنم و به سؤالات دانش آموزان در این زمینه مشتاقانه پاسخ می دهم؛زیرا تا زمانی که هدف مشخص نباشد و متربی نداند که به دنبال چه گوهری قدم در راه پر فراز و نشیب زندگی گذاشته،مصائب و دشواری ها برای او غیر قابل تحمل است.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

یکی از معیار های مهم در تعیین میزان موفقیت معلم در تحقق اهداف تعلیم و تربیت،اثربخشی اوست.نگاه معلم ، گفتار و رفتارش می تواند زندگی یک متربی را دگرگون سازد. این یک قابلیتی است که در سایر مشاغل نیست.مربی می آید تا الگویی نیکو برای متربی باشد و نباید خود را در کلاس درس محصور کند.از دیدگاه من،معلم می تواند با ورود به هر محیطی ، آنجا را به کلاس مبدل کند؛کلاس درس و اخلاق.حضور معلم در نمازخانه و اقامه نماز در کنار دانش آموزان،تخصیص ساعاتی در هفته به کتاب و کتاب خوانی،مشارکت فعال در هیئات مذهبی و عزاداری برای اهل بیت،شرکت در مسابقات علمی و فرهنگی به عنوان داور یا ناظر در سطوح مختلف منطقه ای،استانی و کشوری و بسیاری از اقدامات داوطلبانه دیگر می تواند معلم را به یک عنصر اثربخش در تمام ابعاد زندگی مبدل سازد. بدین ترتیب متربی از یک الگوی مناسب در اجتماع نیز برخوردار خواهد شد.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

توانایی خردورزی و تفکر به عنوان یک توانایی بالقوه در وجود همه متربیان قرار داده شده و مربی وظیفه دارد تا به این استعداد فعلیت بخشد.کلاس بدون تفکر هرگز نمی تواند به اهداف تعیین شده در سند تحول بنیادین دست یابد.بهسازی و تحول در برنامه ریزی درسی و آموزشی،فراهم آوردن فرصتی برای گفت و گو، بحث و جمع آوری نظرات،توجه به خواسته های دانش آموزان و اجرای خواسته های آنان،برگزاری مننظم جلسات شورا های دانش آموزی و رسمیت بخشیدن به آنها و... می تواند مربیان را در این زمینه یاری دهد.شیوه تدریس من به گونه ای خواهد بود که دانش آموز مطالب عنوان شده را صرفاً الگو و راهنمایی برای تحقیق و پژوهش خود می یابد و هرگز اجباری در حفظ مطالب درسی وجود نخواهد داشت.او می تواند نسبت به یافته های خود و کلیات مطرح شده در کلاس آزادانه بیندیشد، مقايسه و انتقاد کند تا در نهایت اطلاعات در ذهنش پایدار شود.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

تربیت دانش آموز چند ساحتی از اهمیت بسیاری برخوردار است.در همین راستا به ارتقای مهارت های ناظر به ساحت های شش گانه تربیت خواهم پرداخت که در ادامه به آنها اشاره می کنم.1-ساحت اعتقادی،عبادی و اخلاقی:الف)انس با قرآن کریم و اجرای برنامه های منظم و هدفمند قرائت و حفظ قرآن کریم و تشویق متربیان به شرکت در این مراسم.ب)کسب مهارت تولید محتوا با موضوع زندگی نامه اهل بیت و استفاده از آن به منظور آشناکردن دانش آموزان با سبک زندگی اسلامی.2-ساحت زیستی و بدنی:الف) رشته ورزشی شنا:شرکت در کلاس های آموزشی شنا و داشتن مهارت لازم جهت کمک به دانش آموزان در اردو های تفریحی ب)شرکت در دوره های هلال احمر و آشنا کردن دانش آموزان با اصول نشستن و برخواستن صحیح در محیط کلاس و مدرسه.3-ساحت اجتماعی و سیاسی:الف)سفر به استان های مختلف کشور و آشنایی با آداب و رسوم اقوام مختلف.ب)مطالعه به منظور افزایش اطلاعات پیرامون سیاست های کلان کشور و تحلیل و تفسیر آنها. 4-ساحت اقتصادی و حرفه ای:الف)آشنایی دانش آموزان با اصول کسب رزق حلال.ب)فراگیری یک حرفه(مثلاً نجاری) و آموزش آن به متربیان تا در پایان تحصیلات رسمی عمومی بتوانند درآمد کسب کنند.5-ساحت علمی و فناوری:الف)یادگیری روش های نوین پژوهش علمی و نوآوری در آموزش.ب)آشنایی با موفقیت های دانشمندان کشورمان در عرصه علم و فناوری .6-ساحت زیبایی شناختی و هنری:الف)خوش نویسی و تشویق دانش آموزانی که زیبا می نویسند.ب)درک زیبایی های جهان به منزله مظاهر جمال و کمال الهی و ایجاد چنین نگاهی در متربیان.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

مهم ترین مفاهیم اخلاقی و اجتماعی که تلاش دارم متربیان به خوبی فراگیرند،عبارتند از:1-احترام به پدر و مادر:در جامعه امروز شاهد از بین رفتن جایگاه والای پدر و مادر هستیم و بر خود لازم می دانم تا در قرآن ،احادیث و روایات به مطالعه بپردازم و نتایج آن را به دانش آموزان انتقال دهم.2- فداکاری:فرهنگ ایثار و فداکاری به عنوان عامل بقای جامعه اسلامی ما، نیاز به تبیین بیشتری برای نسل جدید دارد.3- انفاق:در شرایط کنونی جامعه و به دلیل تحریم های ظالمانه علیه کشورمان ، مردم می توانند با کمک های مالی به حل برخی مشکلات نیازمندان کمک کنند.4- صبر و شکیبایی:انسان در طول عمر خود با امتحانات و ابتلائات زیادی روبرو می شود که تقویت روحیه صبر و استقامت در برابر سختی ها می تواند به او در پشت سر گذاشتن این مشکلات کمک کند.5-ایمان:همان طور که خداوند وعده داده، اعتقادی آگاهانه ، باوری همراه با تعهدپذیری و پذیرشی همراه با تلاش و حرکت می تواند برای غلبه بر دشمنان و پیروزی فرد و جامعه در جبهه های سیاسی اقتصادی، اجتماعی و... کافی باشد. وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ﴿آل عمران:139﴾ و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!

دارای دیدگاه توسط (360 امتیاز)

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

اصول تربیت اسلامی الهام بخش روش های تعلیم و تربیت مورد استفاده من خواهند بود.از مهم ترین این مبانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:1-مبانی هستی شناسی:جهان هستی هدفمند است و خداوند غایت و هدف آن است.اطلاع یافتن از این موضوع که جهان آفرینش بی دلیل خلق نشده و همه موجودات به سوی هدف خلقت(خداوند) در حرکتند،می تواند باعث ایجاد انگیزه ای مضاعف  در بین متربیان شود.از این رو من همیشه این موضوع را برای دانش آموزانم با استناد به قرآن کریم بیان خواهم کرد.2-مبانی انسان شناسی:خداوند توانایی ویژه به نام عقل و خرد به انسان ارزانی داشته است.تشویق دانش آموزان به خردورزی و تفکر ودرگیر کردن آنها در فرایند تدریس،ارزشیابی و طراحی سؤالات باعث استفاده هرچه بیشتر آنها از اندیشه انسانی خواهد شد.3-مبانی ارزش شناسی:ارزشمند دانستن هر عمل هم تابع حسن فعلی و هم وابسته به حسن فاعلی است.به دانش آموزانم یاد آوری خواهم کرد که هر عملی علاوه بر این که باید فی نفسه صحیح باشد و انسان را به کمال برساند،لازم است تا با انگیزه و نیت خیری نیز انجام شود. 4.مبانی معرفت شناسی:شناخت انسان با موانع و محدودیت هایی همراه است.درست است که انسان می تواند هر دو لایه هستی(غیب و شهود) را درک کند اما مواردی مثل شناخت ذات اقدس الهی یا واقعیات جهان ماوراءالطبیعه ناتوان است.من از این اصل استفاده می کنم و از دانش آموزان با توجه به شرایط خانوادگی و میزان استعداد و علاقه آنها به درس انتظار خواهم داشت.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

بارش فکری،مهم ترین تکنیک و روش تأثیرگذار من در حوزه تعلیم و تربیت است.زمانی که دانش آموزان در تعامل با یکدیگر مطالب را یاد بگیرند،هم اعتماد به نفسشان افزایش می یابد و هم یادگیری عمیق و پایدارتری را تجربه خواهند کرد.استفاده از روش های معلم محور بازدهی به مراتب کمتری خواهد داشت و دانش آموزان همیشه خود را وابسته به معلم می بینند.در روش بارش فکری، مربی فقط جهت می دهد و اشکالات را هموار می کند؛در حقیقت جوینده و یابنده خود متربی است.همچنین می توان آموزه های متعالی تربیتی را نیز با جمع آوری نظرات متربیان و دسته بندی آنها آموزش داد.بدین صورت که با استدلال های منطقی و محکم،لزوم یک اصل دینی را اثبات کنیم و اجازه دهیم تا متربیان،خودشان نتیجه گیری کنند.این گونه است که پرورش و آموزش هر دو به یک اندازه مورد توجه قرار می گیرند و مدرسه به یک محیط یادگیری همه جانبه تبدیل خواهد شد.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

در حال حاضر در نظام تربیت رسمی عمومی کشور، برخی از رویکرد ها و اقدامات تربیتی و آموزشی بی فایده و بعضاً مضر هستند.بنابراین این قوانین و رویکرد ها در کلاس من جایی نخواهند داشت.برخی از آنها عبارتند از:1-تعیین ساعت آموزشی مشخص برای دروس:این قانون و الزامی که در پی دارد، باعث می شود تا علاقه دانش آموز به درس کاسته شود، مدیریت کلاس برای معلم دشوار گردد و تدریسش برای دانش آموزان یکنواخت گردد.2-عدم توجه شایسته به امور دینی متربیان:در جامعه ای که معنویت قلب تپنده آن است، لازم است تا متربیان به طور ویژه و تخصصی با معارف اسلامی آشنا گردند.امروزه به دلیل بی توجهی به معارف اسلامی، دانش آموزان حتی ازساده ترین تکالیف و احکام شرعی هم بی اطلاعند. 3. بها ندادن به نمرات تکوینی و مستمر: با اعطای ضریب بالا به نمرات پایانی دانش آموزان، عملاً نمرات مستمر بی تأثیر شده و هر کس حافظه قوی تری داشته باشد، نمره بالاتری کسب می کند.4- بی توجهی به حضور و غیاب دانش آموزان: این امر موجب کم شدن ارتباط متربی با نظام تربیت رسمی عمومی کشور در هر دو زمینه آموزشی و پرورشی می شود.5- نبود تغذیه رایگان در مدارس: آثار منفی نبود تغذیه رایگان در مدارس، به ویژه در مناطق کمتر برخوردار و در مدارس نوبت صبح قابل مشاهده است.

نتیجه گیری:

در پایان لازم به یادآوری است که تدریس و آموزش با چالش ها و دشواری های متعددی روبروست اما با توکل بر خدا وبا تلاش خستگی ناپذیر می توان بر این دشواری ها غلبه کرد.من با استفاده از مبانی، اصول و روش هایی که پیشتر به آنها اشاره کردم، کلاس خود را مدیریت می کنم و متربیان را در رسیدن به اهداف برنامه درسی و تربیتی یاری خواهم داد. بعد از مدتی آثار درخشان این اصول و روش ها آشکار می شود و دانش آموزان در مسیری که سند تحول بنیادین تعیین کرده گام خواهند برداشت.مهم ترین نتیجه این فلسفه معلمی پیش برد اهداف تربیتی به موازات دیگر اهداف درسی است.زمانی که مدرسه به معنای واقعی تبدیل به کارخانه انسان سازی شود، افراد جامعه با هر سطحی از دانش، اصول اخلاقی را رعایت می کنند و با تعهد و تلاش وظایف دینی ، سیاسی ، اجتماعی و ...  خود را انجام خواهند داد.

 

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (322 امتیاز)

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

به نام خدا، امیرحسین جمشیدی هستم، دانشجوی آموزش زبان انگلیسی در مرکز آموزش عالی شهدای مکه و اگر خدا بخواهد به زودی در شهرستان بهارستان معلم زبان انگلیسی خواهم شد. به ورزش بسیار علاقمند هستم و مدام در حال یافتن مسیری برای پیشرفت در استعداد هایم هستم.

از نظر من مفهوم فلسفه یعنی راه و روش، و هر کسی که می خواهد وارد یک راه و حرفه شود، باید فلسفه آن را درک کند. فلسفه به ما می گوید که دقیقا به چه علت در یک مسیر گام میگذاریم و هدفمان را تبیین می کند. من به عنوان یک معلم باید برای خودم یک بیانیه ارزشمند فلسفی داشته باشم چون که اولا به زندگی و حرفه و هدفم معنا و جهت می دهد، دوما باعث بهبود روابط من با دانش آموزانم می شود. یک بیانیه فلسفی نشان می دهد که من در چه مسیری و برای چه هدفی گام می گذارم.

۱- شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

 من جایگاه معلمان را بسیار حیاتی در جامعه می‌دانم. آن‌ها نقش اساسی در تربیت نسل جوان و انتقال دانش و ارزش‌ها به جامعه دارند. معلمان نه تنها مسئولیت آموزش مطالب درسی را دارند بلکه به عنوان مربیان و راهنمایان، در تربیت شخصیت و اخلاق افراد نیز دخیل هستند. نقش معلم به عنوان الگوی اجتماعی نیز بسیار مهم است؛ ایشان با رفتار و ارتباطات مثبت، تأثیر بزرگی در شکل‌دهی به تفکرات و اعمال جامعه دارند. همچنین، ارتقاء مهارات ارتباطی و اندیشه‌های نوآورانه از دیگر ابعاد نقش معلمان است. معلمان با تأثیرگذاری در آموزش و تربیت، دستاوردهای جوامع را بهبود می‌بخشند و به توسعه فردی و اجتماعی کمک می‌کنند. در نتیجه، جایگاه معلمی نه تنها در حوزه تحصیلی بلکه در ساختار جامعه به عنوان پایه اصلی توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود.

۲- ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط معنادار بین خداوند، جهان، و انسان یک پیدایش فلسفی و دینی است که به تعهد خداوند در آفرینش جهان، هدف و معنا در زندگی انسان اشاره دارد. در دیدگاه‌های دینی، این ارتباط نشانگر رابطه عمیق بین خلقت، مقصد انسان و دستاوردهای اخلاقی است.

در تربیت متربی، این ارتباط به عنوان راهنمایی اخلاقی و روحانی برای کودکان مورد استفاده قرار می‌گیرد. من با آموزش ارزش‌های اخلاقی، توسعه دیدگاه‌های دینی و ترقی ویژگی‌های روحانی، کمک به شکل‌گیری ارتباط مثبت با خداوند، جهان و دیگر انسان‌ها می کنم. این فرایند به متربی من کمک می‌کند تا با احترام به ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی، به جامعه مشارکت کند و زندگی معناپذیرتری را تجربه کند.

۳- اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهدافی که می‌خواهم دانش‌آموزانم به آن دست یابند، بسیار اساسی و گسترده هستند. تقویت مهارات اندیشیدن و حل مسائل به آنها کمک می‌کند تا بهترین راه‌حل‌ها را پیدا کنند، همچنین تربیت اخلاقی و اجتماعی مانند احترام، همدلی، و تعهد اهمیت زیادی دارد. توسعه مهارات ارتباطی و همکاری به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا در جمع‌آوری و به اشتراک گذاری اطلاعات موثر باشند. به علاوه ایجاد انگیزه داخلی برای یادگیری و پیشرفت مهم است. توسعه مهارات کار تیمی و رهبری به آنها این امکان را می‌دهد که در جوامع مختلف با موفقیت فعالیت کنند. آموزش مهارات زندگی مانند مدیریت زمان، حل تعارض، و مدیریت استرس نقش مهمی در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنان دارد و ارتقاء خلاقیت و تفکر نوآورانه برای مواجهه با چالش‌ها و مسائل پیش رو اهمیت دارد. همچنین ترویج اهمیت ادبیات و هنر به آنها کمک می‌کند تا به عنوان فردی توانمند و دارای دیدگاه گسترده در جامعه نقش بپذیرند. در نهایت تشویق به پیگیری اهداف شخصی و شناخت توانمندی ‌های فردی نیز از اهداف مهم است.

۴- نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

به عنوان یک معلم، در کلاس درس نقش اصلی من در ایجاد محیط آموزشی پویا و تعاملی است. من سعی می‌کنم با استفاده از روش‌های تدریس متنوع و جذاب، دانش‌آموزان را به یادگیری فعال و مستمر ترغیب کنم. ارتقاء مهارات ارتباطی و همکاری نیز جزو اهداف من در کلاس است.

در خارج از کلاس درس، تلاش دارم ارتباطات مثبت با دانش‌آموزان و والدین برقرار کنم. با برگزاری جلسات مشاوره و اطلاع‌رسانی، نقش فعالی در حمایت از توسعه تحصیلی و رفتاری دانش‌آموزان دارم. همچنین، با حضور در جلسات مشارکت اجتماعی مدرسه، به تحقق هدفهای جوامع محلی کمک می‌کنم. من به دنبال ایجاد ارتباط مثبت و انگیزه‌بخش با دانش‌آموزان هستم و سعی می‌کنم آن‌ها را به عنوان افراد مستقل و مسئول باشند. با ترکیب دستیابی به اهداف آموزشی با توجه به نیازها و توانمندی‌های هر دانش‌آموز، من تاکید دارم تا تأثیر مثبت در زندگی تحصیلی و شخصی هر فرد بگذارم.

۵- چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

برای ارتقاء خردورزی و تفکر انتقادی در متربیان، از راهکارهای عملی زیر استفاده خواهم کرد:

سوال پرسیدن: متربیان را به پرسش‌های فعال برای تحلیل و درک بهتر مسائل تشویق می کنم.

مطالعه فعال: علاقه به خواندن کتب و مقالات متنوع را ترویج می دهم که باعث افزایش دایره دانش متربیان می شود.

بحران‌پذیری: به متربیان چگونگی مواجهه با نظرات مختلف و برخورد با ایده‌های جدید را آموزش می دهم.

گفتگو و تبادل نظر: آنها را به گفتگوهای باز در خانواده و محیط آموزشی برای تبادل نظر و انتقاد مثبت تشویق می کنم.

پروژه‌های تحقیقاتی: مهارت تحقیق و جستجوی اطلاعات برای حل مسائل و افزایش دانش را در وجود آنها ارتقاء می دهم.

این راهکار های مهم باعث رشد سطح تفکر انتقادی و خردورزی متربی می شود.

۶- شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

۱.ساحت اعتقادی و عبادی: در ساحت اعتقادی سعی می کنم با ارزیابی و تحلیل اطلاعات، افراد را به چالش بکشم و در ساحت عبادی با تفکر و تامل بطور عمیق، با اعتقادات و ارزش های دینی خود آشنا می شوم.

۲.ساحت زیستی و بدنی: سعی می کنم با رعایت تغذیه سالم و فعالیت بدنی و ورزش، مهارت بدنی خود را تقویت کنم و با حفظ سلامتی، انرژی مورد نیاز روزانه ام را تامین کنم. همچنین با تقویت مهارت بدنی، می توانم باعث حفظ سلامت روانی ام نیز بشوم.

۳.ساحت اجتماعی و سیاسی: با یادگیری تعامل اجتماعی می توانم ارتباط موثرتری با افراد جامعه برقرار کنم و با آنها در حیطه های مختلف همکاری کنم. همچنین می توانم مهارت حل اختلاف را نیز کسب کنم که در مواجهه با نظرات مختلف، کارآمد ترین راه ممکن را انتخاب کنم

۴.ساحت اقتصادی و حرفه ای: در این ساحت با یادگیری مهارت مدیریت مالی می توانم درآمدها، هزینه ها و... را مدیریت کنم و یک برنامه ریزی درست مالی داشته باشم. همچنین می توانم با بروزرسانی مهارت ها، یادگیری مداوم و... به مهارت توسعه فردی دست یابم.

۵.ساحت علمی و فناوری: مهارت تحقیق و تجزیه و تحلیل اطلاعات چیزی است که با تمرکز بر روی این ساحت می توانم در آن بیشرفت کنم و با مهارت نوآوری و خلاقیت نیز می توانم راه حل های نوآورانه و... در حوزه علمی و فناوری ارائه دهم.

۶.ساحت زیبایی شناختی و هنری: یادگیری مهارت تجسم و ذهنیت هنری و همچنین مهارت انتقادی در هنر به من کمک می کند تا دیدگاهم در حیطه هنری را به شیوه خلاقانه ای اعلام کنم و آثار و عناصر هنری را ارزشیابی کنم.

۷- پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۱.احترام به دیگران:

متربی را به گوش دادن به دیدگاه‌ها و احترام به نظرات دیگران در محیط آموزشی تشویق می کنم.

۲.مسئولیت‌ پذیری:

تربیت متربی به منظور درک مسئولیت‌های خود و اجرای وظایف به دقت، مثل مراقبت از محیط زیست را در دستور کار قرار می دهم.

۳.تعامل اجتماعی:

مهارت‌های ارتباطی و همکاری در گروه‌ها، مثل پروژه‌های گروهی در کلاس را به متربیان آموزش می دهم.

۴.عدالت اجتماعی:

سعی می کنم فهم مفاهیم عدالت اجتماعی و مشارکت در فعالیت‌های خیریه برای حمایت از اقشار ضعیف را ترویج دهم.

۵.همچنین با آموزش اخلاق حرفه ای به آنها یاد می دهم که در حرفه مدنظرشان همواره متعهد به شرافت و قولشان باشند.

۸- با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

اصول تربیت اسلامی اساساً بر اساس ارزش‌های دینی مبتنی هستند که به مفاهیم مختلفی از جمله هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی توجه دارند. در این میان، اهمیت ارزش شناسی به عنوان یک اصل اساسی تربیت اسلامی بر روی ذهنیت و رفتار فرد تأثیرگذار است. مبنای اسلام در ارزش شناسی بر اصول اخلاقی و انسانی تأکید دارد. به عنوان مثال، احترام به دیگران، انصاف، بخشندگی و صداقت ارزش‌های اسلامی هستند که در هر جنبه از زندگی تربیتی باید سایه افکنند. این ارزش‌ها، روحیه مسئولیت‌پذیری و همدلی را تقویت کرده و انسان را به سوی ارتقاء جامعه هدایت می‌کنند. با توجه به این اصل، روش‌های تربیتی می‌توانند از طریق تدریس داستان‌های اخلاقی اسلامی، تبیین مثال‌هایی از زندگی پیامبران و ائمه، و ایجاد فضاهای آموزشی با ارکان اخلاقی، این ارزش‌ها را در نوجوانان تقویت کنند.

۹- مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

تکنیک اصلی من در تربیت و تدریس، ترکیب رویکردهای تعاملی و کاربردی است. با ایجاد فعالیت‌های جذاب و مشارکتی، سعی می‌کنم دانش‌آموزان را به یادگیری فعّال و اعمال عملی ترغیب کنم. استفاده از مطالب عملی و مثال‌های واقعی نیز برای تقویت درک دانش‌آموزان از مفاهیم مهم است. برای تعریف محیط مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه‌جانبه، توجه به چند اصل اساسی اساسی است. اولاً، ایجاد فضای آموزشی با امکانات مناسب و متنوع برای تحول بهتر است. دوماً، تشویق به همکاری و تعامل بین دانش‌آموزان به ایجاد یک فضای یادگیری جمعی کمک می‌کند. سوما، ارتقاء فرآیند ارزیابی منصفانه و بهره‌ور برای انگیزه‌بخشی بیشتر در یادگیری ضروری است. همچنین، فرهنگ تشویق به خلاقیت و تفکر نوآورانه در محیط مدرسه نقش مهمی در تحول آموزشی ایفا می‌کند. ایجاد ارتباط مثبت و مداوم با والدین نیز به تعزیز همکاری میان خانه و مدرسه کمک می‌کند. این اقدامات باعث می شود که مدرسه به عنوان یک محیط پویا دیده شود.

۱۰- شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟

۱.ترک روش‌های یادگیری سنتی:

به دلیل اینکه رویکردهای نوین تربیت و یادگیری، مانند یادگیری مبتنی بر مسئله، تفکر انتقادی و همکاری گروهی، بهبود بیشتری در توسعه مهارات فردی و انتقال دانش فراهم می‌کنند.

۲.فراهم کردن فضاهای آموزشی تعاملی:

به منظور تحریک فعالیت‌های گروهی و افزایش مشارکت فعال دانش‌آموزان در فرایند یادگیری.

۳.ترک تکرار مکرر مطالب بدون ارتباط با واقعیت‌های زندگی:

بر اساس رویکرد تحول گرا باید مطالب درست و مفید برای زندگی روزمره فراهم شوند تا دانش آموزان بتوانند اطلاعات را به کاربرد عملی برسانند

۴.استفاده از انگیزش مثبت به جای ایجاد ترس:

تربیت اثربخش نیازمند ایجاد انگیزه و شور در دانش آموزان است و استفاده از ترس به عنوان ابزار تربیتی تا حد زیادی ممکن است موجب کاهش انگیزه و اشتیاق آموزشی شود.

۵.توجه به تنوع فردی و احترام به ارزش های مختلف:

با توجه به پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی لازم است در تدریس و تربیت احترام به تنوع فردی و توجه به ارزش های متنوع متناسب با محیط فرهنگی دانش آموزان را ترکیب کرد.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

بیانیه فلسفی معلمی باعث تعریف دقیق‌تر از اعتقادات، ارزش‌ها، و هدف ‌های یک معلم می‌شود. این بیانیه در کل تأثیرگذاری مثبت بر تدریس و تربیت دانش‌آموزان دارد. با ارائه یک بیانیه فلسفی، معلم نه تنها جهت و راهنمایی واضح تری برای خودش دارد بلکه قادر است این ارزش‌ها را به دانش‌آموزان نیز انتقال دهد. به علاوه، این بیانیه به عنوان یک سنگ ‌بنای تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای معلم در مواجهه با چالش‌ها عمل می‌کند و تاثیر مستقیم در ایجاد یک محیط آموزشی مثبت و موثر دارد.

4 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (442 امتیاز)

به نام خدا

مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

من سینا قره داغی هستم ۲۲ ساله و دانشجوی ترم سوم رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان شهدای مکه. محل خدمت من شهرستان شهریار می باشد یعنی قرار است در این شهر شغل شریف معلمی را شروع و ادامه بدهم. یکی از مهم ترین دلایلی که باعث شد من این شغل را انتخاب کنم پدرم است. زیرا او هم یک معلم بود و الان بازنشست شده است. از اول در این محیط به لطف پدرم بزرگ شدم و علاقه مند به تدریس شدم. یکی از مهم ترین ویژگی هایی که می توانم از خودم مثال بزنم صبوری است. من خیلی آدم صبوری هستم. صبور و خونسرد. یکی دیگر از ویژگی های بارز من مسئولیت پذیری است. برای مثال من وقتی یک مطلبی را تدریس می کنم باید مطمئن باشم تا همه آن مطلب را به خوبی و به درستی یاد گرفته اند یا خیر. همان طور که می دانیم داشتن یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی، نقشه راه من و برنامه های من معلم را نشان می دهد و مانند شناسنامه برای معلم است. این بیانیه مانند اثر انگشت منحصر به فرد و متعلق به من است و اهداف و افکار من را نشان می دهد.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی و نقش او در جامعه دارید؟

همان طور که می دانیم معلم جایگاه و منزلتی دارد که برای هیچ کسی پنهان نیست و کسی نمی تواند آن را انکار کند. به نظر من معلم مهم ترین و تاثیر گذار ترین فرد جامعه است. برای مثال همان طور که پدر من و شغل او من را متاثر کرد و به نوعی الگوی من به حساب می آید، معلم نیز نقش پدر و الگو برای جامعه مخصوصا بچه ها دارد. از این رو مهم ترین شغل و حرفه هم از نظر آکادمیک و هم از نظر اخلاقی و تاثیر گذاری معلمی است. هر شغل و شاغلی که وجود دارد توسط معلم راهنمایی و تربیت شده است. رئیس جمهور، پزشک، مهندس و... همه این ها توسط معلم ها آموزش داده شده اند. همینطور معلم در ادیان مختلف هم دارای جایگاه ویژه ای است و همه پیامبران مانند معلمی دلسوز راه و جبهه حق را به مردم نشان می دادند. به زبانی دیگر همه می دانیم که معلمی شغل انبیاست. در نتیجه باید توجه ویژه ای به معلمان در جامعه شود و با در نظر گرفتن اهمیت شغل ان ها باید همیشه حمایت شوند تا دغدغه های فرعی دیگری نداشته باشند و تمام تمرکزشان را روی تدریس بگذارند و انسان هایی را تربیت کنند که با سواد باشند و خدا را همیشه یاد کنند.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

ارتباط خداوند، جهان و انسان از مهم ترین مباحث معرفت شناسی است. در این مبحث معرفت شانسی بحث می شود که انسان از کجا آمده؟ چه موجودی است؟ جایگاه او در آفرینش چیست؟ و... امام علی (ع) می فرماید: خدا رحمت کند آن که را که بداند از کجا آمده؟ در کجاست؟ و به کجا می رود؟. اولین مهم ترین ارتباط، ارتباط انسان با خالق خودش است. خداوند به عنوان خالق کل هستی ارتباط مستقیمی با همه مخلوقات دارد و انسان به عنوان اشرف مخلوقات باید از این ارتباط استفاده لازم را ببرد و رضایت خداوند را جلب کند. رابطه انسان با خدایش رابطه خالق و مخلوق است که در این ارتباط خالق کمال مطلق و بی نیاز است ولی مخلوق همواره نیازمند و فقیر در برابر خالقش است. همین وضعیت را می توان به ارتباط مربی و متربی بیان کرد. متربی همواره به عنوان یک نیازمند که می توان گفت نیازمند یادگیری و مربی به عنوان استاد و همه چیز دان معرفی کرد. این ارتباط باید ارتباط موثر و معناداری باشد. معلم فردی عالم است و احترام به عالم احترام به علم است و احترام به علم و عالم هر دو لازم است.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اهداف به زندگی ادمی معنا می دهد و مایه حرکت است. تعیین اهداف دانش اموزان برای معلمان و دانش آموزان بسیار مهم است. من به عنوان معلم باید با دانش آموز خود اهداف اموزشی اجتماعی و یا شخصی را تعیین کنم و زمانی که دانش آموزم به این هدف می رسد، آن دستاورد را تحصین کنم تا انگیزه بیشتری در دانش آموز ایجاد شود. در ابتدا اول باید چیستی هدف و نقش آن و انواع آن را برای دانش آموزان بیان کنم. برای مثال فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت و یا میان مدت را بدانند و سپس شروع به تعیین کردن هدف های خود با کمک من کنند. یکی از اهدافی که دوست دارم دانش آموزانم به آن دست پیدا کنند ارتقای مهارت های ارتباطی آنان است. زیرا دنیا دنیای ارتباطات است و اگر کسی نتواند به درستی ارتباط بگیرد نمی تواند موفق باشد و دیگر هدفی که دارم این است که مهارت های اخلاقی آنان را ارتقا بدهم که این هم مربوط به ارتباط موثر است. داشتن مسئولیت پذیری، احترام گذاشتن به همدیگر، صداقت و... از جمله مهارت اخلاقی است که باید ان را یاد بگیرند.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

پیامبر اکرم (ص): خداوند و فرشتگانش بر معلمی که به مردم خوبی می آموزد، درود می فرستند. اولین اجتماعی که کودکان پس از خانواده وارد آن می شوند مدرسه و محیط کلاس می باشد و مهم ترین دوره شکل گیری شخصیت کودک دوره ابتدایی است و مدرسه به نوبه خود مرکز مهمی است که در آن افکار و عقاید کودک شکل می گیرد. در مدرسه کودک درس هایی درباره زندگی و همچنین ریشه و اساس عادات و رفتار خوب و بد را می آموزد و در مسیر زندگی او تأثیر می گذارد. بنابراین به طور کلی می توان گفت که خانواده و مدرسه هر دو مسئول پیشرفت ها، موفقیت ها، سربلندی ها و همچنین بدبختی ها، ناسازگاری ها و سرشکستگی های کودک هستند. بنابراین معلم نقش خیلی مهمی هم در داخل کلاس و هم در خارج از کلاس دارد. من به عنوان معلم وقتی از نظر شخصیتی، اخلاقی، علمی در بالاترین سطح خورد قرار بگیرم، به طور غیر مستقیم بر روی دانش آموزان تاثیر می گذارم یا به عبارتی دیگر نقش الگویی دارم. نه تنها در محیط کلاس درس بلکه در خارج از کلاس درس پوشش، رفتار و گفتار معلم ها مورد توجه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان ابتدایی قرار می گیرد و از آن ها یاد می گیرند.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

خردورزی و تفکرانتقادی مهارت هایی هستند که باید آنها را به صورت عملی و مستقیم به متربیان آموزش داد. برای ارتقای خردورزی و تفکرانتقادی، باید متربیان را وادار و تشویق به انجام یک سری کارها کنم. وقتی دانش آموزان با مسئله ای روبه رو می شوند باید آنها را تشویق به حل مسئله کنم. وقتی متربیان با مسائل مختلف رو به رو می شوند به جای ترسیدن از آن باید به دنبال یافتن راه حل برای آن باشند. یکی دیگر از روش های ارتقای خردورزی و تفکر انتقادی تشویق به سوال پرسیدن است. باید به آنها یاد بدهم تا هر موقع سوالی در ذهنشان پیش بیاید به جای مخفی کردن آن، بپرسند یا آن پاسخ را با مطالعه و تحقیق بیابند. همچنین ایجاد بحث های گروهی خیلی موثر است. در این روش دانش آموزان در مورد موضوعات و مسائل مختلف بحث و گفتگو می کنند و نظر خورد را بیان می کنند و باید قدرت انتقاد و مخالفت را هم داشته باشند و اگر نظر دیگری داشته باشند به صراحت و شجاعت آن را بیان کنند و قدرت دفاع از افکار و نظرات خود را داشته باشند.

دارای دیدگاه توسط (442 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

1. تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

• مهارت خودشناسی و دگرشناسی برای پاسخ گویی مسئولانه به نیازها و محدودیت ها با درک موقعیت خود و دیگران را تقویت خواهم کرد.

• پیوسته تلاش خواهم کرد برای خود سازی و اصلاح دیگران از طریق مهار غرایز طبیعی، تقویت اراده، حفظ عزت نفس، خویشتنداری و کسب فضائل اخلاقی.

2. تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی

• موقعیت اجتماعی و سیاسی خود و جامعه را درک خواهم کرد و خردمندانه با تحولات اجتماعی مواجه خواهم شد.

• بازشناسی، حفظ و اصلاح آداب، رسوم و هنجارها و ارزش های جامعه در پرتو نظام معیار اسلامی را مورد توجه قرار خواهم داد.

3. تعلیم و تربیت زیستی و بدنی

• جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی خود و دیگران تلاش خواهم کرد.

• کوشش مداوم فردی و جمعی برای حفاظت از محیط زیست و احترام به طبیعت را در نظر خواهم گرفت.

4. تعلیم و تربیت زیبایی شناختی و هنری

• زیبایی های جهان آفرینش به منزله ی مظاهر جمال و کمال الهی درک خواهم کرد و ذائقه ی زیباشناسانه خود را ارتقا خواهم داد.

• به زیباسازی محیط زندگی و پیراستن آن از انواع زشتی های معنوی و اخلاقی و زیست محیطی توجه خواهم کرد.

5. تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای

• مسائل اقتصادی خود و جامعه و رعایت الگوهای ملی تولید، توزیع و مصرف را خواهم فهمید.

• شایستگی های لازم جهت هویت حرفه ای و انتخاب آگاهانه شغلی متناسب با توانایی ها و علایق خود کسب خواهم کرد.

6. تعلیم و تربیت علمی و فناورانه

• برنامه ریزی و اجرای آگاهانه فعالیت های علمی پژوهشی برای دست یابی خود و جامعه برای آینده مطلوب مهارتی است که در ساحت تقویت خواهم کرد.

• شناخت و بهره گیری از نتایج تجارب بشری در حوضه علم و فناوری دیگر مهارتی است که به آن توجه خواهم کرد.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

مفاهیم اخلاقی و اجتماعی برای فرد و جامعه بسیار مهم هستند و یادگیری و عمل به آنها باعث می شود زندگی خوبی در کنار هم داشته باشیم. یکی از مهم ترین مفاهیم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهم کرد تا متربی آن را یاد بگیرد، تعهد است. تعهد در روابط اجتماعی و حرفه‌ای نیز بسیار مهم است. به عنوان مثال، تعهد و پایبندی به قوانین و مقررات محیط کار، رتقای اعتماد و روابط خوب با همکاران و سازمان را تضمین می‌کند. دفاع از حقوق خود و دیگران یکی دیگر از آن مفاهیم است. فرد باید اول به حقوق دیگران احترام بگذارد و در زمان مناسب از آن دفاع کند. صداقت مهم ترین مفهوم اخلاقی است. ممکن است در شرایط اضطراری و خاص دروغ گفتن راحت ترین و سریع ترین راه باشد ولی اگر متربی آثار صداقت را بداند هیچ وقت به دروغ گفتن روی نمی آورد. متربی باید تواضع و فروتنی را یاد بگیرد و خاکی باشد به عنوان مثال یک مدیر باید تواضع و فروتنی را در رفتارش نشان دهد تا محبوب و مقبول باشد. همدلی و هم دردی هم در شرایط خاص باعث می شود تا متربی شرایط دیگران را درک کند و و از چشم دیگران به دنیای اطراف نگاه کنند. برای مثال، اگر مشکلی برای یکی از همکلاسی های دانش آموزان پیش بیاید آنها می توانند با مهارت همدلی خود از درد و غم فرد کم کنند و همچنین ارتباط موثر را یاد بگیرند.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

1. هستی شناسی

خداوند مبدا و منشا جهان هستی و یگانه مالک، مدبر و رب حقیقی همه موجودات است. برای مثال، این اصل به من کمک می کند ما وقتی به مشکلی می خورم به خداوند توکل کنم و ابراز نیاز کنم.

2. انسان شناسی

انسان برحسب فطرت و آفرینش، جویای همه مراتب کمال است. برای مثال، با توجه به این اصل، کمال طلبی انسان باعث می شود تا هیچوقت از پیشرفت و بالارفتن دست نکشد و همواره برای زندگی تلاش کند.

3. معرفت شناسی

انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران توانایی دارد. طبق این اصل خداوند توانایی را به ما داده تا جهان هستی را بشناسم و موقعیت خود و ارزش خود را درک کنم.

4. ارزش شناسی

عدالت اساسی ترین ارزش اخلاقی و اجتماعی در نظام معیار اسلامی است. برای مثال، تربیت فرزندان بر پایه صداقت، احترام، عدالت و بخشش باعث می شود تا رشد کنند و فضائل اخلاقی را در خود تقویت کنند و خود را از رذائل اخلاقی پاک کنند.

دارای دیدگاه توسط (442 امتیاز)

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

یکی از بهترین و موثرترین روش تدریس، روش تدریس فعال است که منجر به یادگیری فعال دانش آموزان می شود. در این روش تدریس دانش آموزان همراه با معلم خود در کلاس درس فعالیت می کنند. در این روش ما معلمان در کلاس درس نقش هدایت کننده را داریم و در واقع مسیر یادگیری و آموزش را به آنها نشان می دهیم. در این روش تدریس دانش آموزان با یکدیگر مشارکت دارند با باعث تشویق در یادگیری می شود. یکی از راه های این روش تدریس ایجاد گروه مشارکتی در دانش آموزان است. برای مثال وقتی دانش آموزان در یک گروه قرار می گیرند سعی می کنند تا با هم همکاری و مشارکت کنند تا بتوانند مسئله ای را حل کنند و این باعث می شود تا ارتباط اجتماعی آنها هم تقویت شود. همچنین می شود آنها را تشویق به بحث گروهی کرد. مثلا یک موضوعی به آنها داده می شود و با هم فکری و بحث گروهی در حول آن موضوع بحث می کنند. در این روش استفاده از تکنولوژی و فناوری برای تولید محتوا و ارائه انها به صورت تعاملی خیلی می تواند موثر باشد. چند عامل وجود دارد که باعث می شود محیط مدرسه یک محیط یادگیری همه جانبه و تاثیرگذار باشد. اولین عامل محیط یادگیری است. ایجاد محیط یادگیری و کلاس درس تعاملی و جذاب که برای دانش آموزان خسته کننده و حوصله سربر نباشد. همچین امکاناتی مثل سالن ورزشی، آزمایشگاه، فضای باز و... . عامل دیگری که از نظر خیلی حائز اهمیت است و همه معلمان باید مهارت آن را داشته باشند، داشتن روش های آموزشی و روش تدریس جذاب و متنوع است. همان طور که گفتم روش های فعال، مشارکتی و تعاملی باعث می شود تا یادگیرنده در کلاس درس به معلم در تدریس کمک کند و مشارکت داشته باشد.

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

من به عنوان یک معلم اثربخش و آشنا با روش های نوین سعی می کنم بعضی از رویکرد هایی که در مدرسه انجام می شود را انجام ندهم و آن ها را ترک کنم. برای مثال امروزه در بسیاری از مدرسه ها روش تدریس های تکراری و غیر فعال و خسته کننده استفاده می شود که در آن معلم فقط فعالیت می کند و دانش آموزان غیر فعال هستند و دخالتی در این فرآیند ندارند. من با استفاده از روش های فعال سعی می کنم تا دانش آموزان را در مسیر یادگیری تشویق کنم و همراه من مشارکت داشته باشند. مورد بعدی انتقاد پذیری است. به دانش آموزانم این فرصت می دهم تا از من انتقاد کند، از روش تدریس و اخلاق و رفتارم تا در صورت لزوم آنها را به نفع متربی تغییر دهم. امروزه توجهی به نیاز های دانش آموزان نمی شود و همیشه شخصیت و نیاز های آنها نادیده گرفته می‌شود. من به عنوان یک معلم که می توانم در بعضی از موارد به دانش آموزان کمک کنم باید نیاز های آنان را بدانم به آنها کمک کنم. در حال حاضر در مدارس میان دانش آموز های قوی و ضعیف تفاوت قائل می شوند و این باعث می شود تا انگیزه دانش آموزان ضعیف به کل از بین برود. من به عنوان معلم باید همه دانش آموزانم را در یک سطح ببینم و یکسان آنها توجه کنم. و در مورد آخر هم سعی من بر این خواهد بود که ارزش های ملی و فرهنگی و همچین دینی مورد توجه قرار بدهم و اطلاعات لازم را درمورد ارزش های دینی و فرهنگ ملی کشورمان به یادگیرنده بدهم و آنها را جوری تربیت کنم که همه کارهایشان در راه رضایت خدا باشد.

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روشهای گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

معلمی شغلی است پر از چالش و در تمام زمینه ها باید به خوبی مدیریت شود و مشکلات و چالش هایی که بر سر راه معلم هستند با روش های جایگزین و همچنین توکل به خدا و تدبیر معلم قابل حل هستند. من به این اعتقاد دارم که مهم ترین و عظیم ترین دستاورد معلمان، پروش سرمایه انسانی است و در شرایط فعلی با آموزش خودباوری و ناامید نشدن از خود و خدا می توانند همیشه انسان هایی با دانش و با روحیه بالا و موفق برای جامعه تربیت کنند و در این شرایط حساس کشور نقش تاثیرگذاری داشته باشند. من به عنوان یک معلم همیشه تلاش خواهم کرد تا دانش آموزانم را به بهترین نسخه خود هم از نظر دانش و هم از نظر شخصیتی تبدیل کنم و همواره کمک حال آنها باشم و بتوانم به حول قوه الهی و به نوبه خودم، در پیشرفت و آبادانی کشورم نقش موثری داشته باشم.

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (194 امتیاز)

دانشجومعلم عزیز! لطفا خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟

سلام و عرض ادب بنده فرجام بوربور هستم ۲۲ ساله و در حال حاضر دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشکده شهدای مکه می‌باشم. محل خدمت من فاز ۴ پردیس بومهن هست و از لحاظ آب‌و‌هوایی واقعا خوشحال و راضی هستم از این موضوع.اگر بخوام درمورد ویژگی های خودم بگم باید عرض کنم که ویژگی های من به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم می شوند که بیرونی عبارت است از تلاش و درگیری مستمر با زبان انگلیسی و آموزش و متود های آن از سنین پایین چون بنده از ۱۰ سالگی آموختن زبان رو شروع کردم و از سال ۱۳۹۸ متود های تدریس را فراگرفتم و اما ویژگی درون که عبارت است ازعلاقه و اشتیاق من به تدریس که حتی در همان سنین پایین‌تر هم به من به این کار می‌پرداختم اما در اجماع دوستان و هم سن‌وسال‌های خودم و آنها هم بازخورد مثبتی نسبت به این موضوع میدادند و باعث افروخته شدن هرچه بیشتر این شوق در من می‌شدند.

درخصوص داشتن بیانیه منحصر به فرد هرکدام از معلمین باید عرض کنم که این بیانیه مانند چراغ راه ما عمل خواهد که به طوری که قبل از مواجهه با شرایط دشوار آموزش در مدارس ما راه کار آن را داده ایم و همانطوری که پیش تر عرض کردم این بیانیه مانند چراغ راه و همچنین چهارچوب کلی ما در حین تدریس می‌باشد که وقتی ما وارد کلاسی شدیم هدفمند باشیم و بدانیم به کجا خواهیم رسید.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟

به نظر بنده بعد از خانواده که اولین جامعه هر فرد و پدر ‌و مادر که هرکدام اولین مربی‌ها و معلمین هر شخص هستند مدرسه و معلم بیشتر و پررنگ ترین نقش در خصوص تربیت را دارند چرا که مانند کوزه گری که به گل رس شکل می‌دهد و آنچه را خواهان آن است و به آن نیاز دارد را از دل آن حجم از گل بیرون می‌آورد معلم نیز می بایست بر اساس تعالیم دین و نیاز‌های کشور نسل جوان را که سرمایه‌های اصلی هرکشوری هستند تربیت کند و به سمت هدف خود سوق دهد بنابراین می توانیم بگوییم معلم نقش رهبر و هدایت کننده نسل جوان را بر عهده دارد.

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟

در این رابطه همانطور که همگی به موضوع علت و معلولیت اشراف داریم باید عرض کنم که وجود ما و جهان هستی متکی به وجود خداوند که خالق تمام آن است می‌باشد پس همینطوری معنای زندگی ما نیز گره‌خورده به وجود خالق یکتای مان است. بنابرین ما به عنوان معلیم می‌کوشیم که این مسيله را حتی در امور درسی به متربی ها منتقل بکنیم که هدف نهایی ما از یادگیری چه چیزیست و علم و تکنولوژی نوین برای چه زندگی و زیست مارا تسهیل می کنند؟ زیرا ما در این جهان تنها می کوشیم تا توشه‌ای برای آخرت خود که جایگاه ابدی ماست آماده کنیم و از پرداختن تنها به اموز دنیوی  می‌پرهیزیم.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

با توجه به شرایط فعلی جامعه ایران و انحرافات جوانان که حاصل از استفاده بی‌هدف و آموزش ندیده آنها از فضای مجازی می‌باشد اما در این رابطه متاسفانه خیلی اوقات مشاهده شده است که بسیاری از افراد صاحب منصب و به خصوص آموزش و پرورش فقط سعی در پاک کردن صورت موضوع و نگاهی بنیادی به موضوع طرز فکر و اهداف جوانان ندارند پس هدف من ایجاد تغییر ریشه‌ای در ساختار تفکر آنها می‌باشد که قطعا خوشحال می‌شوم  که در مسیر رشد فکری و توانایی تفکیک خوب از بد و توانایی تصمیم گیری‌شان راهنمای آنها باشم.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

قطعا این موضوع در جایگاه اول مرتبط با سبک ‌زندگی و شیوه برخورد معلم خارج از کلاس میباشد برای مثال معلمی را در نظر بگیرید که در روستایی همزمان تدریس و زندگی میکند بنابراین دانش آموز و اولیا حتی خارج از کلاس نیز تحت تاثیر رفتار و منش او خواهند بود بنابراین باید تلاش بکنم که اشکال ها و ایرادات زندگی خودم را تا حد امکان کم بکنم. پس از سبک زندگی نکته دوم ارتباط مستقیم با نحوه فعالیت فعالیت در کلاس درس دارد و همچنین تکالیفی که برای دانش‌ آموزعنوان میکند برای مثال دانش‌آموزی را در نظر بگیرید که عادت دارد از مدرسه فرار کند و از درس و کلاس می‌گریزد در این موقعیت من به عنوان معلم وظیفه دارم با واگذار کردن تکالیف مناسب و او را درگیر کنم و نحوه نگرش او به مدرسه را تغییر دهم پس این احساس مسئولیت کردن حتی خارج از فضای مدرسه نیز با اون خواهد ماند.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟

در رابطه با تفکر انتقادی باید بگویم که کاملا مرتبط است با قدرت تفکیک خوب از بد و توانایی تفکر انفرادی و قوه تصمیم گیری که تمام آنها را پیشتر عنوان کردم.

برای آموزش عملی این موضوع و تقویت مهارت‌هایی که در خط اول ذکر کردم میبایستی یک جریان که واقعاً در جامعه رخ داده را در کلاس به اشتراک بگذاریم برای مثال اتفاقی که اخیرا برای مهسا امینی رخ داد و همگی شاهد بودیم که رسانه های خارجی چقدر بر روی این موضوع مانور دادند و چقدر سرمایه برای بزرگ نمایی ‌آن در سطح جهانی انجام دادند پس از اشتراک گذاری این واقعه به آنها فرصت تجزیه و تحلیل بدهیم و بگذاریم هر دو سوی موضوع را ببینند و بشنوند در کنار این موضوع جریانی مثل جورج فلوید شهروند آفریقایی-آمریکایی را در اختیارشان بگذاریم در انتها با توجه به واقعیت امر تصمیم گیری نهایی را انجام بدهند. 

دارای دیدگاه توسط (194 امتیاز)

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

1.  ساحت اول تربیت اعتقادی و عبادی و اخلاقی است که مهارت من به عنوان معلم می تواند این باشد که با تلاش و کوشش و کسب اطلاعات و دانش کافی و مناسب بتوانم تا حد امکان به دانش آموزان در این موضوع کمک بکنم.

2.  ساحت دوم تربیت زیستی و بدنی است که می گوید وظیفه من به عنوان معلم فقط به کلاس درس و اجتماع اطرافم ختم نمی شود و باید خودم را با چالش های فیزیکی و ورزشی رو به رو بکنم تا به توانم این مهم را به دانش آموزانم منتقل بکنم تا هر چه بیشتر به سلامت و بهداشت جسمانی خود که تنیده با سلامت و بهداشت روانی و خط و جهت فکری می باشد اهمیت دهند به اصطلاح عقل سالم در بدن سالم.

3.  ساحت سوم تربیت اجتماعی و سیاسی که این وظیفه را به من منسوب می کند که باید کاملا با هنجار ها  ارزش های جامعه خود آشنا باشم و ارتباط و وظایف و حقوق  بین نهاد های دولتی و سیاسی را به خوبی بدانم و درک بکنم سعی کنم و بکوشم که نگاهی باز و منطقی نسبت حوادث و اتفاق هایی که در اطرافم رخ می دهد داشته باشم و بتوانم تجزیه و تحلیل کنم و در انتها تصمیم گیری درست داشته باشم.

4.  ساحت چهارم تربیت اقتصادی و حرفه‌ای که من معلم باید با کسب مهارت مدیریت مالی و کسب درست و حلال اول به زندگی خودم سامان بدهم و بعد از آن بتوانم به دانش آموزانم منتقل کنم.

5.  ساحت پنجم تربیت علمی و فناوری من را وا میدارد تا بکوشم برای کسب مهارت و شیوه های نوین حل مسئله و کسب دانش و مهارت لازم برای بهبود و ارتقای سطح زندگی شغلی و همچنین زندگی شخصی و رفاه

6.  ساحت ششم تربیت زیبایی شناختی و هنری که با کسب مهارت لازم بتوانیم آثار و اجسام که دارای زیبایی ظاهری و معنوی هستند را تشخیص و تفکیک کنیم حتی با شرکت در کلاس ها و تمرین بتوانیم آثار هنری خلق بکنیم.

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

اولویت بندی پنج مفهوم اجتماعی-اخلاقی از دیدگاه من:

1.  اولین مورد احترام است پس هر فردی از کودکی باید به شیوه های آموزش ببیند که به افراد دیگر احترام بگذارد و به حقوق و مسؤولیت های خود و دیگران کاملا اشراف داشته باشد برای مثال در خانواده که اولین کانون تربیتی هر شخص است این مسئله بسیار حایز اهمیت است.

2.  دومین مورد مسؤولیت پذیری است که همانطوری که پیشتر عنوان کرده ام هر شخص میبایستی به مسئولیت ها و حقوق خود کاملا اشراف داشته باشد چون یکایک کودکان و دانش آموزان در آینده ای نه چندان دور صاحب مقام و مسئولیت های کوچک و بزرگ می شوند برای مثال ما می توانیم با آموزش برآمدن از پس مسئولیت های فردی خودشان آنها را برای مسئولیت های در سطح کشور حتی آماده بکنیم .

3.  سومین موضوع مسئله عدالت است چون به عقیده بنده یکی از ستون های جامعه الهی و ولایت فقیه متکی بر  عدالت است پس ما می‌ کوشیم تا نسل جوان و خام را با اصول عدالت و شناخت حق آشنا کنیم و همانطور که پیشتر گفتم می توانیم این موضوع را با امور کوچک تر در سطح فردی به آن ها بیاموزیم برای مثال نوبت و صف ساده ای که برای خرید نان رعایت می کنیم می تواند تمرین اولیه بسیار خوبی باشد.

4.  چهارمین مورد اجتناب از دروغ و صادق بودن در تمامی اوقات می باشد چه بسا فرد در موقعیت بدی باشد که با صداقت امکان آزردن فرد مقابل وجود داشته باشد به عقیده شخصی بنده صداقت چه در زمان مناسب و چه نامناسب جایز و حق است حتی اگر موجب ناراحتی ما بشود.

5.  موضوع آخر تعامل و همکاری است که بنابر اجتماعی بودن فطرت انسان از لازمه های زندگی هر فردی می باشد چه بسا ما در حال زندگی در جامعه ای هستیم که هدف نهایی مشترکی داریم پس هرکدام از ما در ساخت هر بخش از این هدف نهایی مسئولیم و به قول معروف باید گوشه ای از کار را بگیریم برای مثال روستایی را در نظر بگیری از مدرسه متوسط دوم برخوردار نیست پس وظیفه افراد آن روستاست که هر کدام در سهم خود و به توانی که دارد همکاری و تعامل لازمه را داشته باشند تا به هدف نهایی خود و ساخت مدرسه برسند.

 

در جایگاه معلم متعهد می شوم  که هر روزه بکوشم که این فضایل اخلاقی را اول در خود و سپس در دانش آموزانم تقویت کنم.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

با در نظر گرفتن اولین اصل در مبانی هستی شناسی که معطوف به شیوه خلقت و فطرت درونی و هدف نهایی انسان است به عنوان معلم باید بکوشم تا تعالیم و آموزه هایم فقط امور دنیوی را در بر نگیر و به اصطلاح فرع را به جای اصل در اولویت قرار ندهم. 

اصل بعدی در حوزه انسان شناسی است که می گوید انسان دارای روح است نه تنها یک کالبد آفریده شده از گل پس به عنوان معلم باید همیشه صرف نظر از توانایی جسمی روح و احساسات دانش آموزان را در نظر قرار بدهم و سطح توقع خودم را بسته به شخص بالا و پایین بگذارم.

در اصل معرفت شناسی به عنوان معلم باید تمامی وجوه علمی که به دانش آموزانم انتقال می دهم را در نظر بگیرم که بتوانم هم بعد مادی و هم بعد غیر مادی آن را در نظر داشته باشم.

اصل آخر که ارزشی شناسی باشد ما معلمین باید با ارزشیابی علمی که داریم مطمئن شویم علمی که منتقل می کنیم آیا نیکی و سومندی کافی برای دنیا و آخرت ما دارد؟ و اگر دارد آیا مسیر ما را در راه تقرب الهی تسهیل می کند؟

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

طبق واحد هایی که گذرانده ام و تجربه ای که دارم مجموعا میتوانم بگویم کلاسی موفق است که توسط خود دانش آموزان به جریان بی افتد و اداره شود تکالیف انجام شود و دروس به جریان پیدا کنند برای مثال تدریس یک صفحه مطلب را در نظر بگیرید.

من به عنوان معلم آن کلاس از جلسه پیشین قطعا به آنها این تکلیف را میدهم که در منزل مطالعه داشته باشند سپس در که از آنها میخواهم که مطلب کلی آن صفحه را توضیح دهند با این روش دانش آموزان با ادبیات ساده اما مفهوم خود آن را برای هم بازگو میکنند و در انتها تنها یکبار مرور درس توسط معلم موجب فهم کامل و برطرف شدن مشکلات و افزوده شدن آموزه های جدید می شود.

البته نمی شود گفت این روش در همه جا ۱۰۰٪ پاسخگو خواهد بود پس معلم باید با ارزشیابی کلاس و دانش آموزان و در نظر گرفتن پیش زمینه و سطح علمی آن ها بهترین متود را در پیش بگیرد.

دارای دیدگاه توسط (194 امتیاز)

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

1.  افزایش سخت گیری در خصوص مدل اصلاح مو و پوشش دانش آموزان به دلیل آن که آن ها نماینده قشر دانش آموز در جامعه هستند.

2.  تلاش بیشتر برای تعیین تکالیف هدفمند و دوری از تکالیف بیش ‌از حد نوشتنی که از زده شدن دانش آموزان نسبت به مدرسه کاسته شود.

3.  تلاش مسئولین مدرسه برای بهبود روابط خود با دانش آموزان به دلیل تغییر نسل جوانان و تغییر ذهنیت آنها.

4.  تبیین دستورات و احکام سخت گیرانه در خصوص ورزش صبگاهی در مدارس به دلیل اهمیت بالای سلامتی جسمانی دانش آموزان.

5.  استفاده حداکثری از تجهیزات و ادوات موجود در مدارس در خصوص درس های تخصصی مانند شیمی و غیره ...

نتیجه گیری: در چند سطر نتیجه گیری کنید که شما با این مبانی و تاکید بر اصول و روش های گفته شده چگونه با چالش ها روبرو می شوید و چه توفیقات و دستاورد ملموسی خواهید داشت.

با توجه به تمام نکات عنوان شده در این بیانیه قطعا با مشکلات بهتر دست و پنجه نرم خواهم کرد چرا که این نسخه از بیانیه قرار نیست تا همیشه به همین حال بماند و با توجه به تجارت و دانشی که هر روز آن ها را به روز خواهم کرد این بیانیه نیز بروز خواهد شد اما این بیانیه حتی در سطح فعلی خود قطعا تسهیل کننده راه من خواهد بود.

در حال حاضر فکر می کنم بزرگترین دستاورد من ایجاد کلاسی است که جدای از درس و تکالیف در آن شیوه زندگی و مهارت های دینی و اخلاقی مانند احترام و راستی و اخلاص وجود دارد

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (210 امتیاز)

به نام خدا

مقدمه: من مهرشاد الله یاری، معلم درس زبان انگلیسی، فی‌الحال دانشجو ی همین رشته در دانشگاه فرهنگیان شهدای مکه و استخدام وزارت آموزش و پرورش برای تدریس در ناحیه 1 شهر ری واقع در منطقه 20 تهران هستم. برای داشتن مسیری مشخص در تمامی مراحل زندگی حرفه ای یک معلم از آغاز تحصیل در دانشگاه فرهنگیان و مستمراً در دوران تدریس، داشتن یک بیانیه فلسفه معلمی از جمله واجبات است.

 1: جایگاه معلم در دیدگاه مردم جامعه جایگاهی بسیار حساس و شکننده است زیرا انجام دادن وضایف را بدیهی و کوچک ترین خطا را جنایت میبینند. اما ارزشمندی کار معلمان بر هیچکس پوشیده نیست. شغل معلمی یعنی سرمایه گذاری با عمر و دانش در نسل آینده به امید شرایط بهتر و توانایی بیشتر آنها. برخلاف دیگر مشاغل، معلمان در اکثر موارد خود، نتیجه کار خود را نخواهند دید زیرا همانطور که خود میدانند تاثیری که نهایتا در سه سال بر روی یک دانش آموز بخصوص میگذارند، دست کم شش سال برای جوانه زدن و ده سال برای شکوفه دادن زمان خواهد برد. به عنوان مثال، معلمی که به شخص بنده زبان انگلیسی را آموزش داد،خصوصا معلم سال هشتم که بیشترین سهم را در علم بنده از زبان انگلیسی داشته، بی خبر از این است که ساختار زندگی فعلی من را به کامل شکل داده است اما من تا آخر عمر خود را مدیون ایشان میبینم.

2: برای پاسخ به این سوال باید ابتدا دانست که با توجه به دامنه ی گشترده ای از آیات و احادیث، همه چیز در جهان ازآن خداوند است و هرگونه مالکیت انسان در جهان مادی، موقت است. به شخصه من علم و دانش را از این گشتره مستثنا نمیبینم و باور دارم که همانند ارثی که از گذشتگانم به من رسیده و بعد من به فرزندانم میرسد، بنده موضف هستم که علمی را که از معلمان و مدرسانی که توفیق حضور در کلاسشان را داشتم دریافت کرده ام را به شاگردان آینده خود برسانم و همانطور که در صورت مراقبت درست، ارثیه افزایش میابد، موضف هستم علمی را که دریافت کرده ام تا حد امکان گسترش دهم و مقدار بیشتری از آن را به نسل بعد منتقل کنم زیرا مانند هر دارای دیگری، علم من امانتی از سمت خداوند است و اگر این علم را با خود به گور ببرم در این امانت خیانت کرده ام.

3: اهداف مورد نطر بنده برای دانش آموزانم بدین شرح است. به عنوان معلم یک زبان خارجه به دانش آموزان، بنده معتقدم که مهم ترین وظیفه بنده ایجاد توانایی ارتباط مفید میان دانش آموزانم و جهان مدرن است. در حال حاضر این وظیفه بر عهده زبان انگلیسی است و ورای موضوع مورد نظر، برای دسترسی به منابع بین المللی در آن موضوع به دانش کافی از زبان انگلیسی نیازمند هستید و به همین دلیل بنده دانش زبان انگلیسی را یکی از مهمترین عوامل پیشرفت در نسل آینده میبینم. در ادامه هدف دوم بنده این است که درک کاملی از چارچوب کلی یادگیری هر زبانی نتها زبا انگلیسی دارم تا به دانش آموزانم کمک کنم که در آینده بتوانند زبان های خارجه دیگر را نیز راحت تر بیاموزند. هدف سوم و نهایی بنده این است که ورای موضوع تدریس خود، اهمیت شغل معلمی و انگیزه معلم شدن را در دانش اموزان پرورش دهم.

4: نقش بنده به عنوان یک معلم درون کلاس درس شامل:

1-آموزش کامل و درست مفاهیم و عناوین

2-شناسایی بهترین روش تدریس برای آموزش به هر کلاس

3-پیاده سازی درست روش تدریس مورد نظر

4-ارزشیابی صحیح و منصفانه عناوین تدریس شده

5-استفاده بجا از تکنیک های سخنوری و کنترل توجه

6-تدریس به موقع و به اندازه با توجه به حوصله شنونده

و در ادامه نقش بنده به عنوان یک معلم خارج از کلاس درس شامل:

1-شناسایی خصوصیات یک شهروند مفید

2-ایجاد خصوصیات یک شهروند مفید در خود

3-ایفای نقش یک فرد مسلمان در یک جامعه اسلامی

4-ایجاد تغییراتی که امید دیدن آن را در جامعه دارم، در ابتدا در خود

 5: هر انسان برای تبلور خردورزی و تفکر انتقادی خود نیازمند محیطی است که پذیرای این توانایی ها باشد و اگر و تنها اگر خود را در چنین جایگاهی ببیند اجازه استفاده از این توانایی ها را به خود میدهد پس به عنوان یک معلم ایجاد شراط این چنینی برا دانش آموزان در کلاس درس الزامیست. راهکار های مختلفی در این باره مطرح شده است اما به طور خلاصه متربی لازم است که به جای تدریس حوصله سر بر و یک طرفه که فایده و تاثیر خیلی کمی هم دارد، با استفاده از راهکار ها و روش های مختلف دانش آموزان را در فرایند تدریس دخیل کند و جای بیان مستقیم مفاهیم آنها را در مسیر یادگیری به شیوه و سرعت خودشان راهنمایی کند و همچنین به جای بیان سوال و جواب و توقع حفظ کردن آنها، درک کامل مفاهیم و روش کشف پاسخ از دل سوال مطرح شده را به آنان بیاموزد.

6: ساحت نتیجه و هدف کلی تربیت:

1-علم کافی از روانشناسی تربیت

2-دانش کافی از روند یادگیری و انواع مخلف آن

ساحت تربیت اعتقادی:

1-درک کامل مبانی و اهداف اصلی اسلام

2-آشنایی لازم با قوانین و مبانی اجتماعی دین

ساحت تربیت اجتماعی:

1-روش درست و مفید ارتباط با افراد جامعهو نهاد های دولتی و اداری و وظایف هر کدام

2-چگونگی توسعه آزادی فردی و اجتماعی برای خود و دیگران در جامعه

ساحت تربیت زیستی و بدنی:

1-آشنایی با باید ها و نباید ها برای ارتقا سطح سلامتی کلی

2-تعلیم مبانی سبک زندگی سالم

ساحت زیبا شناختی و هنری:

1-آشنایی با انواع هنرها و بهره بری کافی از هرکدام

2-درک معنای کلی هنر و اهداف آن

ساحت تربیت اقتصادی:

1-دانش لازم از علم اقتصاد و پیاده سازی آن در سبک زندگی خود

2-آشنایی با دامنه گسترده مشاغل و نکات مثبت و منفی آنها برای فرد شاغل

ساحت تربیت علمی و فناوری:

1-پیگیری و بروزرسانی علم خود از دنیای فناوری

2-پگونگی استفاده از فناوری های روز برای سهول زندگی و رسیدن به اهداف خود

دارای دیدگاه توسط (210 امتیاز)

 سوال 7: مفهوم اول: هرکس در زیر نظر خداوند آزادست و مختار به انتخاب مسیر و روش زندگی خود است و تا زمانی که به خود یا دیگری آسیبی نرساند نباید در تصمیمات آنها دخالت کرد

مفهوم دوم: انسان باید در رابطه با روابط اجتماعی خود محتاطانه رفتار کند زیرا علارغم شختی شناخت افراد در مدت زمان کم، باید از برقراری ارتباط با کسانی که شما را از اهدافتان دور میکنند و کیفیت زندگی شما را کاهش میدهند پرهیز کنید.

مفهوم سوم: بیان نظر و نصیحت و مشاوره دادن به دیگران بزرگترین مسیولیتی است که یک نفر میتواند بپزیرد و باید تا حد امکان از مشاوره و نصیحت بیجا دادن به دیگران خود داری کنید.

مفهوم چهار: تنها از کسانی تاثیر بپذیرید که میخواهید بیشتر از پیش شبیه به آنها بشوید و اگر کسی در زمینه مدنظرتان به درجات مورد هدفتان نرسیده نصایح ایشان را نشنیده بگیرید و مراقب باشید که تاثیری رویتان نگذارند.

مفهوم پنج: حرف درست را فارغ از گوینده اش بپذیرید و حرف غلط را فارغ از گوینده اش رد کنید و تا حد ممکن از بحث و جدل با دیگران خود داری کنید بخصوص در زمینه هایی که میدانید نمیتوانید نظرشان را تغییر دهید.

سوال 8:هستی شناسی: اولین راه برای شروع به شناخت خالق، شناخت بهتر مخلوقات است. با توجه به این اصل، در حوضه تعلیم و تربیت باید اطمینان حاصل کرد که دانش آموزان با ساز کار جهان و قوانین حاکم بر آن آشنایی کافی داشته باشند.

انسان شناسی: به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، یکی از اصولی که باید به طور مستقیم و یا غیر مستقیم در کلاس تدریس شود تنوع و تفاوت های فرهنگی و اخلاقی جوامع مختلف انسانی است و همانطور که شناخت مخلوقات خداوند به حقایقی درباره خود خدا پی میبریم، با مطالعه و بررسی زبان هر کشور میتوان به اطلاعات زیادی از آن کشور پی برد.

ارزش شناسی: مدریس خواسته یا ناخواسته بر روی دانش آموزان خود در مسایل درسی و غیردرسی تاثیر میگذارند لذا دانستن و پایبند بودن به ارزش های درست انسانی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

سوال 9: علارغم مطالعات بسیار که نشان دهنده تاثیر شایان استفاده از رسانه های صوتی تصویری و نوشتاری یک زبان برای یادگیری آن زبان است، هنوز هم به اندازه کافی و به درستی در مدارس ایران از این ابزار ها استفاده نمی شود. استفاده مفید از این ابزار ها از اهداف اصلی بنده خواهد بود.

تعریف مدرسه به عنوان یک محیط یادگیری همه جانبه بدین صورت است که دانش آموزان به همان اندازه و حتی گاها بیش از یادگیری مطالب گفته شده، اخلاق رفتار و منش معلم خود را ابتدا آزمایش و سپس تقلید میکنند و ازین رو اهمیت معلمان تنها در سطح علمی ایشان در درس تدریس شده نیست.

سوال 10:مورد 1: تکالیف بیش از حد برای یادگیری زبان هیپ فایده ای نخواهند داشت و حتی ممکن است آسیب زا نیز باشند.

مورد 2: دانش آموزان زمانی اطلاعات زبان خارجه ای را به یاد میسپارند که برایشان جالب توجه باشد در غیر این صورت میزان مراودات به آن زبان خارجه تاثیرات مثبت قابل توجهی نخواهد داشت.

مورد 3: نباید زبان انگلیسی را مثل دروس حفظی، طوطی وار تدریس کرد.

مورد 4: تا زمانی که اخلاق و رفتار یک معلم به دل دانش آموز ننشیند، تدریس به اندازه کافی موثر نخواهد بود.

مورد 5: در کلاس زبان انگلیسی باید تا حد ممکن از فارسی صحبت کردن پرهیز کرد. اگرچه این مسعله سالهاست در تمامی نقاط دنیا و حتی در کلاس های تخصصی زبان بدیهی است اما هنوز در مدارس نا دیده گرفته میشود.

نتیجه گیری: امیدوارم که بتوانم اهداف بیان شده ام را به درستی در کلاس های درس خود پیاده سازی کنم زیرا یقین دارم اگر موفق به انجام این کار بشوم، دانش آموزانم مسیر راحت تری برای کامل کردن دانش خود از زبان انگلیسی خواهد داشت و به طبع آن بدر بسیاری از عرصه های زندگی تحصیلی و حرفه ای شان، مفید تر و تاثیرگذارتر خواهند بود.

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
پاسخ داده شده توسط (470 امتیاز)
مقدمه: خودتان را معرفی و توصیف کنید که معلم چه درسی هستید و قراره در کدام شهرمعلم شوید و چه ویژگی دارید! و چرا باید یک بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی داشته باشید؟
به نام خدا
من محمدعلی حسین پور هستم. "دانشجوی آموزش زبان انگلیسی" در "مرکز آموزش عالی شهدای مکه" یا به‌طور خلاصه، "دانشجو معلم" هستم. ۲۰ ساله ام و به یاری خدا تا سه سال دیگر وارد عرصه تدریس در مدرسه خواهم شد. مدرسه ای که قرار است در بخشِ گلستانِ شهرستانِ بهارستانِ استانِ تهران باشد. مهم ترین ویژگی های شخصیتی من عبارت اند از: روابط اجتماعی بسیار قوی، مهارت محاوره ای بالا و قدرت برقراری ارتباط کلامی با اقشار مختلف جامعه، طنزپردازی خوب، درک سریع مطالب درسی و آموزشی، علاقه بالا به کار تیمی، و در نهایت، مهم ترین آنها یعنی اشتیاق برای خدمت به مردم. البته که مرز بین خودستایی و خودشناسی باریک است ولی امیدوارم ویژگی های نامبرده را در دسته دوم درنظر بگیرید.
و اما راجع به اهمیت بیانیه ارزشمند فلسفه معلمی. اگر بتوانید چیزی را درک کنید، باید بتوانید آن را به طور کامل در ذهن خود مجسم کنید. و اگر بتوانید چیزی را در ذهن خود مجسم کنید، باید قادر به انتقال تصویر ذهنی به صورت متن باشید. حال اگر معتقدید به درک جایگاه معلمی و فلسفه معلمی رسیده اید، باید بتوانید بیانیه خود راجع به آن را تنظیم کنید. اگر نتوانستید، یک جای کار می لنگد.

سوال یک: شخصا چه تفسیری از جایگاه معلمی  و نقش او در جامعه دارید؟
اولین جمله ای که در کودکی راجع به ارزش جایگاه معلمی شنیده ام، این است:
معلمی شغل انبیاست.
سنم که بیشتر شد، به مسئله مبعث پیامبر و اولین کلماتی که بر او وحی شد رسیدم:
بخوان. بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید...الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ
خداوند برای جامعهٔ مدنظرش داشت معلمی انتخاب میکرد و در اولین قدم، خودش را معلم معرفی کرد. در ابتدا خود را "خالق"، سپس "اکرم" و پس از آن معلم معرفی کرد. چه چیزی می‌توانست ارزش معلمی را بیش از این به من نشان دهد؟
خداوند می‌خواست جامعه ای را نجات دهد و هدایت کند و در اولین قدم، شروع به تربیت یک معلم کرد. این نشان می‌دهد که برای نجات هر جامعه‌ای، اولین قدم آموزش است. معلم، آهنگر ذهن هاست. آهن مذاب و نرمی که به دست آهنگر می‌رسد، می‌تواند به هر شکلی درآید و به هر میزانی محکم شود. کافی‌ست آهنگر اراده و خلاقیت کافی را داشته باشد و زحمت چکش‌زنی را نیز به جان بخرد. آن آهن، مصداق کودکان، نوجوانان و جوانان است که ذهن هایشان مانند آهن مذاب آماده چکش کاری و شکل گیری‌ست و اگر منِ معلم، منِ آهنگر، سستی کنم و بلغزم، چندین آهن ناخالص و بدشکل از زیر دستم خارج خواهد شد. پس برای آسیب زدن به یک جامعه، کافیست آهنگران ذهن آن جامعه را سست کنید. ‌

سوال دو: ارتباط معنا دار خداوند، جهان و انسان چیست؟ و این ارتباط چگونه در تربیت متربی بکار می بندید؟
مفاهیم انسان، خداوند و جهان سه ضلع مثلثی حیاتی را تشکیل می‌دهند و بدون یکی، دوتای دیگر معنا ندارد. اگر خالق (خداوند) نباشد، مخلوق (انسان) نیز وجود نخواهد داشت و نیز اگر مخلوق وجود داشته باشد، پس قطعا باید خالقی نیز پشت این خلقت باشد. و نیز اگر جهان نبود، مفهوم انسان و خداوند نیز ناقص می‌بود. منظور از جهان، تمامی مخلوقات خداوند و ارتباطات و به هم پیوستگی آنهاست.
حال چگونه از این مفاهیم باید در تربیت متربی بهره برد:
باید به متربی آموخت که به عنوان یک مخلوق، باید ابتدا خالق و جهان خود را بشناسد. باید بداند که هدف خالق از این خلقت چه بوده. باید بداند که بدون جهان و‌ جهانیان، نمی‌تواند به اهداف والای خلقت دست یابد. باید بداند او نیز به عنوان یک عضو ازین جهان، نقشی شاید کوچک‌ یا شاید بزرگ، ولی قطعی، در این جهان دارد.
شاید درک کامل این مفاهیم برای متربی سخت باشد، ولی باید او را در مسیر درستی قرار دهیم که در نهایت به درک کامل این مفاهیم منجر شود.

سوال سه: اهدافی که دوست دارید دانش آموزان خود به آن دست پیدا کنند چه موارد مهمی است؟ تبیین نمائید.

اولین چیزی که دوست دارم دانش آموزانم بیاموزند، تمایل به حق است. اگر در تمام کارهایشان حق را سرلوحه خود قرار دهند، نیمی از مسیر را رفته اند.

در دید من انسان باید همواره در جستجوی ۲ چیز باشد:
۱-تبدیل شدن به یک انسان بهتر و ۲-تبدیل کردن جامعه به جایی بهتر
به طور کلی تاثیر گذاری مثبت بر هر چیزی، مهم ترین هدف است. حال، اگر بخواهید چیزی را پیشرفت دهید و بر آن تاثیر مثبت بگذارید، باید اول آن را دوست بدارید. پس در وهلهٔ دوم به آنها خود دوستی و نوع دوستی را آموزش میدهم تا بتوانند هم انسان بهتری باشند و هم به جهان و جهانیان کمک کنند.

و در درجهٔ سوم، به آنها خواهم آموخت از استعداد ها و نقاط قوت خود استفاده کنند. به عقیدهٔ من، انسان برای پیشرفت کردن حد و مرزی ندارد. اما از طرفی، اگر استعداد و نقطه قوتی دارید، پس بهتر است به سراغ شکوفا کردن آن استعداد بروید چرا که برای پیشرفت در آن زمینه حداقل دوسه پله جلوترید. پس به جای سرمایه گذاری روی چیزهای دیگر، به سراغ استعداد های خود بروید تا سریع تر و بیشتر پیشرفت کنید.

سوال چهار: نقش شما به عنوان یک معلم اثر بخش در کلاس درس و در خارج از کلاس درس توصیف کنید.

زمانی که خودم دانش آموز بودم، و نیز اکنون به عنوان یک دانشجو، همواره اساتیدی که حتی در خارج از کلاس هم سعی بر تاثیرگذاری مثبت بر ما داشته اند را به گونه‌ای دیگر ستایش کرده ام. اما از طرفی متاسفانه برخی اساتید فقط به دنبال رساندن درس به سرفصل های قرارداد شده و پرکردن تایم اداری خود هستند. موضوعی که هرگز برای من قابل هضم نبوده چرا که آنها حرمت این شغل و جایگاه را حفظ نکرده‌اند.اگر معلم به جایگاه خود احترام نگذارد، چه توقعی از دانش آموز و دانشجو و بقیه اقشار جامعه است؟ پس حالا که قرار است خودم به عنوان یک معلم فعالیت کنم، باید همواره به نحوی رفتار کنم که هم دانش آموز کسب علم را عبادت ببیند و هم خودم احترام جایگاه معلمی را حفظ کرده باشم.

نکته دیگر اینکه یک معلم می‌تواند با یک جمله، یک رفتار، یک عادت، دانش آموزان خود را دگرگون کند. عادت وقت شناسی را به آنها بیاموزد. خوش رفتاری و متانت را به آنها بیاموزد. جمله ای به آنها بگوید که تا انتهای عمر فراموش نکنند. کاری که اساتید خودم پیش از این برای من انجام داده اند.

اما خارج از کلاس، معلم همچنان هم با دانش‌آموزان در ارتباط است و هم با اولیای آنها. حال اگر معلم به دانش آموز نشان دهد که حتی در خارج از کلاس هم برای او تلاش می‌کند دانش‌آموز خواهد فهمید که این فرآیند تربیت/تدریس/تحصیل از چه اهمیتی برخوردار است و خودش نیز با جدیت بیشتری پیگیر کسب علم خواهد بود.

سوال پنج: چگونه خردورزی و تفکر انتقادی را به صورت عملی در متربیان خود ارتقاء می دهید؟
مهم ترین چیزی که در این باره به آنها می آموزم این است که اشتباه کردن قابل پذیرش است اما تنها در صورتی که از اشتباه خودشان درس بگیرند. اگر به سطحی برسند که از همه اشتباهات خود درس بگیرند، توانسته اند به مراتب اعلای خردورزی برسند. چرا که در پسِ این درس گرفتن ها چند مرحله هست. اول باید بپذیرد که اشتباه کرده است و این تمرین تواضع و فروتنی و شجاعت است. دوم باید با خود تفکر کند که کجای راه را اشتباه کرده است و این هم تمرین خردورزی‌ست. و سپس باید به نتیجه برسد و اشتباه خود را یا جبران کند و یا حداقل تکرار نکند، که این هم تمرین اراده است.

و اما برای تفکر انتقادی، آنها را به پرسیدن سوال تشویق میکنم. به آنها می‌گویم که سعی کنند تقریبا هرچیزی را که می‌توانند زیرسوال ببرند و سپس سعی کنند برای هر کدام جوابی بیابند. یا به آنها تمریناتی می‌دهم که سعی کنند یکی از مشکلات کلاس، مدرسه یا حتی جامعه را یافته و برای آن راه حلی ارائه دهند.

البته که می‌توان روش های بسیاری را ذکر کرد اما در اینجا به همین میزان اکتفا میکنیم.

سوال شش: شما برای هر ساحت شش گانه تربیت چه مهارتی کسب خواهید کرد تا بتوانید دانش آموز چند ساحتی تربیت کنید؟ ( برای هر ساحت دو مهارت بیان کنید که خودتان هم به آن علاقه داشته باشید) چگونه؟

۱-ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی:
• درک و کسب فضائل اخلاقی-عمل به معروف، اولین قدم امر به معروف است.
• آشنایی بیشتر با بهترین منبع آموزشی، یعنی قرآن کریم

۲- ساحت تربیت زیستی و بدنی:
• یادگیری مبانی ورزش های مختلف
• آشنایی بیشتر با اصول بهداشت محیط زیست

۳- ساحت تربیت اجتماعی و سیاسی
• شناخت سیاست های داخلی/ملی و سیاست های ملل مختلف
• آشنایی با حقوق شهروندی، هنجار ها و اصول فرهنگی

۴-ساحت تربیت اقتصادی و حرفه‌ای
• آشنایی با روش های مختلف کسب درآمد با استفاده از توانایی های خود
• مدیریت درست مالی و جلوگیری از افراط و تفریط در مخارج زندگی

۵- ساحت تربیت علمی و فناوری
• یادگیری کار با رایانه و بهره گیری از ابزار مدرن آموزشی
• اطلاع از پیشرفت های رشته خود در سراسر جهان و جا نماندن از پیشرفت علم

۶- ساحت تربیت زیبایی‌شناختی و هنری
• آشنایی بیشتر با روانشناسی رنگ ها- چرا که می‌دانم در زیباسازی و جذابیت بیشتر درس تاثیر به‌سزایی دارد
• یادگیری خوش نویسی-دست خط خوانا و زیبا از ملزومات معلمی‌ست

سوال هفت: پنج مفهوم اخلاقی و اجتماعی که تلاش خواهید کرد متربی شما آن را کسب نماید، با ذکر مثال بیان نمائید.

۱- ادب و احترام
در فضیلت ادب و احترام که هر چه گفته شود کم است. انسانی که بویی از ادب نبرده یا احترام و احترام متقابل برایش ارزشمند نیست، هرگز نمی‌تواند بزرگ باشد و بزرگی کند. فردی که ادب ندارد، همه عرصه های زندگی را از پیش باخته است.

۲-شجاعت
مفهوم شجاعت و تفاوت آن با تهور، در سنین پایین باید جدی گرفته شود. انسانی که بویی از شجاعت نبرده همواره سرافکنده است. همواره باید آماده این باشد که حقش خورده شود و اعتراض هم نکند. فردی که شجاعت را به زندگی‌ و رفتارش اضافه نکند، شاید فکر کند جانب احتیاط را رعایت کرده است، ولی در اصل تنها موجبات عدم پیشرفت خود را فراهم کرده است.

۳-انصاف
رعایت حق و انصاف، وجدان انسانی را بیدار نگه می‌دارد.

۴-اجتماعی بودن
در این جامعه امروز، نمی‌توان خود را از اجتماع جدا کرد. داشتن روابط اجتماعی قوی می‌تواند شما را در تمام مراحل زندگی کمک کند.

۵-خونسردی
کسانی که در شرایط سخت می‌توانند خود را خونسرد نگه‌دارند، همواره از دیگران یکی دو پله جلوتر هستند.

سوال هشت: با توجه به اهمیت اصول تربیت اسلامی تلاش کنید ناظر به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی هر کدام یک اصل که در اولویت فکری شماست و بر روش های شما سایه خواهد افکند با ذکر مثال تبیین نمائید.

هستی شناسی: آفرینش جهان هستی غایتمند و خداوند غایت همه موجودات است.
اینکه همه ما برای هدفی خلق شده ایم و در نهایت به خداوند باز می‌گردیم، باعث می‌شود تلاش کنم تا نقش و هدف و رسالت خود در این جامعه را درک کرده و به سوی رسیدن به آن حرکت کنم.

انسان شناسی:
انسان بر حسب فطرت و آفرینش خود، به دنبال رسیدن به کمال بی‌نهایت است.
همان‌طور که گفته اند "آبی که یک‌جا بماند می‌گندد" انسانی که به دنبال پیشرفت نباشد، دچار رکود می‌شود و از ذات خویش دور خواهد شد. انسان باید همواره به دنبال پیشرفت و رسیدن به کمال باشد و من نیز به عنوان معلم همواره سعی خواهم کرد در شغل خود پیشرفت کنم و نیز به دانش آموزانم بیاموزم که پیشرفت و شکوفایی انتها ندارد.

معرفت شناسی: شناخت آدمی با محدودیت هایی همراه است.
عقل و جسم انسان محدود است و نمی‌تواند به درک بسیاری از چیز ها برسد. اگر محدودیت های خود را بشناسیم، بهتر می‌توانیم به سمت شکوفایی استعدادهای خود برویم. مثلا، اگر شما بدانید انتهای کدام مسیر بن‌بست است، بهتر و سریع تر می‌توانید مسیر های باز را طی کنید.

ارزش شناسی: یکی از ویژگی های مهم حیات طیبه اعتدال است.
اگر انسان در همه زمینه ها اعتدال را پیش بگیرد، می‌تواند جلوی اتفاق افتادن نیمی از مشکلات را بگیرد.

سوال نه : مهمترین تکنیک و روش تاثیرگذار شما در حوزه تربیت و تدریس چیست؟ و چگونه محیط مدرسه را یک محیط یادگیری همه جانبه تعریف می کنید؟

مهم ترین روش من،ایجاد یک محیط نظام‌مند است.

در طول تاریخ، ایرانیان همواره از استعداد های زیادی برخوردار بوده‌اند. همچنین در سمت دیگر، نظمی که سبک زندگی اسلامی دارد برای همه جهان روشن است و به‌طور کلی مسلمانان همواره با به کارگیری نظم و ترتیب در امورات زندگی، به خوبی پیشرفت کرده‌اند. و میبینیم که حاصل ترکیب این دو یعنی فرهنگ ایرانی-اسلامی، باعث به وجود آمدن عصری طلایی در تاریخ ایران و اسلام شد و دانشمندان زیادی از دل این عصر بیرون آمدند. پس من هم سعی خواهم داشت با ایجاد یک محیط آموزشی منظم، از استعداد های دانش آموزان به بهترین شکل بهره ببرم.
همچنین محیط مدرسه نیز باید محیطی باشد که در آن نظم و آرامش جریان داشته باشد به فعالیت های آموزشی بهتر رسیدگی شود. البته منظور از آرامش سکوت نیست؛ چرا که کودکان و نوجوانان اگر شاد و سرزنده و پرجنب و جوش نباشند، جامعه نیز سرزنده نخواهد بود.
دارای دیدگاه توسط (470 امتیاز)

سوال ده : شما خود را یک معلم اثر بخش ، روشنفکر ، تحول گرا و آشنا با روش های نوین تربیت و یادگیری با پشتوانه فرهنگ ملی و ارزش های دینی می دانید. وقتی مشغول حرفه ی معلمی شدید کدام  موارد از رویکردها و اقدامات تربیتی و آموزشی که اکنون در مدرسه انجام می شود را ترک می کردید؟ با ذکر دلیل 5 مورد را بیان نمائید.

 


مورد اول: «القای اینکه اگر درس نخوانید بدبخت میشوید.»
همه چیز درس و نمره نیست. شواهد و مثال هایش را همه جا می‌توانیم ببینیم. برخی معلمان برای اینکه متربیان خود را به سمت درس خواندن سوق دهند، ارزش درس را به شکلی دروغین بالا می‌برند. بله تحصیل مهم است، اما می‌توان این را با ادبیات و رفتاری بهتر به دانش آموزان ثابت کرد. "هر" فرد تحصیل کرده ای برای جامعه مفید نیست و بالعکس، هر فرد بی‌سوادی ارزش اجتماعی پایینی ندارد.

مورد دوم: «ترک اظهار نظر های سیاسی»
می‌توان گفت حداقل ۶۰٪ معلمان امروز، یا کاملا حامی نظام اند و گارد خود را در مواجهه با سوالات و صحبت های دانش آموزان راجع به مسائل سیاسی از بالا می بندند، یا کاملا ضدنظام اند و دیر رسیدن تاکسی و تاخیر در حضور در کلاس را نیز با هزار ترفند به ضعف نظام ربط می‌دهند. من به عنوان یک معلم نمی‌توانم در کار و کلاس بقیه اساتید دخالت کنم، اما حداقل سعی خواهم کرد آموزش های سیاسی و دینی را به استاد مطالعات اجتماعی ارجاع دهم.

مورد سوم: «بی توجهی به عنصر انگیزه»
در مدرسه ما با دانش آموزانی ۷ الی ۱۸ ساله سر و کار داریم.‌ این گروه سنی هنوز به این نکته که تحصیلات مفید است واقف نیستند. پس بعضی از آن‌ها صرفا می‌آیند دور هم با رفقا وقت بگذرانند و اشتیاقشان برای زنگ آخر بیشتر از زنگ شروع هر کلاسی‌ست. این ناشی از نداشتن انگیزه برای حضور در آن کلاس است. من به عنوان یک معلم، سعی خواهم کرد به روش های مختلف (مقتضیات و شرایط هر دانش آموز و هرپایه باید در نظر گرفته شود) اشتیاق دانش آموزان برای یادگیری را افزایش دهم.

مورد چهارم: «توجه برعکس به دانش آموزان»
برخی معلمان، هنگامی که می‌بینند یک دانش آموز در سطح پایینی قرار دارد، اورا طرد می‌کنند و کسی که نمره بالایی کسب می‌کند را نورچشمی خود کرده در بالای مجلس می‌نهند و تمام توجه خود را به او اختصاص می‌دنند. تشویق دانش آموزانِ قوی و مستعد کار بسیار خوبی‌ست ولی آیا نباید بیشتر وقت و توجه خود را معطوف دانش‌آموزان ضعیف تر کرده و سعی بر پیشرفت دادن آنها داشته باشیم؟

مورد پنجم: «محیط استرس زای کلاس»
بسیاری از معلمان (و حتی والدین) با ایجاد استرس برای دانش آموز سعی می‌کنند او را برای تلاش بیشتر تحت فشار قرار دهند. فشار آوردن به دانش آموز بد نیست اما مدرسه قرار نبوده جایی برای تجربه سنگین ترین استرس ها باشد. من به عنوان یک معلم هرگز سعی نخواهم کرد عوامل استرس زا و اهرم فشار را در کلاس درس پیاده کنم.

نتیجه گیری:
"معلمی شغل انبیاست" و انبیا هر کدام سخت ترین مسئولیت ها را داشته اند و زیباترین داستان هارا ساخته اند. و من نیز همواره گفته ام که شغلی انتخاب کرده‌ام که سنگین ترین مسئولیت جامعه را در خود جای داده است. اما از طرفی هرگز در انتخاب این شغل شک و‌ تردید به خود راه نداده ام و صرفا از خداوند منان خواسته‌ام تا به من در راه کسب شایستگی های معلمی کمک کند. میدانم که در سال های آینده قرار است چالش های بسیاری داشته باشم، اما نیامده‌ام که صرفا ساعات اداری خود را گذرانده و دستمزدی بگیرم و بروم پی زندگی ام. آمده ام تغییر ایجاد کنم و تاثیر مثبت بگذارم.
همانگونه که تا اینجا، با تلاش، پشتکار، نظم، کار تیمی، امید به آینده و یاری خداوند چالش ها را پشت سر گذاشته‌ام، ازین پس نیز به همان منوال و با همان راهبرد پیش خواهم رفت انشالله.

به تالار گفتگو خوش آمدید, اینجا مکانی است برای پرسش ، پاسخ و نقد و بررسی توسط اعضای فرهیخته تالار در موضوعات مختلف تعلیم و تربیت. ..................................................... دستورالعمل فعالیت در تالار:: :: :: :: :: 1- سوال جدید حول موضوع اعلامی باشد 2- پاسخ باید ناظر به سوال مطروحه باشد 3- دیدگاه و نقدها ناظر به پاسخ ها باشد. 4- پاسخ و دیدگاه،تحلیلی واستنتاجی باشد 5- مطالب ، باید کوتاه، جذاب و مفید باشد. 6- سوال باید مسئله محور و جزئی باشد. 7- از ورود به سوالات سایر گروه ها پرهیز شود.

100 سوال

1.8k پاسخ

2.5k دیدگاه

279 کاربر

...